داستان مسیح، داستان سَن ‌پی‌یِر، عنصرهای زبان فارسی

 

Historia Christi Persice Conscripta, simulque multis modis contaminata; Historia S. Petri Persice Conscripta, simulque multis modis contaminata; Rudimenta Linguae Persicae; De Dieu, Ludovicus, Hieronymus Xavier and Iac. Tawusi

Published by Lugduni Batavorum [Leiden], Ex Officiana Elseviriana [Elzevier], 1639. [24], 636 p.; [4], 144 p.; [8], 95p.

داستان مسیح اما آلوده، به فارسی؛ داستان سَن پی‌یر اما آلوده، به فارسی؛ عنصرهای زبان فارسی، اثر خرومه (ژیرونیموس) خاویر؛ اسحاق طاووسی، لیدن، الزویر، 1639.

 [24] 636ص؛  [4] 144ص؛  [8] 95ص.

 

این مجلد مجموعه‌ای از سه کتاب با عناوین زیر است:

1. داستان مسیح اما آلوده، به زبان فارسی/  Historia Christi Persice Conscripta, simulque multis modis contaminata،  اثر ژیرونیموس خاویه؛ ویرایشگر، تعلیقه‌نویس و مترجم [لاتین] لودویکس دو دی‌یو؛ [ترجمه فارسی از عبدالستار بن ابوالقاسم لاهوری]، [24]، 436، [4] ص.

2. داستان سن پی‌یر اما آلوده، به زبان فارسی/ Historia S. Petri Persice Conscripta, simulque multis modis contaminata، اثر خرومه خاویر؛ همراه با اضافات و ویرایش [لاتین] لودویکس دو دی یو؛ [ترجمه فارسی از عبدالستار بن ابوالقاسم لاهوری]،  [4]، 144ص.

3. عنصرهای زبان فارسی/ Rvdimenta lingvæ persicæ، اثر لودویکس دو دی‌یو؛ ترجمه فارسی [یعقوب بن یوسف] طاووسی، [8]، 95ص.

داستان مسیح (یا مرآت القدس) در دوران طولانی حکومت اکبر شاه، پادشاه مقتدر و اهل تساهل هند نگاشته شده است. نویسنده کتاب، خرومه خاویر[1] (956ـ1026/ 1549ـ 1617) از نخستین پادریان[2] هند بشمار می‌آید. او برای نگاشتن کتابی جامع در زمینه مسیحیت مورد توجه اکبر قرار گرفت تا روایت کاملی از مسیح در اختیار باشد.

نویسنده کتاب،خاویر خرومه (متولد 1549 و درگذشته 1617 میلادی)، از مؤسسان سومین هیئت تبشیری در هند دوران گورکانیان بود. او نوه برادر (یا خواهر) فرانسیس خاویر است که در یکی از ایالت‌های اسپانیا به نام ناواره/ Navarre به دنیا آمد. در 19 سالگی وارد «انجمن مسیح» و در سال 1575 به کسوت روحانیت درآمد. در سال 1581 به گوآ در هند رفت؛ و به‌عنوان یکی از مبلغان مسیحیت در گوآ، باسین/ Basseine، کوچن/ Cochin و مجدداً در گوآ به کار پرداخت. در 1594 به دربار امپراتور اکبر شاه فرستاده شد. سال 1595 به لاهور رفت و در سفرهای بسیاری از همراهان نزدیک امپراتور گردید. اکبر شاه از سال 1601 تا 1605 در آگره اقامت گزید؛ و در اکتبر 1605 در آنجا وفات یافت. پس از او جهانگیر به سلطنت رسید که در سال‌های 1605 تا 1627 در آگره و لاهور اقامت داشت. در سال 1613 میان مغول‌ها و پرتغالی‌ها جنگ درگرفت. خاویر از سوی جهانگیر به گوآ فرستاده شد تا با استفاده از نفوذ مذهبی‌اش برای برقراری صلح کمک کند. خاویر موفق شد در 1615 معاهده صلحی را برای مغولان در سورت / Surat به امضا رساند. از سال 1615 به بعد خاویر در گوآ زندگی کرد. او به‌عنوان معاون اسقف اعظم کراگانوره/ Craganore برگزیده شد اما پیش از ابلاغ انتصاب، در 27 ژوئن 1617، جسد سوخته وی را در اتاقش یافتند. خاویر برای هیئت تبشیری در هند شیوه‌نامه‌ای نگاشت که در آن بر نگارش تاریخ مسیحیت به فارسی تأکید شده بود.

خاویر سال‌ها در کسوت روحانیت مسیحی خدمت کرده بود و از مبلغان بنام مسیحیت «سرآمد دانایان فرنگ» به شمار می‌آمد و از پادریان پرتقالی اعزامی به دربار مغولان هند (گورکانیان) بود[3]، از جانب دیگر با زبان لاتین و فارسی آشنایی داشت و مناسب‌ترین فرد برای اجرای «فرمایش ظلّ الهی» محسوب می‌شد: «گمان آن‌که شاید همچون کسی که چهل سال درین شغل به سر برده و هفت یا هشت سال در آموختن فارسی صرف کرده این خدمت را به‌جا آرم». خاویر نیز تا حد وسع خود تلاش می‌کند: «چون پادشاه جهان پناه داستان کمالات حضرت ایشوع و سرّ بزرگی او به اختلاف روایات شنوده، آرزو فرمودند که پاره‌ای از خجسته احوال او چنان جه هست به گوش همایون رسد. از حق‌جویی و دانش‌دوستی به این کمترین دعاگویان پادری زیرونمو شویر که به آستان‌بوسی روشن پیشانی است، اشارت شد که هر آنچه از گفتار و کردار آن حضرت در کتب خود داریم به فارسی گزارش دهیم». ظاهراً نویسنده کتاب از ترجمه‌های پیشین کتاب مقدس به فارسی اطلاع دقیقی ندارد: « چون معلوم نیست که دیگر زمان به فارسی آمده باشد یا از آن‌که فارسی‌دان از زبان لطین بی‌خبر بود، یا آنکه لطین می‌دانست فارسی نمی‌فهمید یا صاحب اقبالی همچون حضرت که آرزومند دانش باشد و این‌چنین توجه فرماید مادر گیتی نزاد ...»، ازاین‌رو با تردید، کار خود را نخستین ترجمه می‌داند. ظاهراً مدت‌زمان تألیف بیش از زمانی بوده که برای آن در نظر داشته‌اند و نویسنده در اتمام به‌موقع کتاب تأخیر داشته‌اند. او نیز عذر می‌آورد که دلش آن را ناقص می‌یافته و قادر به ارائه نبوده و اتمام کار نیز مرهون توجهات و عنایات الهی و اقبال حضرت ظلّ الهی است: «اگر در آوردن این کتاب و شبیه آن دیر کردم، به‌راستی از این بود که چند دفعه ترتیب دادم و به‌طور خود تمام ساختم، لیکن هر بار که تمام کرده از مسوده به پاکیزگی آوردم، چون فارسی را به کتاب‌های لطین مقابله کردم دل را تسلی نشد و آنچه کامل بود، ناقص نمود تا آنکه خود را از کار خجل یافتم و از کم‌مایگی و نارسایی ناامید شدم. پس از دعای فراوان و نیاز بسیار عنایت الهی و اقبال حضرت ظلّ الهی یاور شد و در این مرتبه پسین تسلی شدم و دل قرار گرفت [...]».

در ترقیمه کتاب، نویسنده دلیل تالیف داستان مسیح را تمایل پادشاه به گردآوری عقاید مختلف دینی در حوزه حکومتی خود می داند:

«بحکم شاهنشاه دوران خدیو روشنجان دارای روزکار جلال‌الدین اکبر پادشاهان خلد الله ملکه و سلطانه از انجیل مقدس و دیکر کتب بیغمبران در دارالخلافه اکره فراهم آورذه...»

از دیگر کتاب‌های فارسی او «آینة حق نما»ست که به جهانگیر (977ـ1037) هدیه کرده است.

داستان مسیح، دارای 636 صفحه متن، و 24 صفحه پیش‌درآمد است که 7 صفحه نخست آن نگاشته لودویکس دو دی‌یو است. نویسنده 11 صفحه بعدی، «مقدمه برای خوانندگان»، ناشناس است. همچنین دو صفحه غلط‌نامه وجود دارد که در آن «افتادگی‌های متن که باید بدان افزوده شود» آورده شده است. آخرین صفحه پیش‌درآمد نیز به قلم دانیل خینسی/ Daniel Heinsivs است.[4]  فهرست موضوعی کتاب در 5 صفحه به زبان لاتین در صفحات پایانی (622 تا 665) آمده است.

صفحه عنوان کتاب «داستان مسیح»، آن‌گونه که ویژگی‌های تصویر نشان می‌دهد چاپ چوبی شده است. نام کتاب در این صفحه به لاتین و فارسی در بالا به رنگ‌های سیاه و قرمز آمده است. کتیبه‌های بالای صفحات سرفصل، با نقش‌هایی مشابه آرایه‌های قالی‌های شرقی است.  کاغذ کتاب از ورق‌های بزرگ هشت برگی ضخیم تهیه شده است. روکش جلد کتاب پوست (پارشمن) سفید است.

متن فارسی کتاب در دو صفحه روبرو و ترجمه لاتین آن نیز همانند متن فارسی در دو صفحه روبروی یکدیگر قرار دارند. هر صفحه دارای یک جدول بزرگ است. داخل این جدول بزرگ، یک جدول افقی در بالا (مکان نوشتن عنوان کتاب و شماره صفحه)، یک جدول عمودی سمتِ بیرونِ کتاب رسم شده است (برای صفحات فارسی در سمت راست و برای صفحات لاتین در سمت چپ صفحه). در این جدول، مندرجات کتاب (به‌صورت کلمه، عبارت و حتی جمله) درج شده است. یک جدول افقی در پایین، در صفحه‌های فارسی رکابه‌ای شامل یک کلمه (گاه همراه با واو عطف) از آغاز صفحه بعد آمده است. رکابه لاتین اما در بیشتر موارد یک کلمه ناتمام ، گاه همراه یک نشانه نقطه‌گذاری و حداکثر هشت حرف از کلمه صفحه بعد را شامل می‌شود. با توجه به این‌که همه صفحات دارای صفحه‌شمار هستند، ذکر رکابه بی‌معناست. بااین‌همه، تمامی صفحه‌ها چه زوج چه فرد رکابه دارند.

ذکر این نکته جالب توجه است که صفحه‌شمار لاتین در جدول پایین با حروف لاتینِ دارای ارزشِ عددی، تکرار شده است:

 حاشیه‌های این صفحات، سمت بیرون صفحه، دارای جدولی عمودی است، چه در برگ‌های فارسی و چه لاتین. در این جدول‌ها سرفصل مندرجات ذکر شده است. این سرفصل‌ها گاه موضوع، گاه عبارت و حتی جمله هستند، برای نمونه:

صفحه 15: «نام پدر و مادر مریم»، «خرج مال ایشان»، «از خدا پسر می‌خواهند».

صفحه 16: «رانده شد پدر مریم»، «خبر میدهد فرشته از دختر».

گاه نیز ذکر منبع می‌شود:

صفحه 92: «توریت کتاب ج فصل یب».

صفحه 275: «متی فصل ی، لوقا فصل یب».

حاشیه‌های صفحات فارسی، فاقد متن لاتین هستند اما در حاشیه صفحات لاتین، کلمات یا عبارات فارسی دیده می‌شود:

Sic vertimus, quia per tutum Orientem celeberrimanomina sunt توران pro Turcico, ایران pro Persico imperio.

برخی حاشیه‌ها مانند پانویس (صفحه 529) شماره‌گذاری شده‌اند:

1 Sic vertimus, quia per tutum Orientem celeberrimanomina…

2 Pro فهیم dedimus فهمیم،

3 Aetor .z. est undecim.

4 Ad verbe. quod hoc est.

5 ad verbum & tale siet.

6. deest سلامتی in autogr.

صفحه‌شمار کتاب داستان مسیح در صفحه‌های 178، 182، 212، 404، 407، 421 و 543 به ترتیب، به‌اشتباه، چنین شماره خورده است: 174، 178، 112، 304، 307، 419، 143 ، اما پیوستگی متن ، بدون توجه به شماره‌ها، برقرار است.

داستان مسیح دارای چهار فصل است: باب اول «اذکار ولادت حضرت ایشوع تا آغاز تعلیم حال او» ، باب دوم « معجزه‌ها و عجایبات او »، باب سوم «مرگ او و جفاها و محنت‌ها» و باب چهارم «کیفیت برخاستن او از قبر و رفتن او بر آسمان».

مترجم کتاب - عبدالستار لاهوری- هنگام برگردان متن، به‌عنوان هر دو کتاب (داستان مسیح و داستان سن پیدرو)  عبارت «اما آلوده» را افزوده است. به عقیده او، نویسنده کتاب برخی مطالب ارائه‌شده در این کتاب را از مراجعی گرد آورده که چندان معتبر نیست. ازاین‌رو، خوانندگان را آگاهی می‌دهد که مفاد کتاب را با احتیاط از نظر بگذرانند و در دیباچه کتاب داستان مسیح، پیش از ورود به داستان (صفحه 3) با شور و تعصب، چنین آغاز می‌کند[5]:

 

«راهنمونی و هدایت صاحب ترجمه برای خوانندگان

ای عزیزان و محبوبان من این داستان مسیح را پادری زیرونیمو شویر بپاکیزکی ننوشت زیرا که از حدود کتب انجیل برآمده بسیار جیزها بیکانه افزود انکه یا نا یقین اند یا دروغ اند یا ببزرکواری خدا و به اخلاص دین انجیل مقدس مخالفت مینمایند بلکه همان جیزها را انکه از کتاب‌های انجیل مقدس آورده است آنطور پلید ساخت که پاکیزکی وافر و تمیت خود را تلف کردند بنابرین در اعلی هر روی کاغذ این داستانرا آلوده خواندیم تا هیچکس از راه برده نشود پس خوانندکان را خوب تمیز کردن باید که از اینها چه چیزها را قبول خواهند کرد یعنی هر چه بکتب انجیل مقدس موافقت میدارد اینرا یاد بکنید و در حفظ خدا بشوید*»[6]

نویسنده کتاب اذعان دارد که «واجب شد که آگاه سازم که بیشتری از این چیزها از انجیل مقدس نوشتم و از نوشته دیگران چشم بستم» درعین‌حال اظهار می‌دارد که اگر مطالبی را بدان افزوده، مرجع را ذکر نموده است: «مأخذ هر سخن در حاشیه این کتاب نوشتم»، اما دلیل آن را بر اصالت کار نیز اصرار می‌ورزد: «بعضی از این سخنان بدان پایه هستند که عقل بشری در ادراک آن عاجز و مدهوش می‌شود لیکن این و امثال این چیزها در کتاب آئینه حق‌نما که اکثر آن شده و نزدیک است که ان‌شاءالله تمام شود، بیان روشن یافتند».

جالب آنکه مقدمه مترجم هنگام چاپ به متن اصلی افزوده می‌شود و به زبان لاتین ترجمه می‌شود.

جان ای. ب. جانجنیل، متخصص تاریخ مسیحیت، در کتاب عیسی مسیح در تاریخ جهان، دلیل این آمیخته نویسی را ارائه تصویری شکوهمند از عیسی مسیح، برای جلب نظر خواننده اکبر شاه - می‌داند:

« خرومه خاویر نوه برادر (یا خواهر) فرانسیس خاویه، داستان مسیح را برای اکبر شاه تألیف کرد؛ و بر اساس تحلیل آلبرت شوایتزر، ژیرونیموس در تألیف این کتاب، یادداشت‌هایی از اسفار مشکوک (اپوکریفا)[7] را جمع‌آوری کرد و بخش‌هایی از انجیل را حذف کرد تنها بدان جهت که تصویری شکوهمند از عیسی مسیح ارائه دهد.»[8]

 

مترجم فارسی کتاب داستان مسیح و داستان سن پیدرو به نقل از منابع

مترجم کتاب داستان مسیح، عبدالستار بن ابوالقاسم لاهوری[9] زبان لاتین را از همین پادری آموخت و پس‌ازآن به کمک او کتابش را ترجمه کرد. ظاهراً عبدالستار که به کسب دانش علاقه‌مند بوده، به دستور اکبر شاه به آموختن زبان‌های خارجی مشغول می‌شود.

 با توجه به کتاب‌هایی که از عبدالستار لاهوری به‌جای مانده است[10]، می‌توان او را در زمانه خود دانشمندی دانست که به حوزه‌های مختلفی مانند تاریخ عمومی، تاریخ ادیان، کلام اسلامی و مسیحی، معانی بیان و زبان لاتین[11] اشراف داشته است.

او درباره خود چنین می‌گوید:

«... فرمودند عبدالستار حاضر است [...] پیش آمدم و نخست مطلب دانای فرنگی به‌طوری‌که او می‌خواست به عرض اقدس رسانیده عرضه داشتم چه او را از کم‌دانشی در فارسی، زبان کوتاهی می‌کرد.»[12]

«عبدالستار در محفل مقدس احوال حضرت عیسی که از انجیل و دیگر کتب نصارا در این دولت به‌اتفاق پادریان به فارسی ترجمه کرده است.»[13]

راوی مجالس جهانگیری که همان مترجم داستان مسیح است، در مجالس شبانه بحث‌وجدل‌های دینی، در دربار نورالدین جهانگیر شرکت داشته است: در مجالس جهانگیری شرح برخی از این شب‌نشینی‌ها (از 24 رجب 1017 تا 19 رمضان 1020 قمری) به رشته تحریر درآمده است:

«شب یکشنبه، پهری از شب گذشته کمترین مریدان را طلب شد. در ساعت، سر به سجده شکر فرود آورده متوجه درگاه سلاطین پناه شدم. دیدم که پادشاه دین و دنیا بر تخت دولت و اقبال نشسته و از زمین تا آسمان بر فرق مبارک او نور تابان تتق بسته. فوج فوج از نویینان عالی مکان و امیران رفیع الشان که هر کدام را بر والیان ولایت ها فرمان است گرد بر گرد تخت دست بر سینه استاده اند. دانایان عقلی و نقلی هر کیش و مذهب محمدیان و عیسویان و برهمنان هند و حکیمان دقیقه شناس الهی و طبیعی و ریاضی و هندسی هریک به پایه حالت و رتبت خویش در برابر. از میان چندی از علمای ملل و نحل مثل قاضی عسکر و سید احمد قادری میر عدل و مولانا تقیای ششتری و مولانا روزبه شیرازی و پادری زیرونموشویر که سرآمد دانایان فرنگ زمین است از جرگه ملازمان پیش آمده در نظر اقدس سرگرم مناظره شد.»

در جهانگیر نامه نیز از عبدالستار یادشده است. مصححان مجالس جهانگیری (عارف نوشاهی، معین نظامی) در مقدمه کتاب (صفحه سی‌ودو) چنین نوشته‌اند: «جهانگیر در جهانگیر نامه دو بار از عبدالستار یاد کرده است. نخست در ضمن وقایع نوروز دوازدهم از جلوس همایون/ 1026 ق بسیار گذرا می‌گوید که در 16 شهریورماه «به ملا عبدالستار هم فیل عنایت فرمودم» بار دوم ذکر او کمی مفصل‌تر آمده است. جهانگیر در ضمن هدایایی که مقربان دربار در «نوروز چهاردهم از جلوس همایون» 1028 ق به او پیشکش داشته‌اند، می‌گوید:

«درین ولا عبدالستار مجموعه‌ای به خط خاص حضرت جنت آشیانی انار الله برهانه مشتمل بر بعضی از دعوات و مقدمه از علم تنجیم و دیگر امور غریبه که اکثری را آزموده و به حقیقت وارسیده، در آن جریده سعادت ثبت فرموده‌اند به‌رسم پیشکش گذرانید. بعد از زیارت خط مبارک ایشان ذوقی و نشاطی در خود مشاهده نمودم که خود را کم به آن حال یاد دارم. به الغایت محظوظ گشتم. به خدا که هیچ تحفه نادر و جواهر گران‌بها پیش من به آن نمی‌رسد. به جلدوی این خدمت، منصب او از آنچه در متخیله او نگذشته بود افزوده هزار روپیه انعام فرمودم.»[14]

در ترقیمه داستان مسیح، مؤلف، خود و مترجم را چنین معرفی می کند:

«این نامه کرامی و دیباجه سعادت بنده پادری زیرونیمو شویر فرنکی از طایفه صحبت حضرت عیسی بحکم شاهنشاه دوران خدیو روشنجان دارای روزکار جلال‌الدین اکبر پادشاهان خلد الله ملکه و سلطانه از انجیل مقدس و دیکر کتب بیغمبران در دارالخلافه اکره فراهم آورذه مولانا عبدالسنارین [عبدالستار بن] قاسم لاهوری باتفاق این بنده در همان دارالخلافه اکره ترجمه کرد و در سنه هزار و شسصد [ششصد] و دو از ولادت حضرت ایشوع و چهل و هفت آلهی[15] از جلوس مقدس شاهنشاهی انجام یافت

تحریرن [در حاشیه: تحریر آن] فی تاریخ هشتم ماه رمضان المبارک در روز چهارشنبه سنه هزار بیست هفت،

تم تم تم تم تم»

 

در صفحه 556 کتاب، ترقیمه ای پیش از انجام آمده است: «المنت لله که داستان احوال مقدس ایشوع خداوند ما تمام شد و کتاب کرامی که بدرقه و جانهای راستان تواند بود اختتام یافت اکنون شایسته و لایق نمود که دو نامه که بیلاتس حاکم بیت المقدس و دیکر حاکم آن سرزمین مشتمل بر حلیه مبارک آنحضرت بجانب قیصر طیباریوس و سیناد رومه نوشته بودند خاتمه این کتاب کرامی شود و قبول جاوید بخشد».

لازم به ذکر است که این نامه در صفحۀ 611 در میان متون لاتین به عربی آورده شده است و  نه در صفحۀ 535 که پایان کتاب است:

«رساله سیدنا المسیح الی ابجر ملک الرها بعت یقول له انا ایشوع المسح ابن الله الحی الازلی الی ابجر الملک بمدینه الرها السلام لک انا قایل لک طوباک انت و خیر یکون لک و طوبانیه هی مدینتک الذی یقال لها الرها اذ لم ترانی امنت بی طوباک انت و شعبک الی الدهر السلام والحب یکثر فی مدینتک والایمان بی النقی یشرق فیها والعلم فی ازقتها انا ایشوع المسیح ملک السما اتیت الی الارض لکی اخلص ادم و حوا و نسلهما وبعت له سبعا حرف یونانیه * الاول انی باختیاری اتقدم الی الام والصلیب * الثانی انی لیس بانسان لطیف بل الاه ثام وانسان ثام * الثالث انی رفعت الی الشارفیم * الرابع انا الازلی ولیس الاه غیری * الخامس انی صرت مخلص لبنی البشر * السادس من اجل حبی لادم * السابع انا حی فی کل حین دایم الی الابد * وبعتها له وکتبها سیدنا المسیح بیده یعت یقول له انا امرت بامراضک واوجاعک واسقامک تبرا وتشفی وخطایاک فتغفر لک و حیث ما وضعت رسالتی علیه ولا یقدر قوۀ العدوا المعانده المخالفه تدنوا الیک و تکون مدینتک مبارک علیک الی الابد وهذا السبع الاحرف الذی بعتها سیدنا المسیح الی ابجر ملک الرها عن الاهونیه والناسونیه وانه الی ثام و انسان ثام له المحد دایما».


نسخه‌های خطی داستان مسیح

یازده نسخه[16] از این ترجمه در کتابخانه‌های مختلف جهان نگهداری می‌شود: یکی در موزه لاهور (M. S. No. 46) و دیگری در بریتیش لایبرری (I. O. Islamic 940). تحریر هر دو نسخه چندان تفاوتی با هم ندارد. نسخه لندن با این عبارات آغاز می‌شود:

«بسم الاب و الابن و الروح القدس الاه واحد. مرآت القدس که در آن گزارش می‌یابد داستان احوال حضرت ایشوع کریستن و بیان پاره‌ای تعلیم آسمانی و معجزه‌های بلند قدر او.»

ظاهراً میان نسخه خطی و چاپی کتاب 37 سال فاصله افتاده است. خاویر در پایان کتاب تاریخ اتمام نگارش را 1602 میلادی اعلام می‌کند «... در دارالخلافه آگره به تاریخ پانزدهم اردیبهشت سنه هزار و شش صد و دو از ولادت حضرت خداوند ما اختتام یافت. [17]»

نسخه اصلی کتاب، به نوشته فرانسیس ریشار (F. Richard, Catalogue des manuscritspersans, Paris, 1989)  در لیسبون نگهداری می شود: نسخه فارسی انجیلی که کشیش ژروم خاویر، 21  دسامبر 1607، از لاهور برای هنری چهارم فرستاد هرگز به دست او نرسید و هم‌اکنون در کتابخانه ملی لیسبون نگهداری می‌شود.[18]

نسخه‌ای از این کتاب، در ‏کتابخانه آستان قدس رضوی، به شماره ثبت 50756 تحت عنوان مرآت‌القدس نگهداری می‌شود[19]. فهرست انتشار نیافته آستان قدس ، نسخه یادشده را چنین توصیف می‌کند:

«مرآت‌القدس؛ عنوان دیگر داستان مسیح؛ مؤلفان: پادری ژیرولین مور شویر؛‏ مترجم: عبدالستار بن ابوالقاسم لاهوری؛ خط نستعلیق، 16 سطری؛ نسخه کامل؛ آسیب‌دیده: جلد تیماج مشکی، مستعمل، از شیرازه جدا شده، وصالی شده؛ کاغذ: آهارمهره، نباتی ـ نخودی؛ جداول به سرخی و لاجورد؛ ظهر برگ اول یادداشت فرهاد میرزا بن ولیعهد؛ خریداری از امرالله صفری. شماره ثبت: 50756».

آغاز: الله‌اکبر بسم الاب و الابن ...

انجام: ...کم کوی و خوش روی در آدمی زادکان.

در کتابخانه مجلس نیز نسخه‌ای از داستان مسیح به شماره 14050وجود دارد که اول و آخر آن افتاده است؛ اما خط و صفحه‌آرایی نیکویی دارد؛ و در هر یک از کتیبه فصل‌های آن نقش دو پرنده الوان دیده می‌شود.

 

کتاب دوم داستان سن بیدرو اما آلوده

کتاب دوم، کتاب داستان سن پیدرو[20] است، با مقدمه‌ای 5 صفحه‌ای از لودویکس دو دی‌یو و صفحه آخر که در آن تکمله و افتادگی‌های متن آورده شده است.

و در صفحه 3 کتاب داستان سَن پی‌یر دلایل خود را برای آوردن «اما آلوده» همانند کتاب داستان مسیح، چنین تکرار می‌کند:

«هدایت صاحب ترجمه برای خوانندگان

ای دوستان من آنچه پند کردم بر سبب داستان مسیح همان اکنون پند میکنم بر سبب این داستان سن بیدرو یعنی که صاحبش قنوع نداشت که از حوادث مقدس حواریان بیارد آنچه در سن بیدرو آنجا نوشته شد لیکن فراوان نقلها آورد آنانچه براستی موافقت ندارند و از کاتبان ناسزاوار اعتقاد کرفته شدند مقصود او آنست که وانماید آنکه سن بیدرو بر همه حواریان سرداری یافت و در شهر رومه خلافت حضرت عیسی کرد یا از کتب انجیل یا از رسالات حواریان کواهی و اثبات نیابد و همان سن بیدرو هرکز آنرا بخود خاص نکرد و هر اینه اینست آنچه ما را باعث شد تا در اعلی هر روی کاغذ این داستانرا آلوده کفتیم بنابرین بانطور این داستانرا بخوانید که شما را صاحبش بازی ندهد چراکه هر چه او چون کتب انجیل میخواند و چون کتاب احوال رسولان که آنرا خجسته لوقا نوشت این همه البته یقین و راستست اما همه سایر یا ناسره یا دروغ یا از ناپایدار ایمان است و در حفظ خدا باشید.»

 

 کتاب سوم «عنصرهای زبان فارسی»

کتاب سوم که شامل صرف و نحو فارسی و دو متن به  فارسی مَشکول است «عنصرهای زبان فارسی» خوانده می‌شود. قسمت اول کتاب (ص 87 تا پایان کتاب) به دستور فارسی به زبان لاتین پرداخته است. ترجمه این متون توراتی (فصل اول و دوم سفر پیدایش) از یعقوب طاووسی است و از کهن‌ترین ترجمه‌های تورات به شمار می‌رود. به نظر می‌رسد این کتاب، رساله‌ای آموزشی بوده باشد.

‌در ابتدای کتاب، الفبای فارسی و تفاوت آن با الفبای عربی مطرح شده است. سه حرف از چهار حرف فارسی: پ، ژ، چ مانند صورت امروز آن نوشته می‌شود و حرف گ به‌صورت ک با سه‌نقطه روی آن متمایز شده.

پس‌ازآن جنبه‌های مختلف دستور فارسی مورد بررسی قرار گرفته است: کلمات هم‌نویس مانند گُل و گِل و شکل‌های مخفف ره (راه)، دهن (دهان)، برون (بیرون) و مواردی دیگر.

سپس به صرف فعل پرداخته شده است (فعلِ «است» برای نمونه چنین صرف شده است: اَم، ای، است، اند، اید، ایم).

زمان‌های گذشته ساده، نقلی، حال استمراری، التزامی، آینده؛ فعل‌های بسیط (گرویدن، خُوَاندن، انگیزانیدن، آییدن، آیانیدن)، و فعل‌های مرکب (بازِش فرمودن، تیمار خوردن، حیف خوردن، چَد بُردن ، اعتقاد بُردن) اسم مفعول و اسم فاعل، حالت امر و نهی و افعال باقاعده و بی‌قاعده.

پیشوندهای اسم (نارسا، بی‌خبر، کم‌مایه، خواب‌جا، چراغ‌جا) و پیشوندهای فعل‌ها (برآمدن، بازاستادن، واپس‌کردن، سردادن).

اعداد ترتیبی و حقیقی (دوم، سیُّم هَژدَهم؛ دویُومی، سِیّومی) و ملکیت، مانند اضافه ملکی (پَدَرْ مَن، پَدَرْ اِیشان). ساخت قید از اسم (خداوندانه، دانایانه) ساخت فعل از بن مضارع.

لازم به ذکر است کتاب سوم (عنصرهای زبان فارسی) فاقد حاشیه‌نویسی است.

 

ناشر/ چاپخانه الزویر

خاندان الزویر/Elzevier/ Elzevir (تلفظ هلندی: اِلسِفیر) نام خانواده معروف هلندی است که طی قرن هفدهم در چاپخانه‌های حروف سربی خود (در لیدن و آمستردام) کتاب‌های مختلفی چاپ کرده‌اند[21]. بنیان‌گذار این خاندان، لودیک الزویر، مقیم شهر لیدن، از ۱۵۸۰ بدین حرفه مشغول بوده است. انتشارات کنونی الزویر (تأسیس‌شده در 1880) که یکی از بزرگ‌ترین ناشران مطبوعات پزشکی و علمی جهان است و در هلند، آمستردام (شعبه مرکزی) و دیگر کشورها (مانند آمریکا، انگلستان و غیره) به چاپ کتاب‌ها و مقاله‌های علمی می‌پردازد، نام خود را از این خاندان گرفته است.

این سه عنوان کتاب در تعدادی  از نسخه‌های موجود از جمله نسخه معرفی‌شده، به‌صورت مجموعه‌ای یکپارچه با هم صحافی شده است و در برخی دیگر از چاپ‌ها هر یک، عنوان جداگانه دارد.

 

 

 

 


[1] رک: لغت فرنگ و پارس، نگاشته آنژلوس دوسن ژوزف لابروس؛ به کوشش سید محمدحسین مرعشی. تهران: سفیر اردهال، ‏۱۳۹۲.

[2] واژة پادر/ padre پرتغالی به معنای پدر روحانی (کشیش، روحانی مسیحی) اصطلاحی است که در مورد کشیشان مبلّغ مسیحی در کشورهای اسلامی، به‌ویژه در ایران و هند کاربرد داشته است. از دیگرکسانی که در هند به پادری شهرت یافتند، هنری مارتین، کشیش انگلیسی است که در 1220/ 1805 به هندوستان رفت و عهد جدید را با عنوان پیمان تازة عیسی مسیح به فارسی ترجمه کرد. هنری مارتین پنج سال در هند به‌عنوان کشیش به تبلیغ پرداخت و در 1226 در توقات ترکیه درگذشت. پس از هنری مارتین، پادری فندر (پفاندر) کتابهای میزان الحق و مفتاح الاسرار را به فارسی در تبلیغ مسیحیت انتشار داد.

[3] از این نویسنده کتاب‌های دیگری برای دربار جهانگیر مانند آیینه حق نما، در اثبات تثلیث در 1609 م، و نیز به نقل از احمد بن زین‌الدین عاملی (در 1622م) کتاب‌هایی به زبان فارسی مانند زبور و آداب‌السلطنه برای مغولان نگاشت، و با همکاری عبدالستار بن قاسم فرشته لاهوری کتاب‌های اسمار الفلاسفه/ سمرالفلاسفه/ خردنامه را تألیف کرد و داستان مسیح و داستان احوال حواریان/ وقایع حواریان دوازده‌گانه را از زبان فرنگی به فارسی درآورد. 

[4] این کتاب را نخستین بار، ایرج افشار در مجله یغما (11:12، 116) این‌گونه شناسانده است:

کهنه‌کتاب‌ها درباره ایران

1. داستان مسیح‏ Historia Chriali Persice قطع رقعی-12 برگ+640 ص.

این کتاب در سال 1639 میلادی (1049 هجری) یعنی یازده سال پس از مرگ شاه‌عباس اول و در دوره پادشاهی شاه صفی در شهر لیدن/ Leiden از شهرهای هلند چاپ شده است. چاپ و کاغذ آن زیبا و خوب است. تا آنجا که من جستجو کرده‏ام‏ «داستان مسیح» کهنه‏ترین کتاب مستقل فارسی است که به چاپ رسیده است [...].

ایرج افشار در سال 1344 نسخه‌ای از این کتاب  را (به شمارة BT 300 .X32) برای کتابخانه سنا (کتابخانه شماره 2 مجلس کنونی) از شرکت «شیپرز» به قیمت 275 فلورن هلندی خریداری کرده است.

نسخه‌ای دیگر از این کتاب، در بهار 1388 ظاهراً به‌واسطه یکی از کتابداران ارشد کتابخانه ملی جمهوری اسلامی‌ایران، «در راستای وظیفه حفظ میراث مکتوب ایران و گردآوری مجموعه‌ای از کلیه کتاب‌های منتشرشده به زبان فارسی» خریداری شده است؛ و قرار است برای بازدید علاقه‌مندان «زیر محفظه شیشه‌ای» گذارده شود. اصل کتاب هم‌اکنون (1393) نیز در کتاب‌فروشی‌های اینترنتی به بهای 1155 دلار امریکا عرضه می‌شود. برای نمونه رک:

http://www.biblio.com/book/three-works-one-volume-1-historia/d/483945123

(با هزینه حمل‌ونقل و 30 روز ضمانت برگشت).

[5] یادآور شویم که در نقل قول از کتاب، رسم‌الخط، نقطه‌گذاری و کلیه علائم و نشانه‌های موجود در متن، بی‌هیچ تغییری نقل می‌شود.

[6] ‏ در متن فارسی کتاب، نشانه‌های مورد استفاده، مشابه نشانه‌های موجود در نسخه‌های خطی است (مانند سه‌نقطه، تکرار م، تم) و در متن لاتین کتاب، برخی علامت‌های نقطه‌گذاری که امروزه به کار می‌روند (مانند ویرگول و نقطه پایان جمله) دیده می‌شوند.

[7] پانزده رساله‌ای را که به «عهد عتیق» افزوده شده است و در «عهد عتیق» عبری که امروزه نزد یهود معتبر است مندرج نیست (کتاب‌های قانونِ ثانوی مربوط به عهد عتیق و عهد جدید) اسفار مشکوک یا «اپوکریفا» گویند، و ازآن‌رو مشکوک می‌خوانند که نویسنده‌های نامعلومی دارند یا به‌طورکلی صحت آنها به‌عنوان کتاب‌های قابل اعتماد مورد تأیید همگانی نیست. این رساله‌ها. پروتستان‌ها نیز پس از بحث‌وجدل بسیار بر سر اعتبار یا عدم اعتبار آنها، سرانجام از ۱۸۲۷ میلادی آنها را از کتاب مقدس خود خارج کردند.

[8] Jan A. B. Jongeneel, Jesus Christ in World History: His Presence and Representation in Cyclical, Peter Lang, Frankfurt, 2009, p. 169.

[9] لاهوری نزد کشیش زیروبنموشویر [زیرونیمو شویر] که تازه از فرنگ به دربار اکبر پیوسته بود در مدت شش ماه زبان فرنگی آموخت (صفحه سی‌ویک، مجالس جهانگیری). در مقدمه سمره الفلاسفه نیز چنین آمده است که اکبر شاه به او دستور داد : «... زبان فرنگی آموزد و اسرار این ملت و احوال سلاطین این گروه و حکمای یونان زمین و لاتین از روی کتب ایشان به فارسی گزارش دهد.» (Or. 5893, p. 5).

[10] سمره الفلاسفه یا احوال فرنگستان (1012ق)، ترجمه داستان مسیح (1011ق)، ترجمه احوال حواریان یا حواریان دوازده‌گانه (1014ق) مجالس جهانگیری (1020ق)، گزیده ظفرنامه.

[11]  مجالس جهانگیری، عبدالستار بن قاسم لاهوری، تصحیح مقدمه و تعلیقات عارف نوشاهی و معین نظامی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1385، مقدمه کتاب، صفحه سی‌ویک.

[12] همان، ص 31.

[13] مجالس جهانگیری، مجلس چهاردهم، ص 34.

[14] جهانگیر نامه، ص 302-303.

[15] تاریخ الهی تاریخی است که جلال‌الدین محمد اکبر، پادشاه هند، در سال 992 ق وضع کرد و مبدأ آن را سال جلوس خود (ربیع‌الاول 963) قرار داد.

[16] نسخه‌بدل‌های این کتاب در کتابخانه‌های جهان پراکنده‌اند: فهرستِ رُسی/ Rossi، صفحات 68، 74، 75، 99.

[17] مجالس جهانگیری، عبدالستار بن قاسم لاهوری، تصحیح مقدمه و تعلیقات عارف نوشاهی و معین نظامی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1385، ص سی‌ونه چهل‌ویک.

[18] Cf. R. Gulbenkian, «The Translation of the Four Gospels into Persian», Cahiers de la Nouvelle revue de science missionnaire, Schöneck-Beckenried, 29, 1981, p. 6-8.

[19] نسخه خطی کتابخانه آستان قدس (ش50756) به دلیل وجود یادداشت فرهاد میرزا: «این انجیل را سیصد و چهار سال پیش ترجمه کرده‌اند و از آن من شده است» ظاهراً باید همان نسخه 217 کتابخانه سابق «فرهاد معتمد» باشد.

[20] داستان سن پدرو به فارسی مورخ 1600 (49 الهی) با ترجمه لاتینی و حواشی لودویکوس دو دی‌یو در همان شهر، در سال 1639م به چاپ رسید (نشریه نسخه‌های خطی، 3-239).

[21] از دیگر کتاب‌های قدیمی این چاپخانه می‌توان از این کتاب‌ها نام برد:

Traduction allemande du traité d'escrime de Salvator Fabris, Leyde, Isaac Elzevier, 1619.

Les œuvres mathématiques de François Viète, Leyde, Bonaventure et Abraham Elzevier, 1646.

Le Voyage du duc de Rohan par François Viète, Amsterdam, Louis Elzevier, 1646.

Clovis ou la France chrétienne par Jean Desmarets de Saint-Sorlin, Leyde, les Elzevier, 1657.

Histoire du Roy Henry le Grand par Hardouin de Péréfixe de Beaumont, Amsterdam, Louis et Daniel Elzevier, 1661.

Le Vray et Parfait Guidon de la langue françoise par Nathanël Düez, Amsterdam, Daniel Elzevier, 1669.

Le traité de jurisprudence de Lüder Schöne publié à Amsterdam par Abraham Elzevier en 1697.

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۳


دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ

 

فرانسیس ریشار

ترجمه : سیدمحمدحسین مرعشی

بر روی برگ بدرقه نسخه‌ای فارسی از کتابخانه ملی فرانسه دستورالعملی وجود دارد که در سال­های پایانی سده دهم هجری در امپراتوری عثمانی نسخه‌برداری شده است. این دستورالعمل‌ که شیوه‌های مختلف رنگ‌آمیزی کاغذ به رنگ‌های مختلف است با روشی نگاشته شده که رمزگشایی آن دشوار می­نماید.

این دستورالعمل که با شیوه‌های رنگ‌آمیزی پارچه تفاوت دارد و در پایان سده نهم هجری کاربرد داشته و ظاهراً در هیچیک از رساله فارسی شناخته شده وجود ندارد.

اهمیت یادادشت‌های کوتاه آغاز و پایان نسخه‌های خطی بر همگان آشکار است. حتی اگر یادادشت های صفحات آستر و بدرقه نسخه باشد که دقیقاً پس از پایان نسخه‌برادری،بیشتر به دلیل تعمیر صحافی یا مرمت مجلد بدان افزوده می‌شد، اغلب دارای نوشته‌هایی است که برای سالیابی نسخه و مالکان یا خوانندگان آن، قابل استفاده است. بدین قرار، در این صفحات، سیاه مشق یا طرح­های اولیه، نشان مالکیت - که گاه با نقش مهر همراه است، شعر، دعا، تاریخ وقایع متفرقه (تولد، حوادث تاریخی) و چکیده‌هایی از تذکره‌ها، نسخه‌های دارو، یادداشت‌های قیمت یا سیاهه‌ها کتابخانه‌ها مشاهده می­کنیم.

این‌گونه نوشته­ها و یادادشت‌های گوناگون، معمولا در فهرست های نسخه های خطی  درج می‌شوند. گاه نیز متأسفانه به قدر کافی بدان­ها پرداخته نمی‌شود. برخی از این یادادشت‌ها برای تاریخنگاران بسیار مفیدند و ارزش آنها بسیار فراتر از بررسی ساده در ارائه یک متن مکتوب است.

نظر به اینکه دستور العمل تهیه داروهای چشم­درد، دندان­درد و یا ترکیباتی با خواص مختلف در برگ‌های آستر و بدرقه نسخه‌ها بسیارند، نظر مطالعه کنندگان را در اینجا به یکی از دستورالعمل های بسیار شاذ و پر اهمیت مورد تحقیق در زمینه یکی از عناصر اصلی نسخه خطی، یعنی کاغذ، جلب نماییم.

نسخه 1787 مخزن افزوده کتابخانه ملی فرانسه (Blochet / 1464;248-249)، در قطع کوچک (5/17×5/12)، در سال 1912 به تملک ارنست لورو / Ernest Leroux، کتابفروش پاریسی درآمده و مشخص نیست پیش از آن به کدام مجموعه تعلق داشته است. این نسخه، ناشناخته و بی‌تاریخ است اما می‌توان تاریخ تولید آن را پایان سده نهم هجری برآورد کرد. در برگ‌های 3پ و 195 نسخه، معیار جمالی و مفتاح ابواسحاق شمس فخری اصفهانی کتابت شده است. جدول‌های زرنگار، چهار سرلوح مذهّب در ابتدای چهار فنّ )یا فصل( کتاب از ویژگی‌های هنری نسخه‌پردازی عثمانی در پایان دوران سلطان محمد ثانی‌(1418م) یا دوره بایزید ثانی (1812 – 1481) است.

کاغذ مورد استفاده در این نسخه، شرقی است و دارای ته خط های عمودی سه تایی، و ترکیب ده نیم‌برگ (از گونه پنج برگی) است. جزوها، به غیر از جزو پایانی که چهار برگی است. صحافی نسخه، فرنگی و متأسفانه در تاریخی بسیار متأخّر بازسازی شده امّا در منشأ عثمانی آن نمی‌توان تردید کرد.

ظاهراً، این نسخه تا سده گذشته، در امپراتوری عثمانی بوده، زیرا نقش مهرهای موجود در کتاب، متعلق به یکی از آخرین مالکان کتاب، محمدطاهر، با تاریخ 1268 قمری (1851 میلادی) است. در برگ 3، نشان مالکیت مالکی پیشین تراشیده شده و تنها آخرین جزء نام او: [...] نقشبندی، قابل تشخیص است.

سومین مالک، سیف‌الدین، نیز نشان مالکیت خود را بر برگ 195 گذارده است. او  باید همان سیف‌الدینی باشد که نقش مهر بیضی شکل او که قسمت  بزرگی از عبارت دعایی آن پاک شده، در برگ 195 دیده می‌شود. تاریخ مهر، بر اساس شکل آن، احتمالاً باید  اواخر سده شانزدهم یا سده هفدهم باشد.

به نظر می‌رسد، دو رباعی فارسی برگ 195پ به قلم همین سیف‌الدین باشد. یکی یادآور مقامات و دیگری الگوی آوازی (Avaza) است. به احتمال فراوان دو یادداشت مختصری که به طور اریب، در رو و پشت برگ 197 نوشته شده،  بدون شک به قلم اوست. در هر حال، به نظر می‌رسد کاری معاصر باشد در پشت برگ 197 این متن نوشته شده است:

«طریق رنک کردن کاغذ زاغ سفید را سلایه کردن بآب اندازد کاغذ را بآب زاغ بکشند بعد از آن بخشکانند و رنک را کوفته در میان دیک یا قزانچه بریزد و آب نیز بریزد و بسیار بجوشاند چه قدر بیش جوشد خوش رنک میشود بعد از آن آب را صاف کنند کرم کرم کاغذ را در میان آب اندازد بجنباند بعد ازو بردارد و بخشکاند و بعد ازو آهار کند کاغذ سبز کل زنبق را کوفته و آبش را صاف کرده و زنکار را صلایه کرده بآن آب ریزد و کاغذ را بآن آب بکشد بعد از آن بخشکاند کاغذ زرد آب کل اصفهانی کرفته کاغذ را بآب زاغ بکشند و در میان او بجنبانند.»

 در روی همین برگ 197، این یادادشت همچنان با همان قلم ادامه می‌یابد:

«رنک ارغوانی زاغ سفید را سلایه کرده [... آن؟] به یکمن آب زده کاغذ را فرو برده خشک کنند بغمی سرخ را کوفته خیسانیده یک شبانه‌روز بغوام آرند رنک بنفش بطریق مذکور بزغاب کشیده و بغمی بنفش سلایه نموده بغوام آرند کاغذ را بکشند رنک سبز[ه][1] زنبق کبود را کرفته بآب او یکمن آب او را یک مثقال [و] نیم زنکار سلایه نموده داخل کنند رنک نارنجی بزغاب کشیده زنجه چوب را سلایه  نموده بقوام آرند بزردآب کل اسفهان بکشند والسلام و الرعایت[2]

در برگ 197، عددهایی نوشته‌ شده که هریک از آنها معادل یک حرف به شمار می آیند. این نسبت ارزش گذاری بر اساس نظامی است که ژرژ ایفره (Georges Ifrah, 1996: II, 270 – 271) مطابق نسخه‌ خطی دیگر، آنها را توصیف کرده، اما تفسیرهای او بسیار فرضی است. بدین قرار کلمه «رنگ» را با 2، 5، 2 نشان داده‌اند: بدین صورت که به ترتیب روی اولین عدد، دو نقطه به صورت افقی و روی هر یک از دو حرف بعد یک نقطه قرار داده شده و کلمه «بنفش» را با اعداد 2، 5، 2،‌2،‌ 5،‌ 8،‌ 3، روی عدد  اوّل دو نقطه افقی و روی اعداد دوم، سوم، پنجم و ششم یک نقطه و روی عدد آخر سه نقطه مثلثی شکل گذارده شده است. غلط‌های املایی فارسی بسیارند. به نظر نمی‌رسد این دو متن کوتاه، چکیده نسخه برداری شده از رساله های فارسی باشند، اما ممکن است نسخه برداری عثمانی، آشنا با این نظام عددی که همچنان در سده‌های شانزدهم و هفدهم، در محاسبات و امور دیوانی، کاربرد داشته، آن را از متنی برداشته باشد. اما هنوز برای ما معلوم نیست به چه دلیل مالک نسخه (یا این نسخه‌برادر حرفه‌ای؟‌) به فنون رنگ‌آمیزی کاغذ علاقه داشته است.

ترجمه (در اغلب موارد با گمان) این متن کوتاه می‌تواند چنین باشد.

[گ . 197پ] روش رنگ کردن کاغذ: زاغ سفید را کوبیده در آب ریخته، کاغذ را در آن پهن کنند. بگذارند تا خشک شود. رنگ کوفته را در میان دیگ یا قزقانچه ریخته و آب نیز بریزند. بسیار بجوشانند هر چه بیشتر بجوشد، رنگ خوشتر شود. سپس آب را در حالی که کاملاً داغ است صاف کرده کاغذ را در میان آن غوطه‌ور کنند و آن را تکان دهند. سپس کاغذ را بیرون کشیده، آن را خشک کنند سپس آهار کنند.

کاغذ سبز، گل زنبق را بکوبند و آب آن را صاف کرده، زنگار کوبیده شده را در این آب ریزند، کاغذ را در آن پهن کنند و سپس خشک نمایند.

کاغذ زرد (یا به رنگ زردآب)  با گِل اصفهانی‌[ساخته می‌شود] (اگر گُل اصفهانی بخوانیم، ممکن است گل قرطم اصفهانی باشد) کاغذ را در محلول آب زاغ غوطه‌ور ساخته، حرکت دهند.

[برگ 197] «برای رنگ ارغوانی، پس از ساییدن زاج سفید [...] آن را در یک من[3] آب می ریزیم، کاغذ را در آن غوطه ور می کنیم و می گذاریم تا خشک شود. پس از کوبیدن بقم سرخ، یک شبانه روز آن را می خیسانیم و میگذاریم قوام آید.

برای رنگ بنفش، همانطور که گفته شد، [کاغذ] را در زگاب[4] غوطه ور کرده، محلولی غلیظ از بغم بنفش ساییده شده، ساخته، کاغذ را در آن غوطه ور می کنیم.

برای رنگ سبز، زنبق کبود را گرفته، یک من آب، یک مثقال و نیم زنگار ساییده شده به آب آن می افزاییم و هم می زنیم؟.[5]

رنگ نارنجی: [کاغذ] را در زگاب فرو می بریم، زُنجه چوب ساییده شده را غلیظ کرده در زردآب گل اصفهان [یا گل قرطم اصفهانی] غوطه ور می کنیم. درود و ملاحظه.

این دستورالعمل ها، با آنکه رمزگشایی شان دشوار است، اما خالی از فایده نیستند. در ضمن، با وجود کوتاهی می­توانند به مدارک مورد مطالعه و انتشار یافته ایو پورتر/ Yves Porter (1992: 42-51)  اضافه شود و اطلاعات ما را در زمینه فنون هنر کتاب، کامل کند. در واقع، متن­هایی از این گونه، بسیار اندکند.

خواندن و یافتن معنای برخی کلمه ها یا اصطلاحات مانند زگاب، زُنجه چوب، گُل یا گل اصفهان(ی) دشواری هایی ایجاد می کند. در مورد اخیر، برای فهم معنای کل اصفهانی، به جای واژه دور از ذهن گِل اصفهانی (terre de Cimolée) که کاربرد آن در اینجا بعید می نماید واژه گُل اصفهانی - گُلی در رنگرزی، برای گرفتن رنگ زرد- را بیاوریم. می­توان چنین انگاشت شیوه ای کوتاه نویسی برای واژه گل کاجره اصفهانی (fleur de carthame d’Isphahan)، همان گل قرطم باشد.

در عین حال، در این دستورالعمل به وضوح مشاهده می شود که زاج یا زاغ به عنوان دندانه (ماده تثبیت رنگ) به کار می رود. با تثبیتی این چنین، همه الیاف کاغذ به بهترین صورت رنگ می پذیرد.

 درباره رنگها بسیار واضح و روشن سخن گفته شده است. برای نمونه رنگ سبز که داخل دیگ ساخته می شود و مدتی طولانی جوشانده می شود.

البته آهار نشاسته پس از رنگ شدن و خشک شدن کامل کاغذ صورت می پذیرد. در اینجا تنها پنج دستورالعمل رنگ آمیزی دیده می شود. دستورالعمل ساختن رنگ سبز که ماده اصلی آن زنبق کبود و زنگار با اندکی تفاوت، دوبار تکرار شده است.

رنگ زردآب، با گل بغم (اگر کلمه «کل» در متن اصلی را گُل بخوانیم) ساخته می شود. اما دستورالعمل چندان واضح نیست.

قابل توجه آن که در اینجا هیچ ذکری از رنگ شدن کاغذ با زعفران به میان نیامده است.

از گل اصفهان (بغم، بقم)، همانطور که انتظار می رود، برای تهیه رنگ ارغوانی استفاده می شود (م‍ای‍ل‌ ه‍روی‌، 1372، 509) – رنگی که با قرار گرفتن در معرض هوا به رنگ قرمز در می آید. برای تهیه کاغذ بنفش نیز از این روش استفاده می شود، احتمالا با استفاده از دندانه گِل پاک (آلومین). رنگ نارنجی از مخلوط گُل اصفهان (زرد بغم) و صمغی چوبی (زنجه چوب) به عمل می آید.

مقایسه این دستورالعمل ها با برخی دستورالعمل ها در دارونامه ها متاخر وجود دارد بسیار جالب توجه خواهد بود. در این دارونامه ها نیز روش رنگ کردن انواع پارچه ها، در ایران عصر صفوی[6] یا هند دوران گورکانیان، آورده شده است. شاید بشود این مطالب پراکنده را به شکلی تصحیح و تکمیل نمود.  

 

Bibliographie

Blochet, E., 1934, catalogues des manuscrits persans de la Bibliothèque nationale, Paris, Bibliothèque nationale, vol. IV, IV + 484 p.

Ifrah, G., 1994, Histoire Universelle des chiffres, Paris, Laffont, II,1010 p. (à la page 271 l'auteur reproduit une page de manuscript oû ce systeme est expliqué).

م‍ای‍ل‌ ه‍روی‌، ن‍ج‍ی‍ب‌، ک‍ت‍اب‌آرای‍ی‌ در ت‍م‍دن‌ اس‍لام‍ی‌ (م‍ج‍م‍وع‍ه‌ رس‍ائ‍ل‌ در زم‍ی‍ن‍ه‌ خ‍وش‍ن‍وی‍س‍ی‌، م‍رک‍ب‌س‍ازی‌، ک‍اغ‍ذگ‍ری‌، ت‍ذه‍ی‍ب‌ و ت‍ج‍ل‍ی‍د. ب‍ان‍ض‍م‍ام‌ ف‍ره‍ن‍گ‌ واژگ‍ان‌ ن‍ظام‌ ک‍ت‍اب‌آرای‍ی) .– م‍ش‍ه‍د: آس‍ت‍ان‌ ق‍دس‌ رض‍وی‌، ب‍ن‍ی‍اد پ‍ژوه‍ش‍ه‍ای‌ اس‍لام‍ی‌، ۱۳۷۲. (نود و یک + 1048)

Porter, Y., 1992, Peinture et art du livre. Essai sur la literature technique indo – persan, Paris – Téhéran, Institut français de recherche en Iran (Bibliothèque iranienne, no 35), 246 p.

Tureyya, M., 1971, Sicill-i Osmani, Westmead, Gregg International Publishers (reprint de l'édition d'Istanbul, 1308-1315/1890-1897), t. III, 621 p.

 

 



[1] نویسنده مقاله، در اینجا حرف «ه» را به متن اصلی افزوده است(؟).

[2] والدعا

[3] نویسنده، واحد اندازه گیری وزن «من» را، با تردید، «سه» معنا کرده است. (مترجم)

[4] نویسنده این واژه را محلول زاج ترجمه کرده است. با توجه به آنکه اصطلاح زگاب، در متون فارسی وجود دارد (رک. فرهنگمعین)، صحیح تر آن است که واژه به کار رفته در متن را بیاوریم. (مترجم)

[5] ترجمه این عبارت به فرانسه، که برای نویسنده مقاله نیز علامت سؤال داشته، چندان واضح نیست. این عبارت، در متن اصلی روشنتر است: «بآب او، یکمن آب او را ، یک مثقال نیم زنگار سلایه نموده، داخل کنند» که به فارسی امروز می توان چنین نوشت: به آب آن، برای هر یک من آب، یک مثقال و نیم زنگار ساییده شده می افزاییم.

[6] برای نمونه، در حاشیه های برگ های 2پ  به بعد نسخه Suppl. Persan 341 کتابخانه ملی فرانسه، که رونوشتی است از رساله­ای پزشکی، به زبان فارسی، به تاریخ 1063 ق، دستورالعمل های کوتاهی درباره رنگ آمیزی با نیل و غیره آمده است.

 

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳