دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب)

 

 

سیّدمحمّدحسین مرعشی

 (1)

کتاب Lexique-index du "Kitāb" de Sībawayhi (نمایه واژگان الکتاب سیبویه)، اثر ژرار تروپو، چاپ گراد، پاریس، Klincksieck، در سال 1976، در 262 صفحه، منتشر شده است.

 این کتاب، همان­طور که از نام آن پیداست، کتابی مستقلّ نیست. سوای مقدّمه نویسنده، سراسر کتاب نمایه­نامه­ای است از الکتاب سیبویه، نمایه­ای از واژگان و اصطلاحاتی که سیبویه برای توصیف و تحلیل نکات دستور زبان عربی در این کتاب به کار گرفته است. البتّه کلماتی که از شواهد زبان متداول زمان خود اخذ کرده و یا کلماتی که از آیات قرآن و یا از اشعار عربی گرفته شده، در این نمایه نیامده است. بخش عمده نمایه­های کتاب، اصطلاحات نحوی الکتاب است. پس از آن نامهای خاص: نام دستورنویسان و اهل بلاغت؛ نام شاعران؛ نام کشورها و قومها؛ شاهدهای قرآنی که در آن کتاب به کار رفته است و در پایان، تطبیق نمایه­ها.

 مؤلّف، در مقدّمه خود، ابتدا به پیشینه پژوهش درباره الکتاب می­پردازد:

تصحیح الکتاب، بسیار پیش از این، در سال 1881 آغاز شده بود. هارتویگ درن­بورگ (Hartwing Derenbourg) به عنوان نخستین مصحّح کتاب، آن­گونه که در مقدّمه­ جلد دومِ تصحیح خود آورده، در نظر داشته «ابتدا مقدّمه­ای انتقادی،  سپس واژگانی که هم کلّ کتاب را شامل شود و هم جزئیات را در برگیرد، پس از آن فهرست فصلها و سه جدول الفبایی برای نامهای خاص، آغاز بیتهای شعرها، اصطلاحات تخصّصی و صورتهای صرفی» فراهم آورد. او همچنین در نظر داشت، نمایه­های مشترک برای چاپ الکتاب به زبان اصلی و برای ترجمه­ آن به زبان آلمانی فراهم آورد.[2] درن­بورگ پیش از تحقّق برنامه­هایش برای الکتاب، درگذشت.

الکتاب دو چاپ دیگر نیز دارد. یکی در کلکته (1887 م.) و دیگری در بولاق (1898م.) که هیچ‌کدام دارای نمایه نیست. طبیعی است که نبود نمایه­ها، مراجعه به قدیم­ترین و با ارزش­ترین کتاب دستور زبان عربی را دشوار و در برخی موارد غیر ممکن می­سازد. البتّه در نیمه دوم سده بیستم، کتابهایی به زبان عربی انتشار یافت که دستیابی به الکتاب را ممکن­تر ساخته است: یکی از این کتابها، فهرست شواهد سیبویه[3] است که می­توان آن را نمایه شواهد ادبی الکتاب خواند. در صفحات 58 تا 158 این کتاب، قافیه­های شعرهای نقل شده در کتاب سیبویه به ترتیب الفبایی مرتّب شده­اند. کتاب دیگر، أبنیه الصرف فی کتاب سیبویه[4] است که بیشتر به موضوع صرف در اندیشه سیبویه پرداخته، بدین قرار، همه مشتقّات به کار رفته در کتاب را استخراج، و سپس دسته­بندی کرده است. به عقیده مؤلّف، الکتاب نیاز به نمایه­هایی داشت تا علاوه بر سهولت دستیابی به محتوای کتاب، بررسی اندیشه­های دستوری سیبویه را نیز ممکن سازد. از این رو، ژرار تروپو در این کتاب کوشیده است با گردآوری نمایه­های گوناگون: نامهای کسان، جایها، آیه­ها، شعرها، اصطلاحات تخصّصی و غیرتخصّصی، اجزای سازنده زبانی را فراهم آورد که سیبویه با آنها می­اندیشیده و سخن می­گفته است. و برای آشنایی دقیق­تر خواننده با سطح زبان­شناسانه کار به ترجمه واژگان سیبویه به زبان فرانسه پرداخته است. در نمایه الکتاب، معنی یا معانی متفاوت هر واژه و نیز حوزه معنایی آن به‌اختصار آمده، متضاد یا مترادف واژگان نیز پس از معنی آورده شده است. بدین منظور همه کلمات سیبویه در الکتاب، به غیر از ضمایر (شخصی، ربطی، اشاره، سؤالی و نامعیّن) گردآوری شده­اند. واژه­هایی با 1823 مشتق از 600 ریشه (جالب توجّه آنکه تنها چهار ریشه آن رباعی است)؛5 همه آیه­ها و شعرهایی که برای بیان نظراتش شاهد می­آورد؛ همه لغاتی که برای توصیف و تحلیل دستور زبان عربی مورد استفاده قرار می­دهد.

ریشه­یابی واژگان دستوری در زبان عربی، برای شرق­شناسان و نیز تئوریهای مختلف زبان‌شناختی که در دهه­های اخیر تا حدودی پیشرفت کرده است، اهمّیت بسیار دارد. همان­گونه که می­دانیم، دستور زبان عربی، به­ویژه از منظر سیبویه در الکتاب، با دستور زبان یونانی ـ لاتینی و زبان­شناسی مدرن، عمیقاً متفاوت است. از این رو، ترجمه واژه­های دستوری، از جنبه مفهوم کلّی و روش، مشکل ظریفی به وجود می­آورد. به نظر نمی­رسد بتوان برای واژگان دستوری عربی، در واژه­ها و اصطلاحات سنّتی، در واژگان گرامری زبانهای غربی، با رویکرد زبان‌شناختی کنونی، معادل دقیق یافت. به عبارت روشن­تر، نظام دستور زبانهای لاتین، با نظام دستوری عربی کاملاً بیگانه است. برای مثال، واژگانی چون «فاعل»، «مفعول»، «معلوم»، «مجهول»، «معرفه»، «نکره»، «اِعراب»، «تصریف»، «ضمیر»، «صفت»، «حرف» و «حرکت» در نظام دستور زبان عربی را نمی­توان معادل واژه­های متناظر آنها در زبانهای لاتین قرار داد، برای نمونه، زبان فرانسه:Suet, objet, actif, passif, détermination, indétermination, declinaison, conjugaison, pronom, adjective, consonne, voyelle. چنین برابرگذاری، سبب به هم ریختن و نامفهوم شدن دستور زبان عربی می­شود.

به عقیده تروپو برای نشان دادن ناتوانی برابریابی در اصطلاحات آلمانی نیز، می­توان به ترجمه گوستاو یان از الکتاب مراجعه کرد.6 برای پیشگیری از این تغییر معنایی و نیز پرهیز از جعل واژگانی جدید، به نظر می­رسد بهتر است اصطلاحات عربی را با حفظ معنای ریشه­شناختی و کاربرد دستوری آن ترجمه کنیم. تروپو، به اختصار، به مقایسه واژگان الکتاب با اصطلاحات زبان­شناختی در دیگر زبانها می پردازد: آ. مرکس/ A. Merx برای نخستین بار این نظر را مطرح کرد که متخصّصان دستور زبان پیشین عربی، برخی مفاهیم کلّی را از منطق ارسطویی اتّخاذ کرده­اند، برای نمونه مفاهیمی از قبیل: تقسیم گفتار به سه بخش «اسم»، «فعل» و «حرف» و نیز مفاهیم «ظرف»، «حال» و «خبر» از معادلهای یونانی خود گرفته شده­اند.7 اما ظاهراً ارسطو در رساله فنّ شعر (فنّ خطابه/ بوطیقا)، گفتار را به هفت بخش تقسیم کرده است، نه به سه بخش. و لازم به یاددآوری نیست که این رساله و اصطلاحات آن، دو سه قرن پس از الکتاب ـ سده­های چهارم و پنجم ق ـ به عربی ترجمه شده­اند. از طرفی مفاهیم کلماتی مانند فعل و حرف در زبان عربی، با مفاهیم verbe و conjunction در زبان یونانی قابل تطبیق نیستند. در واقع، تأثیری از منطق ارسطویی بر واژگان دستوری سیبویه مشاهده نمی­شود. در مورد زبان سریانی نیز آ. مرکس به­روشنی نشان داده که نظام دستور زبان سریانی قدیم، همان نظام دستوری یونانی است. برخی از آثار آنها مانند دستور زبان دنیس دو تراس (Denys de Thrace) در همان دوران تألیف، به زبان سریانی ترجمه شده است. البتّه شباهتهایی میان واژگان سریانی و عربی در حوزه آواشناسی وجود دارد. این اصطلاحات ممکن است با اصطلاحاتی که سیبویه برای «حرکت»­های لب و زبان هنگام تولید مصوّتها در الکتاب آورده، به گونه­ای ارتباط داشته باشد: - «فتح» و «نصب» برای مصوّت « ـَ »؛

- «کسر» و «جرّ» برای مصوّت « ـِ »؛

- «ضمّ» و «رفع» برای مصوّت « ـُ ».

با این همه، وجود چنین شباهتهایی، نشان نفوذ تئوریهای آواشناختی سریانی بر آواشناسی عربی نیست.

نویسندگان مختلفی، از جمله ک. والرز (K. Vollers) در مورد تأثیر زبان سانسکریت بر واژگان سیبویه، در حوزه آواشناسی نظراتی ابراز داشته­اند،[8] امّا با مطالعه این نظریه­ها نمی­توان دلیل قاطعی بر تأثیر ترمینولوژی زبان سانسکریت بر الکتاب یافت.

اگر در پی تأثیر زبانهای غیر عربی بر واژگان الکتاب هستیم، با توجّه به ایرانی بودن نخستین متخصّصان دستور زبان عربی، باید به جانب ایشان نظر داشته باشیم، هرچند از دستور زبان فارسی قدیم چیزی در دست نیست.

در پایان، با توجّه به مسائل یادشده، تنها می­توان چنین اذعان داشت: «واژگان دستور زبان عربی، در کنار دیگر واژگان رشته­های اسلامی، مانند فقه، در نیمه دوم سده دوم هجری در محیطهای عربی ـ ایرانی، دو ابرشهر جنوب عراق، بصره و کوفه، فراهم آمده است».

الکتاب اصطلاح­نامه­ای دستوری از زبان عربی قدیم برای ما فراهم آورده، که مورد استفاده متخصّصان دستور زبان در نیمه دوم سده دوم هجری است. در نبود اثری دستوری معاصر یا پیش از الکتاب، تعیین دقیق سهم سیبویه در فراهم آمدن این واژگان ممکن نیست. عمده این واژگان، به طور قطع مورد استفاده نحویون پیش از او ـ نیمه نخست سده دوم ـ نیز بوده است. افرادی همچون ابوالخطّاب (د: ح150هـ ق.)، عیسی بن عمر (د: 149هـ ق.)، یونس بن حبیب (د: 182هـ ق.) و خلیل بن احمد (د: 175هـ ق.) که استادان سیبویه بوده­اند و او از ایشان بسیار نقل کرده است. در این نقل قولها، سیبویه آموزش و نظرات آنان را به تمام و کمال آورده است. با این همه نمی­توان حتم داشت که این، همه واژگان مورد استفاده نحویون معاصر یا پیش از او باشد. از طرفی الکتاب شامل واژگان خاصّ نحویون کوفه نمی­شود. هیچ کتابی از این گروه به دست ما نرسیده است و هیچ نظری درباره تفاوت واژگان این دو گروه وجود ندارد. با این وجود، تعدادی از واژگان خاصّ نحویون کوفه، در آثاری مانند الإنصاف فی مسائل الخلاف از ابن­انباری (د:577 هـ ق) وجود دارد که نشان­دهنده اختلاف ایشان با نحویون بصره است. اختلافهای میان واژگان این دو گرایش از اهمّیت بسیاری برخوردار است، به طوری که مؤلّفین این آثار، خود را مقیّد به استفاده از نظریات گرایش کوفی می­دانند و در عین حال از واژگان گرایش بصری استفاده می­کنند. زجّاجی (د: 337 هـ ق.) در کتاب الإیضاح که یکی از قدیم­ترین رساله­ها درباره انشعاب این دو مکتب است، به­صراحت این موضوع را بیان داشته است. ابن­ندیم در الفهرست خود، سیاهه عنوانهای 45 فصل از کتاب الحدود فرّاء (د: 207 هـ ق.) مهم‌ترین  نحوی کوفه، را آورده است. در این سیاهه واژه­هایی وجود دارد، مانند «عماد» و«اجراء» که در واژگان الکتاب وجود ندارد. همان­طور که واژه­های متعلّق به واژگان نحویون کوفه در الفهرست وجود ندارد، یا با معنای دیگری آمده است و سجستانی (د: 250 هـ ق.) با استفاده از اصطلاحاتی مانند: «خَفض»، «نَسَق»، «صفت» و «حروف الصفات» به مکتب نحوی بغداد متمایل می­شود. نحویون بصره به جای این کلمات، «جرّ»، «عطف»، «ظرف»، «حروف جرّ» را به کار می­بردند.[9] از طرفی، واژگان الکتاب دارای همه اصطلاحات نحویون بصره، دست­کم در حوزه آواشناسی نیست. در این مورد می­توان به بخشهایی از کتاب العین اثر خلیل بن احمد مراجعه کرد که توسّط شاگردش لیث بن نصر، هم­عصر سیبویه نگاشته شده و در کتاب تهذیب اللغه نوشته ازهری (د: 370 هـ ق.) آمده است.
در این بخشها تعدادی اصطلاح مربوط به آواشناسی وجود دارد که در الکتاب نیامده است. برخی از این اصطلاحات، به اندامهای تولید آوا مربوط می­شوند. واژگانی مانند «اَسَلَه»، ذَلَق/ ذَولَق، عَکَده، غار، لِثَه، نِطع، لَهاه، جوف و.... واژه­های دیگری نیز مانند طلاقه برای توصیف ویژگی حروف عین و قاف، صلابه و کَزازَه برای حرف تاء، اَذلَق (جمع: ذُلق) برای راء، لام و نون، اصمت (جمع: صُمت) برای دیگر حروف، اَجوف (جمع: جوف) برای الف و واو و یاء، و در آخر اصطلاحات دیگری با معانی عام و کلّی آواشناختی مانند نَطَقَ بـ­، منطق، جَرس. واژگان الکتاب دربردارنده همه اصطلاحات مورد استفاده نحویون بصره که خوارزمی (د: پس از 387 هـ ق.) در کتاب مفاتیح العلوم، بخش دوم، فصل اصطلاحات نحو آورده نیست. افزون بر ویژگی ابتدایی بودن اصطلاحات الکتاب، آنچه جای شگفتی دارد آن است که سیبویه هیچ­یک از اصطلاحات مورد استفاده­اش را تعریف نکرده است. لازم به یادآوری نیست که که بخش بزرگی از از این اصطلاح­نامه از واژگان نحویون پیش از اوست و بی­شک برای نحویون معاصر سیبویه و شارحان پس از او تا حدود نیمه دوم سده چهارم بی هیچ دشواری قابل فهم و مورد کاربرد بوده است، چنان­که در شرح الکتاب سیرافی (د: 368 هـ ق.)، از نحویون بغداد، هیچ تعریفی از این واژگان دیده نمی­شود. امّا در مقابل، نحوی بغدادی دیگری در همان عصر، به نام رُمّانى، ابوالحسن على بن عیسى (د: 394 هـ ق.) که در عین حال از متکلّمان معتزلی نیز شمرده می­شود، دفتر نخست بر شرح الکتاب را به تعریف اصطلاحات نحو اختصاص داده است. از این کتاب که الحدود خوانده می­شود، تنها دو نگارش خلاصه و مفصّل از سیوطی و یاقوت به جای مانده است. این کتابها اخیراً تصحیح شده­اند. محمّد مبارک در پژوهش خود، درباره رمّانی، فهرستی از اصطلاحات تعریف­شده رمّانی و برخی از آن تعاریف را آورده است. قابل ذکر آنکه از 89 اصطلاح تعریف­شده رمّانی در الحدود، 18 اصطلاح در واژگان الکتاب وجود ندارد. برخی از آنها نیز به مفاهیم کلّی مربوط می­شوند، مانند: مجاز، حقیقت، استعاره، فائده و...، برخی نیز به روش کار مربوط­اند: برهان، حکم، مرتبه، ضرورت، مطلق، غنی، مقیّد، نقیض، تمیز و اصطلاحاتی مربوط به تک­واژشناسی مانند: مرکّب، ماده، مناسبت. وجود این اصطلاحات جدید در اثری که برای نخستین بار، دو قرن پس از الکتاب، به تعریف اصطلاحات نحوی می پردازد ما را به مقایسه واژگان سیبویه با اصطلاحات نحویون پس از او متمایل می­سازد.

تاکنون اثر کاملی در نحو، به اهمّیت الکتاب به دست ما نرسیده است. از این رو، اطّلاع دقیق از اصطلاحات نحوی دوره­های پس از سیبویه، غیر ممکن است، امّا می­توان کاری مشابه اصطلاح­نامه پایان کتاب ترجمه وتصحیح الفیه ابن­مالک، اثر آنتوان گاگویه، انجام داد.[10] این واژه نامه از کامل­ترین واژه نامه­هایی است که در اختیار ما قرار دارد زیرا دارای تمام اصطلاحات ذکر شده در چهار واژه نامه­ای است که در اختیار ما قرار دارد: Machuel, Louis Pierre, Vocabulaire des principaux termes techniques de la grammaire arabe, Tunis, Société anonyme de l’Impr. rapide, 1908. - التصریف، زنجانی؛ - عوامل، جرجانی؛ - مقدّمه، ابن آجرّوم. از این کتابها به ترتیب، 763، 241، 156 و 159 واژه آمده است. بسیاری از واژگان الکتاب در فهرست گاگویه وجود ندارد. این امر، مسلّماً به دلیل افتادگی چاپی یا ویراستاری نیست، بلکه نشانه جامع نبودن پژوهش و به احتمال قوی مربوط به نحویون پس از سیبویه است که آثار ایشان هنوز منتشر نشده و یا گاگویه از آن بی­اطّلاع بوده است. از طرفی در فهرست گاگویه اصطلاحاتی وجود دارد که در واژگان الکتاب نیست و این به دلیل عدم کاربرد آنها نزد سیبویه است. فهرست واژه­های جدید گاگویه را می­توان در پنج مقوله دسته­بندی کرد:

1. مفاهیم کلّی؛

الف ـ زبان و گفته (= منطوق): مجاز، حقیقت، تضمین، استطراد، استعراض، افاده، التفات، نثر، منطوق، نظم.

ب ـ اسم: آلت، مؤسّس، جنس، مترادف، مزدوج، مستوی، معنا، عین، فرد، تفضیل.

ج ـ فعل: آینده، مجهول، حسّ، حاضر/ حال، شروع، غابِر، معروف/ معلوم، مقاربه، قاصر، قلب، لازم، انشاء، تبرئه، جهد/ جهود، حصر، تحقیق، ترتیب، تزئین، سلب، تَضَجُّر، تعقیب، اِغراء، مُفاجَئَه، تفدیه، الصاق، نشر، توقّع.

2. اصطلاحات مربوط به روش تأویل، اباحه، حدّ، حکم، رتبه، مرخّص، تسامح، صریح، مُصَوِّغ، ضابطه، مطلق، استغراق، اِفتِقار، استقراء، مقارن، اقتضاء، قاعده، مقَیّد، مناسبه/ تناسب، تنصیص، نقیض.

3. اصطلاحات نحوی جمله، محلّ، دعامه، رابط، مرتبط، راجع، سَبک، شمول/ اشتمال، عاری، عکس، عماد، عائِد، تمییز، نزع، تنازع، ناصح، نسق، تناسق، نائِب، توارُد، استَوفی.

4. اصطلاحات صرفی اصل، بارز، بسیط، مجرّد، اجوف، مرکّب، مستتر، منشعب، اصمّ، مطابق، مُعَرّا، مُتَفَرِّع، مفروق، مقابله، مقرون، مُقتَضَب، مستکینّ، لَفیف، مثال، ناقص، وِقایه.

5. اصطلاحات آواشناسی اندامهای تولید آوا: اسله/ ذلق و ذولق، جوف، حنجره، شَجر، لثه، لَهاه، نِطع اینها اصطلاحاتی هستند که پس از مقایسه واژگان الکتاب با واژه­نامه گاگویه به دست آمده­اند. برخی از این اصطلاحات مانند آنهایی که مربوط به آواشناسی­اند، به واژگان نحویون پیش از سیبویه تعلّق دارند و از کتابهایی غیر از الکتاب به دست ما رسیده­اند.

برخی دیگر از واژه­ها، اصطلاحات کوفی است که در سده چهارم هجری، توسّط نخستین نسل از نحویون بغداد که این دو شیوه را به هم آمیختند، به واژگان بصری وارد شده­اند.[11] سایر واژه­ها نیز در سده چهارم هجری، توسّط دومین نسل از نحویون بغداد ـ که در عین حال از فیلسوفان ممتاز معتزلی بودند ـ از کلام وارد نحو شده­اند.

به کمک واژه­نامه گاگویه می­توان اصطلاحاتی را که در الکتاب وجود ندارد و نمی­توان دانست برای نخستین بار در چه تاریخی و توسّط کدام نحوی وارد شده است تشخیص داد. باید افزود، این نمایه هرچند نمایه­ای از واژه­های الکتاب است امّا، به دلایل عملی، ممکن نیست شامل همه واژه­هایی شود که در این کتاب وجود دارد. به همین خاطر لازم بود محدودیتی را اعمال کرد، محدودیتی که باید اذعان داشت تا حدودی گزینشی بوده است. در اصل، مدخلهای نمایه، تا 60 بار در متن به کار رفته­اند و این موضوع درباره 1559 واژه از 1823 واژه موجود در الکتاب صدق می­کند. در پایان نمایه، فهرست آیات مورد استفاده در الکتاب نیز ذکر شده است. سرانجام آنکه، نمایه واژگان الکتاب، گذشته از اهمّیت بسیار آن برای پژوهشگران تاریخ دستور زبان عربی، برای متن­شناسان و واژه­شناسان متون عربی ـ اسلامی نیز مفید فایده است؛ زیرا الکتاب، از نخستین آثار نثر فنّی و در عین حال قدیمی زبان عربی به شمار می­رود، اثری که بیش از هزار و دویست سال پیش نگاشته شده است.

(2)

کتاب Sibawayhi Les Voies de la transmission du Kitab de( روشهای انتقال الکتاب سیبویه) نوشته ژنه­وی­یِو هومبر است که در سال 1995م. از سوی انتشارات بریل )لیدن/ نیویورک) در 374 + بیست و یک صفحه منتشر شده است.

این کتاب از یک مقدّمه کوتاه، هشت فصل و یک ضمیمه تشکیل شده است. نویسنده در فصل نخست با عنوان بازگشت به منابع، در چهار بخش از سیبویه، صاحب نظران در الکتاب، آغاز نسخه‌برداری از الکتاب و دست­نوشته­های موجود از این اثر سخن گفته است. وی در بخش چهارم این فصل نسخه­های خطّی الکتاب را به نسخه­های تاریخ­دار یا قابل سالیابی، نسخه­های بی­تاریخ، و سایر سخه­ها تقسیم کرده است، و در ادامه به بررسی مکان کتابت این نسخه­ها پرداخته است. فصل دوم این کتاب به تصحیح الکتاب اختصاص یافته است و نویسنده در این فصل ابتدا نسخه اساس در تصحیح درن­بورگ و تصحیح مصر را بررسی کرده است و سپس نسخه A در تصحیح درن­بورگ را اساس همه تصحیحها دانسته و از برتری تصحیح درن­بورگ سخن به میان آورده است.

نویسنده در فصل سوم با عنوان الکتاب در نسخه­ها، در چهار بخش به بررسی مسائلی چون دیباچه­ها و یادداشتهای کاتب، یادداشتهای حواشی، نسخه­بدلها، شواهد شعری، اصطلاحات، و... پرداخته است. فصل چهارم به بررسی کتاب ابوعلی فارسی و مبرّد اختصاص دارد، و در فصل پنجم از دست‌نوشته زمخشری و سنّت نسخه­پردازی او سخن به میان آمده است. فصل ششم و هفتم با عنوان الکتاب در غرب اسلامی، به بررسی دست­نوشته الرباحی، سنّت استنساخ، و دست­نوشته ابن­خروف پرداخته شده، و در فصل هشتم نسخه­های کهن الکتاب معرّفی گردیده است. نسخه قاهره، نسخه سن­پترزبورگ، و نسخه میلان از جمله نسخه­هایی است که در بخشهای سه­گانه این فصل مورد بررسی قرار گرفته­اند.

گفتنی است از آنجا که سیبویه از خود شاگردی برجای نگذاشت تا او کتاب خود را برای حفظ نکات آن به وی بسپارد و آن کتاب را در برابر وی قرائت کند، الکتاب از همان آغاز انتقال با آشفتگیهایی همراه بوده است. با این حال، آن­گونه که در منابع آمده، دو تن از هم­روزگاران سیبویه به انتشار الکتاب همّت گماشتند: قُطرُب (د: 206 هـ ق.)، و اخفش (د: 215 هـ ق.). البتّه چنین به نظر می­رسد اخفش بیش­تر مورد وثوق منابع بوده است، و او که از نظر سنّی بزرگ­تر از سیبویه بود پس از مرگ سیبویه نسخه­ای از الکتاب را فراهم کرد، و شماری از نحویان شناخته­شده آن روزگار الکتاب را نزد او خواندند. از این عدّه می­توان به کسائی (د: 189 هـ ق.)، پیشوای مکتب کوفی، و نیز جَرمی (د: د: 225 هـ ق.)، و مازنی (د: 248 هـ ق.)، پیرو مکتب بصری اشاره کرد. پس از این دو، مبرّد (د: 286 هـ ق.)، به فراگیری نحو نزد مازنی پرداخت و همچون استاد خود با گرایش به قدرت سیاسی وقت، به دعوت فتح بن خاقان راهی سامراء شد، و سپس مورد توجّه طاهریان قرار گرفت. مبرّد پس از مدّتی یکی از نام­آورترین نحویان روزگار خود شد و استاد نحو در بغداد گردید.

آنچه هم­اینک درباره چگونگی نسخه­برداری از الکتاب می­دانیم، بیشتر به دوران پس از مبرّد مربوط می­شود، و در مورد نسخه­برداری ­از الکتاب پیش از او آگاهیهای ما بسیار اندک است.

در ضمیمه این اثر فهرستی از نسخه­های خطّی الکتاب در پنج بخش ارائه شده است. این پنج بخش عبارت­اند از: نسخه­های کهن، نسخه­های سده میانه شرقی، نسخه­های سده میانه غربی، نسخه­های متأخّر نزدیک به دست­نوشته چروم، و نسخه­های متأخّر مشابه دست­نوشته استانبول. فهرست این نسخه­ها عبارت­اند از:

الف ـ نسخه­های کهن

1. 1A: نسخه میلان: کتابخانه آمبروزیانا، X56sup. ؛

2. 1B: نسخه قاهره: دارالکتب، نحو، م 139 (بخش دوم)؛

3. 1C: نسخه قاهره: دارالکتب، نحو، م 139 (بخش اوّل)؛

4. 1D: نسخه صنعا: مکتوبات المتوکّلیه، نحو، 170؛

5. 1E: نسخه سن­پترزبورگ: کتابخانه سالتیکوف شچدرین، 161؛

6. 1F: نسخه برلین: کتابخانه ایالتی، Mq. 602.

نویسنده بر این باور است که این شش نسخه بسیار کهن، تا به امروز مورد توجّه محقّقان قرار نگرفته است، در حالی که این نسخه­ها با توجّه به قدمت آنها شایسته توجّه بوده­اند؛ به­ویژه آنکه این نسخه­ها نسبت به دست­نوشته­های سده میانه دست­خوردگی کمتری دارند. در ادامه این گفتار به معرّفی سه نسخه از این نسخه­ها خواهیم پرداخت. البتّه باید یادآوری کرد که مقابله این نسخه­ها با یکدیگر تقریباً ناممکن است؛ زیرا اغلب پاره­نسخه­اند:

ـ نسخه قاهره

پاره­نسخه الکتاب که به شماره «نحو، م 139» در دارالکتب قاهره نگهداری می­شود، دست‌نوشته­ای است که به تاریخ محرّم 351 هـ ق. از سوی اسماعیل بن احمد بن ابی­خلف برای خود کتابت کرده است. این نسخه بر روی کاغذ نوشته شده و اندازه آن 160×270 م­م. در حاشیه این نسخه یادداشت مقابله­ای دیده می­شود که نشان می­دهد این نسخه با رونوشتی از نسخه زجّاج مقابله شده است.

ـ نسخه سن­پترزبورگ

این نسخه نسبت به نسخه دیگر موجود در کتابخانه سن­پترزبورگ کهن­تر است و در تصحیح درن­بورگ مورد استفاده قرار گرفته است (دست­نوشتهC ). این نسخه که افتادگیهایی دارد، بر روی کاغذ نوشته شده و اندازه آن 255× 170م­م. و دارای 386 برگ و فاقد برگ­شمار است و در تاریخ 21 محرّم 547 هـ ق. به قلم محمّد بن یوسف بن علی غزنوی کتابت شده است. کاتب ادّعا می­کند نسخه الگوی او نسخه­ای به تاریخ سلخ جمادی الأوّل 389 هـ ق. بوده است که آن را علی بن زید بن احمد قاسانی، شاگرد ابن­جنّی، نزد استادش خوانده است. از ویژگیهای نسخه سن­پترزبورگ، حاشیه­های فراوان آن است، به طوری که این حاشیه­ها خواندن کتاب را دشوار ساخته است. این حاشیه­ها یادداشتها و تعلیقاتی از مبرّد، زجّاج، ابوعلی فارسی و دیگران را دربردارد. این حاشیه­ها جدای از حاشیه­هایی است که با نشان «ح» و «مح» مشخّص شده­اند. افزون بر این تعلیقات بلند حاشیه داخلی، گاه یادداشتهای کوتاه و بی­نامی دیده می­شود که اغلب با کلمه «یعنی» آغاز شده­اند. این یادداشتها مفهوم یا تعبیر کلمه­ای از الکتاب است. گاه نیز جملاتی را کاتب اضافه کرده که با کلمه «زیاده» آغاز می­شود.

ـ نسخه میلان

این نسخه به شماره X56sup. در کتابخانه آمبروزیانای میلان نگهداری می­شود، و اگرچه فاقد تاریخ و مکان کتابت و نام کاتب است، امّا با توجّه به ویژگیهای نسخه­شناسی و خط­شناسی می­توان مکان و تاریخ آن را نیمه نخست سده پنجم در قیروان دانست. این نسخه به کمک دو نسخه، یکی از رباحی و اوجعفر نحّاس غلط­گیری شده است. از این نسخه چندین بند و یک صفحه کامل (60 پ) پاک شده است. همه برگهای نسخه میلان بر روی پوست نوشته شده و اندازه آن190 × 290 م­م. و تعداد سطرهای آن 19 تا 21 سطر است که گاه به 24 سطر هم می­رسد و این تفاوت سطرهای هر صفحه نشانگر آن است که کاتب از مسطر و یا ابزارهای سطراندازی استفاده نمی­کرده است. تقریباً در هر صفحه سطری سفید وجود دارد که دلیل آن نامشخّص است. موزرل (Muzerelle) آن را نشانه پایان صفحه می­داند.

ب ـ نسخه­های سده­های میانه شرقی

  1. :2A نسخه استانبول، کتابخانه ملّت فیض­اللّه، 2016؛
  2. :2B نسخه صنعا، مکتبه البیت الوزیر، 7؛
  3. :2C نسخه چروم، کتابخانه خلق، عمومی اصول، 2562-5؛
  4. :2D نسخه استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حمیدیه،1326؛

ج ـ نسخه­های سده‌های میانه غرب اسلامی

  1. :2E پاریس، کتابخانه ملّی،arabe 6499 ؛
  2. :2F رباط، کتابخانه عمومی، 0082 (جلد اوّل و دوم)؛
  3. :2G پاریس، کتابخانه ملّی، arabe 5068 ؛
  4. :2H استانبول، کتابخانه سلیمانیه، جاراللّه، 1963 (بخش اوّل)؛
  5. :2I استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ینی­جامع، 1105؛
  6. :2J استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ینی­جامع، 1106؛
  7. :2K استانبول، کتابخانه ملامراد،1717؛
  8. :2L پاریس، کتابخانه ملّی، arabe 5280 ؛
  9. :2M تونس، المکتبه الأحمدیه،3966؛
  10. :2N استانبول، کتابخانه سلیمانیه، جاراللّه،1963 (بخش دوم)؛
  11. :2O اسکوریال، کتابخانه دل­ رآل موناستر دوسن ­لورنزو، arabe 1؛
  12. :2P استانبول، کتابخانه سلیمانیه، شهیدعلی، 2499؛
  13. :2Q استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ینی­جامع، 1103-4، جاراللّه، 1964؛
  14. :2R رباط، کتابخانه عمومی، اوقاف، 0426؛
  15. :2S استانبول، کتابخانه سلیمانیه، شهیدعلی، 2498؛
  16. :2T استانبول، کتابخانه کوپرولو، 1500؛

د ـ نسخه­های متاخّر نزدیک به 2C

  1. :Ca پاریس، کتابخانه ملّی، arabe 3987؛
  2. :Cb استانبول، کتابخانه سلیمانیه، فاتح، 5062؛
  3. :Cc استانبول، کتابخانه سلیم­آغا، 1182؛
  4. :Cd استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ایاصوفیا،4573 ؛
  5. :Ce استانبول کتابخانه سلیمانیه، ایاصوفیا،4575 ؛
  6. :Cf استانبول، کتابخانه سلیمانیه، رئیس الکتّاب،1062؛
  7. :Cg استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ایاصوفیا،5474 ؛
  8. :Ch استانبول، کتابخانه نورعثمانیه، 4628؛
  9. :Ci استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حالت­افندی،466 ؛
  10. :Cj استانبول، کتابخانه لالا اسماعیل، 634؛
  11. :Ck استانبول، کتابخانه رجب­پاشا،1375؛
  12. :Cl استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حاجی­بشیر،609 ؛
  13. :Cm استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حمیدیه،1327 ؛
  14. :Cn استانبول، کتابخانه رجب­پاشا، 1376 ؛
  15. :Co استانبول، کتابخانه نورعثمانیه،4626 ؛
  16. :Cp استانبول، کتابخانه نورعثمانیه،4627 ؛
  17. :Cq استانبول، کتابخانه دانشگاه استانبول،A3221؛

هـ ـ نسخه­های متأخّر شبیه به نسخه 2D

  1. :Da استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حکیم اوغلو،897 ؛
  2. :Db استانبول، کتابخانه بایزید، ولی­الدین،3027 ؛
  3. :Dc استانبول، کتابخانه سلیمانیه، رئیس الکتاب،1061 ؛
  4. :Dd استانبول، کتابخانه نورعثمانیه، 4525؛
  5. :De استانبول، کتابخانه سلیمانیه، لاله­لی،3484 ؛




[2].cf: H. Dernbourg, Opuscules d’un arabisant,Paris, 1905.

[3].احمد راتب التفّاح، بیروت،1970م.

[4]. خدیجه الحدیثی، بغداد، 1965م.

[5]. این آمار امکان برخی ملاحظات در زمینه­های مختلف واژگان کتاب را فراهم می­کند. در زمینه افعال: الف ـ بسامد صیغه مجهول 378 بار (221 بار در افعال و 157 بار در مشتقّات فعلی)، در مقابل 591 بار (400 بار در افعال و 191 بار در مشتقّات فعلی)؛ ب ـ بسامد وجه­های مشتق 863 بار در برابر وجه­های بسیط 558 بار؛ ج ـ تکرار وجه­های مشتق بدین ترتیب است: باب تفعیل (210)، باب افعال (206)، باب افتعال (144)، باب استفعال (83)، مفاعله (63)، انفعال (39)، تفاعل (31)؛ د ـ صورت جمع: 124 بار و صورت مفرد 626 بار.

[6].Gustav Jahn, Sîbawaihi's Buch über die Grammatik. Übers. und erläutert,Berlin, 1895-1900.

[7].Merx, Adalbert, Historia artis grammaticae apud Syros, Leipzig, 1889.

[8].Renou, L., Terminologie grammatical du Sanskrit, Paris, 1942.

[9].ﻧﮑ: ابوطیب لغوی، مراتب النحویین، تحقیق ابو الفضل ابراهیم، قاهره، 1950م، 101-102.

[10]. Goguyer, Antoin, La ’Alfiyyah d’Ibnu-Malik: suivie de  la Lâmiyyah du même auteur / avec traduction et notes en francais et un  lexique des termes techniques, Beyrouth, 1888.

[11].درباره نحویون بغداد ﻧﮑ: Gérard Troupeau,  ‘La grammaire à Bagdad du ixe au xiiie siècle’, dans Arabica, ix (1962), pp. 397-405.

 

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱


Bibligraphie francaise de l,Iran

معرفی کتاب : سید محمد حسین مرعشی

Bibligraphie francaise de l'Iran; bibliographie methodique et des ouvrages francais parus depuis 1560 jusqu'a nos jours/ Mohsen Saba, [2ed., rev. et aug.].- Tehran: Imp. de l'Institut Franco-Iranien, 1951, xxxvi, 297p

 

این کتاب نخستین‌ بار در سال 1933 (1312 ش) در پاریس به چاپ رسید و پس از آن دوبار در سال‌های 1951 و 1966(1345 ش)، در تهران تجدید چاپ شد. دکتر محسن صبا گردآورنده کتاب، هنگام چاپ سوم آن در دانشگاه تهران به تدریس حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی مشغول بوده است. او انگیزه تألیف این کتابشناسی را توصیه استاد خود در مدرسه شارت (Ecole de Chartes)، آقای شارل ساماران (Charles Samaran) می‌داند  و در این باره می‌گوید:

«وقتی که برای بدست آوردن مآخذ و مدارک موضوع در کتابخانه‌ها مشغول تفحص بودم، به سبک معمول بین دانشجویان و محققان مدرسه شارط پاریس، برگدانی ترتیب داده و نام کتب و مآخذ مورد نیاز را به ترتیب تهجی در آن برگدان قرار می‌دادم، [....] از من پرسید: در این برگدان چیست؟ و هنگامی که توضیح مطلب را برای ایشان دادم به من فرمودند: تصور نمی‌کنید اگر همین کار را توسعه دهید یعنی مجموع کتب و مآخذی که راجع به ایران به زبان فرانسوی نوشته شده است جمع‌آوری کنید، این کار، هم برای خودتان و هم برای دیگران که می‌خواهند درباره ایران تحقیق کنند قابل استفاده باشد؟ من پیشنهاد می‌کنم این کار را تعقیب کنید.»

محسن صبا که به دنبال کتاب‌ها و مقاله‌های فرانسه زبان فرانسه زبان در مورد موضوع پایان‌نامه خود پس از توصیه استاد خود منابع فرانسه زبان در مورد ایران را موضوع رساله خود قرار داد. در محدوده زمانی کار را، حدود چهارصد سال، یعنی از 1560 تا 1930 میلادی تعیین نمود. در چاپ دوّم که در تهران به انجام رسید کتاب را مورد تجدید نظر قرار داد و عناوین دیگری بدانها افزود.

او  مدت سه سال مشغول تدوین این اثر بود و به کتابخانه‌های مختلف در خارج و داخل ایران مراجعه کرد. در پایان مقدمه فارسی کتاب، از دکتر جهانشاه صالح رئیس دانشگاه تهران و ایرج افشار، رئیس اداره انتشارات و روابط کتابخانه‌های دانشگاه تشکر شده است.

در مقدمه‌ای که نویسنده به زبان فرانسه بر این کتاب نوشته است، درباره چگونگی تألیف توضیحاتی می‌آورد. پس از برشمردن لزوم تألیف چنین کتابی، کتابخانه‌های مرجع کار خود را فهرست می‌کند:

کتابخانه ملی [فرانسه] 

کتابخانه مدرسه ملی زبان‌های زنده شرقی :       

Bibliotheque de I'Ecole Nationle des langues orientales vivantes

کتابخانه انجمن آسیایی:

Biblitheque Nationale de la Societe Asiatique

  کتابخانه ملی سویس:

Bilibotheque Natinale de Suisse

  کتابخانه سلطنتی بروکسل:

Bibliotheque Royale de Bruxelles

کتابخانه شهر لیون:  

Bibliotheque de la ville de Lyon

کتابخانه مجلس شورای ملی ایران

 

او همچنین از فهرست‌هایی استفاده جسته است:

فهرست کتابخانه ملی ایران

Annales de Geographie

Bulletin de la Bilbliotheuque de Documentation internationale contemporaine

Répertoire d’Art et d’Archéologie

 

دکتر محسن صبا برای تدوین کتابشناسی از روش petzholdt اقتباس می‌کند زیرا به عقیده او چنین روشی در مورد این گونه کتاب‌ها بسیار کارآمد است.

در پایان کتاب نیز نمایه‌ای از نام مؤلفان می‌آورد تا اگر مراجعه‌کننده تنها نام مؤلف را بداند بتواند کتاب مورد نظر خود را بیابد.  او همچنین به خواننده یادآوری می‌کند که اگر موضوع کتابی در طبقه‌بندی‌های مختلفی می‌گنجد، موضوع اصلی آن مبنای طبقه‌بندی قرار گرفته است و کتاب « از خراسان تا بختیاری» نوشته هانری رنه دالمانی را که دارای موضوعات مختلفی از قبیل کشاورزی، تجارت، صنعت، اعتقادات، زنان، هنر و... است نمونه می‌آورد و اظهار می‌دارد که برای پرهیز از تکرار نام کتاب در موضوع‌های مختلف، آن را در موضوع اصلی خود، یعنی «سفرها» جای داده است.

او همچنین قصد داشته کتاب دیگری به عنوان تکلمه‌ای بر این کتاب تألیف کند و در آن راجع به هر کتاب، توضیحی انتقادی بیاورد. بدین منظور عناوین کتاب‌ها را شماره‌گذری کرده است تا مراجعه از آن کتاب به کتاب حاضر آسان‌تر باشد.

 

موضوع‌بندی

این کتاب‌ها و مقاله‌ها که حدود 2200 عنوان می‌شوند، به 15 موضوع اصلی و چندین موضوع فرعی تقسیم شده‌اند. هر موضوع دارای یک سرواژه (Sile) و شماره صفحه است، اما تعداد عنوان کتاب یا مقاله‌ها آورده نشده است. ما در ستون «تعداد عنوان» به  تعداد عنوان کتاب یا مقاله اشاره می کنیم:

 

            موضوع                            سرواژه        تعداد عنوان

1- سرگذشت‌نامه‌ها و فهرست‌ها           A                39

2- کلیات                                           B               62

3- علوم دینی                                    C                 1

الف- کلیات                                       Ca               31

ب- بابی‌گری و بهایی‌گرایی                  Cb              27

ج- مسیحیت                                     Cc              47

ت- اسلام                                         Cd             26

ث- مانویت                                        Ce              4

ج- مزدایی(دین)                                Cf             83

(شامل زرتشتی، زروارنیسم و میترائیسم)

چ- متفرقه                                      Cg              11

4- علوم فلسفی                             D              10

5- علوم پزشکی                             E               26

6- علوم طبیعی:                             Fa              57

الف- هیئت و ستاره‌شناسی             Fb                17

ب- علوم کاربردی                            G                  1

7- علوم قضایی                              H                56

علوم اقتصادی:                               H                 2

الف- راه‌آهن و ارتباطات                    Ha               22

ب- تجارت                                     Hb               37

پ- کشاورزی، امور مالی و غیره        Hc               53

ت- نفت                                      Hd                30

9- علوم سیاسی و اجتماعی:         I                150

الف- زنان                                     Ia                13

ب- اجتماع ملت‌ها                          Ib                 9

10- متن‌شناسی و ادبیات                 J                  -

الف- داستانها                              Ja                  38

ب- لهجه‌شناسی                         Jc                 13

پ- آموزش مکالمه زبان                  Jd                  3

ت- فرهنگ‌های لغت                     Je                  15

ث- دستور زبان                            Je                 20

ج- نامه‌ها                                  Jf                  11

چ- زبان‌شناسی                          Jg                    9

ح- ادبیات:                                 Jh                  10

1- ح عطار                                 Jha                   4

2- ح جامی                               Jhb                   6

3- ح فردوسی                          Jhc                  12

4- ح حافظ                               Jhd                    8

5- ح خیام                                Jhe                  37

6- ح نظامی                              Jhf                   2

7- ح سعدی                              Jhg                   2

8- ح اشعار گوناگون                    Jhh                   15

9- ح نمایش                              Jhi                  12

10- ح متفرقه                            Jhi                  46

11- علوم جغرافی:                     k                   100

الف- نقشه‌ها                            ka                     9

ب- قوم‌نگاری                             Kb                    9 

پ- خلیج‌فارس                          Kc                    28

ت- سفرنامه‌ها                        kd                   257

12- علوم تاریخ:                       L                    273

الف- سرگذشت‌نامه‌ها:              La                   56

  - شاه عباس اول                   Laa                     3

  - التن (ژان)                          Lab                     9

   - برمکیان                           Lac                    20

    - نادرشاه                          Lad                     2

    - ناصرالدین شاه                 Lae                     7

13- علوم زمینه تاریخ:              M                       1

الف- سکه‌شناسی                 Ma                    71

ب- کهن‌ خط شناسی              Mb                   32

پ- متفرقه                             Mc                     3

14- باستان‌شناسی و هنرهای زیبا    N               --

الف- عتیقه‌ها                         Na                     7

ب- باستان‌شناسی                Nb                    15

پ- معماری                          Nc                     19

ت-هنر(کلیات)                      Nd                     19

1-ت کاوش‌های باستان‌شناسی  Nda                29

ث- سفالگری                        Ne                    10

ج- تزیینات                            Nf                      8

چ- هیئت‌های نمایندگی و تبلیغاتی   Ng             16

ح- نمایشگاه‌ها                      Nh                   13

خ- نقاشی و مینیاتور               Ni                    26

د- جلدسازی و صحافی            Nj                     2

ذ- مجسمه‌سازی                    Nk                    6

ر- فروش و پارچه                     NI                   14

ز- کار بر روی سنگ‌های قیمتی و فلزات Nm         12

س- موسیقی و رقص                     Nn             11

15- مطبوعات و نشریات ادواری:       O               ---

الف- کلیات                                  Oa                4

ب- مجله‌ها                                 Ob                7

 

٭٭٭

این کتاب، زمینه فعالیت‌های بعدی دیگر پژوهشگران ایرانی گردید و شش سال پس از چاپ سوم(1351) آن دکتر ناصر پاکدامن و عبد الحمید ابوالحمد، اثری با حجم سه تا چهار برابر گردآوری کردند. این امر نشان‌دهنده آن است که در فاصله چاپ نخست کتابی دکتر صبا در 1933 (1312ش) تا چاپ نخستین جلد کتاب دکتر پاکدامن در 1351(حدود چهل سال بعد) کتاب‌های بسیار دیگری درباره ایران و ایرانیان به چاپ رسیده و شاید هم منابع و مراجع دکتر صبا نسبت به کتاب بعدی محدودتر بوده است.

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩۱