نویسنده (های) وبلاگ سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi
آرشیو وبلاگ
      نسخه شناسی و معرفی کتاب codicology and book reviews ()
دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳

 

فرانسیس ریشار

ترجمه : سیدمحمدحسین مرعشی

بر روی برگ بدرقه نسخه‌ای فارسی از کتابخانه ملی فرانسه دستورالعملی وجود دارد که در سال­های پایانی سده دهم هجری در امپراتوری عثمانی نسخه‌برداری شده است. این دستورالعمل‌ که شیوه‌های مختلف رنگ‌آمیزی کاغذ به رنگ‌های مختلف است با روشی نگاشته شده که رمزگشایی آن دشوار می­نماید.

این دستورالعمل که با شیوه‌های رنگ‌آمیزی پارچه تفاوت دارد و در پایان سده نهم هجری کاربرد داشته و ظاهراً در هیچیک از رساله فارسی شناخته شده وجود ندارد.

اهمیت یادادشت‌های کوتاه آغاز و پایان نسخه‌های خطی بر همگان آشکار است. حتی اگر یادادشت های صفحات آستر و بدرقه نسخه باشد که دقیقاً پس از پایان نسخه‌برادری،بیشتر به دلیل تعمیر صحافی یا مرمت مجلد بدان افزوده می‌شد، اغلب دارای نوشته‌هایی است که برای سالیابی نسخه و مالکان یا خوانندگان آن، قابل استفاده است. بدین قرار، در این صفحات، سیاه مشق یا طرح­های اولیه، نشان مالکیت - که گاه با نقش مهر همراه است، شعر، دعا، تاریخ وقایع متفرقه (تولد، حوادث تاریخی) و چکیده‌هایی از تذکره‌ها، نسخه‌های دارو، یادداشت‌های قیمت یا سیاهه‌ها کتابخانه‌ها مشاهده می­کنیم.

این‌گونه نوشته­ها و یادادشت‌های گوناگون، معمولا در فهرست های نسخه های خطی  درج می‌شوند. گاه نیز متأسفانه به قدر کافی بدان­ها پرداخته نمی‌شود. برخی از این یادادشت‌ها برای تاریخنگاران بسیار مفیدند و ارزش آنها بسیار فراتر از بررسی ساده در ارائه یک متن مکتوب است.

نظر به اینکه دستور العمل تهیه داروهای چشم­درد، دندان­درد و یا ترکیباتی با خواص مختلف در برگ‌های آستر و بدرقه نسخه‌ها بسیارند، نظر مطالعه کنندگان را در اینجا به یکی از دستورالعمل های بسیار شاذ و پر اهمیت مورد تحقیق در زمینه یکی از عناصر اصلی نسخه خطی، یعنی کاغذ، جلب نماییم.

نسخه 1787 مخزن افزوده کتابخانه ملی فرانسه (Blochet / 1464;248-249)، در قطع کوچک (5/17×5/12)، در سال 1912 به تملک ارنست لورو / Ernest Leroux، کتابفروش پاریسی درآمده و مشخص نیست پیش از آن به کدام مجموعه تعلق داشته است. این نسخه، ناشناخته و بی‌تاریخ است اما می‌توان تاریخ تولید آن را پایان سده نهم هجری برآورد کرد. در برگ‌های 3پ و 195 نسخه، معیار جمالی و مفتاح ابواسحاق شمس فخری اصفهانی کتابت شده است. جدول‌های زرنگار، چهار سرلوح مذهّب در ابتدای چهار فنّ )یا فصل( کتاب از ویژگی‌های هنری نسخه‌پردازی عثمانی در پایان دوران سلطان محمد ثانی‌(1418م) یا دوره بایزید ثانی (1812 – 1481) است.

کاغذ مورد استفاده در این نسخه، شرقی است و دارای ته خط های عمودی سه تایی، و ترکیب ده نیم‌برگ (از گونه پنج برگی) است. جزوها، به غیر از جزو پایانی که چهار برگی است. صحافی نسخه، فرنگی و متأسفانه در تاریخی بسیار متأخّر بازسازی شده امّا در منشأ عثمانی آن نمی‌توان تردید کرد.

ظاهراً، این نسخه تا سده گذشته، در امپراتوری عثمانی بوده، زیرا نقش مهرهای موجود در کتاب، متعلق به یکی از آخرین مالکان کتاب، محمدطاهر، با تاریخ 1268 قمری (1851 میلادی) است. در برگ 3، نشان مالکیت مالکی پیشین تراشیده شده و تنها آخرین جزء نام او: [...] نقشبندی، قابل تشخیص است.

سومین مالک، سیف‌الدین، نیز نشان مالکیت خود را بر برگ 195 گذارده است. او  باید همان سیف‌الدینی باشد که نقش مهر بیضی شکل او که قسمت  بزرگی از عبارت دعایی آن پاک شده، در برگ 195 دیده می‌شود. تاریخ مهر، بر اساس شکل آن، احتمالاً باید  اواخر سده شانزدهم یا سده هفدهم باشد.

به نظر می‌رسد، دو رباعی فارسی برگ 195پ به قلم همین سیف‌الدین باشد. یکی یادآور مقامات و دیگری الگوی آوازی (Avaza) است. به احتمال فراوان دو یادداشت مختصری که به طور اریب، در رو و پشت برگ 197 نوشته شده،  بدون شک به قلم اوست. در هر حال، به نظر می‌رسد کاری معاصر باشد در پشت برگ 197 این متن نوشته شده است:

«طریق رنک کردن کاغذ زاغ سفید را سلایه کردن بآب اندازد کاغذ را بآب زاغ بکشند بعد از آن بخشکانند و رنک را کوفته در میان دیک یا قزانچه بریزد و آب نیز بریزد و بسیار بجوشاند چه قدر بیش جوشد خوش رنک میشود بعد از آن آب را صاف کنند کرم کرم کاغذ را در میان آب اندازد بجنباند بعد ازو بردارد و بخشکاند و بعد ازو آهار کند کاغذ سبز کل زنبق را کوفته و آبش را صاف کرده و زنکار را صلایه کرده بآن آب ریزد و کاغذ را بآن آب بکشد بعد از آن بخشکاند کاغذ زرد آب کل اصفهانی کرفته کاغذ را بآب زاغ بکشند و در میان او بجنبانند.»

 در روی همین برگ 197، این یادادشت همچنان با همان قلم ادامه می‌یابد:

«رنک ارغوانی زاغ سفید را سلایه کرده [... آن؟] به یکمن آب زده کاغذ را فرو برده خشک کنند بغمی سرخ را کوفته خیسانیده یک شبانه‌روز بغوام آرند رنک بنفش بطریق مذکور بزغاب کشیده و بغمی بنفش سلایه نموده بغوام آرند کاغذ را بکشند رنک سبز[ه][1] زنبق کبود را کرفته بآب او یکمن آب او را یک مثقال [و] نیم زنکار سلایه نموده داخل کنند رنک نارنجی بزغاب کشیده زنجه چوب را سلایه  نموده بقوام آرند بزردآب کل اسفهان بکشند والسلام و الرعایت[2]

در برگ 197، عددهایی نوشته‌ شده که هریک از آنها معادل یک حرف به شمار می آیند. این نسبت ارزش گذاری بر اساس نظامی است که ژرژ ایفره (Georges Ifrah, 1996: II, 270 – 271) مطابق نسخه‌ خطی دیگر، آنها را توصیف کرده، اما تفسیرهای او بسیار فرضی است. بدین قرار کلمه «رنگ» را با 2، 5، 2 نشان داده‌اند: بدین صورت که به ترتیب روی اولین عدد، دو نقطه به صورت افقی و روی هر یک از دو حرف بعد یک نقطه قرار داده شده و کلمه «بنفش» را با اعداد 2، 5، 2،‌2،‌ 5،‌ 8،‌ 3، روی عدد  اوّل دو نقطه افقی و روی اعداد دوم، سوم، پنجم و ششم یک نقطه و روی عدد آخر سه نقطه مثلثی شکل گذارده شده است. غلط‌های املایی فارسی بسیارند. به نظر نمی‌رسد این دو متن کوتاه، چکیده نسخه برداری شده از رساله های فارسی باشند، اما ممکن است نسخه برداری عثمانی، آشنا با این نظام عددی که همچنان در سده‌های شانزدهم و هفدهم، در محاسبات و امور دیوانی، کاربرد داشته، آن را از متنی برداشته باشد. اما هنوز برای ما معلوم نیست به چه دلیل مالک نسخه (یا این نسخه‌برادر حرفه‌ای؟‌) به فنون رنگ‌آمیزی کاغذ علاقه داشته است.

ترجمه (در اغلب موارد با گمان) این متن کوتاه می‌تواند چنین باشد.

[گ . 197پ] روش رنگ کردن کاغذ: زاغ سفید را کوبیده در آب ریخته، کاغذ را در آن پهن کنند. بگذارند تا خشک شود. رنگ کوفته را در میان دیگ یا قزقانچه ریخته و آب نیز بریزند. بسیار بجوشانند هر چه بیشتر بجوشد، رنگ خوشتر شود. سپس آب را در حالی که کاملاً داغ است صاف کرده کاغذ را در میان آن غوطه‌ور کنند و آن را تکان دهند. سپس کاغذ را بیرون کشیده، آن را خشک کنند سپس آهار کنند.

کاغذ سبز، گل زنبق را بکوبند و آب آن را صاف کرده، زنگار کوبیده شده را در این آب ریزند، کاغذ را در آن پهن کنند و سپس خشک نمایند.

کاغذ زرد (یا به رنگ زردآب)  با گِل اصفهانی‌[ساخته می‌شود] (اگر گُل اصفهانی بخوانیم، ممکن است گل قرطم اصفهانی باشد) کاغذ را در محلول آب زاغ غوطه‌ور ساخته، حرکت دهند.

[برگ 197] «برای رنگ ارغوانی، پس از ساییدن زاج سفید [...] آن را در یک من[3] آب می ریزیم، کاغذ را در آن غوطه ور می کنیم و می گذاریم تا خشک شود. پس از کوبیدن بقم سرخ، یک شبانه روز آن را می خیسانیم و میگذاریم قوام آید.

برای رنگ بنفش، همانطور که گفته شد، [کاغذ] را در زگاب[4] غوطه ور کرده، محلولی غلیظ از بغم بنفش ساییده شده، ساخته، کاغذ را در آن غوطه ور می کنیم.

برای رنگ سبز، زنبق کبود را گرفته، یک من آب، یک مثقال و نیم زنگار ساییده شده به آب آن می افزاییم و هم می زنیم؟.[5]

رنگ نارنجی: [کاغذ] را در زگاب فرو می بریم، زُنجه چوب ساییده شده را غلیظ کرده در زردآب گل اصفهان [یا گل قرطم اصفهانی] غوطه ور می کنیم. درود و ملاحظه.

این دستورالعمل ها، با آنکه رمزگشایی شان دشوار است، اما خالی از فایده نیستند. در ضمن، با وجود کوتاهی می­توانند به مدارک مورد مطالعه و انتشار یافته ایو پورتر/ Yves Porter (1992: 42-51)  اضافه شود و اطلاعات ما را در زمینه فنون هنر کتاب، کامل کند. در واقع، متن­هایی از این گونه، بسیار اندکند.

خواندن و یافتن معنای برخی کلمه ها یا اصطلاحات مانند زگاب، زُنجه چوب، گُل یا گل اصفهان(ی) دشواری هایی ایجاد می کند. در مورد اخیر، برای فهم معنای کل اصفهانی، به جای واژه دور از ذهن گِل اصفهانی (terre de Cimolée) که کاربرد آن در اینجا بعید می نماید واژه گُل اصفهانی - گُلی در رنگرزی، برای گرفتن رنگ زرد- را بیاوریم. می­توان چنین انگاشت شیوه ای کوتاه نویسی برای واژه گل کاجره اصفهانی (fleur de carthame d’Isphahan)، همان گل قرطم باشد.

در عین حال، در این دستورالعمل به وضوح مشاهده می شود که زاج یا زاغ به عنوان دندانه (ماده تثبیت رنگ) به کار می رود. با تثبیتی این چنین، همه الیاف کاغذ به بهترین صورت رنگ می پذیرد.

 درباره رنگها بسیار واضح و روشن سخن گفته شده است. برای نمونه رنگ سبز که داخل دیگ ساخته می شود و مدتی طولانی جوشانده می شود.

البته آهار نشاسته پس از رنگ شدن و خشک شدن کامل کاغذ صورت می پذیرد. در اینجا تنها پنج دستورالعمل رنگ آمیزی دیده می شود. دستورالعمل ساختن رنگ سبز که ماده اصلی آن زنبق کبود و زنگار با اندکی تفاوت، دوبار تکرار شده است.

رنگ زردآب، با گل بغم (اگر کلمه «کل» در متن اصلی را گُل بخوانیم) ساخته می شود. اما دستورالعمل چندان واضح نیست.

قابل توجه آن که در اینجا هیچ ذکری از رنگ شدن کاغذ با زعفران به میان نیامده است.

از گل اصفهان (بغم، بقم)، همانطور که انتظار می رود، برای تهیه رنگ ارغوانی استفاده می شود (م‍ای‍ل‌ ه‍روی‌، 1372، 509) – رنگی که با قرار گرفتن در معرض هوا به رنگ قرمز در می آید. برای تهیه کاغذ بنفش نیز از این روش استفاده می شود، احتمالا با استفاده از دندانه گِل پاک (آلومین). رنگ نارنجی از مخلوط گُل اصفهان (زرد بغم) و صمغی چوبی (زنجه چوب) به عمل می آید.

مقایسه این دستورالعمل ها با برخی دستورالعمل ها در دارونامه ها متاخر وجود دارد بسیار جالب توجه خواهد بود. در این دارونامه ها نیز روش رنگ کردن انواع پارچه ها، در ایران عصر صفوی[6] یا هند دوران گورکانیان، آورده شده است. شاید بشود این مطالب پراکنده را به شکلی تصحیح و تکمیل نمود.  

 

Bibliographie

Blochet, E., 1934, catalogues des manuscrits persans de la Bibliothèque nationale, Paris, Bibliothèque nationale, vol. IV, IV + 484 p.

Ifrah, G., 1994, Histoire Universelle des chiffres, Paris, Laffont, II,1010 p. (à la page 271 l'auteur reproduit une page de manuscript oû ce systeme est expliqué).

م‍ای‍ل‌ ه‍روی‌، ن‍ج‍ی‍ب‌، ک‍ت‍اب‌آرای‍ی‌ در ت‍م‍دن‌ اس‍لام‍ی‌ (م‍ج‍م‍وع‍ه‌ رس‍ائ‍ل‌ در زم‍ی‍ن‍ه‌ خ‍وش‍ن‍وی‍س‍ی‌، م‍رک‍ب‌س‍ازی‌، ک‍اغ‍ذگ‍ری‌، ت‍ذه‍ی‍ب‌ و ت‍ج‍ل‍ی‍د. ب‍ان‍ض‍م‍ام‌ ف‍ره‍ن‍گ‌ واژگ‍ان‌ ن‍ظام‌ ک‍ت‍اب‌آرای‍ی) .– م‍ش‍ه‍د: آس‍ت‍ان‌ ق‍دس‌ رض‍وی‌، ب‍ن‍ی‍اد پ‍ژوه‍ش‍ه‍ای‌ اس‍لام‍ی‌، ۱۳۷۲. (نود و یک + 1048)

Porter, Y., 1992, Peinture et art du livre. Essai sur la literature technique indo – persan, Paris – Téhéran, Institut français de recherche en Iran (Bibliothèque iranienne, no 35), 246 p.

Tureyya, M., 1971, Sicill-i Osmani, Westmead, Gregg International Publishers (reprint de l'édition d'Istanbul, 1308-1315/1890-1897), t. III, 621 p.

 

 



[1] نویسنده مقاله، در اینجا حرف «ه» را به متن اصلی افزوده است(؟).

[2] والدعا

[3] نویسنده، واحد اندازه گیری وزن «من» را، با تردید، «سه» معنا کرده است. (مترجم)

[4] نویسنده این واژه را محلول زاج ترجمه کرده است. با توجه به آنکه اصطلاح زگاب، در متون فارسی وجود دارد (رک. فرهنگمعین)، صحیح تر آن است که واژه به کار رفته در متن را بیاوریم. (مترجم)

[5] ترجمه این عبارت به فرانسه، که برای نویسنده مقاله نیز علامت سؤال داشته، چندان واضح نیست. این عبارت، در متن اصلی روشنتر است: «بآب او، یکمن آب او را ، یک مثقال نیم زنگار سلایه نموده، داخل کنند» که به فارسی امروز می توان چنین نوشت: به آب آن، برای هر یک من آب، یک مثقال و نیم زنگار ساییده شده می افزاییم.

[6] برای نمونه، در حاشیه های برگ های 2پ  به بعد نسخه Suppl. Persan 341 کتابخانه ملی فرانسه، که رونوشتی است از رساله­ای پزشکی، به زبان فارسی، به تاریخ 1063 ق، دستورالعمل های کوتاهی درباره رنگ آمیزی با نیل و غیره آمده است.

 

  نظرات ()
کاتبان دست‌نوشته‌های کهن کتابخانه مجلس نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢

 

 

 

 

 

سید محمدحسین مرعشی

 

تا سال 1380 شمسی، بیش از صد رساله که در سده‌های 6 تا 10 هجری قمری کتابت شده، در کتابخانۀ مجلس به ثبت رسیده است. کاتبان این رساله‌ها نام خود و تاریخ کتابت و گاه مکان کتابت[1] را در ترقیمه کتاب درج کرده‌اند.

در سیاهه ذیل، سال کتابت، نام کاتب، نوع خط، نام رساله، نویسنده رساله، موضوع رساله، زبان رساله[2] و شماره رساله، به ترتیبِ سالِ استنساخ مرتب شده‌اند.

نام کاتبان، دقیقاً به همان صورت که در فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس نوشته شده ، آمده است.

نوع خط، موضوع رساله و سایر اطلاعات از فهرست‌های قدیم کتابخانه استخراج شده‌اند.

این سیاهه، از آن رو  به‌صورت جدول تهیّه و تنظیم شده که اطلاعات مندرج در آن برای پژوهشگران نسخه‌شناسی دستیاب‌تر باشد.

 

 

 

شماره

سال کتابت (هجری قمری)

 

نام کاتب

 

نوع خط

 

شماره رساله

 

موضوع رساله

 

شماره فهرست: مجلد و رساله

1

531

ابوالقاسم
  عبدالله بن محمد رویدشتی

نسخ

4011

تفسیر
  قرآن

12:11

2

564

ابوالقاسم
  علی بن قاسم بن الحسینی الوهاب الموصلی

-

12261

تفسیر

256:35

3

578

مؤیدالدین
  ابی ابیطالب محمد بن علقمی

نسخ

13547

علوم
  قرآنی-روائی- فقه و اصول

43:37

4

583

محمد
  بن جعفر بن بنجیر

نسخ
  شبیه کوفی

1/4129

قرآن

125:11

5

584

محمد
  بن عمر رازی

نسخ

219

فلسفه

103:1(فارسی)

6

584

نصر
  بن محمد هبه الله

نسخ

14589

ادبیات
  زبان و نحو عربی

-

7

589

سعید
  بن محمد بن ابی سعید... الهراسکانی

نسخ

14106

زبان
  و نحو عربی

138:38

8

591

عبدالجلیل
  بن یعقوب بن یوسف

نسخ

570

فرهنگ
  عربی- فارسی

362:1

9

597

ابوجعفر
  محمد بن ابوجعفر بن احمد

کوفی،
  مغربی قدیم

395

قرآن

240:1

10

604

محمد
  بن علی العلوی الحسنی المامطیری

نسخ
  معرب

7075

حدیث

(نهجالبلاغه)

85:25

11

610

سلیمان
  بن یوسف بن حسن

 

12265

قرآن(شأن
  نزول)

259:35

12

617

محمد
  بن ابی الحسین بن اسامه بن عدنان بن اسامه

نسخ
  معرب

 

امثال
  و حکم

419:26

13

619

محمد
  بن ابراهیم مرادی بستی

 

 

تفسیر

76:35

14

619

دکر
  بن مکایل بن تولی

نسخ

14235

فقه
  و اصول حنفی

346:38

15

620

حسین
  بن علی بن ابی الفضل قمی

نسخ

13051

لغت
  عربی به فارسی

228:36

16

620

عبدالله
  بن محمد علی

نسخ

7862

ادبیات

341:26

17

621

مبارک
  بن عبدالله غلام نجیبالدین مزیدی

ثلث
 

شبیه
  تعلیق

1831

فلسفه

273:5

18

629

محمد
  بن هدیه بن محمدی الاشنهی

نسخ
  معرب

7195

نحو

194:25

19

642

محمد
  بن محمد فارسی1

شکسته
  نستعلیق

1/4828

فلسفه

240:13

20

642

ابو
  عبدالله حسین بن ابی مظفر محمد بن ابی المعالی شیبانی

-

3/4828

-

242:13

21

652

عیسی
  بن صاعد مسیحی

نسخ

1510

پزشکی

306:2

22

654

محمد
  بن ابی نصر بن محمد حافظ

-

12266

تفسیر

260:35

23

658

یوسف
  بن محمد بن خیره اندلسی شاطبی

نسخ

1438

-

255:2

24

663

مفرد
  الرستانی بن زینالدین محمد بن ابی بکر

-

7018

تاریخ

27:25

25

666

ابوجعفر
  علی بن محمد بن احمد مؤذن

نسخ

905

اخلاق،
  نثر فارسی

89:2 (فارسی)

26

667

محمود
  بن حبش بن یونس رونی معروف به حاجی نظام

-

137

عرفان،
  تصوف

150:7(فارسی)

27

668

یوسف
  بن محمد فضل الله الحسیبه الجاجری

نسخ

22

پزشکی

10:1

28

673

محمد
  بن محمد بن محمود سمرقندی

-

12084

تفسیر

97:35

29

676

محمد
  بن محمد بن احمد بن داود

نسخ

13599

نحو

113:37

30

676

علی
  بن یعقوب العلیمی معروف به العجلوبی الجرایحی

نستعلیق

4101

پزشکی

97:11

31

679

محمود
  بن علی بن علی عدبیل2

نسخ

2/241

فلسفه

120:1(فارسی)

32

680

محمود
  بن حسن بن محمد بن احمد بن یوسف بن عباس بن الرشید (؟)

نسخ

426

فقه

254:1

33

685

علی
  بن احمد بن محمد بن احمد بن محمد بن عبدالعزیز

-

12191

تفسیر

194:35

34

686

خلیل
  بن یوسف بن سالار بن علی

نسخ

4708

-

89:13

35

688

عمر
  بن ابی بکر بن اسحاق شیرازی

نسخ

5919

تفسیر

306:17 (فارسی)

36

688

فضل
  الله قزوینی

نسخ،
  تعلیق

2600

شعر
  فارسی

337:8 (فارسی)

37

689

احمد
  بن حسن بخاری

نسخ

13517

فرهنگ
  عربی به عربی

17:37

38

689

علی
  بن حسن بن ابوعلی شیرازی

ثلث

4663

-

48:13

39

690

ابوجعفر
  علی بن... ابی القاسم حسینی رضوی

نسخ

466

فقه
  جعفری

-

40

691

عبدالله
  بن احمد بن اسعد تاجی

نسخ

309

شعر
  فارسی

154:1(فارسی)

41

692

علی
  بن احمد بن الحسین معروف به ابن طافق

ثلث

7101

اصول
  فقه

112:25

42

695

محمد
  بن احمد بن ابی الفرج

-

12011

علوم
  قرآنی

29:35

433

695

منصور
  بن کمالالدین الحسینی

نسخ

1/14017

ادبیات
  شعر فارسی

35:38 (فارسی)

444

696

محمد
  بن یوسف بن ابی الفرج عسقلانی

-

4/12410

شرح
  اسماء الهی

365:35

45

697

احمد
  سهروردی

-

12446

دعا

397:35

46

698

ابو
  محمد- یحیی بن علی معروف به شهاب المعنی

-

12050

تفسیر

62:35

47

698

علی
  حافظ

نسخ

226

ریاضیات-
  هندسه

106:1(فارسی)

48

698

حسن
  بن علی بن عبدالله اکبری الصدیقی

نسخ

1282

-

208:2

49

699

ابوالقاسم
  احمد بن فضل بن علی اصفهانی

-

1696

کلام

23:5

50

699

محمد
  فرزند مهیار حسن فرزند حسین فرزند علی حرقلی

نسخ

2727

فقه

1/58:9

51

700

محمد
  بن مسعود الکرخی

-

14234

ادبیات
  فارسی و عربی

346:38(عربی به فارسی)

52

700

احمد
  بن سلیمان بن محمد عتایقی

نسخ

1393

نهجالبلاغه

243:2

535

704

حسن
  بن یوسف بن مطهر (علامه حلی)

نستعلیق
  شکسته

1/4941

اجازه،
  حدیث

170:14

54

704

حسین
  بن محمد علوی طوسی

نستعلیق

2/4941

فقه
  جعفری

17:14

55

705

محمد
  بن حسن بن یوسف بن ابی علی استاد (المرندی یا المزیدی)

نسخ

137450

اصول
  فقه

281:37

56

705

محمد
  بن محمود شیرازی معروف به کرده

نسخ

4720

 

102:13(فارسی)

57

707

شهاب
  کرمیین

نسخ
  شبیه ثلث

5931

ادبیات

319:17

58

718/710

خضر
  علی

نسخ

5624

حدیث

76:17

59

711

ابو
  محمد فتح محمد مبینی

نستعلیق

2605

شعر
  فارسی

342:8(فارسی)

60

712

اسماعیل
  بن احمد بن عبدالله حسن البخاری الخزرجی الانصاری

نسخ
  کهن ترکی

5262

اصول
  فقه

346:17

61

713

محمد
  بن محمد بن احمد قزوینی

نسخ

1/15333

نَحو

-

62

714

روح
  الله بن علی بن عماد الاسلام جمال الاسلامی6

-

1/921

شعر

164:3(فارسی)

63

714

حسن
  بن ابی طالب بن ابی محمد حمصی

نسخ

300

ادبیات

-

64

715

محمد
  شاه بن محمد ناعمری مریبانی7

نسخ

4/7099

شعر
  عربی

108:25

65

717

حسن
  بن الناصر بن عبدالله

نسخ

7064

اصول
  فقه

75:25

66

717

محمد
  بن محمد بن احمد بن ابراهیم الزواری

نسخ
  معرب

7471

حدیث

442:25

67

720

محمد
  بن محمد بن عرف الفسوی

نسخ

1373

-

238:2

68

721

عبدالصمد
  بن محمد بن محمود

نسخ،
  نستعلیق

2569

ادبیات

278:8(فارسی)

69

721

عبدالطیف
  بن محمد بن سلیمان سبابن مروان بن علی بن سحاب بعلبکی شافعی

نسخ

506

فقه

297:1

70

722

محمد
  بن محمد بن مطهر

نسخ

7215

فقه

219:25

71

723

لطف
  علی صدر الافاضل

شکسته
  نستعلیق

3/14728

عرفان

- (فارسی)

72

724

احمد
  بن یحیی

نسخ

1/509

قرائت

299:1

73

725

محمد
  بن سلیمان8

نستعلیق

4/5296

-

216:16

74

726

علی
  بن محمد بن علی دامغانی

-

12146

تجوید

143:35

75

727

ابراهیم
  بن محمد بن همزه الاردبیلی

نسخ

7280

صرف

275:25

76

727

محمد
  بن علی جرجانی

نسخ

1177

پزشکی

156:2

77

728

حسین
  بن علی ابی الحسن کاشانی9

نسخ

1/5643

فقه

97:17

78

729

محمد
  علی بن احمد جوینی

نسخ

271

تاریخ

131:1(فارسی)

79

730

بدر
  بن عالم زاده بن شریفالدین النوکناکی

نسخ

7151

بلاغت

161:25

80

730

منصور
  بن علی(مؤلف)

نستعلیق

1/5218

اجازه،
  حدیث

49:16

81

731

حسین
  بن محمد المعلم الاصلی

نسخ
  معرب

7950

ادبیات

426:26

82

732

محمد
  بن علی طبری

-

12362

دعا

322:35

83

733

محمد
  بن عبدالوهاب قزوینی

-

5389

-

294:16

84

733

احمد
  بن عبدالرحمن ابی بکر بن عثمان عفانی ملقب به فخر همدانی10

نسخ

1/1289

منطق
  و کلام

1289:1

85

735

اسعد
  بن ابی بکر متطبب

نسخ

5628

پزشکی

79:17

86

735

محمد
  بن حسن بن حسان

-

5314

فقه

228:16

87

737

محمد
  بن حسن بن محمد استرآبادی

-

14223

فقه
  جعفری

345:38

88

737 و 735

جمالالدین
  احمد بن محمد بن الحداد الحلی

نسخ

603

فقه
  جعفری

-

89

738

علی
  بن الحسن ابن الرضی حسینی حافظ

-

286

ادعیه
  و اوراد

146:1

90

738

محمد
  بن مظفر خلخالی

نسخ

774

بلاغت

-

91

739

سعدالدین
  بن محمد صوفی حافظ نخجوانی

نسخ

4287

 

300:11

92

739

محمود
  بن حسین بن یوسف بن حسن معروف به محمود تاجالدین

نستعلیق

1/1417

عروض
  و قافیه

250:2

93

740

احمد
  بن اسمعیل الوجیزی الشافعی الصوفی

نسخ

13932

تاریخ

518:37

94

740

ابو
  محمد عمر بن محمد بن اسمعیل پاشا عباس هاشمی اصفهانی

نسخ

434

تفسیر

257:1

95

740

ابو
  حامد محمد بن محمد بن احمد شمس مرغینائی

نسخ

15518

تفسیر

-

96

741

محمد
  بن حسن بن محمد الغروی

نسخ

7381

فقه

367:25

97

741

شعیب
  بن احمد بن عیسی بن سلیمان بن داود بن فرج الخطیبی

نسخ

1297

تفسیر

215:2

98

742

سلیمان
  بن یوسف بن سنان بن یاقوت انقره یی سلیمانی

نستعلیق

328

[مصباح‌الرسائل]

166:1 فارسی

99

744

حسن
  بن محمد بن شمسالدین

نسخ

13906

معانی
  بیان

499:37

100

745

عبدالله
  بن العزیز مشهور به نمراوی

نسخ

13191

اصول
  فقه

277:36

101

746

مظهرالدین
  بن نصیر الطبیب11

نسخ

6/536

پزشکی

343:1

102

747

عبدالله
  قیصری

نسخ

10601

علوم
  و فنون پزشکی

(فارسی)

 

 

پینوشتها:

1. از این کاتب 2 رساله دیگر در همین کتابخانه موجود است.

2. از این کاتب 3 رساله دیگر در همین مجموعه، در کتابخانه موجود است.

3. از این کاتب 16 رساله دیگر در همین مجموعه در کتابخانه موجود است.

4. از این کاتب یک رساله دیگر در کتابخانه موجود است.

5. از این کاتب نسخه دیگری به تاریخ 723 نیز در کتابخانه وجود دارد.

6. از این کاتب، 10 رساله در همین سال و در یک مجموعه، باقی است.

7. از این کاتب در همان مجموعه یازده رساله دیگر وجود دارد که دو تای آن متعلق به سال 715 و بقیه متعلق به 716 است.

8. از این کاتب دو رساله دیگر یکی متعلق به سال 725 و دیگری به 726 در کتابخانه وجود دارد.

9. از این کاتب دو رساله دیگر متعلق به سال 728 در کتابخانه موجود است.

10. از این کاتب دو رساله دیگر در همان سال کتابت شده است که در کتابخانه نگهداری می‌شود.

11. از این کاتب رساله دیگری، در سال 747،  در کتابخانه موجود است.



[1]. در میان نسخه‌های کاتب‌دار و تاریخ‌دار سده‌های 6-10 هجری قمری، مکان کتابت حدود پنجاه رساله مشخص شده است.

[2]. هرگاه زبان رساله فارسی بوده، در ستون پایانی، داخل پرانتز آورده شده است.

 

  نظرات ()
آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢

 

 

آیین شناساندن
نسخه‏هاى خطى‏

جزوه آموزشى دوره‏هاى
تخصصى نسخه‏شناسى‏

پاریس، سال 2003

مؤسسه پژوهش و تاریخ
متون (پاریس CNRS)

 

Le Manuscrit Médiéval en écriture Arabe 8 Novembre 2003, CNRS Institut de Recherche et d'Histoire des Textes,Paris.

 

فرانسوا دروش

    ترجمه: سید محمدحسین مرعشى

چکیده‏

 هدف از این مقاله شناسایى علمى نسخه‏هاى خطى است بدان صورت که هم خود اساس پژوهش‌های تاریخى قرار گیرد و هم به عنوان دانشى کمکى و وابسته در علوم مرتبط به کار آید.  از این رو مسائل مرتبط با شناخت دست‌نویس‌ها در چهار بخش کلى تقسیم و معرفى شده‏اند: مجلد، واحدهاى نسخه شناختى، متن، یادداشت‌ها. در پایان نیز، سه پیوست بدان ضمیمه شده است: نشانه‏هاى مالکیت، کتاب‌نامه شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خط عربى، واژه‏نامه فرانسه فارسى.

 کلیدواژه‏ها: فهرست‌نگاری نسخه‏هاى خطى، متن‏شناسى نسخه‏هاى خطى، نسخه‏شناسى نسخه‏هاى خطى، آموزش فهرست‌نگاری.

 دستنوشته‏هاى سده‏هاى میانى به خط عربی برخلاف کتاب‏هاى چاپى، هر یک از نسخه‏هاى خطى، گواه منحصر به فردى است که بررسى آن نیازمند روش‏هاى گوناگونى است. نسخه‏هاى خطى پیش از همه، کتاب‏هایى هستند که گاه شامل چند اثر متنوعند. نسخه‏بردارى، انتشار، تعلق به مکانى علمى یا شخصیتى شناخته شده یا ناشناس، بیانگر موقعیت علمى زمانه و نشانى از جریان دانش در زمان و مکان خود نیز هست. علاوه بر این، دست‌نوشته یک سند باستان‏شناختى است که مى‏تواند از جنبه تولید، خصوصیات فیزیکى و تزیینات، مورد بررسى قرار گیرد. این امر تنها به نسخه‏هاى خطى عربى محدود نمى‏شود بلکه تمام نسخه‏هاى خطى، صرف نظر از منطقه فرهنگى آنها را در بر مى‏گیرد.

 در اصل، هدف انجمن پژوهشى و تاریخ متون (IRHT = I'Institut Recherche et d'Histoire des Textes) گردآورى متخصصان رشته‏هاى گوناگون و مکمل است که از دو جنبه به پژوهش در تاریخ کتاب مى‏پردازند : به عنوان متنى گواه بر دانش و فرهنگ سده‏هاى میانى و میراث گذشتگان. از این منظر، این نسخه‏ها شامل نسخه‏هاى سده‏هاى میانى به زبان‏هاى عبرى، یونانى، لاتین، فارسى، عربى و فرانسه قدیم نیز مى‏شود، در واقع، آثار بسیارى از گذشتگان وجود دارد که تنها از طریق مکتوبات سده‏هاى میانى انتقال یافته‏اند. مثلاً پژوهش‏هایى که در فیمود (کاربرگه‏هاى نسخه‏هاى تاریخ‏دار خاورمیانه/  FiMMOD = Fichiers des Manuscrits Moyens Orientaux Datés) انجام گرفته است، به جنبه‏هایى از یادداشت‏نویسى در نسخه‏هاى خطى (در انجامه نسخه) مى‏پردازد.

 در پایان به یارى برخى نمونه‏ها به تجزیه و تحلیل مراحل گوناگون شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خطى خواهیم پرداخت. به هر حال، در این مقاله، سعى بر این است تا شناختى علمى از نسخه‏هاى خطى حاصل آید. شناختى که تنها به عنوان دانشى وابسته و کمکى نباشد بلکه خود اساس پژوهش‏هاى تاریخى قرار گیرد.

 

    بخش اول: مجلّد

 1. شماره دستیابى‏

 شهر - محل نگهداری - [مجموعه] - [زبان/ موضوع] - شماره ترتیب. احیاناً شماره (هاى) قبلى.

 

 2 . موارد کلى

 2 - 1. جنس (کاغذ، ورق‏پوستى)

 2 - 2. اندازه صفحه‏ها.
مثال: 140*195 میلى‏متر

    * اندازه صفحه‌ها به میلى‏متر، که تا 5 میلى‏متر گرد مى‏شود، از صفحه‏اى گرفته مى‏شود که به شکل چهارگوش باشد و در آغاز نسخه قرار داشته باشد.

 2 - 3. روشى که تعداد کل ورق‏هاى مجلد را نشان دهد:

    بدرقه ابتداى نسخه با حروف‏1، تعداد برگ‏هاى هر واحد نسخه‏شناختى با ارقام هندى، بدرقه انتهاى نسخه با ارقام رومى، این موارد با نقطه از یکدیگر جدا مى‏شوند. مثال: دو.8.16.52.دو (احیاناً، ورق‏ها یا برگ‏هاى فرد با علامت + مشخص مى‏شوند)

    * در مورد نسخه‏هاى با کاغذهاى گوناگون (یا «مختلط»)، اگر یکى از عناصر دست‏نوشته (جنس، اندازه صفحه‏ها و
غیره) در واحدهاى نسخه‏شناسى با هم تفاوت داشته باشند به بخش واحدهاى نسخه‏شناختى
مربوط مى‏شود نه به این بخش.

 

 3 . شماره‏گذارى‏

 3 - 1. برگ‏شمارى یا
صفحه‏شمارى (ارقام هندى، ابجد)، رنگ، محل قرار گرفتن (اگر جاى دیگرى به جز گوشه
بالاى صفحات رو باشد). احیاناً شماره‏گذارى‏هاى قبلى.

 3 - 1. روش شماره‏گذارى: با
حروف‏1 و عدد، مثال یک - سه، 74-1 - چهار - شش. لت 1 = برگ 16 ب (= لت 1، بلافاصله
بعد از برگ 16 ب قرار دارد)

 

 4 . جلد

 4 - 1. نوع (سرطبله‏دار یا
بدون سرطبله) 2، تاریخ‏گذارى به سده (در صورت امکان). جلد اصل یا غیر اصل (در صورت
امکان).

 4 - 2. اندازه دفه‏ها به
میلى‏متر (اگر با اندازه صفحه‏ها تفاوت داشته باشد).

 4 - 3. قطر مجلّد هنگام بسته
بودن.

 4 - 4. میان جلد (چوب، مقوا)
و روکش جلد (چرم، پارچه، کاغذ ابرى و غیره)، جنس و رنگ. قسمت‏هاى روکش‏شده
(دفه‏ها، لوح‏هاى درون).

 4 - 5. تزیین (نقش‏کوبى
دفه‏ها و لوح‏هاى درون، در منطقه‏هاى مختلف).

 4 - 6. وضعیت نگهدارى و
ملاحظات دیگر.

 

    بخش دوم: واحد (هاى)
نسخه‏شناختى‏

 1 . کاغذ

 1 - 1. ته‏نقش‏دار یا بدون
ته‏نقش. توصیف ته‏نقش‏ها، به اطلس‏هاى کاغذ و سال‌یابی ارجاع شود.

 1 - 2. اندازه پهناى 20 ته
خط افقى.

 1 - 3. جهت ته‌خط‌های افقى:
تاى کاغذ (یک‏تایى، دوتایى، سه‏تایى) ؤ قطع برگ و منشأ کاغذ

 1 - 4. ترتیب (ساده یا گروهى)
و فاصله ته‌خط‌های عمودى از یکدیگر ؤ منشأ کاغذ

 2 . جزوها

 2 - 1. نوع جزوها (دوبرگى،
سه‏برگى، چهاربرگى و غیره)

 2 - 2. مقایسه جزوها با
یکدیگر. شیوه ترکیب‏بندى‏

 مثال: (52) 2 IV - 3(, 30 V )3 (ارقام رومى = تعداد
دو ورقى‏هاى جزو، ارقام عربى مقابل آن = تعداد جزوها؛ مجموع ورق‏ها به رقم عربى
بین دو هلال).

 

 

 1 . در متن اصلى به جاى
شکل حروفى ارقام رومى به کار رفته است.

 2 . طبله یا طبل نیز گفته
مى‏شود.

 2 - 3. ذکر بى‏نظمى‏ها در
ترکیب‏بندى جزوها: تعیین جاى ورق‏هاى افتاده یا افزوده شده. در صورت جابه‏جایى،
پیشنهاد چگونگى بازسازى صحیح بر اساس توالى متن؛ ارائه ترتیب خواندن نسخه.

    مثال: نخستین پنج
برگى: 50 - و - 52 - و - 54 / 53 - 51 - 55 - و - 56 .

 2 - 4. ذکر شماره‏هاى جزوها:
انتهاى گوشه برگ اول صفحه رو، بدون ذکر شماره صفحات پشت: به ابجد یا به حروف.

    (احیاناً، شماره دو
برگى‏هاى درون جزوها).

 2 - 5 . ذکر نشان‏ها و علائم
وسط جزوها، روى دوبرگى‏هاى وسط با توجه به:

    1 . مکان:

    الف. گوشه‏هاى بالاى
صفحه انتهاى سمت راست؛

    ب. پایین، انتهاى سمت
چپ؛

    ج. گوشه‏هاى بالایى
انتهاى سمت راست و پایین انتهاى سمت چپ؛

    د. گوشه‏هاى پایین
انتهاى سمت راست و بالا انتهاى سمت چپ؛

    ه. وسط حاشیه انتهاى
سمت راست؛

    و. وسط حاشیه انتهاى
چپ.

    2 . شکل :

    الف. حرف؛

    ب. خط تیره؛

    ج. خط ممتد؛

    د. نقطه؛

    ه. رقم هندى؛

    و. حرف «میم»؛

    ز. سه نقطه (مثلثى)

    ح. دایره کوچک؛

    ط. موارد دیگر؛

 2 - 6 . رکابه‏ها: وجود یا
فقدان رکابه در همه ورق‏ها، یا در پایان یا در وسط جزو و غیره.

 

 3 . صفحه‏بندى پیش از
نگاشتن‏

 3 - 1. تعیین اندازه نوشته.
مثلاً 140*100 میلى‏متر. تعیین تعداد سطرها در هر صفحه.

 3 - 2. تعیین ابزار
سطراندازى (قلم نوک‏آهنى، مسطر، یا هر دو وسیله).

 3 - 3. تعیین و توصیف آثار
سوزن (به غیر از مسطر).

 

 4 . خط

 4 - 1. شیوه خوشنویسى میزان شتاب‌زدگی
خط. رنگ مرکب، اندازه. ویژگى‏هاى خط، تناسب حروف، اتصال غیر معمول حروف، خمیدگى
خط، دانگ قلم و غیره. احیاناً، ارجاع به مرقعات و اطلس‏هاى خوشنویسى.

 4 - 2. توصیف کاربردهاى
قواعد املایى:

    الف. نشانه‏هاى آوایى
و سکون (زیاد، کم، بدون نشانه)؛

    ب. نقطه‏گذارى حروف
(کامل، ناقص، بى‏نقطه) متناسب با ملاک و معیار، کاربرد علامت اهمال؛

    ج. کاربرد تشدید؛

    د. وجود یا حذف همزه
روی - الفِ ابتداى کلمه - الف، واو، نَبرَه در وسط کلمه‏ها - الف، واو، یاء یا روى
خط زمینه در وسط کلمه. - قواعد مربوط به «کرسى» همزه یا عدم قاعده.

    ه. نقاط زیر «یاء»
پایانى؛ الف مقصوره‏

    و. اختلال در عبارات
متکلف و صامت‏هاى دندانى که بر اساس خاستگاه مکانى کاتبان دریافته مى‏شود.

 

 5 . ترتیب و جابجایى
اوراق نسخه‏

    توصیف اتصال متن‏ها و
فصل‏هاى میان آنها و توصیف درجات زیر بخش‏ها: عنوان‏ها، شنگرف‏نویسى‏ها، خط‌گذارى
بالاى عبارت‏ها و غیره.

    * براى بررسى بیشتر
درباره بخش 4 و 5، یک دست بودن شیوه‏ها در تمام نسخه مورد توجه قرار گیرد. بى‏نظمى
نشانه قطعى تغییر کاتب نیست، خط منظم در ابتدا و سپس شتاب‌زدگی در آن، کاستى گرفتن
نشانه‏گذارى‏ها، تغییر شیوه خوشنویسى در حین کتابت و موارد دیگر ممکن است به دلیل
خستگى کاتب باشد.

 6 . اصلاحات کاتب‏

    شامل تراشیدن، قلم
گرفتن، محو، اصلاح، مقابله، استفاده از نشانه‏ها: صح، ضبّة، ن و غیره.
حاشیه‏نویسى‏ها و نوشته‏هاى بالای سطر.

    * تنها زمانى مى‏توان
از اصلاحات کاتب سخن گفت که بتوان آنها را از یادداشت‏هاى خوانندگان نسخه تشخیص داد.
در صورت تردید، بهتر است این ملاحظات را در بخش مربوط به «یادداشت‏ها»، با ذکر
تردیدى که در مورد آنها وجود دارد، آورد.

 

 7 . نسخه. انجامه (ها).

 7 - 1. استنساخ؛

 7 - 2. شناسایى:

    الف) مکان‏ها؛

    ب) اسم‏ها؛

    ج) تغییر و تبدیل
تاریخ‏ها.

    در صورت نبود تاریخ
مشخص، با مراجعه به دیگر اجزاى نسخه، انجامه پیش از انجام یا پس از انجام کتابت
معلوم شود.

    بخش سوم: متن (ها)

 1. شماره‏گذارى بر اساس
ترتیب قرار گرفتن در مجلد.

 2. نام اثر. به طور
قراردادى و بنا بر هویت جدید.

    الف) ذکر عنوان معمول
اثر. آوردن نام مؤلف به صورت کامل یا ناقص و یا با عنوان یاد شده در کتاب، میان دو
نشانه
<...>.

    مثال: 1. (گ. 1 ر - 54
پ) ابوعلى <الحسین بن >سینا رساله ال<مبدا و ال>معاد

    در صورت نبود نام
مؤلف، اثر، بى‏نام (مؤلف) خوانده مى‏شود. در مورد نسخه‏هاى ناشناس، در صورت وجود
نام نادرست، تمام نام اثر داخل قلاب گذاشته مى‏شود.

    ب. عنوان جایگزین
آورده مى‏شود.

    ج. مشخص کردن محل (هاى)
قرار گرفتن عنوان یا نام در نسخه (صفحه عنوان، سرلوح، آغاز، انجامه، لبه نسخه و
غیره) و ذکر موارد اختلاف یا تفاوت شرح ترتیب کار.

    مثال: عنوان در کتیبه
سرلوح. روى لبه پایین نسخه، نام: معاد ابن سینا.

 3 . مشخص کردن موضوع علمى
یا نوع ادبى متناسب با طبقه‏بندى سنتى علوم اسلامى: فقه، تفسیر، ادب، طب، هیئت و
نجوم، کلام بدیع، معانى، عروض و غیره.

 4 . منابع

    الف. مشخص کردن
انتشار یا عدم انتشار متن؛ استفاده یا عدم استفاده مصحح در چاپ از این نسخه. تعین
چاپ مورد ارجاع، حتى اگر آخرین چاپ نباشد.

    ب. چاپ‏هاى پیشین،
قدیمى (بر اساس فهرست‏هاى آثار چاپ شده).

 4 - 3. به منابع GAL (تاریخ ادبیات عرب
بروکلمان) و GAS(تاریخ دست‏نوشته‏هاى عربى سزگین) در
صورتى که کتاب مورد نظر در آنها وجود داشته باشد ارجاع داده شود. مشخص شود که آیا
این نسخه در آن منابع یاد شده است یا خیر. فهرست نسخه‏هاى خطى را در این دو منبع( GALو GAS)،
در صورت امکان تکمیل کنید.

    * در مورد مؤلفانى که
براى آنها کتاب‌شناسی‌های اختصاصى تهیه شده است (مانند ابن سینا، غزالى، ابن عربی،
ابن حجر عسقلانى، سخاوى) مى‏توان از منبع GAL صرف نظر کرد.
شماره‏هاى آثار بر اساس این منابع تعیین مى‏شود، باید توجه داشت که آیا در آن کتاب‌شناسی‌ها
نسخه مورد نظر شناخته شده است. در صورت لزوم فهرست‏ها تکمیل شود.

 5 . مندرجات متن‏

    الف. مقابله اجمالى
با نسخه چاپى مرجع: (بررسی X سطر از نسخه با X سطر از نسخه مرجع، در
Y صفحه) جهت حصول اطمینان از این که با
همان نسخه سر و کار داریم که در پایان متن مشخص شده است و موارد دیگر. تفاوت‏هاى
قابل توجه ذکر مى‏شوند (حذف یا اضافه کردن بخش‏ها، تفاوت در تقسیم‏بندى فصل‏ها).

    ب. به صورت اختیارى و
متناسب با اهمیت متن، نمونه‏هایى مقابله شوند، متن با شواهد نسخه و نسخه تصحیح شده
مرجع مقایسه شود و اطلاعات پیشنهاد شوند.

    ج. اگر متن چاپ نشده
است، خلاصه‏اى از متن ارائه شود. سرفصل‏ها با توجه به واژه‏هاى مربوط (باب، فصل،
قول و غیره) با تعیین مندرجات استخراج شود. در صورت احتمال نام مؤلفانى که ذکر شده

است و مضمون نقل‏قول‏ها بیان شود. احیاناً بندهایى از متن، و در صورت اهمیت ویژه،
مقدار بیشترى از متن آورده شود.

 

 6 . آغاز و انجام‏

    الف. آغاز: سه بخش،
بسمله، حمد له و ورود به موضوع (بعد از اما بعد یا عباراتى مشابه)، که در صورت
کوتاه بودن به طور کامل و یا بنا بر اهمیت آنها، بخش‏هایى از وسط یا از پایان آن
آورده شود.

    بسم‏اللَّه الذى
لااله‏الاهو [...] مالک الملک القهار. والحمد لاحسن البریة [...] قال مؤلف هذا
القول ان الجواهر ثلاثة منها جسمانیة ...

    * اگر ورود به موضوع
داراى اطلاعات شخصى در مورد شرایط تألیف، قصد مؤلف و موارد دیگر باشد، نباید آن را
حذف کرد. آن‏چه اهمیت دارد باید حفظ شود.

 6 - 2. انجام: آخرین
واژه‏هاى متن پیش از انجامه که قبل از سه نقطه قرار مى‏گیرد.

 

 7 . مؤلف‏

    به تذکره‏هاى مؤلفان
(دایرة‌المعارف اسلام، [معجم المؤلفین] کحّاله، [الاعلام] زِرِکْلى و منابع قدیمى
تذکره‏هاى مؤلّفان) ارجاع شود، به جز در مورد مؤلفان مشهور.

    بخش چهار: یادداشت‏ها

    یادداشت‏ها شامل همه
نوشته‏های خارج از نسخه، در محدوده واحدهاى نسخه‏شناختى یا مجلّد مى‏شوند، برخى از
این یادداشت‏ها، به طور خاص، به یک واحد نسخه‏شناختى ویژه و برخى دیگر به همه
مجلّد مربوط مى‏شوند، اما در بسیارى از موارد نمى‏توان با اطمینان از آنها سخن
گفت. از این رو بهتر است آنها را مورد به مورد با توصیف و بررسى گرد آورد و درباره
آنها اظهار نظر کرد. یادداشت‏هاى مربوط به قرائت، باید از یادداشت‏هایى که درباره
مواردى غیر از قرائت هستند متمایز شوند.

 1 . یادداشت‏هاى مربوط به
قرائت:

    الف. تعلیقات. شرح؛

    ب. تصدیق قرائت؛

    ج. تصدیق مقابله؛

    د. نشانه‏هاى مقابله؛

    ه. سماع؛

    و. اجازه.

    توصیف یا آوردن این
گونه نوشته‏ها با توجه به نوع آنها، همراه با توضیح آنها در صورت لزوم.

    مثال: گ 57 ر، تصدیق
قرائت و مقابله:

    «قرأه و قابله من اوله
الى آخره بنسخته العبد الفقیر الى ربه احمد بن سلیمان النیسابورى».

    گ 28 پ (پایان متن 2)،
نوشته تازه:

    «طالع متن حى بن یقظان
و شرحه و صحّح بعض المواضع الفقیر الیه عزّ شانه محمد شرف‏الدین احمد المدرسین
بکلیة استنبول».

    * تعلیقات خوانندگان [و
صاحبان نسخه] الزاماً آورده نمى‏شود. دست‏کم باید به تحلیل محتوا، ماهیت (تعبیرهاى
واژگانى، ایراد و اشکال‏ها و غیره) و استخراج یادداشت‏هایى پرداخت که در مورد
تاریخ نسخه (مانند خودشرح‏حال‏نویسى) داراى اهمیت است.

    * نشانه‏هاى مقابله که
در حاشیه قرار دارند مى‏بایست در اینجا مانند «یادداشت» در نظر گرفته شوند و به بخش
«متن‏ها» برده شوند تا از جنبه تاریخ متن به آنها پرداخته شود.

    * برخى «یادداشت‏ها» را
مى‏توان «متن» به شمار آورد. مثلاً خواننده‏اى در حاشیه صفحه‏اى یا روى آخرین برگ
سفید یک جزو در یک واحد نسخه‏شناختى قدیمى‏تر فصلى از یک متن دیگر (کما بیش مربوط
به قرائت متن) را استنساخ کرده باشد.

 2 . یادداشت‏هاى مربوط به
مواردى دیگر غیر از قرائت.

    الف. نشانه مالکیت؛

    ب. یادداشت وقف؛

    ج. فهرست مطالب [از
مؤلّف/ از کاتب]؛

    د. اشعار، مربع‏هاى
طلسمات، عبارت‏هاى تهنیت، دعا، تمرین خط و سیاه مشق، بهاى خرید.

    * این عناصر احتمالاً
بر روى آستر، بدرقه و صفحه عنوان نسخه مى‏آید و ممکن است نشانه‏هایى از تاریخ نسخه
را با خود داشته باشند.

    توصیف جداگانه عناصر
الحاقى (لت‏هاى اضافى، برگ‏هاى فرد و غیره) که به مجلّد راه یافته‏اند. برگى از
نسخه‏اى قدیمى که براى جلد در نسخه به کار رفته است نیز عناصر الحاقى محسوب
مى‏شوند.

    پیوست اول‏

 نشان مالکیت‏

 - مالکُهُ.

 - صاحبُهُ فلان.

 - مَلَّکَهُ.

 - صار فی نوبة ...
العبد الفقیر إلى رحمة ربه ... فلان ... ابتیاعا.

 - صار فی نوبة ...
الراجی عفوه و غفره ... بالاشتراء الشرعی/ بالانتفاع.

 

 عبارات مالکیت که پس
از نشان مالکیت آورده مى‏شود

 - [ ...
] ثمّ
آل ابتیاعاً إلى.

 - [ ...
] انتقل
بالشراء الشرعی إلى فلان.

 - [ ...
] دخل
فی ملک.

 - من کتب الفقیر إلى
الغنی فلان بن فلان عفی عنهما ر فی نوبة العبد الفقیر فلان ر ثمّ فی ... نوبة
العبد فلان.

 

 نشان قرائت‏

 - طالع فیه فلان.

 - قرأه.

 - نظر ما فیه فلان.

 

 یادداشت وقف‏

 - قد وقف هذه النسخة
سلطاننا الاعظم و الخاقان المعظم مالک البرین و البحرین خادم الحرمین الشریفین
السلطان بن السلطان السلطان الغازی محمود خان وقفا صحیحا شرعیا لمن طالع و نظر و اعتبر
خلد اللَّه ملکه الامجد حرره الفقیر احمد شیخ‏زاده المفتش باوقاف الحرمین الشریفین
غفر لهما.

 - وقف هذا الکتاب الشیخ
مصطفى عاطف بشرط أن لا یخرج من خزانته.

 

 ترقیمه (انجامه)

 - انتهى الکلام.

 - نجز هذا الکتاب ...
وکان الفراغ من نسخة ... على ید الفقیر ... بمدینة ... سنة ... للهجرة المبارکة و
الحمد للَّه وحده والصلوات على خیر خلقه محمد و آله و سلامه.

 

  پیوست دوم‏

  کتاب‌نامه شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خط عربى

فهارس المخطوطات العربیة فی العالم - عواد، کورکیس، کویت، 1984.

BREYDY M., Geschichte der syro-arabischen
Literatur der Maroniten von VII-XVI Jhdt,
Opladen, 1985.

BROCKELMANN C., Geschichte des Arabischen
Literatur, 2e éd., 2 vol. Leyde, 1943-1948,

Supplément, 3 vol., 1937-1942.

GRAF G., Geschichte der Christlichen Arabischen
Literatur, 5 vol.,Vatican, 1944-1953.

SEZGIN F., Geschichte des Arabischen
Schrifttums bis ca 034H, Leyde, à partir de 1967, 11 vol. parus.

STEINSCHNEIDER M., Die arabischen غbersetzungen aus dem Griechischen, réimpr. Graz,
1960.

- Die arabische Literatur der Juden. Ein
Beitrag zur Literaturgeschichte der Araber, grossenteils aus handschriftlichen
Quellen, Francfort, 1902. Réimpr. Hildesheim,
1986.

 

فهرست‏ها
و سیاهه‏هاى کتابخانه‏ها

Déroche, F., Catalogue des Manuscrits arabes. Les Manuscrits du Coran.
Paris, 1983-1985.

GUESDON M.-G. et SAUVAN Y., Catalogue des
manuscrits arabes. Deuxiè‏me partie.

Manuscrits musulmans, t. V, n³ 1465-1685,Paris, 1995.

HUISMAN A., Les Manuscrits arabes dans le
monde. Une bibliographie des catalogues, Leyde, 1967.

ROPER G. , World Survey of Islamic Manuscripts,
4 vol. Londres, 1992.

VAJDA G., Répertoire des catalogues et
Inventaires de manuscrits arabes,Paris, 1949.

 

سیاهه‏هاى
متون چاپ شده‏

 انتشارات متأخر

یوسف
الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیه والمعربه عن یوم ظهور الطباعه الی نهایه
السنه 1919، قاهره 1928.

عراق:
المطبوعات النجفیه، نجف، 1966.

مصر:
الکتب العربیة التی نشرت فی مصر فی القرن التاسع عشر، قاهره، 1990.

مغرب: عبدالرزاق فوزی: ال‍مطبوعات الحجریه فی المغرب فهرس مع
مقدمه تاریخیه، هاروارد، 1989.

Europe: CHAUVIN, V., Bibliographie des ouvrages arabes ou relatifs aux
Arabes publiés in l'Europe chrétienne de 1880 - 1885,
21vol., Liè‏ge, 1982-1922.

France: BALAGNA, J., L'imprimerie arabe en Occident XVIe, XVIIe et XVIIIe
siè‏cles,Paris, 1984.

-Inventaire des Livres arabes imprimés arabes:
1514-1959, Paris, BnF, 1986.

 

انتشارات جدید

عبدالرحمن، عبدالجبار: ذخائر التراث العربی الاسلامی، دلیل ببلیوغرافی للمخطوطات العربیه المطبوعه حتی 1980، بصره، 1982 م.

د. محمد عیسی صالحیه، المعجم الشامل للتراث العربی‌المطبوع، 5 ج، قاهره. 1992 – 1995، و تکمله ای دو جلدی از عمر عبدالسلام تَدمُری، قاهره.

 

آثار کلى نسخه‏شناسى‏

BINEBINE A. C., Le Manuscrit arabe et la
codicologie, Rabat, Publications de la
Faculté des Lettres et Sciences humaines, 1994.Actes d'un colloque tenu
à Rabat du 27 au 29 février 1992.

DـROCHE F., Fichier
des Manuscrits du Moyen-Orient datés (FIMMOD), et Nouvelles des manuscrits du
Moyen-Orient, bulletin bisannuel. d.( Les Manuscrits du Moyen-Orient: essais de
codicologie et de paléographie)

Paris-Istanbul, BnF-CNRS, 1986. Varia Turcica
8. Actes d'un colloque tenu à Istanbul du 26 au
29 mai 1986.

- et all, Manuel de codicologie des manuscrits
en écriture arabe,Paris, BnF, 2000.

- et RICHARD F. éds., Scribes et manuscrits du
Moyen-Orient, Paris, BnF, 1997.

Actes d'un colloque tenu à Paris
les 15-17 juin 1994.

فواد سید، ایمن، الکتاب العربی المخطوط وعلم المخطوط (نسخه های عربی و نسخه
شناسی)، قاهره، الدار المصریه اللبنانیه، 1997.

GACEK A., The Arabic Manuscript Tradition. A Glossary of Technical Terms and Bibliography, Brill, 2001.

HOFFMANN PH. (éd.), Recherches de codicologie comparée: la composition du codex au Moyen-Age en Orient et en Occident, Paris, Presses de l'Ecole normale supérieure, 1998. Actes d'une table ronde tenue à Paris les 5 et 6 décembre 1990.

LEMAIRE J., Introduction à la codicologie (Textes, Etudes, Congrès 9) ,
Louvain-la-Neuve, Publications de l'Institut d'Etudes Médiévales, 1989.

LEWIS B., s. v. ‘‏Daftar’ in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd., Leyde, 1960. MANIACI M.
et MUNAFO P. (éds.), Ancient and Medieval Book Materials and Techniques Studi e
testi 357-358, Vatican, Biblioteca apostolica vaticana, 3991. Actes d'un colloque tenu à Erice, 81-52 septembre 1992.

MUZERELLE D., Vocabulaire codicologique. Répertoire méthodique des termes franµais relatifs aux manuscrits,Paris, 1985.

ORSATTI P., ‘‏Le manuscrit islamique: caractéristiques matérielles et typologie’,
in Maniaci M. et Manafo P.(éds.), Ancient and medieval book materials and
techniques, p.269-331.

PEDERSEN P., The Arabic Book, Princeton, 1984.

SELLHEIM R., s. v. ‘‏Kitab’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd. The Conservation and Preservation of islamic manuscripts. Proceedings ot the third conference ot
al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 91-81 novembre 1995. Londres, al-Furqan
islamic Foundation. 1997 Edition en arabe sous le titre صیانت و حفظ
المطبوعات الاسلامیه,
Londres, 1998.

The Codicology of Islamic Manuscripts.
Proceedings of the second conference of al-Furqan Islamic Heritage Foundation,
4-5 dec. 1993, Londres, al-Furqan islamic Foundation, 1995, چاپی از این کتاب،
به زبان عربی وجود دارد.

WITKAM J. J., Arabic Manuscripts in the Library
of the University of Leiden
and Other Collections in the Netherlands. A
General Introduction to the Catalogue, Leyde, 1982.

 

کارمایه‏هاى ساختن کتاب‏

پاپیروس‏

BERTOLINI G., Le papier à travers les Ages. Du Premier Age au recyclage,Paris, 1999.

KHAN G., ‘‏Arabic papyri’, in The Codicology to Islamic manuscripts, p. 1-16.

SELLHEIM R., s.v. ‘‏Kirtas (قرطاس) ’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd,. Leyde, 1960.

TURNER E. G., The Typology of the Early Codex, Philadelphie, 1977.

WOUTERS A., ‘‏From papyrus roll to papyrus codex: some technical aspects of the ancient book fabrication’ in Manuscripts of the Middle East, 1, 1990-91, p. 9-19.

 

پوست، رقّ‏

Déroche, F., ‘‏L'emploi du parchemin dans les manuscrits islamiques: quelques remarques
liminaires’ in The Codicology of Islamic Manuscripts, p. 17-57.

- et RICHARD F., ‘‏Du parchemin au papier: remarques sur quelques manuscrits du Proche-Orient’,
in Hoffmann Ph. (éd.), Recherches de codicologie comparée, p. 183-197.

GROHMANN A., s. v. ‘‏djild’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd.

 

کاغذهاى بدون ته‏نقش‏

BAVAVEAS M. -T. et HUMBERT G., ‘‏Une méthode de description du papier non filigrané
(dit oriental)‘in Gazette du livre médiéval, 17, 1990, p. 24-30.

BEIT-ARIE M., ‘‏The Oriental Arabic Paper’ in Gazette du livre médiéval, 1996, 28,
p. 9-12.

HUART C. et GROHMANN A., s. v. ‘‏Kaghad’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd.

HUMBERT G., ‘‏Papiers non filigranés utilisés au Proche-Orient jusqu'en 1450:
essai de typologie’, in Journal Asiatique, 1998, p. 1-35.

IRIGOIN J., ‘‏Les papiers non filigranés: état des recherches et perspectives
d'avenir’, in Maniaci, M. et Munafo, P. (éds.), Ancient and medieval book materials
and techniques, I, p. 265-312.

LE LEANNEC-BAVAVEAS M. -T., Les papiers non
filigranés médiévaux de la Perse.

l'Espagne: Bibliographie 1950-1955, Paris, CNRS
Editions, 1998.

 

کاغذهاى ته‏نقش‏دار

BRIQUET CH.-M., Les filigranes. Dictionnaire
historique des marques du papier d ةs leur apparition
vers 1285 jusqu'en 1600, 4 vol. A facsimile edition with supplementary
material, by A. Stevenson, Amsterdam, The Paper
Publication Society, 1968.

HEAWOOD E., Watermarks, mainly of the 17th and 18th
centuries,Hilversum, 1950.

MOSIN V., Anchor watermarks, Amsterdam,
1973.

VELKOV A. et ANDREEV S., Filigranes dans les
documents ottomanas. I: trois croissants, Sofia,
1983.

ZERDOUN BAT-YEOUDA M., Les papiers filigranés
des manuscrits hébreux datés jusqu'a 1450 conservés en France
et en Israel (Bibliologia 16) , Turnhout,
Brepols, 1989.

---, Les papiers filigranés médiévaux: essai de
méthodologie descriptive, Turnhout, Brepols, 1988. (éd.), Le papier au Moyen
Age: histoire et techniques, Turnhout, Brepols, 1999

 

انواع مرکب‏

ABOURICHA N., encre au Maghreb, in Nouvelles des Manuscrits du Moyen-Orient, juin 1993, III/1, p. 3-4

CHABBOUH M., Two new sources on the Art of mixing Ink’, in The odicology of Islamic Manuscripts, p. 59-76

ZERDOUN BAT-YEOUDA M., Les encres noires au Moyen Age jusqu'au 1600 (Documents, études et repertoires), Paris, IRHT, 1983.

 

ترکیب‏بندى کراسه‏ها

GUESDON M.-G., ‘‏Les réclames dans les manuscrits arabes datés antérieurs 1450’, in Déroche
F. et Richard F. (éds.), Scribes et Manuscrits du Moyen-Orient, p. 56-57.

-  ‘‏L'assemblage des cahiers: remarques à propos
d'un échantillon de manuscrits arabes récemment catalogués’ in Binebine A. C. (éd.),
Le Manuscrit arabe et la codicologie, p. 57-68.

SIRAT C., ‘‏Pour quelle raison trouve-t-on au Moyen-Age des quinions et des
quaternions? Une tentative d'explication’, in Hoffmann Ph. (éd.) Recherches de
codicologie comparée, p. 131-135.

 

صفحه‏بندى‏

DUKAN M., La réglure des manuscrits hébreux au Moyen Age,Paris, 1988.

 

صحافى و جلدسازى‏

BARAS E., IRIGOIN J. et VEZIN J., La reliure
médiévale. Trois conférences d'initiation, Paris,
ENS, 1978.

DـROCHE F., ‘‏Quelques reliures médiévales de provenance
damascaine’, in Revue des Etudes islamiques, 1986, p. 85-99.

DOIZY M.-A., et IPERT S., Le Papier marbré,Paris, 1985.

DOIZY M.-A., De la dominoterie à la marbrure:
histoire des techniques traditionnelles de la décoration du papier,Paris, 1996.

DREIBHOLZU., ‘‏Some aspects of early islamic bookbindings from Great Mosque of Sana'a,
Yemen’, in Déroche F. et Richard F. (éds.),
Scribes et manuscrits du Moyen-Orient, p. 15-34.

GACEK A., ‘‏Introduction on the art of bookbinding attributed to the Rasulid
ruler of Yemen al-Malik al-Muzaffar’, in Déroche
F. et Richard F. (éds.), Scribes et manuscrits du Moyen-Orient, p.57-63.

RABY J., Turkish Bookbinding in the 51th
Century: the Foundation of an Ottoman Style, Londres, 1993.

 

دانش‏نامه‏ها، نمایه‏ها و اسامى نویسندگان و آثار

Encyclopédie de l'Islam, 2e édition, Leyde, 1960,
حاجی خلیفه کشف الظنون, 2tomes en 4 vol.,Istanbul, 1941-1947.

Index Islamicus, fondé par J. D. Pearson, Cambridge, 1958-index des publications sur la culture
arabo-musulmane depuis 1906.

کحّاله، معجم المولفین، 15 ج، بیروت، 1957-1967.

اعلام النساء، 5 جلد، دمشق، 1958.

تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، 7 جلد، نجف – بیروت، 1954-1971.

زرکلی، الاعلام، چاپ دوم، 10 جلد، بیروت، 1954-1959.

 

سایت‏هاى مفید براى اسناد و مدارک

براى جستجو در متون عربیwww.al-waraq.com

دانشگاه لیدن‏lbs.leidenuniv.nl 

کتابخانه ملى فرانسه‏www.bnf.fr 

کتابخانه کنگره آمریکاcatalog.loc.gov 

 

مکان نگهدارى میکروفیلم‏هاى نسخه‏هاى خطى‏

Paris: Institut de recherche et d'histoire des textes (IRHT). Section arabe. 25, rue du Cardinal Lemoine, 75005 Paris.

Le Caire: Institut des manuscrits arabes
photographiés (Ligue arabe, ALECSO). Un catalogue imprimé est publié.

 

نشریه‏هاى تخصصى در زمینه نسخه‏هاى خطى‏

Manuscripta Orientalia. International Journal for Oriental Manuscript Research. Publié par l'Institut Oriental, branche de Saint-Petersbourg, Saint-Petersbourg, 5991-<Nouvelles des manuscrits du Moyen-Orient. Paris, 1991> - Manuscripts of the Middle East. Leiden, Ter Lugt Press, 1986 -<

مجلات معهد المخطوطات العربیه. Le Caire, 1955>.

 

پیوست سوم‏

واژه نامه‏

 

حاشیه‏addition marginale

ابجد abgad

مرقع‏album

بى‏نام (مؤلف) anonymat

نسخه ناشناس‏anépigraphe

تصدیق‏attestation

تصدیق مقابله‏attestation de collation

تصدیق قرائت‏attestation de lecture

سماع‏audition

bille volante , feuille volante

 لت] جزو[billet

 چهار برگی] جزوbinion

(گواهى) سماع‏certificat d'audition

certificat de transmission

اجازه
(روایت; استنساخ)

رقم
عربى‏chiffre arabe

رقم
رومى‏chiffre romain

مقابله،
مطابقت با اصل‏collation

تبدیل
تاریخ‏conversion des dates

نسخه‏copie

نسخه‏بردار،
نسّاخ‏copiste

شماره
دستیابى‏cote

تاریخ‏گذارى‏datation

 انجام] نسخه‏desinit

محل
نگهدارى‏dépot

خطécriture

عناصر
الحاقى‏éléments adventices

انجام]
نسخه‏explicit

ورق،
برگ‏f., f³., folio

برگ
فرد feuille volante

ورق
(هاى) افزوده‏feuille)s) ajoutée)s)

ورق
(هاى) افتاده‏feuille)s) manquante)s)

ته‏خط
عمودى‏fil de cha رnette

برگ‏شمارى،
ورق‏شمارى‏foliotage

مجموعه]
کتابخانه‏fond

formule de Composition

 شیوه ترکیب‏بندی] نسخه‏خطى‏

 سرلوح] کتاب‏آرایى‏frontispice

بدرقه
ابتدا (ى نسخه) garde antérieure

بدرقه
انتها (ى نسخه) garde postérieure

تعلیقات‏gloses

 تراشیدن] کتابت‏grattage

دوتایی]
فرم کاغذ
in 4³

سه‏تایی]
فرم کاغذin 8³

 یک‏تایی] فرم کاغذin folio

 آغاز] نسخه‏incipit

 خمیدگی] خطinclination

یادداشت
تاریخ‏indication de date

یادداشت
وقف‏inscription de waqf

جابجایى
(برگ‏ها) interversion

 قرائت] سماع‏lecture

اتصال
حروف‏ligature

سطرligne

خط
زمینه، خط کرسى‏ligne d'écriture

نسخه
مختلطmanuscrit complexe

manuscrit composite

 نسخه نامرتبط] کتاب‏شناسى‏[1.

 نسخه مختلف الکاغذ] نسخه‏شناسى‏[2.

حاشیه‏marge

نشانه
مقابله‏marque de collation

نشانه
مالکیت‏marque de possession

شماره
ترتیب‏nombre d'ordre

شماره‏گذارى‏numérotation

 محو; حذف] کتابت‏omission

صفحه
شمارى‏pagination

کاغذ
ته‏نقش‏دارpapier filigrané

کاغذ
بدون ته‏نقش‏papier non-filigrané

تا
(ى کاغذ) pliage

قلم
نوک‏آهنىche‏pointe sè‏

عنوان
غلطpseudépigraphe

هشت‏برگی]
جزوquaternion

 ده‏برگی] جزوquinion

قلم‏گرفتن]
کتابت‏raturage

نسخه‏recension

رکابه،
پاورق‏réclame

سطراندازى‏réglure

اطلس
خوشنویسى‏répertoire paléographique

 اصلاح] کتابت‏rectification

شنگرف‏نویسى‏rubricage

شرح‏scolie

نشانه
آوایى‏signe de vocalisation

شیوه
خوش‏نویسى‏style caligraphique

اندازه
نوشته‏surface écrite

خطگذارى
بالاى عبارت‏surlignement

دانگ
قلم‏taille de calame

انجامه
پیش از انجام‏terminus ante quem

انجامه
پس از انجام‏terminus post quem

شش‏برگی
جزوternion

عنوان
جانشین، عنوان برابرtitre alternatif

 لبه پایینی ‏tranche inférieure

استنساخ‏transcription

 سه‏نقطه (مثلثى) ‏trois points )en triangle)

واحد
نسخه‏شناختى‏unité codicologique

مجلدv., volume

ته‏خط
افقى‏vergeur

 رکابه،
پاورق‏réclame

سطراندازى‏réglure

اطلس
خوشنویسى‏répertoire pale'ographique

 اصلاح] کتابت‏rectification

شنگرف‏نویسى‏rubricage

شرح‏scolie

نشانه
آوایى‏signe de vocalisation

شیوه
خوش‏نویسى‏style caligraphique

اندازه
نوشته‏surface écrite

خطگذارى
بالاى عبارت‏surlignement

دانگ
قلم‏taille de calame

انجامه
پیش از انجام‏terminus ante quem

انجامه
پس از انجام‏terminus post quem

شش‏برگی]
جزوternion

عنوان
جانشین، عنوان برابرtitre alternatif

 لبه پایینی] کتاب‏tranche inférieure

استنساخ‏transcription

 سه‏نقطه (مثلثى)]کتابت‏trois points en triangle

واحد
نسخه‏شناختى‏unité codicologique

مجلدv., volume

ته‏خط
افقى‏vergeur

 

 

 

 

 

 

 

  نظرات ()
آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢

 

 

آیین شناساندن
نسخه‏هاى خطى‏

جزوه آموزشى دوره‏هاى
تخصصى نسخه‏شناسى‏

پاریس، سال 2003

مؤسسه پژوهش و تاریخ
متون (پاریس CNRS)

 

Le Manuscrit Médiéval en écriture Arabe 8 Novembre 2003, CNRS Institut de Recherche et d'Histoire des Textes,Paris.

 

فرانسوا دروش

    ترجمه: سید محمدحسین مرعشى

چکیده‏

 هدف از این مقاله شناسایى علمى نسخه‏هاى خطى است بدان صورت که هم خود اساس پژوهش‌های تاریخى قرار گیرد و هم به عنوان دانشى کمکى و وابسته در علوم مرتبط به کار آید.  از این رو مسائل مرتبط با شناخت دست‌نویس‌ها در چهار بخش کلى تقسیم و معرفى شده‏اند: مجلد، واحدهاى نسخه شناختى، متن، یادداشت‌ها. در پایان نیز، سه پیوست بدان ضمیمه شده است: نشانه‏هاى مالکیت، کتاب‌نامه شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خط عربى، واژه‏نامه فرانسه فارسى.

 کلیدواژه‏ها: فهرست‌نگاری نسخه‏هاى خطى، متن‏شناسى نسخه‏هاى خطى، نسخه‏شناسى نسخه‏هاى خطى، آموزش فهرست‌نگاری.

 دستنوشته‏هاى سده‏هاى میانى به خط عربی برخلاف کتاب‏هاى چاپى، هر یک از نسخه‏هاى خطى، گواه منحصر به فردى است که بررسى آن نیازمند روش‏هاى گوناگونى است. نسخه‏هاى خطى پیش از همه، کتاب‏هایى هستند که گاه شامل چند اثر متنوعند. نسخه‏بردارى، انتشار، تعلق به مکانى علمى یا شخصیتى شناخته شده یا ناشناس، بیانگر موقعیت علمى زمانه و نشانى از جریان دانش در زمان و مکان خود نیز هست. علاوه بر این، دست‌نوشته یک سند باستان‏شناختى است که مى‏تواند از جنبه تولید، خصوصیات فیزیکى و تزیینات، مورد بررسى قرار گیرد. این امر تنها به نسخه‏هاى خطى عربى محدود نمى‏شود بلکه تمام نسخه‏هاى خطى، صرف نظر از منطقه فرهنگى آنها را در بر مى‏گیرد.

 در اصل، هدف انجمن پژوهشى و تاریخ متون (IRHT = I'Institut Recherche et d'Histoire des Textes) گردآورى متخصصان رشته‏هاى گوناگون و مکمل است که از دو جنبه به پژوهش در تاریخ کتاب مى‏پردازند : به عنوان متنى گواه بر دانش و فرهنگ سده‏هاى میانى و میراث گذشتگان. از این منظر، این نسخه‏ها شامل نسخه‏هاى سده‏هاى میانى به زبان‏هاى عبرى، یونانى، لاتین، فارسى، عربى و فرانسه قدیم نیز مى‏شود، در واقع، آثار بسیارى از گذشتگان وجود دارد که تنها از طریق مکتوبات سده‏هاى میانى انتقال یافته‏اند. مثلاً پژوهش‏هایى که در فیمود (کاربرگه‏هاى نسخه‏هاى تاریخ‏دار خاورمیانه/  FiMMOD = Fichiers des Manuscrits Moyens Orientaux Datés) انجام گرفته است، به جنبه‏هایى از یادداشت‏نویسى در نسخه‏هاى خطى (در انجامه نسخه) مى‏پردازد.

 در پایان به یارى برخى نمونه‏ها به تجزیه و تحلیل مراحل گوناگون شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خطى خواهیم پرداخت. به هر حال، در این مقاله، سعى بر این است تا شناختى علمى از نسخه‏هاى خطى حاصل آید. شناختى که تنها به عنوان دانشى وابسته و کمکى نباشد بلکه خود اساس پژوهش‏هاى تاریخى قرار گیرد.

 

    بخش اول: مجلّد

 1. شماره دستیابى‏

 شهر - محل نگهداری - [مجموعه] - [زبان/ موضوع] - شماره ترتیب. احیاناً شماره (هاى) قبلى.

 

 2 . موارد کلى

 2 - 1. جنس (کاغذ، ورق‏پوستى)

 2 - 2. اندازه صفحه‏ها.
مثال: 140*195 میلى‏متر

    * اندازه صفحه‌ها به میلى‏متر، که تا 5 میلى‏متر گرد مى‏شود، از صفحه‏اى گرفته مى‏شود که به شکل چهارگوش باشد و در آغاز نسخه قرار داشته باشد.

 2 - 3. روشى که تعداد کل ورق‏هاى مجلد را نشان دهد:

    بدرقه ابتداى نسخه با حروف‏1، تعداد برگ‏هاى هر واحد نسخه‏شناختى با ارقام هندى، بدرقه انتهاى نسخه با ارقام رومى، این موارد با نقطه از یکدیگر جدا مى‏شوند. مثال: دو.8.16.52.دو (احیاناً، ورق‏ها یا برگ‏هاى فرد با علامت + مشخص مى‏شوند)

    * در مورد نسخه‏هاى با کاغذهاى گوناگون (یا «مختلط»)، اگر یکى از عناصر دست‏نوشته (جنس، اندازه صفحه‏ها و
غیره) در واحدهاى نسخه‏شناسى با هم تفاوت داشته باشند به بخش واحدهاى نسخه‏شناختى
مربوط مى‏شود نه به این بخش.

 

 3 . شماره‏گذارى‏

 3 - 1. برگ‏شمارى یا
صفحه‏شمارى (ارقام هندى، ابجد)، رنگ، محل قرار گرفتن (اگر جاى دیگرى به جز گوشه
بالاى صفحات رو باشد). احیاناً شماره‏گذارى‏هاى قبلى.

 3 - 1. روش شماره‏گذارى: با
حروف‏1 و عدد، مثال یک - سه، 74-1 - چهار - شش. لت 1 = برگ 16 ب (= لت 1، بلافاصله
بعد از برگ 16 ب قرار دارد)

 

 4 . جلد

 4 - 1. نوع (سرطبله‏دار یا
بدون سرطبله) 2، تاریخ‏گذارى به سده (در صورت امکان). جلد اصل یا غیر اصل (در صورت
امکان).

 4 - 2. اندازه دفه‏ها به
میلى‏متر (اگر با اندازه صفحه‏ها تفاوت داشته باشد).

 4 - 3. قطر مجلّد هنگام بسته
بودن.

 4 - 4. میان جلد (چوب، مقوا)
و روکش جلد (چرم، پارچه، کاغذ ابرى و غیره)، جنس و رنگ. قسمت‏هاى روکش‏شده
(دفه‏ها، لوح‏هاى درون).

 4 - 5. تزیین (نقش‏کوبى
دفه‏ها و لوح‏هاى درون، در منطقه‏هاى مختلف).

 4 - 6. وضعیت نگهدارى و
ملاحظات دیگر.

 

    بخش دوم: واحد (هاى)
نسخه‏شناختى‏

 1 . کاغذ

 1 - 1. ته‏نقش‏دار یا بدون
ته‏نقش. توصیف ته‏نقش‏ها، به اطلس‏هاى کاغذ و سال‌یابی ارجاع شود.

 1 - 2. اندازه پهناى 20 ته
خط افقى.

 1 - 3. جهت ته‌خط‌های افقى:
تاى کاغذ (یک‏تایى، دوتایى، سه‏تایى) ؤ قطع برگ و منشأ کاغذ

 1 - 4. ترتیب (ساده یا گروهى)
و فاصله ته‌خط‌های عمودى از یکدیگر ؤ منشأ کاغذ

 2 . جزوها

 2 - 1. نوع جزوها (دوبرگى،
سه‏برگى، چهاربرگى و غیره)

 2 - 2. مقایسه جزوها با
یکدیگر. شیوه ترکیب‏بندى‏

 مثال: (52) 2 IV - 3(, 30 V )3 (ارقام رومى = تعداد
دو ورقى‏هاى جزو، ارقام عربى مقابل آن = تعداد جزوها؛ مجموع ورق‏ها به رقم عربى
بین دو هلال).

 

 

 1 . در متن اصلى به جاى
شکل حروفى ارقام رومى به کار رفته است.

 2 . طبله یا طبل نیز گفته
مى‏شود.

 2 - 3. ذکر بى‏نظمى‏ها در
ترکیب‏بندى جزوها: تعیین جاى ورق‏هاى افتاده یا افزوده شده. در صورت جابه‏جایى،
پیشنهاد چگونگى بازسازى صحیح بر اساس توالى متن؛ ارائه ترتیب خواندن نسخه.

    مثال: نخستین پنج
برگى: 50 - و - 52 - و - 54 / 53 - 51 - 55 - و - 56 .

 2 - 4. ذکر شماره‏هاى جزوها:
انتهاى گوشه برگ اول صفحه رو، بدون ذکر شماره صفحات پشت: به ابجد یا به حروف.

    (احیاناً، شماره دو
برگى‏هاى درون جزوها).

 2 - 5 . ذکر نشان‏ها و علائم
وسط جزوها، روى دوبرگى‏هاى وسط با توجه به:

    1 . مکان:

    الف. گوشه‏هاى بالاى
صفحه انتهاى سمت راست؛

    ب. پایین، انتهاى سمت
چپ؛

    ج. گوشه‏هاى بالایى
انتهاى سمت راست و پایین انتهاى سمت چپ؛

    د. گوشه‏هاى پایین
انتهاى سمت راست و بالا انتهاى سمت چپ؛

    ه. وسط حاشیه انتهاى
سمت راست؛

    و. وسط حاشیه انتهاى
چپ.

    2 . شکل :

    الف. حرف؛

    ب. خط تیره؛

    ج. خط ممتد؛

    د. نقطه؛

    ه. رقم هندى؛

    و. حرف «میم»؛

    ز. سه نقطه (مثلثى)

    ح. دایره کوچک؛

    ط. موارد دیگر؛

 2 - 6 . رکابه‏ها: وجود یا
فقدان رکابه در همه ورق‏ها، یا در پایان یا در وسط جزو و غیره.

 

 3 . صفحه‏بندى پیش از
نگاشتن‏

 3 - 1. تعیین اندازه نوشته.
مثلاً 140*100 میلى‏متر. تعیین تعداد سطرها در هر صفحه.

 3 - 2. تعیین ابزار
سطراندازى (قلم نوک‏آهنى، مسطر، یا هر دو وسیله).

 3 - 3. تعیین و توصیف آثار
سوزن (به غیر از مسطر).

 

 4 . خط

 4 - 1. شیوه خوشنویسى میزان شتاب‌زدگی
خط. رنگ مرکب، اندازه. ویژگى‏هاى خط، تناسب حروف، اتصال غیر معمول حروف، خمیدگى
خط، دانگ قلم و غیره. احیاناً، ارجاع به مرقعات و اطلس‏هاى خوشنویسى.

 4 - 2. توصیف کاربردهاى
قواعد املایى:

    الف. نشانه‏هاى آوایى
و سکون (زیاد، کم، بدون نشانه)؛

    ب. نقطه‏گذارى حروف
(کامل، ناقص، بى‏نقطه) متناسب با ملاک و معیار، کاربرد علامت اهمال؛

    ج. کاربرد تشدید؛

    د. وجود یا حذف همزه
روی - الفِ ابتداى کلمه - الف، واو، نَبرَه در وسط کلمه‏ها - الف، واو، یاء یا روى
خط زمینه در وسط کلمه. - قواعد مربوط به «کرسى» همزه یا عدم قاعده.

    ه. نقاط زیر «یاء»
پایانى؛ الف مقصوره‏

    و. اختلال در عبارات
متکلف و صامت‏هاى دندانى که بر اساس خاستگاه مکانى کاتبان دریافته مى‏شود.

 

 5 . ترتیب و جابجایى
اوراق نسخه‏

    توصیف اتصال متن‏ها و
فصل‏هاى میان آنها و توصیف درجات زیر بخش‏ها: عنوان‏ها، شنگرف‏نویسى‏ها، خط‌گذارى
بالاى عبارت‏ها و غیره.

    * براى بررسى بیشتر
درباره بخش 4 و 5، یک دست بودن شیوه‏ها در تمام نسخه مورد توجه قرار گیرد. بى‏نظمى
نشانه قطعى تغییر کاتب نیست، خط منظم در ابتدا و سپس شتاب‌زدگی در آن، کاستى گرفتن
نشانه‏گذارى‏ها، تغییر شیوه خوشنویسى در حین کتابت و موارد دیگر ممکن است به دلیل
خستگى کاتب باشد.

 6 . اصلاحات کاتب‏

    شامل تراشیدن، قلم
گرفتن، محو، اصلاح، مقابله، استفاده از نشانه‏ها: صح، ضبّة، ن و غیره.
حاشیه‏نویسى‏ها و نوشته‏هاى بالای سطر.

    * تنها زمانى مى‏توان
از اصلاحات کاتب سخن گفت که بتوان آنها را از یادداشت‏هاى خوانندگان نسخه تشخیص داد.
در صورت تردید، بهتر است این ملاحظات را در بخش مربوط به «یادداشت‏ها»، با ذکر
تردیدى که در مورد آنها وجود دارد، آورد.

 

 7 . نسخه. انجامه (ها).

 7 - 1. استنساخ؛

 7 - 2. شناسایى:

    الف) مکان‏ها؛

    ب) اسم‏ها؛

    ج) تغییر و تبدیل
تاریخ‏ها.

    در صورت نبود تاریخ
مشخص، با مراجعه به دیگر اجزاى نسخه، انجامه پیش از انجام یا پس از انجام کتابت
معلوم شود.

    بخش سوم: متن (ها)

 1. شماره‏گذارى بر اساس
ترتیب قرار گرفتن در مجلد.

 2. نام اثر. به طور
قراردادى و بنا بر هویت جدید.

    الف) ذکر عنوان معمول
اثر. آوردن نام مؤلف به صورت کامل یا ناقص و یا با عنوان یاد شده در کتاب، میان دو
نشانه
<...>.

    مثال: 1. (گ. 1 ر - 54
پ) ابوعلى <الحسین بن >سینا رساله ال<مبدا و ال>معاد

    در صورت نبود نام
مؤلف، اثر، بى‏نام (مؤلف) خوانده مى‏شود. در مورد نسخه‏هاى ناشناس، در صورت وجود
نام نادرست، تمام نام اثر داخل قلاب گذاشته مى‏شود.

    ب. عنوان جایگزین
آورده مى‏شود.

    ج. مشخص کردن محل (هاى)
قرار گرفتن عنوان یا نام در نسخه (صفحه عنوان، سرلوح، آغاز، انجامه، لبه نسخه و
غیره) و ذکر موارد اختلاف یا تفاوت شرح ترتیب کار.

    مثال: عنوان در کتیبه
سرلوح. روى لبه پایین نسخه، نام: معاد ابن سینا.

 3 . مشخص کردن موضوع علمى
یا نوع ادبى متناسب با طبقه‏بندى سنتى علوم اسلامى: فقه، تفسیر، ادب، طب، هیئت و
نجوم، کلام بدیع، معانى، عروض و غیره.

 4 . منابع

    الف. مشخص کردن
انتشار یا عدم انتشار متن؛ استفاده یا عدم استفاده مصحح در چاپ از این نسخه. تعین
چاپ مورد ارجاع، حتى اگر آخرین چاپ نباشد.

    ب. چاپ‏هاى پیشین،
قدیمى (بر اساس فهرست‏هاى آثار چاپ شده).

 4 - 3. به منابع GAL (تاریخ ادبیات عرب
بروکلمان) و GAS(تاریخ دست‏نوشته‏هاى عربى سزگین) در
صورتى که کتاب مورد نظر در آنها وجود داشته باشد ارجاع داده شود. مشخص شود که آیا
این نسخه در آن منابع یاد شده است یا خیر. فهرست نسخه‏هاى خطى را در این دو منبع( GALو GAS)،
در صورت امکان تکمیل کنید.

    * در مورد مؤلفانى که
براى آنها کتاب‌شناسی‌های اختصاصى تهیه شده است (مانند ابن سینا، غزالى، ابن عربی،
ابن حجر عسقلانى، سخاوى) مى‏توان از منبع GAL صرف نظر کرد.
شماره‏هاى آثار بر اساس این منابع تعیین مى‏شود، باید توجه داشت که آیا در آن کتاب‌شناسی‌ها
نسخه مورد نظر شناخته شده است. در صورت لزوم فهرست‏ها تکمیل شود.

 5 . مندرجات متن‏

    الف. مقابله اجمالى
با نسخه چاپى مرجع: (بررسی X سطر از نسخه با X سطر از نسخه مرجع، در
Y صفحه) جهت حصول اطمینان از این که با
همان نسخه سر و کار داریم که در پایان متن مشخص شده است و موارد دیگر. تفاوت‏هاى
قابل توجه ذکر مى‏شوند (حذف یا اضافه کردن بخش‏ها، تفاوت در تقسیم‏بندى فصل‏ها).

    ب. به صورت اختیارى و
متناسب با اهمیت متن، نمونه‏هایى مقابله شوند، متن با شواهد نسخه و نسخه تصحیح شده
مرجع مقایسه شود و اطلاعات پیشنهاد شوند.

    ج. اگر متن چاپ نشده
است، خلاصه‏اى از متن ارائه شود. سرفصل‏ها با توجه به واژه‏هاى مربوط (باب، فصل،
قول و غیره) با تعیین مندرجات استخراج شود. در صورت احتمال نام مؤلفانى که ذکر شده

است و مضمون نقل‏قول‏ها بیان شود. احیاناً بندهایى از متن، و در صورت اهمیت ویژه،
مقدار بیشترى از متن آورده شود.

 

 6 . آغاز و انجام‏

    الف. آغاز: سه بخش،
بسمله، حمد له و ورود به موضوع (بعد از اما بعد یا عباراتى مشابه)، که در صورت
کوتاه بودن به طور کامل و یا بنا بر اهمیت آنها، بخش‏هایى از وسط یا از پایان آن
آورده شود.

    بسم‏اللَّه الذى
لااله‏الاهو [...] مالک الملک القهار. والحمد لاحسن البریة [...] قال مؤلف هذا
القول ان الجواهر ثلاثة منها جسمانیة ...

    * اگر ورود به موضوع
داراى اطلاعات شخصى در مورد شرایط تألیف، قصد مؤلف و موارد دیگر باشد، نباید آن را
حذف کرد. آن‏چه اهمیت دارد باید حفظ شود.

 6 - 2. انجام: آخرین
واژه‏هاى متن پیش از انجامه که قبل از سه نقطه قرار مى‏گیرد.

 

 7 . مؤلف‏

    به تذکره‏هاى مؤلفان
(دایرة‌المعارف اسلام، [معجم المؤلفین] کحّاله، [الاعلام] زِرِکْلى و منابع قدیمى
تذکره‏هاى مؤلّفان) ارجاع شود، به جز در مورد مؤلفان مشهور.

    بخش چهار: یادداشت‏ها

    یادداشت‏ها شامل همه
نوشته‏های خارج از نسخه، در محدوده واحدهاى نسخه‏شناختى یا مجلّد مى‏شوند، برخى از
این یادداشت‏ها، به طور خاص، به یک واحد نسخه‏شناختى ویژه و برخى دیگر به همه
مجلّد مربوط مى‏شوند، اما در بسیارى از موارد نمى‏توان با اطمینان از آنها سخن
گفت. از این رو بهتر است آنها را مورد به مورد با توصیف و بررسى گرد آورد و درباره
آنها اظهار نظر کرد. یادداشت‏هاى مربوط به قرائت، باید از یادداشت‏هایى که درباره
مواردى غیر از قرائت هستند متمایز شوند.

 1 . یادداشت‏هاى مربوط به
قرائت:

    الف. تعلیقات. شرح؛

    ب. تصدیق قرائت؛

    ج. تصدیق مقابله؛

    د. نشانه‏هاى مقابله؛

    ه. سماع؛

    و. اجازه.

    توصیف یا آوردن این
گونه نوشته‏ها با توجه به نوع آنها، همراه با توضیح آنها در صورت لزوم.

    مثال: گ 57 ر، تصدیق
قرائت و مقابله:

    «قرأه و قابله من اوله
الى آخره بنسخته العبد الفقیر الى ربه احمد بن سلیمان النیسابورى».

    گ 28 پ (پایان متن 2)،
نوشته تازه:

    «طالع متن حى بن یقظان
و شرحه و صحّح بعض المواضع الفقیر الیه عزّ شانه محمد شرف‏الدین احمد المدرسین
بکلیة استنبول».

    * تعلیقات خوانندگان [و
صاحبان نسخه] الزاماً آورده نمى‏شود. دست‏کم باید به تحلیل محتوا، ماهیت (تعبیرهاى
واژگانى، ایراد و اشکال‏ها و غیره) و استخراج یادداشت‏هایى پرداخت که در مورد
تاریخ نسخه (مانند خودشرح‏حال‏نویسى) داراى اهمیت است.

    * نشانه‏هاى مقابله که
در حاشیه قرار دارند مى‏بایست در اینجا مانند «یادداشت» در نظر گرفته شوند و به بخش
«متن‏ها» برده شوند تا از جنبه تاریخ متن به آنها پرداخته شود.

    * برخى «یادداشت‏ها» را
مى‏توان «متن» به شمار آورد. مثلاً خواننده‏اى در حاشیه صفحه‏اى یا روى آخرین برگ
سفید یک جزو در یک واحد نسخه‏شناختى قدیمى‏تر فصلى از یک متن دیگر (کما بیش مربوط
به قرائت متن) را استنساخ کرده باشد.

 2 . یادداشت‏هاى مربوط به
مواردى دیگر غیر از قرائت.

    الف. نشانه مالکیت؛

    ب. یادداشت وقف؛

    ج. فهرست مطالب [از
مؤلّف/ از کاتب]؛

    د. اشعار، مربع‏هاى
طلسمات، عبارت‏هاى تهنیت، دعا، تمرین خط و سیاه مشق، بهاى خرید.

    * این عناصر احتمالاً
بر روى آستر، بدرقه و صفحه عنوان نسخه مى‏آید و ممکن است نشانه‏هایى از تاریخ نسخه
را با خود داشته باشند.

    توصیف جداگانه عناصر
الحاقى (لت‏هاى اضافى، برگ‏هاى فرد و غیره) که به مجلّد راه یافته‏اند. برگى از
نسخه‏اى قدیمى که براى جلد در نسخه به کار رفته است نیز عناصر الحاقى محسوب
مى‏شوند.

    پیوست اول‏

 نشان مالکیت‏

 - مالکُهُ.

 - صاحبُهُ فلان.

 - مَلَّکَهُ.

 - صار فی نوبة ...
العبد الفقیر إلى رحمة ربه ... فلان ... ابتیاعا.

 - صار فی نوبة ...
الراجی عفوه و غفره ... بالاشتراء الشرعی/ بالانتفاع.

 

 عبارات مالکیت که پس
از نشان مالکیت آورده مى‏شود

 - [ ...
] ثمّ
آل ابتیاعاً إلى.

 - [ ...
] انتقل
بالشراء الشرعی إلى فلان.

 - [ ...
] دخل
فی ملک.

 - من کتب الفقیر إلى
الغنی فلان بن فلان عفی عنهما ر فی نوبة العبد الفقیر فلان ر ثمّ فی ... نوبة
العبد فلان.

 

 نشان قرائت‏

 - طالع فیه فلان.

 - قرأه.

 - نظر ما فیه فلان.

 

 یادداشت وقف‏

 - قد وقف هذه النسخة
سلطاننا الاعظم و الخاقان المعظم مالک البرین و البحرین خادم الحرمین الشریفین
السلطان بن السلطان السلطان الغازی محمود خان وقفا صحیحا شرعیا لمن طالع و نظر و اعتبر
خلد اللَّه ملکه الامجد حرره الفقیر احمد شیخ‏زاده المفتش باوقاف الحرمین الشریفین
غفر لهما.

 - وقف هذا الکتاب الشیخ
مصطفى عاطف بشرط أن لا یخرج من خزانته.

 

 ترقیمه (انجامه)

 - انتهى الکلام.

 - نجز هذا الکتاب ...
وکان الفراغ من نسخة ... على ید الفقیر ... بمدینة ... سنة ... للهجرة المبارکة و
الحمد للَّه وحده والصلوات على خیر خلقه محمد و آله و سلامه.

 

  پیوست دوم‏

  کتاب‌نامه شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خط عربى

فهارس المخطوطات العربیة فی العالم - عواد، کورکیس، کویت، 1984.

BREYDY M., Geschichte der syro-arabischen
Literatur der Maroniten von VII-XVI Jhdt,
Opladen, 1985.

BROCKELMANN C., Geschichte des Arabischen
Literatur, 2e éd., 2 vol. Leyde, 1943-1948,

Supplément, 3 vol., 1937-1942.

GRAF G., Geschichte der Christlichen Arabischen
Literatur, 5 vol.,Vatican, 1944-1953.

SEZGIN F., Geschichte des Arabischen
Schrifttums bis ca 034H, Leyde, à partir de 1967, 11 vol. parus.

STEINSCHNEIDER M., Die arabischen غbersetzungen aus dem Griechischen, réimpr. Graz,
1960.

- Die arabische Literatur der Juden. Ein
Beitrag zur Literaturgeschichte der Araber, grossenteils aus handschriftlichen
Quellen, Francfort, 1902. Réimpr. Hildesheim,
1986.

 

فهرست‏ها
و سیاهه‏هاى کتابخانه‏ها

Déroche, F., Catalogue des Manuscrits arabes. Les Manuscrits du Coran.
Paris, 1983-1985.

GUESDON M.-G. et SAUVAN Y., Catalogue des
manuscrits arabes. Deuxiè‏me partie.

Manuscrits musulmans, t. V, n³ 1465-1685,Paris, 1995.

HUISMAN A., Les Manuscrits arabes dans le
monde. Une bibliographie des catalogues, Leyde, 1967.

ROPER G. , World Survey of Islamic Manuscripts,
4 vol. Londres, 1992.

VAJDA G., Répertoire des catalogues et
Inventaires de manuscrits arabes,Paris, 1949.

 

سیاهه‏هاى
متون چاپ شده‏

 انتشارات متأخر

یوسف
الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیه والمعربه عن یوم ظهور الطباعه الی نهایه
السنه 1919، قاهره 1928.

عراق:
المطبوعات النجفیه، نجف، 1966.

مصر:
الکتب العربیة التی نشرت فی مصر فی القرن التاسع عشر، قاهره، 1990.

مغرب: عبدالرزاق فوزی: ال‍مطبوعات الحجریه فی المغرب فهرس مع
مقدمه تاریخیه، هاروارد، 1989.

Europe: CHAUVIN, V., Bibliographie des ouvrages arabes ou relatifs aux
Arabes publiés in l'Europe chrétienne de 1880 - 1885,
21vol., Liè‏ge, 1982-1922.

France: BALAGNA, J., L'imprimerie arabe en Occident XVIe, XVIIe et XVIIIe
siè‏cles,Paris, 1984.

-Inventaire des Livres arabes imprimés arabes:
1514-1959, Paris, BnF, 1986.

 

انتشارات جدید

عبدالرحمن، عبدالجبار: ذخائر التراث العربی الاسلامی، دلیل ببلیوغرافی للمخطوطات العربیه المطبوعه حتی 1980، بصره، 1982 م.

د. محمد عیسی صالحیه، المعجم الشامل للتراث العربی‌المطبوع، 5 ج، قاهره. 1992 – 1995، و تکمله ای دو جلدی از عمر عبدالسلام تَدمُری، قاهره.

 

آثار کلى نسخه‏شناسى‏

BINEBINE A. C., Le Manuscrit arabe et la
codicologie, Rabat, Publications de la
Faculté des Lettres et Sciences humaines, 1994.Actes d'un colloque tenu
à Rabat du 27 au 29 février 1992.

DـROCHE F., Fichier
des Manuscrits du Moyen-Orient datés (FIMMOD), et Nouvelles des manuscrits du
Moyen-Orient, bulletin bisannuel. d.( Les Manuscrits du Moyen-Orient: essais de
codicologie et de paléographie)

Paris-Istanbul, BnF-CNRS, 1986. Varia Turcica
8. Actes d'un colloque tenu à Istanbul du 26 au
29 mai 1986.

- et all, Manuel de codicologie des manuscrits
en écriture arabe,Paris, BnF, 2000.

- et RICHARD F. éds., Scribes et manuscrits du
Moyen-Orient, Paris, BnF, 1997.

Actes d'un colloque tenu à Paris
les 15-17 juin 1994.

فواد سید، ایمن، الکتاب العربی المخطوط وعلم المخطوط (نسخه های عربی و نسخه
شناسی)، قاهره، الدار المصریه اللبنانیه، 1997.

GACEK A., The Arabic Manuscript Tradition. A Glossary of Technical Terms and Bibliography, Brill, 2001.

HOFFMANN PH. (éd.), Recherches de codicologie comparée: la composition du codex au Moyen-Age en Orient et en Occident, Paris, Presses de l'Ecole normale supérieure, 1998. Actes d'une table ronde tenue à Paris les 5 et 6 décembre 1990.

LEMAIRE J., Introduction à la codicologie (Textes, Etudes, Congrès 9) ,
Louvain-la-Neuve, Publications de l'Institut d'Etudes Médiévales, 1989.

LEWIS B., s. v. ‘‏Daftar’ in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd., Leyde, 1960. MANIACI M.
et MUNAFO P. (éds.), Ancient and Medieval Book Materials and Techniques Studi e
testi 357-358, Vatican, Biblioteca apostolica vaticana, 3991. Actes d'un colloque tenu à Erice, 81-52 septembre 1992.

MUZERELLE D., Vocabulaire codicologique. Répertoire méthodique des termes franµais relatifs aux manuscrits,Paris, 1985.

ORSATTI P., ‘‏Le manuscrit islamique: caractéristiques matérielles et typologie’,
in Maniaci M. et Manafo P.(éds.), Ancient and medieval book materials and
techniques, p.269-331.

PEDERSEN P., The Arabic Book, Princeton, 1984.

SELLHEIM R., s. v. ‘‏Kitab’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd. The Conservation and Preservation of islamic manuscripts. Proceedings ot the third conference ot
al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 91-81 novembre 1995. Londres, al-Furqan
islamic Foundation. 1997 Edition en arabe sous le titre صیانت و حفظ
المطبوعات الاسلامیه,
Londres, 1998.

The Codicology of Islamic Manuscripts.
Proceedings of the second conference of al-Furqan Islamic Heritage Foundation,
4-5 dec. 1993, Londres, al-Furqan islamic Foundation, 1995, چاپی از این کتاب،
به زبان عربی وجود دارد.

WITKAM J. J., Arabic Manuscripts in the Library
of the University of Leiden
and Other Collections in the Netherlands. A
General Introduction to the Catalogue, Leyde, 1982.

 

کارمایه‏هاى ساختن کتاب‏

پاپیروس‏

BERTOLINI G., Le papier à travers les Ages. Du Premier Age au recyclage,Paris, 1999.

KHAN G., ‘‏Arabic papyri’, in The Codicology to Islamic manuscripts, p. 1-16.

SELLHEIM R., s.v. ‘‏Kirtas (قرطاس) ’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd,. Leyde, 1960.

TURNER E. G., The Typology of the Early Codex, Philadelphie, 1977.

WOUTERS A., ‘‏From papyrus roll to papyrus codex: some technical aspects of the ancient book fabrication’ in Manuscripts of the Middle East, 1, 1990-91, p. 9-19.

 

پوست، رقّ‏

Déroche, F., ‘‏L'emploi du parchemin dans les manuscrits islamiques: quelques remarques
liminaires’ in The Codicology of Islamic Manuscripts, p. 17-57.

- et RICHARD F., ‘‏Du parchemin au papier: remarques sur quelques manuscrits du Proche-Orient’,
in Hoffmann Ph. (éd.), Recherches de codicologie comparée, p. 183-197.

GROHMANN A., s. v. ‘‏djild’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd.

 

کاغذهاى بدون ته‏نقش‏

BAVAVEAS M. -T. et HUMBERT G., ‘‏Une méthode de description du papier non filigrané
(dit oriental)‘in Gazette du livre médiéval, 17, 1990, p. 24-30.

BEIT-ARIE M., ‘‏The Oriental Arabic Paper’ in Gazette du livre médiéval, 1996, 28,
p. 9-12.

HUART C. et GROHMANN A., s. v. ‘‏Kaghad’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd.

HUMBERT G., ‘‏Papiers non filigranés utilisés au Proche-Orient jusqu'en 1450:
essai de typologie’, in Journal Asiatique, 1998, p. 1-35.

IRIGOIN J., ‘‏Les papiers non filigranés: état des recherches et perspectives
d'avenir’, in Maniaci, M. et Munafo, P. (éds.), Ancient and medieval book materials
and techniques, I, p. 265-312.

LE LEANNEC-BAVAVEAS M. -T., Les papiers non
filigranés médiévaux de la Perse.

l'Espagne: Bibliographie 1950-1955, Paris, CNRS
Editions, 1998.

 

کاغذهاى ته‏نقش‏دار

BRIQUET CH.-M., Les filigranes. Dictionnaire
historique des marques du papier d ةs leur apparition
vers 1285 jusqu'en 1600, 4 vol. A facsimile edition with supplementary
material, by A. Stevenson, Amsterdam, The Paper
Publication Society, 1968.

HEAWOOD E., Watermarks, mainly of the 17th and 18th
centuries,Hilversum, 1950.

MOSIN V., Anchor watermarks, Amsterdam,
1973.

VELKOV A. et ANDREEV S., Filigranes dans les
documents ottomanas. I: trois croissants, Sofia,
1983.

ZERDOUN BAT-YEOUDA M., Les papiers filigranés
des manuscrits hébreux datés jusqu'a 1450 conservés en France
et en Israel (Bibliologia 16) , Turnhout,
Brepols, 1989.

---, Les papiers filigranés médiévaux: essai de
méthodologie descriptive, Turnhout, Brepols, 1988. (éd.), Le papier au Moyen
Age: histoire et techniques, Turnhout, Brepols, 1999

 

انواع مرکب‏

ABOURICHA N., encre au Maghreb, in Nouvelles des Manuscrits du Moyen-Orient, juin 1993, III/1, p. 3-4

CHABBOUH M., Two new sources on the Art of mixing Ink’, in The odicology of Islamic Manuscripts, p. 59-76

ZERDOUN BAT-YEOUDA M., Les encres noires au Moyen Age jusqu'au 1600 (Documents, études et repertoires), Paris, IRHT, 1983.

 

ترکیب‏بندى کراسه‏ها

GUESDON M.-G., ‘‏Les réclames dans les manuscrits arabes datés antérieurs 1450’, in Déroche
F. et Richard F. (éds.), Scribes et Manuscrits du Moyen-Orient, p. 56-57.

-  ‘‏L'assemblage des cahiers: remarques à propos
d'un échantillon de manuscrits arabes récemment catalogués’ in Binebine A. C. (éd.),
Le Manuscrit arabe et la codicologie, p. 57-68.

SIRAT C., ‘‏Pour quelle raison trouve-t-on au Moyen-Age des quinions et des
quaternions? Une tentative d'explication’, in Hoffmann Ph. (éd.) Recherches de
codicologie comparée, p. 131-135.

 

صفحه‏بندى‏

DUKAN M., La réglure des manuscrits hébreux au Moyen Age,Paris, 1988.

 

صحافى و جلدسازى‏

BARAS E., IRIGOIN J. et VEZIN J., La reliure
médiévale. Trois conférences d'initiation, Paris,
ENS, 1978.

DـROCHE F., ‘‏Quelques reliures médiévales de provenance
damascaine’, in Revue des Etudes islamiques, 1986, p. 85-99.

DOIZY M.-A., et IPERT S., Le Papier marbré,Paris, 1985.

DOIZY M.-A., De la dominoterie à la marbrure:
histoire des techniques traditionnelles de la décoration du papier,Paris, 1996.

DREIBHOLZU., ‘‏Some aspects of early islamic bookbindings from Great Mosque of Sana'a,
Yemen’, in Déroche F. et Richard F. (éds.),
Scribes et manuscrits du Moyen-Orient, p. 15-34.

GACEK A., ‘‏Introduction on the art of bookbinding attributed to the Rasulid
ruler of Yemen al-Malik al-Muzaffar’, in Déroche
F. et Richard F. (éds.), Scribes et manuscrits du Moyen-Orient, p.57-63.

RABY J., Turkish Bookbinding in the 51th
Century: the Foundation of an Ottoman Style, Londres, 1993.

 

دانش‏نامه‏ها، نمایه‏ها و اسامى نویسندگان و آثار

Encyclopédie de l'Islam, 2e édition, Leyde, 1960,
حاجی خلیفه کشف الظنون, 2tomes en 4 vol.,Istanbul, 1941-1947.

Index Islamicus, fondé par J. D. Pearson, Cambridge, 1958-index des publications sur la culture
arabo-musulmane depuis 1906.

کحّاله، معجم المولفین، 15 ج، بیروت، 1957-1967.

اعلام النساء، 5 جلد، دمشق، 1958.

تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، 7 جلد، نجف – بیروت، 1954-1971.

زرکلی، الاعلام، چاپ دوم، 10 جلد، بیروت، 1954-1959.

 

سایت‏هاى مفید براى اسناد و مدارک

براى جستجو در متون عربیwww.al-waraq.com

دانشگاه لیدن‏lbs.leidenuniv.nl 

کتابخانه ملى فرانسه‏www.bnf.fr 

کتابخانه کنگره آمریکاcatalog.loc.gov 

 

مکان نگهدارى میکروفیلم‏هاى نسخه‏هاى خطى‏

Paris: Institut de recherche et d'histoire des textes (IRHT). Section arabe. 25, rue du Cardinal Lemoine, 75005 Paris.

Le Caire: Institut des manuscrits arabes
photographiés (Ligue arabe, ALECSO). Un catalogue imprimé est publié.

 

نشریه‏هاى تخصصى در زمینه نسخه‏هاى خطى‏

Manuscripta Orientalia. International Journal for Oriental Manuscript Research. Publié par l'Institut Oriental, branche de Saint-Petersbourg, Saint-Petersbourg, 5991-<Nouvelles des manuscrits du Moyen-Orient. Paris, 1991> - Manuscripts of the Middle East. Leiden, Ter Lugt Press, 1986 -<

مجلات معهد المخطوطات العربیه. Le Caire, 1955>.

 

پیوست سوم‏

واژه نامه‏

 

حاشیه‏addition marginale

ابجد abgad

مرقع‏album

بى‏نام (مؤلف) anonymat

نسخه ناشناس‏anépigraphe

تصدیق‏attestation

تصدیق مقابله‏attestation de collation

تصدیق قرائت‏attestation de lecture

سماع‏audition

bille volante , feuille volante

 لت] جزو[billet

 چهار برگی] جزوbinion

(گواهى) سماع‏certificat d'audition

certificat de transmission

اجازه
(روایت; استنساخ)

رقم
عربى‏chiffre arabe

رقم
رومى‏chiffre romain

مقابله،
مطابقت با اصل‏collation

تبدیل
تاریخ‏conversion des dates

نسخه‏copie

نسخه‏بردار،
نسّاخ‏copiste

شماره
دستیابى‏cote

تاریخ‏گذارى‏datation

 انجام] نسخه‏desinit

محل
نگهدارى‏dépot

خطécriture

عناصر
الحاقى‏éléments adventices

انجام]
نسخه‏explicit

ورق،
برگ‏f., f³., folio

برگ
فرد feuille volante

ورق
(هاى) افزوده‏feuille)s) ajoutée)s)

ورق
(هاى) افتاده‏feuille)s) manquante)s)

ته‏خط
عمودى‏fil de cha رnette

برگ‏شمارى،
ورق‏شمارى‏foliotage

مجموعه]
کتابخانه‏fond

formule de Composition

 شیوه ترکیب‏بندی] نسخه‏خطى‏

 سرلوح] کتاب‏آرایى‏frontispice

بدرقه
ابتدا (ى نسخه) garde antérieure

بدرقه
انتها (ى نسخه) garde postérieure

تعلیقات‏gloses

 تراشیدن] کتابت‏grattage

دوتایی]
فرم کاغذ
in 4³

سه‏تایی]
فرم کاغذin 8³

 یک‏تایی] فرم کاغذin folio

 آغاز] نسخه‏incipit

 خمیدگی] خطinclination

یادداشت
تاریخ‏indication de date

یادداشت
وقف‏inscription de waqf

جابجایى
(برگ‏ها) interversion

 قرائت] سماع‏lecture

اتصال
حروف‏ligature

سطرligne

خط
زمینه، خط کرسى‏ligne d'écriture

نسخه
مختلطmanuscrit complexe

manuscrit composite

 نسخه نامرتبط] کتاب‏شناسى‏[1.

 نسخه مختلف الکاغذ] نسخه‏شناسى‏[2.

حاشیه‏marge

نشانه
مقابله‏marque de collation

نشانه
مالکیت‏marque de possession

شماره
ترتیب‏nombre d'ordre

شماره‏گذارى‏numérotation

 محو; حذف] کتابت‏omission

صفحه
شمارى‏pagination

کاغذ
ته‏نقش‏دارpapier filigrané

کاغذ
بدون ته‏نقش‏papier non-filigrané

تا
(ى کاغذ) pliage

قلم
نوک‏آهنىche‏pointe sè‏

عنوان
غلطpseudépigraphe

هشت‏برگی]
جزوquaternion

 ده‏برگی] جزوquinion

قلم‏گرفتن]
کتابت‏raturage

نسخه‏recension

رکابه،
پاورق‏réclame

سطراندازى‏réglure

اطلس
خوشنویسى‏répertoire paléographique

 اصلاح] کتابت‏rectification

شنگرف‏نویسى‏rubricage

شرح‏scolie

نشانه
آوایى‏signe de vocalisation

شیوه
خوش‏نویسى‏style caligraphique

اندازه
نوشته‏surface écrite

خطگذارى
بالاى عبارت‏surlignement

دانگ
قلم‏taille de calame

انجامه
پیش از انجام‏terminus ante quem

انجامه
پس از انجام‏terminus post quem

شش‏برگی
جزوternion

عنوان
جانشین، عنوان برابرtitre alternatif

 لبه پایینی ‏tranche inférieure

استنساخ‏transcription

 سه‏نقطه (مثلثى) ‏trois points )en triangle)

واحد
نسخه‏شناختى‏unité codicologique

مجلدv., volume

ته‏خط
افقى‏vergeur

 رکابه،
پاورق‏réclame

سطراندازى‏réglure

اطلس
خوشنویسى‏répertoire pale'ographique

 اصلاح] کتابت‏rectification

شنگرف‏نویسى‏rubricage

شرح‏scolie

نشانه
آوایى‏signe de vocalisation

شیوه
خوش‏نویسى‏style caligraphique

اندازه
نوشته‏surface écrite

خطگذارى
بالاى عبارت‏surlignement

دانگ
قلم‏taille de calame

انجامه
پیش از انجام‏terminus ante quem

انجامه
پس از انجام‏terminus post quem

شش‏برگی]
جزوternion

عنوان
جانشین، عنوان برابرtitre alternatif

 لبه پایینی] کتاب‏tranche inférieure

استنساخ‏transcription

 سه‏نقطه (مثلثى)]کتابت‏trois points en triangle

واحد
نسخه‏شناختى‏unité codicologique

مجلدv., volume

ته‏خط
افقى‏vergeur

 

 

 

 

 

 

 

  نظرات ()
نگاهی به کتاب ها و مقاله های خارجی در زمینه نسخه شناسی اسلامی نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠

a dictionary of terms used in the production of Arabic manuscripts: an overview; Chabbouh, Ibrahim; Ibish: The conservation and preservation of Islamic manuscripts: proceedings of the Third Conference of Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 18th-19th November 1995. Publication 19, London: Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 1996 p.147-150.

A Malay copyist of the General Secretariat at Batavia as teacher of the Dutch Chief of Staff in the early 1820s; Wieringa, E. P.: Indonesia Circle, 69, 1996 p.89-101.

National workshop on Islamic manuscripts ; Azad, Ghulam Murtaza, Islamabad: Islamic Studies, 35 iii, 1996 p.361-363. ; Note: [Islamabad, June 1996.)

Zur Geschichte der tatarischen Handschriften; Usmanov, Mirkasim, Hrsg: Muslim culture in Russia and Central Asia from the 18th to the early 20th centuries. Islamkundliche Untersuchungen, Berlin: Schwarz, 1996 p.49-68.

A cultural institution of the Republic of Tajikistan: Aini International Foundation, Program for Research and Rescue of Oriental Manuscripts, People's Academy of Civilisation and General Humanistic Culture, Dushanbe, Tajikistan; Aini, Kamal al-Din: IRCICA Newsletter, 36, 1995 p.18-19.

A short description of present research into early Islamic bookbinding and book structure in Yemen; Dreibholz, U.: Fondation Max von Berchem Bulletin, 9, 1995 p.1-3.

Histoire du livre, temoin du passe; Balty-Guesdon, M.; Kamarti (Editor), Samia: Itineraire du savoir en Tunisie: les temps forts de l'histoire tunisienne., Paris: CNRS, 1995 p.44-55. ; Note: (Des anciens temoignages de la fabrication du livre .... ont ete conserves en Tunisie.)

Maliki formularies and legal documents: changes in the manuscript culture of the `udul (professional witnesses) in Morocco; Buskens, L.; Dutton, Yasin: The codicology of Islamic manuscripts: proceedings of the Second Conference of Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 4-5 December 1993. Publication 15, London: Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 1995 p.137-145.

Reading Nasta`liq: Persian and Urdu hands from 1500 to the present; Hanaway, W. L.; Spooner, B.: Bibliotheca Iranica, Costa Mesa: Mazda, 1995 pp.278. ; Note: [Incl. facsimiles & transcriptions].

The codicology of Islamic manuscripts: proceedings of the Second Conference of Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 4-5 December 1993; Dutton (Editor), Yasin: Publication 15, London: Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 1995 pp.145.

The human element between text and reader: the ijaza in Arabic manuscripts; Witkam, J. J.; Dutton, Yasin: The codicology of Islamic manuscripts: proceedings of the Second Conference of Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 4-5 December 1993. Publication 15, London: Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 1995 p.123-136.

"Dzhavakhir al-akhbar" ("Perly izvestii") Bydaka munshi Kazvini i ego "Zametki" o tvortsakh persidskoi rukopisnoi knigi; Akimushkin, O. F.; Note: [Incl. facsimile of MS, edition of Persian text & Russian translation].

Arabskie rukopisi: plotnost' teksta i ee konvertiruemost' v kopiyakh sochineniya; Polosin, V. V.: Peterburgskoe Vostokovedenie, 5, 1994 p.202-220.

Between the lines: realities of scribal life in the sixteenth century; Fleischer, C. H.; Heywood (Editor), C; Imber (Editor), C: Studies in Ottoman history in honour of Professor V.L.Menage., Istanbul: Isis, 1994 p.45-61.

La celebration du qalam; Akimushkin, O. F.; Khalidov, Anas B.; Rezvan, Efim A.: De Bagdad a Ispahan: manuscrits islamiques de la filiale de Saint-Petersbourg de l'Institut d'Etudes Orientales, Academie des Sciences de Russie, Lugano: Fondation ARCH, Paris-Musees, Electa, 1994 p.33-77. ; Note: [MSS tradition in Islamic world].

Les Corans realises sur commande; Rezvan, Efim A.: De Bagdad a Ispahan: manuscrits islamiques de la filiale de Saint-Petersbourg de l'Institut d'Etudes Orientales, Academie des Sciences de Russie, Lugano: Fondation ARCH, Paris-Musees, Electa, 1994 p.273-273.

Les premiers Corans; Rezvan, Efim A.: De Bagdad a Ispahan: manuscrits islamiques de la filiale de Saint-Petersbourg de l'Institut d'Etudes Orientales, Academie des Sciences de Russie, Lugano: Fondation ARCH, Paris-Musees, Electa, 1994 p.81-83.

Rukopisnaya knizhnaya kul'tura Dagestana; Shikhsaidov, A. R.: Budushchee Dagestana. Redaktor-sostavitel' U.A.Radzhabov, Makhachkala: Dagestanskii Nauchnyi Tsentr RAN, 1994 p.195-197.

Spatantike Voraussetzungen der fruhislamischen Koran-Handschriften in Sanaa; Bothmer, H-C. Graf von; [نام های مهم یادشده در متن] Von Bothmer, H-C. Graf: Eothen, 2-3 / 1991-92, 1994 p.7-12.

Arabic bookmaking and terminology as portrayed by Bakr al-Ishbili in his Kitab al-taysir fi sina`at al-tasfir; Gacek, A; [نام های مهم یادشده در متن] Bakr b. Ibrahim b. al-Mujahid al-Lakhmi al-Ishbili: Manuscripts of the Middle East, 5 / 1990-91, 1993 p.106-113.

Histoire de la kitaba et des kuttab en al-Andalus umayyade (2e/VIIIe - 4e/Xe siecles); Meouak, Mohamed: Orientalia Suecana, 41-42, 1992-93 p.166-180.

Il custode del nobile passato islamico: intervista con Salah al-Munajjid, padre dei manoscritti arabi; Lelli, G.; Munajjid, Salah al-Din al-: Levante / Al-Mashriq, 35 i, 1993 p.13-22.

Lists of books in Arabic manuscripts; Witkam, J. J.: Manuscripts of the Middle East, 5 / 1990-91, 1993 p.123-136.

Los copistas de manuscritos astronomicos arabes en Marruecos y Espana, y las relaciones entre estos dos paises y China en el siglo VII/XIII; Vernet, J.: Le patrimoine commun hispano-mauresque. Grenade, 21-23 avril 1992 / Al-turath al-hadari al-mushtarak bayn Isbaniya wa-'l-Maghrib. Gharnata, 17-19 Shawwal 1412 / 23 Abril 1992, Rabat: Academie du Royaume du Maroc, 1993 p.171-180.

Manuscript production in nineteenth-century Java. Codicology and the writing of Javanese literary history; Behrend, T. E.: Bijdragen tot de Taal-, Land- en Volkenkunde, 149 iii, 1993 p.407-437.

Many greetings from Madura. An exercise in eighteenth century codicology; Molen, W. van der; [نام های مهم یادشده در متن] Van der Molen, W.: Bijdragen tot de Taal-, Land- en Volkenkunde, 149 iii, 1993 p.510-532.

Research on early Islamic book covers and book structures in San`a'; Dreibholz, U.: Yemen Update, 32, 1993 p.7-8.

The calligraphic state: textual domination and history in a Muslim society; Messick, B.: Comparative Studies on Muslim Societies, Berkeley & Los Angeles: University of California Press, 1993 pp.341. ; Note: (Yemen.)

Traditional bookbindings from Indonesia. Materials and decorations; Plomp, M.: Bijdragen tot de Taal-, Land- en Volkenkunde, 149 iii, 1993 p.571-592. ; Note: (In two manuscript collections in Leiden.)

Un colloque sur les manuscrits d'Asie du Sud-Est (International workshop on Indonesian Studies no 7) (Leyde, 14-18 decembre 1992); Chambert-Loir, H.: Archipel, 45, 1993 p.31-34.

Andalusian-Arabic manuscripts from Christian Spain: a comparative intercultural approach; Koningsveld, P. S. van: Israel oriental studies, 12, 1992 p.75-110. ; Note: [Incl. detailed list of MSS, with locations].

Les manuscrits arabes dates du IIIe/IXe siecle; Deroche, F.: Revue des Etudes Islamiques, 55-57 i / 1987-1989, 1992 p.343-379.

Manuscripts in historical research and text edition; Madelung, W. F.: The significance of Islamic manuscripts. Proceedings of the inaugural conference of Al-Furqan Islamic Heritage Foundation ...1991 Publication 3, London: Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 1992 p.1-6.

Manuscripts in the history of Makkah and Madinah; Jasir, Hamad al-: The significance of Islamic manuscripts. Proceedings of the inaugural conference of Al-Furqan Islamic Heritage Foundation ...1991 Publication 3, London: Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 1992 p.107-113.

Persian manuscripts with special reference to Iran; Afshar, Iraj: The significance of Islamic manuscripts. Proceedings of the inaugural conference of Al-Furqan Islamic Heritage Foundation ...1991 Publication 3, London: Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 1992 p.19-29.

Schreiben und Veroffentlichen: zu Verwendung und Funktion der Schrift in den ersten islamischen Jahrhunderten; Schoeler, G.: Der Islam, 69, 1992 p.1-43.

The significance of Islamic manuscripts; Nasr, Seyyed Hossein: The significance of Islamic manuscripts. Proceedings of the inaugural conference of Al-Furqan Islamic Heritage Foundation ...1991 Publication 3, London: Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 1992 p.7-17.

Turkish manuscripts and the publication of their catalogues; Sesen, Ramazan: The significance of Islamic manuscripts. Proceedings of the inaugural conference of Al-Furqan Islamic Heritage Foundation ...1991 Publication 3, London: Al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 1992 p.55-70.

A propos du manuscrit "Arabe 6726" Bibliotheque Nationale, Paris (al-Asma`i, Ta'rih muluk al-`Arab al-awwalin); Deroche, F; [نام های مهم یادشده در متن] Asma`i, Abu Sa`id `Abd al-Malik al-: Revue des Etudes Islamiques, 58 / 1990, 1991 p.209-212. ; Note: (Question de l'authenticite.)

Golden letters: writing traditions of Indonesia. Surat emas: budaya tulis di Indonesia; Gallop, A. T.; Arps, B., London: British Library; Jakarta: Yayasan Lontar, 1991 pp.152.

Manuscritos arabes em Portugal; Sidarus, Adel: Estudos orientais, Lisbon: Instituto Oriental, 1991 p.117-126.

Aspects of mediaeval Jewish literacy; Reif, S. C.; McKitterick, R: The uses of literacy in early mediaeval
 Europe., Cambridge: Cambridge University Press,
 1990 p.134-155. ; Note: (In an environment dominated by Islam.)

Ibn an-Nadim's Hinweise auf das Verhaltnis zum geistigen Eigentum im Historikerkapitel des Kitab al-Fihrist; Sturm, D; [نام های مهم یادشده در متن] Ibn al-Nadim, Muhammad b. Ishaq: Hallesche Beitrage zur Orientwissenschaft, 13-14, 1990 p.65-70.

Literacy and the laity in early medieval Spain; Collins, R.; McKitterick, R: The uses of literacy in early mediaeval Europe., Cambridge: Cambridge University Press, 1990 p.109-133.

Some technical terms relative to the execution of Arabic manuscripts; Gacek, A.: Middle Eastern Libraries Association notes, 50-51, 1990 p.13-18.

Aims and methods of cataloguing manuscripts of the Middle East; Witkam, J. J.; Deroche, F: Les manuscrits du Moyen-Orient: essais de codicologie et paleographie. Actes du Colloque d'Istanbul (Istanbul ... 1986). Varia Turcica, Istanbul: Institut Francais d'Etudes Anatoliennes; Paris: Bibliotheque Nationale, 1989 p.1-5.

Alte Restaurierungen und Falschungen bei orientalischen Handschriften; Duda, D.; Deroche, F: Les manuscrits du Moyen-Orient: essais de codicologie et paleographie. Actes du Colloque d'Istanbul (Istanbul ... 1986). Varia Turcica, Istanbul: Institut Francais d'Etudes Anatoliennes; Paris: Bibliotheque Nationale, 1989 p.39-43.

Arabic manuscripts in distress: the Frankfurter Facsimile series. (Manuscripts & manuscripts, 7.); Witkam, J. J.: Manuscripts of the Middle East, 4, 1989 p.175-180.

Devises et vers traditionnels des copistes entre explicit et colophon des manuscrits persans; Piemontese, A. M.; Deroche, F: Les manuscrits du Moyen-Orient: essais de codicologie et paleographie. Actes du Colloque d'Istanbul (Istanbul ... 1986). Varia Turcica, Istanbul: Institut Francais d'Etudes Anatoliennes; Paris: Bibliotheque Nationale, 1989 p.77-87.

Die Prophetenbiographie im islamischen Spanien: ein Beitrag zur Uberlieferungs- und Redaktionsgeschichte; Jarrar, Maher; [نام های مهم یادشده در متن] Muhammad, the Prophet: Europaische Hochschulschriften, Frankfurt a.M.: Lang, 1989 pp.363.

Notas sobre la transmision escrita de la Mudawwana en Ifriqiya segun algunos manuscritos recientemente descubiertos. (Qairawaner Miszellaneen III.); Muranyi, M.; Aguade (Translator), J.; Fierro (Translator), M. I; [نام های مهم یادشده در متن] Sahnun b. Sa`id: Al-Qantara, 10, 1989 p.215-231. ; Note: (Sahnun b.Sa`id.)

Problems and possibilities in dating Persian manuscripts; Waley, Muhammed Isa; Deroche, F: Les manuscrits du Moyen-Orient: essais de codicologie et paleographie. Actes du Colloque d'Istanbul (Istanbul ... 1986). Varia Turcica, Istanbul: Institut Francais d'Etudes Anatoliennes; Paris: Bibliotheque Nationale, 1989 p.7-15.

Sur le probleme de datation des manuscrits turcs; Galotta, A.; Deroche, F: Les manuscrits du Moyen-Orient: essais de codicologie et paleographie. Actes du Colloque d'Istanbul (Istanbul ... 1986). Varia Turcica, Istanbul: Institut Francais d'Etudes Anatoliennes; Paris: Bibliotheque Nationale, 1989 p.31-34.

Technical practices and recommendations recorded by classical and post-classical Arabic scholars concerning the copying and correction of manuscripts; Gacek, A.; Deroche, F: Les manuscrits du Moyen-Orient: essais de codicologie et paleographie. Actes du Colloque d'Istanbul (Istanbul ... 1986). Varia Turcica, Istanbul: Institut Francais d'Etudes Anatoliennes; Paris: Bibliotheque Nationale, 1989 p.51-60.

The language of catalogues of Arabic manuscripts; Gacek, A.: Middle Eastern Libraries Association notes, 48, 1989 p.21-29. ; Note: [Arabic-English glossary of specialised terminology].

Un traite a l'usage des scribes a l'Epoque nasride; Sauvan, Y.; Deroche, F; [نام های مهم یادشده در متن] Qallusi, Muhammad al-: Les manuscrits du Moyen-Orient: essais de codicologie et paleographie. Actes du Colloque d'Istanbul (Istanbul ... 1986). Varia Turcica, Istanbul: Institut Francais d'Etudes Anatoliennes; Paris: Bibliotheque Nationale, 1989 p.49-50. ; Note: (La Tuhfat al-hawwas fi zarf al-hawwas de Muhammad al-Qallusi.)

Une traduction persane du traite d'Ibn Badis: `Umdat al-kuttab (ca.1025); Porter, Y.; Deroche, F; [نام های مهم یادشده در متن] Al-Mu`izz b. Badis: Les manuscrits du Moyen-Orient: essais de codicologie et paleographie. Actes du Colloque d'Istanbul (Istanbul ... 1986). Varia Turcica, Istanbul: Institut Francais d'Etudes Anatoliennes; Paris: Bibliotheque Nationale, 1989 p.61-67.

Weiteres zur Frage der schriftlichen oder mundlichen Uberlieferung der Wissenschaften im Islam; Schoeler, G.: Der Islam, 66, 1989 p.38-67.

Bosansko-hercegovacki prepisivaci djela u arabickim rukopisima; Zdralovic, Muhamed, Sarajevo: Svjetlost, 1988 pp.461.

Establishing the stemma: fact or fiction?; Witkam, J. J.: Manuscripts of the Middle East, 3, 1988 p.88-101.

In search of formal identity and difference: considerations based on collating some Turkic manuscripts; Damme, M. van; Braam, H.: Manuscripts of the Middle East, 3, 1988 p.32-40.

Kolloquium uber arabische Handschriften, 7.-9. April 1988 in Casablanca; Lang, H.: Orient, 29, 1988 p.202-204.

Oralite et ecriture: vision arabe, vision arabisante; Loucel, H.: Cahiers d'Etudes Arabes, 2, 1988 p.55-71.

Some remarks on the textual history of a famous late sixteenth-century world history: the case of Mustafa `Ali's Kunhu 'l-ahbar; Schmidt, J; [نام های مهم یادشده در متن] Ali Efendi, Gelibolulu Mustafa: Manuscripts of the Middle East, 3, 1988 p.69-72.

The textual history of the correspondence between Sadr ad-din-i Kunawi and Nasir ad-din-i Tusi; Schubert, G; [نام های مهم یادشده در متن] Sadr al-Din Qunawi: Manuscripts of the Middle East, 3, 1988 p.73-78.

The transmission history of a text of joint authorship; Kellner-Heinkele, B.: Manuscripts of the Middle East, 3, 1988 p.45-53. ; Note: (The Ottoman biographical collection Devhatu l-Mesayih.)

Aspects of the phyical transmission of the Qur'an in 19th-century Sudan: script, decoration, binding and paper; Brockett, A. A.: Manuscripts of the Middle East, 2, 1987 p.45-67.

Kitab Tatqif al-ta`rif bi'l-mustalah al-sarif; Ibn Nazir al-Jaysh, Taqi al-Din `Abd al-Rahman; Vesely (Editor), R.: Textes Arabes et Etudes Islamiques, Cairo: Institut Francais d'Archeologie Orientale, 1987 pp.249+XXVI. ; Note: [Manual of Mamluk chancellery practice. Arabic text, with French introd].

Les journees de codicologie et de paleographie islamique, Istanbul, 26-28 mai 1986; Richard, F.: Studia Iranica, 16, 1987 p.267-268.

Manuscripts & manuscripts; Witkam, J. J.: Manuscripts of the Middle East, 2, 1987 p.111-125. ; Note: (4: Research facilities for manuscripts in the Egyptian National Library; 5: Manuscripts in print: some Arabic examples.)

Mohammad Ebrahim, copiste d'une histoire des Seldjoukides et sa famille au Kerman (XVIe-XVIIe siecles); Bastani Parizi, M.: Studia Iranica, 16, 1987 p.131-135.

Ownership statements and seals in Arabic manuscripts; Gacek, A.: Manuscripts of the Middle East, 2, 1987 p.88-95.

Rebinding Islamic manuscripts: a new direction; Bull, W.: Bookbinder, 1, 1987 p.21-38.

The different copyists in the London Ms. of the Qisas-i Rabghuzi; Boeschoten, H.; Damme, M. van; van, M; Boeschoten, H; [نام های مهم یادشده در متن] Rabghuzi, Nasir al-Din: Utrecht papers on Central Asia: proceedings of the First European Seminar on Central Asian Studies held at Utrecht, 16-18 December 1985. Utrecht Turkological series, Utrecht: Institute of Oriental Languages, University of Utrecht, 1987 p.177-183.

The interface between the written and the oral; Goody, J., Cambridge: Cambridge University Press, 1987 pp.328. ; Note: (III: Written and oral cultures in West Africa. 5:The impact of Islamic writing on oral cultures, pp.125-138.)

The Khojki script: a legacy of Ismaili Islam in the Indo-Pakistan subcontinent; Asani, Ali S.: Journal of the American Oriental Society, 107, 1987 p.439-449.

A chancery clerk in medieval Egypt; Holt, P. M; [نام های مهم یادشده در متن] Shafi` b. `Ali al-Asqalani: English historical review, 101 / 400, 1986 p.671-679. ; Note: (Shafi` b.`Ali al-Asqalani.)

A vision of a brilliant career; Findley, C. V.: Wiener Zeitschrift fur die Kunde des Morgenlandes, 76, 1986 p.95-101. ; Note: (18th-century Ottoman scribal bureaucracy.)

Genizah and Genizah-like practices in Islamic and Jewish traditions: customs concerning the disposal of worn-out sacred books in the Middle Ages, according to an Ottoman source; Sadan, J.: Bibliotheca Orientalis, 43, 1986 p.35-58.

Manuscripts of the Middle East: an introduction and a programme; Witkam, J. J.: Manuscripts of the Middle East, 1, 1986 p.5-7.

Philogika. I-XIII; Ritter, H.; Band, Zweiter: Beitrage zur Erschliessung der arabischen Handschriften in Istanbul und Anatolien. Dirasat fima tahtawihi maktabat Istanbul wa-'l-Anadul min al-makhtutat al-`Arabiya. Veroffentlichungen des Institutes fur Geschichte der Arabisch-Islamischen Wissenschaften, Frankfurt am Main: Institut fur Geschichte der Arabisch-Islamischen Wissenschaften an der Johann Wolfgang Goethe-Universitat, 1986 p.1-391. ; Note: (Originally published 1928-49.)

Preserving the past: the UNESCO seminar workshop on Arabic manuscripts in Africa, Mali 26-30 August 1986; Kani, Ahmed Mohammed: Afkar Inquiry, 3 xii, 1986 p.54-55.

The origins of the Malay manuscript tradition; Jones, Russell; D (Editor), C; O (Editor), S: Cultural contact and textual interpretation: papers from the Fourth European Colloquium on Malay and Indonesian Studies ... Leiden ... 1983. Verhandelingen van het Koninklijk Instituut voor Taal-, Dordrecht: Foris, 1986 p.121-143.

The use of `kabikaj' in Arabic manuscripts; Gacek, A.: Manuscripts of the Middle East, 1, 1986 p.49-53.

Arabskie rukopisi i arabskaya rukopisnaya traditsiya; Khalidov, A. B., Moscow: Glavnaya Redaktsiya Vostochnoi Literatury (Nauka), 1985 pp.312. ; Note: (Summary [English], pp.302-303.)

Isfahan-Moskva-Uppsala: kring nagra medelaserbeidjanska handskrifter och stationerna pa deras vag. (Isfahan-Moscow-Uppsala: on some Middle Azeri manuscripts and the stations on their itinerary.); Johanson, L.: Svenska Forskningsinstitutet i Istanbul: Meddelanden, 10, 1985 p.26-44.

Les manuscrits orientaux et la connaissance de l'Orient: elements pour une enquete culturelle; Berthier, A.: Moyen Orient & Ocean Indien, 2 ii, 1985 p.79-108.

Masahif San`a': tables: Masahif San`a, [Kuwait:] Dar al-Athar al-Islamiyyah / Kuwait National Museum, [1985?] p.31-61. ; Note: [Colour plates, with descriptions in English & Arabic, of early Qur'an leaves from Yemen].

Methods of research on Qur'anic manuscripts - a few ideas; Puin, G-R.: Masahif San`a, [Kuwait:] Dar al-Athar al-Islamiyyah / Kuwait National Museum, [1985?] p.9-17.

Stupeni sovershenstvovaniya katibov (Atabat al-kataba) / Muntadzhab ad-Din Badi Atabek al-Dzhuvaini. Perevod s persidskogo, vvedenie i kommentarii G.M.Kurpalidisa>; Juwayni, Muntajab al-Din Badi` al; [نام های مهم یادشده در متن] Kurpalidis, G. M., Moscow: Nauka, 1985 pp.159.

The pen: a divine gift; Sbano, Ahmed Ghassan: Ark, London, [1985] p.47-54.

Al-Nadim: "Books smile as pens shed tears"; Sardar, Ziauddin; [نام های مهم یادشده در متن] Nadim, Abu 'l-Faraj Muhammad al-Warraq al-: Afkar Inquiry, 1 v, 1984 p.62-64. ; Note: [Abu 'l-Faraj Muhammad al-Warraq al-Nadim, 10th-century bibliographer & bookseller].

El notariado islamico y el cristiano: estudio comparativo; Hoenerbach, W.: Cuadernos de Historia del Islam, 11, 1984 p.103-138. ; Note: [In Spain].

Skriften som formidler mellem Muslimer og deres omverden; Westman, B.: Antropologiska Studier, 35-36, 1984 p.28-38.

The professional formation for the protection of cultural heritage; Abbas, Ihsan: Atti del II Convegno su: la presenza culturale italiana nei paesi arabi: storia e prospettivi, Sorrento ... 1982, Rome: Istituto per l'Oriente, 1984 p.173-175. ; Note: (Arabic manuscripts and similar documentary material preserved in the Arabic language.)

Arabic writing and Arab libraries; Imamuddin, S. M., London: Ta Ha, 1983 pp.80.

Formulario notarial hispano-arabe, por el faqui y notario Ibn al-`Attar (s.X)>; Ibn al-`Attar, Muhammad al-Umawi; Chalmeta (Editor), P.; Corriente (Editor), F., Madrid: Academia Matritense del Notariado; Instituto Hispano-Arabe de Cultura, 1983 pp.685+XXXVIII. ; Note: [Arabic, with Spanish introd. Arabic Kitab al-watha'iq wa 'l-sijillat].

La transmission du savoir en Islam (VIIe-XVIIIe siecles); Vajda, G.; Cottart (Editor), N., London: Variorum, 1983 pp.(330). ; Note: [Reprinted articles].

Oralitat und Schrift in Afrika; Jungraithmayr, H.: XXI. Deutscher Orientalistentag ... 1980 in Berlin: Vortrage. Zeitschrift der Deutschen Morgenlandischen Gesellschaft, Wiesbaden: Steiner, 1983 p.67-76.

Some remarks on the cataloguing of Arabic manuscripts; Gacek, A.: British Society for Middle Eastern Studies Bulletin, 10, 1983 p.173-179.

Das Buch in der Kultur des Islams: Buch- und Bibliothekswesen im Mittelalter; Endress, G., Band: Grundriss der Arabischen Philologie,, Wiesbaden: Reichert, 1982 p.271-274; 306-308.

Die handschriftliche Uberlieferung; Endress, G., Band: Grundriss der Arabischen Philologie,, Wiesbaden: Reichert, 1982 p.285-291; 311-312.

Material und aussere Gestalt der Handschriften; Endress, G., Band: Grundriss der Arabischen Philologie,, Wiesbaden: Reichert, 1982 p.274-278; 308-310.

Besonderheiten alter Koranhandschriften; Paret, R.: Studien zur Geschichte und Kultur des Vorderen Orients: Festschrift fur B.Spuler., Leiden: Brill, 1981 p.310-320.

Kryptographie bei Qalqasandi. (Kitab Subh al-a`sa fi sina`at al-insa'. Band IX Kairo 1334/1916 S.229ff. (4. Maqala, 2. Bab, 8. Fasl).); Wieber, R; [نام های مهم یادشده در متن] Qalqashandi, Shihab al-Din al-: XX. Deutscher Orientalistentag ... 1977 in Erlangen: Vortrage. Zeitschrift der Deutschen Morgenlandischen Gesellschaft, Wiesbaden: Steiner, 1980

Les ecritures coraniques anciennes: bilan et perspectives; Deroche, F.: Revue des Etudes Islamiques, 48, 1980 p.207-224.

Manuscript research in the Yemen (Arab Republic); Reinhart, A. K.: Middle East Studies Association Bulletin, 14 ii, 1980 p.22-30.

O znachenii terminov "bastine" i "nam-i diger" v perepiskikh knigakh XV i XVI vekov; Stoyanovski, A.: Prilozi za Orientalnu Filologiju i istoriju jugoslavenskih naroda pod turskom vladavinom, 30, 1980 p.421-530.

Los libros de los moriscos valencianos; Labarta, A.: Awraq, 2, 1979 p.72-80.
Publication Year: 1979

Nouveaux documents sur scribes et copistes; Sadan, J.: Revue des Etudes Islamiques, 45, 1977 p.41-87.

Die Bucherliebe bei den alten Arabern; Grebe, W.: Aus dem Antiquariat, 1981, p.285-290.
Subject : History of the Islamic book Manuscripts

Rukopisnaya istoricheskaya kniga i ee chitateli v stranakh srednevekovogo musul'manskogo Vostoka. (Summary: Historical manuscripts and their readers in medieval Muslim East.); Sultanov, T. I.: Narodui Asii i Afriki, 1984 ii, p.71-80.

 

  نظرات ()
واژگان فرانسه - فارسی نسخه شناسی نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸

  نویسنده: سید محمد حسین مرعشی

[جلد] آرایه قیطانی، زنجیره‌ای   chenille

[جلد] آستر     doublure

[جلد] بدرقهgarde

مقوای (جلد)   ais

[خط] ترکیب‌بندی    composition

[خط] دندانه حرف      jambage 

[خط] صعود     hampe

[خط] کشیدگی (= مدّ)      élongation

[صحاف]، سَجع مُهر؛[کاتب] رقم signature

[صحافی] تاکُن plioir   

[صحافی] دوربُری      rognage

 [صفحه‌آرایی] آراستن  disposition

[عطف] گردسازی endossage

[کتاب] بی‌عنوان؛ [آرایه] بی‌رقم anépigraphe

1. ته‌نقش 2. نقش ملیله filigrane

1. جلد 2. صحافی، جلدسازی  reliure

1.لوح2. دفه  plat

1.ورقه2. تخت نقش، کلیشه نقش   plaque

3- منبت‌کاری با چرم

ابری، کاغذ ابر و بادpapier  marbré

اثر سوزن    piqûre

آرایه décore

آرایه‌ساز     décorateur

ارتفاع سطر    بلندای سطر hauteur de la ligne

آستر contregarde 

اسلیمی arabesque

انگارهmodèle

بادامک، بیضی بادامی mandrole

بالک  recouvrement

بلندای سطر٬ [نوشتن] (به صورت) چلیپا    en oblique

بند، تسمه  courroie

بومsupport

بیاضیoblong

پوست ماهی gluchat

ترکیب‌بندی  composition

تسطیر٬ سطراندازی réglure

تعداد سطر  nombre de ligne

تعلیقات     gloses

تنه کتابcorps

ته خط افقی      vergeur

ته‌برگ (=کعب) talon

تیماجmarqueterie

جانورسازی      dessin animalier

جدول encadrement; cadre

جدول نوشته (= مکتوب)cadre de réglure

جدولencadrement

جدول‌کشی      encadrement

جزو؛ قسمت، پاره، تکه      fragment

جزوبندی،  ته‌دوزیcouture   des cahiers

جلادادنpolissage 

جلد روغنی  reliure laquée

جلد سرطبله‌دارreliure   à rabat

جلد قاب‌دار reliure- emboîtage

جلد یک تکه  pleine reliure

جلد یک لا  reliure souple

جلدcouverture

جلدساختگیpseudo-reliure 

چفت و بست fermoir

حاشیه bordûre

حاشیه برش       marge de goutière

حاشیه بیرون      marge extérieur

حاشیه پایین       marge inférieur

حاشیه دور، زمینه، دوره  pourtour

حاشیه عطف      marge de fond

حرف تنهاlettre isolée٬

حرف مفرده٬ حرف تنها

حروف متصل     ligature

حواشیnotes

خاتم‌بندی marqueterie

خط بالای متن     linteau

خط ناخن         écriture avec l'ongle

خط‌کشی کردنrégler

خط-نقاشیcalligramme

دالبر lobe

دباغ tanneur

دبیر secrètaire

دسته جزو bloc des cahiers

دفتر، جزو  cahier

دفه رو، دفه اولplat   supérieur

دفه زیر، دفه دومplat   inférieur

دو ورقی bifeuillet, bifolium

دوخت دو سوزنهcouture   à deux   aiguille

دوخت زنجیره‌ای  Conture en chaînette

دوخت یک سوزنه        contoure à une aiguille

دوختcouture 

دوره نقشcontoure 

رنگ و روغن، لاک laques

رنگرزی teinture

روغن جلا vernis 

روغنی، لاکیlaqué

روکش جلد، لفاف couvrure

روکشparoi

زبانه، بندlanière 

زراندود     doré

زراندوکاری، تذهیب dorure

زمینه  champ

سجافsoufflet

سر سخن­٬ سرفصل٬ ­سرفصل      védette

سرترنج، آویزه pendentif

سرطبله، عطف لولایی  rabat 

سطح مکتوبsurface d'écriture

سطر   ligne

سطر اوّل    ligne de tête

سطر برجسته    billon

سطر پایین٬ سطر راهنما     ligne réctice

سطر فرورفته    sillon

سطراندازی    réglure

سطراندازی مختلط     réglure mixte

سفارش‌دهنده  commanditaire

سنت نسخه‌نویسی     tradition manuscrite

سوزن‌دوزی، گل‌دوزی  broderie

شانه عطفmors

شبکه‌کاری     découpage

شلال، بخیه، کوک bati

شماره (مجلد)  cote

شمسه médaillon

شیرازه tranchefile

صحاف؛ جلدساز  relieur

صحافی ته چسبcartonnage 

صدف کردن incrustation de nacre

صفحه‌آراییmise en page

صنعتگر artisan

ضرب کردن imprimer

طرح‌های سطراندازی      schèmas de réglure

عطف dos

قاب تزئینیcartouche 

قالب matrice  

قالب نقش fer

قالبmoule

قلم نوک‌آهنی pointe sèche

قلم‌کنی  ciselure

قید  presse

کارمایه، مصالح matérial

کاغذ ابریmarbure

کاغذ چسبانده papier maché

کاغذ رنگی papier coloré

کاغذ رنگی papier teinté

کاغذ زینتی   papier décoré

کتابه، کتیبه inscription

کتیبه panneau

کرسی بالا٬ کرسی اعلی     ligne superieure

کرسی زیرین       ligne inférieure

کرسی وسط ligne médiane

کمند    filet

کناره، جلوی کتاب tranche

گلابتونfil  d'or

گل­میخboulon 

گوشه  coin

گوشه (بند)، کنج، لچکی      écoinçon

لاجورد lapis-lazuli

لاجورد اصل azurite

لبه  bord

لبه برگردان rempli

لفافhabillag

لوح درون، لوح داخل جلدplat   intérieur

لوح‌درون، لوح داخل جلدcontreplat 

لولا (درون)charnière 

ماده  marteriau  

مجلّدvolume (relié)  

مجموعه ساختگی  recueil factice

مخزن‌داری stockage

مدحیه     eulogie

مرصع‌کاری، معرقincrustation

مرمت réparation

مساحت نوشته     justification

مستطیل فیثاغورس réctangle de Pythagore

مستطیل نسبت طلای  réctangle d'or

مستقیم نوشتن    guider l'écriture

مقوا  carton

مقیاس module

مُهر tampon

مُهره  brunissoir

مهره‌کشی  brunissage

[ته‌دوزی] نخ حائل  nerf codex

 نسخه خطی manuscrit

نشان مالکیت ex-libris

نقش  empreinte

نقش مایه motif

نقش مسطر  trace de mistara

نقش­کوبی (بدون رنگ) gaufrâge  

نقش‌کوبی سرد     estampage à froid

نقش‌های درهم تابیدهestampage    

نیم‌جلدی، نیم چرم      demie reliure

هنرور    home de l'art

واحد (اندازه‌گیری)      module

واحد سطراندازی unité de réglure

ورق پوستی parchemin  

ورق، برگ feuillet   

 

  نظرات ()
واژگان پنج زبانه در زمینه کاغذ نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧

Some technical words and terms about paper

 

S. M. H. Mar'ashi

 

The words (terms) "paper" and "paper-making" and their related subjects have up to now been one of the most important tools in transferring the human Knowledge and the technical terms and the etymology of the words in each subject play an important role in its construction technology, identification and usage.

 

The papers are usually named on the basis of their producer or manufacturer's place, physical type and specifications and the users, changes and are used with different names such as Samarqandi, Kashmiri, foreign, silk, hemp, cloud and tens of more titles. Here, due to the importance of the subject, we have got the most out of the contemporary French codicologist, Denis Muzerelle, and the classified terms and specimens are presented in this method.

  

 

برخی واژگان و اصطلاحات فنی درباره کاغذ

سید محمد حسین مرعشی*

 

کاغذها را می توان بر اساس محل تولید یا سازنده، جنس و ویژگی های فیزیکی و تغییرات کاربر، به سه گروه متفاوت دسته بندی کرد.

سازنده یا محل تولید کاغذ، علاوه بر آن که کاغذ را از جنبه ظاهری یا خصوصیات ویژه ای از دیگر کاغذها متمایز می سازد، صفتی برای تشخیص کاغذ می شود که سازنده یا محل ساخت آن را مشخص می کند، کاغذهایی مانند: کاغذ بلاپوریpapier balapuri /، کاغذ حبشی /papier d'Abyssini، کاغذ دکنی/ papier du Deccan ، کاغذ دمشقی/ papier de Damas، کاغذ سمرقندی/ papier de Samarkande ، کاغذ کشمیری/ papier de Cachmire ، کاغذ قاسم بیگی/papier Qasem beygi، کاغذ رباکاری/ papier Ruba-kari ، کاغذ شربتی/ papier Sharbati، کاغذ فرنگی/ papier européen.

 گروه دیگر کاغذهایی هستند که نام آنها از مواد سازنده یا ویژگی فیزیکی موجود در آنها اخذ شده است، کاغذهایی مانند کاغذ کنفی/ papier de chanvre ، کاغذ ابریشمی/ papier de soie، کاغذ ته نقش دار/ papier filigranée، چربه/ papier (trés) fin، کاغذ با دوام/ papier permanent

 و سرانجام کاغذهایی که با توجه به کاربردشان در یک گروه قرار می گیرند: کاغذ زرافشان/ papier à semis d'or ، کاغذ عکس/ papier au pochoir ، کاغذ چسبانده/ papier collées، کاغذ رنگی/ papier coloré، کاغذ رنگه(الوان)/papier teinté ، کاغذ رنگه خوش قلم، کاغذ رنگه صیقلی/papier teinté à surface lustre، کاغذ زینتی/ papier décoré، کاغذ قطاعی/ papier découpé، کاغذ روغنی (لیق)/ papier huilé، کاغذ ابری (کاغذ ابر و باد)/ papier marbré و کاغذ سوزن زده (کاغذ گرده، کاغذ تصویر) / papier poncif .

 

در این واژگان در برابر واژه فارسی، معادل آن به ترتیب، زبان فرانسه (Fr) و س‍‍‍‍‍پس به زبان های ایتالیایی It))، اسپانیایی (Es)و زبان انگلیسی (En) آورده شده است. هر گاه در یکی از این زبان ها معادل مناسبی یافت نشده است به جای آن علامت ستاره (***) را قرار داده ایم .

                                                                       

کاغذ

Fr- papier

It- carta

Es- papel

En- paper

ماده ای متشکل از الیاف متراکم و به هم فشردۀ سلولز که به صورت ورق، شکل گرفته باشد.

 

 

 

الف -انواع کاغذ

 

  1. کاغذ دست ساز

Fr- papier à la cuve ● papier à la form

It- carta amino – carta al tino

Es- papel de tina – papel de forma

En- hand-made paper

 کاغذ برگ به برگ ساخته شده ای که با شکل دادن یکسان خمیر آن در یک تشت به عمل می آید.

 

  1. کاغذ ماشینی (رول)

Fr- papier continu

It- carta a macchina – carta contnua – carta senza fine

Es- papel continuo

En- machine-made paper

کاغذی با روش ساخت جدید که به وسیله دستگاه قالب گیری می شود و قالب آن، توری فلزی گردانی است که کاغذ را به صورت تومار شکل می دهد.

 

4. کاغذ شرقی

Fr- papier oriental

It- carta orientale

Es- papel rabe oriental

En- Oriental, Near-eastern paper

کاغذی که درکشورهای عربی یادرامپراتوری بیزانس ساخته شده باشد-با همان ترکیباتی که کاغذ غربی ساخته شده، اما روش ساخت آن ویژگی های خاص خود را دارد.

[ توجه: کاغذ شرقی دارای رنگی تیره وسطحی بسیار صیقلی وتقریباً براق است (به دلیل آهار نشاسته)؛ برگ های آن کلفت، اما نرم؛ ته خط های عمودی آن که اغلب دسته دسته اند و در فواصل نامنظم قرار گرفته اند؛ ته خط های افقی آن قطور، مورب یا تابدارند وعموما فاقد ته نقش هستند.]

 

5. کاغذ پنبه ای

Fr- papier bombycin

It- carta bombicina, bambagia – carta cottunea

Es- ****

En- ***

نام گذاری نادرست برای کاغذ های شرقی، که گمان می رفت از پنبه ساخته شده اند.

 

6. کاغذ کهنه پارچه

Fr- papier de chiffe ● papier de linge

It- carta di stracci – carta di panni

Es- papel de trapo

En- rag paper

کاغذی که با خمیر بدست آمده از کهنه پاره ساخته می شود.

توجه: این اصطلاح برای تقابل کاغذ غربی در برابر کاغذ شرقی به کار می رود وکاغذ پنبه ای نیز خوانده می شود واحتمالاً از پنبه ساخته می شده است.

 

7. کاغذ ریزبافت

Fr- papier vélin

It- carta velina – carta seta

Es- papel vitela – papel seda

En- wove paper

این نوع کاغذ، کاملاً صیقلی و بدون ته نقش است.

 

8. کاغذ خط ته نقش

Fr- papier vergé

It- carta vergata, vergatina, verghettata- carta a vergelle

Es- papel verjurado

En- mould-made paper – laid paper

نوعی کاغذ امروزی که در آن به طور ساختگی نشان هایی شبیه ته نقش های افقی و عمودی ایجاد شده است

 

9. مقوا، مقوای چند لایه

Fr- carte

It- cartoncino

Es- cartulina

En- cardboard

این نام برای کاغذ کلفت و محکم به کار می رود.

 

10. (مقوای) بریستول

Fr- Bristol

It- Bristol

Es - Bristol

En- postcard

مقوای نازک وچسب دار وقابل نوشته شدن.

 

11. مقوای کاغذی، مقوای چسبانده

Fr- carton

It- cartone

Es- carton - papelon

En- pasteboard

ماده ای قطور ومحکم که ازچندین لایه کاغذ روی هم وچسبیده ساخته شده است.

 

12. لایه کاغذ

Fr- jet

It- getto

Es- ***

En- layer

هر یک از ورقه های کاغذی که یک برگ مقوای لایه لایه را تشکیل می دهد.

 

13. کاغذخانه،کارگاه کاغذ سازی

Fr- Moulin à papier ● battoir à papier ● papitrie

It- cartiera - mulino

Es- molinos de papel – batan - papelaes

En- pape-rmill

به کارگاه یا مکان تولید کاغذ گفته می شود.

 

14. کاغذ گر، کاغذی

Fr- papetier

It- cartaio

Es- papelero

En- paper-maker

سازنده یا فروشندۀ کاغذ را کاغذی یا کاغذگر گویند.

 

15. [کاغذ] دسته

Fr- main

It- mano – quaderno – quinterno - pacco

Es- mano

En- quire

واحد محاسبه کاغذ، سابقاً از دوجین (24 ورق) کاغذ تشکیل می شد.

 

16. [کاغذ]  بند، حزمه 

Fr- rame

It- risma

Es- resma

En- ream

واحد شمارش کاغذ، مرکب از 20 دسته کاغذ (480 ورق).

 

ب – ترکیبات کاغذ

 

  1. خمیر کاغذ، بوره کاغذ

Fr- pâte à papier

It- pasta – pesto - impasto

Es- pasta de papel

En- stuff - pulp

ترکیبی متشکل از فیبر های (الیاف) گیاهی که با تعلیق در آب، پالوده و سفید می شود وپس از آب گیری برای تبدیل به کاغذ، آن را خشک می کنند.

 

  1. کهنه پارچه، کهنه پاره

Fr- chiffe ● panne ● peille

It- straccio - cencio

Es- trapo - pano

En- rags

تکه پاه های پارچه مستعمل برای ساختن خمیر کاغذ

 

  1. ریش کردن (کاغذ)

Fr- délisser ● dérayer

It- stracciare

Es- desguinzar - esquinzar

En- shred (to)

تکه پاره کردن پارچه ها بادست، پیش از ریختن در دستگاه خمیرگیر

 

4. خمیر کردن (کاغذ)

Fr- défiler

It- sfilacciare

Es- deshilar

En- break up (to)

متلاشی کردن الیاف گیاهیِ سازندۀ یک بافته به کمک دستگاه خمیرگیر

 

5. دستگاه خمیرگیر / دستگاه مولیسا / دستگاه اشتول

Fr- pile

            folla      It- pila [a maglio] – follo,

Es- pila

En- beating-trough

ظرفی سنگی که در آن تکه پاره های پارچه های غوطه ور در آب، به وسیلۀ دستگاهی با چکش های سنگین چوبی ِ میخ دار کوبیده می شوند وبه صورت خمیر فیبری در می آیند (تصویر ۱۹).

 

6. دستگاه خمیرگیر (هلندی)، دستگاه هاسپل

Fr- pile hollandaise

It- pila olandese – pila a cilindro

Es- pila holandesa

En- hollander

دستگاهی برای تکه پاره کردن الیاف گیاهی، متشکل از یک مخزن حلقوی که خمیر فیبری همراه با جریان آب به داخل آن کشیده می شود ودرهردور تیغه های دوار بر آن فرود می آید.

 

7. سلولز

Fr- cellulose

It- celulosa

Es - celulosa

En- cellulose

مادۀ آلی که تشکیل دهندۀ اصلی غشاهای سلول های گیاهی است.

 

8. الیاف، فیبر

Fr- fibre

It- fibra

Es- fibra

En- fibre

عنصر نخ مانند از جنس سلولز

 

9. خمیر الیاف

Fr- pulpe

It- polpa

Es- pulpa

En- pulp - stuff

الیاف طبیعی ساییده و به هم آمیخته شده و معلق در آب، که خمیر کاغذ را تشکیل می دهد.

 

10. ورم (کاغذ)

Fr- grumeau

It- grumo - pattone

Es- grumo

En- curd - clot

تودۀ کوچکی از الیاف که در اثر خوب مخلوط نشدن خمیر [ کاغذ ] ایجاد می شود ودرسطح کاغذ بر جستگی به وجود می آید.

 

11. افزودنی های خمیر (کاغذ)

Fr- charge

It- carico - sostanze

Es- carg

En- loading - charge

مجموعۀ مواد معدنی یا شیمیایی موجود در خمیر کاغذ برای بالا بردن مقاومت وسفیدی و... کاغذ .

 

12. تشت (کاغذ گری)

Fr- cuve

It- tina, tino

Es- tina

En- vat

ظرف پهنی که کاغذ ساز، خمیر را در آن به صورت یکدست حالت می دهد وبا قالب آن کاغذ ها را برگ برگ می سازد.

 

13. قالب کاغذ

Fr- forme à papier

It- forma – modulo - staccio

Es- forma – formadera

En- mould

قالبی ساخته شده از رشته های فلزی ِ نزدیک به یکدیگر یا بافته ظریف فلزی که روی چار چوبی متصل گردیده است و خمیر فراهم آمده در تشت یا حوضچه، بر روی آن آبگیری شده و شکل یک برگ چهار ضلعی به خود می گیرد (تصویر 21).

 

14. قاب آبگیری

Fr- cadre, affût

It- cornice - quadro

Es- bastidor - marco

En- frame

مجموعۀ چهار قطعه چوب شکل مستطیل که روی حاشیه آن قاب کشیده می شود (چارچوب و پایۀ قالب) (تصویر 21 (c)).

 

15. شبکه؛ ته نقش شبکه

Fr- trame

It- trama

Es- trama

En- A) grid, B) laid pattern

الف: مجموعه رشته های فلزی (رشته وزنجیره) که روی قاب آبگیری گسترده شده باشد (تصویر (A).21).

ب: اثر این رشته ها بر روی کاغذ (تصویر (A).22).

 

 

 

16. حصیره

Fr- forme flottante

It- forma galleggiante

Es- forma oriental

En- ***

قالب کاغذ نوع شرقی که در آن ترکه های نازک نی ، به جای رشته های فلزی در قالب های کاغذ غربی به کار برده شده اند. این ترکه ها بی آنکه به پایه های قالب چسبیده باشند، روی آن قرار می گیرند. این امر سبب ناهمواری و بی نظمی رشته های نگه دارندۀ کاغذ و فقدان خطوط ته نقش در کاغذ می شود.

 

 



 

  نظرات ()
واژگان فارسی-فرانسه در زمینه تذهیب، رنگ، کاغذ، مینیاتور، نقاشی، مرکب نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٧

Some codicological terms in book crafting art

S.M.H.Mar´ashi

 

The specific terms of any knowledge and technique has an important role in transferring that knowledge. Lack of exact and equal terms and terminology prevents the transfer and equal development as well as the relation between the experts of that field. Creation of a databank for equalization of the terms and giving a clear definition of them will make the fast and exact transfer of the knowledge in different languages and times possible. The art of decorating books and making constituents for producing books in Iran has a multi- centennial background and it is evident that, in this period, it gets its special terms. One of the fields of decorating books is book illustration and it is natural that the name of color and their spectrum show the separation and precision in making paints and painting.

It is here tried to fetch a list of the paint names and other related fields in painting in Latin and Persian alphabetical orders, respectively and it is also tried to give an archaic term used in the Old Persian texts in front of each French term.

Keywords: illumination, paints, coloration and dying, stainer, paper and papermaking, miniature, painting, ink

 

اصطلاحات خاص هر فن و دانشی، نقش مهمی در انتقال آن دانش دارد. فقدان واژگان و اصطلاحات دقیق و یکسان، مانع از انتقال و گسترش همسان و ارتباط متخصصان آن فن می‌گردد. ایجاد یک بانک اطلاعات برای یکسان‌سازی واژگان و تعریف روشن آنها، امکان انتقال سریع و دقیق دانش را در زبان‌ها و زمان‌های مختلف فراهم می­آورد آورد. هنر نسخه­‌آرایی و فراهم آوردن مواد سازنده برای تولید نسخه­های خطی در ایران، قدمت چند صد ساله دارد و طبیعی است که این فن، در این مدت، واژگانِ خاص خود را یافته باشد. یکی از زمینه‌های نسخه‌آرایی، مصّورسازی است. رنگ، پرده­رنگ، آرایه­ها و ... اهمیت خاصی در نسخه­پردازی و مصّورسازی نسخه­های خطی دارد.

در این جا علاوه بر تقسیم بندیِ سرعنوان­ها در زمینه آرایش نسخه­های خطی، کوشش شده است تا در برابر واژگان فرانسه، برابرهایی از متون فارسی قدیم آورده شود.

کلیدواژه­ها:  تذهیب، رنگ­ها، رنگ­آمیزی و رنگ­سازی، رنگ­مایه­ها، کاغذ و کاغذسازی، مینیاتور، نقاشی، مرکب

 

 

 

 

رنگ­ها

آبِ خون، خوناب (= سرخ شنگرفی) rouge de cinabre

آبی آسمانی   ultramarine

آبی روشن   bleuvif

آل، وردى (= قرمز براق) écarlate, rose vife

ارغوانى   pourpre

اسفیداج، سفیداب قلع   céruse d’étain

بادنجانى   couleur aubergine

بلوطى، تریاکى سوخته، قهوه‏اى   marron

پیازى   brunrouge,pleure d’oignon

جگرى   carmin

جوزى، گردویی، قهوه‏اى brun

چینى (= سبز روشن)  vert clair

خاکسترى   gris

خودرنگ   chair couleur

زرد   jaune

زرد زعفرانى   jaune safran

زرد طلایى   jaune d’or

زرد لیمویى   jaune-citron

زرداب   jaune de carthame

زعفرانى   éponyme couleur

زنگارى سفید، سبز کمرنگ   vert-pale

ساج، بقام (= بنفش) campêche

سبز  vert

سبز برگ نى   vertfeuille de roseau

سبز دمن   vertprairie

سرخ   rouge

سرخ لاله   rouge tulipé

سفید   blanc

سفید نیل   blanc bleuté

سوسنى  violet

سیاه noir

سیاه- سفید noir-blanc

سیبکى (= سبز کدر) vert pomme

شاه‏آب (= سرخ گاجره) rouge de carthame

شَنگرفى vermillon

طاوسى bleu paon

طوطى، طوطکى vert perroquet

عنابى   rouge-jujube

عودى   violet-brun

فریسه، فریشه (= سبزآبى)   vert-bleu

فُستُقى (= سبز مغزپسته­ای) pistache couleur

فیروزه‏اى   turqoise

قفایى، ارغوانى روشن   mauve

کاهى (رنگ)   jaune-paille

کبود، آبى تیره   (bleu (marine

گل‏بهى couleur peche

گلگون (= سرخ، گلرنگ) rose orangé

گونه­مردم، اگارگون (= صورتى)  rose (chair)

لاجوردی   azure, outremer

لاجوردى سفید   bleu-clair

لاکى (= سرخ روشن)   

, rouge de laquelaque rouge

لعلى، عروسک (= قرمز یاقوتى)   rouge-rubis

مورد (= گلگون)   myrte

نارنجى   orange

نخودى  jaunâtre

نیلگون (= کبود، آبی سیر)  bleu-nuit

یاقوتى (رنگ)   rubis

 

 

 

 

مرکب و مرکب­سازی

دوده   noirde fumée

دوده گیاهى   suievegetale

دوده، سناج   suie

زاج      couperose, sulfat

زاج روى، توتیاى روح   vitriole blanc

زاج سبز، زاج حاج‏طرخانى   vitriole vert

زاج سرخ   sulfat de fer

زاج کبود، کات کبودsulfat de cuivre, vitriole bleu  

زغال چوب   boiscarboniseé, carbone

زغال حیوانی   carbone animale

زغال گیاهى   carbone végétale

زغال معدنى   carbone minérale

عنبر   ambre

 عنبر اشهب   ambre gris

مازو   noixde galle

مرکبِ دوده   encre au carbone

مرکبِ رنگى   encre de couleur

مرکبِ زاج و مازو   encre metallo-gallique

مرکبِ سفید، لیقه سفید   encre blanche

مرکبِ طاوسى   encre du paon

مرکبِ مازو   encre gallique

مرکبِ مخلوط   encre mixte

مرکبِ ندیدنى   encre invisible

مرکب، سیاهى، مداد، حبر، زگالاب   encre

مُشک   musc

 

 

 

 

رنگ­‏مایه­ها

آبِ طلا   encre dorée

آبِ ما زو   décoction de noix de galle

آبِ نقره   encre d’argent

آرد   farine

آل، کاجِرِه، معصفر   carthame

اُخراى سرخ ocre rouge

ارزیز، قلع   étain

اِسپَرَگ   gaude

استوبج blanc de céruse

اسراش (= سریش، سریشم)   colle

اشنان   jusde) saponaire)

انزروت، عنزروت   sarcocolle

بالنگ   cédrat

بذر قطونا، اِسبَقول   psyllium

بُراق   borax

بستان‏افروز، تاج خروس   amarante

بلغور   gruau

بلغور برنج   gruau de riz

تَرف   laitsec

تمپرا، (رنگ‏مایه) تخم مرغی   détrempe

تنگار، بورق (= سیلیکاتِ طبیعى ِ هیدراته مس)  chrisocolle

توتیا، پنبه روى (= اکسید روى)   blanc de zinc

توتیا، سولفات روى   tutie

توفال مس، براده مس   limaille de cuivre

حَجَرالدم مصرى   hematite rouge

حَجَرالدم هندى    hematite brune

حَجَرالدم، هماتیت ( =  اکسیدِ آهنِ طبیعى) hématite

حشره قرمزدانه   cochenille Kermés

حنا   henné

خاک زنگ (= خاک آهن‏دار)   terre ferrugineux

خاک چینى   blanc argileux

خاک چینى، خاک مشرق، خزف چینى   kaolin

خاک رس   argile

خاک سفید   argile blanche

خون سیاوش   sangde dragon

رنگیزه، گَردِ رنگ pigment

روى، توتیا ى معدنى   zinc

زرِ حل‏کرده   oren solution

زراندودکارى، تذهیب   dorure

زردِ گِل، گِل زرد ocre jaune

زردچوبه   curcuma

زرنیخ زرد   orpiment

زرنیخ زرد   sulfat d’arsenic jaune

زرنیخ قرمز   réalgar

زعفران   safran

زنگِ آهن   jaune de fer

زنگار   vertde gris

 زنگار نقره   grisd’argent

زنگار، زنگ مس   acétate de cuivre

سِرگین   crottin

سرمه   antimoine

سرنج، زنجفر، سلقون   minium

سُرَنج ­سفیداب   oxyde de plomb

سفیداب سرب céruse de plomb

سفیداب سرب، سفیده کمانگران blanc de plombe

سفیداب شیخ، سفیداب اصفهان blanc de kermes

سفیداب فارسى céruse de Perse

سفیداب کاشغرى céruse de Kashghar

سفیداب، سَفیده کمانگران céruse

سفیدگرى کردن، رنگ‏زدایى کردن   blanchir

سگ‏انگور، تخم بوى، تاجریزى   morelle

سنگِ گچ، گچِ چسب‏آمیخته   gypse

سیماب سیاه   sulfure de cinabre

شکر سرب   acétate de plomb

شنگرف   cinabre

شنگرف کانى   cinabre minéral

عناب   jujube

قرمزدانه   kermés

کرچَک هندی   croton

گرد ذغال   charbon poudre

گِلِ اُخرا، گِلِ ارمنى، خاک ارمنىocre  rubrique,

گِل بحرى   bouemarine

گل بَلاس   buthea frondosa

گِل هرمز   boued’ormuz

لاجورد اصل   azurite, lapis lazuli

لاجورد سلیمانی، مَغنیسا   cobalt

لاجورد عملى   imitation du lapis

نسبال، پوست انار   

écorce de grenade

نیل   indigoindigotine

نیل فرنگی   bleude prusse

 

 

 

 

رنگ­ها – افزودنی­ها  (additives)

عِلْک (= نوعى صمغ جویدنى)   gomme  macher

آبِ مورد   eaude myrte

آب نارنج   jusd’orange

بستمان   adjuvant de flottation de la marbure

 روغن جلا   vernis

 روغنِ کمان   vernis  laque

 روغن نفت   naphta

سرکه   vinaigre

سریش colle d’asphodle

سریشم پنبه   collodion

سریشم سیاه، سریشم حیوانی  colle animale

سریشم شام   colle de Syrie

سریشم ماهى   colle de poisson

لُتر، آهک   chaux

لعاب اسبغول   colle de psyllium

مَرقشیشا، مرغش  marcasite

نمک سنگ، نمک ترکى   selgemme

 نمک فرنگى   selde magnésie

 نمک گوگرد، مَلَح شَخار   sel de soude

صمغ   gomme

صمغ اقاقیا   gomme d’acacia

صمغ عربى   gomme arabique

صمغِ گیاهى   gomme végétale

صمغِ نباتى، رِزین   résin

صمغ و سریش، اسراش   medium

 

 

 

 

رنگ‏آمیزى و رنگ­سازی

مواد رنگى، رنگینه‏ها   materiaux de la couleur

درجه رنگ، پرده‏رنگ   nuance

طرز رنگ آمیزى، رنگ‏بندى coloration

کم‏رنگ، رقیق   dilué

آستر رنگ  base de la couleur

اطلس رنگ   palette

الوان polychrome

بطانه، بتونه  masticsupport de laque,

بوته نیل   indigotier

رنگ روحی (= پشت‏نما، شفاف) couleur transparent

پهنه رنگ، سطح، زمینه   zone

پیش‏طرح   carton

پیمونى، مطابق اندازه و معیار   modulaire

ترکیب، مخلوط، آمیزه    mélange

ترکیب‏سازى، تلفیق   combination

واگیره (= تکرار با قاعده یک طرح)  rythme

تَکلیس (= خشک کردن با حرارت بسیار)   calcination

ته‏رنگ   tonpastel

ته‏نشین شدن   décanter

تیره   sombre

تیره، سیر   foncé

دایره رنگی (=  نمودارِ مُدوّر فام‏ها)    cycle de couleurs

حلال، حل‏کننده   solvant

حیل   trucs

دو رنگ   teinture  deux couleurs

رقیق   fluide

رقیق کردن   détremper

رنگ   couleur

رنگ روغن   peints de laque

رنگِ روغنى، رنگ و روغن   couleurs  l’huile

رنگ، ماده رنگى   coloration

رنگ‏آمیزى   coloriage, mise en couleur

رنگ‏ده، رنگى   tinctorial

رنگ‏زا   colorant

رنگ‏هاى اصلى، رنگ‏هاى اوّلیه   couleurs primaries

رنگ‏هاى ثانوى   secondaires couleurs

رنگ‏هاى سریشمى   couleurs  la colle

رنگ‏هاى شخصى یک هنرمند، رنگ‏هاى ذهنى     couleurs subjectives

رنگ‏هاى مکمّل   couleurs complémentaires

رنگ‏هاى هماهنگ   couleurs harmoniques

روشن، درخشان  vivant

روغنى، لاکى   laqué

سوخته، تکلیس‏شده   calciné

سوزانده   carbonisé

غلیظ   consistant

رنگ حاجب، رنگ جسمی (= کدر، پوشاننده)   couleur opaque

ماده رنگى colorant

مسطّح، تخت، یکدست   enaplat

مکانِ نیل­گری   indigoterie

نیل زدن   bleuir avec indigo

هماهنگى (=  ویژگى‏هاى همانند در ترکیب‏بندى)  harmonie

هم‏سطح، صاف  aplati

هم‏سطح کردن، مسطّح کردن     mise en aplat

 

 

 

 

کاغذها و کاغذ سازی

کاغذ ابرى

آبی   couleur pour la marbrure

ابرى‏ساز   marbreur

ابرى‏سازى   marbrure  procédé de

بُستمان، ملاط، چاشنى؛ چسب  ) liant (de peinture

رنگ گذاشتن   poser des couleurs

ساخت و تجارت کاغذ ابرى و رنگى   dominoterie

کاغذ ابرى، کاغذ ابر و باد papier marbré, marbrure

کاغذ گذاشتن   poser du papier

ملاط ترکیبى   liant  base

 

کاغذهای دیگر

چربه   papier fin pour poncif

قالب کاغذ   moule  papier

کاغذ رنگه   papier teinté

کاغذ رنگه خوش‏قلم، کاغذ رنگه صیقلى papier teinté à surface lustre

کاغذ رنگى   papier coloré

کاغذ زرافشان   papier  semis d’or

کاغذ زینتى   papier décoré

کاغذ سوزن‏زده، کاغذ گرده، گرده تصویر   papier poncif

کاغذ عکاسى   papier silhouetté

کاغذ عکس   papier au pochoir

کاغذ گرده‏بردارى   papier calque

 

 

 

 

تذهیب

آذین سرفصل، آذین ته‏فصل vignette

آرایه برجسته   décor en relief

اسلیمى   arabesque

پیچِ­ نیلوفر  liseron

تذهیب   enluminure

تذهیب کردن   enluminer

ترنج   rosace, medaillon ovale

ترنج بادامی، بادامک   mandorle

تزیین   ornement

تزیین ختایى   chinoiserie

تزیین گل و بوته   ornements floreux

تزیینات   ornementation

تزیینى   décoratif

حاشیه اسلیمى   bordure d’arabesque

حلقه   boucle

خوشه‏انگورى vignette

 درهم‏تابیده   interlace

 دندان­موشی   feston

دَوَله، قیطانى، زنجیره‏اى، نقش زنجیرى   chenille

زرافشان   sablage d’or

زرافشان حل‏کرده   semis d’or en solution

زرافشان غبار، لینه   semis d’or poussiere

زرافشان میانه   semis d’or moyen

زرافشان، افشان   semis d’or

زرافشانى خال طلائى   pointe d’or

زراندود   dorée

ساقه پیچان   singulion

سرترنج، آویزه   pendentif, fleuron

سرلوح   enluminure en haut de la page

سرلوح؛ سرفصل frontispiece

شاخ و برگ، پیچک تاک   rinceau

شمسه   médaillon circulaire rayonnant

عنوان   enluminure initiale

قاب تزیینى cartouche

کنگره   lobe

کنگره‏دار   lobé

گره رومى   rinceau byzantin

گره‏هاى خوش‏طرح   rinceau de beaux tracés

گل و مرغ، گل و بلبل   roseet rossignol

نقشِ ابر   nuage

نقش برگ کنگرى   acanthé

نقش درهم‏تابیده   entrelacement

نقش ملیله    filigrane

 

 

 

 

نگارگری  

اژدر   dragon

استخوان‏بندى composition

تصاویر الفیه شلفیه   figures érotiques

جانورسازى   dessin animalier

چهره‏گشایى، چهره‏پردازى، صورتگرى    portrait

چهره‏گشایى، چهره‏نگارى   portraiture

زغال گرفتن   faire du fusain, dessiner au fusain

سپاه‏پردازى   scène de bataille

سرمشق (= خط راهنما)   ligne directrice

شاخ ختایى   branche à la chinoise

شاخ و مرغ   branche et oiseaux

شبیه‏کشى   dessin d’immitation

شکارگاه، نخجیرگاه   scène de chasse

طرح مُسَوَّده   dessin au noir

طرز استخوان‏بندى formule de composition

طرفه‏نگارى، عجایب‏نگارى   grotesquede

گرته/ گرده   croquis

گرده برداشتن   calquer

مجلس بزم   scène de festin, scnes de banquet

مجلس­سازى   scène de genre

نگارِ زغال، زغال   fusain

نگاره ، نگارگری  miniature

نیرنگ انداختن، طرح افکندن   esquisser

نیرنگ؛ انگاره   esquisse

 

 

 

 

نقاشى

 

 

 

 

 

آراستن   disposition

آرایش   embélissement

ابر (= یکى از هفت اصل نقاشى)   abr

اسلوب، طرز   style

اسلیمى/ اسلامى (= یکى از هفت اصل نقاشى)    rinceau décoratif

اصلِ طرح   fondement de la composition

اطلس (نقش‏مایه)، گنجینه (نقش‏مایه)   répertoire

انگاره   modèle

انگاره، طرح اولیه، طراحى نقشه   ébauche

بازآفرینى (=  تکثیرِ  اثرِ  هنرى) reproduction

بازنمایى موبه‏مو، نقاشی عکس‏گونه   photographic

بدون ابزار، با دستِ خالى    mainlevée

برجستگى اشکال   modélé

برجسته‏سازى کردن   modéler

بزرگ‏نمایى، بزرگ‏سازى   agrandissement

بوم support

بى‏رقم (= آرایه بی­امضا)anépigraphe 

پس‏زمینه تک‏رنگ   fondmonochrome

پهنه رنگ، زمینه، سطح   registre

تحریر، خط محیطى شکل، طرح کلّى    surligné

ترکیب بستن   faire la composition

ترکیب‏بندى composition

ترکیب‏بندى سترگ‏نما   composition monumentale

تزیینات   décoration

تصویر تمام‏رخ   visage en plein

تصویر روبرونما   visage de front

تصویر سایه‏نما   silhouette

تصویر سه‏رخ‏نما   visage de trois-quarts

تصویر، چهره   visage

تصویرنگارى   pictographie

تصویرى   pictural

تک‏رنگ؛ رنگ‏گذارى تک‏فام   monochrome

تمام‏دورى   effet de rondeur

تمام‏قد   portrait en pied

تمپرا  détrempe

 

جنبه­های کلی

چهره portrait

چهره‏پرداز، صورتگر، شکل­نویس   portraitiste

حالت   expression

حامى هنر، هنرپرور patron

حجم‏نمایى   perspective

ختایى (=  یکى از هفت اصل نقاشی) motif décoratif floral

خط - نقّاشى   calligraphie-peinture

خط تیره‏رنگ   trait foncé

خط جناغى، شکسته   zigzag

خطِ شکل‏ساز، خطِ کناره‏نما  contours déliminés

دانشِ فنى، مهارت   coupe de main

درخت اقاقى، اقاقیا   acacia

درخت بندق   savonnier

درخت بید   aubier

درخت توت   murier

درخت خیره سرخ   Althea rosea

دستورالعمل (= طرز ساخت)   formule

دیوارنگاره   fresque

دیوارنگاره خشک   fresco secco

رسم؛ تصویر، نقش   dessin

رنگ‏ساز، [کاشی] لوّّان   massiers

رنگ‏سایه بسیار روشن زدن   rehausser

روشنایى، نور   lumiere

ریزه‏کارى‏هاى نقاشى   touches de peinture

ریزه‏کارى‏هاى نهایى، پرداختِ پایانىِ finitions

زراندودکار، مُذهِّب   doreur

زرنیخ شاخ  (= ورقه نازک سرخ)   réalgar en lamelles

زمنیه، متن champ

زنگارى، آهن‏دار   ferrugineux

ساخت‏بندى   construction

ساخت‏بندى   construction

سایه زدن   ombrer

 سبوس برنج   sonde riz

ستاره جدول   règle  encadrement

سطح، زمنیه؛ رنگ پهنه   domaine

سلسله رنگى، گام رنگى   évolution chromatique

سنا، سناى فرنگى، سناى مکى، سناى هندى، سناى طرابلس  séné

سنت تصویرى   tradition picturale

سندروس   sandaraque

سنگ آسیا   meule

 سنگِ ارمنى   lapis oriental

 سنگِ الرحمن   lapis divinus

سنگ پا، سنگ خارا   pierre ponce

 سنگِ جهنم   lapis infernalis

سنگِ لاجورد lapis (lazuli)

 سنگِ محک   lapis lydius

 سنگ مرجان   corail

 سنگ یشم   jade

 سنگ یشمِ سبز   lapis nephriticus

 سنگِ یهود، حَجرالیهود   lapis judaicus

سیاه‏قلم، قلم‏سیاهى  dessin à l’encre noire, dessin au trait, trait noir

سیلیس   silice

 شاه­توت   murenoire

شِبِت، شِوید   fenouil, aneth /anet

شبیه‏سازى، بازنمود، بازنمایى   représentation

شغل ها

 شکر سرب   selde saturne

 شمایل‏شناختى   iconographique

شمط  dépôt du lavage du lapis

شنبلیله   fenugrec

 صابون عراقى   savon irakien

صابون مصرى   savon égyptien

 صانع   artiste

صَبر، عود   alos

 صدف ارغوان   pourpre de murex

صدفِ رنگ  coquillage (pour couleurs)

صدف مروارید   nacre

صناعت، طرزِ ساخت اثرِ هنری facture

صورت   image

صورت؛ مصورسازى   illustration

صورت‏بندى، شکل‏بندى    formation

صورتگر، مصّّور، نقّاش   peintre-miniaturiste

صورتگرى، شکل‏نگارى   peinture figurative

ضربه‏قلم   trait de pinceau

طراحى با رنگ‏آبه، نقاشى آب‏مرکبى   lavis

طراحى کردن   dessiner

طرح  croquis

طرح، نقش، نگاره، الگو، نگاره   pattern

طرح‏شناسى   graphisme

طلا کردن   malaxer

طلق سفید   talc

طیف   panorama

عکس   peinture au pochoir

عکس‏گونه، بازنمایى موبه‏مو  photographique

عمده کار   gros de l’oeuvre

عمل oeuvre

غیر پیکرنما   peinture non-figurative

فرنگى (= یکى از هفت اصل نقاشى)    rinceau d’acanthe

فلز برنج   laiton

فلز مس   cuivre

فلزات حلّ   dissolution

قالب هنری، صورت، شکل   forme

قرص دایره   disque

قلم آهنى   calame en métal

قلم جدول­کشى (= ترلینگ)   plume  encadrement

قلم نوک‏آهنى، قلم فلزى   pointe sèche

قلمدان   écritoire

قلیا، اسحوار   alkali, soude

کتبخانه، کتابخانه   atelier-bibliotheque

کتیبه، چهارگوشى   panneau

گچ‏برى تزیینات دیوارى   décoration murale

گرته‏بردارى کردن، کپى‏بردارى کردن    reproduire

گرفت و گیر   empoignade d’animaux

گِره‏بندى ساختن   tracer des rinceaux

لاجورد زدن   azurer

لاجوردشوى   laveur de lapis

لاک، روغنى   laque

مالش‏کارى، نقش‏بردارىِ ساییدنى   frottage

متنِ تصویر، پس‏زمینه تصویر fond

مجسم کردن، به‏تصویر آوردن   conceptualiser

مجلس‏سازى   portrait de groupe

مداد  mine de plombe

مذهِّب، تذهیب‏کار   enlumineur

مزوِّق   coloriste

مضمون، درون‏مایه   thème

مفهوم تصویرى   conception de l’image

مواد سازنده   ingrédiens

موى یال، دم اسب   crinde cheval

میناى الوان   cuerda seca

نسخه­آرا، استادکار، صنعتگر  artisan du livre

نقّاش آرایه­ساز  peintre décorateur

نقّاشِ چهره‏ساز   peintre de scnes de genre

نقّاش سفالینه   peintre céramiste

نقاش‏خانه، نگارخانه، کارخانه   atelier de peinture

نقاشى آبرنگ   aquarelle

نقّاشى تزیینى   peinture décorative

نقّاشی- خط   peinture-calligraphie

نقاشى دیوارى   peinture murale

نقاشی رنگ و روغن   peinture  médiums gras

نقاشى رنگ و روغنى   peinture  l’huile

نقّاشى؛ تصویر   peinture

نقره‏کارى    argenture

نقش سوزن   troud’épingle

نقش، تصویر، پیکر، شکل   figure

نقش‏مایه، بن‏مایه   motif

نقش‏مایه‏هاى درهم‏تنیده motif d’entrelacs    

نقشه تصویر   dessin prépatoir

نوارِحاشیه، بیاضِ ‏اطرافِ مکتوب   bordure

نیم‏رخ   portrait de profil

واحد اندازه‏گیرى، مقیاس   module

واگیره، تکرار   répétition

هاله تقدس   auréole

هاون    mortier

هفت اصل نقاشىsept principes fondamentaux de la peinture

هم‏بَرى داشتنJuxtaposer 

هم‏بَرى، هم‏کنارى، باهم نهادن   juxtaposition

هنر کتاب‏آرایى   artdu livre

هنر نسخه‏آرایى   artdu manuscrit

هنرور   homme de l’art

 


این مقاله در نشریه زیر به چاپ رسیده است:

MAREMAT & PEZHOUHESH (restoration & research) Specialized bi-quarterly journal restoration of cultural works and historical monuments Vol.۲, No. ۳- ۲۰۰۸

 

 

 

  نظرات ()
The Arabic manuscript tradition (معرفی کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٧

 

 

سیدمحمدحسین مرعشی

The Arabic manuscript tradition: a glossary of technical terms and bibliography, Adam Gacek  Leiden;Boston:Koln: Brill, 2001

 

 

کتاب دارای دو موضوع اصلی است: نخست واژه­نامه­ای توصیفی (عربی ـ انگلیسی) در مورد مراحل مختلف تولید یک نسخه خطی از ابتدا تا رسیدن به دست سفارش­دهنده و بخش دوم کتاب­شناسی مفصلی است که به­صورت موضوعی تنظیم شده است. در این کتاب­شناسی، به دلیل ارتباط نسخه­شناسی عربی با نسخه­شناسی عبری، یونانی و لاتین، برخی مربوط به این زبان­ها نیز ذکر شده است.

همان­گونه که مؤلف در مقدمه­ی کتاب آورده است، یکی از عمده­ترین ویژگی­های تمدن اسلامی تقدیر و بزرگداشت کتاب است. توجه به کتاب در فرهنگ عرب­زبانان نیز متأثر از توجه اسلام بدین مقوله است. از آغاز سده­ی نخست تا پایان سده­ی سیزدهم هجری صدها هزار دست­نوشته، در موضوع­های دینی و علمی، در سرزمین­های اسلامی تألیف و میلیون­ها نسخه از آن به صورت دست­نویس تکثیر شده است که بسیاری از آن­ها در کتاب­خانه­های ملی، دانشگاهی و یا در مجموعه­های شخصی نگه­داری می­شود.

در میان این آثار بی­شمار، مطالب بسیاری درباره­ی ساخت و تزیین کتاب وجود دارد که عمده­ی آن­ها در دوران ممالیک نگاشته شده است. نویسنده اظهار می­دارد که منابع مهم عبارت است از: 1. عمدة­الکُتّاب، اثر معزبن بادیس (د. 454هـ.) 2. المخترع فی فنون من السنة، منسوب به ملک المظفر یوسف غسانی (د. 694 هـ.) 3. النجوم الشارقات، اثر محمدبن ابی الخیر حسنی دمشقی (سده­ی دهم هجری). به غیر از کتاب­های یادشده، نویسنده­ی کتاب از کتاب­های دیگر نام می­برد، مانند: تیسیر [فی صناعة­التسفیر]، اثر اشبیلی (د. 628 هـ.)؛ تدبیرالسفیر، اثر ابن ابی حمیده (سده­ی نهم هجری)؛ صناعة­التسفیرالکتب، اثر سفیانی (1029 هـ.). در این کتاب­ها به فنون و ابزار صحافی اشاره شده است. افزون بر این آثار، کتاب تحف­الخواص، اثر ابوبکر محمد قَلَلوَسی (د. 707 هـ.) است که به روش تولید مرکب و در فصلی نیز به مسطره (سطراندازی) پرداخته است. کتاب بدرالدین غزّی (د. 984 هـ.) نیز کتابی آموزشی است به نام دررالنضید که بخش عمده­ی آن به آداب کتابت، مقابله و تصحیح مربوط می­شود. کتاب یادشده از جمله کتاب­هایی است که از اصطلاحات به­کاررفته در آن، در کتاب حاضر، بیشتر استفاده شده است.

چنان­که گفته شد، بخش اول کتاب مربوط به اصطلاحات فنی رشته­ی نسخه­شناسی است. این اصطلاحات به نقل از مؤلف کتاب، از متون متنوعی استخراج شده است که از آن جمله­اند: متون کلاسیک، متون سده­های میانه، متون سده­های پس از آن، پژوهش­های معاصر و فهرست نسخه­های خطی.

به­گفته­ی مؤلف، این کتاب در کنار کارهای اصلی او، به صورت یک کار جنبی، مدت­ها ادامه داشته است. بنابراین، کاری چندان جدی نمی­نماید. اما گستره­ی زمانی منابع مورداستفاده می­تواند تصویری از فرهنگ مربوط به کتاب، در دوران پیش از پذیرش کتاب­های چاپی در سرزمین­های اسلامی (در این­جا منظور نویسنده سرزمین­های عربی و ترک­زبان است) باشد. واژه­های کتاب، شامل اصطلاحاتی نیز می­شود که گروه­های مختلف فرهنگی و اداری به کار می­برده­اند: این گروه­ها به­طور عمده عبارتند از «کتّاب» (منشیان و مأموران دیوانی)، «محدثّون» (راویان اخبار و سنت)، «خطاطون» (خوش­نویس­ها)، «لغویون» (واژه­نگاران) و «علما» (دانشمندان).

جست­وجو در این زمینه­ها، برای فهم بهتر از انواع خط، بوم­های نوشتار و انواع رایج آن­ها و طرز نسخه­برداری، مقابله، صحافی و جلدسازی و تزیین، مصورسازی و آرایه­بندی نسخه­ها بسیار مفید خواهد بود.

در بخش واژه­شناسی، واژه­ها و اصطلاحات را معنا و گاه تعریف کرده است، اما همان­طور که در مقدمه کتاب می­گوید: به معنی برخی واژه­ها اعتماد ندارد، زیرا کاربرد آن­ها در متون مورداستفاده ابهام داشته و یا تنها در یک دست­نوشته یافت شده است. برخی از این واژه­ها، به­ویژه آن­هایی که به قطع کتاب مربوط می­شوند، در منابع مختلف ضبط شده­اند، اما برابر دقیقی در زبان انگلیسی برای این واژه­ها وجود ندارد و این شاید بدان علت باشد که هنوز معنای دقیق این کلمه­ها روشن نشده است. بدین قرار ترجمه کردن قطع­الربع و قطع­الثمن به quarto و octavo کاملاً اشتباه است.

به­عقیده­ی مؤلف فقدان نام خوش­نویسان و دست­کم مشهورترین آن­ها در یک واژگان نسخه­شناسی، نقص به شمار می­آید. هنر خوش­نویسی، هنری همچنان زنده است و انواع خط بنا بر نوع آن و منطقه­ای که در آن به کار می­رفته است، تغییر و تحول داشته است. برای نمونه خط­های نسخ یا رقاع در دوران ممالیک و دوران پس از آن، بسیار تفاوت یافته­اند؛ اما هنوز دقیقاً مشخص نیست که این خطوط چگونه تغییر یافته­اند. بنابراین، تعاریفی که در این کتاب به کار رفته است، بسیار کلی و گاه به یک دوره یا منطقه محدود می­شود و از این­رو، قطعی نیست.

بسیاری از اصطلاحات به کاررفته در این کتاب، به نسخه­های عربی مربوط می­شود. برخی نیز از منابع اداری و دیوانی گرفته شده­اند که تنها در این محدوده­ها به کار می­رفته­اند.

واژه­های فنی مربوط به ترکیبات مرکب­ها و استفاده از رنگ­مایه­ها در این کتاب نیامده است. این واژه­ها در کتاب نسخه­پردازی عربی سده­های میانه (Medieval Arabic Bookmaking)، اثر مارتین لوی (Martin Levy) آمده است.

از آن­جا که بیشتر واژه­های این کتاب از متونی به دست آمده که به مناطق مختلف و ادوار تاریخی متفاوت در سرزمین­های عربی تعلق دارد، بدین ترتیب مترادف­های بسیاری به آن­ها راه یافته است. برای نمونه: سرطبل (envelope flap) معادل­های اُذن (در اندلس و شمال افریقا)، مَرجِع (مغرب)، لِسان (سرزمین­های مرکزی عربی)، مِقلَب (شرق مدیترانه، عراق)، رَدّه (شرق مدیترانه)، ساقطَه (یمن) و موارد دیگر. جالب توجه آن­که برخی از این واژه­ها از بخش­های مختلف بدن انسان گرفته شده است. این واژه­ها بیشتر در توصیف ظاهری یک نسخه­ی خطی به کار رفته است. مانند: اُذن (گوش: flap)، لِسان (زبان: envelope flap)، رأس (سر: upper margin)، وجه (صورت: upper cover, recto)، عَقب، عَقِب (پاشنه: catchword)، صدر (سینه: incipit, recto)، خَدّ (گونه: outer or inner margin)، شِدق و فکّ (آرواره: book cover). بدیهی است که بسیاری از این کلمات در سده­های میانه اسلامی کاربرد داشته­اند و تنها برخی از آن­ها باقی مانده است.

لازم به یادآوری است که برخی واژه­ها از منابع عربی استخراج نشده، بلکه از کتاب­های مرجع مانند دایرةالمعارف اسلام یا ایرانیکا به دست آمده است. واژه­هایی مانند زلف، درفش، سرلوح، شیرازه، افشان و...

بخش دوم کتاب شامل دوقسمت است:

الف) پژوهش­های کلی و مقدماتی، شامل:

 

1.کتاب­نامه­ها

2. نشریات ادواری

3. مقالات همایش­ها و آثار گوناگون

4. پژوهش و تحقیقات کلی

5. گزیده پژوهش­ها در مورد یک یا چند نسخه خطی

6. تولید و فرهنگ نسخه­های خطی (وراقه)

7. گزیده­ی کتاب­شناسی و پژوهش­ها

8. تاریخ نسخه­های خطی (تملک­نامه­ها، نقش­مهرها، وقف­نامه­ها و غیره)

9. فرهنگ عامیانه در مورد نسخ خطی

10. جعل نسخ خطی

11. واژگان

 

ب) بوم­های نوشتار و ابزارها

1. پژوهش­های کلی و عمومی  2. پاپیروس   3. پارشمن    4. کاغذ (دو بخش: کاغذهای بدون آب­نقش و کاغذهای تولیدشده در سرزمین­های اسلامی که در این بخش کتاب­نامه، دستورالعمل­ها و آداب کاغذسازی و پژوهش­ها آمده است؛ بخش دوم شامل کاغذهای آب­نقش­دار و آب­نقش­شناسی است)   5. مرکب، دوات، قلم و دیگر لوازم کتابت

 

بخش سوم به مخطوطات اعم از کراسه، رقم و غیره پرداخته است.

بخش چهارم خود به زیربخش­های زیر تقسیم می­شود:

الف) متن، ترکیب و ترتیب آن (شامل: انواع ترکیب، اجزای آن و...؛ صفحه­آرایی؛ انجامه و رقم کاتب؛ تاریخ، تاریخ­گذاری و اعداد؛ اختصارات؛ نام­ها و عناوین عربی؛ آوانویسی، تصحیحات و آداب آن)

بخش پنجم با عنوان انتقال دانش به موضوعات زیر می­پردازد:

الف) پژوهش­های کلی     ب) انتقال آثار شخصی   ج) اجازات و سماعات

بخش ششم به خط­های عربی، کاتبان و کهن­خط­شناسی اختصاص دارد و در آن مرقعات و فهرست نسخ­خطی نمایشگاه­ها و کتاب­خانه­ها آورده شده است).

بخش هفتم به هنرهای نسخه­نگاری مانند مرقعات و خوش­نویسی، تزیین و تصویرگری، کاغذهای تزیینی، صحافی و جلدسازی و دیگر موضوعات مربوطه می­پردازد.

بخش هشتم شامل قران­های خطی از قبیل قران­های اولیه و پاره­قران­ها، قران­های متأخر و نسخه­های چاپ عکسی است.

بخش نهم به نقد و تصحیح اختصاص دارد و بخش دهم به فهرست­نگاری. بخش یازدهم به چگونگی حفظ و نگهداری نسخ خطی می­پردازد. بخش دوازدهم و پایانی کتاب از فهرست­های نسخ خطی و مجموعه­ها می­گوید.

 

 

  نظرات ()
صفحه آرایی نسخه خطی reglure et mise en page des manuscrits نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٧

Francois Deroche

چکیده: محسوس‏ترین نشانه نظم بخشیدن به نوشته‏ها در یک نسخه‏خطى سطراندازی است. منظور از این اصطلاح، سطر یا سطرهاى رسم شده یا آثار آنها بر روى بوم کار (کاغذ یا ورق پوستى) به صورتى است که امکان منظم نوشتن و مستقیم‏نویسى را براى کاتب فراهم مى‏آورد. سطراندازی براى دقت در رسم آرایه‏ها نیز کاربرد داشته است. جلدسازان همچنین پیش از نقش‏کوبى جلد خطوطى روى چرم رسم مى‏کردند. وسایل مورد استفاده کاتبان براى رسم این خطوط عبارت بودند از: مسطَر: قلم نوک آهنى، مداد و گاه ناخن که در مورد اخیر به کمک خطکش یا بدون استفاده از آن انجام مى‏گرفته است. مسطرها به عنوان رایج‏ترین وسیله براى ایجاد اثر خطوط راهنما، داراى طرح‏هاى گوناگونى بوده‏اند. صفحه‏آرایى، با توجه به متن، حاشیه‏ها، آرایه‏ها و ارتباط میان آنها، خیلى زود در نسخه‏هاى اسلامى به‏کار گرفته شد. بررسى نمونه‏ها نشان دهنده اهمیت ساختار هندسى در صفحه‏آرایى است. میان مساحت نوشته و اندازه صفحه نیز نسبت‏هاى هندسى وجود داشته است. براى نوشتن متون نثر از سطرهای ممتد و متون نظم از ستون‏هاى منظم و متوالى استفاده مى‏شد. گاه نیز از تغییر قلم و سبک خط در آراستن صفحه سود مى‏جستند.

 

کلید واژه‏ها: آرایش سطرها؛ تعداد سطرها؛ سطراندازى؛ سطح نوشته؛ صفحه‏آرایى؛ قلم نوک آهنى؛ مسطر؛ سطراندازی؛ واحد سطراندازى.

 

  نسخه‏بردارى از متون پاسخگوى توقعات مختلفى است: طلبه‏اى که رساله مورد نیاز خود را رونویسى مى‏کند و کاتبى که امیرزاده‏اى به او سفارش مجموعه‏اى شعر داده است کار خود را در شرایطى یکسان انجام نمى‏دهند. معرفى پایانى نسخه اغلب، نشانى از این شرایط، به‏ویژه در مورد تناسب و هماهنگى خط به کار برده شده داراست. در واقع، در کار آماده‏سازى، و به خصوص در تعیین محل سطراندازی، تفاوت‏هایى وجود دارد که نسخه‏اى دقیق و منظم را از یادداشت‏هاى درسى متمایز مى‏کنند. همه نسخه‏ها سطراندازی نشده‏اند: اگر پس از مشاهده دقیق یک نسخه بتوان نتیجه گرفت که براى مستقیم‏نویسى تدارکى دیده نشده است بهتر است بررسى کرد که آیا کاتب امکان دیگرى (مانند ته خطهاى افقى کاغذ) براى مستقیم‏نویسى دراختیار داشته است یا برعکس بدون توجه کافى به تناسب و هماهنگى آن کار کرده است. گاه از سطراندازی انجام گرفته استفاده نشده است: در پاره‏نسخه پاریس BNF, arabe 383a,، ورق پوستى با قلم نوک آهنى سطراندازی شده، اما از آن استفاده نشده است؛ و کاتب دیگرى بوم کار را دوباره بریده و قرآن را بدون توجه به خط راهنما1 نگاشته است.  گذشته از آن که سطراندازی براى راست و مستقیم نوشتن مورد استفاده قرار مى‏گیرد، مقیاسى براى اندازه‏گیرى حجم متن‏ها نیز هست. ابن ندیم در بخشى از فهرست خود که به شاعران اختصاص دارد، معیارى را براى سنجش آثارى که به معرفى آنها مى‏پردازد به خوانندگان عرضه مى‏کند: «اگر بگوییم شعر برخى مؤلفان ده ورق را پر مى‏کند، منظور قطع سلیمانیه است که در هر صفحه [فى صفحه الورقه‏] بیست سطر مى‏گنجد.» امکان دارد معیارى نسبى براى طرح‏هاى سطراندازی (رک. صفحات بعد)، در سده چهارم ق وجود داشته است.  سطراندازی، در گام نخست، نشان‏دهنده اندیشه صفحه‏آرایى از جانب کاتب است. در نسخه‏هاى اسلامى صفحه‏آرایى خیلى زود به کار گرفته شد. زیرا در برخى نُسَخِ قرآن به خط اصطلاحاً حجازى که تاریخ آنها اواخر سده اول یا اوایل سده دوم هجرى تعیین شده است هنوز آثار قلم نوک‏آهنى ناشى از سطراندازی بر روى آنها باقى‏مانده است: این صفحه‏آرایى نسبتاً ابتدایى است، زیرا تعداد سطرها به‏طور آشکارى از یک صفحه به صفحه دیگر تغییر مى‏کند. اما کاتبان مسلمان، خیلى زود، احتمالاً از آغاز سده دوم هجرى، در استفاده از شیوه‏هاى پیچیده‏تر سطراندازی که کاتبان دیگر سنت‏هاى نسخه‏نگارى خاورمیانه در آن مهارت داشتند تبحر یافتند و خیلى زود در صفحه‏آرایى‏هاى پیشرفته آزموده شدند. در پاره‏نسخه‏اى از قرآن، صنعا، دارالمخطوطات. 71-51Inv. Nr.، کاتب به شیوه‏اى نوشته‏ها را شکل داده است که بتواند در کل صفحه، نقش‏مایه‏هاى هندسى به وجود آید. در نمونه دیگر، پاره‏نسخه استانبول، TIEM  SE  263، کاتب ترکیب سطراندازی را با دقت رسم کرده است (بنگرید به صفحات بعد)؛ سپس با مرکبى به رنگ دیگر، متناسب با متنى خوش‏طرح، نقش‏مایه‏هاى خانه شطرنجى یا لوزى ساخته است که به دلیل رنگشان نسبت به زمینه، برجسته‏تر نشان مى‏دهند. بنابراین تصمیم به صفحه‏آرایى ممکن است ناشى از شاخص‏هایى باشد که سطراندازی ایجاد مى‏کند و یا وضعیت غیرمعمول متن باشد؛ هرچند تشخیص اصول راهنماى کاتب در آرایش [صفحات‏]، اغلب دشوار مى‏نماید. دستورالعمل‏هایى که هنروران به منظور استفاده کاتبان تألیف مى‏کردند، اطلاعات مفیدى درباره اندازه‏ها و نسبت‏هایى که در قدیم رواج داشت است در اختیار ما قرار مى‏دهد: همان‏طور که در صفحات بعد خواهیم دید، امروزه تنها با یک متن از این گونه آشنایى داریم - که آن هم بسیار مبهم است... دستاورد دیگر مشاهده نسخه‏هاى خطى و مبادرت به بازیابى قواعد به کار رفته در آنها به روش قیاسى است.

 

 سطراندازی

 مفاهیم

 براى پژوهندگان نسخه‏هاى خطى، محسوس‏ترین نشانه نظم بخشیدن به فضاى صفحه، بى‏هیچ تردیدى سطراندازی است؛ منظور از این اصطلاح، سطر یا سطرهاى رسم شده بر روى بوم کار به شیوه‏اى است که امکان نوشتن منظم و تا حد ممکن مستقیم را براى کاتب فراهم مى‏آورد. سطراندازی تنها براى استنساخ به کار نمى‏رفته است در نسخه‏هاى خطى، تذهیب‏کاران نیز براى دقت در رسم آرایه‏ها از آن استفاده مى‏کردند، و جلدسازان اغلب پیش از نقش‏کوبى آرایه‏ها بر روى دفه‏ها خطوطى روى چرم رسم مى‏کردند.

 اندازه نوشته و ابعاد آن

 هرچند سطراندازی با «اندازه نوشته»، یعنى «محدوده‏اى که نوشته در آن قرار مى‏گیرد»، ارتباط دارد، نسخه‏هایى که خطکشى نشده‏اند تمایز این دو اصطلاح را از یکدیگر ایجاب مى‏کنند. علاوه بر این، در نسخه‏هاى به خط عربى، اندازه نوشته را نباید با «چارچوب سطراندازی» اشتباه کرد. چارچوب سطراندازی «مجموعه‏اى است متشکل از چهار خط که محدوده دور نوشته را از چهار جهت کاغذ تعیین مى‏کند و یک چهار ضلعى تشکیل مى‏دهد که مى‏توان آن را به ستون‏هایى تقسیم کرد». در سطوح افقى، تعیین اندازه، در صورتى که متن داخل حاشیه نشده باشد، چندان دشوار نیست؛ نسخه‏ها به استثناى عمدتاً متون منظوم و برخى نسخه‏هاى عربى مسیحى،2 به صورت «سطرهای ممتد» نوشته مى‏شوند. در سطوح عمودى، برعکس، در صورتى که سطراندازی وجود داشته باشد، کار نسخه‏بردار نوشتن بر روى کرسى بالاى (یا سطر اوّل) سطور سطراندازی شده است.9 بنابراین سطحى که عملاً از نوشته پوشیده مى‏شود از سطح سطراندازی شده بیشتر است؛ با توجه به این که در کرسى زیرین (یا سطر پایین) انتهاى حروف از این سطر به طرف پایین امتداد مى‏یابند از چارچوب سطراندازی نیز مى‏گذرند، البته این امر در سطر اول اهمیت کمترى دارد. بنابراین توصیه مى‏شود براى اندازه‏گیرى سطح نوشته به روش زیر عمل شود: فاصله میان خط اول و آخر یک صفحه را در نظر مى‏گیریم و این عدد را جلوى عدد طول سطر مى‏گذاریم. بنابراین، براى مثال در نسخه‏اى که ارتفاع سطح نوشته در آن بیشتر از طول باشد چنین مى‏آید: 5/13 *25 سانتى متر؛ برعکس، عبارت 25*5/13 سانتى‏متر نشان‏دهنده آن است که در نسخه موردنظر، طول نوشته از ارتفاع آن بیشتر است. اندازه‏گیرى ارتفاع سطح نوشته این امتیاز را دارد که مقدار نسبتاً قابل اعتمادى براى ارتفاع سطر به دست مى‏دهد. ارتفاع سطر با تقسیم ارتفاع سطح نوشته (در مثال یادشده: 25 سانتیمتر) بر تعداد سطرها منهاى یک به دست مى‏آید. براى نمونه، فرض کنیم نسخه‏اى در هر صفحه داراى 11 سطر و ارتفاع سطح نوشته 25 سانتیمتر باشد، بنابراین خواهیم داشت: (1-11)25 که مساوى 5/2 سانتیمتر براى هر سطر است. این نتیجه برابر است با «واحد سطراندازی». براى دو مجموعه از قرآن‏هاى خطى قدیمى،  ق B و I D، که از جنبه کهن خطشناسى همخوان هستند، محاسبه این مقدار امکان روشن کردن ویژگى ابعادى هریک از آنها را فراهم مى‏آورد.

 

 طرح کلى سطراندازی

 طرح‏هاى کلى سطراندازی یا به عبارت دیگر «طرحى که از سطرهاى تشکیل‏دهنده سطراندازی به وجود مى‏آید»، در قلمرو جهان اسلام به طور محسوسى با هم تفاوت دارند، به‏ویژه در دوره‏اى که ورق پوستى مورد استفاده بوده است؛ در ادامه همان‏طور که خواهیم دید، ورود ابزارى که ایجادِ سطراندازی نسخه‏هاى خطى از جنس کاغذ را به سادگى فراهم آورد سبب یکسان‏سازى نسبى انواع سطراندازی نیز گردید. سطرهاى افقى که براى نوشتن بر روى کرسى خط به‏کار مى‏روند «سطرهاى راهنما»یى هستند که کاتبان یا بالاى این سطور کتابت مى‏کردند یا بر روى آنها، اما این سطور همیشه رسم نمى‏شدند: در مغرب، تنها علائم مورد استفاده کاتبان اغلب دو خط عمودى بود که اندازه نوشته را در چارچوب قرار مى‏داد. نتیجه عمل سطراندازی، مى‏بایست در عین کارآیى داشتن براى کاتب، تا حد ممکن نامحسوس باشد. روش‏هایى که علائم قابل رؤیت بر بوم کار باقى مى‏گذاردند (مانند مداد، مرکب) شناسایى شده‏اند، اما سطرهاى برجسته که به سادگى قابل تشخیص نیستند کاربرد بیشترى داشته‏اند. در این حالت، ترکیب واحدى همزمان بر هردو طرف بوم‏کار نقش مى‏بست؛ اثرى که به صورت فرورفته به وسیله ابزار ایجاد مى‏شد «سطر فرورفته» و اثرى که به صورت برجسته ایجاد مى‏شد «سطر برجسته» نامیده مى‏شد. سطراندازى با مرکب یا مداد نیازمند سطرکشى در دو طرف برگ است. که مزیت آن، امکان تغییر احتمالى طرح سطراندازی در پشت و روى ورق است. بنابراین بررسى یک نسخه خطى نیازمند مشاهده دقیق آثار موجود بر روى برگ‏هاست. در عمل، تماس و فشار حاصل از استفاده از نسخه خطى ممکن است در کاهش برجستگى‏هاى سطراندازی، به‏ویژه بر روى کاغذ، تأثیر داشته باشد. مشاهده سطرهاى برجسته و فرورفته باقى‏مانده گاه موارد خاصى را آشکار مى‏سازد. همانطور که در سطور پیشین آمد مى‏توان گمان برد که سطراندازی براساس اصولى که تابع صفحه‏آرایى است انجام مى‏شود: بى‏تردید انتخاب تعداد سطرها، ارتفاع سطر یا ("واحد سطراندازی") و یا ارتباط میان پهنا و ارتفاع سطح نوشته تصادفى نیست. بنابراین باید همه این عناصرى که امکان درک بهتر ذهنیت زیبایى‏شناختى کاتبان را فراهم مى‏آورند با دقت مورد توجه قرار داد. در عین حال باید در نظر داشت که دوربُرى نسخه‏ها، ضمن صحافى‏هاى مختلف باعث تغییر در ابعاد ورق‏ها مى‏شود. از این رو امکان برقرارى نسبت میان قطع و اندازه نوشته بسیار کاهش مى‏یابد.

 

 سطراندازی در نسخه‏هاى اسلامى - عربى

 همان‏طور که اشاره شد، کاتبان مسلمان از نخستین سده هجرى از سطراندازی استفاده مى‏کرده‏اند. جاى شگفتى است که اثرى از سطراندازی در بیشتر نسخه‏هاى قرآن بر روى ورق پوستى به خط عباسى قدیم مشاهده نشده است:4 اما نظم و ترتیب این نوشته‏ها این گمان را به‏وجود مى‏آورد که کاتبان براى راست و مستقیم نوشتن، روشى داشته‏اند، که هیچ اثرى از آن بر جاى نمانده است.5 آیا ممکن است آنها پاک شده باشند؟ در مغرب اسلامى، در رساله‏اى دستورالعملى براى ساخت مرکبى ویژه سطراندازی وجود دارد که پس از اتمام کار با خمیر نان پاک مى‏شده است. در قلمرو نسخه‏هاى به خط عربى، کاغذ، از زمان‏هایى قدیم، ماده اصلى رایجى بوده است که قدمت آن مى‏تواند توجیه‏کننده روش‏هاى موفق استفاده از سطور برجسته به‏ویژه در مورد استفاده از مسطر باشد.

 

 سطراندازی هاى برجسته

 قلم نوک‏آهنى‏6 یا ناخن،7 - با استفاده یا بدون استفاده از خطکش - در سطراندازی به کار گرفته مى‏شدند و براى بوم‏هایى متفاوت مانند کاغذ و ورق پوستى قابل استفاده بودند. در حیطه دانسته‏هاى کنونى ما، نشانه‏اى وجود ندارد که کاتبان مسلمان براى سطراندازی همزمانِ چندین برگِ روى هم قرار داده شده از قلم نوک‏آهنى استفاده کرده باشند، بدین صورت که در برگ نخستین، اثر سطراندازی بسیار واضح باشد و در آخرین برگ، آن چندان نمایان نباشد. از طرفى، ابزارهاى مورد استفاده براى سطراندازی برجسته، امکان ایجاد طرح‏هاى متنوع بسیار، و آرایه‏هاى دایره‏اى‏شکل فراهم آوردند. از این رهگذر، کاتبان از آزادى عمل بسیار برخوردار شدند. گونه‏شناسى طرح‏هاى سطراندازی بى‏تردید نتایج جالب توجهى ارائه خواهد داد؛ اما پژوهش در این زمینه در حوزه نسخه‏هاى به خط عربى هنوز در آغاز راه است. روش دیگرى نیز وجود دارد که ردّى برجسته بر جاى مى‏گذارد و بسیار ابتدایى است. این روش عبارت است از تاکردن ورق از راه عمودى بر روى حاشیه بیرونى کاغذ. سطرهاى حاصل از قلم نوک‏آهنى بر روى ورق پوستى اغلب همراه با «اثر سوزن» است که براى تعیین محل سطراندازی به کار مى‏رود.8 از آنجا که مکان آنها بر لبه حاشیه بیرونى صفحه است اغلب آنها هنگام دوربُرى در صحافى از میان مى‏روند.

 

 مسطَر

 ابزار دیگرى که براى ایجاد اثر برجسته در نسخه‏هاى از جنس کاغذ کاربرد بسیار داشته است، مسطر نام دارد. مسطر از یک ورقه مقوا - و شاید چوب [هم‏] - ساخته مى‏شده که بر روى آن نخ‏هایى با ضخامت متغیر کشیده مى‏شده است؛ این نخ‏ها محدوده اندازه نوشته و سطرهاى راهنما را ایجاد مى‏کردند. کاتب مسطر را زیر ورق کاغذى که قصد استفاده از آن را داشته قرار مى‏داده و انگشت شست خود را در امتداد نخ‏ها بر روى کاغذ مى‏کشیده و احتمالاً براى کثیف نشدن کاغذ انگشت خود را با پارچه مى‏پوشانده است - بدین طریق، سطرهایى با اندکى برجستگى حاصل مى‏آمده است. برخى کاتبان مرتباً مسطر را پشت هریک از اوراق جزو قرار مى‏دادند، در حالى که گروهى دیگر، بدون شک، دوورقى‏ها را به طور متوالى خطکشى مى‏کردند: با ملاحظه دقیق حالت سطرهاى فرورفته و سطرهاى برجسته در جزوهاى مختلف مى‏توان به این تفاوت‏ها پى برد. مسطر براى استفاده به راحتى قابل تغییر است: کاربر مى‏تواند طرح‏هاى بسیار پیچیده سطراندازی را در نظر بگیرد و به‏راحتى و سرعت بر روى ده دوازده جزو را صفحه‏بندى کند و در صورت مقتضى، مثلاً با قلم نوک‏آهنى خطهایى اضافى به آن بیفزاید (درباره سطراندازی مختلط در صفحات بعد خواهیم نوشت). عمده سطراندازی در کتاب تخمیس بُردَه اثر بوصیرى در کتابخانه پاریس،  BNF arabe 2706با مسطر انجام گرفته است. پس از آن، کاتب براى تعیین حدود حاشیه‏ها با قلم نوک‏آهنى دو خط عمودى رسم کرده است. در نسخه بروکسل، BR 19991، روش مشابهى به کار برده شده است، در این نسخه، مکان عناصر آرایشى با قلم نوک‏آهنى معین شده است. برخى از نسخه‏هاى خطى دیوان‏هاى شعر را که پائولا اورساتى (Paola Orsatti) بررسى کرده داراى دو، چهار و حتى شش ستون براى متون منظوم است که با دو ستون کوچکتر و یا سطرهاى حاشیه که به صورت چلیپایى قرار گرفته‏اند محصور شده‏اند. نسخه‏اى از خمسه نظامى، نسخه ژنو، Bibliotheca Bodmeriana 325 به تاریخ 889 ق ، نیز داراى سه ستون است. در مورد آثارى که داراى نظم و نثر هستند مانند نگارستان مُعینى، نسخه رم، Accademia dei Lincei, Caetani 26، طرح سطراندازی که به کمک مسطر ایجادشده داراى دو ستون و یک جفت حاشیه است که کاتب تنها براى استنساخ شعر از آنها استفاده کرده است.

 

  دیگر شیوه‏هاى سطراندازی 

 روش‏هاى سطراندازی به موارد یادشده محدود نمى‏شوند؛ در این روش‏ها، همان‏طور که گفته آمد، از مرکب یا مداد نیز استفاده شده است. روى و پشت ورق‏هاى پاره‏قرآن پاریس،  BNF arabe 823c (پایان سده اول هجرى) با مرکب سطراندازی شده است. سطرهاى راهنما و خط عمودى حاشیه بیرونى نیز با مرکب رسم شده‏اند. این روش مختص دوران قدیم نیست: کاتب قرآن سودانى (پاریس، arabe 8835) نیز از این روش در سده سیزدهم هجرى استفاده کرده است. ته‏خطهاى افقى که گاه بر روى کاغذهاى متأخر تولید شده در جهان شرق بسیار واضح است نیز کاتب را هنگام نوشتن سطرهاى افقى یارى مى‏کرد. در اینجا دیگر شیوه سطراندازی مطرح نیست، این شیوه به احتمال بسیار قوى محدود به نسخه‏هاى متون آموزشى مى‏شود.

 

  توصیف انواع سطراندازی: برخى نشانه‏ها

 همه سطراندازی ها یکسان نیست. به جز تفاوت‏هایى که روش‏هاى مختلف با یکدیگر دارند وضعیت ورق‏ها نیز براى سطراندازی تفاوت دارد: در برخى نسخه‏ها، همه ورق‏ها به صورت متوالى سطراندازی مى‏شدند، در حالى که در دیگر نسخه‏ها هر دوورقى، در حالت باز، به‏طور جداگانه سطراندازی مى‏شد. در حالت نخست، نتیجه فرایند، ایجاد سطر بر روى همه ورق‏ها - به صورت فرورفته و برجسته - هم بر روى ورق، هم در پشت آن - به یک صورت انجام پذیرفته است: نسخه پاریس، BNF arabe 6795 نمونه‏اى از این گونه سطراندازی است. در حالت دوّم، مِسطَرزن، سطرهاى یک روى ورق را بر هر دو نیمه یک دو ورقى اعمال مى‏کرد؛ در استفاده از قلم نوک‏آهنى این امکان وجود داشت که در دو ورقى‏ها، سطرهاى راهنما را بدون گسیختگى، به صورت یکسره از یک نیمه تا نیمه دیگر دوورقى رسم کنند، مانند پاره‏قرآن استانبول، TIEM SE 263 (ورق پوستى) و یا در قرآن (کاغذى) لندن،  N. D. Khalili coll. of Islamic art Qur 98 et 98 A مشاهده مى‏شود در مقابل، در کاربرد مسطر، اجباراً هریک از دو نیمه به طور جداگانه آماده مى‏شد. سپس هر جزو شکل مى‏گرفت و تا مى‏خورد، در این جزوها آثار سطراندازی بر روى هر دوورقى باز در نیمه اول، برعکس نیمه دوّم آن است: بدین صورت که در نسخه استراسبورگ  BNU 2524 سطرهاى برجسته در پشت ورق‏هاى 1 تا 5 و پس از آن بر روى ورق‏هاى 6 تا 10 دیده مى‏شود. براى توصیف شیوه‏هاى سطراندازی به صورت برجسته، نشانه‏گذارى زیر ممکن است با نسخه‏هاى به خط عربى، که جهت خواندن آنها از راست به چپ است متناسب باشد: نشانه  >نشان‏دهنده سطر فرورفته بر روى ورق موردنظر و نشانه < براى سطر برجسته در پشت ورق است، در نتیجه، ترتیب معمول ورق‏ها پشت سر هم خواهد بود و مجموع آنها از چپ به راست خوانده مى‏شود: در یک ردیف: <<<<<I<<<<<، یعنى سطرهاى فرورفته در سراسر جزو، پشت ورق قرار گرفته‏اند. براى توصیف یک پنج‏برگى که سطرهاى فرورفته آن، در نیم‏جزو اوّل، روى ورق قرار دارند و در نیم‏جزو دوّم در پشت ورق، چنین مى‏نویسیم:  <<<<<I>>>>>(ورق‏هاى 15 در سمت راستِ نشانه وسط جزو و ورق‏هاى 10 - 6 در سمت چپ آن قرار دارند).

 

  صفحه‏آرایى

 قسمت‏هاى مختلفى که روى صفحه مرتب مى‏شوند به شرح زیر است: عمدتاً نوشته مطرح است، اما حاشیه‏ها و آرایه‏ها و نیز روابط میان این اجزاى مختلف را هم باید در نظر گرفت. بررسى سطراندازی امکان پى بردن به طرح و نقشه کاتب (یا تذهیب‏کار) را فراهم مى‏آورد، اما گسترش بررسى مجموع صفحه و صفحات مزدوج که هنگام باز بودن نسخه در معرض دید قرار مى‏گیرد داراى اهمیت است، زیرا به نظر مى‏رسد به‏طور خاصى مورد توجه نسخه‏پردازان قرار داشته است. از سوى دیگر، احتمال تغییر در توازن کل صفحه را پس از برش حاشیه‏ها [هنگام صحافى‏] نباید از نظر دور داشت: در این صورت، پژوهش در صفحه‏آرایى بسیار پیچیده مى‏شود. قطع نسخه‏ها نیز مطرح است. تحقیقات اندکى در این مورد صورت گرفته است: براى دوره‏هاى متأخر که مستندتر هستند، نتایج چشمگیرى به دست آمده است. از این قرار، تحلیلى از مجلدات ساخته شده در نگارخانه‏هاى قصر توپکاپى حدود سال‏هاى 1520 و 1630 م، وجود سه قطع‏9 (16*5/25 سانتى متر؛ 25*35 سانتى متر؛ 31*5/44 سانتى متر) را نشان مى‏دهد. عبارتى از ابن ندیم که در ابتداى این فصل آمد نشان مى‏دهد که در سده چهارم هجرى مفهوم قطع کتاب به تمام و کمال وجود داشته است.

 

  ملاحظات کلى

 رهیافت‏هاى صفحه‏آرایى

 منابع مکتوب

 براى تعمق در این موضوع ظریف، نسخه‏شناس مى‏تواند اطلاعاتى در منابع اسلامى - عربى بیابد. امروزه، با وجود وفور متون مربوط به خوش‏نویسى و، در حد کمترى، درباره نقاشى، تنها یک متن شناسایى شده که کلیاتى را در این زمینه شامل مى‏شود. این متن دستورالعمل صفحه‏آرایى اثر قَلَلوسى، ادیب اندلسى نیمه دوم سده هفت هجرى است؛ این دستورالعمل را ایوت سووان (Yvette Sauvan) شناسایى و ترجمه کرده است: «کاغذ از طرف ارتفاع تا مى‏شود؛ این تا براى تنظیم حاشیه پایین به‏کار مى‏رود: بدین صورت که حدود حاشیه با خطى که دو نقطه سوراخ شده به وسیله پرگار را در انتهاى دو طرف برگ به هم وصل مى‏کند تعیین مى‏شود. در ارتفاع، حاشیه بالایى موازى با حاشیه پایینى است. خط «شیحه» اندازه نوشته را به دو قسمت مساوى تقسیم مى‏کند: با ترسیم سه نیم‏دایره نقطه‏اى متقارن با نقطه وسط اولین سطر رسم شده در ارتفاع به دست مى‏آوریم. از این دو نقطه که به فاصله مساوى روى نیم‏دایره قرار گرفته است، دو کمان را رسم مى‏کنیم که در یک نقطه با هم تلاقى مى‏کنند. یک خط مستقیم میان این دو نقطه رسم مى‏کنیم. این خط شیحه نام دارد. شیحه اندازه نوشته را به دو قسمت مساوى تقسیم مى‏کند. سطراندازی ها از ابتداى اثرِ سوزن‏هاى کنارى، از یک نیمه به نیمه بعد انجام مى‏شوند». ظاهراً، استنساخ متن، کامل نیست و یک قسمت از توصیف فرایند کار، بدون شک یا افتاده و یا تحریف شده است. این دستورالعمل با وجود ناقص بودن احتمالى، سندى است که نشان مى‏دهد در میان کاتبان براى تعیین سطح نوشته در یک صفحه به کمک ابزارهاى متداول نشانه‏هایى دقیق وجود داشته است. امیدواریم که متن‏هاى دیگر این اطلاعات را کامل کنند.

 

  بررسى نسخه‏ها

 بررسى نسخه‏هاى خطى شیوه‏اى را نشان مى‏دهد که براساس آن، تذهیب یا کتابت یک نسخه خطى نفیس، فضایى را پرمى‏کرده است که تناسب کلى و تقسیمات اجزاى آن براساس یک الگوى دقیق شکل مى‏گرفته است. این روش که دقت خاصى را مى‏طلبد در نسخه خطى پاریس، BNF supplement persan 622، به‏کار گرفته شده و شهریار عدل این مقیاس را که عبارت از نقطه‏هاى متعدد است، و همان‏طور که مى‏دانیم پایه و اساس ساختار خوشنویسى است، شناسایى کرده است. وى در مورد صفحات متن، نشان مى‏دهد که چگونه نظام اندازه‏گیرى یادشده با «اجزاى رسم شده» منطبق است.  با آن که خط، متکى بر تعداد نقاط رسم شده با قلم بر روى کاغذ و جابه‏جایى عمودى آن به اندازه پهناى نوک قلم است. این پژوهش همچنین شاخصى را به‏دست مى‏دهد که به نوعى، مى‏تواند به عنوان وجه مشترک میان اجزاى مختلف کتاب به‏کار رود.

 

  نسبت‏هاى قابل توجه

 نمونه‏هاى یادشده در بالا، نشان‏دهنده اهمیت ساختار هندسى در صفحه‏آرایى است. با بررسى نسخه‏هاى خطى درمى‏یابیم که صنعتگران نسخه‏پرداز از ابزارهاى مبنا براى ایجاد تصویرها سود مى‏جسته‏اند: سطراندازی آرایه پاره‏قرآن استانبول 7 TIME, SE، برگ دوم (سده 3 ق./9 م) تا اندازه‏اى به کمک پرگار انجام گرفته است. خطکش که در زمره وسایل لازم براى خوشنویسى بوده است فقط براى رسم سطرهاى راهنما به کار نمى‏رفته است، در قرآن‏هاى مغربى، براى اتصال حروف «حا» و «میم» در کلمه «رحمن» در بسم‏الله الرحمن الرحیم مورد استفاده قرار مى‏گرفته است. ذوق جامعه فرهنگى قرون وسطایى نسبت به معما، آن طور که والرى پالوسین (Valery Polosin) بیان کرده است، هنرمندان را به ایجاد تذهیب‏هایى که نسبت‏هاى آنها از فرمول‏هاى جالب توجهى برخوردار بود برمى‏انگیخت. به یقین کاتبان نیز به تناسب و توازن توجه بسیار داشته‏اند: با این که ابعاد ورق تا حدودى مشروط به شاخص‏هاى خارجى بود، صفحه‏آرایى، بیشتر به سلیقه کاتب بستگى داشت. اگر کاتب حرفه‏اى بود بى‏شک مى‏توانست ویژگى کمابیش بهتر نسبت‏ها را ارزیابى کند، اما مطمئناً از ابزار ضرورى - از لحاظ عملى یا نظرى - براى فضاسازى اندازه نوشته استفاده مى‏کرده است. امروزه پژوهش در مورد تناسب این فضا در نسخه‏هاى اسلامى امکان پیشرفت اساسى [در شناخت هرچه بیشتر از آن‏] را فراهم نمى‏آورد؛ به غیر از مشاهدات شهریار عدل که در سطرهاى پیشین از آن یاد شد، بررسى مجموعه‏اى از قرآن‏هاى خطى سده سوم هجرى، وجود نسبت 66/0  را میان اندازه سطح نوشته و اندازه صفحه ثابت کرده است. دو تصویر مستطیل شکل توجه را جلب مى‏کنند: مستطیل نسبتِ طلایى و مستطیل فیثاغورس. براى ساختن مستطیل نسبت طلایى ابتدا پاره‏خط AB را انتخاب مى‏کنیم، روى خط عمود  Ax پاره‏خط  AM را انتخاب مى‏کنیم به طورى که  AM= AB2 باشد. یکى از دو سر پرگار را روى نقطه M و سر دیگر آن را روى نقطه  B قرار مى‏دهیم و روى پاره‏خط  AX یک کمان (MC) رسم مى‏کنیم به طورى که MC=MB باشد. آنگاه [نقطه‏] D را روى نیم‏خط By، موازى با  Ax طورى انتخاب مى‏کنیم که  BD = AC باشد در مستطیل ABCD، نسبت عرض به طول (lL)، 618/0 است (در مقابل 1618=Ll ). در مستطیل فیثاغورس نسبت اضلاع به یکدیگر 75/0 است. براساس قطرها نیز مى‏توان یک شکل هندسى جالب به دست آورد، شکل نخستین یک مربع با ضلع  Aاست: مربع را تبدیل به مستطیلى مى‏کنیم که طول آن برابر با قطر مربع باشد. در عین حال، اندازه عرض آن  aباشد، به همین شکل باز هم مستطیل‏هایى مى‏سازیم که طول آنها برابر با قطر مستطیل قبلى آن باشد. ‏در عمل، پژوهشگر از سویى باید برخى تقریب‏ها را که کاتبان قرون وسطایى هنگام صفحه‏آرایى و در عین حال دگرگونى‏هاى مربوط به بوم نوشتار، براى نمونه، جمع‏شدگى ورق پوستى را نیز در نظر داشته باشد. این میدان تحقیق باید با احتیاط مورد استفاده قرار گیرد: گذشته از آن که نسبت‏هاى دیگرى ممکن است به‏کار گرفته شده باشند، جدول بالا نشان مى‏دهد که همپوشى‏هایى وجود دارد که امکان دارد نسخه‏شناس را دچار سردرگمى سازد. در عمل، هنگام بررسى یک نسخه خطى، به راحتى مى‏توان بررسى کرد که آیا این دستاورد را باید در مورد تقسیم طول شکل مورد نظر به عرض آن نیز به کار برد: در این صورت، نسبت طول به عرض به دست آمده ما را به نسبت‏هایى که در جدول بالا نشان داده شده وجود دارد، با خطاى مجاز 2%، که پیش از این به آن اشاره شد، نزدیک مى‏سازد.

 

  کاربرد واحد اندازه‏گیرى

 در مغرب اسلامى، کاتبان قرون وسطا با نسبت‏هایى که بدانهاپرداختیم آشنا بوده‏اند و سطوحى را به کمک ابزارهایى از قبیل پرگار و خطکش ایجاد مى‏کردند. گاه نیز براى طرح سطراندازی خود از واحدهاى اندازه‏گیرى محیط خود استفاده مى‏کردند. پژوهشگر مى‏تواند روى تنها یکى از خطهاى معین‏کننده سطح صفحه، یا بر روى دو خط، مقادیرى را بیابد که با یکى از واحدهاى اندازه‏گیرى مورد استفاده در دوره یا منطقه‏اى خاص مطابق است. این جهت‏گیرى پژوهشى، در حال حاضر، در بررسى نسخه‏هاى به خط عربى مطرح نشده است، به غیر از مقاله والرى پالوسین که در حقیقت تذهیب را مورد بررسى قرار داده است. بنابراین نسخه‏شناس باید به دقت متوجه این احتمال باشد، و همان‏طور که ژاک لومر (Jacques Lemaire) تأکید دارد، هنگام استفاده از این دستاورد بسیار مراقب باشد.

 

 آراستن سطرها

 قدیمى‏ترین نسخه‏هاى به خط عربى، قرآن‏هاى به خط حجازى که تاریخ آنها را نیمه دوّم سده اول تا آغاز سده دوّم هجرى تعیین کرده‏اند، نشان مى‏دهند که نخستین کاتبان سطرهای ممتد را برمى ‏گزیدند: مانند نسخه‏هاى پاریس، BNF arabe 823 a یا لندن BL or. 5612. این شیوه در مورد نسخه‏هاى غیر قرآنى نیز، مانند نسخه‏هاى تاریخدار سده سوم هجرى، دیده مى‏شود.10 در ادامه، سنت نسخه‏نویسى در نسخه‏هاى به خط عربى در مجموع به این الگو وفادار مانده‏اند و، بنابر قاعده کلى، از جنبه عام، سطرها در کل یک نسخه ثابت هستند. تجربه‏هاى پالوسین در مورد تراکم متن نشان مى‏دهد که در نمونه‏هاى مورد بررسى او، تعداد حروفى که در یک خط یا در یک صفحه جاى گرفته‏اند تقریباً ثابت است‏. در مورد نسبت این قاعده، تغییرات یا اختلاف‏هایى وجود دارد که باید ذکر شود. در مورد وجود ثابت سطرهای ممتد، شعر به دلیل ساختارش و به‏ویژه وجود قافیه‏ها استثناست. این ساختار داراى آرایشى است که قسمت‏هاى تکرارشونده را درمعرض دید قرار مى‏دهد. به همین دلیل، اشعارى که در دو ستون یا بیشتر نوشته شده‏اند به فراوانى مشاهده مى‏شود. به نظر مى‏رسد در حوزه فرهنگ ایرانى براى تأکید بر تقسیم اجزاى متن از جدول استفاده مى‏شده است‏. در نسخه‏هاى عربى مسیحى نیز، البته به دلایل دیگر، متن گاه در ستون‏هایى نوشته مى‏شد. بر اساس قاعده کلى، سطرهاى نوشته، عمود بر حاشیه درون قرار مى‏گرفتند و به عبارت دیگر، افقى هستند. موارد استثنا در درجه اوّل مربوط به نسخه‏هاى خطى منظوم هستند: جنگ فارسى پاریس،   S.P. 3741BNF داراى سه ستون است و ستونى که مماس با حاشیه بیرونى است داراى سطرهاى مورّب است. کاتب غزلیات کاتبى (پاریس، BNF S.P. 6771) نیز جهت مورب سطور را به همین صورت اما بر روى یک ستون به کار برده است، سطرى نیز به‏صورت عمودى سمت چپ اندازه نوشته قرار گرفته است. کاتبان براى متون دیگر نیز سطرهاى مورّب را برمى‏گزیده‏اند: چنانکه احادیث با ترجمه فارسى منظوم تابع شیوه کتابت شعر است، اما در نسخه‏اى از شرح الحکم العطائیه اثر بُرنُسى (تونس، کتابخانه ملى احمدیه 12320/3616) آرایش سطرها در همه متن به صورت مورّب است. هنگامى که کاتب در نظر داشت متن دوّم و حتى سومى را در حاشیه کتابت کند، مسطرى بدین منظور تهیه مى‏دید که تنظیم خطوط آن نشان‏دهنده انطباق با دشوارى‏هاى فضایى نسبتاً تنگ است؛ براى این متون، معمولاً سطرهاى مورّب در نظر گرفته مى‏شد اما این قاعده‏اى همیشگى نبود. قرآن پاریس، BNF arabe 5594، همراه تفسیرى است که متن آن به صورت سطرهاى مورب که با مسطر، مطابق یک طرح که کلیت دارد رسم شده‏اند استنساخ گردیده است.

 

 دگرگونى‏ها

 در دورانى قدیم، در طول نیمه دوم سده سوم یا آغاز سده چهارم هجرى، کاتبان به دنبال راهى براى کاستن از اندازه نوشته در نسخه‏هاى قرآن‏هاى با استنساخ به خط ریز بودند، E I: مشخصه بسیارى از نسخه‏هاى به این سبک، وجود تنها یک سطر در صفحه، اغلب در وسط صفحه، است که عمده فضاى این سطر را کشیدگى بسیار زیاد یک حرف پر مى‏کند. این روش احتمالاً شیوه‏اى از گونه‏اى استنساخ است که در حدود سال‏هاى 400 ق برخى کاتبان نسخه‏هاى فقهى مسجد بزرگ قیروان به کار مى‏بردند و یوزف شاخت (Joseph Schacht) از آن سخن مى‏گوید؛ در واقع، نسخه‏هاى متعدد مورد بررسى این دانشمند داراى اندازه نوشته‏اى است که هر سطر - یا قسمتى از یک سطر - به دو قسمت مساوى «بریده» به‏گونه‏اى که فضایى خالى مانده بى‏آنکه در متن افتادگى ایجاد شده باشد. روش مشق یا به عبارت دیگر امکان کشیدن خط اتصال حروف که آنها را به یکدیگر متصل مى‏کند (نگاه کنید به برخى حروف مجزا) این نوع ترکیب‏بندى را امکان‏پذیر مى‏کند؛11 در صفحه، یک یا چند سطر (خواه کرسى وسط، خواه کرسى اول و آخر، یا ترکیبى از این دو) شامل تعداد اندکى حروف، اما داراى یک و گاه چند کشیدگى قابل توجه است. کاتبان از امکان تغییر قلم و سبک از سطرى به سطر دیگر نیز استفاده مى‏کردند. در قرآن دوبلین، CBL 8341، مورخ 582 ق، براى نخستین بار شاهد یک الگوى ثابت هستیم که در آن دو ردیف سطر با ابعاد کوچک قبل و بعد از سه سطر با قلم درشت آمده است. این روش متضمن رعایت هیچ سلسله مراتبى میان اجزاى گوناگون نیست، براى نمونه در اختلاف نسخه‏هاى 7533 یا الصادقیه 263 ق کتابخانه ملى تونس. این روش را نباید با برجسته‏سازى اتصالات متن - عناوین، سر فصل‏ها و غیره - اشتباه کرد.

 

  تعداد سطرهاى یک صفحه‏

 تعداد سطرها داده‏اى بسیار متغیر است. در یک نسخه خطى ممکن است در این مورد هیچ نظمى وجود نداشته باشد، حتى اگر کاتب از خطکشى نیز استفاده کرده باشد. یکى از قدیمى‏ترین نمونه‏هاى نسخه‏هاى سطرکشى شده پاره‏نسخه پاریس، BNF arabe 823 a است که هر صفحه داراى 22 تا 26 سطر است. در سنت نسخه‏نگارى اسلامى ما شاهد این تحول هستیم که اعداد فرد بیش از پیش مورد توجه قرار مى‏گیرند. بى تردید، بیشتر اوقات، وجود کرسى وسط براى صفحه‏آرایى یک امتیاز محسوب مى‏شود: کاتب پاره‏قرآن استانبول، TIEM SE 263، که پیش‏تر ذکر گردید، در ساختن صفحات الوان ناتوان بوده است. انتخاب 14 سطر براى ورق 8 پ نمونه آن است. برعکس، کرسى وسط (3.1) قرآن الجایتو (براى نمونه نسخه لایپزیک،  UniversitatsbibK1liothek xxxvll) که با آب طلا رسم شده، محور ثابتى براى کل صفحه‏آرایى ارائه مى‏کند.

 

  حاشیه‏ها

 در سطور قبل، اهمیت حاشیه‏ها را به طور اجمال مشاهده کردیم. این بخش از صفحه همیشه آسیب‏پذیر است: این فرسودگى به دلیل مراجعه مکرر و مرمت‏هایى است که سبب آسیب‏هاى محدود و حتى از بین رفتن تمام حاشیه مى‏شود. در این حالت، بازآفرینى صفحه‏آرایى غیرممکن است. نمونه‏اى از این موارد، قرآن‏هاى لندن، BL OR. 612S، یا قرآن پاریس، arabe 423 BNF، است که در حالت کنونى، متن عملاً به لبه ورق رسیده است. دشوار بتوان گفت که کاتبان مسلمان، از ابتدا حاشیه مناسبى براى متن در نظر مى‏گرفته‏اند: قدیمى‏ترین پاره‏قرآن‏ها، در وضعیت کنونى‏شان، تنها پیرامون سطح نوشتار، فضاى اندکى وجود دارد. البته باید احتمال برش لبه‏هاى نسخه را نیز در نظر داشت. به‏هرحال، صنعتگران کتاب‏پرداز خیلى زود به امکان درج نکاتى را مربوط به تکمیلى متن در حاشیه‏ها پى‏بردند.12 قدیمى‏ترین تذهیب‏هاى قرآنى گاه در حاشیه - اغلب حاشیه بیرون و گاه نیز حاشیه درون - که در آنجا تذهیب‏ها، بارزترند و به خوبى نشانه‏گذارى را انجام مى‏دهند. پس از آن نقاشان از این فضا به صورت بسیار ماهرانه‏اى استفاده کردند در نسخه‏هاى گران‏بها، حاشیه‏ها زمینه دلخواه براى تذهیب‏کاران و آرایه‏سازان فراهم مى‏آورد؛ فن وصالى، به‏ویژه استفاده از کاغذهاى زینتى بسیار مختلف را ممکن مى‏ساخت.  با وجود این، حاشیه‏ها، تنها قلمرو تذهیب‏کاران و نقاشان نبودند: تحشیه و تعلیقات و تفسیرها نیز معمولاً در حاشیه انجام مى‏گرفت؛ کاتب در آغاز کار این افزوده‏ها را پیش‏بینى مى‏کرد، اما آنها اغلب با سفارش یا نیاز خواننده تنظیم مى‏شد. هر چند برخى مؤلفان قرون وسطایى، مانند العلموى، به محدود کردن حاشیه‏نویسى‏ها سفارش مى‏کردند تا صفحه از نوشته آکنده نشود، در برخى نسخه‏ها حاشیه‏نویسى به صورت گسترده‏اى همه فضاهاى موجود را در برگرفته است. نسخه‏اى از کتاب انوارالتنزیل و اسرارالتأویل‏ (ریاض، مرکز ملک فیصل 4249 نمونه بارزى است که) حاشیه‏هاى آن از نوشته پر شده است، بى آن که شکل خاصى از صفحه‏آرایى مَد ّنظر بوده باشد. نسخه‏اى از لوایح جامى (لندن، BL Add. 02861) با شکلى مشخص مى‏شود که حواشى شرح متن، مانند خط - نقاشى‏هاى واقعى تنظیم شده است.

 

 برخى صفحه‏آرایى‏ها

 به دلایلى که در سطور قبل ذکر گردید، براى آشنایى اجمالى با روشى که کاتبان براى استفاده از حداکثر فضایى که در اختیار داشته‏اند فعلاً راهى جز نمونه‏هاى صفحه‏آرایى وجود ندارد. نسخه‏هاى خطى مصور یا نسخه‏هایى که داراى تعداد بسیارى نقاشى یا تصویر بودند مسائل خاص خود را داشتند که از موضوعات مورد نظر مادر اینجا دور است. نمونه‏ها عمدتاً از نسخه‏هاى دقیق و منظم برگرفته شده‏اند، اما الگوهایى که در این نسخه‏ها وجود دارد در نسخه‏هاى با ساختار ساده‏تر نیز مشاهده مى‏شود. در سطرهاى پیشین، از برخى صفحه‏آرایى‏هاى خاص یادشده است: «نقاشى - خط»هاى قدیمى نشان‏دهنده آن است که تفکر درباره زیبایى‏شناسى صفحه بسیار زود آغاز شد. پاره نسخه استانبول، TIEM SE 263، شاهدى است بر این مدعا که کاتب در هر بار سطراندازی تنها یک صفحه را در نظر مى‏گرفته است. اندکى بعد به صفحه مزدوج پرداخته مى‏شود مانند تلاش‏هاى ضعیفى که در سده سوم براى ترازبندى کتابت انتهاى قرآن انجام گرفته است پاره‏نسخه‏اى از این دوره (استانبول TIEM SE 2002، گ 4 پ تا 7 پ) گواهى است بر کوشش بسیار کاتب، جهت به قرینه درآوردن عناوین سوره‏ها در چهار صفحه مزدوج، نتیجه این کوشش را به کمال رسانده است. این امر با پى‏گیرى بسیار مورد بررسى قرار گرفت و جالب‏ترین نمود آن را مى‏توان در قرآن‏هاى عثمانى یا تحت تأثیر عثمانى مشاهده و کرد. کاتبان نسخه‏هاى خطى استانبول، 964 TIEM، لندن،  Islamic art QUR33 N.D. Khalili coll. of و تونس، BN 64241 موفق شده‏اند کلمه(ها)ى واحدى را، با شنگرف، بر روى یک خط واحد در صفحه سمت راست و قرینه همان خط در صفحه سمت چپ به گونه‏اى نشان دهند که نسبت به محورى که از وسط کتاب مى‏گذرد در یک فاصله قرار گیرند. متن یادشده آیه‏هایى از سوره 26 (شورى) است که به صورت قرینه کتابت شده‏اند. این نمونه نشان‏دهنده نقش صفحه‏آرایى در اقداماتى است که کاتبان مسلمان براى انسجام بخشیدن به ساخت نسخه‏هاى خطى انجام مى‏داده‏اند. برداشت هایى که در بالا به آن پرداختیم مبتنى بر بخش‏هایى از متن قرآن در واحدهاى هم اندازه است: کاتبان عثمانى به‏خوبى از عهده این کار برآمده‏اند و از تقسیم‏بندى کلاسیک به جزء و حزب به تعیین صفحات 15 سطرى، براى قطعى که اغلب در حدود 12*18 سانتى متر است رسیده‏اند؛ به غیر از صفحات آغازین و پایانى، آرایه‏ها در باقى صفحات یکى است و نسبتاً مطابق معیار (جدول، نشانه‏هاى جداسازى آیه‏ها و غیره). متون دیگرى  که از آنها بسیار نسخه بردارى مى‏شده است صفحه‏آرایى مشابهى داشته‏اند. هنگامى که نسخه‏هاى مشابه را بررسى مى‏کنیم این نکته را باید کاملاً در نظر داشت که الگو به شدت به کاتب تحمیل مى‏شود. ر. زلهایم (R. Sellheim) تعداد شش نسخه از کتاب النقایه مختصر کتاب وقایه الروایه فى مسائل الهدایه اثر صدرالشریعه الثانى را که در سده سیزدهم هجرى نسخه‏بردارى شده‏اند بررسى کرده است و شباهت‏هاى بسیار بین آنهاست. از این رو مى‏توان نتیجه گرفت که احتمال دارد به قلم کاتبان متعددى، در یک مدرسه یا خانقاه در آسیاى میانه (بخارا یا سمرقند؟) استنساخ شده باشند. حواشى اندازه نوشته، به استثناى برخى قرآن‏هاى قدیمى‏ یا قرآن‏هایى که منشأ مغربى دارند13 مستطیل شکل است و در میان آنها شکل نزدیک به مربع نیز مى‏توان یافت. آیا به خاطر پرهیز از صفحه‏آرایى بسیار تکرارى بود که کاتبان به تناوب سبک‏ها و قلم گرایش پیدا کردند؟ از آغاز سده هشتم هجرى، به‏ویژه در قلمرو جهان ایرانى، قرآن‏هاى بسیارى وجود دارد که داراى سه سطر درشت‏نویس‏اند که معمولاً هر یک از آنها داخل یک باریکه [جدول] نوشته مى‏شود که در بالا، وسط و پایین صفحه قرار مى‏گیرد؛ در وسط دو باریکه اول و دوم و نیز دوم و سوم دو سطر با خط ریز قرار دارد که معمولاً با مرکب سیاه نوشته مى‏شود، در حالى که نوشته‏هاى دیگر، اغلب با مرکب رنگى - آبى یا طلایى - کتابت مى‏شوند. محل قرار گرفتن متن در قرآن‏هاى هشت ضلعى قطع کوچک استثناست: به دلیل شکل خاص آن، مساحت نوشته گاه دایره‏اى و گاه هشت ضلعى است.  13انجامه‏ها گاه به شیوه‏اى خاص نگاشته شده‏اند. به‏ویژه، اغلب، در یک فضاى سه گوش در پایان نسخه مشاهده مى‏شوند. نسخه لندن،  5695.BL Add، به تاریخ 626 ق (گ 88 پ) نمونه‏اى قدیمى از این مورد است. اما انجامه نسخه‏اى از کتاب اللمع فى النحو اثر ابن جنى (برلین، SB, Or. Oct. 8353، گ 70 به تاریخ 488 ق) ممکن است شاهدى از مرحله پیشین به سوى این شکل سه‏گوش باشد؛ به نظر مى‏رسد این هردو، سرچشمه‏اى ایرانى داشته باشند. از این پس، انجامه‏ها[ى کاتبان‏] شکل‏هاى متنوع‏ترى مى‏یابند - دایره‏اى (نسخه لندن،  N.D. Khalili coll. of Islamic art QUR 72)، بیضى بادامى کنگره‏دار (مجموعه تبریز، ش 51) و موارد دیگر.

 

 پانویس ها

 1. به هریک از سطرهاى افقى که براى مستقیم نوشتن به کار مى رود «خط راهنما» گفته مى‏شود: D. Muzerelle, Vocabulaire, p. 701

8. Par exemple le ms. Paris, BNF arabe 181 FiMMOD 13.

 2. استثناهایى وجود دارد: از کرسى اعلى (یا سطر اول) استفاده نشده و به عنوان «خط بالاى متن» به کار رفته است. در قرآن لندن، N. D. Khalili coll. of Islamic art QUR 4، سطراندازی بنابر قاعده شامل سه سطر مى‏شود که سطر بالا، انتهاى فوقانى صعود حروف را تعیین مى‏کند و نقش «خط بالاى متن» را نیز دارد

 )D. James, After Timur, Londres, 2991, p. 24, no 9; la copie est attribuee aux annees 0841-0941(.

 در نسخه‏اى ایرانى (به تاریخ سده ششم یا هفتم هجرى) از تفسیر طاهر بن محمد الاسفراینى، چهار سطر به عنوان کرسى خط درشت جهت کتابت قرآن در نظر گرفته شده است: دو سطر، در بالاى سطر راهنما، یکى از آن‏ها (بلندترین آن‏ها) ارتفاع صعودهاى حروف و دیگرى ارتفاع دندانه‏هاى حروف را نشان مى‏دهد. یک سطر زیرتر نشاندهنده حداکثر کشیدگى است که به سمت پایین سطر راهنما نزول مى‏کنند.

3. در اینجا باید به دو پدیده که با وضعیت پیشین تناقض دارد اشاره کرد: 1) نسخه‏هاى استنساخ شده بر روى ورق‏هاى پوستى رنگى (که مورد خاص آن قرآن کبود است) داراى آثارى از یک اسلوب کامل سطراندازی است؛ 2) تذهیب‏کاران اغلب اثر سطراندازی مقدماتى آرایه‏ها را بر روى نسخه‏هایى که اصلاً مسطر نخورده است برجاى مى‏گذارند.

 4. براساس مقاله‏

 E. Whelan Writing the word of God: some early Qur'an manuscripts and their milieux, part I, Ars Orientalis, 02, 0991, p. 511.

 وجود سطراندازی براى آرایه‏ها و نیز مختصر بى‏نظمى‏هاى کرسى حروف ممکن است دلیل آن باشد که سطراندازی اصولاً وجود نداشته است بلکه کاتب بیشتر به چشم خود اعتماد مى‏کرده است. این امر به نظر ما منتفى نیست: که گفته شده است سطر یا خط رسم شده بر روى ورق پوستى (یا کاغذ) تنها یک راهنماست که مانع لغزیدن کم و زیاد دست نسبت به آن مى‏شود. وانگهى به نظر ما شباهت میان روش‏هاى تذهیب‏کار و کاتب به‏گونه‏اى نیست که مسئله را حل و فصل کند.

  5. براى قلم نوک‏آهنى از فلزات مختلفى استفاده مى‏شده است: برخى از آن‏ها که انعطاف بیشترى دارند (مانند سرب، نقره و غیره) اثرى که روى بوم کار به جا مى‏گذارند در معرض هوا کم رنگ مى‏شود.

 6. ما سطراندازی با ناخن را در نیافتیم: العلموى این روش را بیان مى‏کند و توصیه مى‏کند باید مراقب بود کاغذ پاره نشود

 )F. Rosenthal. The technique and approach of Muslim scholarship, p.11(.

 7. اثر سوزن در نسخه‏هاى استنساخ شده بر روى کاغذ دیده مى‏شوند: در دو قرآن، برلین  Kunst Inv. Nr. I. 24/86Museum fur islamische

 )Museum fur islamische Kunst Berlin, Katalog 9791, 2e إd, Berlin-Dahlem, 9791, p. 9-11. no. 1 et p1. 1. 1.(.

 و نسخه پاریس، BNF arabe 814 به نظر مى‏رسد این آثار سوزن به رسم آرایه‏ها مربوط باشند:

 )cf. F. Deroche, Cat. I/2, p. 821-921, no 535 et pl. I(.

8. یا «شیوه سطراندازی»: فرایند مکرر ایجاد طرح سطراندازی بر روى همه ورق‏هاى یک جزو است، این اثر ممکن است بر روى هر ورق یا هر دو ورقى ایجاد شود.»

 )D. Muzerelle, Vocabulaire, p. 401(.

30. Z. Tanindi, »Manuscript production in the Ottoman Palace workshop«, MME 5, 0991-1991, p. 07 et fig. 32.

9. فهرست نسخه‏هاى خطى تاریخدار سده سوم هجرى را ژ. اندرس (G. Endress) منتشر ساخته است.

 Handschriftenkunde«, GAP I. p. 182( et F. Dإroche )»Les manuscrits arabes dates du IIIe/IXe Sicle«, REI 55-75, 7891-9891, p. 343-973(.

 10. در این معنا، مشق یک روش است و نوعى خط نیست. این معنا در تفسیرهاى اغلب انتقادى، در منابع عربى (براى نمونه در الصولى، ادب الکتّاب، چاپ م. ب. الاطارى، با بازنگرى م. ش. الالوسى، قاهره، 1922 م/1341 ق، ص 56 - 55)؛ مشاهده مى‏شود ابن ندیم از مشق به عنوان نوعى خط یاد کرده است.

 )op. cit.,ed. G. Flدgel, p. 6; إd. R. Tagaddud, p. 9; trad. dans B. Dodge, op. cit, p. 11(.

 11. از وضعیت قدیمى‏ترین نسخه‏هاى عربى، از قرآن، نمى‏توان دریافت که آیا داراى حاشیه به معنى واقعى کلمه بوده‏اند (به عنوان نمونه رک.

 W, Wright, Facsimiles of manuscripts and inscriptions, pl. LIX; F. Dإroche et S. Noja Noseda, Le manuscrit arabe 823 )a( de la Bibliothque nationale de France(.

12. قطع خشتى قرآن‏هاى مغربى استنساخ شده بر روى ورق‏پوستى، کاملاً رایج است و نیازى به پرداختن به آن در اینجا نیست.

 13. این دو آرایش، در فهرست خرید سات‏بى (Sotheby)، در کنار هم آمده است (خرید 16 اکتبر 1996، بخش 25 و 26)

 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تبریز در ایام سلطنت محمدعلی شاه (1909-1907) بر اساس اسناد بایگانی وزارت امور خا مقالاتی درباره خواجه نظام الملک طوسی داستان مسیح، داستان سَن ‌پی‌یِر، عنصرهای زبان فارسی دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ مقالاتی درباره غزالی کاتبان دست‌نوشته‌های کهن کتابخانه مجلس آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) Bibligraphie francaise de l,Iran جام جم (معرفی کتاب)
کلمات کلیدی وبلاگ نقد کتاب (۱۱) نسخه خطی (۱٠) نسخه شناسی (۱٠) codicologie (٥) ابن سینا (۳) avicenna (۳) ایران (۳) خواجه نصیرالدین طوسی (۳) فرانسیس ریشاردfrancis richard (۳) vocabulaires codicologiques (۳) نسخه های خطی (۳) قرآن (٢) اسناد دوره قاجار (٢) پادری padery (٢) صفویان (٢) ابن‌سینا (٢) هنر ایران (٢) کتابشناسی (٢) فارسی - فرانسه (٢) سیبویه (٢) مهر شناسی صفوی (۱) آلگ گرابار (۱) نسخه شناسی فرنگی (۱) مُهرشناسی ایرانی (۱) مُهرشناسی دوران صفوی (۱) سلسله پهلوی (۱) اسناد دوره صفوی (۱) امین‌الضرب (۱) قرآن عثمان (۱) احسان یارشاطر (۱) مجموعه خدایان ثمود (۱) وان دن براندن (۱) انقلاب مشروطه (۱) adam gacek (۱) کاتب (۱) کاغذ paper (۱) gazophylacium linguae persarum (۱) محمد‌تقی مسعودیه (۱) ادوارد گرانویل براون (۱) ذبیح‌الله صفا (۱) نسخه خطی فارسی (۱) سلجوقیان (۱) آموزش زبان سومری (۱) گرجستان (۱) کتابخانه ابراهیم سلطان (۱) مکتب شیراز (۱) جام جم (۱) آلبرت هوتم ـ شیندلر (۱) باغنو شیراز (۱) شَدُّ الازار (۱) دنیز اِگْل‏/ denise aigle (۱) هنر قاجار (۱) نظامى گنجوی (۱) چاپ سنگى (۱) ب و رابینسون/ robinson (۱) چرم و مرمت (۱) غزالی (۱) بت پرستی (۱) ابوعلی سینا (۱) سیاست نامه (۱) صفحه آرایی (۱) تورات (۱) شاه عباس (۱) مینیاتور (۱) روسیه (۱) مثنوی معنوی (۱) انجیل (۱) سفرنامه (۱) هند (۱) اصفهان (۱) استعاره (۱) مؤسسه نسخه‌های خطﻰ آکادمی ملی علوم آذربایجان (iman (۱) جلال الدین رومی (۱) نیکلسون nicholson (۱) موسیقی سنتی ایران (۱) محسن صبا (۱) سالتیکوف (۱) آسیای میانه (۱) edisud (۱) کتابخانه ملی مصر (۱) زبان فرانسه (۱) ایرانیکا (۱) آناتولی (۱) ت صباغ (۱) les metaphors de coran (۱) قحطی (۱) manuscrit (۱) جمهوری آذربایجان (۱) جمهوری تاجیکستان (۱) iranica (۱) ehsan yarshater (۱) تشریفات دیپلماتیک (۱) ظل السلطان (۱) فهرست مقاله و کتاب (۱) خواجه نظام الملک طوسی (۱) جنگ اول جهانی (۱) islamic codicology (۱) مینیاتور ایرانی (۱) قراقویونلو (۱) سیداحمدخان - آثار و شرح حال (۱) ریحانه خاتون، (۱) زبان عربی - نحو (۱) زبان عربی - نحو (۱) ژرار تروپو (۱) ژرار تروپو (۱) واژگان ایتالیایی - لاتین - فرانسه-فارسی (۱) کتابخانه مجلس ایران (۱) کاغذ رنگه (۱) فرانسیس ریشار francis richard (۱) داستان مسیح داستان سَن ‌پی‌یِر عنصرهای زبان فارسی (۱) historia christi persice ‎conscripta (۱) خاویر خرومه (۱) چاپخانه الزویر (۱) ایگانی‌های وزارت امور خارجة فرانسه (۱) تبریز در دوران مشروطه (۱) توفیق فهد (۱) سالنامه امیرکبیر (۱)
دوستان من کتابخانه های دیجیتالی جهانی کتابخانه ایرانشناسی مجلس انجمن ایرانشناسی فرانسه نوشته هایی درباره ایران گاهی سرک می کشد دانشگاه آکسفورد ترجمه شعر و ... دانلودهای مفید دانشگاه کمبریج میراث مکتوب پرتال زیگور طراح قالب