نویسنده (های) وبلاگ سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi
آرشیو وبلاگ
      نسخه شناسی و معرفی کتاب codicology and book reviews ()
تصویرهای خواجه نصیرالدین طوسی نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩

  

فرانسیس ریشار/ Francis Richard

 

ترجمه: سید محمد حسین مرعشی

  

نصیرالدین طوسی در میان دانشمندان اسلامی از جایگاه خاصی برخوردار است. 
از آن رو، تصاویری چند از او تا به امروز باقی مانده است. این امر به صورت‌های مختلف قابل توجیه است: خواجه جایگاه پراهمیتی در دربار ایلخانی داشت و بی تردید ، به گونه ای الگوی دانشمندان اخترشناس بود. از او در وقایع نامه های دوره ایلخانی نیز نام برده شده است. نقش تصویر او در زمان حیاتش می تواند نشاندهنده جایگاه بالاتری از او باشد.

 1.موزه ملک، تهران، نسخه شماره (5) 2238

 این تصویر از نصیرالدین طوسی، بر روی بومی زراندود در ترنجی با حاشیه ای از گل برگ های نیلوفر  که احتمالا در آغاز قرن 15 میلادی، نقش شده است
یادآور هنر جلایری یا اینجو است.  

 دو کتیبه مذهب بالا و پایین تصویر نوشته‌هایی به خط کوفی بر روی زمینه ای زراندود با نقش های اسلیمی عصر جلایری یا تیموری را نشان می‌دهد.

 می توان گفت که تزیین این صفحه از برگ آغازین در دو مرحله انجام شده است. احتمالا تصویر در سده پانزدهم م بر روی صفحه ای با ترنج تزیینی نقش شده باشد.

 به هر تقدیر، وجود این تصویر از نصیرالدین طوسی، نشاندهنده اعتبار علمی والایی است که این دانشمند، پس از مرگش نیز از آن برخوردار بود.

1.دانشگاه استانبول، نسخه شماره F 1418 ، برگ یکم، صفحه پشت.

 [نصیرالدین طوسی و همکارانش در رصدخانه مراغه به کار مشغولند] جنگ علمی اسکندر سلطان، شیراز، 1410م.  

 نقاش این تصویر شناخته نشده است. شاید هنرمندی باشد از بغداد بدانجا آمده. نصیرالدین طوسی را می توان به خوبی در میان پنج منجم دیگر که زیر گنبد رصدخانه مراغه گرد آمده‌اند، به جای آورد. این تصویر در آغاز جنگی از متون هیئت آمده که بی تردید در حدود سال 1410، در شیراز، برای اسکندر سلطان نگاشته شده است. اسکندر سلطان نوه تیمور، پس از تلاش در پی فراهم آوردن سرزمینی مستقل در حوالی شیراز و پس از آن اصفهان، در سال 1415 م درگذشت. او حاکمی بسیار پرشور، حامی فوق العاده بزرگ،  مشهور به هنروری و بانی طالع بینی ویژه خود. Wellcome Library, Londres, MS Pers. 474)). او جمشید کاشانی را در زمینه هیئت به کار گماشت و فرمان استنساخ متون بسیاری را صادر کرد. می توان او را پیشگام الغ بیگ که افکار خود برای احداث رصدخانه  نه در اصفهان بلکه در سمرقند تحقق بخشید، خواند.

 1.کتابخانه ملی فرانسه، پاریس، مخزن‌الحاقی فارسی (suppl. Persan)، نسخه شماره 1113 

هلاکوخان در کنار برخی شخصیت‌های مغولی در 15 ژانویه 1257م، خواجه نصیرالدین طوسی و نیز موفق‌الدوله همدانی و رئیس‌الدوله همدانی پزشک را در چادر خود به حضور پذیرفت.  

نصیرالدین طوسی (در تصویر4) یکی از حاضرانی است که دستاری بر سر دارد. دیگری نیز یکی از پزشکان است.  

این تصویر زینت بخش نسخه ای از بخش مغولان ایران (ایلخانان)  کتاب جامع‌التواریخ رشیدالدین فضل‌الله، وزیر ایلخانان و مورخ، است.

 نسخه مخزن‌الحاقی فارسی (suppl. Persan)، نسخه شماره 1113 کتابخانة ملّی فرانسه در پاریس نسخه‌ای بسیار استثنایی است. این نسخه از کتابخانه شاهزاده محمود میرزا (د. 3-1852) بدست آمده است.

 این نسخه، ظاهراً پس از یکی از قدیمی‌ترین نسخه‌های کتاب رشیدالدین استنساخ شده است و در سال های  1310- 1307، در تبریز در دربار غازان‌خان و سپس
در دربار اولجایتو انجام پذیرفته است. ساخت این نسخه، به درخواست شاهرخ، احتمالاً در هرات و برای کتابخانه خود - تصویر 3­ - انجام پذیرفته است. این نسخه با دو قلم نگاشته شده که یکی از آنها خط حافظ ابرو تاریخنگار ایرانی است. می‌دانیم که شاهرخ شیفته تاریخ بود و کتاب‌های تاریخ گرد می آورد و نیز به تاریخ‌نگاران (مانند حافظ ابرو) سفارش تألیف می‌داد.

 نقاشی‌های بسیار این نسخه که تاریخ آن در سال 1430-1420 است (متأسفانه این تاریخ پاک شده) به دست چندین هنرور انجام گرفته است. یکی از این هنروران سیف الدین نقاش واحدی اصفهانی است که به دلیل کار در نگارخانه شاهزاده پرآوازه کتاب دوست، بایسنقر، پسر شاهرخ حاکم هرات درگذشته 1434، برای خود شهرتی داشته است.

 مجلسِ برگ 183 ویژگی اصیل دیگری نیز دارد: بر روی چادر ایلخان بیتی از اشعار حافظ مشهور شیراز، خوش‌نویس شده است. تیموریان در نثر و فهم آثار این شاعر بسیار کوشیدند.

 1.کاخ گلستان، تهران، نسخه ش 2254، ص. 354

 این رونوشت از جامع التواریخ رشیدالدین (1247 – 1313م)، نزدیک به سه قرن پس از نگارش این اثر تاریخی بسیار مهم که هر فرمانروایی آرزوی داشتن آن را در کتابخانه اش داشت، مصور شده است.

 گورکانیان (مغول های هند) به واسطه برخی اجداد تیموریشان، خود را به مغول های مغولستان (Moghols) منسوب می داشتند و با بزرگداشت «نیاکان» ایلخانی شان، سلسله خود را می ستودند.

 باری، این نسخه فراهم آمد و در کارگاه سلطنتی اکبر، در هند، به طرز با شکوهی با غنای فراوان مصور شد. این رونوشت امروزه (به استثنای چند برگی که در نقاط مختلف جهان پراکنده شده) در کتابخانه گلستان تهران نگهداری می‌شود. کار نسخه یادشده، در ماه رمضان 1004 ق (25 مارس 1596)، در کارگاه سلطنتی پایان یافت. این کتاب دارای بیش از صد نقاشی است که حاصل هنرمندان طراز اول، مانند مسکین، لال و بساون می‌باشد. این اثر یکی از نسخ نفیس این دوران است که مصورسازی آن، با دقتی بی نهایت انجام گرفته و هیچ یک از جزییات
به اتفاق و تصادف واگذار نشده است.

 هنرمند تصویرگر، در صفحه ای که نقش رصدخانه مراغه (در آذربایجان، در سال 1259م  به دستور هلاکوی ایلخانی ساخته شد) تصویر شده، گروهی از منجمان را همراه با ابزاری که او در هندوستان پایان سده شانزدهم می شناخته ،  نشان داده است. رصدخانه مراغه که بسیار مجهز بوده، به سرپرستی نصرالدین طوسی که  در این تصویر، در وسط مجلس نشان داده شده، اداره می شده است. در این تصویر دانشمندان نتیجه رصدشان را با مشاهدات پیشین خود که در جداول زیر دستشان درج شده، تطبیق می دهند.

 متنی که در بالای نقاشی آمده اسامی چهار دانشمند منجم رصدخانه ایلخانی را ذکر می کند: مویدالدین عرضی، فخرالدین مراغی، فخرالدین اخلاطی و نجم الدین دبیران قزوینی.  

آنها نتایج مشاهداتشان را که در جدول هایی تهیه شده بود و تا سال 1430 م. به  عنوان مرجع، مورد استفاده قرار می گرفت ، به آباقا ، پسر هلاکو تقدیم کردند. تاسیس رصدخانه از والاترین اقدامات علم پروری در جهان ایرانی به شمار می آمده است: علاقه به نجوم و کنجکاوی برای آگاهی از آینده به کمک طالع بینی، به شکل تنگاتنگی در هم تنیده اند.  

 برای اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به مقاله  

 ا. س. ملکیان- شیروانی با عنوان «خواجه نصیر و گذشته ایران» در کتاب نصیرالدین طوسی فیلسوف و  دانشمند سده سیزدهم/ Nasir al-Din Tusi, philosophe et savant du XIIIem siècle.

 تصویر 1 – موزه ملک، تهران، شماره (5) 2238  (عکس از غضبان پور)

 تصویر 2 – دانشگاه استانبول، نسخه شماره F 1418 ، برگ یکم، صفحه پشت.

 (با تشکر از F. Beaupertuis – Bressand برای کلیشه تصویری از کتاب خود، با عنوان الغ بیگ (Ulugh Beg)، شاهزاده اخترشناس، پاریس، 1994 )

 تصویر 3 - کتابخانه ملی فرانسه، پاریس، (suppl. Persan, Ms. 1113)

(کلیشه تصویر از کتابخانه ملی فرانسه)

 تصویر4 - کاخ گلستان، تهران، نسخه ش 2254، ص. 354 (عکس از غضبان پور)

  نظرات ()
امتیازهای اعطایی صفویان به هیأت‌های تبلیغی نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٧

 

یک

حکم جهانمطاع شد آنکه وزارت و رفعت پناه شمس‌الوزاره و الرفعه میرزا محمدا وزیر دارالسلطنه اصفهان بداند که پادریان فرنک از ما خانه که اب روان داشته باشد می‌خواهند، باید که دو خانه که در جوار یکدیگر که آب روان داشته باشد از خان‌های نویسنده‌ها بجهت ایشان خالی نمایند که چون بدانجا آیند در باب قدغن جای و در عهده شناسد. تحریراً در شهر جمادی‌الثانی سنهء 1017

دو

  هو

از قرار نوشته وزارت اقبال پناه عظمت و اجلال دستکاه عالیجاه توفیق ایالت اعتماد‌الدوله العلمیه العالیه الخاقانیه باشد.

روی سند

حضرت عیسی علیه‌آلسلام

[موضع مهر و خاتم خاقان خلداشیان شاه صفی انار‌الله برهانه]

حکم جهانمطاع شد انکه چون جماعت پادریان کوه کارمیلوی سفیدپوش فرستاد کان علیجناب سلطنت و شوکت و عظمت قبای مقدم و پیشوای پادشاهان عظیم‌القدر مسیحیه و بزرک‌ترین فرمآن روایان عالیشان عیسویه حضرت [...] از روی اخلاص در سایه مرحمت افتاب تاثیر نواب همایون قادر دارالسلطنه اصفهان ساکن‌اند بنابراین مقرر فرمودیم که حکام کرام و وزراء و عمال دارلسلطنهء مذکور چون ایشان مهمان سرکار خاصه شریفه‌اند در اعزاز و احترام و توقیر و اکرام ایشان و خود را معارف ندارند و مهم حسابی که داشته باشند در امداد حسابی ایشان تقصیری بنمایند و اکر محتاج بغرض بوده  باشد غرض نموده در این باب قدغن دانند و در عهده شناسند حکم‌ والا

28 شهر محرم‌الحرام سنه 1037

 

سه

هو

پشت سند

اول از نوشته در ادب و اقبال پناه عظمت و اجلال در کاه عالیجاه توفیق انآزی اعتماد‌الدوله الولیه العالیه الخاقانیه بر طبق رقم سابق شریف پادریان است.

[مهر محمد تقی با تاریخ 1028 هـ]

روی سند

[خاتم شاه عباس ثانی با تاریخ 1.52 هـ]

حکم جهانمطاع شد آنکه چون حکم شریف نواب کیتی‌ستان علیین اسبان و رقم نواب فردوس جایکاه رضوان آرامکاه [در حاشیه : جد بزرکوارم طلب ثراه و جعل الجنه مثواه شاه باباام انار الله برهانه] به تاریخ شهر رجب سنهء 1039 در باب پادریان عظام فرنکستان که از جانب سلاطین عالیشان فرنکیه بدرکاه معلی آمد [و] شد منماند صادر کشته که از هر راه و هر طرف که می‌روند همکی حکام کرام و امراء ذوی‌الاحترام و داروغکان و عمال قلمرو همایون اعزاز و احترام جسمانی تمام به جای آورده به سلامت گذرانند و از هر راهی که روند هیچ آفریده مانع و مزاحم نشده گذارند که مرفه‌الحال روانه شوند و دقیقه از دقایق حرمت و عزّت رسمی فرو کذاشت نکنند و درینولا پادریان پابرهنه کوه کرمیلو که از جانب علیجناب سلطنت و جلالتماب سرور سلاطین حشمت و نصفت آئین فرنکیه مقدم و مقتدای تابعان ملت مسیحیه حضرت [در حاشیه : حضرت رهم پاپا] آمده در دارالسلطنه اصفهان توطن دارند رقم نواب خاقان فردوس جایکاه را به نظر آورده استدعای امضاء نواب همایون که نمودند چون فیمابین حضرات پادشاهان عالیشان فرنکیه و این دودمان مقدس طریقة دوستی و محبت مرعی و مسلوک است و شفقت و مرحمت دربارة فرستادگان ایشان خصوصاً پادریان منسوبان پادشاه والاجاه مشارالیه درجة اعلی دارد می‌باید به همان قاعده مقرر دانسته به هر طریق که در زمان نواب خاقان رضوان جایکاه عالی شان سلوک می‌نموده‌اند حالا نیز سلوک [جلیه ‌ئی] نموده کمال عزت و حرمت چربی بظهور آوردند و در عهده [شناسند] تحریراً 

شهر ربیع‌الثانی سنه 1052

چهار

هو

پشت سند

حسب الامر الاعلی برساله ایالت و شوکت پناه عالیجاه ایشیک الاقاسی باشی دیوان اعلی و حاکم الکای ری مصدر

[موضع خاتم شریف خاقان خلد اشیان شاه سلیمان]

حکم جهانمطاع شد انکه چون از قدیم الزمان فیمابین نواب کامیاب همایون ما و پادشاه والاجاه له روابط محبت و دوستی مشید و محکم است و درینوقت به عرض رسید که از حکام و غیرهم مراحمت بپادریان سیاه‌پوش که منسوب ‌بان پادشاه صاحب کلاهند رسیده توقعات می‌نمایند. بنابراین مقرر فرمودیم که بیکلربیکان و امراء عظام و حکام و وزراء کرام و عمال و مباشرین اشغال دیوانی ممالک محروسه به هیچ وجه من الوجوه بخلاف حساب متعرض احوال ایشان نشده طمع و توقعی ننمایند و نکذارند که از احدی به غیر حق تعدی و زیادتی بالجماعت واقع شود. پادریان مذکور هر گاه احدی زیادتی و خلاف حسابی و دست‌اندازی به ایشان کند مزبرا بیان عظام اعلی نمایند که آن‌چه نقضای عدالت باشد معمول و مرتب دارند و در باب قدغن قابل درعهده شناسند و از جوانب برین‌جمله روند.

تحریراً فی شهر ربیع الثانی سنه 1101

پنج

روی سند

هو

حسب الامر اعلی

از قرار نوشته شرافت و فتوت و اقبال پناه عظمت و حشمت و اجلال دستکاه عالیجاهی وحید الزمانی اعتضاد السلطنه البهیه السلطانیه آصفجاهی اعتماد الدوله العلیه الولیه العالیه الخاقانیه

[موضع مهر میرزا محمد طاهر]

 

[موضع مهر و خاتم شاه سلطان حسین انارالله برهانه]

حکم جهانمطاع شد انکه چون رقم اعلی‌حضرت خاقان طوبی اشیان قدس مکان [در حاشیه: شاه باباام انارالله برهانه] که به تاریخ شهر رمضان المبارک سنه 1095 عز اصدار یافته مضمون آنکه بیکلربیکان عظام و امرا و حکام و وزراء و عمال بدانند که پادریان کرملیت سفیدپوش را مرخص فرموده‌ایم که در هر جا اراده داشته باشند توقف و توطن و با آئین خود به مراسم عبادی قیام و اقدام نمایند چون بر مضمون رقم اشرف مطلع کردند مانع و مزاحم ایشان نشده به هیچ‌وجه من‌الوجوه مزاحمت نرسانند و کزارند که در هر جا که خواهند توقف و توطن نموده مرفه الحال برسم و آئین خود به عبادت و دعای دوام دولت بیزوال اشتغال نمایند و رعایت و مراقبت کنند و درین‌وقت پادری کن راد ایلچی پادشاهان فرنک استدعا نموده که امضاء شرف صادر و مقرر کردد که پادریان مزبوره را احترام نموده احدی مانع تردد عیسویان نزد ایشان نکردد بنابراین مقرر فرمودیم که رقم مطاع مزبور را من‌ اوله الی اخره دربارة جماعت مزبوره ممضی و منتقد داشته از مدلول و مضمون آن عدول و انحراف نورزند و پادریان مزبوره را احترام نمایند و از فرموده تخلف نورزند و در عهده شناسند و حکم والا

ذیقعده الحرام سنه 1108

روی سند

هو

حسب الامر الاعلی

از قرار نوشته وزارت و شوکت و اقبال پناه حشمت و عظمت و الاجلال دستگاه مصاحب زیب قبه خورشید و عباب پادشاهی اعتقادالسلطنه البهیه السلطانیه آصفجاهی اعتماد‌الدوله العلیه العالیه

[محل مهر]

 

پشت سند

[موضع مهر مبارک اشرف]

فرمان همایون شرف نقاد یافت انکه چون قبل از این که میکائیل ایلچی معتمد و معتبر از ولایت فرنسه بدرکاه جهان پناه آمده بود به تاریخ سنهء [...] بر طبق استدعای مشارالیه عهدنامهء همایون مشتمل بر بیست و نه فصل مرقوم کردید که ابدالدهر فیمابین سلاطین طرفین مسند اول بوده خلاف آن از سپاهی و رعیت و تجار و سوداکران و سایر منسوبان جانبین به عمل بیاید و فصل بیست و پنجم عهد‌نامهء مزبور باین شرح نوشته شده که از عهد سلاطین آباد و اجداد همایون انار براهنهم که پادریان فرنکیان در ممالک محروسه می‌باشند در مراعات جانب ایشان ارقام مطاعه صادر شده و درین‌وقت نیز پادشاه والاجاه فرنسیه به‌وساطت ایلچی مزکور خواهش رفاهیت ایشان نموده بنابراین مقرر فرمودیم که خلیفها و پادریان فرنکی که در ممالک محروسه سکنی نمایند در مکان سکنی و خان‌های خود برسم و آئین خویش به عبادت مشغول بوده احدی مانع و مزاحم نشود مشروط بر آنکه مرتکب امری که خلاف مذهب و طریقهء اثنی عشری بوده باشد به حسب طاهر نکردد و در باب جمعی از جماعت فرنکیان که در نخچوان و سایر ممالک محروسه می‌باشند احدی مخالفت ارقامی که به ایشان مرحمت شده عمل نموده مزاحمت نرساند و نیز مقرر فرمودیم که ارقامی که از سلاطین سلف دارند به امضای همایون رسد و اگر جماعت آرامنه بایشان ضرر و نقصانی رسانیده به خلاف حق و حساب متعرض احوال ایشان می‌شده باشند بعد از ثبوت و لزوم مبلغ پنجاه تومان بربری به‌جهت سرکار دیوان به‌صیغه ترجمان از ایشان بازیافت نمایند و پادریان کمرلتان و دومنیکان و جزویت و کپوچین و اکوستین و غیرهم در ولایت شیروان و قلمرو علیشکر و قراباغ و اذربایجان و اصفهان و تبریز و تفلیس و کنجه و ایروان و نخچوان و شیراز و بندرعباس و سایر ممالک محروسه در هر جا که خواسته باشند توقف نموده هر یک از ارامنه و عیسویان و اولاد ایشان که خواسته باشند نزد ایشان آمد و شد کرده و درس بخوانند و تعلیم بکیرند احدی مانع و مزاحم ایشان نکردد و جماعت مزبوره اموات خود را در مقابری که بجهﺔ دفن ایشان تعیین شده به‌طور و آئین خود دفن نموده احدی ممانعت نه نماید و شکوه و شکایت اشانرا مؤثر دانسته امداد و اعانت حسابی که لازم باشد به عمل آورند و اکر ظاهر شود که به‌خلاف حساب احدی به‌ایشان ستم و زیادتی نموده بود از تحقیق جریمه پا یافت نمایند و پیشه به عمل آورند و درین‌وقت عمدﺓ‌الاشیاء المسیحیه موسو دود کردن قونسل فرنسیه به‌عرض رسانید که جماعت ارامنه بقیود ارقامی که خود در لباس صادر نموده‌اند مستند شده مخالفت مضامین مسطوره فوق می‌نمایند و به همان دستور خواهش رفاهیت فرنکیان مزبوره و استدعاء صدور حکم تأکید نمود که جماعت مذکوره مخالفت نتوانند کرد بنابراین مقرر فرمودیم که خلیفکان و کشیشان و سایر جماعت آرامنه مضامین عهد‌نامهء مزبور را من اوله الی آخره معمول داشته از مخالفت آن احتراز و اجتناب لازم دانند و بهیچوجه من‌الوجوه مزاحمت و اندای و اضرار بحال پادریان و فرنکیان مزبوره و جماعت کتلیکوس تبعه ایشان نرسانند و به ارقامی که خلیفکان و سایر جماعت ارامنه بتنقیص فصل مذکوره و سایر فصول عهد‌نامهء مزبور صادر نموده باشند مستند نشده مخالفت عهد‌نامه ننمایند و پادریان و فرنکیان بنحوی که در عهد‌نامه مزبور قید شده بحسب ظاهر مخالفت شرع انور ننمایند.

تحریراً فی شهر شعبان المعظم سنهء 1130

[در حاشیه نوشته: هو ـ مضامین معدلت آئین سواد مسطوره مطابق و موافق اصل اصیل رقم [...] مبارک اشرف است که بنده درکاه جهان پناه بملاحظه و امارت آن سرفراز فرونکاشته]

[محل خاتم میرزا محمد قلی غفرله]

 

 

 

  نظرات ()
نصرالسلطانی، ‌نصیرالدین مُذهّب و کتابخانه ابراهیم سلطان در شیراز نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧

 

نوشته فرانسیس ریشارد

 

چکیده: ابراهیم سلطان، امیرزداه تیموری فارس،‌ خوشنویس و ادب پرور بود و در دوران حکومتش (839-817ـ./1414- 1435م) نسخه‌‎های خطی بسیاری به فرمان او نگاشته شد. فهرست کتاب‌های نسخه‌برداری شده برای او در شیراز هنوز کامل نیست. اما نام بسیاری افراد که از خوش‌نویسان امیرزاده‌اند در نسخه‌ها موجود است.

در این مقاله از دو نسخه به تاریخ820 و 834 هـ./1417 و 1430م. یاد شده است که رقم نصرالسلطانی تذهیب‌کار (مذهب). را برخود دارند و به نظر مؤلّف مقاله، ‌همان نصیرالدین‌ محمد مُذهّب است که ابراهیم سلطان در سال 836هـ./ 1432 م. او را به کلانتری کتب‌خانه خود گمارد. سند این انتصاب محفوظ مانده است (و در مقاله آمده است.)

 

نیازی نیست تعداد بسیار نسخه‌برداران و تذهیب‌کاران شیراز و انبوه نسخه‌های خطی ساخته شده در مرکز فارس را خاطر نشان سازیم. در سده 8هـ. /14م.، آل اینجو و سپس آل مظفر ، یکی پس از دیگری شاهان و امیرزادگان استان فارس شدند. آنان در پایتخت خود، [نشر کتاب] را مورد حمایت و تشویق بسیار قرار دارند.  در سایه ادب‌پروری این امیران و وجود سنت بسیار رایجی که هنرمندان و هنروران را به تربیت شاگردان تشویق می‌نمود، سبک‌‌های نوینی پدیدار گشت، تعداد نسخه‌بردارن ملقّب به «شیرازی» که در سده‌های پیشین بسیار بود در سده 8هـ./14م. بسیار کاستی گرفت: واقعه هجوم و سلطه تیمور، اثری از این سنت بر جای نگذارد. اما گذشته از این هنر، هنرپروری اسکندر، پسر عمر شیخ و نوه تیمور، امیرزاده  فارس در سال‌های 813/تا 817هـ./1410تا 1414 م.، در زمینه کتاب[پردازی] شهرت بسیار دارد.

اندکی پس از سقوط اسکندر،‌ عموزاده‌اش مغیث‌الدین ابوالفتح ابراهیم[1]، برادر بایسنقر به فرمان پدرش، شاهرخ، امیر فارس شد. او که در 796 هـ./1394م. به دنیا آمده بود هنگام مرگ تیمور، یازده سال بیشتر نداشت. او در سال 810هـ./1407م عهده‌دار امور حکومتی شد. دو سال بعد، حاکم بلخ شد و در سال 817هـ.1414م. به حکومت فارس رسید و بر خلاف عموزاده مخلوعش، به پدر وفادار ماند.

اما امارتش با تلخکامی آغاز شد. در سال 818هـ. /1415م.، میرزا بایقرا شهر را تصرف کرد و ابراهیم به ناچار  تا رسیدن سپاهیان در ابرقو پناه گرفت. آنگاه به یاری ایشان شهر را باز پس گرفت. حکومت او، به عنوان امیرزاده، سراسر لشکرنشینی است. سرانجام در سال 838 هـ./ 1435 م. در اثر بیماریی زود هنگام درگذشت و ولایت را برای پسرش، عبدالله، که در آن هنگام هنوز طفلی خردسال بود باقی گذارد.

ابراهیم سلطان، همچون برادرش بایسنقر، به خوش‌نویسی علاقه بسیار داشت و خود نیز خوش‌نویسی پرآوازه و از پیروان مکتب مشهور یاقوت مستعصمی بود.

قرآن‌های خوش‌نویسی شده بسیاری که اغلب تاریخ آنها بین سالهای 825-816 هـ./ 1422-1413م. است، از او یا منسوب بدوست. از این میان می‌توان به قرآن موزه پارس شیراز اشاره کرد. یکی از قرآن‌های خوش‌نویسی شده او به سال 827هـ./1424م، به مناسبت زیارت مشهد نگاشته شده است. او خط خوش را به قلم‌های گوناگون می‌نوشت، اما بیشتر در ثلث مهارت داشت و این شیوه را در فارس، از پیر محمد شیرازی آموخته بود. گذشته از کتابت نسخه‌های قرآنی، طرح و رسم بسیاری از کتیبه‌ بناهای شیراز و اصفهان به دست او انجام شده است. همچنین بنای مدرسه دارالصفا، باغ و چند عمارت دیگر در شیراز از کارهای اوست.

ظاهراً او علاقه داشت دانشمندان و ادیبان را اطراف خود گردآورد. ادیبی به نام شجاع در سال 830 هـ./ 4127م.، کتاب خود، انیس الناس را که برای خزانه (کتابخانه) سلطان در نظر گرفته بود و نیز، شرف‌الدین علی یزدی، ظفرنامه خود را در نظر گرفته بود و نیز، شرف‎الدین علی (د. 858 هـ./ 1454م.) در دبیرخانه ابراهیم [سلطان] خدمت می‌کرد و به کتابت اسناد دیوانی اشتغال داشت.

تاریخ‌نویس معروف، ‌مولانا نورالدین لطف‌الله هروی که بیشتر به حافظ ابرو شهرت دارد مدتی به شیراز آمد و در خدمت او بماند. کمال‌لدین بن غیاث شیرازی، ناظم دیوان، همچنین حاجی منصور که شعری درباره پیامبر به نام نبی نامه[2] به او منسوب است در دربار شیراز می‌زیستند.

ابراهیم همانند امیران مشهوری چون سلطان احمد جلایر، شاعر نیز بود؛ شرف‌الدین علی، مقدمه‌ای بر مجموعه اشعار(دیوان) وی سروده است.

نسخه‌های ساخته شده کتب خانه ابراهیم سلطان

نسخه I-4628 موزه هنر اسلامی برلین که و. اندرلاین [3]V.Enderlein)) آن را مورد بررسی قرار داده، جُنگی است که برای کتابخانه امیر بایسنقر، ولیعهد هرات نگاشته شده، اما در شیراز و در نگارخانه برادرش، ابراهیم ساخته شده و احتمالاً به عنوان هدیه به هرات فرستاده شده است. این کتاب در سال 823 هـ./1420م. به قلم محمود الحسینی خوش‌نویس نسخه‌برداری شده است و دارای نقوش مُذهّب و نقاشی‌هایی است که در کتب‌خانه بایسنقر در هرات تولید می‌شد و با سبک دیگر کتاب‌های ساخته شده در این دوره در شیراز تفاوت بسیار دارد، اما شباهت‌های آن با نقوش مظفری غیرقابل انکار است. متأسفانه نه‌ نام‌(های) پدیدآرنده(گان) 29 نقاشی این نسخه‌شناسایی شده است و نه نام‌(های) سازنده(گان) نقوش مُذهَّب آن.

اما، محمود حسینی، بسیار نام آشناست. [نام] او محمود بن مرتضی بن احمد حافظ حسینی است. در مورد او همچنین می‌دانیم که در سال 817هـ./ 1414م.، پیش از شکست اسکندر سلطان در دربار وی بوده است.[4]

در واقع، این محمود حسینی همان کاتبی است که اسماعیل حسینی در ایجاد مجموعه‌ای از آثار شعر فارسی با وی همکاری داشته است. این مجموعه هم‌اکنون، در موزه‌ هنرهای ترک و اسلامی استانبول به شماره 2044 نگهداری می‌شود[5] و پیش از این در مجموعه ایاصوفیه قرار داشت که از جانب سلطان محمد اوّل به ورث وقف بدانجا سپرده شده بود. آن طوری که نوشته موجود در صفحه مزدوجِ مُذَهَّب برگ1پ-2، نسخه2044 نشان می‌د‌هد، این کتاب برای کتابخانه (خزانه) اسکندر سلطان، کتابت شده و اگر بر اساس نوع تزیین آن داوری کنیم احتمالاً در شیراز به انجام رسیده است. قطع این کتاب، کوچک(19*5/13 سانتیمتر) و دارای 758 صفحه است. [در این کتاب] خمسه نظامی، آثار امیرخسرو خواجوی کرمانی (نک: برگ140پ) با نستعلیق قدیمی، به خط محمد حسینی در 815 و 816 هـ./ 1412-1414م. نگاشته شده است. در این اثر می‌توان انجامه‌هایی را با تاریخ‌های محرم 814-816هـ./1412-1414 م. (برگ95)، 13 صفر816هـ. (برگ250پ)، ربیع‌الاول 815ه. (برگ 277پ)، ذی الحجه 815ه. (برگ336)، ذی الحجه 815ه. (برگ460) و 15 محرم 816ه. (برگ 528پ) مشاهده کرد. بر عکس، آثار عطار که برگ‌های 529 تا 758 را در بر می‌گیرد و نیز متن کامل شاهنامه فردوسی- که نکته قابل توجهی است- در حاشیه برگ‌های 3 پ تا 758 آمده است به خط اسماعیل حسینی است (نک: انجامه برگ 718پ) همراه با تاریخ اتمام کار (همان اثر) که سوم محرم سال نامشخصی (احتمالاً 816ه.) است.

این نسخه فاقد نقاشی است، اما از جنبه تزیین (سرلوح‌های برگ 27پ، 97پ و سرلوح‌های دیگر؛ شمسه‌های برگ‌های 141، 188 پ و موارد دیگر؛ لچکی‌های نقش‌دار همراه با گل در هر صفحه؛ سرسخن‌ها به نسخ و مُذَهَّب، داخل قاب‌های مورب بسیار ظریف)  قابل توجه است.

در فهرست نمایشگاه تیمور و جلوه شاهانه[6] (Timur and princely vision) تیز لنتس (T.Lentz) و جیمز لوری (G.Lowry) ، در کنار فهرست قرآن‌های منسوب به ابراهیم سلطان- که دست کم چهار مورد از آنها می‌تواند معتبر باشد- سیاهه‌یی از کتیبه بناهایی تهیه کرده‌اند که ممکن است از سازندگان آنها باشد و نیز تهیه‌کننده دفتر ثبت نسخه‌هایی که در کتابخانه آن بناها گرد آمده است. در این سیاهه آمده است:

- مثنوی جلال‌الدین رو.می [به شماره].L.A.1681از مجموعه گولبنکیان (Gulbenkian) لیسبون، که در سال 822ه./1419م. در شیراز استنساخ شده است؛[7]

جامع الصحیح، تاریخ کتابت در سال 832ه. 1429م.، در کتابخانه سلیمانیه استانبول، به شماره فیض‌الله 429؛

دیوان یا مجموعه اشعار امیر خسرو، در موزه هنرهای ترک و اسلامی استانبول به شماره 1982، با نقش مُذهَّب و تاریخ  کتابت 8347ه./2-1431م.؛

- جُنگ به شماره فاتح 3682 از کتابخانه سلیمانیه استانبول ، شامل کلیله و دمنه، مرزبان‌نامه و سندبادنامه، بی‌تاریخ، 579 صفحه، دارای 72 نقاشی. نورهان آتاسوی (Nurhan Atasoy) این کتاب را مورد پژوهش قرار داده است و تاریخ تقریبی آن را 829ه./ 1425م. می‌داند؛[8]

شاهنامه،‌از مجموعه 176 کتابخانه بودلیان  اکسفورد، با تاریخ تقریبی 839ه./ 1435م. و ظفرنامه شرف‌الدین علی یزدی از 839ه./1436م. که اکنون به چندین بخش تقسیم شده است. این دو نسخه دارای نقاشی‌هایی است.

به نظر ما[9]، مجموعه‌ای کوچک مرکب از سه دیوان فارسی (خسرو و حسن دهلوی ؛ ناصر بُخاری) به دلیل شباهت بسیار نقش‌های مذهّب آن با نقش نسخه‌های تزیین شده نگارخانه امیرزاده فارس و به ویژه با جُنگ بایسنقر، با نگارخانه ابراهیم ارتباط دارد. این نسخه که به قلم نورالحسینی تحریر شده، دارای تاریخ 820ه./ 1417م. است. امّا هیچ نشانه روشنی دال بر تملق آن به کتابخانه سلطان وجود ندارد.

به سیاهه لنتز و لوری، بدون شک کلیات سعدی را نیز باید افزود که با شماره 318 به کتابخانه دانشگاه پنجاب تعلق دارد. [10]نسخه‌ای با 440 برگ که در صفحه مزدوج مُذهّب آن(برگ 1پ-2) تقدیمیه‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد برای کتابخانه(خزانه) سلطان مغیث‌الدین ابوالفتح ابراهیم کتابت شده است. متن از برگ 2پ- 3، داخل یک [قاب] منقش مذهب آغاز می‌شود. هر یک از صفحات بعد دارای لچکی‌های تزئینی است. 829ه./ 1426م. و برای مظفر بن عبدالله، به درخواست «استادش، خواجه غیاث‌الدین محمد فرج الله» و به خواست شاه کتابت شده است.

قرآنی از مجموعه خلیلی[11] نیز که از کارگاه ابراهیم است، ظاهراً، باید به این سیاهه افزوده شود. این قرآن به خط نسخ تحریر شده و در 823ه./ 1420م. و به احتمال قوی در شیراز، به قلم «محمد المقلب به قطب المغیثی السلطانی» خاتمه یافته است. این خوشنویس، - با نام محمد الملقب به قطب- کاتب جُنگ شماره 5922 کتابخانه ملک تهران[12] نیز هست. این جُنگ نیز مسلماً از شمار نسخه‌‌های تحریر شده در کارگاه  ابراهیم سلطان، در شیراز پس از 817/ 1414 است. این نسخه، جُنگی با قطع کوچک، بی‌تاریخ، اما دارای نقاشی است. به نظر می‌رسد خوش‌نویس آن، همان جلال‌الدین محمد از شاگردان جعفر بایسنقری باشد.

بدون شک پیراستن روشمند و منظم فهرست‌ها سبب هر چه غنی‌تر شدن دانسته‌های ما نسبت به موجودی کتابخانه ابراهیم می‌شود. نسخه‌ای از کتابخانه مجلس تهران[13] دارای دو بخش اسکندرنامه نظامی است که خوش‌نویسی به نام میر علی آن را برای کتابخانه (خزانه­الکتب) سلطان ابراهیم (بر اساس کتیبه خوش‌نویسی شده در صفحه مذهب نخست) استنساخ کرده است. این نسخه که از تزیینی پرکار به ویژه در صفحات نخستین برخوردار است دارای سه نقاشی است و در واقع- کمی پس از مرگ سلطان- در 839ه./1435-1436م. پایان یافته است.

ای. سیمس (E.Sims) نسخه با شکوه و نفیسی را که ده سال پس از اتمام کار ظفرنامه شرف‌الدین علی یزدی انجام گرفته،‌ شناسایی و به دقت بررسی کرده است.[14] این نسخه به فرمان ابراهیم سلطان نسخه‌برداری شده، اما کار خوش‌نویسی آن در 839ه./1436م. تقریباً بیش از یک سال پس از مرگ امیر، پایان یافته است. کتابت این نسخه به قلم یکی از خوش‌نویسان نگارخانه او به رقمِ یعقوب بن حسن، ملقب به سراج الحسینی السلطانی، صورت گرفته است. این اثر که در ابتدا 355 برگ داشته از هم جدا و به دو قسمت تقسیم می‌شود، ‌اما 37 مجلس از نقاشی‌های آن باقی مانده است. این نسخه در 885 ه./ 1480م. به هرات می‌رسد و بخشی از نقوش مذهب آن تکمیل می‌شود و مقدمه‌ای 72 برگی 127 پ فعلی، تنها نقشی باشد که به طور یقین مربوط به دوره کتابت متن در شیراز می‌شود، اما متأسفانه این تزیین فاقد رقم است.

برعکس، خوش‌نویس ظفرنامه دیگر (متعلّق به 839ه.) قابل شناسایی است. او کاتب نسخه مذهب دیگری ( در 840ه./ 1436م.) نیز از همین ظفرنامه است: نسخه شماره 3682 کتابخانه مجلس تهران [15]که در انجامه آن امضاء کرده است:«یعقوب بن حسن المقلب به سراج الحسینی[16] القتانی». اما موضوع بسیار جالب آن که، او مؤلف رساله‌ای درباره خوشنویسی است و تنها یک نسخه از آن تا زمان ما باقی مانده است: رساله تحفه­المحبین، نگارش این رساله که سهم عمده‌ای در سنت خوش‌نویسان فارس دارد در 858ه./1454م. آغاز شده است.[17] مؤلف در مقدمه، نام خود را ابوالداعی یعقوب بن حسن بن شیخ الملقب به سراج الحسینی الشیرازی ذکر می‌کند و اظهار می‌دارد که شاگرد استاد بزرگ خوش‌نویس، صدرالدین روزبهان، خطاط شیرازی است. او از سلطان ابراهیم و استعدادش در خوش‌نویسی و نیز نقش او در بنیان‌گذاری مدرسه دارالصفای شیراز یاد می‌کند.[18] یعقوب هنگام نگارش این رساله، زیارت مکه و مدینه را انجام داده، و در حال سفر به بیدار از خطه محمدآباد هند بوده است. او اثرش را به حبیب‌الله بن برهان‌الدین، امیرزاده خلیل الله بن نورالدین شاه نعمت‌الله کرمانی، نوه عارف مشهور قادری و داماد نوه دختری یکی از سلاطین بهمنی تقدیم کرده است. رساله او سند مهمی درباره اندیشه علمی و عمل خلاق و پرثمر خوش‌نویسان فارس از دوران آل مظفر تا حدود 839ه. 14354م. است.

جُنگی از موزه هنرهای ترکی و اسلامی استانبول (820ه./ 1417م.)

در نسخه 1997 از موزه هنرهای ترک و اسلامی استانبول که ما قصد پرداختن بدان را داریم، تزیینی وجود دارد که به نقوش نسخه‌های نگارخانه ابراهیم شباهت بسیار دارد.

به جز نمونه‌هایی که تا بدین‌‌جا، به صورت بسیار مختصر شرح داده است[19] که تزیین آغازین آن ظرافت و کیفیتی استثنایی دارد. با قطع کوچک (5/198*13سم)، دارای 652 برگ با جزوه‌هایی – مانند نسخه T.L.M.2004 پنج برگی، این نسخه با توجه به مُهر برگ 474، از جانب محمد مراد دامادزاده ، در سال 1193 ه.وقف شده است، حال آن که اثر مُهر گردی قدیم‌تر از آن(متعلق به شده 9ه./15م.؟) در برگ‌های 198، 306 و 511 تراشیده شده است.

نسخه 1979 تقریباً 1979 تقریباً منحصر به دیوان‌های شعر است: در بخش میانی، برگ‌‌های 2 پ تا 198، فصل نخست، دیوان سلمان ساوجی، از برگ 198پ تا برگ 306، غزلیات همین شاعر؛ از برگ 306پ تا 501 پ، دیوان کمال خجندی؛ از برگ 511 پ تا 594 دیوان خواجه عصمت؛ از برگ 594 پ تا 652پ، دیوان نصیری است. آنچه به صورت موربّ در حاشیه‌ها آمده عبارت است از: برگ 2 پ تا 287، دیوان حسن؛ از برگ 287پ تا 383، دیوان ناصر؛ از برگ  383 پ تا 506، دیوان حافظ؛[20] از برگ 506پ تا 511، برخی از اشعار سعدی؛ از برگ 511پ تا 555، دیوان همام تبریزی؛ از برگ 555 پ تا 594، دیوان جهان‌الملک؛ از برگ 594پ تا 631، کلیات جمال‌الدین ابواسحاق ملقب حلاج؛ از برگ 631پ تا 642، اشعاری تقدیم شده به شمس‌الدین صاحب دیوان و از برگ 642 پ تا 652پ، ده فصل از [کتاب] عبید زاکانی.

تزیین این نسخه در برگ‌های 1 پ-2، صفحه مزدوجِ تذهیب‌داری است (تصویر شماره1) با ساختاری بسیار زیبا شامل تقدیمیه‌ای به ابراهیم سلطان، در برگ‌های 2پ-3، آغاز اشعار همراه است با هشت چهار گوش و لوزی منقش (سرلوح) (تصویر2) که آنها نیز بسیار ظریف کار شده‌اند.

همچنین چهارگوش‌ها و لوزی‌های مُذَهَّب نشانگر آغاز قطعه‌ها هستند- در بخش میانی صفحه یا در حاشیه- در برگ 140 پ،198 پ، 287پ، 306 پ، 383پ، 511 پ،555 پ و 564 پ. به علاوه در هر صفحه، در حاشیه، لچکی‌ای زینتی با نقش‌های گل و گیاه دیده می‌شوند.

عناوین قطعات، به دو صورت خوش‌نویسی شده، داخل چهار گوش‌هایی به صورت لکه‌های ابر، بر روی زمینه‌ای با خطوط موازی به رنگ‌های متناوباً زرد، سیاه، سبز یا قرمز برجسته و مشخص شده‌اند.[21]

این نسخه که به خط نستعلیق کتابت شده دارای سه انجامه است. انجامه نخست(برگ 306) نشان می‌دهد که دیوان سلمان برای مغیث‌الدین ابراهیم سلطان، در نیمه ماه ربیع‌الثانی 820ه./ آغاز ژوئن 1417م. به انجام رسیده است.

انجامه دوّم ، در حاشیه برگ 383، تنها به ذکر تاریخ اتمام کار اشاره می‌کند که ابتدای جمادی‌الثانی820ه./ 16 ژوئیه 1417م. است. در آخرین انجامه در برگ 652پ، آمده است که نسخه در سال 820 ه. برای مغیث‌الدین ابوالفتح ابراهیم سلطان به انجام رسید. تنها در انجامه برگ 306 [انجامه نخست] به نام خوش‌نویسی که تحریر (حررّه) تمام متن را به انجام رسانده اشاره شده است: «فیروز بخت السلطانی».

از دیگر سو، می‌توان در قاب‌های طوماری واقع در قسمتِ پایین تزیینِ برگ 1پ و 2، امضای تذهیب‎کار را مشاهده کرد. در واقع، می‌توان نوشته ذهبَهُ (در برگ 1پ) نصرالسلطانی (در برگ 2) را خواند (تصویر شماره1) که ما را از نام تذهیب‌کار (برگ 1پ تا برگ3) آگاه می‌سازد، نه از نام نقش‌آفرین همه تزیین، یعنی نصرالسلطانی.

نسخه‌بردار، فیروزبخت، به یقین، همان فیروزبخت بن اصفهان شاه است که نسخه کلیات سعدی (شماره 287 از مجموعه India office Library لندن[22]) را در محرم819ه./مارس 1416م. به انجام رسانده است. این نسخه 499 برگ دارد، به خط نستعلیق و مُذهب است و به نظر نمی‌رسد نشانی از گیرنده[سفارش‌دهنده] در آن وجود داشته باشد.

رقم نصرالسلطانی «زراندودکار» یا تذهیب‌کار (مُذهب)، در حداقل یک نسخه خطی دیگر می‌شود، در واقع، ‌می‌توان امضای او را در برگ 17پ، شاهنامه Add.179 کتابخانه بودلیان اکسفورد که از آن یاد شد،‌ مشاهده کرد. تقدیمیه به ابراهیم سلطان که کار اوست در برگ 12 این نسخه ‌آمده است. به دلیل دیباچه منسوب به «بایسنقر»، در ابتدای این حماسه مشهور دیده می‌شود، این نسخه- که دارای نقاشی‌هایی است- باید به تاریخی پس از 834ه./ 1430م.، احتمالاً‌ حدود 839ه./1435م.[23] تعلق داشته است باشد.

ب. رابینسون (B.Robinson) به درستی بر اهمیت وجود چنین امضایی تأکید ورزیده است.[24] چه این امضا رقم تذهیب‌کار باشد، چه ترجیحاً رقم نقاشی، به صورتی نمادین چیزی را مصورسازی کرده است که تاریخ‌شناسان هنر اغلب درباره آن چنین نوشته‌اند. تذهیب‌ِ نقوش در کارهای او [ابراهیم سلطان] به  سطحی از تعالی رسیده است که در مقایسه با آن نقاشی‌ها کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند..

با این وجود باید یادآور شد که در نسخه‌های بسیار قدیمی مانند قرآن بوست (Bost) به تاریخ 505-506ه./ 1111-1112م. یا حتی در قرآن عثمان ورّاق به تاریخ 462-467ه./ 1069- 1074، رقم تذهیب‌کار وجود دارد. نسخه T.I.E.M. 1979 ، بار دیگر اهمیت نقش «مُذَهِّب» را در تحقیق نسخه‌های خطی و به ویژه در کارهای ابراهیم سلطان نشان می‌دهد.

کتابدار ابراهیم سلطان و تذهیب‌کار

مهدی بیانی در مجموعه منشات کتابخانه شخصی خود متوجه متنی در خصوص نصیرالدین محمد مُذهب می‌شود[25] که در آن ،قوام‌الدین محمد یزدی، ‌برادر شراف‌الدین علی یزدی تاریخ‌نگار، برای ابراهیم سلطان نگاشته است. قوام­الدین یزدی[26]، همانند برادرش،‌ منشی خوش قریحه‌ای بود. بنابر رسم،  بسیاری از اسنادی که به قلم اوست در مجموعه‌یی جمع‌آوری شده است. اما با توجه به تاریخ درگذشت قوام‌الدین834ه./1430م.، این متن باید اثر شراف‌الدین باشد. به هر حال، موضوع حکم یا «اجازه‌نامه» (منشور) از طرف ابراهیم برای نصیرالدین بوده که او را – از میان سایرین- به جهت برتری (فضیلت) در امر خوش‌نویسی مورد تمجید قرار داده است. مهدی بیانی با انتشار گزیده کوتاهی از این سند، می‌توانسته نام او را در فهرست- به دقت فراهم آمده=- خوش‌نویسان سبک نستعلیق قرار دهد. اما با این همه، او به نسخه‌ای خوش‌نویسی شده با رقم نصیرالدین مُذَهَّب یا منسوب بدو دسترسی نداشته است.

خوشبختانه کرامت رعنا حسینی متن این منشور را به یاری چند نسخه از تصنیفات ادبی قوام‌الدین محمد، موضوع یک [پژوهش] دقیق انتقادی قرار داده است.[27]

اما متأسفانه ارتباط آن را با زمینه تاریخی نگارخانه بررسی نکرده است. این متن سه سال پیش از مرگ ابراهیم سلطان، به تاریخ 835ه./1432م.، به سبکی پُرطراوت و مفخم نگاشته شده است. حتی مضمون متن- که تقریباً به دقت ترجمه کرده‌ایم- جای آن دارد که مورد امعان نظر قرار گیرد.

منشوری از امیرزاده ابراهیم سلطان جهت خواجه نصیر مُذهِب علیهما الرحمه هو

از نظر عقول اصحاب خبرت و ذکا، و ارباب فطنت و دها، پوشنده نباشد که: از جلایل مواهب و عوارف الهی، و جزایل آلا و نعما، نامتناهی، که بشارت‌یافتگان

بسشری لَنا معشرالاسلام ان لنا + من الـعنایه رکنا غیر منهدم

لـما دعی الله داعینا لـطاعته + باکـرام الرُسلُ کنا اکرم الامم[28]

به حصول آن، گرامی و سرافراز گشته‌اند و به آن خلعت خاص از سایر  امم سابق به مزید قربت و اختصاص امتیاز‌یافته، پایه قدرشان به آن عطیه کبری پس رفیع و معلاست، و منشور افتخارشان از آن موهبت عظمی به طغرای «کنتم خیر امه اخرجت للناس»[29] موشحّ و محلّی. انزل کتاب آسمانی است ک نص مبین«ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین»[30] برهان علو شأن اوست، و منطوق «انه لقرآن الکریم، فی کتاب مکنون، لا یمسه الا المطهرون، تنزیل من رب العالمین[31]» زینت دیباچه منقبت بی‌پایان او.

آیـات حتق مـن الرحـمن محـدثـه  +  قـدیـمه صـفه الموصـوف بالـقدم

دامــت لــدنتیا فقاقت کل معجزه  +  مـن الـنبین اذ جـائـت و لـم تدم[32]

و اهل دانش و بینش به یقین دانند که تحقق و استقرار آن معجزه پایدار، با تمادی روزگار، جز بقه صورت کتابی که به انامل علم و ارادت و اقتدار اولی الایدی و. الابصار بر الواح ظهور و ارتسام می‌پذیرد، و کمال شعور و اشعار بر آن مترتّب می‌گردد، متصوّر نیست.

بنابراین اشرف و اکمل صناعات آلی و کمالات علمی که خواص نوع انسان اتصاف می‌یابند و به آن، فضیلت کتابت‌ تواند بود، که کتابه کاخ قدرش مضمون لطایف مشحون «ن والقلم مایسطرون»[33] است. و چون صدق اخلاص و حسن اعتقاد مقتضی کمال اهتمام و اعتناست نسبت با این تحفه ربانی و هدیه آسمانی، عادت امت ععالای منزلت جریان یافته که آن را بعد از ضبط و ثبت در طی صور خطی از برای تعظیم و تکریم به نقوش دلفریب از زر و لاژورد و غیر آن بیارایند و از برای مزید ثبات و دوام و صیانت از سرعت تشتّت و انصرام، اوراق و اجزای آن را استوار بر یکدیگر دوخته ، لباسی محکم  از مقوی و پوست ترتیب نمایند.

و لهذا شغل تذهیب و نقاشی و عمل جلد ساختن و کاغذ پرداختن از دیگر صنایع و حرف به زیادتی عزّت و شرف مخصوص آمد.

و چون خواجه نصیرالدین محمد مُذَهّب،[34] از فضیلت حسن خط و لطف تحریر به حظّ کامل و نصیبی موفور بهره‌ور و محفوظ است، و در صنعت تذهیب و نقاشی سرآمده دوران و فایق بر سایر امثال و اقران، و مدتی مدید است تا به کلک توفیق نقوش اخلاص و خدمتکاری بر صفحات احوال خویش نگاشته، علی الدوام به سعی تمام وظایف نیکو بندگی به تقدم می‌رساند، و به صنوف خدمات پسندیده مواظبت می‌نمایند، و در این وقت به حکم «و من منع المستوجبین فقد ظلم» تقدیم و پیشوایی طوایف مذکور، به تخصیص مُذهّبان و نقاشان و مزوقیان،[35] و تقویم کارهای کتُب­خانه عامره و غیر آن از کتابت و تذهیب و تصویر و تجلید و نقاشی عمارت و تعیین اجرت عمله و برآورده مصالح آن، و ما یتعلّق بذالک الامور به او رجوع فرمودیم، تا از سر خُبرت و وقوف، به اقامت مراسم آن اشغال نمایند. و چنانچه از تدّین و کاردانی او سزد شرایط تیقط و تحفظ مرعی داشته، از مُداهنه و میل و محابا احتراز و اجتناب واجب و لازم داند، و از کارکنان کتب‌خانه و تزویق عمارت برخبر بود، هر روزه کارهای ایشان بازبیند و نگذارد که خبط و تقصیری واقع شود، و تعویق و تأخیری دست دهد.

جماعت نقاشان و جمهور مذهبان و مزوقیان، خواجه نصیرالدین مشارالیه را مقدّ «و کلانتر خود دانسته، طریق متابعت و انقیاد مسلوک دارند و کارکنان کتُب‌خانه همایون و نقاشان عمارات خاصّه و غیر هم تقویم او را معول علیه شناسند، و از سخن و صواب دید او که هر آینه متضمّن صلاح کار باشد تجاوز ننماید و به هیچ وجه عدول نجویند.

مشارٌالیه باید که در این ابواب از سر امعان هر چه تمامتر و ایقان هر چه تمامتر سخن گوید، و در رعایت ضبط و کفایت و محافظت و راستی و امانت جهد مستطیع مبذول داشته، نوعی سازد که طراح خیال، هیچ طاعن نیرنگ تقصیر و رقم تعبیری بر آن نتواند کشید. ماالتوفیق الا بالله ، علیه توکلنا و الیه انبتا و الیه المصیر، فنعم المولی و نعم النصیر. از جوانب بر حسب فرموده کاربند شوند، و چون به توقیع موّشح و محلّی گردد و اعتماد نمایند.

تحریراً بالامر العالی اعلاء تعالی شأنه و خلد نفاده، و لازال مطاعاً متبعاً‌. فی الخامس و العشرین من ذی القعده الحرام لسنه خمس و ثلاثون و ثمانمائه الهجریه، تم.

هر چند از فضایل خوش‌نویس با تحسین یاد شده است، اما ابراهیم سلطان در تاریخ 836ه./1432م. به کسی کلانتری کتُب‌خانه و برخی امور مربوط به عمارت‌های دربار را سپرده است که مُذَهِّب چیره‌دستی نیز هست.

متأسفانه مشخص نیست که او جانشین چه کسی در این شغل پر اعتبار شده بود. لقب مُذَهِّب (تذهیب‌کار) بر آنچه متن سند به وضوح توصیف می‌کند و آنچه تاریح‌نویسان هنر در مورد اهمیت تذهیب نسخه‌های خطی انجام پذیرفته در دوران حکومت ابراهیم بیان کرده‌اند صحه می‌گذارد.

آیا حاکم فارس دستور داده قرآن‌هایی را که خودش خوشنویسی کرده به شکل باشکوهی تذهیب کنند؟

اما نکته سئوال برانگیز این که آیا نصیرالدین مُذهّب و نصرالسلطانی که تذهیب دو نسخه را برای کتابخانه ابراهیم امضاء کرده و نام سلطانی آن نشان‌‌دهنده تعلق شخصی آن به نگارخانه سلطنتی فارس است، این دو  نام – که احتمال بسیار می‌رود- از آن یک شخص نیست؟ نامی که در کتابت نسخه1432 آمده، ممکن است اشتباه باشد (نصیر به جای نصر؟) و یا «نصر» نامی باشد که این تذهیب‌کار برای امضای آثارش به کار می‌برده است. یافتن اسناد جدید، بدون شک با اطمینان بیشتر آن را مشخص خواهد کرد.

اکنون ذکر این نکته جالب به نظر می‌رسد که نصیرالدین مُذَهِّب ، عنوان کلانتر، «صاحب منصب» یا «رئیس» نگارخانه ابراهیم را دریافت کرده بود، عنوانی که یک سده بعد، در دربار شاه اسماعیل به کمال‌الدین بهزاد داده شد.

به نظر می‌رسد این منصب برای هنرمندان کارآزموده در نظر گرفته می‌شده است. اگر نصرالسلطانی و نصیرالدین مُذهّب، در واقع یک نفر باشند نشان می‌دهد که این هنرمند تا تاریخ 836ه./1432م.، دست‌کم پانزده سال در نگارخانه شیراز به کار هنری مشغول بوده است. این سند، همچنین، بر اهمیت منصب کلانتری و مسئولیت سنگین خلق هنری در دربار یک امیر ، صحه می‌گذارد.

موضوع مهم دیگر این که نصرالسلطانی مُذَهّبی است که ادامه‌دهنده و رشددهنده سنت تذهیب [در دوران] آل مظفر در فارس می‌باشد. در آثار او این سبک بسیار ویژه، با ظرافتِ بی‌حد و نقشی درمی‌آمیزد که با ذوقی خاص هماهنگ شده است، هنری که او بیشتر در نسخه‌های قطع کوچک به کار برده است. بدین شکل، با وجود فراز و نشیب‌های تاریخ، تداوم انکارناپذیر هنر کتاب[پردازی] فارس، بین سده8ه./14م. و اوایل سده9ه./15م. قابل مشاهده است. هر چند سه هنرمند بزرگ کتب‌خانه‌ای که به دست اسکندر سلطان حدود 815ه./ 1412م. در اصفهان بنا شده بود. عبدالعلی نقاش، معروف بغدادی خوشنویس و خواجه محمد صحاف، پس از فاجعه 817ه./ 1414م. را هرات را پیش گرفتند، کارگاه شیراز بدون وقفه چندانی به حیات خویش ادامه داد. و ویژگی‌های خود را در قلمرو تزیین و خط همچنان حفظ کرد. در این نگارخانه به خوش‌نویسانی چون محمود حسینی برمی‌خوریم که پیش از آن در خدمت اسکندر[سلطان] بودند. ابراهیم سلطان با سفارش نسخه‌های بسیار به جهت گنجینه (خزانه) خود- یا برای اهدا- انگیزه تازه‌ای به این نگارخانه داد و با ارتقاء بخشیدن به خوشنویسی‌هایش با نقوش مُذهَّب، سعی در بازیافتن سریع درخشش کارگاه خود نمود.

در پایان، باید با اطمینان به تعیین نسخه‌هایی پرداخت که نصیرالدین محمد مُذهّب کلانتر سرپرستی تولید آنها را به عهده داشته است. می‌توان گفت که او در ایده و تحقق شاهنامه مصور Add.176 بودلیان، در اسکندرنامه [کتابخانه] مجلس تهران و. نیز بدون شک در ظفرنامه 840ه./1436م. سهم بسزایی داشته است. همچنین می‌توان با قاطعیت اذعان داشت که به این سه کتاب، دو نسخه خمسه نظامی کتابخانه لندن(or.12856) و نسخه بی‌آغاز 368 برگی کتابت شده در 837-839ه./1435-1436م. را که در آن سنت سبک شناختی دوره حکومت ابراهیم همچنان با صلابت حضور دارد افزود. از این‌ها گذشته، تنها با تحقیق و پژوهش‌های اصولی و برنامه‌ریزی شده می‌توان به نقش نگارخانه پراهمیتی مانند نگارخانه شیراز، در سده 9ه./15م. پی برد. با آنکه- در کنار کتابخانه امیرزاده- نگارخانه‌های بسیار دیگری نیز وجود داشته است که کتاب‌هایی بسیاری را برای کتاب‌دوستان پراکنده در سرزمین‌های گوناگون با فرهنگ ایرانی نسخه‌برداری می‌کرده‌اند.

 



[1] - برخی منابع درباره حکومت او: آل داوود، قاضی احمد منشی قمی، ص240،31-29، ص512-515؛

Thackston , 1989,p.33-34 et 141-3; soueek,1997,p.765-78.

[2] - برای نمونه نگاه کنید به:karatay,1961.n653p.224et 755p.266

[3] - Enderlein,1991

[4] - Richard, 1996, p.50.

[5] - این نسخه ، تنها به صورت بسیار خلاصه در فهرست نسخه‌های خطی اسکندر سلطان،ص370، آمده است. این سیاهه راLowry,Lentz در سال 1989م. منتشر کرده‌اند.

[6] -نک: یادداشت4. این سیاهه در برگ 369 و 370 آمده است.

[7] - Sims, 2001, p.97etill.96.

[8] - درباره این نسخه، نیز نک:Grube,1991,n25p.89ET168et fig.1000p.94.

[9] Richard, 1997, n39p. 75et pl.p.58, اندازه نسخه 19* 5/12 سانتیمتر است

[10] - عبدالله، ص213-218.

[11] - James, 1992, n 4.26-27et 245.

 

[12] - همچنین نک: افشار و دانش‌پژوه ف ش1517، ص110-109؛ Robinson,1980,p.91-92et98-99

[13] - نسخه 200 برگی،18* 12 سانتی‌متر، به خط نستعلیق بسیار قدیمی. به شماره ثبت 61866، و به شماره2360، که در فهرست کتابخانه مجلس(ج8) تألیف راستکار،ص73-74 و تصویر ص533 معرفی شده است.

[14] - به ویژه نکsims,1992a,p.132-143 {که در آنجا مؤلف در یادداشت 40 به افزوده شدن برخی نسخه‌ها به سیایه نسخه‌های ابراهیم سلطان، گردآوری Lents Lowry اشاره می‌کند}؛ Sims 1992b,p.175-218 همچنین نک:Lentz lowry,1989,1989,n 29et 30p.334-5.

[15] - بیانی، ش1514ص. و همان اثر،ش751،ص4-225.

[16] -« حسنی»، صورتی که بیانی آورده اسن به نظر ما اشتباه نوشتاری است.

[17] -منظور نسخهSupple.persan386 کتابیخانه ملّی فرانسه است، که 190برگ داردئ. این نسخه هندی ممکن است متعلّق به پایان سده 9ه./15م. یا آغاز سده 10ه/ 16م. باشد. این نسخه به طور خلاصه در فهرست دانش‌پژوه، ص34 معرفی شده است؛ عمده مطلب را منزوی بیان کرده است، ش18101، ص1907. نک: همچنینی Rizvi,1983 vol.II,p.547. متن نسخه Supplement presan 389 ، اخیراً به دقت تصحیح شده است. این تصحیح به وسیله ایرج افشار و کرامت رعنا حسینی به اشراف محمد تقی دانش پوه به انجام رسیده است، اما متأ‌سفانه مصححان، به مؤلف رساله نپرداخته‌اند

[18] - برگ 75پ-76 نسخه پاریس

 

[19] - این نسخه در سیاهه لنتز و لوری، 1989 موجود نیست و نیز درفهرست Sims a1992.

[20] -غزلیات به ترتیب الفبایی قافیه‌ها مرتب شده است. به دلیل تاریخ نسخه‌برداری، بسیار جالب خواهد بود که محتوای این مجلّد را با محتوای نسخهT.I.E.M.n 1923( که از مجموعه قدیمی ایاصوفیه، در دوره بایزید دوّم، در سرای بوده است) نسخه‌ای از دیوان حافظ به خط جعفر بایسنقری خوش‌نویس در هرات مورد مقایسه قرار دهیم( این مجلد به طرزی با شکوه تذهیب شده ، بی‌تاریخ است، اما احتمالاً پس از T.I.E.M.n 1979 تحریر شده است). اما جالب‌تر آن خواهد بود که با نسخه روانم {کوشکو} 947 مجموعه توپقایی سرای استانبول- که قطعا قدیمی‌تر از آن است- مقایسه شود. همین جعفر با نام جعفر الحافظ در 822ه./1419م. امضا کرده است، زیرا هنوز به دربار هرات راه نیافته بود تا به «بایسنقری» شناخته شود. نک: نیساری، ص 67 و 71-73.

[21] -نوع تزئین بسیار متداول در نسخه‌های شیراز تا حدود 890هـ./1485م.

[22] - Ethe 1903,n 1118,col.660-2

[23] -Robinson,1958.p.16-22:همچنین نگاه کنید  Lentz et Lowry,1989,n58p.341et370

[24] - Robinson, 1982,  p.28-29.

[25] -بیاتی،ج3،ش1452،ص942.

[26] - Richard, 1996, p.51-53.

[27] - رعنا حسینی،ص69-72.

~ در اینجا متن اصلی منشور را که شادروان کرامت رعنا حسینی نسخه اصل پژوهش خود قرار داده است می‌آوریم،« نامه بهارستان»

[28] - در متن فرانسه، این دو بیت عربی نیامده است.(م)

[29] - قرآن، آل عمران،110 .

[30] قرآن، بقره،2.

[31] - قرآن، الواقعه،77-80.

[32] - در متن فرانسه، این ابیات نیامده است.(م)

[33] - قرآن، القلم،1.

[34] - در برخی نسخه‌ها، تنها خواجه نصیرالدین مُدَهِب.

[35] - کلمه تزویق از مزّوق مشتق شده است و به عقیده Dozy به معنای « نقاشی ، قلم‌گیری» است(زُرق یعنی «سیماب» و زواق «نقاشی» با «رنگ‌ها») در حالی که نقش در عین حال هم «قلم‌زنی» و هم«نقاشی». نک: Doze, 1881, vol.l, p.614 .

  نظرات ()
مطالب اخیر تبریز در ایام سلطنت محمدعلی شاه (1909-1907) بر اساس اسناد بایگانی وزارت امور خا مقالاتی درباره خواجه نظام الملک طوسی داستان مسیح، داستان سَن ‌پی‌یِر، عنصرهای زبان فارسی دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ مقالاتی درباره غزالی کاتبان دست‌نوشته‌های کهن کتابخانه مجلس آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) Bibligraphie francaise de l,Iran جام جم (معرفی کتاب)
کلمات کلیدی وبلاگ نقد کتاب (۱۱) نسخه خطی (۱٠) نسخه شناسی (۱٠) codicologie (٥) ابن سینا (۳) avicenna (۳) ایران (۳) خواجه نصیرالدین طوسی (۳) فرانسیس ریشاردfrancis richard (۳) vocabulaires codicologiques (۳) نسخه های خطی (۳) قرآن (٢) اسناد دوره قاجار (٢) پادری padery (٢) صفویان (٢) ابن‌سینا (٢) هنر ایران (٢) کتابشناسی (٢) فارسی - فرانسه (٢) سیبویه (٢) مهر شناسی صفوی (۱) آلگ گرابار (۱) نسخه شناسی فرنگی (۱) مُهرشناسی ایرانی (۱) مُهرشناسی دوران صفوی (۱) سلسله پهلوی (۱) اسناد دوره صفوی (۱) امین‌الضرب (۱) قرآن عثمان (۱) احسان یارشاطر (۱) مجموعه خدایان ثمود (۱) وان دن براندن (۱) انقلاب مشروطه (۱) adam gacek (۱) کاتب (۱) کاغذ paper (۱) gazophylacium linguae persarum (۱) محمد‌تقی مسعودیه (۱) ادوارد گرانویل براون (۱) ذبیح‌الله صفا (۱) نسخه خطی فارسی (۱) سلجوقیان (۱) آموزش زبان سومری (۱) گرجستان (۱) کتابخانه ابراهیم سلطان (۱) مکتب شیراز (۱) جام جم (۱) آلبرت هوتم ـ شیندلر (۱) باغنو شیراز (۱) شَدُّ الازار (۱) دنیز اِگْل‏/ denise aigle (۱) هنر قاجار (۱) نظامى گنجوی (۱) چاپ سنگى (۱) ب و رابینسون/ robinson (۱) چرم و مرمت (۱) غزالی (۱) بت پرستی (۱) ابوعلی سینا (۱) سیاست نامه (۱) صفحه آرایی (۱) تورات (۱) شاه عباس (۱) مینیاتور (۱) روسیه (۱) مثنوی معنوی (۱) انجیل (۱) سفرنامه (۱) هند (۱) اصفهان (۱) استعاره (۱) مؤسسه نسخه‌های خطﻰ آکادمی ملی علوم آذربایجان (iman (۱) جلال الدین رومی (۱) نیکلسون nicholson (۱) موسیقی سنتی ایران (۱) محسن صبا (۱) سالتیکوف (۱) آسیای میانه (۱) edisud (۱) کتابخانه ملی مصر (۱) زبان فرانسه (۱) ایرانیکا (۱) آناتولی (۱) ت صباغ (۱) les metaphors de coran (۱) قحطی (۱) manuscrit (۱) جمهوری آذربایجان (۱) جمهوری تاجیکستان (۱) iranica (۱) ehsan yarshater (۱) تشریفات دیپلماتیک (۱) ظل السلطان (۱) فهرست مقاله و کتاب (۱) خواجه نظام الملک طوسی (۱) جنگ اول جهانی (۱) islamic codicology (۱) مینیاتور ایرانی (۱) قراقویونلو (۱) سیداحمدخان - آثار و شرح حال (۱) ریحانه خاتون، (۱) زبان عربی - نحو (۱) زبان عربی - نحو (۱) ژرار تروپو (۱) ژرار تروپو (۱) واژگان ایتالیایی - لاتین - فرانسه-فارسی (۱) کتابخانه مجلس ایران (۱) کاغذ رنگه (۱) فرانسیس ریشار francis richard (۱) داستان مسیح داستان سَن ‌پی‌یِر عنصرهای زبان فارسی (۱) historia christi persice ‎conscripta (۱) خاویر خرومه (۱) چاپخانه الزویر (۱) ایگانی‌های وزارت امور خارجة فرانسه (۱) تبریز در دوران مشروطه (۱) توفیق فهد (۱) سالنامه امیرکبیر (۱)
دوستان من کتابخانه های دیجیتالی جهانی کتابخانه ایرانشناسی مجلس انجمن ایرانشناسی فرانسه نوشته هایی درباره ایران گاهی سرک می کشد دانشگاه آکسفورد ترجمه شعر و ... دانلودهای مفید دانشگاه کمبریج میراث مکتوب پرتال زیگور طراح قالب