نویسنده (های) وبلاگ سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi
آرشیو وبلاگ
      نسخه شناسی و معرفی کتاب codicology and book reviews ()
واژگان نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸

مشاهده یادداشت خصوصی

  نظرات ()
اسناد تاریخی ایران در کتابخانه انستیتوی تاریخ آکادمی علوم گرجستان نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸

 

 

 تنظیم و ترجمه: سید محمد حسین مرعشی، سیده فاطمه مرعشی

 

Persidskie istoricheskie dokumnti v Knigokhranilishakh gruzi; Acta et Diplomata Historica Persice Scripta. Kiniga I, Vipousk 1.

ed. V. Puturidze. Akademia Naouk Grouznskoy SSR. Sumptibus Academiae scieniarum Georgiae.

Tbilisiis, 1961.

 

اسناد تاریخی ایران در کتابخانه انستیتوی تاریخ آکادمی علوم گرجستان.

آکادمی علوم گرجستان. اتحاد جماهیر شوروی.

تفلیس، 1961.

این کتاب در 94 صفحه، متن و تصویر سند به فارسی با توضیحاتی به زبان گرجی حدود نیم قرن پیش، در سال 1961، در تفلیس به چاپ رسیده است.

در آرشیو دولتی تاریخ گرجستان، میلیون ها برگ سند نگهداری می شود که بر اساس موضوع و دوره تاریخی در مجموعه های (fond) بزرگی نگهداری می شوند. زبان این اسناد گرجی، روسی، فارسی و ترکی است.

اسناد فارسی در مجموعه (collection) اسناد فارسی قرار دارند. ولادیمیر پوتوریدزه و سرگئی جیکیا، این اسناد  را طبقه بندی کرده اند. اسناد فارسی دیگری نیز در مجموعه های دیگر وجود دارد.

اسناد این کتاب، متعلق به قرون 16 تا اوایل 20 و در زمینه های اجتماعی، سیاسی و حکومتی است که از جنبه های تاریخی و سندشناسی درخور تامل است. در آن زمان، فرمانروایان دولت مرکزی ایران، اداره امور داخلی گرجستان و نیز اجرای فرامین و احکام خود را به والیان گرجی محول می کردند.

ایران شناسان گرجی بیشتر به حکم ها و فرمان های شاهان ایران به حاکمان کارتل- کاخت/  Kartl-Kakheti  از ایالات شرق گرجستان- و خانات محلی قفقاز، مانند ایروان، گنجه، شروان، قراباغ، تالش، دربند و ... توجه داشتند. دکتر ان. مار/ N. Marr برخی از این اسناد - فرمان های شاهان ایران را که ن. اسمیرنف/ N. Smirnov و جی. گایبوف/ J. Gaybov ترجمه کرده بودند، در سال 1936 انتشار داد. سال ها بعد، به کوشش م. خوبوا/ M. Khubua و پس از او پوتوریدزه/ V. Puturidze به انتشار فرمان های شاهان ایران ادامه دادند.

 این اسناد که سلطانیات خوانده می شوند جایگاه مهمی در بررسی ها و مطالعات تاریخی دارند. به کمک آنها می توان اطلاعات پر ارزشی درباره شیوه مکاتبات دیوانی، ثبت آنها، اصطلاحات دیوانی، مالی و اجتماعی بدست آورد. مضمون فرامین و احکام شاهان صفوی راجع به واگذاری املاک، انتصابات، اعطای مقامات حکومتی، دستورات جنگی و غیره است.

هر چند بسیاری از این اسناد از گزند روزگار در امان نمانده، اما توجه دولت سوسیالیستی از همان اوان حاکمیت به جمع آوری و بررسی اسناد و کتاب های خطی هر چه که بوده باشد سبب باقی ماندن بخشی از میراث مکتوب ما ایرانیان و روشنتر شدن چگونگی مناسبات سیاسی و اجتماعی در دورانی است که قفقاز در حاکمیت ایران قرار داشته است.

به هر حال، به نوشته دانشمندان روسی - در مقدمه این کتاب - مجموعه بزرگی از نسخه‌های خطی و اسناد اصل و یا رونویسی شده، شامل اسناد تاریخی ایران، همچنان در آن سرزمین نگهداری می شود. از مهم‌ترین این اسناد و منابع، بخشی درباره‌ تاریخ گرجستان و قفقاز در دوران حاکمیت صفویان است که در انستیتوی نسخ خطی آکادمی گرجستان (بخشِ نسخه‌های خطی موزه دولتی گرجستان) و آرشیو تاریخ مرکزی دولتی گرجستان، نگهداری می‌شوند.

کتاب حاضر، مجموعه ا‌ی کوچکی از اسناد تاریخی ایران، شامل 37 فرمان و حکم است که مکان نگهداری آن، کتابخانه انستیتوی تاریخ آکادمی علوم گرجستان می با‌شد. قدیمی‌ترین سند تاریخ‌دار این مجموعه، فرمان شاه طهماسب اول، مورخ  1541م است.

گردآوردنده این اسناد تاریخی، در مقدمه کتاب که به زبان روسی نوشته شده است چنین آورده: اسناد تاریخی ایران که در این مجموعه نگهداری می‌شوند، مختلف و متنوع اند. در این مجموعه‌ها، فرامین شاهان ایرانی و احکام خوانین نیمه‌مستقل قفقازی و گرجی همچنین اوراقِ تملک و دارایی های حاکمان گرجی نیز به چشم می خورد. به عقیده نویسنده، بخش عمده این اسناد، اصل هستند. نسخه‌های رونویسی شده، در آرشیو تاریخ مرکزی دولتی نگهداری می‌شوند. از این مجموعه‌ها، مجموعه‌ ارزشمندی از اسناد رونویسی شده مربوط به گرجستان، ارمنستان، ایران و عثمانی وجود دارد که در اوایل قرن نوزدهم انجام گرفته است. رونوشت های اسناد ایرانی، در اکثر موارد با مرکب ایرانی و خط خوانای نستعلیق ‌نوشته شده‌اند و به آسانی خوانده می‌شوند، اما در صحت آنها تردید است.

دومین مجموعه، اسناد سیاسی ایران، در سده های یازدهم تا اوایل سده سیزدهم هجری قمری، در ارتباط با داغستان است. آخرین فرمانِ این مجموعه، فرمان فتح‌علی شاه قاجار در ربیع‌الثانی سال 1220 هجری است.

در پاره‌ای موارد، به‌خاطر ناقص بودن متن اصلی یا به دلایل دیگر، نسخه‌برداری مغلوط است.

مجموعه کوچکی نیز در کتابخانه انستیتوی تاریخ آکادمی علوم گرجستان وجود دارد که در سال 1935 از نخجوان به‌دست آمده است. برخی از این اسناد که در خانواده‌های زمینداران گرجی و یا افراد دیگر نگهداری می شده است، به خانواده‌های زمیندار گرجی، کاتولیک‌ها، مالکان ارمنی، حاکمان داغستانی و دیگران مربوط می شود، اما در مجموع، از جنبه تاریخی، موضوع این اسناد، روابط دولت مرکزی صفوی با ایالات سرحدی خود، در قفقاز است.

در این فرمان‌ها، گاه به حقوق سالانه حاکمان، تیولداران گرجی و یا به مواجب سربازان و نیروهای وفادار به شاه اشاره ‌شده است. این اسناد گویای آن است که شاه عباس اول و شاه صفی اول، برای تأمین امنیت در مرزهای شمال غربی، می کوشیدند سیاست غیر خشونت آمیزی با داغستان داشته باشند.

اهمیت این مجموعه اسناد، گذشته از جنبه تاریخی آن که به روابط مرکز با ایالات مرزی مربوط می شود، موضوعاتی درخور تحقیق و پژوهش در زمینه‌ سندشناسی ایرانی در سده های دهم و سیزدهم هجری قمری است. برای نمونه، کاغذ نوشتن فرامین، سفید و نازک اما نسبتاً محکم و اغلب بدون واترمارک و از جنس کاغذ معروف به شرقی است. این فرامین، در قاب هایی قرار داده می شده که هدف از آن، به گفته  آ. د. پاپازیان، پیشگیری از لوله شدن یا درهم پیچیده شدن متن فرمان بوده است. اندازه و قطع این فرامین به‌طور متوسط 16´38 سانتی‌متر در نظر گرفته می شده است.

این احکام و فرامین با تذهیب های بسیار زیبا تزیین شده است. کار تزیین سند میان خطاط و تذهیبکار تقسیم می شد. بعد از نوشتن متن فارسی، بیشتر به سبک رایج نسخ فارسی انجام می گرفت. گرچه تزیین فرامین و احکام فارسی بیشتر به سبک رایج تزیینات نسخه های خطی فارسی انجام می شد. اما برخی اسناد سبک تزیین منحصر به فردی دارند.

متن فرمان ها اغلب بر روی یک صفحه است، اما گاه کاغذ فرمان، از چندین تکه با دقت به هم چسبانده شده، ساخته می شده است. احکام و فرامین شاهان صفوی، معمولا مزین به نقش و نگارهای فراوانی از گل و گیاه با رنگ‌های طلایی و آبی، سرخ و سبز رنگ است. مهر شاهی نیز  با نقش و نگارهایی که با همان رنگ‌ها تزیین می شده‌اند، احاطه می گردیده است. این فرامین همیشه با یاد خدا و بیشتر ، به صورت اختصاری «هو» آغاز می‌شود که در بالای حاشیه‌ی بالایی نوشته می‌شده است. تشخیص این عبارت، هنگامی که با رنگ طلایی روی زمینه‌ی طلایی نوشته شده باشد، دشوار است. همراه با کلمه هو، اغلب، «یا محمد، یا علی» و «الملک لله» نیز می آمده است. در بعضی فرمان‌ها، در زیر کلمه هو، طغرای شاه، حرف نشانه‌ای که نام شاه همراه با لغت ترکی «سیوز و  میز» در آن قرار دارد، نوشته می‌شده است.

بر اساس بررسی های آ. د. پاپازیان، در فرامین شاهان صفوی که براساس اسلوب پیشینیان ـ پدر یا پدربزرگ ـ ایشان ارسال می‌گشت، در جای خالی مناسب و کوچکی از متن، در قسمت بالایی سند، سمت راست مُهر شاهی، در کنار آخرین یاد‌آوری، به نشانه‌ی احترام زیاد، در ذیل نام آن‌ها، با جوهر قرمز، دعای خیر نوشته می‌شده است. مکان سجع مهر شاهی که نام شاه نیز در آن ذکر شده، در بالای متن فرمان قرار دارد. این رسم، در مکاتبات شاهان دیگر سلسله های پیشین ایران، بدین‌گونه نبوده است.

در احکام و فرامین صفوی، متن فرمان با این عبارت آغاز می‌شود: «فرمان همایون شد» یا «فرمان همایون شرف نفاذ یافت» یا «حکم جهانمطاع شد».

در فرامین و احکامی که در این کتاب آمده، هیچ‌گاه امضایی که جایگزین مُهر باشد، به چشم نمی خورد.

لازم به تذکر است که در فرامین صفوی، به مکان نشر فرمان اشاره نمی‌شود.

تقریباً همیشه در پایان همه فرامین، یک علامت طغرا قرار دارد. اما در برخی فرامین به‌جای این نوشته، یا قبل از آن، این عبارت افزوده شده: «هو حسب الامر الاعلی». در پشت برگ برخی از فرامین به‌جای نوشته مورد اشاره، عبارت «المشافهه العلیه العالیه» قرار دارد و ضمیمه‌ی آن مُهر اعتماد‌الدوله است.

این اسناد به صورت منظمی ثبت می شد. یادداشت های مربوطه و مهرهای ثبت کنندگان در پشت هر سند می آمد.

بررسی و مطالعه این اسناد بسیاری از مسائل و ناگفته های مناسبت های تاریخی ایران و گرجستان و انتظارات متقابل دولت مرکزی و حاکمان ولایات، با فعالیت های دستگاه های نظارتی ایران در گرجستان، وظایف ماموران و صاحب منصبان در آن ولایت را نشان می دهد.

نحوه انتشار اسناد به گونه ای است که متن اصلی هر سند، به همان زبان و با رسم الخط اصلی سند چاپ شده، اما ترجمه و زیرنویس ها به زبان  گرجی است. ترتیب قرار گرفتن اسناد نیز بر اساس سال صدور آن است.

نویسنده مقدمه، در پایان می افزاید تنها بخش کوچکی از مجموعه اسناد فارسی موجود در گرجستان تا کنون به چاپ رسیده است. از این مجموعه اسناد کتاب هایی چاپ شده است که برخی از آنها  عبارتند از:

خاورمیانه براساس  اسناد و فرامین با همکاری ج. گایبوف. از سری یاد بود یو. اِن. مار. 1936، تفلیس.

 اسناد و نسخه‌های خطی نخجوان سده های هفده تا نوزده میلادی، ترجمه و شرح از ک. اِن.  اسمیرنف و ج. گایبف، ویراستار یو. اِن. مار، تفلیس، 1936.

 مجموعه فرامین و دستورات ایرانی موزه گرجستان، ام. خوبو، انتشارات آکادمی علوم گرجستان اتحاد جماهیر شوروی، تفلیس 1949.

 

سی و چهار سندی که در این کتاب آمده، همگی به دوره صفوی تعلق دارد. تاریخ نخستین سند از شاه طهماسب، 25 جمادی الثانی 948 ق است و آخرین آنها از شاه عباس، 1075 است.

متن این اسناد، به ترتیب عبارت است از:

 

 

 (1)

  

هو الله سبحانه

بـ[ﺴم ‌الله الرحمن الرحیم]

یا محمد [یاعلی]

ابوالمظفر طهماسب بهادر سیوزومیز

[درینوقت مرحمت بیدریغ شاهی] شامل حال دولتمآب سعادت نصاب سراج الدین بیک و معین الدین اخوه و  مولانا عطا الله فرموده مالیه اراضی شلتوک­کاری و باغات و ... ... جانوغ (؟) من اعمال ولایات شیروانات بموجبی که حسب الاحکام حکام سابقه بدیشان مسلم بود دانسته بسیورغال ابدی ایشان بموجبی ضمن ارزانی داشتیم حکام وعمال ومتصدیان امور دیوانی و تیولداران محال مذکوره حسب المسطور مقرر دانسته بعلت مالوجهات و اخراجات بهر اسم و رسم که باشد سوالی ننمایند و قلم و قدم کوتاه و کشیده دارند و پیرامون ... مذکور نکردند و رعایت و مراقبت واجب و لازم دانسته هرساله نشان و پروانچه ... نطلبند تحریرا فی‌25 شهر جمادی الثانی سنه 948

 

 

(2)

 

سواد الاصل رقم شاه عباس                           باسم امیر حمزه خان اوسمی

 

الملک لله

[مهر]

بنده شاه ولایت

عباس

 

فرمان همایون شد آنکه ایالت و حکومت پناه عمدة الحکام الکرام کمال الایاله امیر حمزه خان اوسمی حاکم دربند بعنایات بلاغیات شاهانه و نوازشات بلانهایات پادشاهانه مفتخر و سرافراز معزّز و ممتاز کشته بداند که چون ایالت پناه بجهة اخلاص و یکجهتی که برین دودمان ولایت نشان دارد دشمن بسیار بهم رسانیده قاعده آن است که قافله از هر طرف خواه از مردم داغستان و خواه ازینجانب بر دربند آیند بدرون شهر نکذاشته دروازه‌ها را به غازیان عظام و مردم خود سپارد که در هر دروازه چند نفر از غازیان قزلباش[1] و چند نفر از مردم آن ایالت پناه بوده محافظت نمایند که تا مهمات قلعه شماخی قرار یابد و بدست درآید احتیاط واجب و لازم است و آن ایالت پناه نیز مردم اعتمادی خود را در آنجا کذاشته خود متوجه در کاه معلی شود که در باب مهمات آنحدود داغستان بهر چه صلاح داند بدانقاعده به عمل آوریم که اعتماد نواب همایون درین سرحد بقول آن عالیجاه است و مهمات شیروان خصوصاً سرحد دربند و مسکور[2] و قبه و قلهان و آن حوالی و داغستان را بصلاح او قرار دهیم آن ایالت پناه یکرنکی خود را به عمل آورده تقصیر ننموده روی او سفید و انشا الله تعالی بنوعی او را تربیت فرمائیم که مزیدی بر آن متصوّر نباشد و در مهمات خود مردانه بوده تا هنگام شرف بساطبوسی روزبروز حقایق حالات عرضه داشت نماید و بهمه جهتی به شفقت بیدریغ شاهی واثق و امیدوار باشد تحریرا فی‌ شهر محرم‌الحرام سنه 1016  

 

 

(3)

 

الملک لله

فرمان همایون شد آنکه در ینوقت بنابر عنایت بیغایت شاهانه درباره زبدة المسیحیه ملک نظر و اخلاص و دولتخواهی و شاهی سوانی او ملکی و پیشوای سنقرآباد من اعمال قراباغ را بدو مرجوع فرمودیم کدخدایان و رعایا سنقرآباد از ابتداء سه ماهه قوی ئیل ملک مشار الیه را ملک و ریش سفید خود دانسته از سخن و صلاح حسابی او بیرون نروند و بیوقوف و شعور او داد و سـ[ﺘﺪ] ننمایند و توجیهات را بمهر او معتبر دانسته لوازم امر مذکور را مخصوص او شناسند داروغه سنقر‌آباد حسب المسطور مقرر دانسته قضایا که در میانه رعایا آنجا واقع شود در حضور ملک مذکور پرسش نموده جریمه فراخور کناه و استطاعت مجرم بازیافت نمایند و بیوقوف او دخل در پرسش قضایا ننمایند درینباب قدغن دانسته از فرموده تخلف نورزند و هر ساله حکم مجدد طلب ندارند و رسوم امر مذکور را موافق معمول قدیم بدو متعلق دانسته رسانند و چون بتوقیع  وفیع منیع اشرف رسد اعتماد نمایند تحریرا فی‌جمادی الاول سنه ست عشر و الف من الهجرة

 

 

(4)

 

هو

الملک لله

 

فرمان همایون شد، آنکه چون رعایاء قریه مرکت من اعمال الکاء مرند بعرض رسانیدند که جمعی از رعایاء قریه مزبور سرکار ایشان که رعیت الاصل قریه مزکور‌اند بتفصیل ضمن متفرق شده در محال دیگر می‌باشند و بدینجهت قریه مذکور از حلیه معموری عاری مانده و استدعای حکم همایون در باب جمع نمودن رعایاء متفرقه نمودند بنابرین مقرر فرمودیم که هر کاه رعایاء مذکوره ظهر رعیت الاصل قریه مزبور باشند در هر جا و هر محل باشند و از روی امیدواری تمام بجا و مقام اصلی و وطن مالوف خود آمده بزرا[عت] و عمارت و آبادانی قیام نمایند و در محل دیکر بخلاف قول[3]  عالی که دوازده سال است توقف ننمایند و هیچ آفریده خصوصاً حمید برادر شاطر محمد امین مانع آوردن و جمع نمودن رعایا نشده کذارند که ملازمان امارت و حکومت پناه شاهنظر سلطان باییردلو حاکم الکاء مزبور رعیت متفرقه را جمع نمایند بعهده حکام و تیولداران کل و جز و سیما حاکم دارالسلطنه تبریز که درینباب امداد بتقدیم رسانند و مجال تمرد احدی ندهند درینباب قدغن دانند تحریرا فی شهر رمضان مبارک سنه 1020

 

 

(5)

 

سواد الاصل از شاه عباس من عنوان الکتاب باسم رستم خان

الملک لله

[مهر]

بنده شاه ولایت

عباس

فرمان همایون شد آنکه ایالت و حکومت پناه عمدة الحکام الکرام نظاما الایالة و الاقبال رستم خان بعنایت بلاغایات شاهانه و نوازشات بلانهایات پادشاهانه معزز و ممتاز و سرافراز کشته توجه خاطر دریا مقاطر اشرف درباره خود بدرجه کمال تصور نموده‌اند بداند که پیوسته خمیر منیر کیمیا تأثیر نواب کامیاب همایون باستفسار احوال آن  عمدة الحکام الکرام مصروف است که چونست و چه حال دارد می‌یابد که بهمه جهتی بتوجهات بیدریغ مستظهر و امیدوار بوده روز بروز چکونکی حالات خود را با حاجات و ملتمسانی که داشته باشد عرضه داشت پایة سریر خلاف مصیر کرداند که بعزّ انجاح و شرف اسعاف مقرون فرمائیم و خاطر من کلّ الوجوه جمع دارد که در این سال بدولت اقبال درین حدود قشلاق میفرمائیم و مهمات بر حسب ارادة مدعاء احباء دولت بیزوال است در ازیاد مواد اخلاص و یکجهتی کوشیده در زیارت تقصیر نه نمایند و در عهده شناسند تحریرا فی شهر رمضان و المبارک سنه 1026

 

 

(6)

 

فرمان همایون شد آنکه در ینوقت بنابر شفقت بیغایت شاهانه دربارة رفعت پناهان زال بیک و کیو بیک ولدان کورام اغلی کرجی از ابتداء سچقان ئیل الکا و محال متعلقه بکورام اغلی را که از قدیم الایام بدیشان تعلق داشت بدستور بموجب[4] التحریر شفقت و مرجعت فرموده ارزانی داشتیم رعایا محال متعلقه بایشان در هر جا و هر محال بوده باشند و بجا و مقام خود آمده بنوعی که  همیشه با کورام اغلی سلوک مینموده باشند و بهمانقاعده با ایشان سلوک نمایند[5] اطاعت و انقیاد حسابی بجای آورند ایالت و سلطنت پناه شوکت و حشمت دستکاه خلف السلاطین کیان الایالة و اقبال فرزندی سمیون خان حاکم کارتیل و وکالت و رفعت پناه موراو بیک بموجب مسطور مقرر عالی امداد و اعانت حسابی رفعت پناهین مشارالیه بتقدیم رسانند[6] درین باب [قدغن دانسته] هر ساله حکم مجدد نطلبند تحریرا فی شهر صفر 1029

محل مهر شاه عباس                محل مهر وزیر

 

 

(7)

 

فرمان همایون شد آنکه ا‌یالت و سلطنت پناه شوکت و حشمت دستگاه عالیجاه خلف السلاطین العظام نظاما للایاله و السلطنه و العز و الاقبال فرزندی سمیون خان والی ولایت کرجستان کارتیل بوفور نوازشات و مراحم بیکران شاهانه و صنوف نلطفات بی‌پایان پادشاهانه عز اختصاص و شرف امتیاز یافته توجه خاطر عاطر اشرف بانتظام احوال و انجاح امانی و آمال خود بدرجه کمال تصور نموده بداند که بنابر ازدیاد شفقت و عنایت بیغایت خسروانه درباره رفعت پناه عزت دستکاه عبدالغفار بیک تمامی مواضع و محالی را در کرجستان کارتیل بتیول امیلاخور مقرر بوده بتیول رفعت پناه مشارالیه شفقت فرمودیم می‌باید که چون بر مضمون حکم جهان مطاع مطلع کردد کل آنمحال را بتیول او مقرر داشته بتصرف او ‌دهد که دانسته عنایت فرموده‌ایم و درینباب تقصیر ننموده در عهده‌ داند تحریرا فی شهر صفر ختم بالخیر و الفتح و الظفر سنه 1031

 

 

(8)

 

حکم جهانمطاع شد آنکه چون املاک موروثی ولدان کورام بیک کرجی که در الکاء کاخ بود الحال از قریه مذکور قطع شد در ... الکاء ایالت  و شوکت پناه سلطنت و جلالت دستکاه عالیجاهی خلف السلاطین العظام فرزندی سمیون خان حاکم کرجستان است بدستور بتصرف ولدان مذکور داده مقرر فرمودیم با رفعت پناه نظاما عبدالغفار بیک بوده ازو جدا نشوند رفعت پناه عبدالغفار بیک حسب المسطور مقرر دانسته ولدان مذکور را از خود جدا ننماید و در عهده شناسد تحریرا فی شهر محرم‌الحرام سنه 1034

محل مهر شاه عباس                محل مهر وزیر

 

 

(9)

 

هو الله سبحانه

الملک لله

یا محمد یا علی

 

فرمان همایون شرف نفاذ یافت آنکه در اینوقت بنابر شفقت و عاطفت شاهانه درباره رفعت و وکالت پناه نظاما کیخسرو بیک و ظهور امانت و دیانت و راستی و کاردانی مشارالیه منصب جلیل القدر وکالت مخدّرات معظمۀ مکرمۀ دیدی فالان باو شفقت فرموده ارزانی داشتیم که بامر مزبور و لوازم آن کماینبغی قیام و اقدام نموده دقیقه فوت و فرو کذاشت ننمایند مخدرات مذکوره وکالت و رفعت پناه مومی­الیه را وکیل مطلق العنان خود دانسته لوازم امر وکالت را بدستوری که در میانۀ ایشان معمول و متعارف است مخصوص او دانسته دست او را درامر مزبور قوی و مطلق دانند و جماعت تبعة دیدی فالان بموجب مسطور عملنموده اصلا از سخن و صلاح حسابی او که در باب معاملات متعلقه بایشان و انتظام مهام آنسرکار کوید بیرون نرفته کمال اعزاز و احترام و متابعت بتقدیم رسانند و بیوقوف و اطلاع  وکالت پناه مزبور مدخل در داد و ستد ایشان ننموده آنچه امر وکالت باشد باو متعلق شناسند در این باب قدغن دانسته هر ساله حکم مجدّد نطلبند و چون پروانچه بمهر اشرف رسد اعتماد نمایند تحریرا فی شهر محرم الحرام سنه 1036

 

 

(10)

 

الملک لله

 

فرمان همایون شد آنکه رفعت پناه کیوبیک کورام اغلی بعنایات بلاغایات شاهانه مفتخر و مباهی بوده بداند که در ینوقت بنابر وفور اخلاص و دولتخواهی رفعت پناه زال بیک شمه از مرحمت بیدریغ خسروانه شاملحال و کافل امانی و آمال او فرموده جا و مقام اصلی والد او را بدو شفقت فرموده او را بجانب کرجستان مرخص ساختیم می‌باید که اعزاز و احترام مشارالیه بجای آورده در هر باب آنچه لازمة امداد و همراهی بوده باشد بظهور رسانیده نوعی نماید که رفعت پناه مشارالیه از او راضی و شاکر بوده باشد درینباب تقصیر ننمایند تحریرا فی شهر جمادی الاول سنه 1036

 

 

(11)

 

فرمان همایون شد [آنکه ... الا] ماثل و الاقران ملک ...ﺮم و

جماعت مذکور انیسل کرجـ[ﺴتان]

...               علی               سلیمان

ابراهیم بیک   ولد...                         ...

                  ما...

بهمه ابواب مستظهر و مستمال بوده بدانند که حقیقت اخلاص ویکرنکی ایشان که همیشه بدین دودمان ولایت مکان داشته‌اند بر نواب همایون ما ظاهر است می‌باید که اخلاص و یکرنکی قدیم را منظور داشته با... ملک مذکور ...ﻢ ... ... ... قیام و اقدام نمایند که عنقریب ساخت آنملک مضرب سرادقات ... و جلال میکردد و ﻟ....  ... ...ﺖ و دولتخواهی بنوازشات بیدریغ خسروانه ممتاز و سرافراز خواهد فرمو[د] در مراسم یکرنکی و یکجهتی کوشیده بمراحم و عنایات شاهانه امیدوار باشند در اینباب تقصیر ننمایند و از ...ﺪاری متوجه درکاه عالم پناه کردند و در عهده دانند تحریرا فی شهر جمادی الاول سنه 1042

 

 

(11)

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

یا محمد یا علی

*جدّ بزرکوارم طاب ثراه

*شاه بابا ام انارالله برهانه                                                [تغرا]

 

المومنین من [عبدالله]

ابوالمظفر صفی... بهادر

الصفوی الموسوی الحسینی سیوزومیز

علی حسن موسی حسین علی محمد

جعفر موسی محمد علی حسن محمد

چون ازمضمون نشان نواب کیتی ستان فردوس مکـ[انی] ... بتاریخ شهر رمضان سنه 1021 بامضای فرمان اعلیحـ[ضرت] خاقان جنت مکان علیین آشیانی صادر کشته معلوم و مستفاد شد که مبلغ یکتومان و دو هزار و هفتصد و هشتاد و هفت دینار [تبریزی] از بابت متوجهات جماعت مذکور ذیل کج ساکن نخجوان

. ــــــــــــــــــــــ

باسم الله یار و احمد و خلیفه

و شرکا

 

4840 دینار

 

 . ــــــــــــــــــــــــــ

 باسم الله یار رکن الدین    رحمن و سعادت یار و عبدالکریم و شرکا ...

5307 دینار

. ـــــــــــــــــــــــ

 باسم الله یار ... اسکندر             قرامانلو...

جمع شده

2640  دینار

بهجت آنکه از قدیم الایام سپاهی و سپاهی زاده بوده‌اند بمعافی و یساقی ... طلبی ازیشان نمیکرده‌اند و از دفتر لشکر ظفر اثر تصدیق نموده‌اند که در سنوات برینموجب مرد به یساقها آورده بخدمات قیام نموده‌اند

. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

که در سنواﺓ مذکور به یساق آمده اسامی بقلم داده‌اند

                                                    74 نفر

 

لوی ئیـــــــــــــل

فتح ایروان سنه 1013

که بمدد سیبه و غیره

آمده‌اند باسم میرزا بیک

و غیره

74 نفر

 ییلان ئیـــــــــــــــــل

آمدن جغال سردار رومی سنه 1014 بموجب

رقم نواب فردوس آشیان کیتی ستانی بمحصل

شاهویردی یساول کج باسم امرعلی و غیره

بتاریخ 12 شهر محرم سنه مذکور

5 نفر

 

یونت ئیــــــــــــــــــــــــــل

فتح قلعه کنجه بمحصل ایضا بتاریخ

شهر ربیع الاول سنه 1015 باسم امر علی

و غیره

4 نفر

 

قوی ئیــــــــــــــــــل

فتح قلعة شماخی بتاریخ 15

شهر صفر سنه 1016 باسم میرزا خان و غیره

5 نفر

 

ایت ئیــــــــــــــــــل

سفر  تبریز  که  مراد  پاشا

سردار رومی آمده بود باسم

 تنکر یوردی و غیره بتاریخ

29 شهر شعبان سنه1019

۵ نفر

تنکوز ئیـــــــــــــل

سفر  تبریز  بتاریخ  15

شهر شعبان  سنه 1030

باسم خضر و غیره

 

5 نفر

 

ییلان ئیـــــــــــــــــــــــــل

و یونت ئیل سفر ثالث بغداد بتاریخ

15شهر ذی قعده سنه 1039

باسم عبدل (؟) ولد بدرخان و غیره

 3 نفر

. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

که در سنوات مذکور سفر آذربیجان مقرر شده که جماﻋﺔ مذکور با حاکم نخجوان باشند ونوشته رفعت پناه بهادر بیک ولد عمارت پناه مقصود سلطان حاکم نخجوان در دست دارند که در یساقهاء مذکور پنج نفر مرد به یساق آورده‌اند

اودئیـــــــــــــــــــــــــل

و بارس ئیل سفر اول کرجستان               

جماعت ساکن نخجوان با مرحوم           

دلو محمد و عمارت پناه مقصود                    

سلطان به  یساق آمده‌اند                    

یونت ئیـــــــــــــــــــــــل

جنک خلیل پاشا با حاکم نخجوان        

بوده‌اند

 

توشقان ئیـــــــــــــــــــــــــل

و لوی ئیل سفر ثانی کرجستانی حاکم

نخجوان و جماﻋﺔ  بدستور  مقرر شد

که  با  مرحوم  پیر  بوداق  خان  در

آذربیجان باشند

اود ئیـــــــــــــــــــــــــــــل

و بارس  ئیل  سفر   کرجستان   جنک

با حاکم نخجوان مقرر  شده  که  قلعه

... را محاصره نمایند

 و در ایت ئیل سفر قندهار وسجقان ئیل سفر اول بغداد مقرر نشد که یساقی آذربیجان به مذکور آیند و درتخاقوی ئیل سفر کرجستانی ایشان نوشته ... و رفعت و اقبال پناه عالیجاه مقرب الحضرت العلیه العالیه رستم بیک سپهسالار در دست دارند که در سفر مذکور پنج نفر مرد از جماﻋﺔ مزبور باسم محمد علی و غیره خدمات و جانسپاری بتقدیم رسانیده تقصیری ازیشان واقع نشده ...

شفقت بیغایت شاهانه و مرحمت بینهایت پادشاهانه شاملحال جماعت مذکوره ضمن [و] اولاد ایشان فرموده مقرر نمودیم که مستوفیان عظام مضامیـ[ن] نشان که درینباب شرف صدور یافته قدوه شناسد و جماعت مذکوره را بدستور سابق و نهج استمرار در دفاتر المعافی و مسلمی و یساقی عمل نموده موضوع و مستثنی دانند و بعلت قرااولوس یکدینار و یک من بار بدیشان حواله و اطلاق ننمایند جماعت مذکور در هر جار و یساقی که واقـ[ﻊ شود] یساقی خود را بخدمات مرجوعه قیام و اقدام نموده بقلم لشکرنویس دهند حکام و تیولداران قرااولوس و نخجوان بعلت مال قرا[اولوس] طلب و توقعی ننموده مزاحمت نرسانند که جماعت مذکور مرفه الحال بوده بسپاهیکری اشتغال نمایند درین باب قدغن دانسته از فرمـ[وده] تخـ[ﻠﻒ نورزند و] هر ساله نشان مجدد طلب ندارند کلانتران و توشمالان و سرخیلان ایل و الوسات خصوصا کج حسب المسطور مقرر دانسته از مضمون نشان همایون در [نکذرند... هر کاه] این نشان بتوقیع وفیع منیع اشرف اقدس اعلی مزین و مجلی کردد اعتماد نمایند تحریرا فی شهر رجب الموجب سنه [1043]

 

 

(13)

 

فرمان همایون شد آنکه چون در ینولا رفعت پناه کیوبیک کرجی ولد کورام بیک از راه اخلاص و یکجهتی بدرکاه جهان پناه آمده حکم نواب خاقانی جمجاه فردوس مکان جنت آشیان کیتی ستانی را ابراز نمود که املاک موروثی که کورام بیک مذکور در کرجستان کاخت دارد باو شفقت فرموده بوده‌اند در این باب استدعای امضای نواب کامیاب اشرف اقدس همایون ما نمود بنابر شفقت بلا نهایات شاهی ومراحم[7] بلاغایت پادشاهی درباره مشار الیه املاک موروثی اولاد کورام بیک مزبور را[8] بدو شفقت[9] و مرحمت فرموده ارزانی داشتیم و مقرر فرمودیم که نزد سلطنت و ایالت پناه حشمت و جلالت دستکاه عالیجاه خلف السلاطین العظام ... للسلطنه و الاقبال اخوی ام رستم خان رفته حسب الصلاح سلطنت پناه مومی الیه بخدمات قیام و اقدام نموده آثار جانسپاری و دولتخواهی خود را ظاهر سازد بیدریغ خسروانه بهره‌مند میفرمایم درین باب قدغن دانند تحریرا فی شهر رمضان المبارک سنه 1044

محل مهر شاه صفی

سواد مطابق اصل است قلمی نموده‌ام اخوند قورچی باشی زاده

 

 

 

(14)

 

الملک [لله]

فرمان همایون شد آنکه رفعت و معالی پناه نظاما کیخسرو بیک بشفقت شاهانه مفتخر و سرافراز کشته بداند که ایالت و سلطنت شوکت پناه حشمت و جلالت دستکاه عالیجاه خلف السلاطین العظام شجاعا للسلطنه و الشوکه و الاقبال اخوی ام رستم خان والی کرجستانات حقیقت مردانکی و اخلاص ویکجهتی آن رفعت پناه‌ را در ینولا که طهمورث در حوالی سورم شکست خورده فرار نموده بخدمت اشرف عرض نموده بود باعث ازیاد شفقت پادشاهانه درباره آنرفعت پناه کردید بر آن رفعت پناه و جمیع مردم کرجستان ظاهر است که طهمورث مذکور باعث خرابی کرجستان بوده و هست و دفع شر او جهت رفاهیت سکنه کرجستان بر همکی مردم کرجستان لازم است میباید که بیشتر از پیشتر از روی اخلاص و اعتقاد در خدمت ایالت و سلطنت پناه عالیجاه مشارالیه بتقصیر از خود راضی نشده هر کاه من بعد اراده آمدن کرجستانات نماید باتفاق از ناوران  و کل مردم کارتیل از روی اخلاص و یکجهتی در دفع و رفع  او کوشیده نوعی نمایند که مردم کرجستانات از شر فتنه او آسوده خاطر کردند از هر کسی که خلاف دولتخواهی ظاهر شود حقیقت را خاطر نشان ایالت  سلطنت پناه مشارالیه نماید که بهر نوع که صلاح دولت روز افزون و رفاه حال سکنه آنجا داند مقرر دارد که بعمل آورند آنچه لازمه اخلاص و یکجهتی بوده باشند بعمل می‌باید آورد که حقیقت اخلاص و یکجهتی هریکرا که سلطنت پناه مشارالیه بخدمت اشرف عرض نماید او را مشمول شفقت خسروانه خواهیم کرد‌انید درین باب قدغن دانسته در عهده شناسد تحریرا فی شهر محرم الحرام سنه 1045

 

 

(15)

 

سواد من الاصل از شاه صفی من عنوان الکتاب باسم رستم خان اسمی

مهر

هست از جان غلام شاه صفی

فرمان همایون شد آنکه ایالت و شوکت پناه عمده الحکام الاکرام شجاع الایاله رستم خان اوسمی بشفقت بیغایت شاهانه و عنایت بی‌نهایت پادشاهانه معزز و ممتاز و مفتخر و سرافراز کشته  توجه خاطر اشرف را بارتفاع شان و اعتلاء مرتبه و مکان خود مصروف دانسته بداند که عریضه اخلاص آئین که درینولا بخدمت اشرف نوشته استدعاء مدد و کومک[10] نموده بود بنظر همایون رسید و حکم جهانمطاع باسم ایالت و شوکت پناه حشمت و جلالت دستکاه عالیجاه نظاما الایاﻟﺔ و الاقبال عربخان بیکلربیکی شیروان عز صدور یافته فرستاده باشند که هر کاه آن ایالت پناه‌ را بمدد و کومک احتیاج شود بعالیجاه مشارالیه اعلام نماید اکر صلاح در رفتن خود داند تا قوشون روانه شود و الا چه مقدار لشکر که لازم بوده باشد نزد آن ایالت پناه فرستد می باید که بهمه جهتی توجهات بیدریغ خسروانه مستظهر و امیدوار بوده حاجات و ملتمسات که داشته باشد معروض ایستادکان[11] پایه سریر خلافت مصیر نموده بعز انجاح وشرف اسعاف مقرون شناسد در [این] باب توجه نماید و در عهده [دانند] تحریرا فی شهر ربیع الاول سنه 1046

حسب الامر الاعلی از قرار نوشته وزارت و اقبال پناه و حشمت و جلادت دستکاه عالیجاه توفیق اثاری و اعتماد الدوله علیه العالیه ... ...

 

... مهر

مهر علی شفیع محمد تقی     

... مهر

و افوض امری الی الله[12]          

... مهر

بحمد لله شده (؟) آل محمد                     

 

 

(16)

 

هو

الملک لله

 

فرمان همایون شد آنکه چون از تصدیق مستوفیان عظام کرام دیوان اعلی مستفاد شد که مبلغ دوازده تومان از بابت مالوجهات قریه سنقرآباد معه قرا کشیش وقراملا بانعام همه ساله ملک نظر و ملک ساروخان ملکان سنقرآباد مقرر بوده متوفی شده‌اند و از قرار برآورد مبلغ پنجاه تومان و دو هزار دینار میشود و از آنجمله مبلغ دوازده تومان و نه هزار ونود دینار بهمه ساله صفر قلی و غیره غلامان قوشچی مذکور مقرر شده و همه [ساله] مبلغ چهل و دو تومان و دو هزار و نهصد و ده دینار بوده باشد بهمه ساله طهماسب قلیخان مقرر شده بود وحال بضبط وزیر

صفی قلی بیک                       ... بیک ولد مشارالیه

73940 دینار                            43650    دینار

آذربایجان مقرر شده و در ینولا رعایاء قریه سنقرآباد بدرکاه معلی آمده معروض داشتند که در حینی که محل مذکور بانعام همه ساله ملکان مذکور مقرر شده بود ایشان بهست و بود عمل مینمودند و الحال که بضبط وزیر آذربایجان مقرر شده از قرار دیناری پنجدینار مینمایند و بهست و بود قابل نیست و ازین رهکذر نهایت تفرقکی در میانه رعایا واقع شده و استدعاء پروانچه اشرف در باب جمع نمودن  رعایا و هست و بود نمودن محل مذکور نمودند و بر طبق مدعای خود نوشته وزارت و رفعت پناه عزت و معالی دستکاه آصفی صدرا محمدا وزیر آذربایجان ابراز نمودند که طلب دیوان از ابتداء تنکوز ئیل بغایت اود ئیل بقرار هر ساله مبلغ چهل و دو هزار نهصد و ده دینار چنانچه رسد سه ساله مبلغ یکصد و بیست و شش تومان و هشتهزار و هفتصد و سی‌دینار از بابت مالوجهات قریه سنقرآباد مع قرا کشیش و قرا ملا سوی مبلغ دوازده تومان و نه هزار و نود دینار که موافق تصدیق مستوفیان عظام بهمه ساله غلامان مذکور مقرر شده میشود که بضبط مشار‌‌الیه مقرر است و مدعاء رعایا آنست که محال مذکوره از تاریخ فتور موراو[13] مردود و جماعت کرجی خراب و متفرق شده‌اند و طهماسب قلیخان نیز سال بسال هست و بود نموده بود مبلغ سی و یکتومان حاصل شده که مبلغ دوازده تومان و نه هزار و نود دینار بهمه ساله قوشچیان مزبور داده شده و نیمه که مبلغ هجده تومان و نهصد و ده دینار بوده باشد از جمله مبلغ چهل و دو تومان و دو هزار ونهصد و ده دینار خود متصرف شده و در سنه سجقان ئیل و اودئیل بجهة فتور لشکر رومیه شومیه در کل تفرقه یافته‌اند چنانچه میلغ پنجتومان تبریزی در سنه سیجقان ئیل بعمل آمده و رفعت پناه محمد صادق ولد وزارت [و] رفعت پناه مومی الیه بمشارالیه چیزی نوشته که رعایا بنابر انکه در سنوات هست و بود نموده‌اند و مشارالیه تکلیف جمع مینماید جمعیت نمینمایند واز قرار هست و بود نقصان کلی میشود ودر سنوات مذکور زیاده از مبلغ پنجتومان بتنخواه ارباب حوالات ننموده و نزد رعایا باقیست و تا حکم هست و بود برعایا نرسد جمعیت نمینمایند بنابرین مقرر فرمودیم که وزارت پناه مشارالیه هر کاه رعایا از عهده جمع براوردی واقعی بیرون نتوانند آمد متفرقه آنجا ر[ا] جمع نموده از قرار هست و بود عمل نمایند که بعد از آنکه بحلیه آبادانی درآیند                                                                                    از عهده جمع براوردی بیرون آیند و وجه همه ساله دارانرا از قرار تصدیق دفتر سال بسال بدست واصل ساخته سواد حکم و قبضی بازیافت نمایند که مستوفیان عظام بخرج آن وزارت پناه مجری دارند  درینباب قدغن دانسته چون پروانچه بمهر [اشرف] رسد اعتماد نمایند تحریرا فی شهر شعبان المعظم سنه 1047

 

 

 

 

 

(17)

 

حکم جهان مطاع شد آنکه بنابر شفقت شاهانه درباره رفعت و معالی پناه زیا علی فولاد بیک زاخوری از تاریخ فوت مرحوم محمد بجان زاخوری جا و منصب او را برفعت و معالی پناه مشارالیه شفقت و مرحمت فرموده ارزانی داشتیم که بواجبی بامر مزبور و لوازم آن قیام و اقدام نموده دقیقه فوت و فرو کذاشت ننماید مستوفیان عظام رقم این عطیه را در دفائر خود ثبت کردانیده از شایبه تغییر و تبدیل مصون و محروس شناسد و درینباب قدغن دانسته در عهده دانند و چون رقم بمهر مهرآثار اشرف رسد اعتماد نمایند تحریرا فی شهر ربیع الثانی سنه 1051

 

 

(18)

 

فرمان همایون شد انکه وزارت و رفعت پناه شمساً محمد صالح بیک وزیر شروان از ابتداء ئیلان  ئیل مبلغ یازده تومان و هفت هزار و سیصد دینار تبریزی از بابت وجوهات آنجا که بضبط آنوزارت پناه مقررست در وجه مواجب همه ساله بابونه بیک سیسی اغلی غلام خاصه شریفه که خود بهمه ساله استدعا نموده و از دفتر غلامان نوشته‌اند که نزد سلطنت و جلالت پناه حشمت و نصفت دستکاه عالیجاه خلف السلاطین العظام شجاعا للسلطنه و الایاله و الاقبال اخوی رستم  خان والی کرجستان می‌باشد و از قرار تصدیق عالیجاه مشارالیه که بدفتر رسیده در کرجستان بلوازم خدمات آنجا قیام نموده تقصیری ندارد حسب الامر مقرر دانسته سال بسال از قرار تصدیق عالیجاه مشارالیه واصل ساخته قبض بازیافت نماید که بخرج مجری است  در این باب قدغن دانسته در عهده دانند و همه ساله حکم مجدد نطلبند و چون پروانچه بمهر اشرف رسد اعتماد نمایند تحریرا فی شهر جمادی الثانی سنه 1051

 

 

(19)

 

هو الله سبحانه

الملک لله

یا محمد یا علی

فرمان همایون شرف نفاذ یافت آنکه فضایل مآب رفعت قباب عزلت ایاب عمده الفضلاء المسیحیه کتله کوز بشفقت بینهایت شاهانه  و عاطفت بیغایت پادشاهانه سرافراز کشته بداند که سلطنت و جلالت پناه عظمت و بسالت دستکاه عالیجاه سلاله السلاطین العظام شجاعا للسلطنه و الاقبال اخوی ام رستم خان والی کرجستان کارئیل اخلاص و یکجهتی و دولتخواهی آن زبده العلماء العیسیویه را عرض و استدعا نموده بود که محال وقفی کورخانه در هر جا و هر محل کرجستانات که بوده باشد بتصرف آن فضایل مآب داده شود که موافق شرط واقف به مصرف رسانند رقم اشرف باسم سلطنت و ایالت پناه عظمت و جلالت دستکاه عالیجاه سلاله السلاطین العظام نظاما للسلطنه و لاقبال طهمورث خان والی کرجستان کاخت صادر شد که آنچه از محال مزبور در الکاء کاخت بوده باشد بتصرف کماشته آن عزت ایاب دهد و اگر سخنی داشته باشد عرض نماید و رقم اشرف باسم سلطنت و ایالت پناه اخوی مشارالیه نیز صادر کردید که محالی که در الکاء کارتیل بوده و حسب الاحکام مطاعه در وجه احدی مقرر نشده باشد بتصرف آن رفعت قباب دهد بتوجهات شاهی امیدوار بوده مجددا حسن اخلاص و یکجهتی خود را بمنصه ظهور رساند که باعث ازدیاد شفقت خسروانه درباره آن فضایل ایاب بوده باشد و در عهده شناسند تحریرا ی شهر شوال ختم الخیر و الاقبال سنه 1051

 شرط واقف بمصرف رسانند رقم اشرف باسم سلطنت  و ایالت  پناه عظمت و جلالت دستکاه عالیجاه سلاله السلاطین العظام نظاما للسلطنه و لاقبال طهمورث خان والی کرجستان کاخت صادر شد که آنچه از محال مزبور در الکأ کارئیل بوده و حسب الاحکام مطاعه در وجه احدی مقرر نشده باشد بتصرف آن رفعت قباب دهد بتوجهات شاهی امیدوار بوده مجددا حسن اخلاص و یکجهتی خود را بمنصه ظهور رساند که باعث شفقت خسروانه  درباره آن فضایل ایاب بوده باشد ودر عهده شناسد تحریرا فی شهر شوال ختم الخیر و الاقبال سنه 1051

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هو

حکم جهانمطاع شد آنکه سلطنت و ایالت پناه حشمت و جلالت دستکاه علیجاه عمده السلاطین العظام الکرام نظاما للسلطنه و الایاله و الحشمه و الاقبال طهمورث خان والی کرجستان کاخت بشفقت خسروانه امیدوار بوده چون بر مضمون رقم اشرف مطلع کرد محالی که وقف کورخانه و در الکأ آن سلطنت پناه بود حسب الاحکام مطاعه در وجه احدی مقرر نشده باشد بدستوری که در تصرف کلته کوزهای سابق بوده بتصرف کماشته عمده المسیحیه کلته کوز حال دهد که موافق شرط واقف بمصرف رساند و سلطنت و ایالت پناه حشمت و جلالت دستکاه عالیجاه خلف السلاطین العظام الکرام جلاله للسلطنه و الایاله و الحشمه والاقبال اخوس رستم خان والی کرجستان کارئیل بعرض رسانیده بود کهسیصد ونود خانه از رعایا و مردم کاردیل در الکاء کاخت‌اند هرکسی از مردم الکاء سلطنت پناه مشارالیه که در الکاء آنسلطنت پناه بوده باشند مانع نشده کذارد که بوطن مال.ف روند . اکر در باب محال وقفی کورخانه و جماعت مذکور سخنی داشته باشد حقیقت را عرض نمود بتوجهات خسروانه امیدوار باشد تحریرا فی شهر شوال سنه 1051

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حشمت و نصفت دستکاه عالیـ[جاه] . اخوی رستم خان والی کرجستان کارتیل میباد مقرر شده بود که سال بسال از قرار تصدیق عالیجاه مشارالیه مهسازی نماید در ینولا پناه خواجه محمد وزیر و متصدی وجوهات و وزیر بیکاربیکی شیروان مبلغ مزبور سال بسال از قرار تصدسق عالیجاه مشارالیه واصل ساخته قبض بازیافت نمایند که از ان قرار بخرج مجری است درینباب قدغن دانسته  هر ساله حکم مجدد نطلبند و رد عهد [دانند] تحریرا [فی شهر] شوال سنه 1052

از قرار نوشته وزارت و امارت پناه حشمت و اجلال دستکاه عالیجاه توفیق آثاری اعتماد الدوله العلیه العالیه الخاقانیه..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

الملک لله *شاه عباس شاه باباام  انار الله برهانه و جعل الجنه مکانه محل مهر شاه عباس

فرمان همایون شد آنکه چون بموجب پروانچه نواب خاقان رضوان مکان که بتاریخ شهر رجب سنه 1039 صدور یافته مضمون آنکه مضمون شش تومان پنجهزار و دوازده  دینار مبلغ از بابت محال لوری و سخوت کرجستان بسیورغال اولاد ملک عطا بیک  ورثه مرحوم صفی‌قلیخان مقرر است در اینولا رفعت پناه علی بیک ولد ملک عطا بیک  بدرکاه معلی آمده بعرض رسانید که از سیورغال مزبور حصه باو نداده‌اند وایالت و شوکت پناه نصفت ودلالت دستکاه عالیجاه نظاملا للایاله و الاقبال خسروخان بیکلر بیکی شیروان در ایام میر شکار یاشیکری تصدیق نوشته که رفعت پناه مشارالیه بخدمت اشرف عرض نموده مقرر فرمودند که ایالت پناه مشارالیه میانه ایشان کدخدائی نموده باتفاق ایالت و شوکت پناه حشمت و جلالت دستکاه عالیجاه نظاما للایاله و الاقبال محراب خان بیکلربیکی استرآباد در ایام یوزباشیکری موافق حال او و صلاح دولت فیمابین ایشان قسمت نماید .وایالت پناهان مومی الیه رسد مشارالیه را از محال مذکور ذیل مذکوره ذیل مشخص نموده‌اند بنابر شفقت درباره مشارالیه از ابتداء چهار ماهه توشقان ئیل محال مذکوره که درایالت پناهان مشارلیه حصه مومی الیه را از سیورغال مذکور بمبلغ از بابت محال لوری قریه اموج یکتومان پنجهزار چهارصد شصت دینار قریه مرسه یکتومان هفتهزار و پنجاه دینار بلا مبلغ ار بابت قریه کرمکاه سمخوت مشخص نموده‌اند بسیورغال مشارالیه شفقت فرموده ارزانی داشتیم کدخدایان و رعایای محال مذکوره مشارالیه را صاحب سیورعال خود دانسته سال بسال مالوجهات و وجوهات و حقوق دیوانی خود را بدو جواب گفته چیزی موقوف ندارند حکام و عمال الکاء مذکور دخل در سیورغال مشارالیه نه نموده  قلم و قدم کوتاه و کشیده دارند و در ینولا رفعت پناه علی بیک ولد ملک عطا بیک مشارالیه ایتدعا امضاء نواب کامیاب همایون ما باسم خود نمود و از دفتر توجیه و سر خط تصدیق نموده‌اند که سیورغال مذکور مستمر است بنابرین مقرر فرمودیم که مضمون حکم نواب خاقان رضوان مکان را من اوله الی آخره ممضی دانسته از فرمده تخلف تورزند در این باب قدغن دانسته هر ساله حکم مجدد نطلبند وچون پروانچه بهمر مهر آثار اشرف رسد اعتماد نمایند تحریرا فیر شهر جمادی الاول سنه 1054

 

 

 

 

 

حکم عالی شد آنکه چون رفعت پناه علی بیک ولد مرحوم ملک عطا بیک حکم مرحمت و غفران پناهی ام را باین مضمون که بموجب پروانچه مطاعه اشرف همایون مبلغ شش تومان و پنجهزار تومان ودوازده دینار بمبلغ و بلا مبلغ ار بابت محال مذکوره ذیل از جمله سیورغال بمبلغ ار بابت محال مذکوره لوری قریه اموج یکتومان پنجهزار چهارصد وشصت دینار قریه مرسه یکتومان هفتهزار پنجاه دینار بلا مبلغ ار بابت کرمکاه سمخوت ملک عطا بیک بسیورغال علی بیک مومی الیه مقرر شده میباید که ملکان و کدخدایان و سایر محال مذکور مضمون پروانچه اشرف را مطاع و قدوه شناخته اصلا دخل در محال سیورغال مذکور ننمایند ابراز و استدعا امضا نموده ایجابا الملتمسه مقرر فرمودیم که ملکان وریش سفیدان محال مذکور موفق بموجبی که حسب الفرمان قضا جریان صادر کشته اصلا تخلف جایز ندارند مستوفی سرکار در دفتر ثبت نماید تحریرا فی شهر جمادی الثانی سنه 1070

جای مهر شنواز خان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هو

الملک لله

شاه باباام انار الله برهانه

فرمان همایون شد آنکه چون پروانچه بیاضی نواب خاقان رضوان مکانی* بتاریخ شهر ربیع الثانی سنه 1042 شرف صدور یافته مصمون آنکه چون رعایا و عجز قریه دو شانلو خاچین اران قراباغ بعرض رسانیدند که در حوالی محل خاچین کوهی واقع است که ار فدیم الایام از آنجا سنک جهه طواحین می‌بریده‌اند و بعضی از عجزه بان معاش میکذازنیده وهرگز احدی مانع ومزاحم نبوده و بدانعت طلبی نمینموده‌اند در ینولا  تیولداران خاچین معمول قدیم مطالبات بدانعت مینمایند بنابرین مقرر فرمودیم که هر کاه از قدیم الایام بعلت بریدن سنگ احدی از تیولداران چیزی از علمه آن کار بازیافت نمینموده بدستور هیچ آفریده از تیولداران و اعمال خاچین قانون و توقعی از علمه مزبور ننمایند و از شکایت محترز باشند و نگذارند که خلاف قانون قدیم بعمل آر[ند] . بدرکاه آمده استدعا امضا نواب همایون نمود ونوشته مرحوم محمد قلیخان حاکم سابق نیز ظاهر ساخته بتیولداران محل مزبور نوشته بدینعلت طلب و توقعی ننمایند بناء علیه مقرر فرمودیم که حکم مزبورا من الدوله الی آخر بامضا همایون ممضی و منفذ دانسته هر کاه بنقیض حکم مزبورا حکمی صادر نشده باشد و کلاء بیکلربیکی و تیولداران و داروغکاران و عمال خاچین حسب المسطور مقرر دانسته از مضمون و مدلول آن عدول و انحراف نورزند و بخلاف قانون قدیم متعرض ایشان نکشته مانع ومزاحم نشوند درینباب قدغن دانسته در عهده دانند و هر ساله حکم مجدد نطلبند تحریرا فی [شهر] شوال سنه 1057

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضع مهر مبارک اشرف اعلی

فرمان همایون شد آنکه دینوقت بنابر عنایت بیغایت شاهانه و شفقت بینهایت خسروانه دربارة رفعت و معالی پناه کملا الزبار  بیک  غلام خاصه شریفه برادر رفعت و معالی پناه مقرب الحضرت کستندیل بیک یاول صحبت از ابتداء هشتماهة سیجقان ئیل مبلغ پانزده تومان تبریزی ا بابت مالوجهات و وجوهات موضع سنقرآباد و توابع که رد عوض رسوم بهمه ساله عالیجاه قوللر آقاسی مقرر بود برطرف شده حسب الاستدعا سلطنت و ایالت پناه حشمت و نصیف دستکاه جلالت و ابهت اکتناء عالیجاه نظاما للسلطنه و الجلاله و الاقبال اخوی رستم خان والی کرجستان بتیول رفعت پناه مومی الیه شفقت و مرحمت فرموده ارزانی داشتیم کدخدایان ورعایا موضع مزبور سال بسال مالوجهات و وجوهات و حقوق دیوانی خود را سوای قضیه خون بمشارالیه رفع نمایند که موافق حق و حساب پرسش نموده بفیصل رساند حکام و اعمال الکاء آربایجان دخل در تیول مومی الیه ننموده قلم و قدم کوتاه و کشیده دارند ومستوفیان عظام مبلغ بیست و نه تومان و سههزار و هشتصد و بیست پنجدینار نقد و مقدار یک هزار و پانصد من میزان تبریز کندم برینموجب

همه ساله ار بابت مالوجهات کنده ارش     مقرری عن کلیه از بابت محصول اصفهانی

29 تومان و 3825 دینار                                           

از بابت مالوجهات کنده‌ارش شیروان و غیره که بهمه ساله و مقرری او مقرر بود از تاریخ مزبور جهه دیوان ضبط نموده و مثبت تنخواه ارباب حوالات نمایند درینباب قدغن دانسته در عهده دانند و هر ساله حکم مجدد نطلبند چون پروانچه بمهر مهر اثار رسد اعتماد نمایند تحریرا فی شهر رجب سنه 1058

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هو

الملک لله

 

 

(20)

 

حکم جهانمطاع شد آنکه سلطنت و ایلات پناه حشمت و جلالت دستگاه علیجاه عمدة السلاطین العظام الکرام نظاما للسلطنته و الایاله و الحشمه و الاقبال طهمورث خان والی کرجستان کاخت بشفقت خسروانه امیدوار بوده چون بر مضمون رقم اشرف مطلع کردد محالی که وقف کورخانه و در الکاء آن سلطنت پناه بوده حسب الاحکام مطاعه در وجه احدی مقرر نشده باشد بدستوری که در تصرف کتله کوزهای سابق بوده بتصرف کماشته عمده المسیحیه کتله کوز حال دهد که موافق شرط واقف بمصرف رساند و سلطنت و ایالت پناه حشمت و جلالت دستکاه عالیجاه خلف السلاطین العظام الکرام جلاله للسلطنته و الایاله و الحشمه و الاقبال اخوی رستم خان والی کرجستان کارتیل بعرض رسانیده بود  که سیصد و نود خانه از رعایا و مردم کارتیل در الکاء کاخت‌اند هرکس از مردم الکاء سلطنت پناه مشارالیه که در الکاء آنسلطنت پناه بوده باشد مانع نشده کذارد که بوطن مالوف روند و اکر در باب محال وقفی کورخانه و جماعت مذکوره سخنی داشته باشد حقیقت را عرض نموده بتوجهات خسروانه امیدوار باشد تحریرا فی شهر شوال سنه 1051

 

 

(21)

 

.................................................................................................................................

جمادی[14] الثانی 1051

.........................................................................................................................................

حشمت و نصفت دستکاه عالی[جاه] ... ... اخوی رستم خان والی کرجستان کارتیل میباشد مقرر شده بود که سال بسال از قرار تصدیق عالیجاه مشارالیه مهمسازی نماید درینولا مشارالیه استداعاء امضای نواب همایون ما نموده بنابراین مقرر فرمودیم که وزارت و رفعت پناه خواجه محمد وزیر و متصدی وجوهات و وزیر ییکلر بیکی شیروان مبلغ مزبوررا سال بسال از قرار تصدیق عالیجاه مشارالیه واصل ساخته قبض بازیافت نمایند که ازان قرار  بخرج مجری است درینباب قدغن دانسته هر ساله حکم مجدد نطلبند و در عهده [دانند] تحریرا [فی شهر] شوال سنه 1052


(22)

 

 

الملک لله * شاه باباام انار الله برهانه و جعل الجنة مکانه  محل مهر شاه عباس

 

فرمان همایون[15] شد آنکه چون بموجب پروانچه نواب خاقان رضوان مکان* که بتاریخ شهر رجب سنه 1039 شرف صدور یافته مضمون آنکه مبلغ شش تومان پنجهزار و دوازده دینار بمبلغ و بلا مبلغ از بابت محال لوری و سمخوت کرجستان بسیورغال اولاد ملک عطا بیک ورثه مرحوم صفی قلیخان مقرر است در اینولا رفعت پناه علی بیک ولد ملک عطا بیک بدرکاه معلّی آمده بعرض رسانید که از سیورغال مزبور حصّه باو نداده‌اند و ایالت و شوکت پناه نصفت و دلالت دستکاه عالیجاه  نظاما للایاله و الاقبال خسروخان بیکلربیکی شیروان در ایام میر شکار باشیکری تصدیق نوشته که رفعت پناه مشارالیه بخدمت اشرف عرض نموده مقرر فرمودند که ایالت پناه مشارالیه میانه ایشان کدخدائی[16] نموده باتفاق ایالت و شوکت پناه حشمت و جلالت دستکاه عالیجاه نظاما للایاله والاقبال محراب خان بیکلربیکی استراباد در ایام یوزباشیکری موافق حال او و صلاح دولت فیمابین ایشان قسمت نماید و ایالت پناهان مومی الیه رسد مشارالیه را از محال مذکوره ذیل مشخص نموده‌اند بنابر شفقت درباره مشارالیه از ابتداء چهار ماهه توشقان ئیل محال مذکوره که ایالت پناهان مشارالیه حصّه مومی الیه ‌را از سیورغال مذکوربمبلغ از بابت محال لوری قریه امواج یکتومان پنجهزار چهار صد شصت دینار قریه مرسه یکتومان هفتهزار و پنجاه دینار بلا مبلغ از بابت قریه کرمکاه سمخوت مشخص نموده‌اند بسیورغال مشارالیه شفقت فرموده ارزانی داشتیم کدخدایان و رعایای محال مذکوره مشارالیه را صاحب سیورغال خود دانسته سال بسال مالوجهات و وجوهات و حقوق دیوانی خود را بدو جواب کفته چیزی موقوف ندارند حکام و عمال الکاء مذکور دخل در سیورغال مشارالیه نه نموده قلم و قدم کوتاه و کشیده دارند و درینولا رفعت پناه علی بیک ولد ملک عطا بیک مشارالیه استدعاء امضاء نواب کامیاب همایون1 ما باسم خود نمود و از دفتر توجیه و سرخط تصدیق نموده‌اند که سیورغال مذکور مستمر است بنابرین مقرر فرمود‌یم که مضمون حکم نواب خاقان رضوان مکان را من اوّله الی آخره ممضی دانسته از فرموده تخلف نورزند در این باب قدغن دانسته[17] هر ساله حکم مجدد نطلبند و چون پروانچه بمهر مهرآثار اشرف رسد اعتماد نماید تحریرا فی شهر جمادی الاول سنه 1054

 

حکم عالی شد آنکه چون رفعت پناه علی بیک ولد مرحوم ملک عطا بیک حکم مرحمت و غفران پناهی ام را باین مضمون که بموجب پروانچه مطاعه اشرف همایون مبلغ شش تومان و پنجهزار و دوازده دینار بمبلغ و بلامبلغ از بابت محال مذکوره  ذیل از جمله سیورغال[18] بمبلغ از بابت محال مذکوره لوری قریه اموج یکتومان پنجهزار چهار صد و شصت  دینار قریه مرسه یکتومان هفتهزار پنجاه دینار بلامبلغ از بابت کرمکاه سمخوت ملک عطا بیک بسیورغال علی بیک مومی الیه مقرر شده میباید که ملکان و کدخدایان و سایر محال مذکوره مضمون پروانچه اشرف را مطاع و قدوه شناخته اصلا دخل در محال سیورغال مذکور ننماید ابراز و استدعاء امضا نمود ایجابا الملتمسه مقرر فرمودیم که ملکان و ریش سفیدان محال مذکوره فوق بموجبی که حسب الفرمان قضا جریان صادر کشته اصلا تخلّف جایز ندارند  مستوفی سرکار در دفتر ثبت نماید تحریرا فی شهر جمادی الثانی سنه 1070

جای مهر شهنواز خان[19]


(23)

 

هو

الملک لله

 

*شاه بابا ام انار الله برهانه

 

فرمان همایون شد آنکه چون پروانچه بیاضی نواب رضوان مکانی* بتاریخ شهر ربیع‌الثانی سنه 1042شرف صدور یافته مضمون آنکه چون رعایا و عجزه قریه دوشانلو خاچین اران قراباغ بعرض رسانیدند که در حوالی محل خاچین کوهی واقع است که از قدیم الایام از آنجا سنک جهة طواحین می‌بریده‌اند و بعضی از عجزه بان معاش می‌کذارانیده‌اند و هرکز احدی مانع و مزاحم نبوده و بدانعلت طلبی نمینموده‌اند درینولا تیولداران خاچین بخلاف معمول قدیم مطالبات بدانعلت مینمایند بنابرین مقرر فرمودیم که هرکاه از قدیم الایام بعلت بریدن سنک احدی از تیولداران و عمال خاچین طلب و توقعی از عمله مزبور ننمایند و از شکایت محترز باشند و نکذارند که خلاف قانون قدیم بعمل آر[ند] ... بدرکاه آمده  استدعاء امضاء نواب همایون نمود و نوشته مرحوم محمد قلیخان حاکم سابق نیز ظاهر ساخته بتیولداران محل مزبور نوشته که چون بتخفیف و تصدق مقرر است مانع و مزاحم سنکتراشان مزبور نشده بدینعلت  طلب و توقعی ننمایند بناء علیه مقرر فرمودیم که حکم مزبور را من اوله الی آخره بامضاء همایون ممضی و منفذ دانسته هرکاه بنقیض حکم مزبور حکمی صادر نشده باشد وکلاء بیکلربیکی و تیولداران و داروغکان و عمال خاچین حسب‌المسطور مقرر دانسته از مضمون و مدلول آن عدول و انحراف نورزند و بخلاف قانون قدیم معترض ایشان نکشته مانع و مزاحم نشوند درینباب قدغن دانسته در عهده دانند و هرساله حکم مجدد نطلبند

تحریرا فی [شهر] شوال سنه 1057


(24)

 

موضع مهر مبارک اشرف اعلی    

 

فرمان همایون شد آنکه درینوقت بنابر عنایت بیغایت شاهانه و شفقت بینهایت خسروانه دربارۀ رفعت و معالی پناه کمالا الزباربیک غلام خاصه شریفه برادر رفعت و معالی پناه مقرب الحضرت کستندیل بیک یساول صحبت از ابتداء هشتماهۀ سیجقان ئیل مبلغ پانزده تومان تبریزی از بابت مالوجهات و وجوهات موضع سنقراباد و توابع که در عوض رسوم بهمه ساله عالیجاه قوللر آقاسی مقرر بود  برطرف شده حسب الاستدعاء سلطنت و ایالت پناه حشمت و نصیفت دستکاه جلالت و ابهت اکتناه[20] عالیجاه نظاما للسلطنه و الجلاله و الاقبال اخوی رستم‌خان والی کرجستان بتیول رفعت پناه مومی الیه شفقت و مرحمت فرموده ارزانی داشتیم کدخدایان و رعایاء موضع مزبور سال بسال مالوجهات و وجوهات و حقوق دیوانی خود را سوای قضیۀ خون بمشارالیه رفع نمایند که موافق حق و حساب پرسش نموده بفیصل رساند حکام و عمال الکاء آذربایجان دخل در تیول مومی الیه ننموده قلم و قدم کوتاه و کشیده دارند مستوفیان عظام مبلغ بیست و نه تومان و سه هزار و هشتصد و بیست پنجدینار نقد و مقدار یک هزار و پانصد من میزان تبریز کندم برینموجب

________________________________________

همه ساله از بابت مالوجهات کنده ارش 29 تومان و 3825 دینار

_____________________________

مقرری عن کیله ... از بابت محصول اصفهان

...

 

 از بابت مالوجهات کنده ارش شیروان و غیره که بهمه ساله و مقرری او مقرر بود از تاریخ مزبور جهة دیوان ضبط نموده مثبت تنخواه ارباب حوالات نمایند درینباب قدغن دانسته در عهده دانند و هرساله حکم مجدد نطلبند چون پروانچه بمهر مهرآثار رسد اعتماد نمایند تحریرا فی شهر رجب سنه 1058

 

 

(25)

 

هو

الملک لله

 

فرمان همایون شد آنکه چون در ینولا رفعت پناه بابونه بیک سیسی اغلی غلام خاصه شریفه بعرض رسانید که مبلغ یازده تومان و هفت هزار و ششصد دینار از بابت وجوهات الکاء شروان بهمه ساله او مقرر است و وزیر الکاء مزبور مبلغی را جنس میدهد و مبلغ پنجتومان تبریزی از بابت رسد تنکوز ئیل و سجقان ئیل را موقوف داشته و از سرکار توجیه و غلامان تصدیق نمودند که مبلغ مذکور از بابت وجوهات الکاء شیروان بهمه ساله مشارالیه مقرر کشته و مستمر است بنابرین مقرر فرمودیم که الکاء شیروان بهمه ساله مشارالیه مقرر کشته و مستمر است بنابرین مقرر فرمودیم که ایالت و شوکت پناه نجابت و جلالت عالیجاه نظاما الایاله و الاقبال خسرو خان بیکلربیکی شیروان بحقیقت رسیده آنچه از بابت مواجب سنوات مشارالیه باقی بوده باشد مقرر دارد که وزیر الکاء مذکور مهمسازی نموده قبض بازیافت نماید و از ابتداء اودئیل سال بسال وجه همه ساله مومی الیه را موافق حکم اشرف مهمسازی نماید درینباب قدغن دانسته د ر عهده دانند و چون پروانچه بمهر اشرف رسد اعتماد نمایند تحریرا فی شهر صفر سنه 1059

 

 

(26)

 

هو الله سبحانه

الملک لله

بسم‌الله الرحمن الرحیم

یا محمد یا علی

للمؤمنین من عبدالله

ابوالمظفر عباس خان الصفوی

الموسوی الحسینی سیوزومیز

*جدّ بزگوارم طاب ثراه          علی حسن حسین محمد جعفر

شاه باباام انارالله برهانه         موسی علی محمد علی حسن محمد

چون بنیاد و پایزخان و مراد خلیفه و رضاقلی و خواجم ویردی و محمود که اعیان و سلاطین کنکرلو بوده‌اند و شاه کلدی رس قلی و قاسم جماعت کج ساکن نخجوان نشان نواب خاقان رضوان مکان که بامضاء نشان نواب کیتی ستان فردوس مکانی بتفصیل ضمن بتاریخ شهر رجب سنه 1043 صادر شده ابراز نمودند مشعر بر آنکه مبلغ یکتومان و دو هزار و هفتصد و هشتاد و هفت دینار مال متوجهات جماعت مذکوره ذیل بهجت آنکه از قدیم الایام سپاهی وسپاهیزاده بوده‌اند بمعافی و

باسم الله یار و احمد و خلیفه و                 باسم الله یار

4840 دینار                                                و عبدالکریم و شرکا

                                                                        5307 دینار

باسم الله یار و شرکا که ضمن اسکندر

قرمانلوا

جمع شده 2640 دینار

یساقی ایشان مقرر شده که در هر جار و یساقی که واقع شود بدستور استمرار مرد یساقی خود را حاضر سازند و استدعاء امضاء نواب همایون ما نمودند و از دفتر سرخط تصدیق نموده‌اند که در سنوات بعد از ورود پروانچه امضاء نواب خاقان رضوان مکانی برینموجب اسفار واقع شده

 

پیچی ئیــــــــــل

و تخاقوی ئیل سفر

کرجستان و وان غایب

بوده‌اند

 

تنکوز ئیــــــــــل

سفر ایروان بشرح

ایضا

بارس ئیـــــــــل

سفر بغداد

ییلان ئیـــــــــل

و یونت ئیل سفر

بدستور

 

سیچقان ئیــــــــل

سفر اول قندهار حاضر بوده‌اند

3 نفر                                                                                                                   

اودئیـــــــــل

سفر ثانی قندهار

3  نفر

 ……

 

و یساقی ایشان بشرحی که در تحت هر سال نوشته شد ودر بعضی اسفار غایب بوده در بعضی حاضر شده اند و رسد آنچه غایب بوده اند بقلم سرکار ضابطه داده شده که حواله نمایند واز سر و کار مزبور نوشته‌اند که مبلغ سی وشش تومان و شش هزار و نهصد و پنجاه دینار از دفتر سر خط بعلت مسترد مزد یساقی جماعت مذکور داخل نسخه مسترد نموده بقلم داده‌اند و مقرر شده که دو دانک آن جهة تمیز و تشخیص بتحصیل داده شود و مبلغ دوازده تومان و دو هزار سیصد و شانزده دینار رسد دو دانک وجه مزبور بتحصیل محمد مومن بیک بتحصیل محمد مومن بیک یوزباشی طالقانی مقرر شده و محاسبه تحصیدار مزبور که در فوق نوشته شده مبلغ مذکور را وصولی بقلم داده بنابرین مقرر فرمودیم که مستوفیان عظام مضامین احکام نواب کیتی دستان فردوس مکان و نواب خاقان رضوان مکان خلد آشیان را که درینباب صادر شده قدوه دانسته مبلغ مذکور فوق را که مال متوجهات ایشان است بدستور سابق و نهج استمرار در دفاتر بمعانی و مستثنی دانند که یساقی خود را هر یساقی که واقع شود موافق استمرا سنوات حاضر ساخته بخدمات قیام نمایند کریم سلطان وکیل کنکرلو و حکام و عمال ولایت مزبور بخلاف حکم و حساب مدخل در جماعت مزبور ننموده بعلت بیکار و شکار و طرح و دست‌اند و علوفه و عیدی و نوروزی و سایر تکالیف و عوارض مسدوده الابواب مزاحمت بحال ایشان نرسانند درینباب قدغن دانسته هر ساله حکم و نشان مجدد طلب ندارند و چون بمهر آثار اشرف اقدس ارفع همایون اعلی مزین و مجلی کردد اعتماد نمایند تحریر فی شهر محرم الحرام سنه ستین و الف

 

 

(27)

 

هو

الملک لله

 

فرمان همایون شد آنکه چون رعایا نهرام تومان نخجوان بدرکاه معلی آمده بعرض رسانیدند که قریه مذکوره در سر راه واقع است و ایلچی و سایر مترددین که وارد محل مزبور میشوند اخراجات کلی بایشان میرسانند و کلانتر تومان نخجوان در توجیه اخراجات مملکتی علیحده رسد بایشان میرسانند و اخراجاتی که ایشان را واقع شده منظور نمیدارد و باعث ستم شریکی فیمابین رعایاست بنابرین مقرر فرمودیم که وزارت و رفعت و معالی پناه عزت وعوالی دستکاه آصفی شمسا للوزاره و الرفعه میرزا صادق وزیر آذربایجان بحقیقت مقدمه معروضه رسیده مقرر دارد که کلانتر الکاء مزبور در توجیهات اخراجات مملکتی اخراجاتی که رعایا مزبور را از ممر عبور و مرور ایلچی و چاپار و غیر ذلک روی میدهد موافق حق و حساب دخل توجیه نموده رسد واقعی هر محل را مشخص نموده نوعی نماید که مطلقا در توجیه حیف و میلی و زیادتی و ستم شریکی فیمابین رعایا واقع نشود و ابواب توجیهات را بخط و مهر ارباب و اهالی هر محل رسانیده از انقرار توجیه نماید درینباب قدغن دانسته هر ساله حکم مجدد نطلبند تحریرا فی شهر ربیع الثانی سنه 1061

 

 

(28)

 

محل مهر

*شاه باباام اناراالله برهانه                بنده شاه ولایت

عباس

 

فرمان همایون شد آنکه چون قبل ازین پروانچه خاقان رضوان مکانی بتاریخ شهر ذی قعده الحرام سنه 1041 شرف صدور[21] یافته مضمون آنکه مالوجهات و وجوهات مزرعه اردوی من اعمال بمبلغ معین جمع و بالمناصفه بانعام همه ساله ملکجان و ملک داود مقرر است و حکم مطاع[22] بتاریخ شهر رمضان المبارک سنه 1039 کذشته و درینولا ملکجان مذکور بدرکاه عرش اشتباه آمده بعرض رسانید که چون ملک داود شریک او در آبادانی و زراعت و عمارت قریة مذکور نمی‌کوشید و موجب خرابی آنمحل میشد در حضور وکلاء حاکم و اعیان آنجا رعیت  و آب [و] زمین را قسمت نمودیم که هر یک در حصه خود سعی در آبادانی نماید[23] ملک داود مزبور بدستور حصه خود را چنانچه مشارالیه سعی می نموده او سعی ننموده و آبادان نساخته و الحال در باب قسمت پروانچه اشرف کذرانیده که مجددا آب و زمین [و] رعیت را قسمت نمایند و مشارالیه استدعا نمود که پروانچه اشرف عز صدور یابد که بدستوری که سابقاً قسمت شده عملنمایند بنابر این مقرر فرمودیم که چون قبل ازین قسمت آب و زمین [و] رعیت موقوف محضر سلیم خان شده بود و محضری[24] که درینباب درست شده بمهر مشارالیه رسیده است ملک داود مزبور همان قسمت را منظور داشته بمجرد حکمی که مجددا کذرانیده  باشد که قسمت آب و زمین نماید مستند نگردد وبهمان قسمت اکتفا نماید که ملکجان مزبور در آبادانی حصه مقسومه خود نماید و درینولا رفعت پناه بیک بدرکاه عرش اشتباه آمده عرض کرد که ملکجان مزبور والد او بوده و استدعا امضاء همایون نمود بنابر این مقرر فرمودیم که حکم خاقان رضوان مکانی را من اوله الی آخره ممضی و منفذ دانسته فرموده تخلف نورزند درینباب قدغن دانسته در عهده دانند [تحریرا فی شهر] ذی حجه الحرام سنه 1061

از قرار نوشته سیادت و وزارت و اقبال پناه عالیجاه سلطان العلما اعتمادالدوله العلیه العالیه الخاقانیه بر عنوان پروانچه سابقه که نزد صاحب پروانچه است شده

تو کلة علی الله (؟)

محل مهر وزیر اعظم

مطابق بالاصل نوشتم من میرزا محمد اغالروف

 

 

(29)

 

هو

الملک لله

*جد بزرگوارم تاب ثراه

فرمان همایون شد آنکه چون رفعت پناه بابونه بیک ولد کیخسرو بیک سیسی اغلی سواد حکم اشرف که بتاریخ شهر ربیع الاول سنه 1062 صادر کشته ابراز نمود خلاصه مضمون آنکه پروانچه نواب کیتی ستان فردوس مکانی عز اصدار یافته که موازی پنج خانوار از ناور و پنجاه خانوار رعیت از جمله از ناوران و رعایاء الکاء کارتیل که قبل ازین بپارسدان سیسی اغلی تعلق داشته بکیخسرو بیک سیسی اغلی شفقت شده بقید آنکه ناوران و رعایا الکاء مزبور خود را بزبدة الاشباه مومی الیه متعلق دانسته از سخن و صلاح حسابی او بیرون نرفته رعایت و مراقبت او را لازم دانند و حکام کرام ذوی احترام ولایت گرجستان حسب المسطور مقرر دانسته بخلاف حکم و حساب مدخل در جماعت مزبوره ننمایند و استدعاء امضاء همایون نموده بوده‌اند و مقرر فرموده بوده‌ایم که مرحوم رستم خان والی کرجستان حکم نواب کیتی ستان فردوس مکانی را من اوله الی آخر بامضاء نواب همایون ما ممضی و منفذ داند و در ینولا استدعا امضاء نواب همایون ما بعهده عالیجاه والی حال کرجستان نمود بنابرین مقرر فرمودیم که سلطنت و جلالت پناه حشمت و بسالت دستکاه ابهت و نصفت انتباه عالیجاه خلف السلاطین العظام عمدة الخوانین الکرام شجاعا للسلطنه و الایاله والجلاله و الاقبال شاه نواز خان والی کرجستان حسب المسطور مقرر دانسته حکم مزبور را من اوله الی آخره بامضاء نواب کامیاب همایون ما ممضی و منفذ داند و از آنقرار عملنماید درینباب قدغن دانسته هر ساله حکم مجدد نطلبند تحریرا فی شهر ربیع الاول سنه 1069

 

 

(30)

 

هو

الملک لله

 

فرمان همایون شد آنکه وزارت و  رفعت پناه عزت و معالی دستکاه آصفی نتیجه لوزرایی ظهیر الوزاره[25] و الرفعه و المعالی میرزا ابراهیم وزیر آذربایجان از ابتداء هشتماهه تنکوز ئیل مبلغ چهل و هشت تومان و نه هزار دینار از بابت مالوجهات او وجوهات و تفاوت جزیة اکلیس که بهمه سالة عالیجاه شاه نواز خان والی کرجستان مقرر بوده و چون عالیجاه مشارالیه برتبة ایالت الکاء مذکور سرافراز شده وجه مزبور بباقی آمده در وجه مواجب همه ساله رفعت پناه یار علی بیک برات ایلی که از دفتر غلامان نوشته‌اند که حسب الرقم اشرف از ابتداء هشتماهه تنکوزئیل در سلک غلامان خاصه شریفه منتظم کشته و مقرر شده که در سفر آذربایجان بخدمات مشغول باشد حسب الظهر مقرر دانسته در معاملة تنکوزئیل سی و دو تومان و شش هزار دینار رسد هشتماهه و از ابتداء سجقان ئیل مبلغ چهل و هشت تومان و نه هزار دینار سال بسال از قرار تصدیق دفتر غلامان و توجیه رسانیده و از افراد قبض بخرج مجری دانند درینباب قدغن دانسته هر ساله حکم مجدد نطلبند تحریرا فی شهر ذی حجه الحرام سنه 1069

 

(31)

 

حکم جهان مطاع شد آنکه چون رفعت پناه یسابیک کاختی بعرض رسانید که محال مذکور ذیل کاخت ملک موروثی

قریه جوریق      قریه بوجفار

قریه ساج اربلا

مشارالیه است و در قدیم الایام هیچیک از حکام دخل در محالمزبوره موروثی مومی الیه نمی‌نموده‌اند و استدعا نمود که مقرر فرمائیم که حکام حال نیز بدستور دخل در محال مذکوره ننمایند بنابرین مقرر فرمودیم که ایالت و شوکت پناه حشمت و جلالت دستکاه عالیجاه نظاما للایاله و الشوکه و الاقبال مرتضی قلیخان زیاد اغلی و مصاحب قاجار بیکلربیکی قراباغ و حاکم قلاع مبارکات شاه آباد و نصرت آباد کاخت و ایالت و شوکت پناه حشمت دستکاه زیبا للایاله والشوکه علیقلی خان کنکرلو حاکم نخجوان و قلعه مبارکة اسلام آباد در باب املاک متصرف فیه مشارالیه موافق شرح رقم مجملی که علیحده صادر شده باشد عمل نمایند و در عهده شناسند تحریرا فی شهر رمضان المبارک سنه 1070

 

 

(32)

 

 

جای مهر شاه عباس

 

حکم جهانمطاع شد آنکه بنابر عنایت بیغایت شاهانه و مرحمت بینهایت پاشاهانه درباره رفعت و معالی پناه عزت و عواله دستکاه کمالا للرفعه والعز و المعالی الزبار بیک از ابتداء ششماهه سیچقان ئیل محال کورة ذیل کرجستانرا که رفعت و معالی پناه مشارالیه عرض نمود که موروثی و غیر موروثی مومی الیه است

قریه کومش                   قریه مناستر

قریه غوبان                     قریه واکتاکت

                             قریه آصوریت                  قریه حاله

بسیورغال ابدی و آحسان سرمدی رفعت و معالی  پناه مشارالیه شفقت و مرحمت فرمودیم سلطنت و ایالت و شوکت و حشمت و دلالت دستکاه عالیجاه [خلفاً] لسلاطین العظام نظاما للسـ[ﻠ]ﻂنه و و الایاله و الشوکه و الاقبال [شاهنواز خا]ن والی کرجستان کارئیل[26] مالوجهات املاک مزبوره ‌را بمشارالیه گذاشته امداد و اعانتی که لازم باشد بتقدیم رساند مستوفیان عظام کرام دیوان اعلی این عطیه را[27] درباره رفعت  و معالی پناه مومی الیه مخلد و بر دوام دانسته در دفاتر خلود ثبت و مرقوم کردانند از[28] شایبه تغییر و تبدیل مصون و محروس شناسند تحریرا فی شهر محرم الحرام سنه 1071

[حـ]سب الامر الاعلی از قرار نوشته وزارت و اقبال پناه عظمت و حشمت و اجلال دستکاه عالیجاه مخلص اشتباه و عمده مقربان در کاه اعتماد الدوله العلیه العالیه خاقانیه[29] مهر همایون ثبت شد مهر همایون ثبت دفتر خاصه[30] (؟) ثبت دفتر غلامان دیوان اعلی ثبت دفتر سر خط

 

 

(33)

 

هو

 

حکم جهانمطاع شد آنکه رفعت و معالی پناه زبده الاشباه دمیدره بیک بعنایت شاهانه سرافراز کشته بداند که مقرر فرموده‌ایم که سلطنت و ایالت و شوکت پناه حشمت و جلالت دستکاه عالیجاه سلاله الولاه العظام نظاما للسلطنه و الایاله و الشوکه و الحشمه و الاقبال شاهنواز خان والی کرجستان در باب فرستادن همسره آنرفعت و معالی پناه و صبیه رفعت و معالی پناه اوتار بیک وکیل که در منزل رفعت و معالی پناه عمده الامائل و الاقران کیو بیک امیلاخور بیک میباشد بدرکاه جهان پناه و تهیه که لازم بوده باشد نماید چون بر مضمون رقم اشراف مطالع کردد مومی الیهمارا مصحوب مردم اعتقادی نزد سلطنت پناه مومی الیه به فرستند که بدستوری که مقرر فرموده‌ایم کس همراه نموده در نهایت اعزاز و احترام روانه نماید تحریرا فی شهر رمضان المبارک سنه 1071

 

 

 

(34)

 

هو

الملک [لله]

 

فرمان همایون شد انکه رعایاء قریه منجیل و خرزویل مبلغ سی و نه تومان و یکهزار و دویست دینار تبریزی از ابتداء لوی ئیل در وجه مواجب همه ساله رفعت و معالی پناه سهراب بیک غلام خاصه شریفه ولد رفعت و معالی پناه نظاما للرفعه الزبار بیک که عالیجاه قوللر آقاسی تجویز نموده که حسب الامر الاعلی از ابتداء لوی ئیل مبلغ مزبور از بابت مالوجهات و وجوهات محل مزبور اضافه تیول رفعت و معالی پناه الزبار بیک بهمه ساله رفعت پناه سهراب بیک ولد مشارالیه مقرر کشته حسب الظهر مقرر دانسته سال بسال از قرار تصدیق عالیجاه والی کرجستان مهمسازی نموده موقوف ندارند درینباب قدغن دانسته هر ساله حکم مجددا طلب ندارند و چون پروانچه بمهر آثار اشرف رسد اعتماد نمایند تحریرا فی شهر جمادی الاولی سنه 1075



1. غزلباش

2. شمکور؟

1. قولی

1. بموجبی

2. نماید

3. رساند

1. مراهم

2. کورام بیک مزبور اولاد را

3. شفقت و اولاد

1. استدعا و مدد کومک

2. استاده کان

3.  الا له

1. مورا

1. جمدی

1.  همیون

2.  کدخدای

3. تمام

4.  سیورغات

5. سهوار خان

1. اکتاه

1. ورود

2 امضا

3 تمام

1. مختصری

1. الاوزاره

1.  و کارتیل

2.  اعطبه

3.  در

4.  قانی

5  خلاصه

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تبریز در ایام سلطنت محمدعلی شاه (1909-1907) بر اساس اسناد بایگانی وزارت امور خا مقالاتی درباره خواجه نظام الملک طوسی داستان مسیح، داستان سَن ‌پی‌یِر، عنصرهای زبان فارسی دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ مقالاتی درباره غزالی کاتبان دست‌نوشته‌های کهن کتابخانه مجلس آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) Bibligraphie francaise de l,Iran جام جم (معرفی کتاب)
کلمات کلیدی وبلاگ نقد کتاب (۱۱) نسخه خطی (۱٠) نسخه شناسی (۱٠) codicologie (٥) ابن سینا (۳) avicenna (۳) ایران (۳) خواجه نصیرالدین طوسی (۳) فرانسیس ریشاردfrancis richard (۳) vocabulaires codicologiques (۳) نسخه های خطی (۳) قرآن (٢) اسناد دوره قاجار (٢) پادری padery (٢) صفویان (٢) ابن‌سینا (٢) هنر ایران (٢) کتابشناسی (٢) فارسی - فرانسه (٢) سیبویه (٢) مهر شناسی صفوی (۱) آلگ گرابار (۱) نسخه شناسی فرنگی (۱) مُهرشناسی ایرانی (۱) مُهرشناسی دوران صفوی (۱) سلسله پهلوی (۱) اسناد دوره صفوی (۱) امین‌الضرب (۱) قرآن عثمان (۱) احسان یارشاطر (۱) مجموعه خدایان ثمود (۱) وان دن براندن (۱) انقلاب مشروطه (۱) adam gacek (۱) کاتب (۱) کاغذ paper (۱) gazophylacium linguae persarum (۱) محمد‌تقی مسعودیه (۱) ادوارد گرانویل براون (۱) ذبیح‌الله صفا (۱) نسخه خطی فارسی (۱) سلجوقیان (۱) آموزش زبان سومری (۱) گرجستان (۱) کتابخانه ابراهیم سلطان (۱) مکتب شیراز (۱) جام جم (۱) آلبرت هوتم ـ شیندلر (۱) باغنو شیراز (۱) شَدُّ الازار (۱) دنیز اِگْل‏/ denise aigle (۱) هنر قاجار (۱) نظامى گنجوی (۱) چاپ سنگى (۱) ب و رابینسون/ robinson (۱) چرم و مرمت (۱) غزالی (۱) بت پرستی (۱) ابوعلی سینا (۱) سیاست نامه (۱) صفحه آرایی (۱) تورات (۱) شاه عباس (۱) مینیاتور (۱) روسیه (۱) مثنوی معنوی (۱) انجیل (۱) سفرنامه (۱) هند (۱) اصفهان (۱) استعاره (۱) مؤسسه نسخه‌های خطﻰ آکادمی ملی علوم آذربایجان (iman (۱) جلال الدین رومی (۱) نیکلسون nicholson (۱) موسیقی سنتی ایران (۱) محسن صبا (۱) سالتیکوف (۱) آسیای میانه (۱) edisud (۱) کتابخانه ملی مصر (۱) زبان فرانسه (۱) ایرانیکا (۱) آناتولی (۱) ت صباغ (۱) les metaphors de coran (۱) قحطی (۱) manuscrit (۱) جمهوری آذربایجان (۱) جمهوری تاجیکستان (۱) iranica (۱) ehsan yarshater (۱) تشریفات دیپلماتیک (۱) ظل السلطان (۱) فهرست مقاله و کتاب (۱) خواجه نظام الملک طوسی (۱) جنگ اول جهانی (۱) islamic codicology (۱) مینیاتور ایرانی (۱) قراقویونلو (۱) سیداحمدخان - آثار و شرح حال (۱) ریحانه خاتون، (۱) زبان عربی - نحو (۱) زبان عربی - نحو (۱) ژرار تروپو (۱) ژرار تروپو (۱) واژگان ایتالیایی - لاتین - فرانسه-فارسی (۱) کتابخانه مجلس ایران (۱) کاغذ رنگه (۱) فرانسیس ریشار francis richard (۱) داستان مسیح داستان سَن ‌پی‌یِر عنصرهای زبان فارسی (۱) historia christi persice ‎conscripta (۱) خاویر خرومه (۱) چاپخانه الزویر (۱) ایگانی‌های وزارت امور خارجة فرانسه (۱) تبریز در دوران مشروطه (۱) توفیق فهد (۱) سالنامه امیرکبیر (۱)
دوستان من کتابخانه های دیجیتالی جهانی کتابخانه ایرانشناسی مجلس انجمن ایرانشناسی فرانسه نوشته هایی درباره ایران گاهی سرک می کشد دانشگاه آکسفورد ترجمه شعر و ... دانلودهای مفید دانشگاه کمبریج میراث مکتوب پرتال زیگور طراح قالب