نویسنده (های) وبلاگ سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi
آرشیو وبلاگ
      نسخه شناسی و معرفی کتاب codicology and book reviews ()
نخستین شماره سالنامه امیرکبیر ( 1334) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧

 

 

نخستین شماره سالنامه امیرکبیر، در سال 1334، زیر نظر مهدی سهیلی، در 283 صفحه، همراه با یک تقویم بغلی، در چاپخانه پیروز به چاپ رسید. این سالنامه - به نوشته خودش - شامل گزارش یکساله کشور است و دارای مقاله­هایی اجتماعی، اقتصادی، علمی، ادبی، هنری، تاریخی، خانه‌داری، بهداشتی، فنی و تفریحی است.

مندرجات این سالنامه در دو قسمت تنظیم شده است. قسمت اوّل، با بیش از 110 صفحه، دارای پنج مقاله است: تهنیت‌ها و توصیه‌های سال نو، گزارشی درباره مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر و بنیان‌گزار آن و سپس خلاصه‌ای از زندگی میرزا تقی‌خان. در انتهای مقاله آخری، سردبیر به بهانه شرح احوال، مردم ایران را مورد خطاب قرار داده که: «گاهی خداوند از میان یک ملت. یکی را بر‌می‌انگیزد و مهام امور آن ملت را در دست آن مرد مصلح و اصلاح‌طلب می‌سپارد، این برگزیده الهی موجودیت خود را وقف سعادت و ترقی آن ملت می‌کند و آن ملت قدر خدمات او را درک نمی‌کند و فداکاری او را نمی‌فهمند و خودشان را بیچاره و بدبخت می‌کنند».

به نظر می­رسد نویسنده به دکتر مصدق اشاره دارد که یک سال و اندی پیش از چاپ سالنامه، با کودتا کنار گذاشته شده بود.

وقایع مهم کشور، از اول اسفند 1332 تا پایان بهمن 1333، با 90 صفحه، مفصل‌ترین مقاله سالنامه را شامل می‌شود. وقایع مهم جهان نیز، در ادامه، چند صفحه‌ای را پر کرده است.

اما قسمت دوم، با حدود 300 صفحه، نزدیک به 90 مقاله، یک کشکول واقعی است. مقاله­هایی از روش­های خانه­داری گرفته تا بحث در فلسفه حقوق. در این موضوع‌ها، نوگرایی و تظاهر به آن - که از ویژگی های ایران پس از مشروطه است -  از هم قابل تفکیک نیست: توصیه­های علمی و توجه به فن­آوری با تظاهر به ابتلا به مشکلات غربی و یافتن راه حل برای آنها، در هم آمیخته.

در مجموع، مقاله‌ها جنبه سرگرمی و تفریح دارد. اما در لابلای مقاله‌ها نیز گاه می‌توان شعارهای ضد سرمایه داری توده‌ای را مشاهده کرد: یک راه نو ظهور مبارزه با مفت‌خورها.

اما جالب‌ترین این مقاله‌ها، «درد دل‌های آقا سید کمال» است: آقا سید کمال، کارمند قدیمی مجلس که وظیفه‌اش زدن زنگ رسمیت یافتن مجلس شورای ملی، خبر‌ کردن نمایندگان، «بیرون ریختن» مزاحمان از محیط مجلس، طوری که «نهصد لنگه ارسی، توی مجلس بماند» و کارهای دیگر بوده است.

خواننده، ضمن خواندن مقاله درمی­یابد که با وجود کودتای نظامی، کسی زهر مقاله را  نگرفته است. این سالنامه سال­های بعد نیز منتشر شده است.

برای راحت­تر خوانده شدن مقاله، رسم الخط آن را تغییر داده­ایم.

 

درد دل­های آقا سید کمال

مردی که 49 سال است زنگ مجلس را به صدا در می‌آورد!

آقا سید کمال خاطرات خوش و ناخوش خود را از وقایع برجسته 49 سال مشروطیت ایران شرح می‌دهد

 

این آقا سید کمال کارمند قدیمی مجلس که امروز هفتاد و هشتمین سال عمر را طی می‌کند، همه ریش خود را در چهار دیواری مجلس سفید کرده و به همین جهت قبای «ریش سفید بهارستان » الحق به قامت او برازنده است. بیست و نه ساله بود که به قول خودش جنون مشروطه به کله‌اش زد و دنبال مرحوم صدرالعلماء راه افتاد و مثل سایر هم مسلک‌ها، آن قدر مشروطه مشروطه گفت که بالاخره مظفرالدین شاه از رو رفت و پای قانون مشروطیت را صحه گذاشت و اتفاقاً اولین کسی که به مشروطه رسید همین آقا سید کمال بود که قبل از همه حقوق بگیر مجلس شد.

آن دوره‌ها، مجلس تشریفات و دنگ و فنگ حالا را نداشت، مثل تعزیه یک طناب را می‌کشیدند، وکلا روی زمین می‌نشستند و تماشاچی­ها دور طناب می‌ایستادند و مرحوم احتشام‌السلطنه رئیس مجلس هم قبل از آنکه روی قالیچه مخصوص خودش بنشیند با اشاره چشم و ابرو به سید کمال دستور می‌داد زنگ رسمیت جلسه را بزند.

این زنگ زدن هم برای سید کمال تخصصی شده و با کاردانی و زیرکی مخصوصی که دارد همواره عصای دست رؤسای مجلس‌ها بوده و چه بسیار اتفاق افتاده که موقع‌شناسی او از وقوع حوادث مهم سیاسی جلوگیری کرده است.

و به همین دلیل، قانون مخصوصی از مجلس گذشته است که سید کمال هیچوقت باز نشسته نشود، مثلاً موقعی که عده‌ای از «مردم شرافتمند» تهران به طرفداری سردار سپه به محوطه بهارستان ریختند و به وکلای مخالف سردار سپه فحاشی کردند. مؤتمن‌الملک رئیس مجلس از این جریان خیلی عصبانی شد و به سید کمال دستور داد فوراً زنگ بزند و نمایندگان را خبر کند تا تکلیف سردار سپه را روشن نمایند.

ولی سید کمال که می‌دانست این دستور از روی عصبانیت صادر شده، آن‌قدر این پا و این دست و آن دست کرد تا سردار سپه به هر زبانی بود مؤتمن‌الملک را از خر شیطان پائین آورد. شاید اگر آن روز سید کمال در زنگ ‌زدن عجله می‌کرد مسیر سیاست ایران به کلی تغییر جهت می‌داد.

چه بسیار صحنه‌های خونین و فراز و نشیب‌ها و دوز و کلک‌های سیاسی که این پیرمرد 78 ساله پس از نیم‌قرن خدمت در چهار دیواری بهارستان با دو تا چشم خود دیده است. بنابراین باور بفرمایید از دهان این مرد، مردی که بارها به چشم خود دیده زبان سرخ چه سرهای سبز را به باد داده، حرف بیرون کشیدن کار حضرت فیل است!

با این حال، به هر زحمتی بود ما توانستیم از دهان این مرد عجیب حرف بیرون بکشیم و نظر او را درباره مجلس‌ها و مجلس­نشین­ها بدست آوریم و البته تصدیق می‌کنید نظریه سید کمال علاوه بر عمقی که دارد کاملاً طبیعی و بی­غرضانه است.

وقتی که عقیده سید کمال را درباره بهترین رئیس مجلس پرسیدم بی‌تأمل پاسخ داد: بهترین رئیس مجلسی که مثل او نیامد و نخواهد آمد مرحوم مؤتمن‌الملک بود. خدا رحمتش کند! آدم با جربزه‌ای بود. سردار سپه با آن همه قدرتش جلوی تشر مؤتمن‌الملک مثل بید می‌لرزید، چون چیزی بارش نبود و مردم او را دوست داشتند.

از سید کمال پرسیدم به عقیده شما بهترین دوره‌های مجلس کدام دوره بوده؟ گفت: باز هم همان دوره‌هائی که مؤتمن‌الملک رئیس­اش بود.

نظر او را درباره ورزیده‌ترین وکیل مجلس سئوال کردم، جواب داد: بهترین و کارکشته‌ترین و شجاع­ترین وکلا، مرحوم مدرس بود. یک همچه نره شیری دیگه این تو ندیدم. یادم میاد سردار سپه می‌خواست روز عید شاه بشه. اعتبارنامه‌ها را خواستند زود زود چهار پنج روز به عید مانده تصویب کنند که مجلس رسمی بشه و کار خودشو بکنه. وقتی که گزارش شعبه اول مربوطه به نمایندگی مشیرالدوله مطرح شد مدرس زد روی دسته صندلی و با لهجه اصفهانی گفت مخالفم، مخالفم آقا. بعد با اعتبارنامه‌های پنج شعبه دیگر هم مخالفت کرد. حتی موقعی که اعتبارنامه مؤتمن‌الملک مطرح شد گفت: با این هم مخالفم. سپس نوبت به طرح اعتبارنامه خودش رسید باز هم زد روی دسته صندلی و در میان تعجب عمومی فریاد زد با اعتبارنامه مدرس هم مخالفم مخالفم! و بالاخره با این مانور پارلمانی مجلس را فلج کرد.

سید کمال ادامه داد: البته آن روز حائری‌زاده هم بود، پدر بقایی، میرزا شهاب هم بود. خدا رحمتش کند! چه آدم نازنینی بود.

عقیده سید کمال را درباره مؤثرترین وکلایی که دیده است پرسیدم، کمی توی فکر رفت بعد جواب داد: مدرس، مشیرالدوله، حاج امام جمعه خویی، دکتر مصدق، مستوفی الممالک و همین سردار فاخر خودمون از مؤثرترین وکلایی هستند که حالا یادمه ... . جونم، گرفتاری زندگی کجا برای آدم هوش و حواس باقی می‌گذاره. یادم میاد ما آن وقت­ها فقط ماهی یازده تومن از مرحوم معاضدالسلطنه کارپرداز مجلس، مواجب می‌گرفتیم، بعد هم ارباب کیخسرو اومد. غرض اینه، ما با این یازده تومن همه کار می‌کردیم، اما حالا من به اصطلاح رتبه نه هستم. حقوق رتبه نه و اضافه کار هم می‌گیرم، اما به هیچ جایم نمی­رسه. فکر می‌کنم اون بیچاره‌هایی که رتبه هیچ هستند چه می‌کنند ... . شب همین جشن مشروطیت، خدا به سر شاهده رغبت نکردم بیایم تماشا کنم. آخه چی‌رو تماشا کنم؟ مردم تو کوه و صحرا گشنه و تشنه خوابیدن، ما بیاییم شربت بخوریم!

از آقا سید کمال پرسیدم به عقیده شما بهترین ناطق مجلس که بوده؟ بدون تفکر گفت: حاج آقا شیرازی ناطق غریبی بود. سر توپ بستن امام رضا، هنگامه کرد. توی مجلس چادر زد و روضه خوند و اشک از چشم صغیر و کبیر گرفت. اصلاً آن وقت‌ها که علما اینجا بودند مجلس رونق دیگری داشت. به عقیده من تمام این قانون­ها که از مجلس می‌گذرد خلاف قانون است. یادم میاد آن­وقت‌ها وکلا صنفی بودند، مشهدی باقر بقال، حاج محمد حسن کلاه دوز، حاج محمدحسین رزّاز از وکلای زبر و زرنگ مجلس بودند. همین حکیم‌الملک و تقی‌زاده هم بودند، اما هنوز پشت لبشون سبز نشده بود. قانون اساسی را اینها نوشتند، دادند به مظفرالدین شاه، او هم آن را فرستاد به نجف که علمای اعلام تصویب کنند و انتظار داشت که از طرف علما مخالفت بشود، ولی برخلاف انتظار شاه، همه آن را امضاء کردند. در تهران هم علما اظهار نظر کردند و به پیشنهاد مرحوم شیخ قرار شد در هر دوره، حتماً از بین 20 نفر علمای طراز اول، به حکم قرعه، پنج نفر به مجلس بروند و توی قانون اساسی هم نوشته شد، ولی فقط یکی دو دوره این قانون اجرا شد، بعد بی­خودی به هم خورد، حالا حسابیش را بخواهی هیچ کدام از کارهای مجلس قانونیت ندارد. بعد از حاج آقا شیرازی، به عقیده من، دادگر و مؤید احمدی و اعتمادالدوله از ناطق‌های خوب بودند و همین سید حائری‌زاده هم خوب نطق می‌کند. آقا شمس هم تازگی‌ها راه افتاده.

درباره مهیج‌ترین جلسات مجلس سید کمال گفت: به عقیده من، همان وقتی بود که سردار سپه با یک عده مردهای ناشناس آمد مجلس، می‌خواست جمهوری بکند و مؤتمن­الملک دستور داد مردم را بیرون ریختم. درست یادم است نهصد لنگه ارسی توی مجلس پیدا کردیم.

پرسیدم پر شروشورترین دوره‌های مجلس کدامست؟ جواب داد: همین دوره‌های اخیر. آن وقت‌ها کی این وحشی­بازی‌ها بود؟

از آقا سید کمال سئوال کردم: به عقیده شما کدام نخست‌وزیر بیش از سایرین رگ خواب وکلا را در دست داشت؟ گفت: مشیرالدوله و مستوفی‌الممالک. این استعفا می‌داد اون رئیس­الوزرا می‌شد. اون استعفا می‌داد این می‌شد. خلاصه همین که حس می‌کردند زمینه مساعد نیست، خودشون کنار می‌رفتند و خوب درسشان را حاضر بودند، مردم هم رضایت داشتند.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تبریز در ایام سلطنت محمدعلی شاه (1909-1907) بر اساس اسناد بایگانی وزارت امور خا مقالاتی درباره خواجه نظام الملک طوسی داستان مسیح، داستان سَن ‌پی‌یِر، عنصرهای زبان فارسی دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ مقالاتی درباره غزالی کاتبان دست‌نوشته‌های کهن کتابخانه مجلس آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) Bibligraphie francaise de l,Iran جام جم (معرفی کتاب)
کلمات کلیدی وبلاگ نقد کتاب (۱۱) نسخه خطی (۱٠) نسخه شناسی (۱٠) codicologie (٥) ابن سینا (۳) avicenna (۳) ایران (۳) خواجه نصیرالدین طوسی (۳) فرانسیس ریشاردfrancis richard (۳) vocabulaires codicologiques (۳) نسخه های خطی (۳) قرآن (٢) اسناد دوره قاجار (٢) پادری padery (٢) صفویان (٢) ابن‌سینا (٢) هنر ایران (٢) کتابشناسی (٢) فارسی - فرانسه (٢) سیبویه (٢) مهر شناسی صفوی (۱) آلگ گرابار (۱) نسخه شناسی فرنگی (۱) مُهرشناسی ایرانی (۱) مُهرشناسی دوران صفوی (۱) سلسله پهلوی (۱) اسناد دوره صفوی (۱) امین‌الضرب (۱) قرآن عثمان (۱) احسان یارشاطر (۱) مجموعه خدایان ثمود (۱) وان دن براندن (۱) انقلاب مشروطه (۱) adam gacek (۱) کاتب (۱) کاغذ paper (۱) gazophylacium linguae persarum (۱) محمد‌تقی مسعودیه (۱) ادوارد گرانویل براون (۱) ذبیح‌الله صفا (۱) نسخه خطی فارسی (۱) سلجوقیان (۱) آموزش زبان سومری (۱) گرجستان (۱) کتابخانه ابراهیم سلطان (۱) مکتب شیراز (۱) جام جم (۱) آلبرت هوتم ـ شیندلر (۱) باغنو شیراز (۱) شَدُّ الازار (۱) دنیز اِگْل‏/ denise aigle (۱) هنر قاجار (۱) نظامى گنجوی (۱) چاپ سنگى (۱) ب و رابینسون/ robinson (۱) چرم و مرمت (۱) غزالی (۱) بت پرستی (۱) ابوعلی سینا (۱) سیاست نامه (۱) صفحه آرایی (۱) تورات (۱) شاه عباس (۱) مینیاتور (۱) روسیه (۱) مثنوی معنوی (۱) انجیل (۱) سفرنامه (۱) هند (۱) اصفهان (۱) استعاره (۱) مؤسسه نسخه‌های خطﻰ آکادمی ملی علوم آذربایجان (iman (۱) جلال الدین رومی (۱) نیکلسون nicholson (۱) موسیقی سنتی ایران (۱) محسن صبا (۱) سالتیکوف (۱) آسیای میانه (۱) edisud (۱) کتابخانه ملی مصر (۱) زبان فرانسه (۱) ایرانیکا (۱) آناتولی (۱) ت صباغ (۱) les metaphors de coran (۱) قحطی (۱) manuscrit (۱) جمهوری آذربایجان (۱) جمهوری تاجیکستان (۱) iranica (۱) ehsan yarshater (۱) تشریفات دیپلماتیک (۱) ظل السلطان (۱) فهرست مقاله و کتاب (۱) خواجه نظام الملک طوسی (۱) جنگ اول جهانی (۱) islamic codicology (۱) مینیاتور ایرانی (۱) قراقویونلو (۱) سیداحمدخان - آثار و شرح حال (۱) ریحانه خاتون، (۱) زبان عربی - نحو (۱) زبان عربی - نحو (۱) ژرار تروپو (۱) ژرار تروپو (۱) واژگان ایتالیایی - لاتین - فرانسه-فارسی (۱) کتابخانه مجلس ایران (۱) کاغذ رنگه (۱) فرانسیس ریشار francis richard (۱) داستان مسیح داستان سَن ‌پی‌یِر عنصرهای زبان فارسی (۱) historia christi persice ‎conscripta (۱) خاویر خرومه (۱) چاپخانه الزویر (۱) ایگانی‌های وزارت امور خارجة فرانسه (۱) تبریز در دوران مشروطه (۱) توفیق فهد (۱) سالنامه امیرکبیر (۱)
دوستان من کتابخانه های دیجیتالی جهانی کتابخانه ایرانشناسی مجلس انجمن ایرانشناسی فرانسه نوشته هایی درباره ایران گاهی سرک می کشد دانشگاه آکسفورد ترجمه شعر و ... دانلودهای مفید دانشگاه کمبریج میراث مکتوب پرتال زیگور طراح قالب