نویسنده (های) وبلاگ سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi
آرشیو وبلاگ
      نسخه شناسی و معرفی کتاب codicology and book reviews ()
(معرفی کتاب) (The Great Famine and Genocide in Persia (1919-1917 نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧

 سید محمد حسین مرعشی

 The Great Famine and Genocide in Persia, 1917-1919 / Mohammad Goli Majd.-
Lanham, Boulder, New-York, Toronto. Oxford: University. Presse of America,
2003. 158p

قطحی بزرگ و نسل کشی در ایران، 19-1917/ محمد قلی مجد.- لاندهام. بولدر. نیویورک. تورنتو. اکسفورد: انتشارات دانشگاه آمریکا، 2003، 158ص.

نویسندة این کتاب، محمدقلی مجد، دارای دکترای اقتصاد کشاورزی از دانشگاه Cornell آمریکا است. دیگر آثار او  در انتشارات دانشگاه آمریکا و دانشگاه فلورید :

The Great American plunder of Persias Antiguities, 1925-1941

 Great Britain and Reza Shah: The plunder of Iran 1921-1941

- Resistance to the Shah: Landowners and ulama in Iran

کتاب دارای هفت فصل و یک نمایه عمومی است. فصل نخست خلاصه‌ای از کتاب است. در فصل دوم برخی مستندات گزارش و قحطی ارائه شده است. فصل سوم به افت شدید جمعیت ایران در سال‌های 1919-1914 پرداخته است. فصل چهارم به جنایات سربازان روسیه در ایران  نیز برخی گزارش‌های حاکمان ولایات در این مورد. فصل پنجم و ششم دربارة تهی کردن ایران از مواد غذایی با ترفند خریدهای انبوه و یک جا، بستن گلوگاه ارزی کشور از جانب دولت انگلستان و ایجاد احتقان پولی و فصل هفتم به شکایت ناموفق سیاستمداران ایران در ورسای و از دست دادن فرصت‌های سیاسی در جهت منافع ملی کشور اختصاص دارد.

نویسنده در فصل نخست به طور اجمالی کتاب را خلاصه می‌کند و بیان می‌کند که در سال‌های جنگ اول جهانی، طی اشغال کامل ایران توسط سربازان انگلیسی، قحطی بزرگی در کشور به وقوع پیوست و نزدیک به 40 درصد مردم از گرسنگی جان سپردند. نویسنده کتاب عوامل این هولوکاست را به ترتیب برمی‌شمرد. به عقیدة او عامل اصلی این فاجعه اعمال سیاست‌های تجاری و فشارهای مالی دولت انگلیس بوده است. نویسنده با استناد به کتاب‌ها و سندهای انتشار یافته به قلم افسران اشغالگر انگلیس در سال‌های قحطی و دیگر منابع موجود و تحلیل‌های علمی جمعیت شناختی، می‌کوشد عمدی بودن این واقعه را که او نسل کشی مردم ایران به دست دولت انگلیس می‌خواند ثابت کند. در فصل دوم، قحطی سال‌های 1990-1917 که سبب قتل عام تدریجی تقریباً نیمی از مردم در مدت دو سال شد، بزرگترین فاجعة تاریخ کشور ایران خوانده می‌شود. بزرگترین و در عین حال مظلوم‌ترین قربانی جنگ اول جهانی، به نظر مولف، مردم ایران بوده‌اند. فاجعه، زمانی عمیق‌تر می‌شود که سیاستمداران بی‌کفایت کشور نیز در کنفرانس ورسای نتوانستند ابعاد واقعی این فاجعه و عاملان آن را که سبب از میان رفتن زیر بناهای اقتصادی و اجتماعی ایران گردید آشکار سازند و از حقوق ملیب ایرانیان در سطح بین ‌المللی دفاع کنند.

در فصل دوم، نویسنده ابتدا از یادداشت‌های منتشر شده والاس مورای، وابسته سفارت آمریکا دربارة وضعیت ایران پس از قحطی استفاده می‌کند و سپس به توضیحات افسران انگلیسی: سرلشگر دانسترویل، فرمانده نیروهای انگلیسی در غرب ایران، در سال 1918 میلادی و از یادداشت‌های داناهو، افسر ادارة اطلاعات ارتش و ژنرال سرپرسی سایکس، فرمانده نیروهای انگلیس را در جنوب ایران، در سال‌های 1919-1916، درباره چگونگی وضعیت مردم قحطی زده، شواهدی ذکر می‌کند. آنگاه به گزارش‌مطبوعات داخلی درباره مرگ و میر و کمبود مواد غذایی نظری می‌افکند و متن تلگراف‌هایی که در این دوران از شهرستان‌ها به مرکز و برعکس، رد و بدل شده آورده‌ می‌شود. اوضاع و احوال شهرها و اقدامات دولتی و مردمی برای پیشگیری از توسعة کشتار شرح داده می‌شود و پس از آن، مشاهدات دانسترویل و تلگراف‌های لاورنس کالدول در مورد وبای سال 1918 و گزارشات منشی و نیز مشاور بازرگانی سفارت آمریکا و تلگراف‌های کنسول آمریکا در تبریز و نامه‌هایی از خارجی‌ های ساکن کشور (دربارة قحطی در آذربایجان)، یادداشت‌های از کالدول و داگلاس (در موردقحطی در خراسان)، نامه‌هایی از محمدعلی جمال‌زاده (دربارة قحطی فارس)، اقدامات شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما، حاکم شیراز، برای نجات مردم و اقدامات شاه با فروش ارزان عایدات گندم خود، برای پایین نگه داشتن قیمت غلات به طور خلاصه یاد می‌شوند.

فصل سوم، با عنوان هولوکاست واقعی و کاهش ناگهانی جمعیت مردم ایران آغاز می‌شود. در این فصل، ابتدا آمار مرگان شوستر، سوبوتسینکی، دوناهو و گیلبار در مورد جمعیت ایرانیان را شرح می‌دهد سپس آمار مورخان انگلیسی را که از همکاران روسی خود برای تحریف آمار جمعیت ایران در سال‌های اشغال، پیروی کرده‌اند مورد بررسی قرار می‌دهد و ضمن آن به برخی شاخص‌های آماری، نظیر تعداد رای دهندگان مجلس در سال 1917 و نیز روش دکتر مهدی امانی استاد جمعیت شناسی دانشگاه تهران برای دستیابی به آمار واقعی کشور، در اوایل قرن بیستم، اشاره می‌کند. آنگاه تفاوت آمار ارائه شده از جانب روس‌ها و انگلیس‌ها را با آمار واقعی جمعیت ایران نشان می‌دهد. تأسف نویسنده از تحریف مورخان بیگانه مانند Julian Bharier نیست که به این قحطی اشاره نیز نمی‌کند. و یا از لردکرزن که در سند محرمانه‌ای، یادی از این واقعه نمی‌کند و در عین حال، ایران را قسمتی از منافع بسیار حیاتی دولت انگلستان قلمداد می‌کند، او متحیر است که چرا در بولتن دفتر امور خارجه ایران از این فاجعه یاد نشده است.

در بخش چهارم، چگونگی شراکت دولت‌های عثمانی و روس با ارتش انگلیس در این قحطی توضیح داده می‌شود و چپاول خوار و با ر و اموال مردم در شهرهای همدان، سلطان آباد و کرمانشاه به دست ارتش عثمانی و غارت روستاهای غرب هنگام عقب‌نشینی، به طور اجمالی شرح می‌دهد. همچنین به خشونت‌ها و تجاوزات ارتش روسیه، هنگام استیلا بر نیمه شمالی کشور اشاره می‌شود و شواهدی از این موارد می‌آورد، مانند تلگراف شکوائیه مردم قم به تهران در مورد اجحاف ارتش روسیه و نیز نمونه‌هایی از رفتار غیرانسانی آنها پس از اشغال مناطق تخلیه شده از ارتش عثمانی و قتل  و کشتار مردمی که در برابر آنها مقاومت می‌کردند. در این مورد، نایب‌الحکومة زنجان به تهران گزارش می‌کند که: ... ارتش روسیه بار دیگر به مردم هجوم برده‌اند هیچ چیز سالم باقی نگذاشته‌اند.
در نهاوند انبارهای دولتی و انبارهای مردم غارت شده‌اند [...] همة گوسفندان و
احشام مرکز کردستان را با خود بردند [...] پنج هزار سرباز روس روستاهای اطراف شهر
را ویران کرده‌اند...

ویرانی‌های ارتش روس به حدی است که انگلیس‌ها می‌کوشند آنها را مسبب قحطی معرفی کنند. درست است که ارتش 75 هزار نفری روس پس از تخریب از ایران عقب نشست و بی‌گمان مسئول ویرانی‌های آن مناطق است، اما آنها پیش از عقب نشینی آنها همة ایران را ترک کردند و قحطی دو سال پس از عقب نشینی آنها همه ایران را فرا گرفت. از طرفی، قحطی در شرق ایران که کاملا در اشغال ارتش انگلیس بود و نیز سرایت آن به گیلان که در سال 1918 آغاز شد، همه در دوران استیلای انگلیس‌ها بوده است. جالب آن که متهم کردن روس‌ها از طرف انگلیسی‌ها هرگز جنبة دیپلماتیک به خود نگرفت. بعید نیست اعتراض آنها به روس‌ها از آن رو باشد که چیزی برای غارت ارتش انگلیس باقی نگذارند، زیرا روس‌ها پیش از عقب‌نشینی، آنچه را نتوانستند با خود ببرند نابود کردند. نویسنده در پایان، از روزنامه‌های ایرانی در آن سال‌ها گزارش هایی را نقل می‌کند. انگلیس‌ها نیز پس از اشغال کامل ایران، همانند روس‌ها رفتار کردند: نابود کردن مواد غذایی روستاهای یزد، به توپ بستن روستای دهیه برای سرکوب اعتراض روستائیان و نیز همین رفتار با مردم آباده در استان فارس، در اوت 1918، به دست
هزار و پانصد سرباز سواره نظام هندی تحت امر انگلیس، نمونه‌های ثبت شده‌ای هستند.

شدت فاجعه به حدی است که انگلیس‌ها علاوه بر سربازان روس دمکرات‌ها و راهزنان را نیز عاملان قحطی می‌دانند، این در حالی است که پای سربازان روس و عثمانی و دمکرات‌ها هرگز به استان‌های فارس، کرمان و جنوب کشور نرسیده بود و راهزنی نیز به دلیل قحطی و حضور بیگانگان اوج گرفته بود.

در فصل پنجم نویسنده چگونگی تهی شدن کشور از مواد غذایی، به دلیل خریدهای کلان ارتش انگلیس و منع کردن تاجران ایرانی از تجارت با سرزمین عراق کنونی (بین‌النهرین) و جلوگیری از کمک کشورهای دیگر به ایران و ارسال پنهانی مواد غذایی انبار شده در آذربایجان به باکو و از گیلان به جنوب روسیه که در آن هنگام در تصدی ژنرال‌های انگلیسی بود شرح می‌دهد. برای نمونه، در هجده ماه نخست اشغال ایران، ارتش انگلیس به غیر از مصرف روزانة خود پانصد هزار تن مواد غذایی از ایران به خارج از ایران ارسال کرد. نویسنده در اینجا به یادداشت‌های دانسترویل و داناهو که در غرب ایران مستقر بودند استناد می‌کند. دانسترویل در نامه‌ای در سال 1918 چنین می‌نویسد: ما مواد غذایی را به قیمت خوبی از همدان خریده‌ایم [...] قحطی در اینجا دهشتناک است [...] مردم به آدمخواری افتاده‌اند . در جای دیگری از نامه خود در مسیر قزوین و همدان می‌نویسد: در زمین‌های بالای سلطان بولاق، گل‌های بسیار زیبایی روییده بودند [..] در همان نزدیکی، اجساد هفت نفر از قربانی‌های بدبخت که از قحطی گریخته بودند دیده می‌شد. چنین اجسادی در طول جاده قزوین و همدان پراکنده است.

دولت ضعیف ایران می‌کوشید مانع گسترده‌تر شدن قحطی شود. از این‌رو، دستور توقیف مواد غذایی خریداری شده توسط انگلیس‌ها را صادر کرد، اما ارتش انگلیس که ارتباطات تهران و شهرستان‌ها را جاسوسی می‌کرد دستور داد مواد غذایی انبار شده از همدان به قزوین منتقل شود. یادداشت‌ها و نامه‌های مورای و داگلاس فلاکت غم‌انگیز مردم ایران را تصویر می‌کنند و از قحطی در شهر رشت خبر می‌دهند.

فرانسیس وایت می‌نویسد که مواد غذایی لازم برای چهارصد هزار سرباز خود در بین‌النهرین را از ایران خریده است و آن را دلیل قحطی در ایران می‌داند، وایت می‌افزاید که: سودجویی برخی تجار برای گران‌تر فروختن نیز در ایجاد قحطی بی‌تأثیر نبوده است. نوشته‌های کالدول نیز بخشی از این خرید و فروش‌ها را نشان می‌دهند.

در این کتاب‌، تاریخ جنگ اول جهانی در ایران به چهار مرحله متمایز از یکدیگر تقسیم می‌شود:

مرحلة نخست از نوامبر 1914 تا پایان 1915 که طی آن، بی‌طرفی ایران با یورش
انگلیس- روس و عثمانی نقض شد. انگلیس و روس با قراردادی پنهانی برای تقسیم ایران به توافق رسیده بودند. اما ایرانیان با پشتیبانی سیاسی آلمان، روس‌های منفور و
انگلیس‌های کریه المنظر را دفع کردند.

مرحلة دوم، از دسامبر 1915 تا مارس 1917 ادامه می‌یابد. در این سال‌ها بار
دیگر بی‌طرفی ایران از جانب این دو کشور نقض شد و ترک‌ها به دلیل درگیری‌های داخلی خود از ایران عقب نشستند.

مرحله سوم، از آوریل 1917 تا ژانویه 1918 به طول می‌انجامد. در این مدت،
انقلاب در روسیه سبب عقب‌نشینی سربازان روس می‌شود و این هنگامی بود که آمریکا به نفع متفقین وارد جنگ شده بود. با ورود نیروهای آمریکایی به اروپا، انگلیس نیروهایش را به خاورمیانه، به ویژه ایران، منتقل کرد. از طرفی تزارها از میان رفته بودند و
قرارداد تقسیم ایران بلامعارض مانده بود. در ژانویه 1918، تنها تعداد اندکی از نیروهای روسیه در ایران مستقر بودند.

مرحله چهارم از ژانویه 1918، زمان تصرف غرب، شمال و شرق ایران به دست ارتش انگلیس و آغاز اشغال کامل ایران بود. در این مرحله، قحطی بزرگی در ایران به وقوع پیوست که باعث از میان رفتن تدریجی میلیون‌ها ایرانی از گرسنگی شد.

بخش ششم کتاب به احتقان مالی ایران به دست دولت انگلیس می‌پردازند. محروم کردن ایران از منافع مالی، بر محروم کردن ایرانیان از مواد غذایی افزوده شد. جنگ سبب بحران مالی در کشور شده بود. زیرا با کاهش تجارت خارجی، از مداخل دولت ایران که بیشتر بر آن استوار بود، کاسته شد. گمرکات شمال و جنوب که در انحصار دولت‌های روسیه و انگلیس بود عمده‌ترین درآمد دولت ایران محسوب می‌شد. روس‌ها و انگلیس‌ها در عوض این انحصار، براساس قرارداد منعقد شده فی‌مابین، مبالغی به دولت ایران می‌پرداختند. براساس آخرین قرارداد (در سال 1916)  این دو دولت، ماهانه 30
هزار پوند برابر با 20 میلیون ریال در اختیار دولت قرار می‌دادند، اما هنوز چند ماه از انعقاد قرارداد نگذشته بود که پرداخت‌ها متوقف شد. دولت روسه به دلیل انقلاب و تغییر حکومت قرارداد را لغو کرد. دولت انگلیس نیز پس از مدتی سهم خود را که باید براساس پوند می‌پرداخت به ریال پرداخت کرد. با این کار در آمد ایران را به یک پنجم کاهش داد. زیرا بهای پوند در مقابل ریال کاهش یافته بود. (هر پوند 18 ریال). احتقان مالی ایران با قطع در آمد سهم فروش نفت کامل شد. سهم ایران از درآمد نفت، در سال‌های 1914 تا
سال 1919 میلادی، 8 میلیون پوند، برابر با 40 میلیون دلار بود. مبلغی حدود چهار
برابر بودجه سالانه کشور. اگر از پرداخت این مبلغ ممانعت به عمل نمی‌آمد میلیون‌ها
ایرانی از گرسنگی و بیماری نابود نمی‌شدند.

پس از جنگ و تشکیل کنفرانس صلح ورسای در 1919، دولت ایران تصمیم گرفت در آن شرکت کند و ویرانی‌های کشور طلب غرامت کند. سرپرستی هیئتی که از ایران به این کنفرانس اعزام شد با مشاور الملک، وزیر خارجه، میرزا حسین خان علا، وزیر سابق کشاورزی و محمدعلی فروغی ذکاءالملک، وزیر سابق دادگستری بود. در این کنفرانس، ایران سندی 14 صفحه‌ای را ارائه کرد و بر مبنای آن ضمن شکایت، درخواست بازسازی به قضایای نظامی و سیاسی کشور نادرست و به طرح ادعاهایی نامربوط پرداخته شده بود: شکایت مالی و دلایل قحطی خلط شده بود. با آمیخته شدن شکایت، ضمن ارائه اراجیف نادرست، قحطی بی‌اهمیت جلوه داده شد و دلایلی واهی برای آن عرضه گردید. با این تاوان خواهی بسیار ضعیف، بزرگترین فاجعه قرون اخیر در ایران به فراموشی سپرد.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تبریز در ایام سلطنت محمدعلی شاه (1909-1907) بر اساس اسناد بایگانی وزارت امور خا مقالاتی درباره خواجه نظام الملک طوسی داستان مسیح، داستان سَن ‌پی‌یِر، عنصرهای زبان فارسی دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ مقالاتی درباره غزالی کاتبان دست‌نوشته‌های کهن کتابخانه مجلس آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) Bibligraphie francaise de l,Iran جام جم (معرفی کتاب)
کلمات کلیدی وبلاگ نقد کتاب (۱۱) نسخه خطی (۱٠) نسخه شناسی (۱٠) codicologie (٥) ابن سینا (۳) avicenna (۳) ایران (۳) خواجه نصیرالدین طوسی (۳) فرانسیس ریشاردfrancis richard (۳) vocabulaires codicologiques (۳) نسخه های خطی (۳) قرآن (٢) اسناد دوره قاجار (٢) پادری padery (٢) صفویان (٢) ابن‌سینا (٢) هنر ایران (٢) کتابشناسی (٢) فارسی - فرانسه (٢) سیبویه (٢) مهر شناسی صفوی (۱) آلگ گرابار (۱) نسخه شناسی فرنگی (۱) مُهرشناسی ایرانی (۱) مُهرشناسی دوران صفوی (۱) سلسله پهلوی (۱) اسناد دوره صفوی (۱) امین‌الضرب (۱) قرآن عثمان (۱) احسان یارشاطر (۱) مجموعه خدایان ثمود (۱) وان دن براندن (۱) انقلاب مشروطه (۱) adam gacek (۱) کاتب (۱) کاغذ paper (۱) gazophylacium linguae persarum (۱) محمد‌تقی مسعودیه (۱) ادوارد گرانویل براون (۱) ذبیح‌الله صفا (۱) نسخه خطی فارسی (۱) سلجوقیان (۱) آموزش زبان سومری (۱) گرجستان (۱) کتابخانه ابراهیم سلطان (۱) مکتب شیراز (۱) جام جم (۱) آلبرت هوتم ـ شیندلر (۱) باغنو شیراز (۱) شَدُّ الازار (۱) دنیز اِگْل‏/ denise aigle (۱) هنر قاجار (۱) نظامى گنجوی (۱) چاپ سنگى (۱) ب و رابینسون/ robinson (۱) چرم و مرمت (۱) غزالی (۱) بت پرستی (۱) ابوعلی سینا (۱) سیاست نامه (۱) صفحه آرایی (۱) تورات (۱) شاه عباس (۱) مینیاتور (۱) روسیه (۱) مثنوی معنوی (۱) انجیل (۱) سفرنامه (۱) هند (۱) اصفهان (۱) استعاره (۱) مؤسسه نسخه‌های خطﻰ آکادمی ملی علوم آذربایجان (iman (۱) جلال الدین رومی (۱) نیکلسون nicholson (۱) موسیقی سنتی ایران (۱) محسن صبا (۱) سالتیکوف (۱) آسیای میانه (۱) edisud (۱) کتابخانه ملی مصر (۱) زبان فرانسه (۱) ایرانیکا (۱) آناتولی (۱) ت صباغ (۱) les metaphors de coran (۱) قحطی (۱) manuscrit (۱) جمهوری آذربایجان (۱) جمهوری تاجیکستان (۱) iranica (۱) ehsan yarshater (۱) تشریفات دیپلماتیک (۱) ظل السلطان (۱) فهرست مقاله و کتاب (۱) خواجه نظام الملک طوسی (۱) جنگ اول جهانی (۱) islamic codicology (۱) مینیاتور ایرانی (۱) قراقویونلو (۱) سیداحمدخان - آثار و شرح حال (۱) ریحانه خاتون، (۱) زبان عربی - نحو (۱) زبان عربی - نحو (۱) ژرار تروپو (۱) ژرار تروپو (۱) واژگان ایتالیایی - لاتین - فرانسه-فارسی (۱) کتابخانه مجلس ایران (۱) کاغذ رنگه (۱) فرانسیس ریشار francis richard (۱) داستان مسیح داستان سَن ‌پی‌یِر عنصرهای زبان فارسی (۱) historia christi persice ‎conscripta (۱) خاویر خرومه (۱) چاپخانه الزویر (۱) ایگانی‌های وزارت امور خارجة فرانسه (۱) تبریز در دوران مشروطه (۱) توفیق فهد (۱) سالنامه امیرکبیر (۱)
دوستان من کتابخانه های دیجیتالی جهانی کتابخانه ایرانشناسی مجلس انجمن ایرانشناسی فرانسه نوشته هایی درباره ایران گاهی سرک می کشد دانشگاه آکسفورد ترجمه شعر و ... دانلودهای مفید دانشگاه کمبریج میراث مکتوب پرتال زیگور طراح قالب