نویسنده (های) وبلاگ سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi
آرشیو وبلاگ
      نسخه شناسی و معرفی کتاب codicology and book reviews ()
شَدُّ الازار: تذکره درگذشتگان شیراز نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸

 

 

نوشته: دنیز اِگْل‏/ Denise Aigle

 ترجمه: سید محمد حسین مرعشی

 

شَدُّ الازار تذکره‏اى است از شخصیت‏هایى که از هنگام تأسیس شیراز در دوره امویان در این شهر به خاک سپرده شده‏اند . متن عربى توسط معین‏الدین ابوالقاسم جنید شیرازى (د. 792ق / 1389م) نگاشته شده و پسرش عیسى آن را با عنوان هزار مزار به فارسى برگردانده  است. این شخصیت‏ها از جنبه‏هاى مختلف بررسى شده اند: منشأ اجتماعى، پیوندهاى سببى، اولاد و احفاد، تعلیم و تربیت، فعالیت‏هاى آموزشى، مشاغل رسمى (و مکان‏هایى که در آن اشتغال داشته‏اند)، امور خیریه (ساخت مساجد، مدرسه، حمام‏هاى عمومى، کتابخانه‏ها، دارالمسافرین) و نشانه‏هاى نفوذ اجتماعى و سیاسى. بررسى نسب شخصیت‏هاى مدفون در شیراز ما را از اصل و منشأ ساکنان این شهر آگاه مى‏سازد، حتى در مورد کسانى‏که نسب‏شان گم شده باشد. ظاهراً، نسبت شیرازى مردم این شهر، از برخى خاندان‏هاى بزرگ اصالتا عرب، مانند خاندان سیّد حسینى، محمّدى، علوى و موسوى باشد.

 هم‏چنین تاریخچه‏اى از سه خاندان بزرگ تهیه شده است که پیوند برخى رابطه‏هاى سببى را نشان مى‏دهد. خاندان علوى با تاریخچه شناخته‏شده‏اى از خانواده‏هاى عالمان سنتى همخوانى دارد. آنها دروسى در زمینه معارف دینى (حدیث و فقه) نزد اساتید بزرگ شیراز گذرانده بودند و به عنوان واعظ به تدریس حدیث در مساجد عتیق و مسعودیه مى‏پرداختند. در مقابل، خاندان حسینى به پارسایانى گفته مى‏شد که «با حکام معاشرت نمى‏کنند»، بدین معنا که ایشان با قدرت سیاسى ارتباطى ندارند. آنها روز جزا را به مردم تذکر مى‏دادند و به تیمار بیماران و دستگیرى تنگدستان مى‏پرداختند. به کمک منابع مى‏توان به بازشناسى پنج نسل از خانواده مشهور دیگرى به نام باغنویى پرداخت (604-756ق /  1207 - 1355م). آنان نیز اصالتاً عرب بودند و نامشان منسوب به نام محل اقامتشان در شیراز بود. این خانواده، در مسافرت‏هایشان، برنامه بسیار کاملى را شامل حدیث، فقه، عربیه (ادبیات عرب)، منطق، پزشکى، هیأت و ریاضى گذرانده بودند و در مدارس مختلف شیراز و مساجد عتیق، سنقرى و بغدادى این شهر مردم را موعظه مى‏کردند و در عین حال در مسجد خاص خود در محلّه باغنو نیز فعالیت داشتند. آنها با وجود تعصبى که نشان مى‏دادند، تحت تأثیر عارفانى همچون شهاب‏الدین سهروردى و قطب‏الدین شیرازى بودند. آنان صاحب کرامت بودند و سلغوریان - حاکمان اصالتا ترک شیراز که تا 686ه / 1287م بر آن شهر حکومت راندند - به  ایشان احترام مى‏گذاشتند و از آنان بیمناک بودند.

 یادداشت‏هاى برگرفته از شَدُّ الازار نشان مى‏دهند که شیراز یکى از مراکز مشهور معارف دینى بوده و عالمان دیگر مناطق جهان اسلام را به خود جذب مى‏کرده است. در این یادداشت‏ها به شواهدى برمى‏خوریم که نشان‏دهنده وجود مساجد و مدارس بسیارى در شیراز مى‏باشد که در آنها علوم سنتى و دینى تدریس مى‏شده است. در این شهر، هم‏چنین، زاویه، رباط و خانقاه­های بسیاری وجود داشته است که در آن، مقدسان و مریدانشان گرد مى‏آمدند و بینوایان را دستگیرى و مسافران را پذیرایى مى‏کردند. مقابر مقدسان شهر نیز مراکز فعال معارف دینى و زیارتى بود.

 مطالعه تذکره درگذشتگان شهر شیراز که از خلال کتاب شَدُّ الازار فراهم آمده،  به کمک تذکره‏هاى عربى عام‏تر مانند وفیات الاعیان ابن خلکان (د. 681ق / 1282م)، فوات الوفیات کُتُبى (د. 727ق / 1326م) و درر الکامِنَه ابن حجر عسقلانى (د. 853ق / 1449م) تکمیل خواهد شد. در این صورت می­توان مجالس دینى و اجتماعى این شهر را مجسم ساخت و به ارزیابى و تأثیر آنها تا فراسوى مرزهاى ایران پرداخت.

  ابوعبداللّه محمّد بن خفیف شیرازى (د. 372ق / 982م) مشهور به شیخ کبیر به عنوان نخستین عارف بزرگ شیراز شهرت دارد. او به سبب شخصیت و تعلیماتش از نفوذ بسیار برخوردار بود. آثار او، چنان‏که در شد الازار آمده، 26 عنوان است که همگى آنها گم شده‏اند، به غیر از سخنان حکیمانه‏اش که در رساله‏هاى صوفیانه نقل شده و شرح احوال‏هایى که در تذکره‏ها درباره او نوشته شده است. عمده تذکره‏هاى مرجع در شرح احوالات شیخ کبیر به زبان عربى است: شرح احوال‏هایى در طبقات الصوفیه سُلَمى (د. 412ق / 1021م)، در حلیة الاولیاء ابونعیم اصفهانى (د. 430ق / 1038م)، در شَدُّ الازار (د. 792ق / 1389م) و شرح احوالاتى به زبان فارسى در طبقات صوفیه انصارى (سده‏ پنجم ق / یازدهم م)، در تذکره الاولیاء عطار (د. 586ق/ 1190م) و در نفحات الانس جامى (د. 898ق / 1492م). در سده‏ پنجم ق / یازدهم م سیره‏اى درباره شیخ کبیر به قلم مریدش دیلمى، به زبان عربى نوشته شده‏است، اما تنها ترجمه‏اى فارسى از این کتاب که در سده سیزدهم انجام گرفته به‏دست ما رسیده است. اما چگونه می­توان  شیخ کبیر، این «انسان مقدس» را بازشناخت: در سده‏ پنجم قمری / یازدهم میلادی به نخستین متن‏هاى عربى در باره او برمى‏خوریم که پیش از هر چیز به تعالیم معنوى او مربوط مى‏شود. با توجه به بافت مذهبى آن دوران، در این متون سعى بر این بوده‏ که تعالیم این عارف، مطابق سنت اسلام معرفى شوند. چهره شیخ کبیر، «انسان مقدس» شیراز زمانى آشکار مى‏شود که داستان‏هایى که زمانى بعد به شرح احوال پرداخته‏اند (براى نمونه شَدُّ الازار و تذکره الاولیاء) طریق تقدس او را بیان مى‏کنند؛ در این داستان‏ها به جنبه‏هایى از این قبیل پرداخته شده است: خاستگاه خانوادگى، تعلیم و تربیت، کرامت‏ها، تأثیر معنوى، فعالیت‏هاى دینى و اجتماعى، وفات. شرح احوال‏هایى که در شَدُّ الازار در باره همنشینان، مریدان و شخصیت‏هایى که پیرامون شیخ کبیر بوده‏اند آمده است تصویرى از او را که تذکره‏هاى مختلف به ‏دست داده‏اند کامل مى‏کند. تعالیم استاد نشان‏دهنده اشتغالات ذهنى او به مسائل عینى زندگى عرفانى (معاملات) و تأثیر نفوذ آن بر جنبش زاهدانه خراسان (ملامتیه) است که دو تن از همنشینان او به نام‏هاى ابوجعفر حذاء و ابوعَمرو استخرى از مبلغان این جنبش در شیرازبوده‏اند.

 تحلیل تحولات اصطلاحات عرفانى، امکان بررسى توالى معنوى و شیوه‏هاى مختلف انتقال تفکر دینى را فراهم مى‏آورد. از این‏رو به استخراج تعاریفى پرداخته‏ایم که شیخ کبیر براى واژه‏هایى از این قبیل به‏دست داده است: تصوف، سُکْر، خدمت، خوف، تقوا، توکل، ارادت، یقین، قُرب، مشاهده، امام.

 

 معجزه در اسلام: از اعتقادات تا تفسیر مردم‏شناختى‏

 جبهه‏گیرى متکلمان مسلمان در برابر معجزه، از مسأله‏اى ناشى مى‏شود که مفهوم تقدس پیش مى‏کشد. از نقطه‏نظر ریشه‏شناسى محض، واژه‏هاى مقدس یا تقدس از ریشه عربى «ق د س» گرفته شده که نشان‏دهنده پاکى مطلق و تعالى است و با واژه عبرى، یونانى و لاتین آن همخوانى دارد. مسیحیان شرقى براى اشاره به شخص مقدس از واژه قدیس استفاده مى‏کردند که از همان ریشه گرفته شده است. اما معادل این واژه در  زبان عربی از ریشه «و ل ى» اخذ شده که معناى نخست آن بیانگر مفهوم همسایگى و به مفهوم «دوست بودن» است. در اسلام براى انسان مقدس از کلمه «ولى» (جمع: اولیا) به معنى «دوست خدا» استفاده مى‏کنند. اما از نقطه‏ نظر ریشه‏شناسى واژه‏هاى «مقدس» و «ولى» به مفاهیم متفاوتى اشاره دارند.

 در این میان متکلمان کوشیده‏اند تفاوت میان معجزات پیامران و اولیا را با اصطلاحات معجزه و کرامت تمایز بخشند. واژه معجزه در معناى تحت‏اللفظى به چیزى گفته مى‏شود که پیامبر با آن دشمنان را عاجز و متحیر مى‏سازد، در حالى‏که کرامت عنایت ساده خداوند نسبت به یکى از «دوستان»اش است. با وجود این تمایز اعتقادى، از بسیارى جهات مقدسان مسلمان شبیه مقدسان مسیحى‏اند. فصول مربوط به معجزات در نخستین رسالات متصوفه کتاب التعرّف ابوبکر کلابادى (د. 385ق / 995م)، رساله قشیرى (د. 465ق / 1072م) و کشف المحجوب ابوالحسن هجویرى (سده 5ق / 11م)  نشان مى‏دهند که در متونى که به بحث در باره مقدسان که از مشخصه این دوره‏اند، مؤلفان این نخستین رساله‏هاى «ولى‏شناسى» با جدیت تمام کوشیده‏اند حقیقت کرامات مقدسان را بر شالوده نصوصى قرار دهند که در قرآن و حدیث وجود دارند. به عقیده این مؤلفان، انکار این حقایق، انکار حقیقت متون مقدس است. در قرآن به اعجازهایى اشاره شده است که معجزه نیستند، زیرا به دست کسانی انجام گرفته که پیامبر نبوده‏اند بنابراین می توان آنها را کرامت خواند (براى نمونه نخلى که هنگام تولد حضرت مسیح به بار نشست و براى حضرت مریم خرما آورد، سوره 19 (مریم، آیه 25).

 وجه دیگر موضوع کرامات اولیاءاللّه دشوارى تشخیص آنها از امور خارق‏العاده‏اى است که شیادان، ساحران و جادوگران انجام مى‏دهند. با توجه به همین دلایل، معجزه به مثابه «نشانه» تقدس از هنگام پیدایش کتاب مقدس همواره مورد بحث بوده است و مناقشه علماى دینى مسیحى در باره معجزه این بحث را که با کتاب مقدس آغاز شده بى‏پایان ساخته است. متولیان کلیسا همه سعى خود را براى متعالى جلوه دادن معجزات معنوى و درونى در برابر معجزات ظاهرى به‏کار برده‏اند. بر این اساس صاحبان معجزات ظاهرى افرادى طغیان‏گرند. برخى نویسندگان مسلمان نیز چنین می اندیشند که «ولى» نباید با نشان دادن کرامت غرّه شود زیرا این عمل ممکن است به از دست دادن تقوا و از بین رفتن احساس عبودیت منتهی شود. نخستین رساله‏هاى ولى‏شناسى بر این باور تکیه دارند که کرامت باید پنهان داشته شود و وجود آن نشانه هیچ تقدسى نیست. این پژوهش در باره جنبه‏هاى اعتقادى کرامت را می توان در سده‏هاى نخستین اسلام را با کتاب بیان الفرق بین المعجزات و الکرامات و الحیل و السحر که اثر باقلانى است ادامه داد.

 دومین بخش از این پژوهش مردم‏شناختى در باره معجزات به عنوان زبان اجتماعى، عامل ارتباط خدا، انسان مقدس و دیگر افراد جامعه اسلامى در قرون وسطا اختصاص دارد. طبقه‏بندى‏هاى نویسندگان تاریخ اولیا امکان چنین پژوهشى را نمى‏دهند زیرا موضوع آن، پدیده‏هاى بسیار ناهمگنى است که بر معیارى مبتنى بر واقعیت استوار است: طى الارض (جابجایى بدون حرکت)، علم غیب (آگاهى از حوادث فعلى یا آتى)، اجابت طلب باران در خشکسالى، رام کردن حیوانات وحشى و غیره. طبقه‏بندى ارجاعى اعجازها براى هرگونه پژوهش مردم‏شناختى در مجموعه‏اى گسترده از معجزات و بیش از آن براى همه پژوهش‏اى تطبیقى (میان دوره‏ها، حوزه‏هاى فرهنگى و ادیان مختلف) ابزارى ضرورى است. ما مجموعه‏اى از معجزات که در زمان حیات برخى از مقدسان ایرانى به‏وقوع پیوسته است گرد آورده‏ایم. مقدسانى از قبیل شیخ کبیر (د. 372ق / 982م)، مرشدالدین ابواسحاق کازرونى (د. 425ق / 1033م)، ابوسعید (د. 441ق / 1049م)، روزبهان بقلى شیرازى (د. 606ق / 1209م)، امین‏الدین بلیانى (د. 746ق / 1345م)، شاه نعمت‏اللّه ولى کرمانى (د. 835ق / 1431م). براى بررسى این مجموعه بر نوعى طبقه‏بندى تکیه کرده‏ایم که داراى چهار مقوله است و بر اساس عملکرد ظاهرى و فرایندهاى وقوع معجزات استوار است: «طلب خیر»، «کیفر»، «آگاهى فوق طبیعى» و «توانایى‏هاى مرموز» (ظهور رویاگونه موجودات نورانى، انتقال آگاهى از فاصله بسیار دور). معیارهاى دیگرى را نیز در نظر داشته‏ایم: تمایز میان معجزات در زمان حیات و پس از مرگ و نحوه بروز معجزه (دعا، استغفار، مناسک قانونمند در برخى مواقع، شیى‏ء متبرک، مکان و زمان مناسب معجزه).

 در ابتدا باید اذعان داشت که تعداد اندک معجزات ذکر شده پس از مرگ، به دلیل ناکافى بودن منابع، نمى‏تواند قابل اسناد باشد، به‏ویژه هنگامى‏که در مورد فرد مقدسى مانند شیخ کبیر باشد که پس از مرگ او را حامى شهر مى‏دانستند و مزارش در شیراز زیارتگاه مردم شده بود. این احتیاط ممکن است به‏خاطر بهانه ندادن به بعضى از فقیهان باشد که از زیارت مقابر مقدسین نهى مى‏کردند و آن‏را بدعت مى‏خواندند و یا به‏طور کلى، تعداد اندک معجزات پس از مرگ، ویژگى تاریخ اولیاى مسلمان در قرون وسطا باشد. با این وجود، پژوهش‏هاى مردم‏شناختى اندکى تا کنون در باره شرح حال مقدسین مسلمان انجام گرفته است و باید نتایج قطعى به‏دست آورد. هم‏چنین باید توجه داشت که درصد بالایى، اغلب نزدیک به نصف یا بیشتر معجزات، پدیده‏هاى آگاهى فوق طبیعى یا توانایى مرموز بوده است. و این نقطه مقابل آن چیزى است که در حوزه مسیحى به وقوع پیوسته است. در پایان تعداد بسیارى از معجزات به صورت مشاهده یا رؤیا هستند: شخصیت مقدس مسلمان یک «رؤیابین» طراز اول است. از طرفى تعبیر عینى رؤیا از سوى قرآن مورد تأیید قرار گرفته است، آنجا که [حضرت‏] یوسف دانش تعبیر رؤیا را کسب مى‏کند: «و بدین‏سان پروردگارت تو را برگزید و تعبیر حکایات را به تو آموخت (سوره یوسف، آیه 6)». هر چند در روایات به معجزات بسیارى اشاره شده اما پیامبر اسلام به جهت معجزات چشمگیر شهرت نیافته است، در حالى که یوسف (ع) معجزات بسیارى داشته است. در مقابل، قرآن توسط جبرئیل به محمّد (ص) وحى شده است و او مشاهدات بسیارى داشته است. این تفاوت میان بنیان‏گذاران اسلام و مسیحیت مى‏تواند بدان سبب باشد که معجزات در تاریخ اولیاى اسلامى بیشتر متمایل به ظهور ناگهانى، رؤیا و توانایى‏هاى پذیرشى است. در صورتى‏که معجزات با مشخصه خلق اعجازین در زندگى مقدسین مسیحى بسیار است.

 با پژوهش روشمند مجموعه معجزات یاد شده در تاریخ اولیا مى‏توان به مواد بسیار غنى دست یافت. این پژوهش به مردم‏شناسى معجزات در اسلام بر اساس مقایسه دوره‏ها و حوزه‏هاى مختلف فرهنگى منتهى مى‏شود. و نیز زمینه‏اى براى بررسى‏هاى تطبیقى آن با تقدس مسیحى فراهم مى‏آورد.

پژوهش‏هاى جدیدى درباره موضوع  :

 

 بریژیت ووال (Brigitte Voile): «رویکرد معجزه در تاریخ اولیاى قبطى از سده 19 تا کنون».

 

 سیلوى هسلو (Sylvie Heslot): «اعمال مذهبى در مزار یکى از مقدسین در تنگ وردک افغانستان».

 

 آنابل بوتچر (Annabelle Bottcher): «پیچیدگى مذهبى شیخ کفتارو (Kaftaro) مفتى دمشق و پیشواى نقشبندیان».

 

 ژنویو هومبرت (G. Humbert): «نسخه‏هاى خطى عربى: جنبه‏هاى نسخه‏شناختى و انتقال دانش».

 

  آثار منتشره:

 

 Saints orientaux, Sous la direction de D. Aigle, Collection Hagiographies médiévales comparées, Vol. I, Paris, 5991, 642p.

 

 مقدسین شرقى، زیر نظر دنیز اِگل‏

 

 »‏Sainteté et miracles en Islam médiéval: l'éxemple de deux saints fondateurs iraniens , Miracles Prodiges et merveilles au Moyen Age, Paris, 5991, p. 74-37.

 

 تقدس و معجزات در اسلام در قرون وسطا: نمونه از دو پیشواى مقدس ایرانى.

 

  Un fondateur d'ordre en milieu rural. Le Cheikh Abu Is-haq de Kazerun , Saints orientaux, sous la direction de D. Aigle, collection Hagiographies médiévales comparées, Vol. I, Paris, 5991, p. 181-902.

 

 یکى از مؤسسان طبقات در محیط روستایى، شیخ ابواسحاق کازرونى.

 

Charismes et role social des saints dans l'hagiographie médiévale persane, Bulletin d'Etueles orientales, XLVII, 5991, p. 51-63.

 

 کرامات و نقش اجتماعى مقدسین در تاریخ‏نگارى اولیاى قرون وسطایى ایران.

 

 Transmission du savoir itinéraire personnels et courants de pensées: utilité de dictionnaires biographiques, Sociétés et cultures musulmanes d'hier et d'aujourd'hui: les chantiers de la recherche, éd. Meropi Anastassiadou Paris, 6991, p. 213-313.

 

 انتقال علم، مسیر فردى و جریان‏هاى فکرى. استفاده از تذکره‏ها.

 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تبریز در ایام سلطنت محمدعلی شاه (1909-1907) بر اساس اسناد بایگانی وزارت امور خا مقالاتی درباره خواجه نظام الملک طوسی داستان مسیح، داستان سَن ‌پی‌یِر، عنصرهای زبان فارسی دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ مقالاتی درباره غزالی کاتبان دست‌نوشته‌های کهن کتابخانه مجلس آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) Bibligraphie francaise de l,Iran جام جم (معرفی کتاب)
کلمات کلیدی وبلاگ نقد کتاب (۱۱) نسخه خطی (۱٠) نسخه شناسی (۱٠) codicologie (٥) ابن سینا (۳) avicenna (۳) ایران (۳) خواجه نصیرالدین طوسی (۳) فرانسیس ریشاردfrancis richard (۳) vocabulaires codicologiques (۳) نسخه های خطی (۳) قرآن (٢) اسناد دوره قاجار (٢) پادری padery (٢) صفویان (٢) ابن‌سینا (٢) هنر ایران (٢) کتابشناسی (٢) فارسی - فرانسه (٢) سیبویه (٢) مهر شناسی صفوی (۱) آلگ گرابار (۱) نسخه شناسی فرنگی (۱) مُهرشناسی ایرانی (۱) مُهرشناسی دوران صفوی (۱) سلسله پهلوی (۱) اسناد دوره صفوی (۱) امین‌الضرب (۱) قرآن عثمان (۱) احسان یارشاطر (۱) مجموعه خدایان ثمود (۱) وان دن براندن (۱) انقلاب مشروطه (۱) adam gacek (۱) کاتب (۱) کاغذ paper (۱) gazophylacium linguae persarum (۱) محمد‌تقی مسعودیه (۱) ادوارد گرانویل براون (۱) ذبیح‌الله صفا (۱) نسخه خطی فارسی (۱) سلجوقیان (۱) آموزش زبان سومری (۱) گرجستان (۱) کتابخانه ابراهیم سلطان (۱) مکتب شیراز (۱) جام جم (۱) آلبرت هوتم ـ شیندلر (۱) باغنو شیراز (۱) شَدُّ الازار (۱) دنیز اِگْل‏/ denise aigle (۱) هنر قاجار (۱) نظامى گنجوی (۱) چاپ سنگى (۱) ب و رابینسون/ robinson (۱) چرم و مرمت (۱) غزالی (۱) بت پرستی (۱) ابوعلی سینا (۱) سیاست نامه (۱) صفحه آرایی (۱) تورات (۱) شاه عباس (۱) مینیاتور (۱) روسیه (۱) مثنوی معنوی (۱) انجیل (۱) سفرنامه (۱) هند (۱) اصفهان (۱) استعاره (۱) مؤسسه نسخه‌های خطﻰ آکادمی ملی علوم آذربایجان (iman (۱) جلال الدین رومی (۱) نیکلسون nicholson (۱) موسیقی سنتی ایران (۱) محسن صبا (۱) سالتیکوف (۱) آسیای میانه (۱) edisud (۱) کتابخانه ملی مصر (۱) زبان فرانسه (۱) ایرانیکا (۱) آناتولی (۱) ت صباغ (۱) les metaphors de coran (۱) قحطی (۱) manuscrit (۱) جمهوری آذربایجان (۱) جمهوری تاجیکستان (۱) iranica (۱) ehsan yarshater (۱) تشریفات دیپلماتیک (۱) ظل السلطان (۱) فهرست مقاله و کتاب (۱) خواجه نظام الملک طوسی (۱) جنگ اول جهانی (۱) islamic codicology (۱) مینیاتور ایرانی (۱) قراقویونلو (۱) سیداحمدخان - آثار و شرح حال (۱) ریحانه خاتون، (۱) زبان عربی - نحو (۱) زبان عربی - نحو (۱) ژرار تروپو (۱) ژرار تروپو (۱) واژگان ایتالیایی - لاتین - فرانسه-فارسی (۱) کتابخانه مجلس ایران (۱) کاغذ رنگه (۱) فرانسیس ریشار francis richard (۱) داستان مسیح داستان سَن ‌پی‌یِر عنصرهای زبان فارسی (۱) historia christi persice ‎conscripta (۱) خاویر خرومه (۱) چاپخانه الزویر (۱) ایگانی‌های وزارت امور خارجة فرانسه (۱) تبریز در دوران مشروطه (۱) توفیق فهد (۱) سالنامه امیرکبیر (۱)
دوستان من کتابخانه های دیجیتالی جهانی کتابخانه ایرانشناسی مجلس انجمن ایرانشناسی فرانسه نوشته هایی درباره ایران گاهی سرک می کشد دانشگاه آکسفورد ترجمه شعر و ... دانلودهای مفید دانشگاه کمبریج میراث مکتوب پرتال زیگور طراح قالب