نویسنده (های) وبلاگ سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi
آرشیو وبلاگ
      نسخه شناسی و معرفی کتاب codicology and book reviews ()
دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱

 

 

سیّدمحمّدحسین مرعشی

 (1)

کتاب Lexique-index du "Kitāb" de Sībawayhi (نمایه واژگان الکتاب سیبویه)، اثر ژرار تروپو، چاپ گراد، پاریس، Klincksieck، در سال 1976، در 262 صفحه، منتشر شده است.

 این کتاب، همان­طور که از نام آن پیداست، کتابی مستقلّ نیست. سوای مقدّمه نویسنده، سراسر کتاب نمایه­نامه­ای است از الکتاب سیبویه، نمایه­ای از واژگان و اصطلاحاتی که سیبویه برای توصیف و تحلیل نکات دستور زبان عربی در این کتاب به کار گرفته است. البتّه کلماتی که از شواهد زبان متداول زمان خود اخذ کرده و یا کلماتی که از آیات قرآن و یا از اشعار عربی گرفته شده، در این نمایه نیامده است. بخش عمده نمایه­های کتاب، اصطلاحات نحوی الکتاب است. پس از آن نامهای خاص: نام دستورنویسان و اهل بلاغت؛ نام شاعران؛ نام کشورها و قومها؛ شاهدهای قرآنی که در آن کتاب به کار رفته است و در پایان، تطبیق نمایه­ها.

 مؤلّف، در مقدّمه خود، ابتدا به پیشینه پژوهش درباره الکتاب می­پردازد:

تصحیح الکتاب، بسیار پیش از این، در سال 1881 آغاز شده بود. هارتویگ درن­بورگ (Hartwing Derenbourg) به عنوان نخستین مصحّح کتاب، آن­گونه که در مقدّمه­ جلد دومِ تصحیح خود آورده، در نظر داشته «ابتدا مقدّمه­ای انتقادی،  سپس واژگانی که هم کلّ کتاب را شامل شود و هم جزئیات را در برگیرد، پس از آن فهرست فصلها و سه جدول الفبایی برای نامهای خاص، آغاز بیتهای شعرها، اصطلاحات تخصّصی و صورتهای صرفی» فراهم آورد. او همچنین در نظر داشت، نمایه­های مشترک برای چاپ الکتاب به زبان اصلی و برای ترجمه­ آن به زبان آلمانی فراهم آورد.[2] درن­بورگ پیش از تحقّق برنامه­هایش برای الکتاب، درگذشت.

الکتاب دو چاپ دیگر نیز دارد. یکی در کلکته (1887 م.) و دیگری در بولاق (1898م.) که هیچ‌کدام دارای نمایه نیست. طبیعی است که نبود نمایه­ها، مراجعه به قدیم­ترین و با ارزش­ترین کتاب دستور زبان عربی را دشوار و در برخی موارد غیر ممکن می­سازد. البتّه در نیمه دوم سده بیستم، کتابهایی به زبان عربی انتشار یافت که دستیابی به الکتاب را ممکن­تر ساخته است: یکی از این کتابها، فهرست شواهد سیبویه[3] است که می­توان آن را نمایه شواهد ادبی الکتاب خواند. در صفحات 58 تا 158 این کتاب، قافیه­های شعرهای نقل شده در کتاب سیبویه به ترتیب الفبایی مرتّب شده­اند. کتاب دیگر، أبنیه الصرف فی کتاب سیبویه[4] است که بیشتر به موضوع صرف در اندیشه سیبویه پرداخته، بدین قرار، همه مشتقّات به کار رفته در کتاب را استخراج، و سپس دسته­بندی کرده است. به عقیده مؤلّف، الکتاب نیاز به نمایه­هایی داشت تا علاوه بر سهولت دستیابی به محتوای کتاب، بررسی اندیشه­های دستوری سیبویه را نیز ممکن سازد. از این رو، ژرار تروپو در این کتاب کوشیده است با گردآوری نمایه­های گوناگون: نامهای کسان، جایها، آیه­ها، شعرها، اصطلاحات تخصّصی و غیرتخصّصی، اجزای سازنده زبانی را فراهم آورد که سیبویه با آنها می­اندیشیده و سخن می­گفته است. و برای آشنایی دقیق­تر خواننده با سطح زبان­شناسانه کار به ترجمه واژگان سیبویه به زبان فرانسه پرداخته است. در نمایه الکتاب، معنی یا معانی متفاوت هر واژه و نیز حوزه معنایی آن به‌اختصار آمده، متضاد یا مترادف واژگان نیز پس از معنی آورده شده است. بدین منظور همه کلمات سیبویه در الکتاب، به غیر از ضمایر (شخصی، ربطی، اشاره، سؤالی و نامعیّن) گردآوری شده­اند. واژه­هایی با 1823 مشتق از 600 ریشه (جالب توجّه آنکه تنها چهار ریشه آن رباعی است)؛5 همه آیه­ها و شعرهایی که برای بیان نظراتش شاهد می­آورد؛ همه لغاتی که برای توصیف و تحلیل دستور زبان عربی مورد استفاده قرار می­دهد.

ریشه­یابی واژگان دستوری در زبان عربی، برای شرق­شناسان و نیز تئوریهای مختلف زبان‌شناختی که در دهه­های اخیر تا حدودی پیشرفت کرده است، اهمّیت بسیار دارد. همان­گونه که می­دانیم، دستور زبان عربی، به­ویژه از منظر سیبویه در الکتاب، با دستور زبان یونانی ـ لاتینی و زبان­شناسی مدرن، عمیقاً متفاوت است. از این رو، ترجمه واژه­های دستوری، از جنبه مفهوم کلّی و روش، مشکل ظریفی به وجود می­آورد. به نظر نمی­رسد بتوان برای واژگان دستوری عربی، در واژه­ها و اصطلاحات سنّتی، در واژگان گرامری زبانهای غربی، با رویکرد زبان‌شناختی کنونی، معادل دقیق یافت. به عبارت روشن­تر، نظام دستور زبانهای لاتین، با نظام دستوری عربی کاملاً بیگانه است. برای مثال، واژگانی چون «فاعل»، «مفعول»، «معلوم»، «مجهول»، «معرفه»، «نکره»، «اِعراب»، «تصریف»، «ضمیر»، «صفت»، «حرف» و «حرکت» در نظام دستور زبان عربی را نمی­توان معادل واژه­های متناظر آنها در زبانهای لاتین قرار داد، برای نمونه، زبان فرانسه:Suet, objet, actif, passif, détermination, indétermination, declinaison, conjugaison, pronom, adjective, consonne, voyelle. چنین برابرگذاری، سبب به هم ریختن و نامفهوم شدن دستور زبان عربی می­شود.

به عقیده تروپو برای نشان دادن ناتوانی برابریابی در اصطلاحات آلمانی نیز، می­توان به ترجمه گوستاو یان از الکتاب مراجعه کرد.6 برای پیشگیری از این تغییر معنایی و نیز پرهیز از جعل واژگانی جدید، به نظر می­رسد بهتر است اصطلاحات عربی را با حفظ معنای ریشه­شناختی و کاربرد دستوری آن ترجمه کنیم. تروپو، به اختصار، به مقایسه واژگان الکتاب با اصطلاحات زبان­شناختی در دیگر زبانها می پردازد: آ. مرکس/ A. Merx برای نخستین بار این نظر را مطرح کرد که متخصّصان دستور زبان پیشین عربی، برخی مفاهیم کلّی را از منطق ارسطویی اتّخاذ کرده­اند، برای نمونه مفاهیمی از قبیل: تقسیم گفتار به سه بخش «اسم»، «فعل» و «حرف» و نیز مفاهیم «ظرف»، «حال» و «خبر» از معادلهای یونانی خود گرفته شده­اند.7 اما ظاهراً ارسطو در رساله فنّ شعر (فنّ خطابه/ بوطیقا)، گفتار را به هفت بخش تقسیم کرده است، نه به سه بخش. و لازم به یاددآوری نیست که این رساله و اصطلاحات آن، دو سه قرن پس از الکتاب ـ سده­های چهارم و پنجم ق ـ به عربی ترجمه شده­اند. از طرفی مفاهیم کلماتی مانند فعل و حرف در زبان عربی، با مفاهیم verbe و conjunction در زبان یونانی قابل تطبیق نیستند. در واقع، تأثیری از منطق ارسطویی بر واژگان دستوری سیبویه مشاهده نمی­شود. در مورد زبان سریانی نیز آ. مرکس به­روشنی نشان داده که نظام دستور زبان سریانی قدیم، همان نظام دستوری یونانی است. برخی از آثار آنها مانند دستور زبان دنیس دو تراس (Denys de Thrace) در همان دوران تألیف، به زبان سریانی ترجمه شده است. البتّه شباهتهایی میان واژگان سریانی و عربی در حوزه آواشناسی وجود دارد. این اصطلاحات ممکن است با اصطلاحاتی که سیبویه برای «حرکت»­های لب و زبان هنگام تولید مصوّتها در الکتاب آورده، به گونه­ای ارتباط داشته باشد: - «فتح» و «نصب» برای مصوّت « ـَ »؛

- «کسر» و «جرّ» برای مصوّت « ـِ »؛

- «ضمّ» و «رفع» برای مصوّت « ـُ ».

با این همه، وجود چنین شباهتهایی، نشان نفوذ تئوریهای آواشناختی سریانی بر آواشناسی عربی نیست.

نویسندگان مختلفی، از جمله ک. والرز (K. Vollers) در مورد تأثیر زبان سانسکریت بر واژگان سیبویه، در حوزه آواشناسی نظراتی ابراز داشته­اند،[8] امّا با مطالعه این نظریه­ها نمی­توان دلیل قاطعی بر تأثیر ترمینولوژی زبان سانسکریت بر الکتاب یافت.

اگر در پی تأثیر زبانهای غیر عربی بر واژگان الکتاب هستیم، با توجّه به ایرانی بودن نخستین متخصّصان دستور زبان عربی، باید به جانب ایشان نظر داشته باشیم، هرچند از دستور زبان فارسی قدیم چیزی در دست نیست.

در پایان، با توجّه به مسائل یادشده، تنها می­توان چنین اذعان داشت: «واژگان دستور زبان عربی، در کنار دیگر واژگان رشته­های اسلامی، مانند فقه، در نیمه دوم سده دوم هجری در محیطهای عربی ـ ایرانی، دو ابرشهر جنوب عراق، بصره و کوفه، فراهم آمده است».

الکتاب اصطلاح­نامه­ای دستوری از زبان عربی قدیم برای ما فراهم آورده، که مورد استفاده متخصّصان دستور زبان در نیمه دوم سده دوم هجری است. در نبود اثری دستوری معاصر یا پیش از الکتاب، تعیین دقیق سهم سیبویه در فراهم آمدن این واژگان ممکن نیست. عمده این واژگان، به طور قطع مورد استفاده نحویون پیش از او ـ نیمه نخست سده دوم ـ نیز بوده است. افرادی همچون ابوالخطّاب (د: ح150هـ ق.)، عیسی بن عمر (د: 149هـ ق.)، یونس بن حبیب (د: 182هـ ق.) و خلیل بن احمد (د: 175هـ ق.) که استادان سیبویه بوده­اند و او از ایشان بسیار نقل کرده است. در این نقل قولها، سیبویه آموزش و نظرات آنان را به تمام و کمال آورده است. با این همه نمی­توان حتم داشت که این، همه واژگان مورد استفاده نحویون معاصر یا پیش از او باشد. از طرفی الکتاب شامل واژگان خاصّ نحویون کوفه نمی­شود. هیچ کتابی از این گروه به دست ما نرسیده است و هیچ نظری درباره تفاوت واژگان این دو گروه وجود ندارد. با این وجود، تعدادی از واژگان خاصّ نحویون کوفه، در آثاری مانند الإنصاف فی مسائل الخلاف از ابن­انباری (د:577 هـ ق) وجود دارد که نشان­دهنده اختلاف ایشان با نحویون بصره است. اختلافهای میان واژگان این دو گرایش از اهمّیت بسیاری برخوردار است، به طوری که مؤلّفین این آثار، خود را مقیّد به استفاده از نظریات گرایش کوفی می­دانند و در عین حال از واژگان گرایش بصری استفاده می­کنند. زجّاجی (د: 337 هـ ق.) در کتاب الإیضاح که یکی از قدیم­ترین رساله­ها درباره انشعاب این دو مکتب است، به­صراحت این موضوع را بیان داشته است. ابن­ندیم در الفهرست خود، سیاهه عنوانهای 45 فصل از کتاب الحدود فرّاء (د: 207 هـ ق.) مهم‌ترین  نحوی کوفه، را آورده است. در این سیاهه واژه­هایی وجود دارد، مانند «عماد» و«اجراء» که در واژگان الکتاب وجود ندارد. همان­طور که واژه­های متعلّق به واژگان نحویون کوفه در الفهرست وجود ندارد، یا با معنای دیگری آمده است و سجستانی (د: 250 هـ ق.) با استفاده از اصطلاحاتی مانند: «خَفض»، «نَسَق»، «صفت» و «حروف الصفات» به مکتب نحوی بغداد متمایل می­شود. نحویون بصره به جای این کلمات، «جرّ»، «عطف»، «ظرف»، «حروف جرّ» را به کار می­بردند.[9] از طرفی، واژگان الکتاب دارای همه اصطلاحات نحویون بصره، دست­کم در حوزه آواشناسی نیست. در این مورد می­توان به بخشهایی از کتاب العین اثر خلیل بن احمد مراجعه کرد که توسّط شاگردش لیث بن نصر، هم­عصر سیبویه نگاشته شده و در کتاب تهذیب اللغه نوشته ازهری (د: 370 هـ ق.) آمده است.
در این بخشها تعدادی اصطلاح مربوط به آواشناسی وجود دارد که در الکتاب نیامده است. برخی از این اصطلاحات، به اندامهای تولید آوا مربوط می­شوند. واژگانی مانند «اَسَلَه»، ذَلَق/ ذَولَق، عَکَده، غار، لِثَه، نِطع، لَهاه، جوف و.... واژه­های دیگری نیز مانند طلاقه برای توصیف ویژگی حروف عین و قاف، صلابه و کَزازَه برای حرف تاء، اَذلَق (جمع: ذُلق) برای راء، لام و نون، اصمت (جمع: صُمت) برای دیگر حروف، اَجوف (جمع: جوف) برای الف و واو و یاء، و در آخر اصطلاحات دیگری با معانی عام و کلّی آواشناختی مانند نَطَقَ بـ­، منطق، جَرس. واژگان الکتاب دربردارنده همه اصطلاحات مورد استفاده نحویون بصره که خوارزمی (د: پس از 387 هـ ق.) در کتاب مفاتیح العلوم، بخش دوم، فصل اصطلاحات نحو آورده نیست. افزون بر ویژگی ابتدایی بودن اصطلاحات الکتاب، آنچه جای شگفتی دارد آن است که سیبویه هیچ­یک از اصطلاحات مورد استفاده­اش را تعریف نکرده است. لازم به یادآوری نیست که که بخش بزرگی از از این اصطلاح­نامه از واژگان نحویون پیش از اوست و بی­شک برای نحویون معاصر سیبویه و شارحان پس از او تا حدود نیمه دوم سده چهارم بی هیچ دشواری قابل فهم و مورد کاربرد بوده است، چنان­که در شرح الکتاب سیرافی (د: 368 هـ ق.)، از نحویون بغداد، هیچ تعریفی از این واژگان دیده نمی­شود. امّا در مقابل، نحوی بغدادی دیگری در همان عصر، به نام رُمّانى، ابوالحسن على بن عیسى (د: 394 هـ ق.) که در عین حال از متکلّمان معتزلی نیز شمرده می­شود، دفتر نخست بر شرح الکتاب را به تعریف اصطلاحات نحو اختصاص داده است. از این کتاب که الحدود خوانده می­شود، تنها دو نگارش خلاصه و مفصّل از سیوطی و یاقوت به جای مانده است. این کتابها اخیراً تصحیح شده­اند. محمّد مبارک در پژوهش خود، درباره رمّانی، فهرستی از اصطلاحات تعریف­شده رمّانی و برخی از آن تعاریف را آورده است. قابل ذکر آنکه از 89 اصطلاح تعریف­شده رمّانی در الحدود، 18 اصطلاح در واژگان الکتاب وجود ندارد. برخی از آنها نیز به مفاهیم کلّی مربوط می­شوند، مانند: مجاز، حقیقت، استعاره، فائده و...، برخی نیز به روش کار مربوط­اند: برهان، حکم، مرتبه، ضرورت، مطلق، غنی، مقیّد، نقیض، تمیز و اصطلاحاتی مربوط به تک­واژشناسی مانند: مرکّب، ماده، مناسبت. وجود این اصطلاحات جدید در اثری که برای نخستین بار، دو قرن پس از الکتاب، به تعریف اصطلاحات نحوی می پردازد ما را به مقایسه واژگان سیبویه با اصطلاحات نحویون پس از او متمایل می­سازد.

تاکنون اثر کاملی در نحو، به اهمّیت الکتاب به دست ما نرسیده است. از این رو، اطّلاع دقیق از اصطلاحات نحوی دوره­های پس از سیبویه، غیر ممکن است، امّا می­توان کاری مشابه اصطلاح­نامه پایان کتاب ترجمه وتصحیح الفیه ابن­مالک، اثر آنتوان گاگویه، انجام داد.[10] این واژه نامه از کامل­ترین واژه نامه­هایی است که در اختیار ما قرار دارد زیرا دارای تمام اصطلاحات ذکر شده در چهار واژه نامه­ای است که در اختیار ما قرار دارد: Machuel, Louis Pierre, Vocabulaire des principaux termes techniques de la grammaire arabe, Tunis, Société anonyme de l’Impr. rapide, 1908. - التصریف، زنجانی؛ - عوامل، جرجانی؛ - مقدّمه، ابن آجرّوم. از این کتابها به ترتیب، 763، 241، 156 و 159 واژه آمده است. بسیاری از واژگان الکتاب در فهرست گاگویه وجود ندارد. این امر، مسلّماً به دلیل افتادگی چاپی یا ویراستاری نیست، بلکه نشانه جامع نبودن پژوهش و به احتمال قوی مربوط به نحویون پس از سیبویه است که آثار ایشان هنوز منتشر نشده و یا گاگویه از آن بی­اطّلاع بوده است. از طرفی در فهرست گاگویه اصطلاحاتی وجود دارد که در واژگان الکتاب نیست و این به دلیل عدم کاربرد آنها نزد سیبویه است. فهرست واژه­های جدید گاگویه را می­توان در پنج مقوله دسته­بندی کرد:

1. مفاهیم کلّی؛

الف ـ زبان و گفته (= منطوق): مجاز، حقیقت، تضمین، استطراد، استعراض، افاده، التفات، نثر، منطوق، نظم.

ب ـ اسم: آلت، مؤسّس، جنس، مترادف، مزدوج، مستوی، معنا، عین، فرد، تفضیل.

ج ـ فعل: آینده، مجهول، حسّ، حاضر/ حال، شروع، غابِر، معروف/ معلوم، مقاربه، قاصر، قلب، لازم، انشاء، تبرئه، جهد/ جهود، حصر، تحقیق، ترتیب، تزئین، سلب، تَضَجُّر، تعقیب، اِغراء، مُفاجَئَه، تفدیه، الصاق، نشر، توقّع.

2. اصطلاحات مربوط به روش تأویل، اباحه، حدّ، حکم، رتبه، مرخّص، تسامح، صریح، مُصَوِّغ، ضابطه، مطلق، استغراق، اِفتِقار، استقراء، مقارن، اقتضاء، قاعده، مقَیّد، مناسبه/ تناسب، تنصیص، نقیض.

3. اصطلاحات نحوی جمله، محلّ، دعامه، رابط، مرتبط، راجع، سَبک، شمول/ اشتمال، عاری، عکس، عماد، عائِد، تمییز، نزع، تنازع، ناصح، نسق، تناسق، نائِب، توارُد، استَوفی.

4. اصطلاحات صرفی اصل، بارز، بسیط، مجرّد، اجوف، مرکّب، مستتر، منشعب، اصمّ، مطابق، مُعَرّا، مُتَفَرِّع، مفروق، مقابله، مقرون، مُقتَضَب، مستکینّ، لَفیف، مثال، ناقص، وِقایه.

5. اصطلاحات آواشناسی اندامهای تولید آوا: اسله/ ذلق و ذولق، جوف، حنجره، شَجر، لثه، لَهاه، نِطع اینها اصطلاحاتی هستند که پس از مقایسه واژگان الکتاب با واژه­نامه گاگویه به دست آمده­اند. برخی از این اصطلاحات مانند آنهایی که مربوط به آواشناسی­اند، به واژگان نحویون پیش از سیبویه تعلّق دارند و از کتابهایی غیر از الکتاب به دست ما رسیده­اند.

برخی دیگر از واژه­ها، اصطلاحات کوفی است که در سده چهارم هجری، توسّط نخستین نسل از نحویون بغداد که این دو شیوه را به هم آمیختند، به واژگان بصری وارد شده­اند.[11] سایر واژه­ها نیز در سده چهارم هجری، توسّط دومین نسل از نحویون بغداد ـ که در عین حال از فیلسوفان ممتاز معتزلی بودند ـ از کلام وارد نحو شده­اند.

به کمک واژه­نامه گاگویه می­توان اصطلاحاتی را که در الکتاب وجود ندارد و نمی­توان دانست برای نخستین بار در چه تاریخی و توسّط کدام نحوی وارد شده است تشخیص داد. باید افزود، این نمایه هرچند نمایه­ای از واژه­های الکتاب است امّا، به دلایل عملی، ممکن نیست شامل همه واژه­هایی شود که در این کتاب وجود دارد. به همین خاطر لازم بود محدودیتی را اعمال کرد، محدودیتی که باید اذعان داشت تا حدودی گزینشی بوده است. در اصل، مدخلهای نمایه، تا 60 بار در متن به کار رفته­اند و این موضوع درباره 1559 واژه از 1823 واژه موجود در الکتاب صدق می­کند. در پایان نمایه، فهرست آیات مورد استفاده در الکتاب نیز ذکر شده است. سرانجام آنکه، نمایه واژگان الکتاب، گذشته از اهمّیت بسیار آن برای پژوهشگران تاریخ دستور زبان عربی، برای متن­شناسان و واژه­شناسان متون عربی ـ اسلامی نیز مفید فایده است؛ زیرا الکتاب، از نخستین آثار نثر فنّی و در عین حال قدیمی زبان عربی به شمار می­رود، اثری که بیش از هزار و دویست سال پیش نگاشته شده است.

(2)

کتاب Sibawayhi Les Voies de la transmission du Kitab de( روشهای انتقال الکتاب سیبویه) نوشته ژنه­وی­یِو هومبر است که در سال 1995م. از سوی انتشارات بریل )لیدن/ نیویورک) در 374 + بیست و یک صفحه منتشر شده است.

این کتاب از یک مقدّمه کوتاه، هشت فصل و یک ضمیمه تشکیل شده است. نویسنده در فصل نخست با عنوان بازگشت به منابع، در چهار بخش از سیبویه، صاحب نظران در الکتاب، آغاز نسخه‌برداری از الکتاب و دست­نوشته­های موجود از این اثر سخن گفته است. وی در بخش چهارم این فصل نسخه­های خطّی الکتاب را به نسخه­های تاریخ­دار یا قابل سالیابی، نسخه­های بی­تاریخ، و سایر سخه­ها تقسیم کرده است، و در ادامه به بررسی مکان کتابت این نسخه­ها پرداخته است. فصل دوم این کتاب به تصحیح الکتاب اختصاص یافته است و نویسنده در این فصل ابتدا نسخه اساس در تصحیح درن­بورگ و تصحیح مصر را بررسی کرده است و سپس نسخه A در تصحیح درن­بورگ را اساس همه تصحیحها دانسته و از برتری تصحیح درن­بورگ سخن به میان آورده است.

نویسنده در فصل سوم با عنوان الکتاب در نسخه­ها، در چهار بخش به بررسی مسائلی چون دیباچه­ها و یادداشتهای کاتب، یادداشتهای حواشی، نسخه­بدلها، شواهد شعری، اصطلاحات، و... پرداخته است. فصل چهارم به بررسی کتاب ابوعلی فارسی و مبرّد اختصاص دارد، و در فصل پنجم از دست‌نوشته زمخشری و سنّت نسخه­پردازی او سخن به میان آمده است. فصل ششم و هفتم با عنوان الکتاب در غرب اسلامی، به بررسی دست­نوشته الرباحی، سنّت استنساخ، و دست­نوشته ابن­خروف پرداخته شده، و در فصل هشتم نسخه­های کهن الکتاب معرّفی گردیده است. نسخه قاهره، نسخه سن­پترزبورگ، و نسخه میلان از جمله نسخه­هایی است که در بخشهای سه­گانه این فصل مورد بررسی قرار گرفته­اند.

گفتنی است از آنجا که سیبویه از خود شاگردی برجای نگذاشت تا او کتاب خود را برای حفظ نکات آن به وی بسپارد و آن کتاب را در برابر وی قرائت کند، الکتاب از همان آغاز انتقال با آشفتگیهایی همراه بوده است. با این حال، آن­گونه که در منابع آمده، دو تن از هم­روزگاران سیبویه به انتشار الکتاب همّت گماشتند: قُطرُب (د: 206 هـ ق.)، و اخفش (د: 215 هـ ق.). البتّه چنین به نظر می­رسد اخفش بیش­تر مورد وثوق منابع بوده است، و او که از نظر سنّی بزرگ­تر از سیبویه بود پس از مرگ سیبویه نسخه­ای از الکتاب را فراهم کرد، و شماری از نحویان شناخته­شده آن روزگار الکتاب را نزد او خواندند. از این عدّه می­توان به کسائی (د: 189 هـ ق.)، پیشوای مکتب کوفی، و نیز جَرمی (د: د: 225 هـ ق.)، و مازنی (د: 248 هـ ق.)، پیرو مکتب بصری اشاره کرد. پس از این دو، مبرّد (د: 286 هـ ق.)، به فراگیری نحو نزد مازنی پرداخت و همچون استاد خود با گرایش به قدرت سیاسی وقت، به دعوت فتح بن خاقان راهی سامراء شد، و سپس مورد توجّه طاهریان قرار گرفت. مبرّد پس از مدّتی یکی از نام­آورترین نحویان روزگار خود شد و استاد نحو در بغداد گردید.

آنچه هم­اینک درباره چگونگی نسخه­برداری از الکتاب می­دانیم، بیشتر به دوران پس از مبرّد مربوط می­شود، و در مورد نسخه­برداری ­از الکتاب پیش از او آگاهیهای ما بسیار اندک است.

در ضمیمه این اثر فهرستی از نسخه­های خطّی الکتاب در پنج بخش ارائه شده است. این پنج بخش عبارت­اند از: نسخه­های کهن، نسخه­های سده میانه شرقی، نسخه­های سده میانه غربی، نسخه­های متأخّر نزدیک به دست­نوشته چروم، و نسخه­های متأخّر مشابه دست­نوشته استانبول. فهرست این نسخه­ها عبارت­اند از:

الف ـ نسخه­های کهن

1. 1A: نسخه میلان: کتابخانه آمبروزیانا، X56sup. ؛

2. 1B: نسخه قاهره: دارالکتب، نحو، م 139 (بخش دوم)؛

3. 1C: نسخه قاهره: دارالکتب، نحو، م 139 (بخش اوّل)؛

4. 1D: نسخه صنعا: مکتوبات المتوکّلیه، نحو، 170؛

5. 1E: نسخه سن­پترزبورگ: کتابخانه سالتیکوف شچدرین، 161؛

6. 1F: نسخه برلین: کتابخانه ایالتی، Mq. 602.

نویسنده بر این باور است که این شش نسخه بسیار کهن، تا به امروز مورد توجّه محقّقان قرار نگرفته است، در حالی که این نسخه­ها با توجّه به قدمت آنها شایسته توجّه بوده­اند؛ به­ویژه آنکه این نسخه­ها نسبت به دست­نوشته­های سده میانه دست­خوردگی کمتری دارند. در ادامه این گفتار به معرّفی سه نسخه از این نسخه­ها خواهیم پرداخت. البتّه باید یادآوری کرد که مقابله این نسخه­ها با یکدیگر تقریباً ناممکن است؛ زیرا اغلب پاره­نسخه­اند:

ـ نسخه قاهره

پاره­نسخه الکتاب که به شماره «نحو، م 139» در دارالکتب قاهره نگهداری می­شود، دست‌نوشته­ای است که به تاریخ محرّم 351 هـ ق. از سوی اسماعیل بن احمد بن ابی­خلف برای خود کتابت کرده است. این نسخه بر روی کاغذ نوشته شده و اندازه آن 160×270 م­م. در حاشیه این نسخه یادداشت مقابله­ای دیده می­شود که نشان می­دهد این نسخه با رونوشتی از نسخه زجّاج مقابله شده است.

ـ نسخه سن­پترزبورگ

این نسخه نسبت به نسخه دیگر موجود در کتابخانه سن­پترزبورگ کهن­تر است و در تصحیح درن­بورگ مورد استفاده قرار گرفته است (دست­نوشتهC ). این نسخه که افتادگیهایی دارد، بر روی کاغذ نوشته شده و اندازه آن 255× 170م­م. و دارای 386 برگ و فاقد برگ­شمار است و در تاریخ 21 محرّم 547 هـ ق. به قلم محمّد بن یوسف بن علی غزنوی کتابت شده است. کاتب ادّعا می­کند نسخه الگوی او نسخه­ای به تاریخ سلخ جمادی الأوّل 389 هـ ق. بوده است که آن را علی بن زید بن احمد قاسانی، شاگرد ابن­جنّی، نزد استادش خوانده است. از ویژگیهای نسخه سن­پترزبورگ، حاشیه­های فراوان آن است، به طوری که این حاشیه­ها خواندن کتاب را دشوار ساخته است. این حاشیه­ها یادداشتها و تعلیقاتی از مبرّد، زجّاج، ابوعلی فارسی و دیگران را دربردارد. این حاشیه­ها جدای از حاشیه­هایی است که با نشان «ح» و «مح» مشخّص شده­اند. افزون بر این تعلیقات بلند حاشیه داخلی، گاه یادداشتهای کوتاه و بی­نامی دیده می­شود که اغلب با کلمه «یعنی» آغاز شده­اند. این یادداشتها مفهوم یا تعبیر کلمه­ای از الکتاب است. گاه نیز جملاتی را کاتب اضافه کرده که با کلمه «زیاده» آغاز می­شود.

ـ نسخه میلان

این نسخه به شماره X56sup. در کتابخانه آمبروزیانای میلان نگهداری می­شود، و اگرچه فاقد تاریخ و مکان کتابت و نام کاتب است، امّا با توجّه به ویژگیهای نسخه­شناسی و خط­شناسی می­توان مکان و تاریخ آن را نیمه نخست سده پنجم در قیروان دانست. این نسخه به کمک دو نسخه، یکی از رباحی و اوجعفر نحّاس غلط­گیری شده است. از این نسخه چندین بند و یک صفحه کامل (60 پ) پاک شده است. همه برگهای نسخه میلان بر روی پوست نوشته شده و اندازه آن190 × 290 م­م. و تعداد سطرهای آن 19 تا 21 سطر است که گاه به 24 سطر هم می­رسد و این تفاوت سطرهای هر صفحه نشانگر آن است که کاتب از مسطر و یا ابزارهای سطراندازی استفاده نمی­کرده است. تقریباً در هر صفحه سطری سفید وجود دارد که دلیل آن نامشخّص است. موزرل (Muzerelle) آن را نشانه پایان صفحه می­داند.

ب ـ نسخه­های سده­های میانه شرقی

  1. :2A نسخه استانبول، کتابخانه ملّت فیض­اللّه، 2016؛
  2. :2B نسخه صنعا، مکتبه البیت الوزیر، 7؛
  3. :2C نسخه چروم، کتابخانه خلق، عمومی اصول، 2562-5؛
  4. :2D نسخه استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حمیدیه،1326؛

ج ـ نسخه­های سده‌های میانه غرب اسلامی

  1. :2E پاریس، کتابخانه ملّی،arabe 6499 ؛
  2. :2F رباط، کتابخانه عمومی، 0082 (جلد اوّل و دوم)؛
  3. :2G پاریس، کتابخانه ملّی، arabe 5068 ؛
  4. :2H استانبول، کتابخانه سلیمانیه، جاراللّه، 1963 (بخش اوّل)؛
  5. :2I استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ینی­جامع، 1105؛
  6. :2J استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ینی­جامع، 1106؛
  7. :2K استانبول، کتابخانه ملامراد،1717؛
  8. :2L پاریس، کتابخانه ملّی، arabe 5280 ؛
  9. :2M تونس، المکتبه الأحمدیه،3966؛
  10. :2N استانبول، کتابخانه سلیمانیه، جاراللّه،1963 (بخش دوم)؛
  11. :2O اسکوریال، کتابخانه دل­ رآل موناستر دوسن ­لورنزو، arabe 1؛
  12. :2P استانبول، کتابخانه سلیمانیه، شهیدعلی، 2499؛
  13. :2Q استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ینی­جامع، 1103-4، جاراللّه، 1964؛
  14. :2R رباط، کتابخانه عمومی، اوقاف، 0426؛
  15. :2S استانبول، کتابخانه سلیمانیه، شهیدعلی، 2498؛
  16. :2T استانبول، کتابخانه کوپرولو، 1500؛

د ـ نسخه­های متاخّر نزدیک به 2C

  1. :Ca پاریس، کتابخانه ملّی، arabe 3987؛
  2. :Cb استانبول، کتابخانه سلیمانیه، فاتح، 5062؛
  3. :Cc استانبول، کتابخانه سلیم­آغا، 1182؛
  4. :Cd استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ایاصوفیا،4573 ؛
  5. :Ce استانبول کتابخانه سلیمانیه، ایاصوفیا،4575 ؛
  6. :Cf استانبول، کتابخانه سلیمانیه، رئیس الکتّاب،1062؛
  7. :Cg استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ایاصوفیا،5474 ؛
  8. :Ch استانبول، کتابخانه نورعثمانیه، 4628؛
  9. :Ci استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حالت­افندی،466 ؛
  10. :Cj استانبول، کتابخانه لالا اسماعیل، 634؛
  11. :Ck استانبول، کتابخانه رجب­پاشا،1375؛
  12. :Cl استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حاجی­بشیر،609 ؛
  13. :Cm استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حمیدیه،1327 ؛
  14. :Cn استانبول، کتابخانه رجب­پاشا، 1376 ؛
  15. :Co استانبول، کتابخانه نورعثمانیه،4626 ؛
  16. :Cp استانبول، کتابخانه نورعثمانیه،4627 ؛
  17. :Cq استانبول، کتابخانه دانشگاه استانبول،A3221؛

هـ ـ نسخه­های متأخّر شبیه به نسخه 2D

  1. :Da استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حکیم اوغلو،897 ؛
  2. :Db استانبول، کتابخانه بایزید، ولی­الدین،3027 ؛
  3. :Dc استانبول، کتابخانه سلیمانیه، رئیس الکتاب،1061 ؛
  4. :Dd استانبول، کتابخانه نورعثمانیه، 4525؛
  5. :De استانبول، کتابخانه سلیمانیه، لاله­لی،3484 ؛




[2].cf: H. Dernbourg, Opuscules d’un arabisant,Paris, 1905.

[3].احمد راتب التفّاح، بیروت،1970م.

[4]. خدیجه الحدیثی، بغداد، 1965م.

[5]. این آمار امکان برخی ملاحظات در زمینه­های مختلف واژگان کتاب را فراهم می­کند. در زمینه افعال: الف ـ بسامد صیغه مجهول 378 بار (221 بار در افعال و 157 بار در مشتقّات فعلی)، در مقابل 591 بار (400 بار در افعال و 191 بار در مشتقّات فعلی)؛ ب ـ بسامد وجه­های مشتق 863 بار در برابر وجه­های بسیط 558 بار؛ ج ـ تکرار وجه­های مشتق بدین ترتیب است: باب تفعیل (210)، باب افعال (206)، باب افتعال (144)، باب استفعال (83)، مفاعله (63)، انفعال (39)، تفاعل (31)؛ د ـ صورت جمع: 124 بار و صورت مفرد 626 بار.

[6].Gustav Jahn, Sîbawaihi's Buch über die Grammatik. Übers. und erläutert,Berlin, 1895-1900.

[7].Merx, Adalbert, Historia artis grammaticae apud Syros, Leipzig, 1889.

[8].Renou, L., Terminologie grammatical du Sanskrit, Paris, 1942.

[9].ﻧﮑ: ابوطیب لغوی، مراتب النحویین، تحقیق ابو الفضل ابراهیم، قاهره، 1950م، 101-102.

[10]. Goguyer, Antoin, La ’Alfiyyah d’Ibnu-Malik: suivie de  la Lâmiyyah du même auteur / avec traduction et notes en francais et un  lexique des termes techniques, Beyrouth, 1888.

[11].درباره نحویون بغداد ﻧﮑ: Gérard Troupeau,  ‘La grammaire à Bagdad du ixe au xiiie siècle’, dans Arabica, ix (1962), pp. 397-405.

 

  نظرات ()
دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱

 

 

سیّدمحمّدحسین مرعشی

 (1)

کتاب Lexique-index du "Kitāb" de Sībawayhi (نمایه واژگان الکتاب سیبویه)، اثر ژرار تروپو، چاپ گراد، پاریس، Klincksieck، در سال 1976، در 262 صفحه، منتشر شده است.

 این کتاب، همان­طور که از نام آن پیداست، کتابی مستقلّ نیست. سوای مقدّمه نویسنده، سراسر کتاب نمایه­نامه­ای است از الکتاب سیبویه، نمایه­ای از واژگان و اصطلاحاتی که سیبویه برای توصیف و تحلیل نکات دستور زبان عربی در این کتاب به کار گرفته است. البتّه کلماتی که از شواهد زبان متداول زمان خود اخذ کرده و یا کلماتی که از آیات قرآن و یا از اشعار عربی گرفته شده، در این نمایه نیامده است. بخش عمده نمایه­های کتاب، اصطلاحات نحوی الکتاب است. پس از آن نامهای خاص: نام دستورنویسان و اهل بلاغت؛ نام شاعران؛ نام کشورها و قومها؛ شاهدهای قرآنی که در آن کتاب به کار رفته است و در پایان، تطبیق نمایه­ها.

 مؤلّف، در مقدّمه خود، ابتدا به پیشینه پژوهش درباره الکتاب می­پردازد:

تصحیح الکتاب، بسیار پیش از این، در سال 1881 آغاز شده بود. هارتویگ درن­بورگ (Hartwing Derenbourg) به عنوان نخستین مصحّح کتاب، آن­گونه که در مقدّمه­ جلد دومِ تصحیح خود آورده، در نظر داشته «ابتدا مقدّمه­ای انتقادی،  سپس واژگانی که هم کلّ کتاب را شامل شود و هم جزئیات را در برگیرد، پس از آن فهرست فصلها و سه جدول الفبایی برای نامهای خاص، آغاز بیتهای شعرها، اصطلاحات تخصّصی و صورتهای صرفی» فراهم آورد. او همچنین در نظر داشت، نمایه­های مشترک برای چاپ الکتاب به زبان اصلی و برای ترجمه­ آن به زبان آلمانی فراهم آورد.[2] درن­بورگ پیش از تحقّق برنامه­هایش برای الکتاب، درگذشت.

الکتاب دو چاپ دیگر نیز دارد. یکی در کلکته (1887 م.) و دیگری در بولاق (1898م.) که هیچ‌کدام دارای نمایه نیست. طبیعی است که نبود نمایه­ها، مراجعه به قدیم­ترین و با ارزش­ترین کتاب دستور زبان عربی را دشوار و در برخی موارد غیر ممکن می­سازد. البتّه در نیمه دوم سده بیستم، کتابهایی به زبان عربی انتشار یافت که دستیابی به الکتاب را ممکن­تر ساخته است: یکی از این کتابها، فهرست شواهد سیبویه[3] است که می­توان آن را نمایه شواهد ادبی الکتاب خواند. در صفحات 58 تا 158 این کتاب، قافیه­های شعرهای نقل شده در کتاب سیبویه به ترتیب الفبایی مرتّب شده­اند. کتاب دیگر، أبنیه الصرف فی کتاب سیبویه[4] است که بیشتر به موضوع صرف در اندیشه سیبویه پرداخته، بدین قرار، همه مشتقّات به کار رفته در کتاب را استخراج، و سپس دسته­بندی کرده است. به عقیده مؤلّف، الکتاب نیاز به نمایه­هایی داشت تا علاوه بر سهولت دستیابی به محتوای کتاب، بررسی اندیشه­های دستوری سیبویه را نیز ممکن سازد. از این رو، ژرار تروپو در این کتاب کوشیده است با گردآوری نمایه­های گوناگون: نامهای کسان، جایها، آیه­ها، شعرها، اصطلاحات تخصّصی و غیرتخصّصی، اجزای سازنده زبانی را فراهم آورد که سیبویه با آنها می­اندیشیده و سخن می­گفته است. و برای آشنایی دقیق­تر خواننده با سطح زبان­شناسانه کار به ترجمه واژگان سیبویه به زبان فرانسه پرداخته است. در نمایه الکتاب، معنی یا معانی متفاوت هر واژه و نیز حوزه معنایی آن به‌اختصار آمده، متضاد یا مترادف واژگان نیز پس از معنی آورده شده است. بدین منظور همه کلمات سیبویه در الکتاب، به غیر از ضمایر (شخصی، ربطی، اشاره، سؤالی و نامعیّن) گردآوری شده­اند. واژه­هایی با 1823 مشتق از 600 ریشه (جالب توجّه آنکه تنها چهار ریشه آن رباعی است)؛5 همه آیه­ها و شعرهایی که برای بیان نظراتش شاهد می­آورد؛ همه لغاتی که برای توصیف و تحلیل دستور زبان عربی مورد استفاده قرار می­دهد.

ریشه­یابی واژگان دستوری در زبان عربی، برای شرق­شناسان و نیز تئوریهای مختلف زبان‌شناختی که در دهه­های اخیر تا حدودی پیشرفت کرده است، اهمّیت بسیار دارد. همان­گونه که می­دانیم، دستور زبان عربی، به­ویژه از منظر سیبویه در الکتاب، با دستور زبان یونانی ـ لاتینی و زبان­شناسی مدرن، عمیقاً متفاوت است. از این رو، ترجمه واژه­های دستوری، از جنبه مفهوم کلّی و روش، مشکل ظریفی به وجود می­آورد. به نظر نمی­رسد بتوان برای واژگان دستوری عربی، در واژه­ها و اصطلاحات سنّتی، در واژگان گرامری زبانهای غربی، با رویکرد زبان‌شناختی کنونی، معادل دقیق یافت. به عبارت روشن­تر، نظام دستور زبانهای لاتین، با نظام دستوری عربی کاملاً بیگانه است. برای مثال، واژگانی چون «فاعل»، «مفعول»، «معلوم»، «مجهول»، «معرفه»، «نکره»، «اِعراب»، «تصریف»، «ضمیر»، «صفت»، «حرف» و «حرکت» در نظام دستور زبان عربی را نمی­توان معادل واژه­های متناظر آنها در زبانهای لاتین قرار داد، برای نمونه، زبان فرانسه:Suet, objet, actif, passif, détermination, indétermination, declinaison, conjugaison, pronom, adjective, consonne, voyelle. چنین برابرگذاری، سبب به هم ریختن و نامفهوم شدن دستور زبان عربی می­شود.

به عقیده تروپو برای نشان دادن ناتوانی برابریابی در اصطلاحات آلمانی نیز، می­توان به ترجمه گوستاو یان از الکتاب مراجعه کرد.6 برای پیشگیری از این تغییر معنایی و نیز پرهیز از جعل واژگانی جدید، به نظر می­رسد بهتر است اصطلاحات عربی را با حفظ معنای ریشه­شناختی و کاربرد دستوری آن ترجمه کنیم. تروپو، به اختصار، به مقایسه واژگان الکتاب با اصطلاحات زبان­شناختی در دیگر زبانها می پردازد: آ. مرکس/ A. Merx برای نخستین بار این نظر را مطرح کرد که متخصّصان دستور زبان پیشین عربی، برخی مفاهیم کلّی را از منطق ارسطویی اتّخاذ کرده­اند، برای نمونه مفاهیمی از قبیل: تقسیم گفتار به سه بخش «اسم»، «فعل» و «حرف» و نیز مفاهیم «ظرف»، «حال» و «خبر» از معادلهای یونانی خود گرفته شده­اند.7 اما ظاهراً ارسطو در رساله فنّ شعر (فنّ خطابه/ بوطیقا)، گفتار را به هفت بخش تقسیم کرده است، نه به سه بخش. و لازم به یاددآوری نیست که این رساله و اصطلاحات آن، دو سه قرن پس از الکتاب ـ سده­های چهارم و پنجم ق ـ به عربی ترجمه شده­اند. از طرفی مفاهیم کلماتی مانند فعل و حرف در زبان عربی، با مفاهیم verbe و conjunction در زبان یونانی قابل تطبیق نیستند. در واقع، تأثیری از منطق ارسطویی بر واژگان دستوری سیبویه مشاهده نمی­شود. در مورد زبان سریانی نیز آ. مرکس به­روشنی نشان داده که نظام دستور زبان سریانی قدیم، همان نظام دستوری یونانی است. برخی از آثار آنها مانند دستور زبان دنیس دو تراس (Denys de Thrace) در همان دوران تألیف، به زبان سریانی ترجمه شده است. البتّه شباهتهایی میان واژگان سریانی و عربی در حوزه آواشناسی وجود دارد. این اصطلاحات ممکن است با اصطلاحاتی که سیبویه برای «حرکت»­های لب و زبان هنگام تولید مصوّتها در الکتاب آورده، به گونه­ای ارتباط داشته باشد: - «فتح» و «نصب» برای مصوّت « ـَ »؛

- «کسر» و «جرّ» برای مصوّت « ـِ »؛

- «ضمّ» و «رفع» برای مصوّت « ـُ ».

با این همه، وجود چنین شباهتهایی، نشان نفوذ تئوریهای آواشناختی سریانی بر آواشناسی عربی نیست.

نویسندگان مختلفی، از جمله ک. والرز (K. Vollers) در مورد تأثیر زبان سانسکریت بر واژگان سیبویه، در حوزه آواشناسی نظراتی ابراز داشته­اند،[8] امّا با مطالعه این نظریه­ها نمی­توان دلیل قاطعی بر تأثیر ترمینولوژی زبان سانسکریت بر الکتاب یافت.

اگر در پی تأثیر زبانهای غیر عربی بر واژگان الکتاب هستیم، با توجّه به ایرانی بودن نخستین متخصّصان دستور زبان عربی، باید به جانب ایشان نظر داشته باشیم، هرچند از دستور زبان فارسی قدیم چیزی در دست نیست.

در پایان، با توجّه به مسائل یادشده، تنها می­توان چنین اذعان داشت: «واژگان دستور زبان عربی، در کنار دیگر واژگان رشته­های اسلامی، مانند فقه، در نیمه دوم سده دوم هجری در محیطهای عربی ـ ایرانی، دو ابرشهر جنوب عراق، بصره و کوفه، فراهم آمده است».

الکتاب اصطلاح­نامه­ای دستوری از زبان عربی قدیم برای ما فراهم آورده، که مورد استفاده متخصّصان دستور زبان در نیمه دوم سده دوم هجری است. در نبود اثری دستوری معاصر یا پیش از الکتاب، تعیین دقیق سهم سیبویه در فراهم آمدن این واژگان ممکن نیست. عمده این واژگان، به طور قطع مورد استفاده نحویون پیش از او ـ نیمه نخست سده دوم ـ نیز بوده است. افرادی همچون ابوالخطّاب (د: ح150هـ ق.)، عیسی بن عمر (د: 149هـ ق.)، یونس بن حبیب (د: 182هـ ق.) و خلیل بن احمد (د: 175هـ ق.) که استادان سیبویه بوده­اند و او از ایشان بسیار نقل کرده است. در این نقل قولها، سیبویه آموزش و نظرات آنان را به تمام و کمال آورده است. با این همه نمی­توان حتم داشت که این، همه واژگان مورد استفاده نحویون معاصر یا پیش از او باشد. از طرفی الکتاب شامل واژگان خاصّ نحویون کوفه نمی­شود. هیچ کتابی از این گروه به دست ما نرسیده است و هیچ نظری درباره تفاوت واژگان این دو گروه وجود ندارد. با این وجود، تعدادی از واژگان خاصّ نحویون کوفه، در آثاری مانند الإنصاف فی مسائل الخلاف از ابن­انباری (د:577 هـ ق) وجود دارد که نشان­دهنده اختلاف ایشان با نحویون بصره است. اختلافهای میان واژگان این دو گرایش از اهمّیت بسیاری برخوردار است، به طوری که مؤلّفین این آثار، خود را مقیّد به استفاده از نظریات گرایش کوفی می­دانند و در عین حال از واژگان گرایش بصری استفاده می­کنند. زجّاجی (د: 337 هـ ق.) در کتاب الإیضاح که یکی از قدیم­ترین رساله­ها درباره انشعاب این دو مکتب است، به­صراحت این موضوع را بیان داشته است. ابن­ندیم در الفهرست خود، سیاهه عنوانهای 45 فصل از کتاب الحدود فرّاء (د: 207 هـ ق.) مهم‌ترین  نحوی کوفه، را آورده است. در این سیاهه واژه­هایی وجود دارد، مانند «عماد» و«اجراء» که در واژگان الکتاب وجود ندارد. همان­طور که واژه­های متعلّق به واژگان نحویون کوفه در الفهرست وجود ندارد، یا با معنای دیگری آمده است و سجستانی (د: 250 هـ ق.) با استفاده از اصطلاحاتی مانند: «خَفض»، «نَسَق»، «صفت» و «حروف الصفات» به مکتب نحوی بغداد متمایل می­شود. نحویون بصره به جای این کلمات، «جرّ»، «عطف»، «ظرف»، «حروف جرّ» را به کار می­بردند.[9] از طرفی، واژگان الکتاب دارای همه اصطلاحات نحویون بصره، دست­کم در حوزه آواشناسی نیست. در این مورد می­توان به بخشهایی از کتاب العین اثر خلیل بن احمد مراجعه کرد که توسّط شاگردش لیث بن نصر، هم­عصر سیبویه نگاشته شده و در کتاب تهذیب اللغه نوشته ازهری (د: 370 هـ ق.) آمده است.
در این بخشها تعدادی اصطلاح مربوط به آواشناسی وجود دارد که در الکتاب نیامده است. برخی از این اصطلاحات، به اندامهای تولید آوا مربوط می­شوند. واژگانی مانند «اَسَلَه»، ذَلَق/ ذَولَق، عَکَده، غار، لِثَه، نِطع، لَهاه، جوف و.... واژه­های دیگری نیز مانند طلاقه برای توصیف ویژگی حروف عین و قاف، صلابه و کَزازَه برای حرف تاء، اَذلَق (جمع: ذُلق) برای راء، لام و نون، اصمت (جمع: صُمت) برای دیگر حروف، اَجوف (جمع: جوف) برای الف و واو و یاء، و در آخر اصطلاحات دیگری با معانی عام و کلّی آواشناختی مانند نَطَقَ بـ­، منطق، جَرس. واژگان الکتاب دربردارنده همه اصطلاحات مورد استفاده نحویون بصره که خوارزمی (د: پس از 387 هـ ق.) در کتاب مفاتیح العلوم، بخش دوم، فصل اصطلاحات نحو آورده نیست. افزون بر ویژگی ابتدایی بودن اصطلاحات الکتاب، آنچه جای شگفتی دارد آن است که سیبویه هیچ­یک از اصطلاحات مورد استفاده­اش را تعریف نکرده است. لازم به یادآوری نیست که که بخش بزرگی از از این اصطلاح­نامه از واژگان نحویون پیش از اوست و بی­شک برای نحویون معاصر سیبویه و شارحان پس از او تا حدود نیمه دوم سده چهارم بی هیچ دشواری قابل فهم و مورد کاربرد بوده است، چنان­که در شرح الکتاب سیرافی (د: 368 هـ ق.)، از نحویون بغداد، هیچ تعریفی از این واژگان دیده نمی­شود. امّا در مقابل، نحوی بغدادی دیگری در همان عصر، به نام رُمّانى، ابوالحسن على بن عیسى (د: 394 هـ ق.) که در عین حال از متکلّمان معتزلی نیز شمرده می­شود، دفتر نخست بر شرح الکتاب را به تعریف اصطلاحات نحو اختصاص داده است. از این کتاب که الحدود خوانده می­شود، تنها دو نگارش خلاصه و مفصّل از سیوطی و یاقوت به جای مانده است. این کتابها اخیراً تصحیح شده­اند. محمّد مبارک در پژوهش خود، درباره رمّانی، فهرستی از اصطلاحات تعریف­شده رمّانی و برخی از آن تعاریف را آورده است. قابل ذکر آنکه از 89 اصطلاح تعریف­شده رمّانی در الحدود، 18 اصطلاح در واژگان الکتاب وجود ندارد. برخی از آنها نیز به مفاهیم کلّی مربوط می­شوند، مانند: مجاز، حقیقت، استعاره، فائده و...، برخی نیز به روش کار مربوط­اند: برهان، حکم، مرتبه، ضرورت، مطلق، غنی، مقیّد، نقیض، تمیز و اصطلاحاتی مربوط به تک­واژشناسی مانند: مرکّب، ماده، مناسبت. وجود این اصطلاحات جدید در اثری که برای نخستین بار، دو قرن پس از الکتاب، به تعریف اصطلاحات نحوی می پردازد ما را به مقایسه واژگان سیبویه با اصطلاحات نحویون پس از او متمایل می­سازد.

تاکنون اثر کاملی در نحو، به اهمّیت الکتاب به دست ما نرسیده است. از این رو، اطّلاع دقیق از اصطلاحات نحوی دوره­های پس از سیبویه، غیر ممکن است، امّا می­توان کاری مشابه اصطلاح­نامه پایان کتاب ترجمه وتصحیح الفیه ابن­مالک، اثر آنتوان گاگویه، انجام داد.[10] این واژه نامه از کامل­ترین واژه نامه­هایی است که در اختیار ما قرار دارد زیرا دارای تمام اصطلاحات ذکر شده در چهار واژه نامه­ای است که در اختیار ما قرار دارد: Machuel, Louis Pierre, Vocabulaire des principaux termes techniques de la grammaire arabe, Tunis, Société anonyme de l’Impr. rapide, 1908. - التصریف، زنجانی؛ - عوامل، جرجانی؛ - مقدّمه، ابن آجرّوم. از این کتابها به ترتیب، 763، 241، 156 و 159 واژه آمده است. بسیاری از واژگان الکتاب در فهرست گاگویه وجود ندارد. این امر، مسلّماً به دلیل افتادگی چاپی یا ویراستاری نیست، بلکه نشانه جامع نبودن پژوهش و به احتمال قوی مربوط به نحویون پس از سیبویه است که آثار ایشان هنوز منتشر نشده و یا گاگویه از آن بی­اطّلاع بوده است. از طرفی در فهرست گاگویه اصطلاحاتی وجود دارد که در واژگان الکتاب نیست و این به دلیل عدم کاربرد آنها نزد سیبویه است. فهرست واژه­های جدید گاگویه را می­توان در پنج مقوله دسته­بندی کرد:

1. مفاهیم کلّی؛

الف ـ زبان و گفته (= منطوق): مجاز، حقیقت، تضمین، استطراد، استعراض، افاده، التفات، نثر، منطوق، نظم.

ب ـ اسم: آلت، مؤسّس، جنس، مترادف، مزدوج، مستوی، معنا، عین، فرد، تفضیل.

ج ـ فعل: آینده، مجهول، حسّ، حاضر/ حال، شروع، غابِر، معروف/ معلوم، مقاربه، قاصر، قلب، لازم، انشاء، تبرئه، جهد/ جهود، حصر، تحقیق، ترتیب، تزئین، سلب، تَضَجُّر، تعقیب، اِغراء، مُفاجَئَه، تفدیه، الصاق، نشر، توقّع.

2. اصطلاحات مربوط به روش تأویل، اباحه، حدّ، حکم، رتبه، مرخّص، تسامح، صریح، مُصَوِّغ، ضابطه، مطلق، استغراق، اِفتِقار، استقراء، مقارن، اقتضاء، قاعده، مقَیّد، مناسبه/ تناسب، تنصیص، نقیض.

3. اصطلاحات نحوی جمله، محلّ، دعامه، رابط، مرتبط، راجع، سَبک، شمول/ اشتمال، عاری، عکس، عماد، عائِد، تمییز، نزع، تنازع، ناصح، نسق، تناسق، نائِب، توارُد، استَوفی.

4. اصطلاحات صرفی اصل، بارز، بسیط، مجرّد، اجوف، مرکّب، مستتر، منشعب، اصمّ، مطابق، مُعَرّا، مُتَفَرِّع، مفروق، مقابله، مقرون، مُقتَضَب، مستکینّ، لَفیف، مثال، ناقص، وِقایه.

5. اصطلاحات آواشناسی اندامهای تولید آوا: اسله/ ذلق و ذولق، جوف، حنجره، شَجر، لثه، لَهاه، نِطع اینها اصطلاحاتی هستند که پس از مقایسه واژگان الکتاب با واژه­نامه گاگویه به دست آمده­اند. برخی از این اصطلاحات مانند آنهایی که مربوط به آواشناسی­اند، به واژگان نحویون پیش از سیبویه تعلّق دارند و از کتابهایی غیر از الکتاب به دست ما رسیده­اند.

برخی دیگر از واژه­ها، اصطلاحات کوفی است که در سده چهارم هجری، توسّط نخستین نسل از نحویون بغداد که این دو شیوه را به هم آمیختند، به واژگان بصری وارد شده­اند.[11] سایر واژه­ها نیز در سده چهارم هجری، توسّط دومین نسل از نحویون بغداد ـ که در عین حال از فیلسوفان ممتاز معتزلی بودند ـ از کلام وارد نحو شده­اند.

به کمک واژه­نامه گاگویه می­توان اصطلاحاتی را که در الکتاب وجود ندارد و نمی­توان دانست برای نخستین بار در چه تاریخی و توسّط کدام نحوی وارد شده است تشخیص داد. باید افزود، این نمایه هرچند نمایه­ای از واژه­های الکتاب است امّا، به دلایل عملی، ممکن نیست شامل همه واژه­هایی شود که در این کتاب وجود دارد. به همین خاطر لازم بود محدودیتی را اعمال کرد، محدودیتی که باید اذعان داشت تا حدودی گزینشی بوده است. در اصل، مدخلهای نمایه، تا 60 بار در متن به کار رفته­اند و این موضوع درباره 1559 واژه از 1823 واژه موجود در الکتاب صدق می­کند. در پایان نمایه، فهرست آیات مورد استفاده در الکتاب نیز ذکر شده است. سرانجام آنکه، نمایه واژگان الکتاب، گذشته از اهمّیت بسیار آن برای پژوهشگران تاریخ دستور زبان عربی، برای متن­شناسان و واژه­شناسان متون عربی ـ اسلامی نیز مفید فایده است؛ زیرا الکتاب، از نخستین آثار نثر فنّی و در عین حال قدیمی زبان عربی به شمار می­رود، اثری که بیش از هزار و دویست سال پیش نگاشته شده است.

(2)

کتاب Sibawayhi Les Voies de la transmission du Kitab de( روشهای انتقال الکتاب سیبویه) نوشته ژنه­وی­یِو هومبر است که در سال 1995م. از سوی انتشارات بریل )لیدن/ نیویورک) در 374 + بیست و یک صفحه منتشر شده است.

این کتاب از یک مقدّمه کوتاه، هشت فصل و یک ضمیمه تشکیل شده است. نویسنده در فصل نخست با عنوان بازگشت به منابع، در چهار بخش از سیبویه، صاحب نظران در الکتاب، آغاز نسخه‌برداری از الکتاب و دست­نوشته­های موجود از این اثر سخن گفته است. وی در بخش چهارم این فصل نسخه­های خطّی الکتاب را به نسخه­های تاریخ­دار یا قابل سالیابی، نسخه­های بی­تاریخ، و سایر سخه­ها تقسیم کرده است، و در ادامه به بررسی مکان کتابت این نسخه­ها پرداخته است. فصل دوم این کتاب به تصحیح الکتاب اختصاص یافته است و نویسنده در این فصل ابتدا نسخه اساس در تصحیح درن­بورگ و تصحیح مصر را بررسی کرده است و سپس نسخه A در تصحیح درن­بورگ را اساس همه تصحیحها دانسته و از برتری تصحیح درن­بورگ سخن به میان آورده است.

نویسنده در فصل سوم با عنوان الکتاب در نسخه­ها، در چهار بخش به بررسی مسائلی چون دیباچه­ها و یادداشتهای کاتب، یادداشتهای حواشی، نسخه­بدلها، شواهد شعری، اصطلاحات، و... پرداخته است. فصل چهارم به بررسی کتاب ابوعلی فارسی و مبرّد اختصاص دارد، و در فصل پنجم از دست‌نوشته زمخشری و سنّت نسخه­پردازی او سخن به میان آمده است. فصل ششم و هفتم با عنوان الکتاب در غرب اسلامی، به بررسی دست­نوشته الرباحی، سنّت استنساخ، و دست­نوشته ابن­خروف پرداخته شده، و در فصل هشتم نسخه­های کهن الکتاب معرّفی گردیده است. نسخه قاهره، نسخه سن­پترزبورگ، و نسخه میلان از جمله نسخه­هایی است که در بخشهای سه­گانه این فصل مورد بررسی قرار گرفته­اند.

گفتنی است از آنجا که سیبویه از خود شاگردی برجای نگذاشت تا او کتاب خود را برای حفظ نکات آن به وی بسپارد و آن کتاب را در برابر وی قرائت کند، الکتاب از همان آغاز انتقال با آشفتگیهایی همراه بوده است. با این حال، آن­گونه که در منابع آمده، دو تن از هم­روزگاران سیبویه به انتشار الکتاب همّت گماشتند: قُطرُب (د: 206 هـ ق.)، و اخفش (د: 215 هـ ق.). البتّه چنین به نظر می­رسد اخفش بیش­تر مورد وثوق منابع بوده است، و او که از نظر سنّی بزرگ­تر از سیبویه بود پس از مرگ سیبویه نسخه­ای از الکتاب را فراهم کرد، و شماری از نحویان شناخته­شده آن روزگار الکتاب را نزد او خواندند. از این عدّه می­توان به کسائی (د: 189 هـ ق.)، پیشوای مکتب کوفی، و نیز جَرمی (د: د: 225 هـ ق.)، و مازنی (د: 248 هـ ق.)، پیرو مکتب بصری اشاره کرد. پس از این دو، مبرّد (د: 286 هـ ق.)، به فراگیری نحو نزد مازنی پرداخت و همچون استاد خود با گرایش به قدرت سیاسی وقت، به دعوت فتح بن خاقان راهی سامراء شد، و سپس مورد توجّه طاهریان قرار گرفت. مبرّد پس از مدّتی یکی از نام­آورترین نحویان روزگار خود شد و استاد نحو در بغداد گردید.

آنچه هم­اینک درباره چگونگی نسخه­برداری از الکتاب می­دانیم، بیشتر به دوران پس از مبرّد مربوط می­شود، و در مورد نسخه­برداری ­از الکتاب پیش از او آگاهیهای ما بسیار اندک است.

در ضمیمه این اثر فهرستی از نسخه­های خطّی الکتاب در پنج بخش ارائه شده است. این پنج بخش عبارت­اند از: نسخه­های کهن، نسخه­های سده میانه شرقی، نسخه­های سده میانه غربی، نسخه­های متأخّر نزدیک به دست­نوشته چروم، و نسخه­های متأخّر مشابه دست­نوشته استانبول. فهرست این نسخه­ها عبارت­اند از:

الف ـ نسخه­های کهن

1. 1A: نسخه میلان: کتابخانه آمبروزیانا، X56sup. ؛

2. 1B: نسخه قاهره: دارالکتب، نحو، م 139 (بخش دوم)؛

3. 1C: نسخه قاهره: دارالکتب، نحو، م 139 (بخش اوّل)؛

4. 1D: نسخه صنعا: مکتوبات المتوکّلیه، نحو، 170؛

5. 1E: نسخه سن­پترزبورگ: کتابخانه سالتیکوف شچدرین، 161؛

6. 1F: نسخه برلین: کتابخانه ایالتی، Mq. 602.

نویسنده بر این باور است که این شش نسخه بسیار کهن، تا به امروز مورد توجّه محقّقان قرار نگرفته است، در حالی که این نسخه­ها با توجّه به قدمت آنها شایسته توجّه بوده­اند؛ به­ویژه آنکه این نسخه­ها نسبت به دست­نوشته­های سده میانه دست­خوردگی کمتری دارند. در ادامه این گفتار به معرّفی سه نسخه از این نسخه­ها خواهیم پرداخت. البتّه باید یادآوری کرد که مقابله این نسخه­ها با یکدیگر تقریباً ناممکن است؛ زیرا اغلب پاره­نسخه­اند:

ـ نسخه قاهره

پاره­نسخه الکتاب که به شماره «نحو، م 139» در دارالکتب قاهره نگهداری می­شود، دست‌نوشته­ای است که به تاریخ محرّم 351 هـ ق. از سوی اسماعیل بن احمد بن ابی­خلف برای خود کتابت کرده است. این نسخه بر روی کاغذ نوشته شده و اندازه آن 160×270 م­م. در حاشیه این نسخه یادداشت مقابله­ای دیده می­شود که نشان می­دهد این نسخه با رونوشتی از نسخه زجّاج مقابله شده است.

ـ نسخه سن­پترزبورگ

این نسخه نسبت به نسخه دیگر موجود در کتابخانه سن­پترزبورگ کهن­تر است و در تصحیح درن­بورگ مورد استفاده قرار گرفته است (دست­نوشتهC ). این نسخه که افتادگیهایی دارد، بر روی کاغذ نوشته شده و اندازه آن 255× 170م­م. و دارای 386 برگ و فاقد برگ­شمار است و در تاریخ 21 محرّم 547 هـ ق. به قلم محمّد بن یوسف بن علی غزنوی کتابت شده است. کاتب ادّعا می­کند نسخه الگوی او نسخه­ای به تاریخ سلخ جمادی الأوّل 389 هـ ق. بوده است که آن را علی بن زید بن احمد قاسانی، شاگرد ابن­جنّی، نزد استادش خوانده است. از ویژگیهای نسخه سن­پترزبورگ، حاشیه­های فراوان آن است، به طوری که این حاشیه­ها خواندن کتاب را دشوار ساخته است. این حاشیه­ها یادداشتها و تعلیقاتی از مبرّد، زجّاج، ابوعلی فارسی و دیگران را دربردارد. این حاشیه­ها جدای از حاشیه­هایی است که با نشان «ح» و «مح» مشخّص شده­اند. افزون بر این تعلیقات بلند حاشیه داخلی، گاه یادداشتهای کوتاه و بی­نامی دیده می­شود که اغلب با کلمه «یعنی» آغاز شده­اند. این یادداشتها مفهوم یا تعبیر کلمه­ای از الکتاب است. گاه نیز جملاتی را کاتب اضافه کرده که با کلمه «زیاده» آغاز می­شود.

ـ نسخه میلان

این نسخه به شماره X56sup. در کتابخانه آمبروزیانای میلان نگهداری می­شود، و اگرچه فاقد تاریخ و مکان کتابت و نام کاتب است، امّا با توجّه به ویژگیهای نسخه­شناسی و خط­شناسی می­توان مکان و تاریخ آن را نیمه نخست سده پنجم در قیروان دانست. این نسخه به کمک دو نسخه، یکی از رباحی و اوجعفر نحّاس غلط­گیری شده است. از این نسخه چندین بند و یک صفحه کامل (60 پ) پاک شده است. همه برگهای نسخه میلان بر روی پوست نوشته شده و اندازه آن190 × 290 م­م. و تعداد سطرهای آن 19 تا 21 سطر است که گاه به 24 سطر هم می­رسد و این تفاوت سطرهای هر صفحه نشانگر آن است که کاتب از مسطر و یا ابزارهای سطراندازی استفاده نمی­کرده است. تقریباً در هر صفحه سطری سفید وجود دارد که دلیل آن نامشخّص است. موزرل (Muzerelle) آن را نشانه پایان صفحه می­داند.

ب ـ نسخه­های سده­های میانه شرقی

  1. :2A نسخه استانبول، کتابخانه ملّت فیض­اللّه، 2016؛
  2. :2B نسخه صنعا، مکتبه البیت الوزیر، 7؛
  3. :2C نسخه چروم، کتابخانه خلق، عمومی اصول، 2562-5؛
  4. :2D نسخه استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حمیدیه،1326؛

ج ـ نسخه­های سده‌های میانه غرب اسلامی

  1. :2E پاریس، کتابخانه ملّی،arabe 6499 ؛
  2. :2F رباط، کتابخانه عمومی، 0082 (جلد اوّل و دوم)؛
  3. :2G پاریس، کتابخانه ملّی، arabe 5068 ؛
  4. :2H استانبول، کتابخانه سلیمانیه، جاراللّه، 1963 (بخش اوّل)؛
  5. :2I استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ینی­جامع، 1105؛
  6. :2J استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ینی­جامع، 1106؛
  7. :2K استانبول، کتابخانه ملامراد،1717؛
  8. :2L پاریس، کتابخانه ملّی، arabe 5280 ؛
  9. :2M تونس، المکتبه الأحمدیه،3966؛
  10. :2N استانبول، کتابخانه سلیمانیه، جاراللّه،1963 (بخش دوم)؛
  11. :2O اسکوریال، کتابخانه دل­ رآل موناستر دوسن ­لورنزو، arabe 1؛
  12. :2P استانبول، کتابخانه سلیمانیه، شهیدعلی، 2499؛
  13. :2Q استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ینی­جامع، 1103-4، جاراللّه، 1964؛
  14. :2R رباط، کتابخانه عمومی، اوقاف، 0426؛
  15. :2S استانبول، کتابخانه سلیمانیه، شهیدعلی، 2498؛
  16. :2T استانبول، کتابخانه کوپرولو، 1500؛

د ـ نسخه­های متاخّر نزدیک به 2C

  1. :Ca پاریس، کتابخانه ملّی، arabe 3987؛
  2. :Cb استانبول، کتابخانه سلیمانیه، فاتح، 5062؛
  3. :Cc استانبول، کتابخانه سلیم­آغا، 1182؛
  4. :Cd استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ایاصوفیا،4573 ؛
  5. :Ce استانبول کتابخانه سلیمانیه، ایاصوفیا،4575 ؛
  6. :Cf استانبول، کتابخانه سلیمانیه، رئیس الکتّاب،1062؛
  7. :Cg استانبول، کتابخانه سلیمانیه، ایاصوفیا،5474 ؛
  8. :Ch استانبول، کتابخانه نورعثمانیه، 4628؛
  9. :Ci استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حالت­افندی،466 ؛
  10. :Cj استانبول، کتابخانه لالا اسماعیل، 634؛
  11. :Ck استانبول، کتابخانه رجب­پاشا،1375؛
  12. :Cl استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حاجی­بشیر،609 ؛
  13. :Cm استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حمیدیه،1327 ؛
  14. :Cn استانبول، کتابخانه رجب­پاشا، 1376 ؛
  15. :Co استانبول، کتابخانه نورعثمانیه،4626 ؛
  16. :Cp استانبول، کتابخانه نورعثمانیه،4627 ؛
  17. :Cq استانبول، کتابخانه دانشگاه استانبول،A3221؛

هـ ـ نسخه­های متأخّر شبیه به نسخه 2D

  1. :Da استانبول، کتابخانه سلیمانیه، حکیم اوغلو،897 ؛
  2. :Db استانبول، کتابخانه بایزید، ولی­الدین،3027 ؛
  3. :Dc استانبول، کتابخانه سلیمانیه، رئیس الکتاب،1061 ؛
  4. :Dd استانبول، کتابخانه نورعثمانیه، 4525؛
  5. :De استانبول، کتابخانه سلیمانیه، لاله­لی،3484 ؛




[2].cf: H. Dernbourg, Opuscules d’un arabisant,Paris, 1905.

[3].احمد راتب التفّاح، بیروت،1970م.

[4]. خدیجه الحدیثی، بغداد، 1965م.

[5]. این آمار امکان برخی ملاحظات در زمینه­های مختلف واژگان کتاب را فراهم می­کند. در زمینه افعال: الف ـ بسامد صیغه مجهول 378 بار (221 بار در افعال و 157 بار در مشتقّات فعلی)، در مقابل 591 بار (400 بار در افعال و 191 بار در مشتقّات فعلی)؛ ب ـ بسامد وجه­های مشتق 863 بار در برابر وجه­های بسیط 558 بار؛ ج ـ تکرار وجه­های مشتق بدین ترتیب است: باب تفعیل (210)، باب افعال (206)، باب افتعال (144)، باب استفعال (83)، مفاعله (63)، انفعال (39)، تفاعل (31)؛ د ـ صورت جمع: 124 بار و صورت مفرد 626 بار.

[6].Gustav Jahn, Sîbawaihi's Buch über die Grammatik. Übers. und erläutert,Berlin, 1895-1900.

[7].Merx, Adalbert, Historia artis grammaticae apud Syros, Leipzig, 1889.

[8].Renou, L., Terminologie grammatical du Sanskrit, Paris, 1942.

[9].ﻧﮑ: ابوطیب لغوی، مراتب النحویین، تحقیق ابو الفضل ابراهیم، قاهره، 1950م، 101-102.

[10]. Goguyer, Antoin, La ’Alfiyyah d’Ibnu-Malik: suivie de  la Lâmiyyah du même auteur / avec traduction et notes en francais et un  lexique des termes techniques, Beyrouth, 1888.

[11].درباره نحویون بغداد ﻧﮑ: Gérard Troupeau,  ‘La grammaire à Bagdad du ixe au xiiie siècle’, dans Arabica, ix (1962), pp. 397-405.

 

  نظرات ()
فهرست نسخه ‌های خطی فارسی موسیقی (محمد‌تقی مسعودیه) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

 

سید محمد حسین مرعشی - پریسا کرم رضایی

  Manuscrits  Persans Concernant  La Musique

کتاب حاضر فهرستی از نسخه‌های خطی فارسی مربوط به موسیقی است شادروان محمد‌تقی مسعودیه با هدف تهیۀ اثری که تقریباً همه نسخه های خطی فارسی درباره موسیقی را در بر‌گیرد گرد‌آورده است. این فهرست که به زبان فرانسه تألیف شده است به مناسبت سومین سال درگذشت مسعودیه به عنوان دوازدهمین جلد از مجموعه B فهرست‌بین‌المللی منابع موسیقایی/ RISM و با مساعدت شورای بین‌المللی فلسفه و علوم انسانی یونسکو منتشر شده است.

 

محمد‌تقی مسعودیه موسیقی دان، پژوهشگر و استاد و بنیان‌گذار موسیقی شناسی قومی (اتنوموزیکولوژی) در ایران است. وی در سال 1306 در مشهد به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در مشهد و تهران گذرانده و در سال 1329 به اخذ لیسانس حقوق و علوم قضایی از دانشکده حقوق علوم سیاسی دانشگاه تهران و نیز دیپلم عالی موسیقی از هنرستان عالی تهران موفق گردید. سپس به فرانسه رفت، وارد کنسرواتوار ملی موسیقی پاریس شد، ویولن را به عنوان ساز اصلی خود انتخاب کرد و به فراگیری آن پرداخت. در سال 1333 تحصیلات خود را در رشته موسیقی به پایان رساند و موفق به دریافت فوق‌لیسانس موسیقی (هارمونی) از مدرسه عالی پاریس گردید. سپس وارد مدرسه عالی موسقی لایپزیک در آلمان شد و به فراگیر آهنگ‌سازی پرداخت و در سال 1342 به دریافت دیپلم عالی نائل آمد. پس از آن به کلن رفت و در دانشگاه کلن به تحصیل موزیکولوژی (موسیقی‌شناسی تاریخی) و اتنوموزیکولوژی (موسیقی‌شناسی قومی) همت گمارد و در سال 1347 موفق به اخذ  دکترای تخصصی در این رشته گردید. رساله دکترای وی با عنوان آوازه شور: دربارۀ تغییر و تحول ملودی در موسیقی هنری ایران در همان سال در آلمان منتشر شد. دکتر مسعودیه پس از پایان تحصیلات عالی خود  به ایران بازگشت و تا پایان  عمر در گروه موسیقی دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، موسیقی ایرانی، انتوموزیکولوژی و دروس دیگر را تدریس ‌کرد. او نخستین کسی بود که اتنوموزیکولوژی و موسیقی‌شناسی قومی را در ایران معرفی کرد و به همین دلیل او را پدر اتنوموزیکولوژی ایران نامیده‌اند. او در بهمن ماه 1377 درگذشت. ده‌ها کتاب و مقاله از او به زبان‌های فارسی، آلمانی، فرانسوی و انگلیسی انتشار یافته است. آوازنویسی ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران ایران (به روایت محمود کریمی) یکی از برجسته‌ترین کارهای اوست. برخی از آثار او عبارت است از: سازمان‌های ایرانی، مبانی انتوموزیکولوژی، موسیقی بلوچستان، موسیقی تربت جام، موسیقی مذهبی ایران و غیره. وی هم چنین آهنگ‌ساز برجسته‌ای بود و آثاریی از او در این زمینه بر جای مانده است وی قعطاتی برای سازهای زهی نوشته است. RISM یا  Repertoire International   Des  Sources Musicales در سال ١٩۴٩ تحت حمایت انجمن بین‌المللی کتابخانه‌های موسیقی/ Association internationale  des  bibiotheques  musicales و جامعه بین‌المللی موسیقی‌شناسی/ Societe internationale به وجود آمد و هدف از آن شناسایی و ثبت همه منابع و پژوهشی موسیقی از قدیم‌ترین دوران تا 1800م است.

این کتاب، توصیف 204 نسخه خطی فارسی مربوط به موسیقی را در برمی‌گیرد و مسعودیه برای تهیه آن به جز بررسی فهرست‌های گوناگون نسخه‌های خطی، با کتابخانه‌هایی که دارای نسخه‏های خطی هستند مکاتبه کرده است.

 مسعودیه فهرست نسخه‌های عربی و فارسی محمد‌تقی دانش‌پژوه (مداومت در اصول موسیقی ایران، تهران: 1353) را اساس کار خود می‌داند. اما در مقدمه کتاب، ضمن احترام بسیاری که برای کار پراهمیت دانش‌پژوه قائل است. یادآور می‌شود که دانش‌پژوه در فهرست خود اکثر نسخه‌ها را بر اساس دیگر فهرست‌ها و آثار منتشر شده شرح و توصیف کرده و جنبه‌های اصلی آثار مربوط به موسیقی‌شناسی وموسیقی‌شناسی قومی و نیز توصیف ظاهری نسخه‌ها را نادیده گرفته است در حالی که در این فهرست به خود نسخه‌ها مراجعه شده است و اطلاعاتی که درباره نسخه‌ها ارائه می‌شود بیشتر از اطلاعات مندرج در فهرست‌هاست.

مسعودیه اثر خود را نیز با وجود یافتن نسخه‌های خطی ناشناخته جامع و کامل نمی‌داند و آن را دارای افتادگی و کم کاستی‌هایی می‌داند که قسمتی از آن به دلیل دشواری‌های مراجعه به برخی نسخه‌های خطی است. از جمله عدم همکاری مسئولان برخی کتابخانه‌ها از پاسخ به درخواست او از طرف RISM امتناع ورزیده‌اند و نیز غیر قال دسترس‌بودن بیشتر کتابخانه‌های شخصی که مالکان آنها از در اختیار نهادن نسخه‌هایشان خودداری کرده‌اند.

این فهرست در مجموع بر اساس  قواعد مورد نظر موسسه RISM تدوین گردیده است. اختصاراتی که در معرفی نسخه‌ها به کار رفته و نشانۀ دستیابی کتابخانه‌ها نیز مطابق با آنچه RISM تعیین کرده به کار رفته است پس از مقدمه که به سه زبان فرانسه، انگلیسی، آلمانی درج شده، معرفی کوتاهی از فهرست به سه زبان به همراه جدول آوانگاری، ارائه می‌شود.

در این فهرست نسخه‌های خطی موسیقی موجود در 101 کتابخانۀ‌ جهان که مسعودیه فهرست‌ها و مجموعه‌های آنها از نزدیک همت گماشته که عبارت اند از: کتابخانه‌های آذربایجان (باکو)، آلمان(برلین، گوتا، گوتیکن، مونیخ)، اتریش (وین)، ازبکستان(تاشکند)، افغانستان (هرات، کابل)، انگلستان (کمبریج، ادینبورگ، لندن منچستر، اکسفورد)، ایالات آمریکا (آن آربر، لوس آنجلس، پرینستون)، ایران (همدان، اصفهان، کاشان، مشهد، قم، رشت، شیراز، تبریز، تهران)، ایرلند، (دوبلین)، بلغارستان (صوفیه)، پاکستان (اسلام آباد، کراچی لاهور)، تاجیکستان (دوشنبه)، دانمارک (کپهناک)، روسیه (مسکو، سن پترزبورگ)، سوئد (استکهلم، اوپسالا)، عربستان سعودی (مدینه)، فرانسه (پاریس، استراسبورگ)، گرجستان (تفلیس)، هند (احمدآباد، الیگره پانکی‌پور، بهوپال، پوهار، بمبئی، کشمیر، کلکته داکا، حیدرآباد، لکنهو، مدارس، میسور)، مصر (قاهره) و هلند (لیدن).

 

ویژگی‌های فهرست

1. در این فهرست موضوعی، علاوه بر آثاری که به تنهایی دربارۀ موسیقی هستند، برخی آثار دانشنامه‌ای هم که در بخشی از آنها به موسیقی اختصاص دارند نیز معرفی شده است در مورد نسخه‌های موجود از این گونه آثار، به نسخه‌هایی که به بخش موسیقی آنها افتاده‌ نیز اشاره می‌شود. مانند:احیاء علوم الدّین، اشجار و اثمار اغراض السیاسه فی‌اعراض الریاسه: بدایع الوقایع، تحفه الهند، جواهر الاسماء، جواهر العلوم همایونی، حدائق الانوار فی‌حقایق الاسرار، خلاصه العلوم، خلاصه العیش عالم‌شاهی، دانش‌نامه علایی، درۀ‌التاج لغّره الدباج، دریای کبیر، ریاض الابرار، زینت المجالس، شاهد صادق، عوارف المعارف قابوس‌نامه، کیمیای سعادت، گلستان هنر، مجمل الحکمه، مرآت آفتاب نما، مرآت الخیال، مصباح الهدایه و. مفتاح الکفایه، مصالح الهند، معدن المعانی، نفایس الفنون.....

2. در بخش نسخه‌های خطی بدون عنوان، حتی نسخه‌هایی که شامل یک برگ در موسیقی هستند نیز معرفی شده‌اند، از جمله: ردیف 174 که فقط شامل یک برگ درباره مقامات دوازده گانۀ موسیقی است (p..304)..

3. در آغاز فهرست، دو جدول طبقه ‌بندی شده از نسخه‌های معرفی شده ارائه می‌شود، یکی طبقه ‌بندی نسخه‌ها بر اساس تاریخ تألیف و دیگری طبقه ‌بندی نسخه‌ها بر اساس محتوا، با ذکر شماره ردیف نسخه‌ها در متن فهرست:

طبقه ‌بندی نخست بر اساس تاریخ میلادی، بدون ذکر تاریخ هجری قمری برابر آن صورت گرفته است که استفادۀ سریع و آسان از این نمایه را برای خوانندگان غیر فرنگی دشوار می‌کند بدیهی است که این طبقه بندی تنها در مورد نسخه‌هایی که دارای تاریخ تألیف هستند یا سدۀ تألیف آنها روشن است انجام شده است. نگاهی به این نمایه نشان می‌دهد که از مجموع 204 نسخۀ معرفی شده در این فهرست تنها 20 نسخه دارای تاریخ تألیف هستند و این تاریخ‌ها از سال 411-1309 هـ. / 1021-1892م. را در بر می‌گیرد در مورد 65 نسخه، تاریخ تألیف با توجه به دورۀ زندگی مؤلف یا فردی که نسخه برای او تألیف شده و قراین دیگر تعیین شده است که این نسخه‌ها سده 10 تا 20 م. / 4تا 14 هـ. را در بر می‌گیرند. بنابراین تاریخ تألیف تعداد 119 نسخه مشخص نیست هم چنین می‌توان نتیجه گرفت که تاریخ تألیف بیشتر نسخه‌ها متعلق به سده 14-18م. / 8 تا 12هـ. است.

طبقه ‌بندی نسخه‌ها بر اساس محتوی شامل موضوعات زیر است:

1. صوت‌شناسی

2. شرح و تفسیر

3. مکاتبات(رسمی وغیره)

4. دانشنامه و رسائل

5. غنا و سماع(حرمت غنا، حلیت غنا و حلیت مشروط غنا)

6. ابزار و الات (طبق‌یندی و ریخت‌شناسی)

7. مقامات، راگا، اصول ادوار عروضی موزون و آهنگین) و شکل‌های موسیقیایی (در این موضوع رساله‌های منظوم مشخص شده است.)

8. موسیقیدان‌ها (معرفی)

9. آثار ادبی

10. منشأ موضوع، تعریف و تقسیم‌بندی موسیقی، آداب رسوم و موسیقی درمانی

11.جنگ یا مجموعه

12. نظریه موسیقی (موسیقی نظری)

13. نظریه موسیقی (موسیقی کلاسیک هند که بخشی از آن راگا مالا است)

14. ترجمه

بررسی این طبقه‌بندی نشان می‌دهد که در برخی موارد نقص وجود دارد، برای نمونه در موضوع دانشنامه‌ها و رسائل‌، ردیف‌های 116 ،105 ،78 ،76 ،70 ،69 ،68 ،64 ،62 ،58 ،57 ،50 ،33 ،32 در نظر گرفته نشده است. هم‌چنین موضوع مقامات، راگا، اصول و شکل‌های موسیقیایی با 71 عنوان بیشترین و شرح و تفسیر با سه عنوان کمترین حجم موضوعات را دارند.

3. در این فهرست به نسخه های منحصر به فردی بر می‌خوریم که نام آنها در فهرست نسخه‌های خطی فارسی احمد منزوی نیامده است، مانند: در کیفیت علم موسیقی (از محمد علی گرگانی)؛ محیط التواریخ (از محمد امین بن میرزا زمان بخاری)؛ مسیحی (از عبدالجلیل بن عبدالرحمن)؛ مقامات النغم (از قاسم بن دوست- علی‌البخاری).

4. در این فهرست بسیاری از نسخه‌های خطی مربوط به موسیقی‌ هندی و ترکی که به زبان فارسی نوشته شده‌اند نیز آورده شده است.

شیوه تنظیم فهرست

این فهرست شامل سه بخش است:

بخش نخست که بخش اصلی فهرست است شامل123 عنوان نسخۀ خطی است و بر اساس الفبایی نام حرف نویسی شدۀ مؤلف تنظیم شده است بخش دوم، شامل 21 «نسخه خطی ناشناخته با عنوان» است که نام مؤلف آنها شناخته شده نیست و بر اساس الفبایی عنوان نسخهها تنظیم شده است بخش سوم شامل 33 «نسخۀ خطی ناشناخته بدون عنوان» است که مؤلف و عنوان آنها دانسته نیست و بر اساس الفبایی آغاز نسخه ها تنظیم گردیده است.

در این فهرست معرفی نسخه ها از ردیف 1 تا 197 شماره گذاری شده است و با احتساب برخی عناوین  که افتادگی داشته و شمارۀ مکرر گرفته است (شماره های 191 ،188 ،181 ،46 ،41) تعداد عناوین معرفی شده به 204 عنوان می رسد.

لازم به ذکر است که آغاز فهرست، سیاهۀ کامل 196 نسخه بر اساس شمارۀ صفحۀ فهرست ارائه می شود در این سیاهۀ در مقابل شمارۀ ردیف نسخه ها، به نام مؤلف و عنوان نسخه، و یا تنها عنوان، در مورد نسخه های ناشناخته، ذکر شده است.

 

شیوۀ نگارش فهرست

شیوۀ نگارش مؤلف به دو صورت حرف نویسی شده و فارسی ذکر می شود و توضیح کوتاهی دربارۀ وی ارائه میگردد، مگر اینکه مؤلف فردی ناشناخته بوده و اطلاعی از وی در دست نباشد. هم چنین به تخلص او اشاره می شود.

در این معرفی به دورۀ زندگی مؤلف، تاریخ ولادت و وفات او و مهم ترین وقایع زندگانی وی اشاره می شود نام مولفان به دو صورت کامل، به همان صورتی که در نسخه آمده، به همراه نام جدّ و نسبت‌ها، اما با حذف کنیه و القاب و کلماتی مانند ملاّ، میرزا، استاد و غیره آورده شده است، مگر در مواردی که قسمتی از نام کامل مؤلف باشد و با این حال در برخی موارد به گونه‌ای دیگر عمل شده است، مثلاً نام مشهور ابن سینا به این صورت آمده است:

ابوعلی شرف الملک حسین ابن عبدالله ابن سینا (شیخ الرئیس)

و یا: میر صدرالدین محمد [بن میرزا شرف بن قاضی جهان سیفی حسنی قزوینی]

در صورتی که نام مؤلف در نسخه نیامده باشد، اما بنابر قراین و منابع موجود قابل شناسایی باشد در [] ذکر می شود گاهی نیز خود فهرست نویس نام مؤلف را کامل کرده است و بخش افزوده شده را در [] قرار داده است، مانند: خان احمد گیلانی [نظام الدین]، غلام رضا [ابن محمد پناه]. ترتیب الفبایی نام مولفان بر اساس بخشی از نام که انتخاب گردیده انجام شده و باقی نام داخل () در جلو آن آمده است، مانند: عنایت الله ابن میر حاجی الهروی: الهروی [Al_ Hirawi]؛ فخر الدین محمد بن عمر بن حسین بن حسن بن علی طبرستانی رازی (امام فخررازی) : رازی [Razi]؛ مجدالدین محمد الحسینی مجدی: مجدی [Magdi]؛ اما در انتخاب قسمت برگزیدۀ نام مؤلف از شیوۀ واحدی پیروی نشده و گاه از نام کوچک یا لقب و یا نسبت استفاده شده است، برای نمونه: صفی الدین عبدالمؤمن بر سیف بن فاخر الاموری البغدادی: صفی الدین [Safi_ Din]؛ عبدالقادر غیبی الحافظ المراغی: ابن غیبی [bn Gayi]؛ قاضی احمد بن میر منشی شرف الدین حسین ابراهیمی الحسینی القمی: قاضی احمد [Qadi Ahamd].

مبنای انتخاب نام اشهر برای برخی از اسامی مشخص نیست برای نمونه برای «محمد هادی بن اللّوحی الموسوی الحسینی السبزواری » (p.133) «نام اشهر ابن اللّوحی » (p.134) انتخاب شده است، حال آنکه وی به میرلوحی مشهور است.

در این فهرست به تعدادی از اسامی هندی و ترکی نیز بر می خوریم، مانند: رس برس، نهاکراس، فقیر، فقیر، نایک بخشو.

سپس نام کتاب نیز به دو صورت حرف نویس شده و فارسی، به همراه معنای عنوان نسخه به زبان فرانسه، ذکر می شود. و در ذیل نام کتاب توضیحاتی دربارۀ کتاب ارائه می شود، از جمله تاریخ تألیف فردی که کتاب برای او تألیف شده، ابواب و فصول کتاب اغلب دقیق و به صورت ارائه تقسیم بندی نشان داده شده است.

آغاز و انجام نسخه بر اساس یکی ار نسخه ها که کامل تر و معتبر تر است و شماره و محل نسخه ای که نقل از آن صورت گرفته در داخل () در جلوی واژۀ lncipit (-آغاز) استناد شده است. پس از آن با نشانۀ اختصاری Mss به معرفی نسخه های مختلف موجود از یک عنوان، با توجه به ویژگی های نسخه شناسی آنها پرداخته می شود و در صورتی که آغاز و انجام نسخه‌ای با آنچه ذکر شده و تفاوت داشته باشد، آغاز و انجام آن نسخه نیز ذکر می شود.

در معرفی نسخه ها، در سطر نخست، پس از اختصار نام کتابخانه، به ترتیب شمارۀ نسخه، اندازۀ نسخه، تعداد برگ ها و سطرها ذکر می شود. سپس به قسمت های مهم نسخه، مانند مقدمه و خاتمه، فصل ها و ابواب کتاب، شکل ها و جدول ها، با ذکر شمارۀ صفحه  اشاره می شود. در سطر بعد، به ترتیب نوع خط، رنگ مرکب، علامت گذاری ها، حواشی، رنگ کاغذ و نوع کاغذ، آرایه های نسخه، جدول اول، و نوع جلد و آرایه های جلد، وضعیت نسخه و آسیب دیدگی های آن مرمت های انجام شده و افتادگی های نسخه آورده می شود. آخرین اطلاع نقل شده دربارۀ نسخۀ نام کاتب تاریخ و محل کتابت است. سپس به ترجمه ها و چاپ های مختلف نسخه و کتاب شناسی مآخذ آن اشاره می شود.

در این فهریت مسعودیه نسخه هایی را که موفق به رؤیت آنها نشده است، پس از اتمام معرفی نسخه هایی که از نزدیک دیده است، در قسمت جداگانه ای تحت عنوان نسخه های دیگر، به اختصار معرفی می کند.

بررسی نمایه ها

در پایان فهرست ابتدا سیاهۀ کامل فهرست هایی که مورد استفاده قرار گرفته است به ترتیب نام کشورها معرفی می شود سپس  کتابشناسی آثاری که به مناسبتی در فهرست مورد استناد قرار گرفته اند و بر اساس نام مؤلف ارائه می شود. سپس نمایه های کتاب آغاز می شود که نمایه های متعدد و کامل از جمله ویژگی های برجستۀ این فهرست است مؤلف در مجموع هشت نمایه ارائه می کند که جالب توجه ترین آنها نمایه های مربوط به موسیقی است که در زیر به آنها اشاره می شود.

نخستین نمایه ها، دو نمایۀ نام مولفان و عنوان نسخه ها به فارسی است که دستیابی به عناوین کتاب ها و مؤلفان را از طریق زبان فارسی امکان پذیر می سازد. سپس نمایه ای از اصطلاحات و موسیقیایی به کار رفته در متن، اسامی مقامات، راگا، پرده ها، شعب و غیره. نام های اصول (یا ادوار) و اسامی موسیقیدان ها ارائه می شود، برخی از اسامی موسیقیدان ها عبارت است از:

ابراهیم المهدی، استاد علی، بابا علی خان پیر محمد لالا، تن پرور، جلال عودی چکور[؟] چنگی حبیب الله بصری، خواجه (کمال الدین) عبدالقادر [ابن غیبی الحافظ  المراغی]، رام داس،  سعید الدین محی آبادی، سید احمد غجکی، شمس رومی، شیخ عبدالعلی بصیری، عبدالعزیز، فیروزخان، قاسم علی اسکندری، نجم الدین دشتی.

پس از آن نمایه نام کاتبان و خوشنویسان؛ محل های کتابت؛ و نام هایی که به مناسبتی  در متن یاد شده اند. اعم از افراد  و کتاب ها و مکان های جغرافیایی دیده می شود.

در مورد نمایه های اشخاص باید گفت تمام این نمایه ها بر اساس نام کوچک و نام کامل افراد تهیه شده، حتی در نمایۀ مولفان فارسی از شیوۀ متن پیروی نشده است. و برای نمونه: در متن «عبدالقادر بن غیبی الحافظ المراغی» به عنوان «ابن غیبی» در نظر گرفته شده است و در ردیف «عبدالقادر» آمده است.

در این بخش، نمایه نام کتاب ها به صورت حرف نویسی شده وجود ندارد، در حالی که این نمایه برای چنین فهرستی لازم به نظر ی رسد.

در انتهای فهرست، 125 اصطلاح به کار رفته در متن که بیشتر اصطلاحات موسیقیایی هستند با شرح کوتاهی آورده شده اند، مانند ادوار، ایقاع، باب پرده، تحریر، جاتی، (jati )، جدول چنده (chanda )، حاد (had)، خانه (hane)، درآمد، ذکر، راگا، سماع، شباب ، صادوا (sadava)، ضرب، غزل، فصل، قصیده، کار، گمکه (gamka)، لحن، مقام و... برای نمونه:

«ادوار: دایره های موسیقیایی، دایره ها یا دورهای عروضی- موزون.»

لازم به ذکر است که در بخش تنها برخی از اصطلاحات موسیقیایی شرح شده است و برخی از اصطلاحات که در نمایه «اصطلاحات فنی» آمده، در اینجا شرح نشده است. همچنین قالب‌های شعری، مانند قصیده، غزل، قطعه، مثنوی، رباعی و انواع خطوط، مانند نسخ، نستعلیق و شکسته در اینجا شرح دارد.

آخرین نمایه اسامی ابزار و آلات موسیقی است، شامل 63 مورد، مانند ارغنون اوزان، بالابان، پیپا (pipa)، تار، جلاجل، چنگ، دف، دمام، رباب زنبورک، سنتور شبابه، طبل، عود، قانون، کمال، مزمار، نفیر که به همراه شرح کوتاهی معرفی شده اند، برای نمونه: «ارغنون: نامی که به ارگ بیزانسی اطلاق می شود.»

مؤلف در ابتدای این دو فهرست، منابعی را که تعاریف و توضیحات را از آنها برگرفته ذکر می‌کند. این منابع، همگی به زبان های انگلیسی، فرانسه و آلمانی هستند. 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تبریز در ایام سلطنت محمدعلی شاه (1909-1907) بر اساس اسناد بایگانی وزارت امور خا مقالاتی درباره خواجه نظام الملک طوسی داستان مسیح، داستان سَن ‌پی‌یِر، عنصرهای زبان فارسی دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ مقالاتی درباره غزالی کاتبان دست‌نوشته‌های کهن کتابخانه مجلس آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) Bibligraphie francaise de l,Iran جام جم (معرفی کتاب)
کلمات کلیدی وبلاگ نقد کتاب (۱۱) نسخه خطی (۱٠) نسخه شناسی (۱٠) codicologie (٥) ابن سینا (۳) avicenna (۳) ایران (۳) خواجه نصیرالدین طوسی (۳) فرانسیس ریشاردfrancis richard (۳) vocabulaires codicologiques (۳) نسخه های خطی (۳) قرآن (٢) اسناد دوره قاجار (٢) پادری padery (٢) صفویان (٢) ابن‌سینا (٢) هنر ایران (٢) کتابشناسی (٢) فارسی - فرانسه (٢) سیبویه (٢) مهر شناسی صفوی (۱) آلگ گرابار (۱) نسخه شناسی فرنگی (۱) مُهرشناسی ایرانی (۱) مُهرشناسی دوران صفوی (۱) سلسله پهلوی (۱) اسناد دوره صفوی (۱) امین‌الضرب (۱) قرآن عثمان (۱) احسان یارشاطر (۱) مجموعه خدایان ثمود (۱) وان دن براندن (۱) انقلاب مشروطه (۱) adam gacek (۱) کاتب (۱) کاغذ paper (۱) gazophylacium linguae persarum (۱) محمد‌تقی مسعودیه (۱) ادوارد گرانویل براون (۱) ذبیح‌الله صفا (۱) نسخه خطی فارسی (۱) سلجوقیان (۱) آموزش زبان سومری (۱) گرجستان (۱) کتابخانه ابراهیم سلطان (۱) مکتب شیراز (۱) جام جم (۱) آلبرت هوتم ـ شیندلر (۱) باغنو شیراز (۱) شَدُّ الازار (۱) دنیز اِگْل‏/ denise aigle (۱) هنر قاجار (۱) نظامى گنجوی (۱) چاپ سنگى (۱) ب و رابینسون/ robinson (۱) چرم و مرمت (۱) غزالی (۱) بت پرستی (۱) ابوعلی سینا (۱) سیاست نامه (۱) صفحه آرایی (۱) تورات (۱) شاه عباس (۱) مینیاتور (۱) روسیه (۱) مثنوی معنوی (۱) انجیل (۱) سفرنامه (۱) هند (۱) اصفهان (۱) استعاره (۱) مؤسسه نسخه‌های خطﻰ آکادمی ملی علوم آذربایجان (iman (۱) جلال الدین رومی (۱) نیکلسون nicholson (۱) موسیقی سنتی ایران (۱) محسن صبا (۱) سالتیکوف (۱) آسیای میانه (۱) edisud (۱) کتابخانه ملی مصر (۱) زبان فرانسه (۱) ایرانیکا (۱) آناتولی (۱) ت صباغ (۱) les metaphors de coran (۱) قحطی (۱) manuscrit (۱) جمهوری آذربایجان (۱) جمهوری تاجیکستان (۱) iranica (۱) ehsan yarshater (۱) تشریفات دیپلماتیک (۱) ظل السلطان (۱) فهرست مقاله و کتاب (۱) خواجه نظام الملک طوسی (۱) جنگ اول جهانی (۱) islamic codicology (۱) مینیاتور ایرانی (۱) قراقویونلو (۱) سیداحمدخان - آثار و شرح حال (۱) ریحانه خاتون، (۱) زبان عربی - نحو (۱) زبان عربی - نحو (۱) ژرار تروپو (۱) ژرار تروپو (۱) واژگان ایتالیایی - لاتین - فرانسه-فارسی (۱) کتابخانه مجلس ایران (۱) کاغذ رنگه (۱) فرانسیس ریشار francis richard (۱) داستان مسیح داستان سَن ‌پی‌یِر عنصرهای زبان فارسی (۱) historia christi persice ‎conscripta (۱) خاویر خرومه (۱) چاپخانه الزویر (۱) ایگانی‌های وزارت امور خارجة فرانسه (۱) تبریز در دوران مشروطه (۱) توفیق فهد (۱) سالنامه امیرکبیر (۱)
دوستان من کتابخانه های دیجیتالی جهانی کتابخانه ایرانشناسی مجلس انجمن ایرانشناسی فرانسه نوشته هایی درباره ایران گاهی سرک می کشد دانشگاه آکسفورد ترجمه شعر و ... دانلودهای مفید دانشگاه کمبریج میراث مکتوب پرتال زیگور طراح قالب