نویسنده (های) وبلاگ سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi
آرشیو وبلاگ
      نسخه شناسی و معرفی کتاب codicology and book reviews ()
(معرفی کتاب) (The Great Famine and Genocide in Persia (1919-1917 نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧

 سید محمد حسین مرعشی

 The Great Famine and Genocide in Persia, 1917-1919 / Mohammad Goli Majd.-
Lanham, Boulder, New-York, Toronto. Oxford: University. Presse of America,
2003. 158p

قطحی بزرگ و نسل کشی در ایران، 19-1917/ محمد قلی مجد.- لاندهام. بولدر. نیویورک. تورنتو. اکسفورد: انتشارات دانشگاه آمریکا، 2003، 158ص.

نویسندة این کتاب، محمدقلی مجد، دارای دکترای اقتصاد کشاورزی از دانشگاه Cornell آمریکا است. دیگر آثار او  در انتشارات دانشگاه آمریکا و دانشگاه فلورید :

The Great American plunder of Persias Antiguities, 1925-1941

 Great Britain and Reza Shah: The plunder of Iran 1921-1941

- Resistance to the Shah: Landowners and ulama in Iran

کتاب دارای هفت فصل و یک نمایه عمومی است. فصل نخست خلاصه‌ای از کتاب است. در فصل دوم برخی مستندات گزارش و قحطی ارائه شده است. فصل سوم به افت شدید جمعیت ایران در سال‌های 1919-1914 پرداخته است. فصل چهارم به جنایات سربازان روسیه در ایران  نیز برخی گزارش‌های حاکمان ولایات در این مورد. فصل پنجم و ششم دربارة تهی کردن ایران از مواد غذایی با ترفند خریدهای انبوه و یک جا، بستن گلوگاه ارزی کشور از جانب دولت انگلستان و ایجاد احتقان پولی و فصل هفتم به شکایت ناموفق سیاستمداران ایران در ورسای و از دست دادن فرصت‌های سیاسی در جهت منافع ملی کشور اختصاص دارد.

نویسنده در فصل نخست به طور اجمالی کتاب را خلاصه می‌کند و بیان می‌کند که در سال‌های جنگ اول جهانی، طی اشغال کامل ایران توسط سربازان انگلیسی، قحطی بزرگی در کشور به وقوع پیوست و نزدیک به 40 درصد مردم از گرسنگی جان سپردند. نویسنده کتاب عوامل این هولوکاست را به ترتیب برمی‌شمرد. به عقیدة او عامل اصلی این فاجعه اعمال سیاست‌های تجاری و فشارهای مالی دولت انگلیس بوده است. نویسنده با استناد به کتاب‌ها و سندهای انتشار یافته به قلم افسران اشغالگر انگلیس در سال‌های قحطی و دیگر منابع موجود و تحلیل‌های علمی جمعیت شناختی، می‌کوشد عمدی بودن این واقعه را که او نسل کشی مردم ایران به دست دولت انگلیس می‌خواند ثابت کند. در فصل دوم، قحطی سال‌های 1990-1917 که سبب قتل عام تدریجی تقریباً نیمی از مردم در مدت دو سال شد، بزرگترین فاجعة تاریخ کشور ایران خوانده می‌شود. بزرگترین و در عین حال مظلوم‌ترین قربانی جنگ اول جهانی، به نظر مولف، مردم ایران بوده‌اند. فاجعه، زمانی عمیق‌تر می‌شود که سیاستمداران بی‌کفایت کشور نیز در کنفرانس ورسای نتوانستند ابعاد واقعی این فاجعه و عاملان آن را که سبب از میان رفتن زیر بناهای اقتصادی و اجتماعی ایران گردید آشکار سازند و از حقوق ملیب ایرانیان در سطح بین ‌المللی دفاع کنند.

در فصل دوم، نویسنده ابتدا از یادداشت‌های منتشر شده والاس مورای، وابسته سفارت آمریکا دربارة وضعیت ایران پس از قحطی استفاده می‌کند و سپس به توضیحات افسران انگلیسی: سرلشگر دانسترویل، فرمانده نیروهای انگلیسی در غرب ایران، در سال 1918 میلادی و از یادداشت‌های داناهو، افسر ادارة اطلاعات ارتش و ژنرال سرپرسی سایکس، فرمانده نیروهای انگلیس را در جنوب ایران، در سال‌های 1919-1916، درباره چگونگی وضعیت مردم قحطی زده، شواهدی ذکر می‌کند. آنگاه به گزارش‌مطبوعات داخلی درباره مرگ و میر و کمبود مواد غذایی نظری می‌افکند و متن تلگراف‌هایی که در این دوران از شهرستان‌ها به مرکز و برعکس، رد و بدل شده آورده‌ می‌شود. اوضاع و احوال شهرها و اقدامات دولتی و مردمی برای پیشگیری از توسعة کشتار شرح داده می‌شود و پس از آن، مشاهدات دانسترویل و تلگراف‌های لاورنس کالدول در مورد وبای سال 1918 و گزارشات منشی و نیز مشاور بازرگانی سفارت آمریکا و تلگراف‌های کنسول آمریکا در تبریز و نامه‌هایی از خارجی‌ های ساکن کشور (دربارة قحطی در آذربایجان)، یادداشت‌های از کالدول و داگلاس (در موردقحطی در خراسان)، نامه‌هایی از محمدعلی جمال‌زاده (دربارة قحطی فارس)، اقدامات شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما، حاکم شیراز، برای نجات مردم و اقدامات شاه با فروش ارزان عایدات گندم خود، برای پایین نگه داشتن قیمت غلات به طور خلاصه یاد می‌شوند.

فصل سوم، با عنوان هولوکاست واقعی و کاهش ناگهانی جمعیت مردم ایران آغاز می‌شود. در این فصل، ابتدا آمار مرگان شوستر، سوبوتسینکی، دوناهو و گیلبار در مورد جمعیت ایرانیان را شرح می‌دهد سپس آمار مورخان انگلیسی را که از همکاران روسی خود برای تحریف آمار جمعیت ایران در سال‌های اشغال، پیروی کرده‌اند مورد بررسی قرار می‌دهد و ضمن آن به برخی شاخص‌های آماری، نظیر تعداد رای دهندگان مجلس در سال 1917 و نیز روش دکتر مهدی امانی استاد جمعیت شناسی دانشگاه تهران برای دستیابی به آمار واقعی کشور، در اوایل قرن بیستم، اشاره می‌کند. آنگاه تفاوت آمار ارائه شده از جانب روس‌ها و انگلیس‌ها را با آمار واقعی جمعیت ایران نشان می‌دهد. تأسف نویسنده از تحریف مورخان بیگانه مانند Julian Bharier نیست که به این قحطی اشاره نیز نمی‌کند. و یا از لردکرزن که در سند محرمانه‌ای، یادی از این واقعه نمی‌کند و در عین حال، ایران را قسمتی از منافع بسیار حیاتی دولت انگلستان قلمداد می‌کند، او متحیر است که چرا در بولتن دفتر امور خارجه ایران از این فاجعه یاد نشده است.

در بخش چهارم، چگونگی شراکت دولت‌های عثمانی و روس با ارتش انگلیس در این قحطی توضیح داده می‌شود و چپاول خوار و با ر و اموال مردم در شهرهای همدان، سلطان آباد و کرمانشاه به دست ارتش عثمانی و غارت روستاهای غرب هنگام عقب‌نشینی، به طور اجمالی شرح می‌دهد. همچنین به خشونت‌ها و تجاوزات ارتش روسیه، هنگام استیلا بر نیمه شمالی کشور اشاره می‌شود و شواهدی از این موارد می‌آورد، مانند تلگراف شکوائیه مردم قم به تهران در مورد اجحاف ارتش روسیه و نیز نمونه‌هایی از رفتار غیرانسانی آنها پس از اشغال مناطق تخلیه شده از ارتش عثمانی و قتل  و کشتار مردمی که در برابر آنها مقاومت می‌کردند. در این مورد، نایب‌الحکومة زنجان به تهران گزارش می‌کند که: ... ارتش روسیه بار دیگر به مردم هجوم برده‌اند هیچ چیز سالم باقی نگذاشته‌اند.
در نهاوند انبارهای دولتی و انبارهای مردم غارت شده‌اند [...] همة گوسفندان و
احشام مرکز کردستان را با خود بردند [...] پنج هزار سرباز روس روستاهای اطراف شهر
را ویران کرده‌اند...

ویرانی‌های ارتش روس به حدی است که انگلیس‌ها می‌کوشند آنها را مسبب قحطی معرفی کنند. درست است که ارتش 75 هزار نفری روس پس از تخریب از ایران عقب نشست و بی‌گمان مسئول ویرانی‌های آن مناطق است، اما آنها پیش از عقب نشینی آنها همة ایران را ترک کردند و قحطی دو سال پس از عقب نشینی آنها همه ایران را فرا گرفت. از طرفی، قحطی در شرق ایران که کاملا در اشغال ارتش انگلیس بود و نیز سرایت آن به گیلان که در سال 1918 آغاز شد، همه در دوران استیلای انگلیس‌ها بوده است. جالب آن که متهم کردن روس‌ها از طرف انگلیسی‌ها هرگز جنبة دیپلماتیک به خود نگرفت. بعید نیست اعتراض آنها به روس‌ها از آن رو باشد که چیزی برای غارت ارتش انگلیس باقی نگذارند، زیرا روس‌ها پیش از عقب‌نشینی، آنچه را نتوانستند با خود ببرند نابود کردند. نویسنده در پایان، از روزنامه‌های ایرانی در آن سال‌ها گزارش هایی را نقل می‌کند. انگلیس‌ها نیز پس از اشغال کامل ایران، همانند روس‌ها رفتار کردند: نابود کردن مواد غذایی روستاهای یزد، به توپ بستن روستای دهیه برای سرکوب اعتراض روستائیان و نیز همین رفتار با مردم آباده در استان فارس، در اوت 1918، به دست
هزار و پانصد سرباز سواره نظام هندی تحت امر انگلیس، نمونه‌های ثبت شده‌ای هستند.

شدت فاجعه به حدی است که انگلیس‌ها علاوه بر سربازان روس دمکرات‌ها و راهزنان را نیز عاملان قحطی می‌دانند، این در حالی است که پای سربازان روس و عثمانی و دمکرات‌ها هرگز به استان‌های فارس، کرمان و جنوب کشور نرسیده بود و راهزنی نیز به دلیل قحطی و حضور بیگانگان اوج گرفته بود.

در فصل پنجم نویسنده چگونگی تهی شدن کشور از مواد غذایی، به دلیل خریدهای کلان ارتش انگلیس و منع کردن تاجران ایرانی از تجارت با سرزمین عراق کنونی (بین‌النهرین) و جلوگیری از کمک کشورهای دیگر به ایران و ارسال پنهانی مواد غذایی انبار شده در آذربایجان به باکو و از گیلان به جنوب روسیه که در آن هنگام در تصدی ژنرال‌های انگلیسی بود شرح می‌دهد. برای نمونه، در هجده ماه نخست اشغال ایران، ارتش انگلیس به غیر از مصرف روزانة خود پانصد هزار تن مواد غذایی از ایران به خارج از ایران ارسال کرد. نویسنده در اینجا به یادداشت‌های دانسترویل و داناهو که در غرب ایران مستقر بودند استناد می‌کند. دانسترویل در نامه‌ای در سال 1918 چنین می‌نویسد: ما مواد غذایی را به قیمت خوبی از همدان خریده‌ایم [...] قحطی در اینجا دهشتناک است [...] مردم به آدمخواری افتاده‌اند . در جای دیگری از نامه خود در مسیر قزوین و همدان می‌نویسد: در زمین‌های بالای سلطان بولاق، گل‌های بسیار زیبایی روییده بودند [..] در همان نزدیکی، اجساد هفت نفر از قربانی‌های بدبخت که از قحطی گریخته بودند دیده می‌شد. چنین اجسادی در طول جاده قزوین و همدان پراکنده است.

دولت ضعیف ایران می‌کوشید مانع گسترده‌تر شدن قحطی شود. از این‌رو، دستور توقیف مواد غذایی خریداری شده توسط انگلیس‌ها را صادر کرد، اما ارتش انگلیس که ارتباطات تهران و شهرستان‌ها را جاسوسی می‌کرد دستور داد مواد غذایی انبار شده از همدان به قزوین منتقل شود. یادداشت‌ها و نامه‌های مورای و داگلاس فلاکت غم‌انگیز مردم ایران را تصویر می‌کنند و از قحطی در شهر رشت خبر می‌دهند.

فرانسیس وایت می‌نویسد که مواد غذایی لازم برای چهارصد هزار سرباز خود در بین‌النهرین را از ایران خریده است و آن را دلیل قحطی در ایران می‌داند، وایت می‌افزاید که: سودجویی برخی تجار برای گران‌تر فروختن نیز در ایجاد قحطی بی‌تأثیر نبوده است. نوشته‌های کالدول نیز بخشی از این خرید و فروش‌ها را نشان می‌دهند.

در این کتاب‌، تاریخ جنگ اول جهانی در ایران به چهار مرحله متمایز از یکدیگر تقسیم می‌شود:

مرحلة نخست از نوامبر 1914 تا پایان 1915 که طی آن، بی‌طرفی ایران با یورش
انگلیس- روس و عثمانی نقض شد. انگلیس و روس با قراردادی پنهانی برای تقسیم ایران به توافق رسیده بودند. اما ایرانیان با پشتیبانی سیاسی آلمان، روس‌های منفور و
انگلیس‌های کریه المنظر را دفع کردند.

مرحلة دوم، از دسامبر 1915 تا مارس 1917 ادامه می‌یابد. در این سال‌ها بار
دیگر بی‌طرفی ایران از جانب این دو کشور نقض شد و ترک‌ها به دلیل درگیری‌های داخلی خود از ایران عقب نشستند.

مرحله سوم، از آوریل 1917 تا ژانویه 1918 به طول می‌انجامد. در این مدت،
انقلاب در روسیه سبب عقب‌نشینی سربازان روس می‌شود و این هنگامی بود که آمریکا به نفع متفقین وارد جنگ شده بود. با ورود نیروهای آمریکایی به اروپا، انگلیس نیروهایش را به خاورمیانه، به ویژه ایران، منتقل کرد. از طرفی تزارها از میان رفته بودند و
قرارداد تقسیم ایران بلامعارض مانده بود. در ژانویه 1918، تنها تعداد اندکی از نیروهای روسیه در ایران مستقر بودند.

مرحله چهارم از ژانویه 1918، زمان تصرف غرب، شمال و شرق ایران به دست ارتش انگلیس و آغاز اشغال کامل ایران بود. در این مرحله، قحطی بزرگی در ایران به وقوع پیوست که باعث از میان رفتن تدریجی میلیون‌ها ایرانی از گرسنگی شد.

بخش ششم کتاب به احتقان مالی ایران به دست دولت انگلیس می‌پردازند. محروم کردن ایران از منافع مالی، بر محروم کردن ایرانیان از مواد غذایی افزوده شد. جنگ سبب بحران مالی در کشور شده بود. زیرا با کاهش تجارت خارجی، از مداخل دولت ایران که بیشتر بر آن استوار بود، کاسته شد. گمرکات شمال و جنوب که در انحصار دولت‌های روسیه و انگلیس بود عمده‌ترین درآمد دولت ایران محسوب می‌شد. روس‌ها و انگلیس‌ها در عوض این انحصار، براساس قرارداد منعقد شده فی‌مابین، مبالغی به دولت ایران می‌پرداختند. براساس آخرین قرارداد (در سال 1916)  این دو دولت، ماهانه 30
هزار پوند برابر با 20 میلیون ریال در اختیار دولت قرار می‌دادند، اما هنوز چند ماه از انعقاد قرارداد نگذشته بود که پرداخت‌ها متوقف شد. دولت روسه به دلیل انقلاب و تغییر حکومت قرارداد را لغو کرد. دولت انگلیس نیز پس از مدتی سهم خود را که باید براساس پوند می‌پرداخت به ریال پرداخت کرد. با این کار در آمد ایران را به یک پنجم کاهش داد. زیرا بهای پوند در مقابل ریال کاهش یافته بود. (هر پوند 18 ریال). احتقان مالی ایران با قطع در آمد سهم فروش نفت کامل شد. سهم ایران از درآمد نفت، در سال‌های 1914 تا
سال 1919 میلادی، 8 میلیون پوند، برابر با 40 میلیون دلار بود. مبلغی حدود چهار
برابر بودجه سالانه کشور. اگر از پرداخت این مبلغ ممانعت به عمل نمی‌آمد میلیون‌ها
ایرانی از گرسنگی و بیماری نابود نمی‌شدند.

پس از جنگ و تشکیل کنفرانس صلح ورسای در 1919، دولت ایران تصمیم گرفت در آن شرکت کند و ویرانی‌های کشور طلب غرامت کند. سرپرستی هیئتی که از ایران به این کنفرانس اعزام شد با مشاور الملک، وزیر خارجه، میرزا حسین خان علا، وزیر سابق کشاورزی و محمدعلی فروغی ذکاءالملک، وزیر سابق دادگستری بود. در این کنفرانس، ایران سندی 14 صفحه‌ای را ارائه کرد و بر مبنای آن ضمن شکایت، درخواست بازسازی به قضایای نظامی و سیاسی کشور نادرست و به طرح ادعاهایی نامربوط پرداخته شده بود: شکایت مالی و دلایل قحطی خلط شده بود. با آمیخته شدن شکایت، ضمن ارائه اراجیف نادرست، قحطی بی‌اهمیت جلوه داده شد و دلایلی واهی برای آن عرضه گردید. با این تاوان خواهی بسیار ضعیف، بزرگترین فاجعه قرون اخیر در ایران به فراموشی سپرد.

 

  نظرات ()
The Arabic manuscript tradition (معرفی کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٧

 

 

سیدمحمدحسین مرعشی

The Arabic manuscript tradition: a glossary of technical terms and bibliography, Adam Gacek  Leiden;Boston:Koln: Brill, 2001

 

 

کتاب دارای دو موضوع اصلی است: نخست واژه­نامه­ای توصیفی (عربی ـ انگلیسی) در مورد مراحل مختلف تولید یک نسخه خطی از ابتدا تا رسیدن به دست سفارش­دهنده و بخش دوم کتاب­شناسی مفصلی است که به­صورت موضوعی تنظیم شده است. در این کتاب­شناسی، به دلیل ارتباط نسخه­شناسی عربی با نسخه­شناسی عبری، یونانی و لاتین، برخی مربوط به این زبان­ها نیز ذکر شده است.

همان­گونه که مؤلف در مقدمه­ی کتاب آورده است، یکی از عمده­ترین ویژگی­های تمدن اسلامی تقدیر و بزرگداشت کتاب است. توجه به کتاب در فرهنگ عرب­زبانان نیز متأثر از توجه اسلام بدین مقوله است. از آغاز سده­ی نخست تا پایان سده­ی سیزدهم هجری صدها هزار دست­نوشته، در موضوع­های دینی و علمی، در سرزمین­های اسلامی تألیف و میلیون­ها نسخه از آن به صورت دست­نویس تکثیر شده است که بسیاری از آن­ها در کتاب­خانه­های ملی، دانشگاهی و یا در مجموعه­های شخصی نگه­داری می­شود.

در میان این آثار بی­شمار، مطالب بسیاری درباره­ی ساخت و تزیین کتاب وجود دارد که عمده­ی آن­ها در دوران ممالیک نگاشته شده است. نویسنده اظهار می­دارد که منابع مهم عبارت است از: 1. عمدة­الکُتّاب، اثر معزبن بادیس (د. 454هـ.) 2. المخترع فی فنون من السنة، منسوب به ملک المظفر یوسف غسانی (د. 694 هـ.) 3. النجوم الشارقات، اثر محمدبن ابی الخیر حسنی دمشقی (سده­ی دهم هجری). به غیر از کتاب­های یادشده، نویسنده­ی کتاب از کتاب­های دیگر نام می­برد، مانند: تیسیر [فی صناعة­التسفیر]، اثر اشبیلی (د. 628 هـ.)؛ تدبیرالسفیر، اثر ابن ابی حمیده (سده­ی نهم هجری)؛ صناعة­التسفیرالکتب، اثر سفیانی (1029 هـ.). در این کتاب­ها به فنون و ابزار صحافی اشاره شده است. افزون بر این آثار، کتاب تحف­الخواص، اثر ابوبکر محمد قَلَلوَسی (د. 707 هـ.) است که به روش تولید مرکب و در فصلی نیز به مسطره (سطراندازی) پرداخته است. کتاب بدرالدین غزّی (د. 984 هـ.) نیز کتابی آموزشی است به نام دررالنضید که بخش عمده­ی آن به آداب کتابت، مقابله و تصحیح مربوط می­شود. کتاب یادشده از جمله کتاب­هایی است که از اصطلاحات به­کاررفته در آن، در کتاب حاضر، بیشتر استفاده شده است.

چنان­که گفته شد، بخش اول کتاب مربوط به اصطلاحات فنی رشته­ی نسخه­شناسی است. این اصطلاحات به نقل از مؤلف کتاب، از متون متنوعی استخراج شده است که از آن جمله­اند: متون کلاسیک، متون سده­های میانه، متون سده­های پس از آن، پژوهش­های معاصر و فهرست نسخه­های خطی.

به­گفته­ی مؤلف، این کتاب در کنار کارهای اصلی او، به صورت یک کار جنبی، مدت­ها ادامه داشته است. بنابراین، کاری چندان جدی نمی­نماید. اما گستره­ی زمانی منابع مورداستفاده می­تواند تصویری از فرهنگ مربوط به کتاب، در دوران پیش از پذیرش کتاب­های چاپی در سرزمین­های اسلامی (در این­جا منظور نویسنده سرزمین­های عربی و ترک­زبان است) باشد. واژه­های کتاب، شامل اصطلاحاتی نیز می­شود که گروه­های مختلف فرهنگی و اداری به کار می­برده­اند: این گروه­ها به­طور عمده عبارتند از «کتّاب» (منشیان و مأموران دیوانی)، «محدثّون» (راویان اخبار و سنت)، «خطاطون» (خوش­نویس­ها)، «لغویون» (واژه­نگاران) و «علما» (دانشمندان).

جست­وجو در این زمینه­ها، برای فهم بهتر از انواع خط، بوم­های نوشتار و انواع رایج آن­ها و طرز نسخه­برداری، مقابله، صحافی و جلدسازی و تزیین، مصورسازی و آرایه­بندی نسخه­ها بسیار مفید خواهد بود.

در بخش واژه­شناسی، واژه­ها و اصطلاحات را معنا و گاه تعریف کرده است، اما همان­طور که در مقدمه کتاب می­گوید: به معنی برخی واژه­ها اعتماد ندارد، زیرا کاربرد آن­ها در متون مورداستفاده ابهام داشته و یا تنها در یک دست­نوشته یافت شده است. برخی از این واژه­ها، به­ویژه آن­هایی که به قطع کتاب مربوط می­شوند، در منابع مختلف ضبط شده­اند، اما برابر دقیقی در زبان انگلیسی برای این واژه­ها وجود ندارد و این شاید بدان علت باشد که هنوز معنای دقیق این کلمه­ها روشن نشده است. بدین قرار ترجمه کردن قطع­الربع و قطع­الثمن به quarto و octavo کاملاً اشتباه است.

به­عقیده­ی مؤلف فقدان نام خوش­نویسان و دست­کم مشهورترین آن­ها در یک واژگان نسخه­شناسی، نقص به شمار می­آید. هنر خوش­نویسی، هنری همچنان زنده است و انواع خط بنا بر نوع آن و منطقه­ای که در آن به کار می­رفته است، تغییر و تحول داشته است. برای نمونه خط­های نسخ یا رقاع در دوران ممالیک و دوران پس از آن، بسیار تفاوت یافته­اند؛ اما هنوز دقیقاً مشخص نیست که این خطوط چگونه تغییر یافته­اند. بنابراین، تعاریفی که در این کتاب به کار رفته است، بسیار کلی و گاه به یک دوره یا منطقه محدود می­شود و از این­رو، قطعی نیست.

بسیاری از اصطلاحات به کاررفته در این کتاب، به نسخه­های عربی مربوط می­شود. برخی نیز از منابع اداری و دیوانی گرفته شده­اند که تنها در این محدوده­ها به کار می­رفته­اند.

واژه­های فنی مربوط به ترکیبات مرکب­ها و استفاده از رنگ­مایه­ها در این کتاب نیامده است. این واژه­ها در کتاب نسخه­پردازی عربی سده­های میانه (Medieval Arabic Bookmaking)، اثر مارتین لوی (Martin Levy) آمده است.

از آن­جا که بیشتر واژه­های این کتاب از متونی به دست آمده که به مناطق مختلف و ادوار تاریخی متفاوت در سرزمین­های عربی تعلق دارد، بدین ترتیب مترادف­های بسیاری به آن­ها راه یافته است. برای نمونه: سرطبل (envelope flap) معادل­های اُذن (در اندلس و شمال افریقا)، مَرجِع (مغرب)، لِسان (سرزمین­های مرکزی عربی)، مِقلَب (شرق مدیترانه، عراق)، رَدّه (شرق مدیترانه)، ساقطَه (یمن) و موارد دیگر. جالب توجه آن­که برخی از این واژه­ها از بخش­های مختلف بدن انسان گرفته شده است. این واژه­ها بیشتر در توصیف ظاهری یک نسخه­ی خطی به کار رفته است. مانند: اُذن (گوش: flap)، لِسان (زبان: envelope flap)، رأس (سر: upper margin)، وجه (صورت: upper cover, recto)، عَقب، عَقِب (پاشنه: catchword)، صدر (سینه: incipit, recto)، خَدّ (گونه: outer or inner margin)، شِدق و فکّ (آرواره: book cover). بدیهی است که بسیاری از این کلمات در سده­های میانه اسلامی کاربرد داشته­اند و تنها برخی از آن­ها باقی مانده است.

لازم به یادآوری است که برخی واژه­ها از منابع عربی استخراج نشده، بلکه از کتاب­های مرجع مانند دایرةالمعارف اسلام یا ایرانیکا به دست آمده است. واژه­هایی مانند زلف، درفش، سرلوح، شیرازه، افشان و...

بخش دوم کتاب شامل دوقسمت است:

الف) پژوهش­های کلی و مقدماتی، شامل:

 

1.کتاب­نامه­ها

2. نشریات ادواری

3. مقالات همایش­ها و آثار گوناگون

4. پژوهش و تحقیقات کلی

5. گزیده پژوهش­ها در مورد یک یا چند نسخه خطی

6. تولید و فرهنگ نسخه­های خطی (وراقه)

7. گزیده­ی کتاب­شناسی و پژوهش­ها

8. تاریخ نسخه­های خطی (تملک­نامه­ها، نقش­مهرها، وقف­نامه­ها و غیره)

9. فرهنگ عامیانه در مورد نسخ خطی

10. جعل نسخ خطی

11. واژگان

 

ب) بوم­های نوشتار و ابزارها

1. پژوهش­های کلی و عمومی  2. پاپیروس   3. پارشمن    4. کاغذ (دو بخش: کاغذهای بدون آب­نقش و کاغذهای تولیدشده در سرزمین­های اسلامی که در این بخش کتاب­نامه، دستورالعمل­ها و آداب کاغذسازی و پژوهش­ها آمده است؛ بخش دوم شامل کاغذهای آب­نقش­دار و آب­نقش­شناسی است)   5. مرکب، دوات، قلم و دیگر لوازم کتابت

 

بخش سوم به مخطوطات اعم از کراسه، رقم و غیره پرداخته است.

بخش چهارم خود به زیربخش­های زیر تقسیم می­شود:

الف) متن، ترکیب و ترتیب آن (شامل: انواع ترکیب، اجزای آن و...؛ صفحه­آرایی؛ انجامه و رقم کاتب؛ تاریخ، تاریخ­گذاری و اعداد؛ اختصارات؛ نام­ها و عناوین عربی؛ آوانویسی، تصحیحات و آداب آن)

بخش پنجم با عنوان انتقال دانش به موضوعات زیر می­پردازد:

الف) پژوهش­های کلی     ب) انتقال آثار شخصی   ج) اجازات و سماعات

بخش ششم به خط­های عربی، کاتبان و کهن­خط­شناسی اختصاص دارد و در آن مرقعات و فهرست نسخ­خطی نمایشگاه­ها و کتاب­خانه­ها آورده شده است).

بخش هفتم به هنرهای نسخه­نگاری مانند مرقعات و خوش­نویسی، تزیین و تصویرگری، کاغذهای تزیینی، صحافی و جلدسازی و دیگر موضوعات مربوطه می­پردازد.

بخش هشتم شامل قران­های خطی از قبیل قران­های اولیه و پاره­قران­ها، قران­های متأخر و نسخه­های چاپ عکسی است.

بخش نهم به نقد و تصحیح اختصاص دارد و بخش دهم به فهرست­نگاری. بخش یازدهم به چگونگی حفظ و نگهداری نسخ خطی می­پردازد. بخش دوازدهم و پایانی کتاب از فهرست­های نسخ خطی و مجموعه­ها می­گوید.

 

 

  نظرات ()
پژوهش باستان‏شناسانه سنگ‏نگاشته‏های ثمودى‏ نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٧

 

    ثمود: پژوهش باستان‏شناسانه سنگ‏نگاشته‏های ثمودى‏/  وان دن براندن‏،    ترجمه   سید محمدحسین مرعشى. انتشارات نگاه معاصر. 1387‏

 

 مقدمه مؤلّف‏ 

  براى نگاشتن این کتاب ناچار به اطلاعاتى که تقریبا در چهار هزار متن منتشر شده، وجود داشت اکتفا شد و این در حالى است که هزاران سنگ‏نگاشته، هنوز شمارش نشده‏اند و بسیارى دیگر دیگر هنوز بر صخره‏های عربستان در انتظار پژوهشگران اند.

ترکیب محتواى این چهار هزار سنگ نگاشته، تصویری از زندگی مردمان ثمود که در گذشته‏هایى نزدیک از دید رس تاریخ دور شده‏اند به ما مى‏دهند.

 براى وضوح بخشیدن به ابهامات موجود در این تاریخ به پژوهش‏های طولانى و دشوار نیاز است. ما ابتدا آنچه را مؤلفان تاریخى در باره ثمود گفته‏اند جمع‏آورى کردیم. سپس به گرداورى اطلاعات موجود در سنگ‏نگاشته‏های ثمودى پرداختیم. آنگاه هزاران اسم خاص، تجزیه و تحلیل شد پس از ان تصاویر حک‏شده بر سنگ‏ها که در کنار سنگ‏نوشته‏ها به فراوانى دیده مى‏شوند مورد تفسیر قرار گرفت. نتیجه به دست آمده شگفت‏انگیز بود. این پژوهش‏ها چهرهای را از این مردم ترسیم کرد که به نظر ما چندان غیرواقعى نمى‏نماید. با این همه تا حد ممکن کوشیده‏ایم نتایج پژوهش‏های خود را با داده‏های تاریخ دیگر اقوام سامى و به ویژه با داده‏های تاریخى عربستان جنوبى مورد مقایسه قرار دهیم.  

 

    فصل اول‏:  اعراب ثمودى در منابع تاریخى‏

     1.  روایات تاریخى عربى‏

  مورخان قدیمى عرب، براى نگاشتن تاریخ نیاکان پیش از اسلام خود داده‏های اندکى در اختیار داشته‏اند. با وجود این، شبه جزیره عربستان از هشت سده پیش از میلاد، داراى یکى از درخشان‏ترین تمدن‏هاست که مشرق‏زمین در طى روزگاران، به‏خود دیده است. در سراسر شبه جزیره، صخره‏ها پوشیده از نوشته است، زمین پر از سنگ‏هایى است که روى آنها  حکاکی شده است. اسناد و مدارک بایگانى‏شده بسیارى وجود دارد که نشان‏دهنده حرکات واشارات نیاکان و نژادهای گشمده‏ است.

 

     2.  روایات تاریخى آشور

 از سده نهم پیش از میلاد، عربستان شمالی در چنگ قدرتِ هولناک آشورى - بابلى قرار داشت. بیش از سه سده، پادشاهان این سرزمین، با موفقیتى کمابیش نسبى، اعراب را زیر سلطه خود نگه داشتند. اما این سؤال مطرح است که آنها چرا براى این سرزمین بى‏حاصل و سوزان چنین اهمیتى قائل بودند. دلیل آن و دلیلى که لشگریان روم را چند سده بعد، در آغاز سده نخست میلادى، واداشت تا ز این سرزمین با صحارى بى‏انتها و خطرناک بگذرند و به سرزمین‏های جنوب حمله کنند، احتمالا جاذبه ثروت افسآنهای نبوده است. البته مقدار غنایم و باج‏های مورد مطالبه، از ثروت مردم شمال خبر مى‏دهد، اما این واقعیت نیز وجود دارد که آشورى‏ها، سرزمین‏های ثروتمند عربستان را مورد تعرض قرار ندادند. لشگرکشى‏های آنها از عربستان مرکزى فراتر نرفت. از طرفى عربستان نیز قدرت یکپارچهای نبود تا تهدیدى دائمى براى حکومت‏های نیرومند میان دجله و فرات باشد. امنیت شمال و مرکز عربستان به‏طور عمده به شکوفایى اقتصاد بین‏النهرین بستگى داشته است. جاده‏های بازرگانى که به آشور ختم مى‏شد و کاروانهای آکنده از کندر و ثروت جنوب که در این راه‏ها از سویى به سویى در حرکت بودند از این سرزمین وسیع مى‏گذشت. درست است که آنها از منزلگاه‏های واقع در واحه‏های حاصلخیز مى‏گذشتند اما در مسیرهای بسیار طولانى در معرض خطرات کویرى هولناک، با ساکنانى بدوى یا نیمه‏بدوى قرار داشتند که قتل و غارت براى آنها شیوه یک زندگى شرافتمندانه بود.

 

   3.  روایات تاریخى کلاسیک‏

 به گفته استرابون (66 تا 24 ق.م.) در سده سوم پیش از میلاد، اراتوستن عربستان را به دو قسمت بزرگ تقسیم کرد. در عربستان جنوبى، سبایى‏ها، معینى‏ها، قتبانى‏ها و حضرموتى‏ها زندگى مى‏کردند. مؤلف به بدویانى اشاره مى‏کند که در میان نبطى‏ها و سبایى‏ها در حجاز و عسیر حضور داشتند و «اعراب بدوى شترچران» خوانده مى‏شدند. او در این مورد بیش از این چیزى نمى‏داند. استرابون نیز هیچ توضیحى نمى‏دهد.

 

    4.  منابع کتیبه‏شناختى‏

 الف.  سنگ‏نگاشته‏های غیر ثمودى‏

 منابع تاریخى، گستره تحت تصرف ثمودیان را عملا تمام عربستان شمالی و مرکزى مى‏دانند. این امر شگفت‏انگیز است  اما لازم است که براى روشن‏تر شدن تاریخ به بررسى بپردازیم.

 برخى متون کتیبه‏شناختى غیر ثمودى، داده‏های منابع تاریخى را تایید مى‏کنند. نخست کتیبه دو زبانه یونانى - نبطى که فیلبى در سال 1951 در معبد روافه در مدین  یافت

  ب.  سنگ‏نگاشته‏های ثمودى‏

 متون یونانى و عربى جنوب نیز وسعت سرزمین‏های مورد تصرف ثمودیان را که در منابع دیگر ذکر شده است تایید مى‏کنند.  وجود نوشته‏های عجیبى بر صخره‏های عربستان از مدت‏ها قبل مورد توجه مؤلفان کلاسیک قرار گرفته بود  هنگامى‏که این نوشته‏ها براى نخستین بار نزدیک به پایان سده نوزدهم به‏دست محققان رسید نمى‏دانستند ان را به چه چیز مربوط بدانند. اما براى ان نام بسیار مبهم «ماقبل عربى» را در نظر گرفتند هر چند رمزخوانى با دشوارى بسیار پیش مى‏رفت. اما سرانجام توانستند کلمه ثمد را کشف کنند. لیدزبارسکی ان را «ثمودى» تشخیص داد. این اسم مورد موافقت قرار گرفت زیرا مى‏دانستند مکآن هایى که این سنگ‏نگاشته‏ها از آن‏جا به‏دست آمده، محل سکونت قبیله ثمود بوده است.

 

    فصل دوم‏

    کند و کاو در باره قوم ثمود و نتیجه آن‏

 

    1.  کند و کاو

 همان‏طور که دیدیم هزاران سنگ‏نگاشته ثمودى از سراسر عربستان به‏دست آمده است. همه این متن‏ها از یک نوعند و یک واحد را شکل مى‏دهند. واحد به این معنا که آنها از انواع سنگ‏نگاشته‏های ددانى، لحیانى و معینى که در این نواحى یافت شده‏اند کاملا متفاوتند. سنگ‏نگاشته‏های ثمودى، خود به شاخه‏های مختلف تقسیم مى‏شوند.

 

    2.  ملت ثمود

 براى پاسخ به این سؤال ابتدا باید دانست که از لفظ «قبیله ثمود» چه استنباط مى‏شود؟ پس از قرآن، تاریخ‏نویسان عرب از لفظ «قبیله ثمود» استفاده مى‏کنند، اما به نظر مى‏رسد واقعیت فراتر از این باشد. با خواندن سنگ‏نگاشته‏های ثمودى ملاحظه مى‏کنیم که این سنگ‏نگاشته‏ها در واقع، از کسانى به‏جا مانده که خود را از قبیله‏های مختلف مى‏دانند. نام قبیله‏هایى که بدین صورت آمده، بسیار زیاد است.

 

    3.  وحدت ثمودى‏

 ثمودیان داراى وحدت بوده‏اند. اما اگر این وحدت را یکپارچگى تصور کنیم دچار اشتباه شده‏ایم. این تنوع به دلیل گوناگونى قبایل است. سبا و معین نیز از قبایل مختلف تشکیل شده بودند و این مانع وحدت آنها نشده بود. به عقیده ما دلیل عمده افت و خیز در روابط بین این قبایل، فقدان یک قدرت مرکزى است. هیچ دلیلى براى اثبات وجود یک مملکت ثمودى، در دست نیست. قبیله اولیه ثمود به‏نظر نمى‏رسد همانند قبایل سبا و معین در جنوب، موفق به برقرارى سلطه سیاسى خود بر نواحى تحت تصرف خود شده باشد.

 وسعت سرزمین، فرهنگ ابتدایى، تفرق قبایل که حتى در جنوب عربستان، بارها سبب طغیان شده بود نمى‏توانست در ایجا یک قدرت مرکزى، مساعدت کند. خطرات خارجى نیز متوجه آنها بود. خطراتى مانند توسعه‏طلبى نبطى و دست‏اندازى‏های سبا و معین بر نواحى مهم شمال به دلیل منافعى که در آن مناطق داشتند. هنگام بروز چنین خطراتى، ثمودى‏ها با قواى مسلح خود به دفاع مى‏پرداختند.

 منابع تاریخى و متون کتیبه‏شناختى اتفاق نظر دارند که ثمود، ملتى با سرزمینى گسترده، آمیزه ای از قبایل به‏هم پیوسته به‏سبب پیوندهای فرهنگى و دینى بوده است.

 

    4.  منشاء ملت ثمود

 

 تعیین زمان به‏وجود آمدن ملت ثمود، مساله دشوارى است زیرا در هیچ‏یک از منابع تاریخى و کتیبه‏شناختى اطلاعات لازم در این مورد وجود ندارد. اما نشانه‏هایى وجود دارد که به‏طور اجمالى، جسارت ابراز برخى ملاحظات را به ما مى‏دهد. اما این ملاحظات از دایره فرضیه پا فراتر نمى‏نهند.

 

    5 .  سرانجام ثمود

 در پایان، این سئوال مطرح است که آیا مى‏توان براى ثمود، سرانجامی مشخص کرد. ثمود یک ملت بوده است، ملتی که تقریبا در سراسر سرزمین عربستان شمالی و مرکزى پراکنده بودند. این مردم، حکومت به معنی واقعی به وجود نیاوردند بلکه داراى نوعی اتحادیه از قبایل مختلف بودند. این اتحادیه، نام خود را از قبیله نیرومند ثمود گرفته بود. و پیوندهای بسیار شکننده فرهنگى و دینى آنها را با یکدیگر متحد کرده بود. ظاهرا ثمودیان هرگز نتوانسته‏اند همانند اعراب شمالی در برابر مهاجمین آشورى از مرزهای خود دفاع کنند.

 

 فصل سوم‏

 مردم ثمود بر اساس سنگ‏نگاشته‏های ثمودى‏

 

    1.  محل سکونت‏

 سنگ‏نگاشته‏ها اطلاعات بسیار اندکى در باره محل سکونت ثمودیان ارائه مى‏کنند. بر اساس روایات تاریخى، آنها در صخره‏های تراشیده شده زندگى مى‏کردند که بقایاى آن هنوز در اطراف حَجَر موجود است. اما خانه‏های مذکور در حقیقت مقبره‏های نبطى است. با این همه نمى‏توان به‏ویژگى شهرنشینىِ حداقل قسمتى از این مردم تردید کرد.

 

    2.  چهره‏

 آن گروه از روایات تاریخى عربى که ثمودیان را مردمى درشت‏اندام تصویر مى‏کنند نمى‏توانند چندان قابل اعتماد باشند. تا آن‏جا که ما مى‏دانیم آنها در تصاویر، داراى اندامی معمولی هستند.

 

    3.  اسم‏های خاص‏

 اسم‏های خاص ثمودیان تنوع بسیار زیادى دارد. این اسم‏ها، نه تنها خصوصیات جسمانى و روانى مختلفى را بیان مى‏کنند بلکه با موقعیت‏های مختلف زندگى بت‏پرستانه و دینى ارتباط دارد.  ثمودیان در انتخاب نام براى فرزندان خود آزادى بسیار داشته‏اند. آنها نه اسم‏های خاص معین داشته‏اند و نه نام خانوادگى معینى.  صورت‏هایى مانند فلان بن فلان یا فلان بن بهمان بن فلان بسیار نادر است. در میان ثمودیان هم‏چنین از سلسله انساب مفصلى که براى صفایى‏ها و به‏طور کلى براى صحرانشینان اهمیت بسیار دارد خبرى نیست.

 

    4.  اجتماع‏

 اجتماع به دو بخش انسانى تقسیم مى‏شد: آزادگان و بردگان. ثمودیان، شاه و ملکه‏هایى داشته‏اند.

 

    5 .  موقعیت اجتماعى‏

  بنابر روایات تاریخى عرب، ثمودیان شهرنشین بوده‏اند، در حَجَر در صخره‏ها زندگى مى‏کردند و حکومتشان پادشاهى بوده است. چنان‏که در قران آمده است آنها در میان باغ‏ها، چشمه‏ها،مزارع غلات و نخلستانها با امنیت و آرامش زندگى مى‏کردند.

 

    6 .  حیوانات‏

 متن‏ها و به‏خصوص تصاویر، حیواناتى را که ثمودیان با آنها سر و کار داشته‏اند به‏ما مى‏شناساند. در میان حیوانات اهلى، شتر، اسب، الاق، گاو، مرغ، خروس، سگ و گربه دیده مى‏شوند. شتر با اهمیت‏ترین حیوانى است که این مردم از زمآنهای دور با ان سر و کار داشته‏اند.

 

    7.  شکار

 

 شکار یکى از مشغولیات عمده ثمودیان بود. در متن‏ها بارها از ان یاد شده است.

 

    8 .  جنگ‏

از کتیبه‏های آشورى چنین پیداست که اعراب شمال شبه جزیره، خیلى زود با سیاست توسعه‏طلبانه آشورى به مقابله برخاستند. در متن‏های ثمودى از جنگ ددان سحن گفته شده که اشاره به نبردى علیه آشور است. این مبارزه براى کسب استقلال بوده است اما در جنگ‏های میان قبایل مساله معمولا مالکیت نقاطى است که داراى اب و مرتع‏اند.

 

    9.  حرفه‏ها

 همان‏طور که در صفحات قبل گفتیم در میان ثمودیان، کشاورز، کاروان‏دار، شکارچى، ادویه‏فروش و پارچه‏فروش وجود داشت. در سنگ‏نگاشته‏ها از حرفه‏های دیگرى هم سخن به‏میان آمده است.

 

    10.  بیمارى‏ها

 بسیارى از متن‏ها و اسم‏های خاص، ما را در شناختن بیمارى‏هایى یارى مى‏کنند که ثمودیان بدآنها دچار مى‏شدند.

 

    11.  تغذیه‏

 اطلاعات سنگ‏نگاشته‏ها درباره وضع تغذیه مردم ثمود بسیار اندک است.

 

    12.  اداب و رسوم‏

 سنگ‏نوشته‏ها و اسم‏های خاص، برخى اداب رسوم این مردم را آشکار مى‏سازند. عشق، نقش مهمى در زندگى آنها داشته است

 

  

    فصل چهارم: دین‏

 

    1.  تجسم خدایان‏

 مجموعه خدایان ثمودى داراى خدایان مذکر و مؤنث بسیارست. بیشتر این خدایان، داراى بیت، معبد بوده‏اند که در آن‏جا مورد تکریم و تعظیم قرار مى‏گرفتند.

 

    2.  تجسم ذهنى‏

 در بررسى بسیار جالبى در مورد دین اعراب پیش از اسلام، کشیش استارکى اظهار داشت: «صحرا نشین مفهومى از خداى یکتا در وجود خود دارد که بسیار قوى‏تر از حس یک شهرنشین است».

 

    3.  آیین پرستش‏

 بسیار دشوار است که تنها به کمک سنگ‏نبشته‏ها به ایین ثمودیان پى ببریم. هیچ‏گونه اطلاعاتى در این‏باره در متن‏ها وجود ندارد. با وجود این، افزوده شدن برخى شاخص‏ها به اسم‏ها، تجزیه اسم‏های خاص و تصاویر، ما را در درک برخى جنبه‏های ان یارى مى‏دهند. در اصل مى‏توان گفت حالت مؤمن نسبت به خدایان، متاثر از درکى است که او از الوهیت و تصورى است که از هدف زندگى خود دارد.

 به عقیده یک عرب، خدا موجودى تواناست. بسیار تواناتر از انسان‏ ...

 

    4.  ویژگى اخترى‏

 ثمودیان مانند بیشتر مردم سامى، براى خدایان خود ویژگى اخترى قائل بودند. این ویژگى مى‏توانسته قمرى، خورشیدى یا ستارهای باشد. مى‏توان گفت اکثر خدایان ثمودى داراى این ویژگى که ممکن است میراث آشوریان باشد بودند.

 

    فصل پنجم: مجموعه خدایان‏

 

    1.  خدایان بى‏نام‏

در سنگ‏نبشته‏های ثمودى تعدادى دعاى بدون نام وجود دارد. شخص دعا کننده بدون انکه نام خدایش را بیان کند با او سخن مى‏گوید. مثلا در متن  124HU. چنین آمده: «فراوانى، روشنایى لطف، زندگى نزد توست!»...

 

    2.  خدایان با نام:

 بیشتر اوقات در دعاها و در اسم‏های دینى، اسم خاص الوهیت به کار مى‏رود. درکتاب، نام حدود هفتاد خدا از مجموعه خدایان ثمود همراه با توضیح آمده است.

  نظرات ()
راهنمای زبان سومری (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ٥ تیر ۱۳۸٧

 

Hayes, John L., A Manual of Sumerian Grammar and texts, Malibu (California), Undena Publications, 2000, 470p.

 

راهنمای دستور زبان سومری همراه با متن، نام کتابی آموزشی است که جان ل. هایس در انتشارات آندنا در شهر مالی بو (کالیفرنیا) برای مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های منطقه بین­النهرین یا میان­رودان(IMAS) به رشته تحریر درآورده است. این کتاب در سال 2000 میلادی برای دومین بار (چاپ اول: 1990) به زبان انگلیسی در قطع وزیری با جلد مقوایی به چاپ رسیده است. از ویژگی‌های این کتاب، کاغذ عاری از اسید آن است که سبب عمر بسیار طولانی کتاب در مقایسه با کتاب‌های با کاغذ معمولی می‌شود. ویراستار کتاب، «جورجیو بوچلاتی »(Georgio Buccellati) است. از آنجا که برای خط سومری حروف چاپی وجود ندارد، متن‌های کتاب را یکی از متخصصان این زبان، یوهان کارناهان (John Carnahan) رسم کرده است.

کتاب راهنمای دستور زبان سومری همراه متن، کتابی مقدماتی برای آموزش دستور زبان و خط سومری است و چون مولف آموزش را از ابتدا آغاز کرده، پژوهشگرانی که هیچ اطلاعی در این زمینه نداشته باشند نیز می‌توانند از این کتاب حتی« بدون معلم» و به صورت خودآموز استفاده کنند.

این کتاب دارای 26 درس و چند پی‌افزود است. هر درس شامل یک متن سومری، فهرستی از واژه‌ها، برابرهای انگلیسی آن همراه با آوانگاری واژه‌های سومری و تجزیه و تحلیل زبان‌شناختی متن است. موضوع درس‌ها از متون مختلف رسمی، اداری، اقتصادی و .... تشکیل شده است.

حدود ده تصویر از بناها و مُهرهای سومری به صورت پراکنده دیده می‌شود.

کتاب دارای یک پیش‌ درآمد و سه فصل است. پیش درآمدی کتاب، به اهمیت، دشواری‌ها، پیشینه زبان سومری و متون سومری کتاب می‌پردازد. این سه قسمت به ترتیب شامل زبان سومری و پی­افزودهاست. قسمت اول در فصل نخست کتاب از طبقه‌بندی، نظام نگارش، نظام‌آوایی و ساختار کلی زبان سومری سخن می‌رود.

در بخش‌ طبقه‌بندی زبان سومری، موضوعاتی مانند لهجه‌ها، ویژگی‌ها  و ترتیب نسخ‌شناسی کلمات و ... مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بخش نظام نگارش شامل موضوعاتی از قبیل منشأ طبیعی کلمات، کهن‌ خط‌شناسی، آوانویسی و واج‌نگاری زبان سومری است.

در بخش نظام‌آوایی مصوت‌ها و صامت‌ها، تکیه‌ها و .. مورد پژوهش قرار می‌گیرند.

بخش عمده کتاب، متن درس‌ها است که حدود 350 صفحه را شامل می‌شود.

پی افزودها، هشت مقوله‌آند:

1-    تاریخ زبان سومری: شامل متون باستانی، سومری باستانی، سومری کلاسیک، سومری جدید و سومری پسین.

2-    مراجعی برای پژوهش‌های میان­رودی (بین‌النهرین) شامل فهرستی از واژه‌ها، متون دستوری و مراجع دیگر.

3-    نمایه‌هایی شامل نام خدایان، مکانها، اشخاص، معابد، آبراهه‌ها و کوه‌ها.

4-    ساختار کلی.

5 تا 8- کتاب‌شناسی و نمایه‌هایی دیگر.

جلد دوم این کتاب- تحت عنوان dis ministrantibus – مراحل آماده‌سازی را گذرانده و به زودی از چاپ بیرون خواهد آمد. سطح متون جلد دوم عالی‌تر از جلد نخست و شامل گزیده‌ای از متون ادبی سومری مانند اسطوره‌های « هبوط اینانّا» و «گیل­گمُش» است.

بدون تردید کتاب آموزش زبان سومری می‌تواند الگویی مناسب برای کتاب‌های آموزشی زبان‌های باستانی ایران و نیز مرجع کم‌نظیری برای پژوهشگران علوم باستانی و زبانشناسی باشد.

 

 

  نظرات ()
نسخه­های خطی علمی کتابخانه ملی مصر (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳۸٧

 

 

King, David A., A Survey of the scientific manuscripts in the Egyptian National Library. (Catalogs / American Research Center in Egypt; V.5). INC., Indiana, 1989.

 

«مروری بر نسخه‌های خطی علمی کتابخانه ملی مصر» جلد پنجم از سری فهرست‌هایی که با حمایت مرکز پژوهش‌های آمریکایی در مصر به زبان‌ انگلیسی تألیف و چاپ گردیده‌است. قطع کتاب رحلی، جلد مقوایی و به وسیله مؤسسه آیزن­براونس (Eisenbrauns) در 345 صفحه (xiv, 331) توزیع شده است. مولف کتاب دیوید کینگ، آن را به پرفسور فؤاد سزگین فهرست‌نگار تُرک تقدیم کرده است.

همان‌گونه که از نام کتاب "آشکار است، مولف به طبقه‌بندی نسخه‌های علمی کتابخانه ملی مصر که به زبان‌های عربی، فارسی و ترکی کتابت شده است. این بررسی بر روی بیش از دو هزار و پانصد نسخه در زمینه‌های ریاضی، نجوم و هیئت نام گرفته است.

کتاب حاضر به عبارتی پی‌افزود تکمیلی کتاب‌های مرجع بر تذکره- کتاب‌شناسی (bio – bibliography) نسخه‌های خطی اسلامی است: کتاب‌های مرجعی مانند فهرست بروکلمان، سوتر، ‌کراوس، ریو، استوری، سزگین، مت و یروسکایا  و رزنفلد.

نویسنده استاد تاریخ علم دانشگاه جاناتان ولفگانگ گوته در فرانکفورت- آن- ماین است. در عین حال به همکاری با گروه زبان و ادبیات شرق نزدیک دانشگاه نیویورک ادامه می‌دهد. طی سالهای 79-1972، سرپرستی طرح بررسی «هیئت در سده های میانی» به عهده او بود. مرکز پژوهش‌های آمریکا در مصر و موسسه اسمیت سونیان و بنیاد ملی علوم واشنگتن دی سی به ترتیب تولیت علمی و هزینه‌های این طرح را بر عهده داشتند. این کار همزمان با تکمیل فهرست‌نگاری نسخ‌ خطی قاهره (76-1974) در تابستان 1976 به انجام رسید.

آثار زیر بخشی از کارهای علمی است که پرفسور کینگ در انجام آنها همکاری داشته است:

نجوم با رویکرد ریاضی در یمن، در سده های میانی، عدن، 1983.

هیئت از جنبه نجوم در اسلام سده های میانی، فرانکفورت، 1987.

پژوهش‌هایی در زمان‌سنجی نجومی قرون وسطایی اسلامی، شرینگر، ولاگ1987.

و مقالاتی پیرامون علوم اسلامی با عنوان نجوم اسلامی با رویکرد ریاضی و ابزارهای نجوم اسلامی که در لندن بارها تجدید چاپ شده است.

کتاب حاضر متشکل از این بخش‌هاست:

-        مقدمه از مؤلف) 8 ص

        فهرست مولفین] نسخه‌های مورد بررسی[ این فهرست شامل:

1-      مولفین یونانی، ساسانی، هندی به زبان عربی.

2-      مولفین مسلمان تا سال 1100 میلادی.

3-      مولفین مصری و سوری از سال 100 تا 1600.

4-      مولفین مصری و سوری پس از 1600 میلادی.

5-      مولفین یمنی.

6-      مولفین مغربی و اندلسی.

7-      مولفین ایرانی و عراقی.

8-      مولفین ترک.

9-      مولفین اروپایی.

10-     دیگر مولفین.

11-     مولفین ناشناخته.

        فهرست نسخه‌های علمی مولفان یاد شده که به ترتیب در 22،12،4،32،44،24،8 و 14 صفحه آمده است، اما از مولفین اروپایی تنها 6 عنوان نسخه‌  و از دیگر مولفین 28 عنوان در کتابخانه ملی مصر نگهداری می‌شود. در عین حال، آثار مولفین ناشناخته 18 صفحه را در بر می‌گیرد.

        شرح تصاویر برخی صفحات نسخه‌ها، 24 صفحه.

        تصاویری از صفحات نسخه‌ها، 110 صفحه. در صفحه 239 سه تصویر از سه نسخه آورده شده است.

تصویر اول (xixa)، جدول اوقات (جدول معرفت دایر از ارتفاعات آفتاب) از کتاب دستنامه نصیرالدین طوسی برای شهر مراغه.

تصویر دوم (xixb)، فهرست مصری ستارگان که به دست الشحیتی رسم شده است.

تصویر سوم (xixc)، قسمتی از جداول مِزی است که ارتفاع آفتاب را در یک دوره چهارساله محاسبه کرده است.

نمونه فهرست‌نگاری: از ص147.

از مولفین ایرانی:

GI ابوجعفر محمد بن عبدالله الشریفی ازاوی، ص119.

در دیگر منابع جدید فهرست نشده است.

5.3.1 تاج المدخل، رساله‌ای درباره نجوم در سه مقاله و 18 باب. تهیه شده در 490 هجری برای امیرتاج الدین سلجوقی: ط.م. ]= فهرست طلعت مصطفی فاضل] 1/233 (تاریخ کتابت 1681 اسکندری = ۱۳۶۹ میلادی، نسخه نفیس)، غیره (2 استنساخ ضعیف و 2 جزو و 2 نسخه گزیده فصل‌ها). نسخه دیگر نسخه پریستون Mach5066 یا Yehuda367. نسخه شریفی در مورد اوج نجومی سال 1405 اسکندری (= 1093 میلادی)، رک. ط. م. 233، گ. 67پ. این نسخه همچنین شامل برخی جداول کروی نجومی برای عرض جغرافیایی مرو و ترمذ می‌باشد. تحقیق عالی.

نسخه استانبول حمیدیه ۸۲۹،1 ترجمه فارسی/ترکی (؟) غیاث‌الدین بن فتح الله کاتب بغدادی است. نسخه‌ای به نام الدرر المنظوم اثر عبدالرحیم منصور (رک.ش.D126) نسخه اصل تاج المداخل و ابومعشر (B22) بوده است.

  نظرات ()
میراث مکتوب و حیات فکری مسلمانان آسیای میانه (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳۸٧

  

 

Patrimoine manuscript et vie  intellectuelle de l' Asie central Islamique;  sous la direction de Ashirbek Muminov, Francis Richard et Maria Szuppe; Tachkent; Aix-en-Provence: EDISUD, 1999, 232p.

 

این کتاب در موسسه فرانسوی پژوهش‌ها در باب آسیای میانه منتشر گردیده است. از این مجموعه تاکنون چهار کتاب منتشر شده و از این شماره به بعد هر دو سال دو کتاب منتشر خواهد شد. نویسندگان این کتاب‌ها پژوهشگران فرانسوی و آسیای میانه‌ای هستند. این شماره اختصاص دارد به معرفی و بررسی منابع کمیاب و ناشناخته‌ای که به زبان‌های اصلی میراث مکتوب مسلمانان آسیای میانه: فارسی، جغتایی و عربی نگاشته شده است. بیشتر مقاله‌های این کتاب مقاله‌های تکمیل‌شده سمینار میراث مکتوب مسلمانان آسیای میانه است که IFEAC (موسسه فرانسوی پژوهش درباره آسیای میانه) در اکتبر 1997 آن را برگزار کرد و به همت پرفسور ریشارد (Francis Richard)، خانم دکتر ماریا شوپه (Maria Szuppe) و آقای عاشر بیک مومنوف (Muminov Ashirbek) و همکاری برخی مترجمان و مصححان به انجام رسیده است. قصد نویسندگانی که این مجموعه مقاله را فراهم آورده‌اند شناساندن تفاوت‌ها و ارزش تاریخی و هنری میراث مکتوب آسیای میانه مسلمان و نیز جلب توجه جامعه پژوهشگران و مسئولان نسبت به لزوم و فوریت طرحی برای حفاظت از آنهاست.

از نخستین ترجمه‌های آثار مکتوب فارسی به دست شرق‌شناسان فرانسوی و اروپایی تا انتشار انبوه اسناد در دوران تزاری و سوسیالیستی، میراث مکتوب آسیای میانه به تدریج به رویت دانشمندان و پژوهشگران جهان خواهد رسید. هر چند منبع مکتوب به طور کامل یا ناقص به زبان روسی ترجمه شده‌اند«احتمالاً تعداد قابل ملاحظه‌ای از منابع مکتوب و نسخه‌های خطی در طی سال‌های 1930م. (دهه30) تخریب یا ناپدید شده است. امروزه تعدادی از آنها که نزد افراد خاص بوده یا در مجموعه‌های بایگانی به صورت فهرست نشده نگهداری می‌شده‌اند یافت شده است».

کتاب حاضر از دو فصل در یازده مقاله تشکیل شده است:

بخش نخست: تفاوت مجموعه‌های خطی

  عاشربیک مؤمنوف (تاشکند):میراث مکتوب و مجموعه‌های شخصی کتاب‌های خطی[به خط] عربی در ازبکستان.

  لاریساو لاله دودخودواوا(دوشنبه): کتاب‌های خطی شرقی تاجیسکتان، مجموعه سمینوف.

  فرانسیس ریشارد (پاریس): نسخه‌های فارسی کتابخانه ملی فرانسه مرتبط با مسلمانان آسیای میانه.

  فرانسوا دروش (پاریس): یادداشتی بر جزوه‌های قدیمی قرآن از کتَه لنگر(ازبکستان)

 

ادبیان و آثارشان

  عاشربیک مؤمنوف و شواسشیل زیادف (تاشکند): افق فکری دانشمندان از قرن نهم هجری: یافته¬ای تازه‌از کتابخانه محمد پارسا.

  ماریا شوپه (پاریس): ادیبان، حامیان، کتابداران و تذکره‌ها، درباره نقش کتاب در آسیای میانه در سده‌های دهم و یازدهم.

   ایوپورتر (اکس آن پرووانس): کتابخانه عبدالعزیز خان (1055-1019ه./1645-1680م.) حمایت از نقاشی در بخارا.

بخش دوّم: مجموعه‌های ویژه: اسناد و آرشیوها

  شادمان وحیدوف و افتان دل ارکینوف (تاشکند): فهرست کتابخانه صدر ضیاء: تصویری از زندگی فکری در ماوراءالنهر(پایان سده 13ه./ 19م- ابتدای سده 14ه./ 20م)

  افتان دلِ ارکینوف؛ شادمان وانی دوف (تاشکند):

منبع ناشناخته‌ای برای پژوهش در ساخت کتاب‌های دربار محمد رحیم‌خان (خیوه، پایان سده 13ه./ 19م.)

  بختیار باباجانوف (تاشکند): بناهای کتیبه‌دار مجموعه فتح‌آباد بخارا.

بهادر آ. قزاقف (بخارا): تجلیل ساختاری اسناد وقف، به دست آمده از آسیای میانه در قرون 13 هجری/20 میلادی (و ارائه الگویی برای بانک داده‏ها)

همان‌طور که در سطور پیشین آمد این مجموعه، چهارمین کتاب و هفتمین دفتر از مجموعه دفترهای آسیای میانه است. دفترهای پیشین از ا ین قرارند:

دفتر 2-1: درباره هند- آسیای میانه؛ جاده‌های تجاری و اندیشه‌ها؛

دفتر 4-3: میراث تیموریان، ایران- آسیای میانه- هند، سده 18-15 میلادی؛

دفتر 6-5: بخارای شریف (Boukhara la Noble).

این دفاتر به ترتیب در سال‌های 1996، 97 و 98 به صورت چاپ همزمان در دو شهر تاشکند (ازبکستان) و اکس آن پرووانس (فرانسه) انتشار یافته‌اند.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تبریز در ایام سلطنت محمدعلی شاه (1909-1907) بر اساس اسناد بایگانی وزارت امور خا مقالاتی درباره خواجه نظام الملک طوسی داستان مسیح، داستان سَن ‌پی‌یِر، عنصرهای زبان فارسی دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ مقالاتی درباره غزالی کاتبان دست‌نوشته‌های کهن کتابخانه مجلس آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) Bibligraphie francaise de l,Iran جام جم (معرفی کتاب)
کلمات کلیدی وبلاگ نقد کتاب (۱۱) نسخه خطی (۱٠) نسخه شناسی (۱٠) codicologie (٥) ابن سینا (۳) avicenna (۳) ایران (۳) خواجه نصیرالدین طوسی (۳) فرانسیس ریشاردfrancis richard (۳) vocabulaires codicologiques (۳) نسخه های خطی (۳) قرآن (٢) اسناد دوره قاجار (٢) پادری padery (٢) صفویان (٢) ابن‌سینا (٢) هنر ایران (٢) کتابشناسی (٢) فارسی - فرانسه (٢) سیبویه (٢) مهر شناسی صفوی (۱) آلگ گرابار (۱) نسخه شناسی فرنگی (۱) مُهرشناسی ایرانی (۱) مُهرشناسی دوران صفوی (۱) سلسله پهلوی (۱) اسناد دوره صفوی (۱) امین‌الضرب (۱) قرآن عثمان (۱) احسان یارشاطر (۱) مجموعه خدایان ثمود (۱) وان دن براندن (۱) انقلاب مشروطه (۱) adam gacek (۱) کاتب (۱) کاغذ paper (۱) gazophylacium linguae persarum (۱) محمد‌تقی مسعودیه (۱) ادوارد گرانویل براون (۱) ذبیح‌الله صفا (۱) نسخه خطی فارسی (۱) سلجوقیان (۱) آموزش زبان سومری (۱) گرجستان (۱) کتابخانه ابراهیم سلطان (۱) مکتب شیراز (۱) جام جم (۱) آلبرت هوتم ـ شیندلر (۱) باغنو شیراز (۱) شَدُّ الازار (۱) دنیز اِگْل‏/ denise aigle (۱) هنر قاجار (۱) نظامى گنجوی (۱) چاپ سنگى (۱) ب و رابینسون/ robinson (۱) چرم و مرمت (۱) غزالی (۱) بت پرستی (۱) ابوعلی سینا (۱) سیاست نامه (۱) صفحه آرایی (۱) تورات (۱) شاه عباس (۱) مینیاتور (۱) روسیه (۱) مثنوی معنوی (۱) انجیل (۱) سفرنامه (۱) هند (۱) اصفهان (۱) استعاره (۱) مؤسسه نسخه‌های خطﻰ آکادمی ملی علوم آذربایجان (iman (۱) جلال الدین رومی (۱) نیکلسون nicholson (۱) موسیقی سنتی ایران (۱) محسن صبا (۱) سالتیکوف (۱) آسیای میانه (۱) edisud (۱) کتابخانه ملی مصر (۱) زبان فرانسه (۱) ایرانیکا (۱) آناتولی (۱) ت صباغ (۱) les metaphors de coran (۱) قحطی (۱) manuscrit (۱) جمهوری آذربایجان (۱) جمهوری تاجیکستان (۱) iranica (۱) ehsan yarshater (۱) تشریفات دیپلماتیک (۱) ظل السلطان (۱) فهرست مقاله و کتاب (۱) خواجه نظام الملک طوسی (۱) جنگ اول جهانی (۱) islamic codicology (۱) مینیاتور ایرانی (۱) قراقویونلو (۱) سیداحمدخان - آثار و شرح حال (۱) ریحانه خاتون، (۱) زبان عربی - نحو (۱) زبان عربی - نحو (۱) ژرار تروپو (۱) ژرار تروپو (۱) واژگان ایتالیایی - لاتین - فرانسه-فارسی (۱) کتابخانه مجلس ایران (۱) کاغذ رنگه (۱) فرانسیس ریشار francis richard (۱) داستان مسیح داستان سَن ‌پی‌یِر عنصرهای زبان فارسی (۱) historia christi persice ‎conscripta (۱) خاویر خرومه (۱) چاپخانه الزویر (۱) ایگانی‌های وزارت امور خارجة فرانسه (۱) تبریز در دوران مشروطه (۱) توفیق فهد (۱) سالنامه امیرکبیر (۱)
دوستان من کتابخانه های دیجیتالی جهانی کتابخانه ایرانشناسی مجلس انجمن ایرانشناسی فرانسه نوشته هایی درباره ایران گاهی سرک می کشد دانشگاه آکسفورد ترجمه شعر و ... دانلودهای مفید دانشگاه کمبریج میراث مکتوب پرتال زیگور طراح قالب