نویسنده (های) وبلاگ سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi
آرشیو وبلاگ
      نسخه شناسی و معرفی کتاب codicology and book reviews ()
سرگذشت، تألیفات، اشعار و آراء ابن سینا تألیف دکتر ذبیح‌الله صفا (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٩

  

 

 

جشن‌نامه ابن‌سینا: یادگار جشن هزاره ابوعلی سینا

 

ابوعلی سینا .- تهران: انجمن آثار ملی، 1331-1334.

 

جلد اوّل سرگذشت، تألیفات، اشعار و آراء ابن سینا

 

تألیف دکتر ذبیح‌الله صفا

 

 

 

 

 

حجه‌الحق، شرف الملک، الشیخ الرئیس، الحکیم، الوزیر الدستور، ابوعلی الحسین بن عبداله بن الحسن بن علی بن سینا، مقدم حکما و اطبا دورة اسلامی، به روایت بیهقی در سال 370 هجری قمری و به گفته ابوعبید جوزجانی، 375 هجری قمری در قریه «خرمیثن» چشم به جهان گشود.

 

شرح احوال ابن‌سینا به قلم خود و شاگردش ابوعبید جوزجانی نگارش یافته است. شرح‌حال‌نویسی یا بیوگرافی، در آن دوره، به نوعی کم‌نظیر و کاملاً ابتکاری بوده است و آن را باید متوجه جوزجانی، شاگرد ابن سینا دانست – هرچند، کتاب از قول بیهقی او را کم‌مایه‌ترین شاگرد ابن سینا می‌خواند.

 

نویسنده در ادامه آورده است: پدرش عبداله، از عمال دولت سامانی بوده است که حاکی از تموّل مالی ابن سینا است. همین مسئله شاید ضمن بهره‌مندی از هوش و ذکاوت فطری، باعث شده او بتواند از محضر استادان بنام زمانه بهره‌مند و پله‌های ترقی را با سرعت طی کند.

 

ابن سینا دو برادر داشته است، یکی علی، بزرگتر و دیگری محمود، کوچکتر. در مورد داشتن خواهر ذکری به میان نیامده است. مؤلف در ادامه نکته‌ جالب و مهمی را بیان می‌کند و آن اینکه پدر و برادر بزرگ حکیم اسماعیلی بوده و پیروان این کیش، همواره مجلس بحث و مناظره داشته‌اند تا ورزیده و مهیای مناظره با پیروان دیگر فرق شوند، امّا ابن سینا بعدها اذعان می‌کند که آن مباحث را باور نمی‌کرده، لذا به گفته خودش، اسماعیلی نبوده است. مؤلف در ادامه داستان، فرار ابن سینا از دست فرستاده سلطان محمود (حسنک وزیر) را ملاک اسماعیلی بودن و به تبع آن شیعی بودنش قرار می‌دهد.

 

ابن سینا ظاهراً از طریق پدر و برادرش به رسالات اخوان الصفا دسترسی می‌یابد. علم حساب را نزد سبزی فروشی به نام محمود مساح فرا می‌گیرد (احتمالاً به همین دلیل، اثر قابل توجهی در این مقوله ندارد!). فقه را نزد اسماعیل زاهد، فلسفه را نزد ابوعبداله ناتلی، شاگرد ابوالفرج بن طیب، بصورت سرخانه و با کتاب ایساغوجی، فرفوریوس شروع می‌کند. در ادامه به فراگیری علم طب، ظاهراً بدون استاد و بصورت خودآموز می‌پردازد.

 

تلمذ و فراگیری دانش را تا 16 سالگی ادامه داد. آنگاه طی حدود یک سال و نیم به نظم و ترتیب محفوظات و معلومات خود اقدام ‌نمود. در اینجا مؤلف به نکات جالب و قابل ذکری اشاره می‌کند بدین صورت که ابن سینا هر وقت با مشکلی مانند ناتوانی در حل مسئله‌ای مواجه می‌شود به مسجد می شتافته، از خداوند طلب کمک می‌کرده و وقت خستگی ناشی از مداومت در کار مطالعه، تحقیق و نوشتن، به شراب پناه می‌برده است.

 

در هجده سالگی با آغازقرائت مابعدالطبیعه ارسطو، به الهیات توجه نمود وظاهراً به علت ترجمه بد آن، مجبور به قرائت چهل باره و حتی حفظ آن نمود. بی آنکه از موضوع کتاب آگاهی یابد. عجیب آنکه حکیم  به فراگیری زبان اصلی کتاب، با توجه به علاقه مفرط به موضوع، علاقه نشان نمی دهد. سرانجام به طور اتفاقی با شرح فارابی به آن کتاب برمی‌خورد و مطب را در می‌یابد.[1] در این دوره، ابن سینا (در سن 5/17 سالگی) جامع جمیع علوم می‌شود. آوازه دانشش به اقصی نقاط از جمله دربار سامانی می‌رسد. برای معالجه نوح بن منصور (یا منصوربن نوح ‌بن منصور) به دستگاه سامانی راه می‌یابد و امکان استفاده از کتابخانه سلطنتی را می‌یابد. در آنجا فلسفه یونان در قالب «علوم اوائل» آشنا و بر آن اشراف می‌یابد.

 

اولین تألیف ابن سینا در سن 21 سالگی، به خواهش ابوالحسن عروضی دربارة حکمت و اجزاء آن و به نام او انجام می‌گیرد که شامل تمام علوم به غیر از ریاضی بوده است. پس از آن به خواهش ابوبکر برقی، کتابهای «الحاصل و المحصول» و «البر و الائم»، اولی در شرح حکمت (بیست جلد) و دومی درباره اخلاق را تألیف نمود.

 

ابن سینا در بیست و دو سالگی، پدرش را از دست می‌دهد و در همان زمان رسماً کار در دربار را شروع می‌کند. پس از بخارا به گرگانج (پایتخت خوارزمشاهیان) عزیمت می‌کند و در جوار دانشمندانی مانند ابوریحان بیرونی، ابوسهیل مسیحی، ابونصر عراق و ابوالحسین سهلی (وزیر دربار) قرارمی‌یابد. او به خواهش سهلی تألیفاتی انجام می‌دهد. آوازة گروه علما به دربار سلطان محمود می‌رسد، لذا سلطان وزیر نامدارش خواجه حسین بن علی میکال (موسوم به حسنک وزیر) را پی آنها می‌فرستد. ابوعلی و ابوسهل رضایت نداده آنجا را ترک می‌کنند. به دستور سلطان، برای جلب ابن سینا، تصویر او را به مراکز مختلف می‌فرستند (نویسنده این را مبنای مذهب ابن سینا می‌گیرد که نمی‌تواند صحیح باشد زیرا در ادامه می‌بینیم او بین پسر سلطان محمود یعنی مسعود و علاء الدوله حاکم اصفهان واسطه می‌شود که نشان می‌دهد حکومت غزنین در این مورد به او ظنین نیست). بوعلی بواسطه معالجه یکی از نزدیکان قابوس وشمگیر به دربار گرگان راه می‌یابد و ارج و قرب می‌یابد. و نخستین شاگردش ابوعبید عبدالواحد جوزجانی را می‌یابد. آنجا به خواهش ابومحمد شیرازی کتابهای «المبدأ و المعاد» و «الارصاد الکلیه» و قسمت اوّل «قانون» و «مختصر المجسطی» را ضمن انجام کارهای دیوانی کتابت می‌کند. با مرگ قابوس و جانشینی پسرش منوچهر، ابن سینا به ری نزد مجدالدوله می‌رود و در آنجا کتاب «المعاد»را تألیف می‌کند. از آنجا از طریق قزوین به همدان نزد شمس‌الدوله رفته، حدود نُه سال اقامت می‌یابد و به  وزارت می‌رسد (البته وزارتی ناموفق). در آن دوره بخش طبیعیات و الهیات (بغیر از بخش حیوان و نبات) از کتاب شفا، کتاب‌های «الهدایات»، «القولنج» و «الادویه القلبیه» و همچنین «رساله حی‌بن یقظان» را تألیف می‌کند. از آنجا به اصفهان حوزه حکمرانی علاء‌الدوله ـ رفته کتاب شفا را به پایان می‌رساند. همچنین کتب «نجات»، «الانصاف» و «دانشنامه علایی» (به زبان فارسی) را به روی کاغذ می‌آورد. در همان ، به دستور علاء‌الدوله شروع به تهیه تقویم جدید می‌نماید دوره که حدود هشت سال به طول می‌انجامد.

 

ابن سینا، دیگر آثار خود را در اوقات مختلف از زندگی نوشته و خلق نموده است. بالاخره در سن 53 سالگی[2] در راه همدان بیمار شد و همانجا وفات یافت در همانجا به خاک سپرده شد.

 

نویسنده در ادامه به بیان صفات و سجایای ابن سینا می‌پردازد از جمله بنا به قول بیهقی (تاریخ نگار مشهور) می‌آورد: «از تندی و گاه از بیان سخنان زننده نسبت به علماء و فلاسفه مقدم بر خود و یا معاصران خویش امتناعی نداشت و داستان‌هایی در رابطه با مناقشات او و ابوریحان بیرونی، زکریای رازی و ابوعلی بن مسکویه وجود دارد.»

 

ابن سینا چند شاگرد مشهور داشت که برخی از آنها عبارتند از:

 

1ـ ابو عبید جوزجانی که به قول بیهقی از همه شاگردانش کم‌مایه‌تر بوده و بیشتر مرید استاد بوده است و از کارهایش: تکمیل قسمت ریاضیات از کتاب «نجاه»، افزودن قسمت ریاضی و موسیقی سیاق دانشنامه علایی به آن، نگارش شرحی بر قصیده عینیة روحیه و زندگی نامه ابن سیناست.

 

2ـ ابوالحسن بهمنیاربن مرزبان که ابن سینا  مباحثات را در جواب سؤالات او نوشته است. از آثار مشهور او کتاب التحصیل در منطق، طبیعیات و الهیات و رساله‌های من موضوع علم ما بعد الطبیعه و فی مراتب الموجودات می‌باشد.

 

3ـ ابو منصور الحسین بن طاهر بن زیله که شرحی بر رساله حی بن یقظان نوشته است.

 

4ـ ابوعبداله محمد بن احمد معصومی که ظاهراً برترین شاگرد او بوده و ابن سینا عشق را به خواهش او نوشته است.

 

بخش دوم از جلد اوّل مربوط به معرفی کتب و رسالات ابن سیناست. مؤلف در این بخش، آثار ابن سینا را در دورة فارسی و عربی و در مقولات و مباحثات مختلف دسته‌بندی و در هر مورد به فراخور از محل دسترسی نسخه، کارهایی که روی آن انجام گرفته و  موثق یا منسوب بودن آن، سخن به میان آورده است.

 

نویسنده در جایی اشاره می‌کند فهرستی از آثار ابن سینا توسط شاگردش ابوعبید جوزجانی تهیه شده که اصولاً باید موثق‌‌ترین فهرست آثار ابن سینا باشد. در ادامه به اجمال به ارائه فهرست آثار می‌پردازیم:

 

به زبان فارسی:

 

الف ـ آثار موثق: دانشنامه علایی (بخش‌های منطق، الهیات و طبیعیات) ـ رساله نبض ـ رساله پیشین و برین.

 

ب ـ آثار منسوب (غیر موثق): دانشنامه علایی (بخش‌های هیئت، هندسه، حساب و موسیقی) ـ رساله معراجیه ـ رساله کنوز المعزمین ـ رساله ظفرنامه ـ حکمت الموت ـ رساله نفس ـ المبدأ و المعاد ـ نبوت ـ علل تسلسل موجودات ـ قراضه طبیعیات ـ رساله جودیه ـ معیار العقول ـ رساله در منطق ـ رساله عشق ـ رساله اکسیر ـ رساله در اقسام نفوس ـ رساله در تشریح الاعضاء ـ رساله در معرفت سموم ـ حل مشکلات معینیه ـ شرح کتاب نفس ارسطو.

 

به زبان عربی:

 

1ـ در باب منطق: ارجوزه فی المنطق ـ تعقب المواضع المدلی ـ تلخیص المنطق ـ فی معانی کتاب ریطوریقا ـ الفسطیقا فی ابانه المواضع المغلطه للمباحث ـ علم البرهان و بیان ـ فویطیقا ـ القضا فی المنطق ـ القیاس ـ کلام ـ تعلیق فی المنطق  ـ المسائل الغریبه ـ رساله فی المنطق ـ البهجه فی المنطق ـ الموجزه فی المنطق ـ الموجز الکبیر ـ النکت فی المنطق

 

2ـ در باب حکمت (فلسفه عام ): الهدایه ـ المسائل العشره ـ الاشارات و التنبیهات ـ اقسام الحکمه ـ اجوبه ست عشره مساله لابی الریحان البیرونی ـ اجویه عشر مسائل ـ تعریف الحکمه و اقوال الحکما ـ الانصاف ـ التعلیقات ـ الحدود الحکمه ـ العروضیه ـ الحکمه المشرقیه ـ الشفاء ـ عیون الحکمه ـ فصول رسائل ـ فوائد ارسطاطالیس و افلاطون ـ المباحثات المجالس السبح ـ المسائل الاثنی و عشرون مع اجوبتها ـ المسائل الحکمة ـ النجاة.

 

3ـ در باب طبیعیات: الآثار العلویه ـ الاجرام العلویه ـ اسباب الرعد و البرق ـ استضاء النور ـ سلسله الفلاسفه ـ الحجم ـ جوهر و عرض ـ حدالجسم ـ الحدث ـ حدوث الاجسام ـ السوال و الجواب ـ الطول و العرض ـ العلم الطبیعی ـ الفرق بین الحراره العزیزیه و العزیبه ـ الفضاء ـ فی ان الکمیه و البروده و الحراره لیست بجوهر ـ لواحق الطبیعه ـ مسألتان ـ المشف ـ النفس الفلکیه ـ النهایه و الانهایه ـ الغیر نجیات

 

4ـ در باب روانشناسی یا علم النفس: احوال النفس ـ اختلاف الناس فی امر النفس ـ ایضاح البراهین من مسائل عویصه ـ بقاء النفس الناطقه ـ فی بیان الصوره المعقوله اللمخالفه للحق ـ تزکیه النفس ـ تعلق النفس بالبدلا ـ الحجج العشره فی جوهریه نفس الانسان الناطقه ـ حقیقه الروح ـ الصوره المعقوله ـ العقول ـ الفرامه ـ القوی الاربعه ـ مختصر ارسطو فی النفس ـ المدارج فی معرفه النفس ـ فی احوال الروح ـ مسائل سئل عنها الشیخ الرئیس ـ مقاله فی النفس ـ فی معرفه النفس الناطقه و احوالها ـ النفس ـ رساله فی امر النفس ـ النفس[3]ـ النفوس

 

5ـ در مابعد الطبیعه و توحید: اثبات المبداء الاول ـ اجوبه مسائل سئل عنها ـ رساله التمجید ـ الجمانیه الالهیه فی التوحید ـ حقایق علم التوحید ـ رمز کتاب الحکمه و الالهیات ـ سرالقدر ـ شرح اسماء اله ـ العروشی ـ عقل الکل ـ العضول ـ الفصول ـ الثلاثه ـ فصول فی الحکمه ـ الفیض الهی ـ القدر ـ القضا و القدر ـ فی القضا و القدر ـ الکلمه الالهیه ـ المبدا و المعاد ـ المبدا و المعاد3 ـ المسائل ـ رساله المعاد ـ رساله الاضحویه ـ الممکن الوجود ـ النفس و المعاد ـ اثبات وجود اله

 

6ـ در باب تفسیر سوره‌های قرآن: تفسیر سوره ثم استوی الی السماء و هی دخان ـ الاخلاص ـ الاعلی ـ الفلق ـ للناس.

 

7ـ در باب تصوف: اجابه الدعاء و کیفیه الزیاره ـ الاحادیث المدویه ـ الذکر ـ فی ماهیه الحزن ـ الرساله الطیریه ـ الخطبه الغراء ـ الخلوه ـ الدعاء ـ دفع الغم و الهم ـ الزهد ـ السعاده و الشقاوه الدائه فی النفوس ـ اصلاه و ماهیتها ـ رساله الطیر ـ رساله فی العشق ـ العلم اللدنی ـ العهد ـ  الفردوسی فی ماهیه الانسان ـ فوائد و نکت قصه سلامان و ابسال ـ رساله فی کلمات الصوفیه ـ مخاطبان الارواح ـ فی بیان المعجزات و الکرامات ـ امواعظ ـ مواقع الالهام الموت و المیات ـ الورد الاعظم

 

8ـ در باب اخلاق و تدبیر منزل و سیات و نبوت: اثبات النبوه ـ الاخلاق ـ الاخلاق و الانفعالات النفسانیه ـ رساله الارزاق البر و الاثم ـ تدبیر المسافرین ـ تدبیر منزل العسکر ـ السیاسه ـ نصایح الحکما الاسکندر

 

9ـ در باب طب: الادویه القلبیه ـ ارجوزه فی التشریح ـ ارجوزه فی المجرمات فی الطب ـ الارجوزه فی الطب ـ ارجوزه فی الفصول الاربعه ـ الارجوزه فی الباه ـ الارجوزه فی الطب ـ ارجوزه فی تدبیر الفحول فی الفصول الاربعه ـ ارجوزه الوصایا الطبیه ـ ارجوزه لطفیه فی وصایا بقراط ـ الاغذیه و الادویه ـ الاقراباذنی ـ البول ـ رساله فی تخلیط الاغذیه ـ تدبیر سیلان المنی ـ فی حفظ الصحه ـ دستور طبی ـ الخمر ـ دفع المضار الکلیه من الابدان الانسانیه ـ السکنجبین ـ سیاسه البدن و فضائل الشراب ـ شطر الغب ـ رساله فی الطیب ـ العضد ـ فصول فی الطب ـ الفصول الطبیات ـ القانون فی الطب ـ القوی الطبیعیه ـ القولنج ـ المسائل الطبیه ـ المسائل المعدوده ـ ذکر فی مقادیر الشرابات من الادویه ـ المفرده ـ منافع الاعضاء ـ فی بیان النبض ـ فی الهندباء ـ وصیه حفظ الصحه

 

10ـ در باب کیمیا: الاکسیر ـ الدر المکنون و الجواهر المصون ـ رساله فی الصناعه العالیه

 

11ـ در باب علم تعبیر و سحر و طلسمات: کتاب الرؤیا و التعبیر ـ السحر و الطلسمات و النیرنجات و الاعاجیب ـ النیرنجیات

 

12ـ در باب ریاضیات[4]: الزاویه ـ رویه الکواکب باللیل لا بانهار ـ الطریق الذی اوثره علی سائر الطریق فی اتخاذ الآلات ـ رساله فی الموسیقی ـ الفلک فی الموسیقی ـ الفلک و المنازل ـ قانون الفصل الشمس و القمر و اوقات اللیل و النهار ـ فی سبب قیام الارض فی وسط اسماء ـ مختصر فی علم الهیه ـ فی ابعاد الظاهره الاجرام السماویه ـ ابطال احکام النجوم

 

13ـ رسالات ادبی: حدوث الحروف ـ العلم و النطق ـ النیروزیه فی حروف ابجد ـ مخارج الحروف

 

14ـ نامه‌ها: الارشاد  فی الدخول فی الکفر ـ حصول علم و حکمه ـ رسائل الشیخ الابی عبید الجوزجانی و الی سعید بن ابی المیز فی امر النفس ـ رقعه الی علاء الدوله بن کاکویه ـ رقعه الی ابی زیله ـ صوره ما کتبه ابوعلی سینا سیتد عن بعض اصدقائه ـ رقعه الی ابی سعید بن الخیر الصوفی ـ رقعه الی ابی سعید بن ابی الخیر

 

در پایان لازم به ذکر است که دسته‌بندی آثار ابن سینا را می توان دقیقتر و کاربردی‌تر ارائه داد.

 

بخش سوم جلد اول، به معرفی اشعار ابن سینا که به زبانهای فارسی و عربی سروده است اختصاص دارد. اشعار فارسی که مجموعاً شامل بیست و دو قطعه و رباعی از 65 بیت است همگی منسوب به ابن سینا هستند، و اما اشعار عربی که ظاهراً در انتسابشان تردید نیست (ابن ابی‌اشیعه تردید ‌دارد!) شامل هفت قصیده است. مهمترین بخش کتاب (بخش چهارم) به آراء ابن‌ سینا و مرتبت او در علوم پرداخته است. براساس آراء نویسنده، ظهور نوابغی همانند ابن سینا ریشه در نهضت علمی داشت که در دورة عباسیان (اواسط قرن دوم هجری) شروع شده بود. جالب آنکه مبنای آن نهضت آثار علمای یونان و مصر بوده اما به دلیل ترجمه‌های نارسا و غامض، ترویج و شکوفایی علوم مربوط  به‌سختی و کندی پیش ‌رفته است.[5] تاثیر ابن سینا بر پیشرفت دانش ماندگار و مشخص است.

 

از جمله مقولاتی که ابن سینا به آنها پرداخته و آراءاش مورد توجه قرار گرفته عبارتند از: 1ـ منطق: آن را در نه باب بصورت کامل و جامع در کتاب شفا جمع‌بندی و تشریح نموده است. 2ـ تقسیم علوم: ابن سینا علوم را به دو ردة کلی عملی و نظری تقسیم می‌کند. علوم عملی شامل: تهذیب نفس، تدبیر منزل و سیاست مدن و علوم نظری شامل؛ علم طبیعی، علم ریاضی و علم مابعدالطبیعه. در ادله، علم طبیعی را بر هفت شاخه اصلی و هفت شاخه فرعی تقسیم می‌کند، و البته آن را عام فهم‌تر از دو علم دیگر می‌داند. علم ریاضی را شامل چهار شاخه اصلی می‌داند که آنها هم به یازده زیرشاخه تقسیم می‌شوند. علم مابعدالطبیعه به پنج مبحث تقسیم می‌کند. 3ـ عرفان: در این شاخه ابن‌سینا به اثبات معجزات انبیاء و ممکن بودن کرامات مشایخ می‌پردازد. 4ـ حکمت، مشاء و مشرقیین: ابن سینا در این بخش، به اثبات نبوت و توجیه مساله معاد و وحی به پیشرفت و استحکام این فلسفه‌ها کمک می‌کند. 5ـ طب: ارزش کار او در این بخش از جهت ایجاد نظم منطقی در مسائل پزشکی است که برای اولین بار ارایه شده است.

 

در آخرین بخش کتاب، بخش پنجم، درباره جشن هزاره تولد ابن سینا در جهان و ایران سخن به میان می‌آید. مؤلف ضمن بیان توضیحاتی اظهار می‌دارد که چون ابن سینا دانشمندی مسلمان است و تاریخ محیط زندگی او هجری قمری می‌باشد لذا گذشت هزار سال قمری را مبنای گرفتن هزاره قرار داده‌اند. در ادامه به بزرگداشت‌های ابن سینا در نقاط مختلف جهان پرداخته می‌شود. اولین بار در ترکیه، در سال 1937 میلادی، یادبود نهصدمین سال درگذشت ابن سینا. افغانستان، در سال 1316 شمسی، نهصدمین سال درگذشت ابن سینا. هزارة تولد ابن سینا، یونسکو در ایتالیا، 1950 میلادی. ریاست جلسه از طرف یونسکو به دکتر طه حسین مصری واگذار می‌شود که ایشان بصورت افتخاری این ریاست را به آقای علی اصغر حکمت می‌سپارند. بغداد، جشن هزاره یکبار در 1951 و بار دیگر بصورت کاملتر در سال 1952 میلادی، گرفته شد. در این بین در دانشگاه‌ها و پایتخت برخی کشورها، مراسم یادبودی به مناسب هزارة ولادت ابن سینا برپا شده است.

 

در ایران، شروع مقدمات جشن هزاره، 1323 شمسی بوده که مهمترین اقدام را در این سال می‌توان تهیه آرامگاه جدید و نشر مجدد آثار فارسی ابن سینا دانست. طراح نقشه آرامگاه جدید التأسیس ابن سینا در همدان مهندس هوشنگ سیحولا است که ساخت آنرا در سال 1331 به پایان رساند.

 

پی نوشت‌ها:

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1ـ هرچند بعید می نماید مشکلش حل شده باشد، زیرا بعدها غزالی کتابی به نام «تهافة الفلاسفه» را در رد فلسفه با اشاره به نام آن دو (ابن سینا و فارابی) بیرون می‌دهد و در آن به رد فلسفه خصوصاً از دیدگاه آن دو می‌پردازد.

 

2ـ بنا به قول ابوعبید، بیهقی آنرا 58 سال شمسی و خواندمیر 63 سال شمسی ذکر نموده‌اند.

 

3ـ موضوع آن با مورد قبل متفاوت می‌باشد و تکراری نیست.

 

4ـ غیر از اولی مابقی شاید بهتر بود در بابی مانند ستاره شناسی و نجوم آورده می‌شوند.

 

5ـ و شاید تنها دلیل یا مهمترین دلیل عدم ترقی علوم در جوامع اسلامی همین مسئله باشد و نه مخالفت پیشوایان دینی، تعصبات مذهبی و … که بعضی به آن‌ها استناد می‌کنند.

 

 

  نظرات ()
The Arabic manuscript tradition (معرفی کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٧

 

 

سیدمحمدحسین مرعشی

The Arabic manuscript tradition: a glossary of technical terms and bibliography, Adam Gacek  Leiden;Boston:Koln: Brill, 2001

 

 

کتاب دارای دو موضوع اصلی است: نخست واژه­نامه­ای توصیفی (عربی ـ انگلیسی) در مورد مراحل مختلف تولید یک نسخه خطی از ابتدا تا رسیدن به دست سفارش­دهنده و بخش دوم کتاب­شناسی مفصلی است که به­صورت موضوعی تنظیم شده است. در این کتاب­شناسی، به دلیل ارتباط نسخه­شناسی عربی با نسخه­شناسی عبری، یونانی و لاتین، برخی مربوط به این زبان­ها نیز ذکر شده است.

همان­گونه که مؤلف در مقدمه­ی کتاب آورده است، یکی از عمده­ترین ویژگی­های تمدن اسلامی تقدیر و بزرگداشت کتاب است. توجه به کتاب در فرهنگ عرب­زبانان نیز متأثر از توجه اسلام بدین مقوله است. از آغاز سده­ی نخست تا پایان سده­ی سیزدهم هجری صدها هزار دست­نوشته، در موضوع­های دینی و علمی، در سرزمین­های اسلامی تألیف و میلیون­ها نسخه از آن به صورت دست­نویس تکثیر شده است که بسیاری از آن­ها در کتاب­خانه­های ملی، دانشگاهی و یا در مجموعه­های شخصی نگه­داری می­شود.

در میان این آثار بی­شمار، مطالب بسیاری درباره­ی ساخت و تزیین کتاب وجود دارد که عمده­ی آن­ها در دوران ممالیک نگاشته شده است. نویسنده اظهار می­دارد که منابع مهم عبارت است از: 1. عمدة­الکُتّاب، اثر معزبن بادیس (د. 454هـ.) 2. المخترع فی فنون من السنة، منسوب به ملک المظفر یوسف غسانی (د. 694 هـ.) 3. النجوم الشارقات، اثر محمدبن ابی الخیر حسنی دمشقی (سده­ی دهم هجری). به غیر از کتاب­های یادشده، نویسنده­ی کتاب از کتاب­های دیگر نام می­برد، مانند: تیسیر [فی صناعة­التسفیر]، اثر اشبیلی (د. 628 هـ.)؛ تدبیرالسفیر، اثر ابن ابی حمیده (سده­ی نهم هجری)؛ صناعة­التسفیرالکتب، اثر سفیانی (1029 هـ.). در این کتاب­ها به فنون و ابزار صحافی اشاره شده است. افزون بر این آثار، کتاب تحف­الخواص، اثر ابوبکر محمد قَلَلوَسی (د. 707 هـ.) است که به روش تولید مرکب و در فصلی نیز به مسطره (سطراندازی) پرداخته است. کتاب بدرالدین غزّی (د. 984 هـ.) نیز کتابی آموزشی است به نام دررالنضید که بخش عمده­ی آن به آداب کتابت، مقابله و تصحیح مربوط می­شود. کتاب یادشده از جمله کتاب­هایی است که از اصطلاحات به­کاررفته در آن، در کتاب حاضر، بیشتر استفاده شده است.

چنان­که گفته شد، بخش اول کتاب مربوط به اصطلاحات فنی رشته­ی نسخه­شناسی است. این اصطلاحات به نقل از مؤلف کتاب، از متون متنوعی استخراج شده است که از آن جمله­اند: متون کلاسیک، متون سده­های میانه، متون سده­های پس از آن، پژوهش­های معاصر و فهرست نسخه­های خطی.

به­گفته­ی مؤلف، این کتاب در کنار کارهای اصلی او، به صورت یک کار جنبی، مدت­ها ادامه داشته است. بنابراین، کاری چندان جدی نمی­نماید. اما گستره­ی زمانی منابع مورداستفاده می­تواند تصویری از فرهنگ مربوط به کتاب، در دوران پیش از پذیرش کتاب­های چاپی در سرزمین­های اسلامی (در این­جا منظور نویسنده سرزمین­های عربی و ترک­زبان است) باشد. واژه­های کتاب، شامل اصطلاحاتی نیز می­شود که گروه­های مختلف فرهنگی و اداری به کار می­برده­اند: این گروه­ها به­طور عمده عبارتند از «کتّاب» (منشیان و مأموران دیوانی)، «محدثّون» (راویان اخبار و سنت)، «خطاطون» (خوش­نویس­ها)، «لغویون» (واژه­نگاران) و «علما» (دانشمندان).

جست­وجو در این زمینه­ها، برای فهم بهتر از انواع خط، بوم­های نوشتار و انواع رایج آن­ها و طرز نسخه­برداری، مقابله، صحافی و جلدسازی و تزیین، مصورسازی و آرایه­بندی نسخه­ها بسیار مفید خواهد بود.

در بخش واژه­شناسی، واژه­ها و اصطلاحات را معنا و گاه تعریف کرده است، اما همان­طور که در مقدمه کتاب می­گوید: به معنی برخی واژه­ها اعتماد ندارد، زیرا کاربرد آن­ها در متون مورداستفاده ابهام داشته و یا تنها در یک دست­نوشته یافت شده است. برخی از این واژه­ها، به­ویژه آن­هایی که به قطع کتاب مربوط می­شوند، در منابع مختلف ضبط شده­اند، اما برابر دقیقی در زبان انگلیسی برای این واژه­ها وجود ندارد و این شاید بدان علت باشد که هنوز معنای دقیق این کلمه­ها روشن نشده است. بدین قرار ترجمه کردن قطع­الربع و قطع­الثمن به quarto و octavo کاملاً اشتباه است.

به­عقیده­ی مؤلف فقدان نام خوش­نویسان و دست­کم مشهورترین آن­ها در یک واژگان نسخه­شناسی، نقص به شمار می­آید. هنر خوش­نویسی، هنری همچنان زنده است و انواع خط بنا بر نوع آن و منطقه­ای که در آن به کار می­رفته است، تغییر و تحول داشته است. برای نمونه خط­های نسخ یا رقاع در دوران ممالیک و دوران پس از آن، بسیار تفاوت یافته­اند؛ اما هنوز دقیقاً مشخص نیست که این خطوط چگونه تغییر یافته­اند. بنابراین، تعاریفی که در این کتاب به کار رفته است، بسیار کلی و گاه به یک دوره یا منطقه محدود می­شود و از این­رو، قطعی نیست.

بسیاری از اصطلاحات به کاررفته در این کتاب، به نسخه­های عربی مربوط می­شود. برخی نیز از منابع اداری و دیوانی گرفته شده­اند که تنها در این محدوده­ها به کار می­رفته­اند.

واژه­های فنی مربوط به ترکیبات مرکب­ها و استفاده از رنگ­مایه­ها در این کتاب نیامده است. این واژه­ها در کتاب نسخه­پردازی عربی سده­های میانه (Medieval Arabic Bookmaking)، اثر مارتین لوی (Martin Levy) آمده است.

از آن­جا که بیشتر واژه­های این کتاب از متونی به دست آمده که به مناطق مختلف و ادوار تاریخی متفاوت در سرزمین­های عربی تعلق دارد، بدین ترتیب مترادف­های بسیاری به آن­ها راه یافته است. برای نمونه: سرطبل (envelope flap) معادل­های اُذن (در اندلس و شمال افریقا)، مَرجِع (مغرب)، لِسان (سرزمین­های مرکزی عربی)، مِقلَب (شرق مدیترانه، عراق)، رَدّه (شرق مدیترانه)، ساقطَه (یمن) و موارد دیگر. جالب توجه آن­که برخی از این واژه­ها از بخش­های مختلف بدن انسان گرفته شده است. این واژه­ها بیشتر در توصیف ظاهری یک نسخه­ی خطی به کار رفته است. مانند: اُذن (گوش: flap)، لِسان (زبان: envelope flap)، رأس (سر: upper margin)، وجه (صورت: upper cover, recto)، عَقب، عَقِب (پاشنه: catchword)، صدر (سینه: incipit, recto)، خَدّ (گونه: outer or inner margin)، شِدق و فکّ (آرواره: book cover). بدیهی است که بسیاری از این کلمات در سده­های میانه اسلامی کاربرد داشته­اند و تنها برخی از آن­ها باقی مانده است.

لازم به یادآوری است که برخی واژه­ها از منابع عربی استخراج نشده، بلکه از کتاب­های مرجع مانند دایرةالمعارف اسلام یا ایرانیکا به دست آمده است. واژه­هایی مانند زلف، درفش، سرلوح، شیرازه، افشان و...

بخش دوم کتاب شامل دوقسمت است:

الف) پژوهش­های کلی و مقدماتی، شامل:

 

1.کتاب­نامه­ها

2. نشریات ادواری

3. مقالات همایش­ها و آثار گوناگون

4. پژوهش و تحقیقات کلی

5. گزیده پژوهش­ها در مورد یک یا چند نسخه خطی

6. تولید و فرهنگ نسخه­های خطی (وراقه)

7. گزیده­ی کتاب­شناسی و پژوهش­ها

8. تاریخ نسخه­های خطی (تملک­نامه­ها، نقش­مهرها، وقف­نامه­ها و غیره)

9. فرهنگ عامیانه در مورد نسخ خطی

10. جعل نسخ خطی

11. واژگان

 

ب) بوم­های نوشتار و ابزارها

1. پژوهش­های کلی و عمومی  2. پاپیروس   3. پارشمن    4. کاغذ (دو بخش: کاغذهای بدون آب­نقش و کاغذهای تولیدشده در سرزمین­های اسلامی که در این بخش کتاب­نامه، دستورالعمل­ها و آداب کاغذسازی و پژوهش­ها آمده است؛ بخش دوم شامل کاغذهای آب­نقش­دار و آب­نقش­شناسی است)   5. مرکب، دوات، قلم و دیگر لوازم کتابت

 

بخش سوم به مخطوطات اعم از کراسه، رقم و غیره پرداخته است.

بخش چهارم خود به زیربخش­های زیر تقسیم می­شود:

الف) متن، ترکیب و ترتیب آن (شامل: انواع ترکیب، اجزای آن و...؛ صفحه­آرایی؛ انجامه و رقم کاتب؛ تاریخ، تاریخ­گذاری و اعداد؛ اختصارات؛ نام­ها و عناوین عربی؛ آوانویسی، تصحیحات و آداب آن)

بخش پنجم با عنوان انتقال دانش به موضوعات زیر می­پردازد:

الف) پژوهش­های کلی     ب) انتقال آثار شخصی   ج) اجازات و سماعات

بخش ششم به خط­های عربی، کاتبان و کهن­خط­شناسی اختصاص دارد و در آن مرقعات و فهرست نسخ­خطی نمایشگاه­ها و کتاب­خانه­ها آورده شده است).

بخش هفتم به هنرهای نسخه­نگاری مانند مرقعات و خوش­نویسی، تزیین و تصویرگری، کاغذهای تزیینی، صحافی و جلدسازی و دیگر موضوعات مربوطه می­پردازد.

بخش هشتم شامل قران­های خطی از قبیل قران­های اولیه و پاره­قران­ها، قران­های متأخر و نسخه­های چاپ عکسی است.

بخش نهم به نقد و تصحیح اختصاص دارد و بخش دهم به فهرست­نگاری. بخش یازدهم به چگونگی حفظ و نگهداری نسخ خطی می­پردازد. بخش دوازدهم و پایانی کتاب از فهرست­های نسخ خطی و مجموعه­ها می­گوید.

 

 

  نظرات ()
پژوهش باستان‏شناسانه سنگ‏نگاشته‏های ثمودى‏ نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٧

 

    ثمود: پژوهش باستان‏شناسانه سنگ‏نگاشته‏های ثمودى‏/  وان دن براندن‏،    ترجمه   سید محمدحسین مرعشى. انتشارات نگاه معاصر. 1387‏

 

 مقدمه مؤلّف‏ 

  براى نگاشتن این کتاب ناچار به اطلاعاتى که تقریبا در چهار هزار متن منتشر شده، وجود داشت اکتفا شد و این در حالى است که هزاران سنگ‏نگاشته، هنوز شمارش نشده‏اند و بسیارى دیگر دیگر هنوز بر صخره‏های عربستان در انتظار پژوهشگران اند.

ترکیب محتواى این چهار هزار سنگ نگاشته، تصویری از زندگی مردمان ثمود که در گذشته‏هایى نزدیک از دید رس تاریخ دور شده‏اند به ما مى‏دهند.

 براى وضوح بخشیدن به ابهامات موجود در این تاریخ به پژوهش‏های طولانى و دشوار نیاز است. ما ابتدا آنچه را مؤلفان تاریخى در باره ثمود گفته‏اند جمع‏آورى کردیم. سپس به گرداورى اطلاعات موجود در سنگ‏نگاشته‏های ثمودى پرداختیم. آنگاه هزاران اسم خاص، تجزیه و تحلیل شد پس از ان تصاویر حک‏شده بر سنگ‏ها که در کنار سنگ‏نوشته‏ها به فراوانى دیده مى‏شوند مورد تفسیر قرار گرفت. نتیجه به دست آمده شگفت‏انگیز بود. این پژوهش‏ها چهرهای را از این مردم ترسیم کرد که به نظر ما چندان غیرواقعى نمى‏نماید. با این همه تا حد ممکن کوشیده‏ایم نتایج پژوهش‏های خود را با داده‏های تاریخ دیگر اقوام سامى و به ویژه با داده‏های تاریخى عربستان جنوبى مورد مقایسه قرار دهیم.  

 

    فصل اول‏:  اعراب ثمودى در منابع تاریخى‏

     1.  روایات تاریخى عربى‏

  مورخان قدیمى عرب، براى نگاشتن تاریخ نیاکان پیش از اسلام خود داده‏های اندکى در اختیار داشته‏اند. با وجود این، شبه جزیره عربستان از هشت سده پیش از میلاد، داراى یکى از درخشان‏ترین تمدن‏هاست که مشرق‏زمین در طى روزگاران، به‏خود دیده است. در سراسر شبه جزیره، صخره‏ها پوشیده از نوشته است، زمین پر از سنگ‏هایى است که روى آنها  حکاکی شده است. اسناد و مدارک بایگانى‏شده بسیارى وجود دارد که نشان‏دهنده حرکات واشارات نیاکان و نژادهای گشمده‏ است.

 

     2.  روایات تاریخى آشور

 از سده نهم پیش از میلاد، عربستان شمالی در چنگ قدرتِ هولناک آشورى - بابلى قرار داشت. بیش از سه سده، پادشاهان این سرزمین، با موفقیتى کمابیش نسبى، اعراب را زیر سلطه خود نگه داشتند. اما این سؤال مطرح است که آنها چرا براى این سرزمین بى‏حاصل و سوزان چنین اهمیتى قائل بودند. دلیل آن و دلیلى که لشگریان روم را چند سده بعد، در آغاز سده نخست میلادى، واداشت تا ز این سرزمین با صحارى بى‏انتها و خطرناک بگذرند و به سرزمین‏های جنوب حمله کنند، احتمالا جاذبه ثروت افسآنهای نبوده است. البته مقدار غنایم و باج‏های مورد مطالبه، از ثروت مردم شمال خبر مى‏دهد، اما این واقعیت نیز وجود دارد که آشورى‏ها، سرزمین‏های ثروتمند عربستان را مورد تعرض قرار ندادند. لشگرکشى‏های آنها از عربستان مرکزى فراتر نرفت. از طرفى عربستان نیز قدرت یکپارچهای نبود تا تهدیدى دائمى براى حکومت‏های نیرومند میان دجله و فرات باشد. امنیت شمال و مرکز عربستان به‏طور عمده به شکوفایى اقتصاد بین‏النهرین بستگى داشته است. جاده‏های بازرگانى که به آشور ختم مى‏شد و کاروانهای آکنده از کندر و ثروت جنوب که در این راه‏ها از سویى به سویى در حرکت بودند از این سرزمین وسیع مى‏گذشت. درست است که آنها از منزلگاه‏های واقع در واحه‏های حاصلخیز مى‏گذشتند اما در مسیرهای بسیار طولانى در معرض خطرات کویرى هولناک، با ساکنانى بدوى یا نیمه‏بدوى قرار داشتند که قتل و غارت براى آنها شیوه یک زندگى شرافتمندانه بود.

 

   3.  روایات تاریخى کلاسیک‏

 به گفته استرابون (66 تا 24 ق.م.) در سده سوم پیش از میلاد، اراتوستن عربستان را به دو قسمت بزرگ تقسیم کرد. در عربستان جنوبى، سبایى‏ها، معینى‏ها، قتبانى‏ها و حضرموتى‏ها زندگى مى‏کردند. مؤلف به بدویانى اشاره مى‏کند که در میان نبطى‏ها و سبایى‏ها در حجاز و عسیر حضور داشتند و «اعراب بدوى شترچران» خوانده مى‏شدند. او در این مورد بیش از این چیزى نمى‏داند. استرابون نیز هیچ توضیحى نمى‏دهد.

 

    4.  منابع کتیبه‏شناختى‏

 الف.  سنگ‏نگاشته‏های غیر ثمودى‏

 منابع تاریخى، گستره تحت تصرف ثمودیان را عملا تمام عربستان شمالی و مرکزى مى‏دانند. این امر شگفت‏انگیز است  اما لازم است که براى روشن‏تر شدن تاریخ به بررسى بپردازیم.

 برخى متون کتیبه‏شناختى غیر ثمودى، داده‏های منابع تاریخى را تایید مى‏کنند. نخست کتیبه دو زبانه یونانى - نبطى که فیلبى در سال 1951 در معبد روافه در مدین  یافت

  ب.  سنگ‏نگاشته‏های ثمودى‏

 متون یونانى و عربى جنوب نیز وسعت سرزمین‏های مورد تصرف ثمودیان را که در منابع دیگر ذکر شده است تایید مى‏کنند.  وجود نوشته‏های عجیبى بر صخره‏های عربستان از مدت‏ها قبل مورد توجه مؤلفان کلاسیک قرار گرفته بود  هنگامى‏که این نوشته‏ها براى نخستین بار نزدیک به پایان سده نوزدهم به‏دست محققان رسید نمى‏دانستند ان را به چه چیز مربوط بدانند. اما براى ان نام بسیار مبهم «ماقبل عربى» را در نظر گرفتند هر چند رمزخوانى با دشوارى بسیار پیش مى‏رفت. اما سرانجام توانستند کلمه ثمد را کشف کنند. لیدزبارسکی ان را «ثمودى» تشخیص داد. این اسم مورد موافقت قرار گرفت زیرا مى‏دانستند مکآن هایى که این سنگ‏نگاشته‏ها از آن‏جا به‏دست آمده، محل سکونت قبیله ثمود بوده است.

 

    فصل دوم‏

    کند و کاو در باره قوم ثمود و نتیجه آن‏

 

    1.  کند و کاو

 همان‏طور که دیدیم هزاران سنگ‏نگاشته ثمودى از سراسر عربستان به‏دست آمده است. همه این متن‏ها از یک نوعند و یک واحد را شکل مى‏دهند. واحد به این معنا که آنها از انواع سنگ‏نگاشته‏های ددانى، لحیانى و معینى که در این نواحى یافت شده‏اند کاملا متفاوتند. سنگ‏نگاشته‏های ثمودى، خود به شاخه‏های مختلف تقسیم مى‏شوند.

 

    2.  ملت ثمود

 براى پاسخ به این سؤال ابتدا باید دانست که از لفظ «قبیله ثمود» چه استنباط مى‏شود؟ پس از قرآن، تاریخ‏نویسان عرب از لفظ «قبیله ثمود» استفاده مى‏کنند، اما به نظر مى‏رسد واقعیت فراتر از این باشد. با خواندن سنگ‏نگاشته‏های ثمودى ملاحظه مى‏کنیم که این سنگ‏نگاشته‏ها در واقع، از کسانى به‏جا مانده که خود را از قبیله‏های مختلف مى‏دانند. نام قبیله‏هایى که بدین صورت آمده، بسیار زیاد است.

 

    3.  وحدت ثمودى‏

 ثمودیان داراى وحدت بوده‏اند. اما اگر این وحدت را یکپارچگى تصور کنیم دچار اشتباه شده‏ایم. این تنوع به دلیل گوناگونى قبایل است. سبا و معین نیز از قبایل مختلف تشکیل شده بودند و این مانع وحدت آنها نشده بود. به عقیده ما دلیل عمده افت و خیز در روابط بین این قبایل، فقدان یک قدرت مرکزى است. هیچ دلیلى براى اثبات وجود یک مملکت ثمودى، در دست نیست. قبیله اولیه ثمود به‏نظر نمى‏رسد همانند قبایل سبا و معین در جنوب، موفق به برقرارى سلطه سیاسى خود بر نواحى تحت تصرف خود شده باشد.

 وسعت سرزمین، فرهنگ ابتدایى، تفرق قبایل که حتى در جنوب عربستان، بارها سبب طغیان شده بود نمى‏توانست در ایجا یک قدرت مرکزى، مساعدت کند. خطرات خارجى نیز متوجه آنها بود. خطراتى مانند توسعه‏طلبى نبطى و دست‏اندازى‏های سبا و معین بر نواحى مهم شمال به دلیل منافعى که در آن مناطق داشتند. هنگام بروز چنین خطراتى، ثمودى‏ها با قواى مسلح خود به دفاع مى‏پرداختند.

 منابع تاریخى و متون کتیبه‏شناختى اتفاق نظر دارند که ثمود، ملتى با سرزمینى گسترده، آمیزه ای از قبایل به‏هم پیوسته به‏سبب پیوندهای فرهنگى و دینى بوده است.

 

    4.  منشاء ملت ثمود

 

 تعیین زمان به‏وجود آمدن ملت ثمود، مساله دشوارى است زیرا در هیچ‏یک از منابع تاریخى و کتیبه‏شناختى اطلاعات لازم در این مورد وجود ندارد. اما نشانه‏هایى وجود دارد که به‏طور اجمالى، جسارت ابراز برخى ملاحظات را به ما مى‏دهد. اما این ملاحظات از دایره فرضیه پا فراتر نمى‏نهند.

 

    5 .  سرانجام ثمود

 در پایان، این سئوال مطرح است که آیا مى‏توان براى ثمود، سرانجامی مشخص کرد. ثمود یک ملت بوده است، ملتی که تقریبا در سراسر سرزمین عربستان شمالی و مرکزى پراکنده بودند. این مردم، حکومت به معنی واقعی به وجود نیاوردند بلکه داراى نوعی اتحادیه از قبایل مختلف بودند. این اتحادیه، نام خود را از قبیله نیرومند ثمود گرفته بود. و پیوندهای بسیار شکننده فرهنگى و دینى آنها را با یکدیگر متحد کرده بود. ظاهرا ثمودیان هرگز نتوانسته‏اند همانند اعراب شمالی در برابر مهاجمین آشورى از مرزهای خود دفاع کنند.

 

 فصل سوم‏

 مردم ثمود بر اساس سنگ‏نگاشته‏های ثمودى‏

 

    1.  محل سکونت‏

 سنگ‏نگاشته‏ها اطلاعات بسیار اندکى در باره محل سکونت ثمودیان ارائه مى‏کنند. بر اساس روایات تاریخى، آنها در صخره‏های تراشیده شده زندگى مى‏کردند که بقایاى آن هنوز در اطراف حَجَر موجود است. اما خانه‏های مذکور در حقیقت مقبره‏های نبطى است. با این همه نمى‏توان به‏ویژگى شهرنشینىِ حداقل قسمتى از این مردم تردید کرد.

 

    2.  چهره‏

 آن گروه از روایات تاریخى عربى که ثمودیان را مردمى درشت‏اندام تصویر مى‏کنند نمى‏توانند چندان قابل اعتماد باشند. تا آن‏جا که ما مى‏دانیم آنها در تصاویر، داراى اندامی معمولی هستند.

 

    3.  اسم‏های خاص‏

 اسم‏های خاص ثمودیان تنوع بسیار زیادى دارد. این اسم‏ها، نه تنها خصوصیات جسمانى و روانى مختلفى را بیان مى‏کنند بلکه با موقعیت‏های مختلف زندگى بت‏پرستانه و دینى ارتباط دارد.  ثمودیان در انتخاب نام براى فرزندان خود آزادى بسیار داشته‏اند. آنها نه اسم‏های خاص معین داشته‏اند و نه نام خانوادگى معینى.  صورت‏هایى مانند فلان بن فلان یا فلان بن بهمان بن فلان بسیار نادر است. در میان ثمودیان هم‏چنین از سلسله انساب مفصلى که براى صفایى‏ها و به‏طور کلى براى صحرانشینان اهمیت بسیار دارد خبرى نیست.

 

    4.  اجتماع‏

 اجتماع به دو بخش انسانى تقسیم مى‏شد: آزادگان و بردگان. ثمودیان، شاه و ملکه‏هایى داشته‏اند.

 

    5 .  موقعیت اجتماعى‏

  بنابر روایات تاریخى عرب، ثمودیان شهرنشین بوده‏اند، در حَجَر در صخره‏ها زندگى مى‏کردند و حکومتشان پادشاهى بوده است. چنان‏که در قران آمده است آنها در میان باغ‏ها، چشمه‏ها،مزارع غلات و نخلستانها با امنیت و آرامش زندگى مى‏کردند.

 

    6 .  حیوانات‏

 متن‏ها و به‏خصوص تصاویر، حیواناتى را که ثمودیان با آنها سر و کار داشته‏اند به‏ما مى‏شناساند. در میان حیوانات اهلى، شتر، اسب، الاق، گاو، مرغ، خروس، سگ و گربه دیده مى‏شوند. شتر با اهمیت‏ترین حیوانى است که این مردم از زمآنهای دور با ان سر و کار داشته‏اند.

 

    7.  شکار

 

 شکار یکى از مشغولیات عمده ثمودیان بود. در متن‏ها بارها از ان یاد شده است.

 

    8 .  جنگ‏

از کتیبه‏های آشورى چنین پیداست که اعراب شمال شبه جزیره، خیلى زود با سیاست توسعه‏طلبانه آشورى به مقابله برخاستند. در متن‏های ثمودى از جنگ ددان سحن گفته شده که اشاره به نبردى علیه آشور است. این مبارزه براى کسب استقلال بوده است اما در جنگ‏های میان قبایل مساله معمولا مالکیت نقاطى است که داراى اب و مرتع‏اند.

 

    9.  حرفه‏ها

 همان‏طور که در صفحات قبل گفتیم در میان ثمودیان، کشاورز، کاروان‏دار، شکارچى، ادویه‏فروش و پارچه‏فروش وجود داشت. در سنگ‏نگاشته‏ها از حرفه‏های دیگرى هم سخن به‏میان آمده است.

 

    10.  بیمارى‏ها

 بسیارى از متن‏ها و اسم‏های خاص، ما را در شناختن بیمارى‏هایى یارى مى‏کنند که ثمودیان بدآنها دچار مى‏شدند.

 

    11.  تغذیه‏

 اطلاعات سنگ‏نگاشته‏ها درباره وضع تغذیه مردم ثمود بسیار اندک است.

 

    12.  اداب و رسوم‏

 سنگ‏نوشته‏ها و اسم‏های خاص، برخى اداب رسوم این مردم را آشکار مى‏سازند. عشق، نقش مهمى در زندگى آنها داشته است

 

  

    فصل چهارم: دین‏

 

    1.  تجسم خدایان‏

 مجموعه خدایان ثمودى داراى خدایان مذکر و مؤنث بسیارست. بیشتر این خدایان، داراى بیت، معبد بوده‏اند که در آن‏جا مورد تکریم و تعظیم قرار مى‏گرفتند.

 

    2.  تجسم ذهنى‏

 در بررسى بسیار جالبى در مورد دین اعراب پیش از اسلام، کشیش استارکى اظهار داشت: «صحرا نشین مفهومى از خداى یکتا در وجود خود دارد که بسیار قوى‏تر از حس یک شهرنشین است».

 

    3.  آیین پرستش‏

 بسیار دشوار است که تنها به کمک سنگ‏نبشته‏ها به ایین ثمودیان پى ببریم. هیچ‏گونه اطلاعاتى در این‏باره در متن‏ها وجود ندارد. با وجود این، افزوده شدن برخى شاخص‏ها به اسم‏ها، تجزیه اسم‏های خاص و تصاویر، ما را در درک برخى جنبه‏های ان یارى مى‏دهند. در اصل مى‏توان گفت حالت مؤمن نسبت به خدایان، متاثر از درکى است که او از الوهیت و تصورى است که از هدف زندگى خود دارد.

 به عقیده یک عرب، خدا موجودى تواناست. بسیار تواناتر از انسان‏ ...

 

    4.  ویژگى اخترى‏

 ثمودیان مانند بیشتر مردم سامى، براى خدایان خود ویژگى اخترى قائل بودند. این ویژگى مى‏توانسته قمرى، خورشیدى یا ستارهای باشد. مى‏توان گفت اکثر خدایان ثمودى داراى این ویژگى که ممکن است میراث آشوریان باشد بودند.

 

    فصل پنجم: مجموعه خدایان‏

 

    1.  خدایان بى‏نام‏

در سنگ‏نبشته‏های ثمودى تعدادى دعاى بدون نام وجود دارد. شخص دعا کننده بدون انکه نام خدایش را بیان کند با او سخن مى‏گوید. مثلا در متن  124HU. چنین آمده: «فراوانى، روشنایى لطف، زندگى نزد توست!»...

 

    2.  خدایان با نام:

 بیشتر اوقات در دعاها و در اسم‏های دینى، اسم خاص الوهیت به کار مى‏رود. درکتاب، نام حدود هفتاد خدا از مجموعه خدایان ثمود همراه با توضیح آمده است.

  نظرات ()
راهنمای زبان سومری (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ٥ تیر ۱۳۸٧

 

Hayes, John L., A Manual of Sumerian Grammar and texts, Malibu (California), Undena Publications, 2000, 470p.

 

راهنمای دستور زبان سومری همراه با متن، نام کتابی آموزشی است که جان ل. هایس در انتشارات آندنا در شهر مالی بو (کالیفرنیا) برای مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های منطقه بین­النهرین یا میان­رودان(IMAS) به رشته تحریر درآورده است. این کتاب در سال 2000 میلادی برای دومین بار (چاپ اول: 1990) به زبان انگلیسی در قطع وزیری با جلد مقوایی به چاپ رسیده است. از ویژگی‌های این کتاب، کاغذ عاری از اسید آن است که سبب عمر بسیار طولانی کتاب در مقایسه با کتاب‌های با کاغذ معمولی می‌شود. ویراستار کتاب، «جورجیو بوچلاتی »(Georgio Buccellati) است. از آنجا که برای خط سومری حروف چاپی وجود ندارد، متن‌های کتاب را یکی از متخصصان این زبان، یوهان کارناهان (John Carnahan) رسم کرده است.

کتاب راهنمای دستور زبان سومری همراه متن، کتابی مقدماتی برای آموزش دستور زبان و خط سومری است و چون مولف آموزش را از ابتدا آغاز کرده، پژوهشگرانی که هیچ اطلاعی در این زمینه نداشته باشند نیز می‌توانند از این کتاب حتی« بدون معلم» و به صورت خودآموز استفاده کنند.

این کتاب دارای 26 درس و چند پی‌افزود است. هر درس شامل یک متن سومری، فهرستی از واژه‌ها، برابرهای انگلیسی آن همراه با آوانگاری واژه‌های سومری و تجزیه و تحلیل زبان‌شناختی متن است. موضوع درس‌ها از متون مختلف رسمی، اداری، اقتصادی و .... تشکیل شده است.

حدود ده تصویر از بناها و مُهرهای سومری به صورت پراکنده دیده می‌شود.

کتاب دارای یک پیش‌ درآمد و سه فصل است. پیش درآمدی کتاب، به اهمیت، دشواری‌ها، پیشینه زبان سومری و متون سومری کتاب می‌پردازد. این سه قسمت به ترتیب شامل زبان سومری و پی­افزودهاست. قسمت اول در فصل نخست کتاب از طبقه‌بندی، نظام نگارش، نظام‌آوایی و ساختار کلی زبان سومری سخن می‌رود.

در بخش‌ طبقه‌بندی زبان سومری، موضوعاتی مانند لهجه‌ها، ویژگی‌ها  و ترتیب نسخ‌شناسی کلمات و ... مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بخش نظام نگارش شامل موضوعاتی از قبیل منشأ طبیعی کلمات، کهن‌ خط‌شناسی، آوانویسی و واج‌نگاری زبان سومری است.

در بخش نظام‌آوایی مصوت‌ها و صامت‌ها، تکیه‌ها و .. مورد پژوهش قرار می‌گیرند.

بخش عمده کتاب، متن درس‌ها است که حدود 350 صفحه را شامل می‌شود.

پی افزودها، هشت مقوله‌آند:

1-    تاریخ زبان سومری: شامل متون باستانی، سومری باستانی، سومری کلاسیک، سومری جدید و سومری پسین.

2-    مراجعی برای پژوهش‌های میان­رودی (بین‌النهرین) شامل فهرستی از واژه‌ها، متون دستوری و مراجع دیگر.

3-    نمایه‌هایی شامل نام خدایان، مکانها، اشخاص، معابد، آبراهه‌ها و کوه‌ها.

4-    ساختار کلی.

5 تا 8- کتاب‌شناسی و نمایه‌هایی دیگر.

جلد دوم این کتاب- تحت عنوان dis ministrantibus – مراحل آماده‌سازی را گذرانده و به زودی از چاپ بیرون خواهد آمد. سطح متون جلد دوم عالی‌تر از جلد نخست و شامل گزیده‌ای از متون ادبی سومری مانند اسطوره‌های « هبوط اینانّا» و «گیل­گمُش» است.

بدون تردید کتاب آموزش زبان سومری می‌تواند الگویی مناسب برای کتاب‌های آموزشی زبان‌های باستانی ایران و نیز مرجع کم‌نظیری برای پژوهشگران علوم باستانی و زبانشناسی باشد.

 

 

  نظرات ()
نسخه­های خطی علمی کتابخانه ملی مصر (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳۸٧

 

 

King, David A., A Survey of the scientific manuscripts in the Egyptian National Library. (Catalogs / American Research Center in Egypt; V.5). INC., Indiana, 1989.

 

«مروری بر نسخه‌های خطی علمی کتابخانه ملی مصر» جلد پنجم از سری فهرست‌هایی که با حمایت مرکز پژوهش‌های آمریکایی در مصر به زبان‌ انگلیسی تألیف و چاپ گردیده‌است. قطع کتاب رحلی، جلد مقوایی و به وسیله مؤسسه آیزن­براونس (Eisenbrauns) در 345 صفحه (xiv, 331) توزیع شده است. مولف کتاب دیوید کینگ، آن را به پرفسور فؤاد سزگین فهرست‌نگار تُرک تقدیم کرده است.

همان‌گونه که از نام کتاب "آشکار است، مولف به طبقه‌بندی نسخه‌های علمی کتابخانه ملی مصر که به زبان‌های عربی، فارسی و ترکی کتابت شده است. این بررسی بر روی بیش از دو هزار و پانصد نسخه در زمینه‌های ریاضی، نجوم و هیئت نام گرفته است.

کتاب حاضر به عبارتی پی‌افزود تکمیلی کتاب‌های مرجع بر تذکره- کتاب‌شناسی (bio – bibliography) نسخه‌های خطی اسلامی است: کتاب‌های مرجعی مانند فهرست بروکلمان، سوتر، ‌کراوس، ریو، استوری، سزگین، مت و یروسکایا  و رزنفلد.

نویسنده استاد تاریخ علم دانشگاه جاناتان ولفگانگ گوته در فرانکفورت- آن- ماین است. در عین حال به همکاری با گروه زبان و ادبیات شرق نزدیک دانشگاه نیویورک ادامه می‌دهد. طی سالهای 79-1972، سرپرستی طرح بررسی «هیئت در سده های میانی» به عهده او بود. مرکز پژوهش‌های آمریکا در مصر و موسسه اسمیت سونیان و بنیاد ملی علوم واشنگتن دی سی به ترتیب تولیت علمی و هزینه‌های این طرح را بر عهده داشتند. این کار همزمان با تکمیل فهرست‌نگاری نسخ‌ خطی قاهره (76-1974) در تابستان 1976 به انجام رسید.

آثار زیر بخشی از کارهای علمی است که پرفسور کینگ در انجام آنها همکاری داشته است:

نجوم با رویکرد ریاضی در یمن، در سده های میانی، عدن، 1983.

هیئت از جنبه نجوم در اسلام سده های میانی، فرانکفورت، 1987.

پژوهش‌هایی در زمان‌سنجی نجومی قرون وسطایی اسلامی، شرینگر، ولاگ1987.

و مقالاتی پیرامون علوم اسلامی با عنوان نجوم اسلامی با رویکرد ریاضی و ابزارهای نجوم اسلامی که در لندن بارها تجدید چاپ شده است.

کتاب حاضر متشکل از این بخش‌هاست:

-        مقدمه از مؤلف) 8 ص

        فهرست مولفین] نسخه‌های مورد بررسی[ این فهرست شامل:

1-      مولفین یونانی، ساسانی، هندی به زبان عربی.

2-      مولفین مسلمان تا سال 1100 میلادی.

3-      مولفین مصری و سوری از سال 100 تا 1600.

4-      مولفین مصری و سوری پس از 1600 میلادی.

5-      مولفین یمنی.

6-      مولفین مغربی و اندلسی.

7-      مولفین ایرانی و عراقی.

8-      مولفین ترک.

9-      مولفین اروپایی.

10-     دیگر مولفین.

11-     مولفین ناشناخته.

        فهرست نسخه‌های علمی مولفان یاد شده که به ترتیب در 22،12،4،32،44،24،8 و 14 صفحه آمده است، اما از مولفین اروپایی تنها 6 عنوان نسخه‌  و از دیگر مولفین 28 عنوان در کتابخانه ملی مصر نگهداری می‌شود. در عین حال، آثار مولفین ناشناخته 18 صفحه را در بر می‌گیرد.

        شرح تصاویر برخی صفحات نسخه‌ها، 24 صفحه.

        تصاویری از صفحات نسخه‌ها، 110 صفحه. در صفحه 239 سه تصویر از سه نسخه آورده شده است.

تصویر اول (xixa)، جدول اوقات (جدول معرفت دایر از ارتفاعات آفتاب) از کتاب دستنامه نصیرالدین طوسی برای شهر مراغه.

تصویر دوم (xixb)، فهرست مصری ستارگان که به دست الشحیتی رسم شده است.

تصویر سوم (xixc)، قسمتی از جداول مِزی است که ارتفاع آفتاب را در یک دوره چهارساله محاسبه کرده است.

نمونه فهرست‌نگاری: از ص147.

از مولفین ایرانی:

GI ابوجعفر محمد بن عبدالله الشریفی ازاوی، ص119.

در دیگر منابع جدید فهرست نشده است.

5.3.1 تاج المدخل، رساله‌ای درباره نجوم در سه مقاله و 18 باب. تهیه شده در 490 هجری برای امیرتاج الدین سلجوقی: ط.م. ]= فهرست طلعت مصطفی فاضل] 1/233 (تاریخ کتابت 1681 اسکندری = ۱۳۶۹ میلادی، نسخه نفیس)، غیره (2 استنساخ ضعیف و 2 جزو و 2 نسخه گزیده فصل‌ها). نسخه دیگر نسخه پریستون Mach5066 یا Yehuda367. نسخه شریفی در مورد اوج نجومی سال 1405 اسکندری (= 1093 میلادی)، رک. ط. م. 233، گ. 67پ. این نسخه همچنین شامل برخی جداول کروی نجومی برای عرض جغرافیایی مرو و ترمذ می‌باشد. تحقیق عالی.

نسخه استانبول حمیدیه ۸۲۹،1 ترجمه فارسی/ترکی (؟) غیاث‌الدین بن فتح الله کاتب بغدادی است. نسخه‌ای به نام الدرر المنظوم اثر عبدالرحیم منصور (رک.ش.D126) نسخه اصل تاج المداخل و ابومعشر (B22) بوده است.

  نظرات ()
میراث مکتوب و حیات فکری مسلمانان آسیای میانه (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳۸٧

  

 

Patrimoine manuscript et vie  intellectuelle de l' Asie central Islamique;  sous la direction de Ashirbek Muminov, Francis Richard et Maria Szuppe; Tachkent; Aix-en-Provence: EDISUD, 1999, 232p.

 

این کتاب در موسسه فرانسوی پژوهش‌ها در باب آسیای میانه منتشر گردیده است. از این مجموعه تاکنون چهار کتاب منتشر شده و از این شماره به بعد هر دو سال دو کتاب منتشر خواهد شد. نویسندگان این کتاب‌ها پژوهشگران فرانسوی و آسیای میانه‌ای هستند. این شماره اختصاص دارد به معرفی و بررسی منابع کمیاب و ناشناخته‌ای که به زبان‌های اصلی میراث مکتوب مسلمانان آسیای میانه: فارسی، جغتایی و عربی نگاشته شده است. بیشتر مقاله‌های این کتاب مقاله‌های تکمیل‌شده سمینار میراث مکتوب مسلمانان آسیای میانه است که IFEAC (موسسه فرانسوی پژوهش درباره آسیای میانه) در اکتبر 1997 آن را برگزار کرد و به همت پرفسور ریشارد (Francis Richard)، خانم دکتر ماریا شوپه (Maria Szuppe) و آقای عاشر بیک مومنوف (Muminov Ashirbek) و همکاری برخی مترجمان و مصححان به انجام رسیده است. قصد نویسندگانی که این مجموعه مقاله را فراهم آورده‌اند شناساندن تفاوت‌ها و ارزش تاریخی و هنری میراث مکتوب آسیای میانه مسلمان و نیز جلب توجه جامعه پژوهشگران و مسئولان نسبت به لزوم و فوریت طرحی برای حفاظت از آنهاست.

از نخستین ترجمه‌های آثار مکتوب فارسی به دست شرق‌شناسان فرانسوی و اروپایی تا انتشار انبوه اسناد در دوران تزاری و سوسیالیستی، میراث مکتوب آسیای میانه به تدریج به رویت دانشمندان و پژوهشگران جهان خواهد رسید. هر چند منبع مکتوب به طور کامل یا ناقص به زبان روسی ترجمه شده‌اند«احتمالاً تعداد قابل ملاحظه‌ای از منابع مکتوب و نسخه‌های خطی در طی سال‌های 1930م. (دهه30) تخریب یا ناپدید شده است. امروزه تعدادی از آنها که نزد افراد خاص بوده یا در مجموعه‌های بایگانی به صورت فهرست نشده نگهداری می‌شده‌اند یافت شده است».

کتاب حاضر از دو فصل در یازده مقاله تشکیل شده است:

بخش نخست: تفاوت مجموعه‌های خطی

  عاشربیک مؤمنوف (تاشکند):میراث مکتوب و مجموعه‌های شخصی کتاب‌های خطی[به خط] عربی در ازبکستان.

  لاریساو لاله دودخودواوا(دوشنبه): کتاب‌های خطی شرقی تاجیسکتان، مجموعه سمینوف.

  فرانسیس ریشارد (پاریس): نسخه‌های فارسی کتابخانه ملی فرانسه مرتبط با مسلمانان آسیای میانه.

  فرانسوا دروش (پاریس): یادداشتی بر جزوه‌های قدیمی قرآن از کتَه لنگر(ازبکستان)

 

ادبیان و آثارشان

  عاشربیک مؤمنوف و شواسشیل زیادف (تاشکند): افق فکری دانشمندان از قرن نهم هجری: یافته¬ای تازه‌از کتابخانه محمد پارسا.

  ماریا شوپه (پاریس): ادیبان، حامیان، کتابداران و تذکره‌ها، درباره نقش کتاب در آسیای میانه در سده‌های دهم و یازدهم.

   ایوپورتر (اکس آن پرووانس): کتابخانه عبدالعزیز خان (1055-1019ه./1645-1680م.) حمایت از نقاشی در بخارا.

بخش دوّم: مجموعه‌های ویژه: اسناد و آرشیوها

  شادمان وحیدوف و افتان دل ارکینوف (تاشکند): فهرست کتابخانه صدر ضیاء: تصویری از زندگی فکری در ماوراءالنهر(پایان سده 13ه./ 19م- ابتدای سده 14ه./ 20م)

  افتان دلِ ارکینوف؛ شادمان وانی دوف (تاشکند):

منبع ناشناخته‌ای برای پژوهش در ساخت کتاب‌های دربار محمد رحیم‌خان (خیوه، پایان سده 13ه./ 19م.)

  بختیار باباجانوف (تاشکند): بناهای کتیبه‌دار مجموعه فتح‌آباد بخارا.

بهادر آ. قزاقف (بخارا): تجلیل ساختاری اسناد وقف، به دست آمده از آسیای میانه در قرون 13 هجری/20 میلادی (و ارائه الگویی برای بانک داده‏ها)

همان‌طور که در سطور پیشین آمد این مجموعه، چهارمین کتاب و هفتمین دفتر از مجموعه دفترهای آسیای میانه است. دفترهای پیشین از ا ین قرارند:

دفتر 2-1: درباره هند- آسیای میانه؛ جاده‌های تجاری و اندیشه‌ها؛

دفتر 4-3: میراث تیموریان، ایران- آسیای میانه- هند، سده 18-15 میلادی؛

دفتر 6-5: بخارای شریف (Boukhara la Noble).

این دفاتر به ترتیب در سال‌های 1996، 97 و 98 به صورت چاپ همزمان در دو شهر تاشکند (ازبکستان) و اکس آن پرووانس (فرانسه) انتشار یافته‌اند.

 

  نظرات ()
معرفی مثنوی تصحیح نیکلسون (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٧

 

Jalāl al-Dīn Rumī, Maulana, 1207-1273.  Mas̲navī. English; The Mathnawī of Jalālu’ddīn Rūmī / edited from the oldest manuscripts available: with critical notes, translation & commentary by Reynold A. Nicholson. Cambridge: The Trustees of the "E.J.W. Gibb Memorial"; 1990. 6 v. in 3..(E. J. Gibb memorial ser. New ser.V.4

 ISBN: 0906094089

 

 

 

 

 

مثنوی جلال­الدین رومی، تصحیح شده از روی نسخه‌های خطی همراه با شرح، ترجمه و تفسیر به قلم رینولد ا. نیکلسون، لندن، لوزاک (1925 – 1940)، 8 جلد (موقوفه گیب، سری جدید ش؛4)

مثنوی معنوی مولوی در 8 جلد به تصحیح رینولد ایلین نیکلسون، چهارمین شماره از مجموعه سری جدید (New series) از سلسله انتشارات اوقاف گیب است که طی سال‌های 1925 تا 1940 در نشر لوزاک شهر لندن منتشر شده است.

مندرجات این مجموعه هشت جلدی بدین قرار است:

جلد اول: دفتر اول و دوم متن مصحح.

جلد دوم: ترجمه دفتر اول و دوم به زبان انگلیسی.

جلد سوم: دفتر سوم و چهارم متن مصحح فارسی.

جلد چهارم: ترجمه دفتر سوم و چهارم به انگلیسی.

جلد پنجم: دفتر پنجم و ششم فارسی به انگلیسی.

جلد ششم: ترجمه دفتر پنجم و ششم.

جلد هفتم: شرح اصطلاحات دفتر اول و دوم به انگلیسی.

جلد هشتم: شرح اصطلاحات دفتر سوم و چهارم همراه با فهرست‌های جلد هفتم و هشتم.

مثنوی نیکلسون نخستین متن مثنوی است که با روش انتقادی جدید تصحیح و به چاپ رسیده است. پیش از این تصحیح، نسخه‌های چاپی مختلفی از مثنوی در دست بود، اما این نسخه‌ها غلط‌های بسیار داشت و در قرائت‌های آن نیز اختلافات بسیاری دیده می‌شد. برای تصحیح غلط‌ها و حذف ابیات اضافی، نیاز به تصحیح غلط‌ها و حذف ابیات اضافی، نیاز به تصحیح بر اساس نسخه‌های قدیمی بود. بدین ترتیب نسخه هایی که اساس کار قرار گرفتند تقریباً همگی از قدیم‌ترین نسخه‌ها بشمار می‌روند. مصحح در این باره چنین گفته است: در تصحیح متن مثنوی (دفتر اول و دوّم) از پنج نسخه خطی استفاده کرده‌ام که چهار مجلد آن، حدود هفتاد سال پس از درگذشت مولانا نسخه‌برداری شده‌اند.» این نسخه‌های خطی عبارتند از: نسخه خطی موزه بریتانیا به شماره Or. 5602 که استنساخ آن در 718 قمری به پایان رسیده (نسخه A)؛ نسخه مونیخ، به شماره 35 از فهرست نسخه‌های خطی فارسی کتابخانه دولتی مونیخ تألیف آومر، مورخ744 (نسخه B)؛ نسخه‌ای که متعلق به خود مصحح بوده و به تاریخ 843 استنساخ شده (نسخهL)؛ نسخه خطی موزه بریتانیا به شماره Or. 6438 که به گفته نیکلسون اگر در سده هفتم کتابت نشده باشد حتماً به اوایل سده هشتم تعلق دارد. (نسخه C) و آخرین نسخه نیز نسخه شماره 45 فهرست آومر (Aumer) است که در سال 706  در دمشق رونویسی شده است.

همان‌طور که گفته آمد، اول و سوم و پنجم به متن مصحح فارسی و جلدهای دوّم و چهارم و ششم، به ترجمه انگلیسی آنها اختصاص دارد. دو مجلد آخر نیز شامل شرح و توضیحات برخی اصطلاحات است. البته مصحح قصد داشته است یک مجلد نیز به شرح زندگی و وقایع عصر مولانا و به جنبه‌های زبان‌شناختی و ادبی و تاریخی و تعالیم معنوی این اشعار اختصاص دهد که معلوم نیست به چه جهت از آن صرف‌نظر کرده است. نیکلسون گرایش به تصحیح و ترجمه مثنوی را مدیون تشویق‌های ادوارد براون می‌داند: هر چند که او (ادوارد براون) چیزی درباره انجام این کار به زبان نیاورد، اما هم او بود که ابتدا مرا شیفته کمالات این «قرآن فارسی» نمود.

ظاهراً ژاک دو والنبورگ (Jacques Wallenbourg) سال‌ها، پیش از او، یعنی از 1792میلادی، ترجمه مثنوی به زبان فرانسه را آغاز کرده، پس از شش سال، در قسطنطنیه آن را به پایان رسانده بود. ترجمه‌ای که به گفته پرفسور مک دونالد (D. B. Macdonald)  با نهایت امانت و وفاداری نسبت به اشعار اصلی و نیز حفظ تازگی افکار، قدرت بیان و طراوات رنگ‌های اصلی اشعار قرار داشت. او حتی متن فارسی اشعار را پیش از ترجمه، بر اساس چند نسخه خطی تصحیح کرده بود. متأسفانه تمام این دست‌نوشته‌ها در آتش‌سوزی بزرگ  پرا (Pera) در سال 1799 به خاکستر مبدل شد.

مثنوی شش جلدی اسماعیل آنقروی نیز که اوایل سده یازدهم هجری می‌زیسته، علاوه بر متن فارسی، ترجمه و شرحی به ترکی دارد.

مثنوی نیکلسون فقط بر اساس نسخه‌های خطی تصحیح شده، اما او متن‌های تصحیح شده خود را از آغاز تا پایان با متن‌های چاپ شده دیگر مثنوی مقابله کرده است. متن‌هایی مانند مثنوی بولاق (1268 هـ.) آنقروی، مثنوی چاپ تهران (1307هـ.). اما هرگز بیتی از آنها را در متن مصحح خود قرار نداده است. او چاپ‌های ترکی مثنوی را بهتر از چاپ‌های هندی و ایرانی می‌داند. به عقیده او که تصحیح خود را بر اساس نسخه‌های غربی مثنوی گذارده، چاپ‌های شرقی مثنوی، اختلافات فاحشی با یکدیگر دارند. حتی آنهایی که نسبتاً مقبول است غلط‌های بسیار و ابیات الحاقی زیادی دارد. مثلاً در دفترهای اول و دوم چاپ تهران، حدود 800 بیت وجود دارد که در نسخه‌های اقدم نیامده است. عیب دیگری که او نسبت به چاپ‌های شرقی مثنوی وارد می‌داند رعایت نکردن رسم الخط  و اعراب‌گذاری و رفع نکردن ابهامات ناشی از حذف کسره اضافه یا عدم تمایز کاف از گاف است. مثال می‌آورد که حرف «که» علاوه بر آن که موصول یا حرف ربط است با این رسم الخط چندین معنی دیگر نیز پیدا می‌کند: که (کوه)، که (کاه)، که (کوچک)، گَه (گاه) 

گذشته از عیوب برشمرده در مثنوی‌های چاپی، روش مولوی در قافیه‌پردازی و بی‌قیدی‌های او در قافیه کردن کلمات و یا استفاده از تشدید برای حفظ وزن و... نیز دسترسی به مثنوی را دشوارتر می‌کند.

البته در این روزگار دیگر مثنوی‌های چاپ سنگی وجود ندارد و رسم الخط‌ها تصحیح شده و پاورقی‌ها در بسیاری از چاپ‌ها، مشکل درست‌خوانی را مرتفع ساخته است، اما در اینج نیاز به تصحیح مثنوی در زمان نیکلسون مدّ نظر است.

البته در این روزگار دیگر مثنوی‌های چاپ سنگی وجود ندارد و رسم الخط‌ها تصحیح شده و پاورقی‌ها در بسیاری از چاپ‌ها، مشکل درست‌خوانی را مرتفع ساخته است، اما در اینجا نیاز به تصحیح مثنوی در زمان نیکلسون مطرح است.

از مواردی که ضمن تصحیح، نظر مصحح را جلب کرده، سیر و روش تصرف نسخه‌برداران در متن مثنوی است. به عقیده او نسخه‌برداران، نسخه‌های جدیدتر متن را از لحظ عروضی نیز تصحیح می‌کرده‌اند! مثلاً مصرعی را حذف و قافیه‌ای را تغییر می‌دادند. گاه نیز عیب عروضی را اندکی اصلاح می‌نمودند. نیکلسون این تصرفات را نه از روی هوا و هوس بلکه برای منظوری معین و به روشی خاص می‌داند: «صنف نسخه‌بردار، بی‌نظمی را نمی‌پسندد و هر جا دستش برسد آن را منظم می‌کند»! نکته دیگر آن که ابیات الحاقی مثنوی که فارسی‌زبانان افزوده­اند از حیث صنعت شعری عالی است، اما اشعار کاتبان ترک، غالباً هم از نظر صورت و هم از نظر وزن زشت است. این اضافات ترک ها را در مثنوی چاپ بولاق می‌توان مشاهده کرد. نیکلسون در مقدمه کتاب نخست خود، نمونه‌هایی از تعرض کاتبان را در مثنوی بر سبیل تصادف انتخاب کرده است. مثلاً در بیت:

چونک دندانها برآرد بعد از آن + هم بخود طالب شود آن طفل نان

کاتب از ترکیب «طالب شود» و «طفل نان» خوشش نیامده، مصراع مزبور را چنین اصلاح کرده: هم بخود گردد دلش جویای نان.

یکی از نکته‌هایی که نیکلسون در این دستکاری‌ها یافته، این است که نسخه‌بردارها کلمات قدیمی را هنگام کتابت تغییر می‌دادند، مثلاً کلمه «می سُکست» را حذف کرده به جای آن «می گسست» آورده‌اند و یا «بسکلد» را به «بگسلد» تغییر داده‌اند. دستکاری در ترکیب برخی کلمه‌ها را نیز مجاز شمرده‌اند: «غیر آن پیرو بود» به « غیر آن پیر او ندید» تبدیل شده است.

افزودن و الحاق ابیات نیز دلایلی داشته است. به عقیده مصحح این دلایل ممکن است آسان کردن انتقال ذهن یا به کار بردن تمثیل در مورد معضلات یا توضیح وقایع به صورت حکایت و حتی تاکید بر موضوع‌هایی که به اختصار بیان شده، باشد، «یک نمونه خوب از ابیاتی که برای توضیح بیشتر در مثنوی راه یافته. در حکایت مرد بقال و طوطی آمده است، آنجا که طوطی تنها در دکان می‌ماند و ناگهان می‌جهد و شیشه‌های روغن را می‌ریزد. شاعر چیزی درباره علت ترس طوطی نمی‌گوید، اما در نسخه‌ چاپی بولاق، دو بیت اضافه می‌شود تا به ما بگوید منشا این ترس گربه‌ای به دنبال موش بوده و در نسخه‌ای دیگر ابیات بسیاری اضافه شده و حجم آن را چهار برابر ابیات اصلی کرده است.

در شیوه تصحیح نیکلسون، نسخه اساس وجود ندارد. به عقیده او، در مورد متن دفتر اول و دوم ، هیچ نسخه‌ای نیست که مطلقاً سندیت داشته باشد: «چون ملاک معتبری نبود تصمیم گرفتم همه را مشکوک به حساب آورم. به طور کلی، در دفتر اول، تابع نسخه C و دفتر دوم، تابع نسخه ‌D بودم. زیرا اگر یکی از آنها را ترجیح می‌دادم انتخابی بدون منطق بود. روش من این نبود که قرائت نسخه‌ای را به این دلیل که معنی را بهتر و لطیف‌تر می‌رساند انتخاب کنم، مگر به ندرت.زیرا کمال با ظرافت، با حال و هوای این اشعار و با شیوه انشاء آنها سازگار نیست.»

رسم الخط مثنوی نیکلسون، به رسم‌الخط نسخه‌های خطی تصحیح شده نزدیک است، اما پ و چ با سه نقطه نوشته شده و سرکش گ نیز گذارده شده است. در برخی موارد نیز«کی» و « نی» که به صورت هجاهای کوتاه به کار برده شده، به شکل «که» و «نه» آمده‌اند. عبارات و اشعار عربی و کلمات مبهم نیز اعراب‌گذاری شده‌اند. نیکلسون برای مقابله متن خود، از متن اشعار فاتح الابیات سود جسته است. زیرا متن مثنوی شرح اسماعیل آنقروی را از دیگر چاپ‌ها به متن کتاب نزدیکتر می‌داند. او برای تصحیح مثنوی خود، سه مزیت قائل است که چاپ آن را مواجه می‌سازد:

1-    صورت اصلی یا لااقل قدیم‌ترین صورت متن مثنوی در موارد بسیار احیا شده است.

2-    ابیات الحاقی، حذف شده و تعدادشان به حداقل رسیده است.

3-  با گذاشتن اعراب  و به کمک رسم‌تاخطی جهت رفع ابهاماتی املایی و نحوی، تسهیلاتی برای فهم اشعار فراهم شده است.

نحوی، تسهیلاتی برای فهم اشعار فراهم شده است.

نیکلسون غلط­های بسیاری در غلط‌نامه‌های پایان مجلدات سه‌گانه فارسی، ذکر کرده که بیشتر بر اثر جابجا شدن نقطه‌های کلمات یا کم و زیاد شدن آنها، به متن راه یافته، مانند رنخور (رنجور)، حقد (حقید)، ندارند (ندارند)  و .... که از چشم مصحح دور مانده‌ است.

منابعی که در نوشتن این مقاله بیشتر مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

1-    کتاب هشت جلدی مثنوی نیکلسون.

2-  تفسیر مثنوی مولوی؛ بر اساس تفسیر رینولد نیکلسون و فاتح الابیات و روح المثنوی/ تألیف و ترجمه جواد سلماسی‌زاده.-{تهران}: جواد سلماسی‌زاده

3-  مثنوی معنوی/ تألیف جلال‌الدین محمد بن محمد بن الحسین البلخی ثم الرومی؛ به تصحیح رینولد. نیکلسون؛ به اهتمام نصرالله پورجوادی.- تهران: امیر کبیر، 1363.

پی ‌نوشت‌ها:

1-      موقوفه گیب Gibb Memorials) ) به همت خانم گیب و به یادبود پسر جوان ز دست رفته‌اش، الیاس جان ویلکینسن گیبElias John Wilkinson Gibb)) که از جوانی به ادبیات و علوم شرقی علاقه داشت، تاسیس شد تا درآمد آن صرف نشر کتابهای قدیمی فارسی، عربی و ترکی در زمینه‌های ادبیات، تاریخ، فلسفه و دین برسد. این موسسه به نام Gibb trustees شهرت دارد. تا سال 1960، چهل و پنج عنوان کتاب در 68 مجلد، در دو بخش سری قدیمOld series)) و سری جدید New series))، در این موسسه به چاپ رسیده است.

2-       نیکلسون، رینولد ایلین Reynold Alleyne Nicholson) )، در سال 1868 در یورک شایر انگلستان به دنیا آمد. پدرش پزشک و جراح بود، اما به پژوهش در تاریخ طبیعی روی آورد و در این رشته به استادی رسید و در دانشگاههای سنت آندریو و. ابردین (St. Andrews and Aberdeen) به تدریس پرداخت. از پدربزرگش نسخه‌هایی خطی به زبان فارسی و عربی به جا مانده بود  که وجود آنها در محیط خانوادگی و تشویق و آموزش ادوارد براون، استاد زبان و ادبیات فارسی، او را در سنین جوانی به عالم اسلام‌شناسی و ادبیات فارسی کشاند. او پس از سی سال مطالعه و تحقیق در عرفان و ادبیات فارسی و عربی به تصحیح مثنوی پرداخت و پس از هجده سال موفق به تصحیح، ترجمه و تحشیه آن به زبان انگلیسی شد.

3-       آنقروی، شیخ و مرشد خانقاه (غلطه­سرای)، شارح مثنوی معنوی به ترکی، در سده یازدهم هجری، در کشور عثمانی می‌زیست. شرح او به نام فاتح­الابیات، شرح شش دفتر مثنوی است. از نظر شیوه نگارش، به سبک زمان خویش و آکنده از آرایه‌های ادبی و اشعار و امثال عربی و فارسی است و از نظر معنی، قرآن و حدیث و فقه را به تقلید از ظاهر متن مثنوی در قالب عرفان ریخته و با علم کلام اسلامی آمیخته و در عین حال مسائل تصوف و عرفان ریخته و با علم کلام اسلامی آمیخته و در عین حال مسائل تصوف و عرفان را مطابق رسم زمانه، با رمز و اشاره بیان کرده و نیز کلمات مشکل عربی،‌ فارسی و ترکی را شرح و معنی نموده و بیشتر به مفردات و ترکیبات عربی توجه داشته اما هنگام ضرورت از فارسی و ترکی نیز شواهد شعری آورده است

با وجود برخی نظرها که شرح و تفسیر نیکلسون را ترجمه انگلیسی فاتح­الابیات می‌دانند، بین متن تفسیر نیکلسون و این کتاب فرق بسیار است. حدود نیمی از این کتاب در هشت مجلد تحت عنوان شرح کبیر آنقروی به قلم دکتر عصمت ستار زاده از ترکی به فارسی ترجمه شده است.

 

 

  نظرات ()
هنر سلجوقیان ایران و آناتولی (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧



Robert Hillenbrand. The Art of the saljuqs in Iran and Anatolia. ‎California, Costa Mesa, Mazda Publishers, 1994.‎

کتاب هنر سلجوقیان ایران و آناتولی، با ویراستاری رابرت هیلن براند و ‏همکاری بیش از سی نفر از ایران شناسان ، در سال1994، در انتشارات مزدا، با قطع ‏وزیری بزرگ، به زبان انگلیسی ‏ و با جلد گالینگور، در 322 برگ، به چاپ رسیده ‏است.‏
‏ کتاب، شامل مقالاتی است که در گردهمایی علمی سال 1982، در ادینبورگ ‏عرضه شده است. نویسندگان این مقاله‌ها کوشیده‌اند در حداکثر در ده صفحه به ‏موضوع مورد نظر خود بپردازند. هنرهای مورد توجه نویسندگان ایران‌شناس این کتاب، ‏بیشتر معماری، تزیینات، وسایل، ظروف، کتاب و ... بوده است. ایرانیان در دوران ‏سلجوقیان خواند، تنها چند مقاله به آثار به جا مانده از این دوران به آناتولی مربوط ‏می‌شود.‏
‏ همان‌طور که گفته شد این کتاب مجموعه مقالات سمپوزیوم ادینبورگ است، ‏بنابراین مطالب آن در هر موضوع، به صورت موجز و خلاصه بیان شده است. اهمیت ‏کتاب بیشتر در آن است که به دوران پر نظریة سلجوقی از دیدگاه هنری پرداخته شده ‏تا شاید با نگاهی دیگر بتوان تصویر تازه ‌تری از این دوران، به دست آید.‏
‏ ناشر دربارة چگونگی فراهم آمدن کتاب چنین گفته است: پرداختن به هنر ‏سلجوقی در ایران و آناتولی نیاز به گردآوردن متخصصان در زمینه‌های گوناگون هنر آن ‏دوران بود. این اتفاق در سال 1982 در گردهمایی دانشگاه ادینبورگ پیش آمد. برخی ‏از این دانشمندان در این گردهمایی حضور نداشتند، اما از آنان خواسته شد تا ما را در ‏این زمینه یاری دهند. این مقاله‌ها به همت پرفسور عباس دانشوری و با کمک مدرسه ‏باستان‌شناسی انگلیس در آنکارا و موسسه پژوهش‌های ایرانی انگلیس که دسترسی به ‏مجموعه‌های هنری را آسان کردند فراهم آمد. رابرت هیلن براند از اساتید گروه هنرهای ‏زیبای دانشگاه ادینبورگ ویراستاری این مقالات را عهده‌دار شدند. این کتاب دارای ‏مقدمه‌ای به قلم پروفسور هیلن براند و سی‌و‌دو مقاله و بیش از 310 عکس، نقشه و ‏تصویر است. مقالات این کتاب بدین ترتیب‌اند.‏
‏1ـ هنر سلجوقی: موانع شناخت، بانیان و ذوق هنری (بازیل‌گری‎/‎‏‌‏Basil Gray ‎‏/)‏
‏2ـ کتیبه‌ای از بروجرد: داده‌های جدیدی درباره ایوان‌های مساجد در دوران سلجوقی ‏‏(شیلابلر ‏‎/Sheila S. Blair /‎‏)‏
‏3ـ مناره پیش از دوران سلجوقی (جاناتان بلوم ‏‎/Jonathan M. Bloom/‎‏)‏
‏4ـ سلجوقیان بانیان آبادی (باربارا فینستر ‏‎/Barbara Finster/‎‏)‏
‏5ـ داده‌های تازه برای پژوهش بناهای پس از سلجوقیان در عراق: مسجد قبه‌الخضرا در ‏ترکیه (طارق جنابی ‏‎/Tariq al-Janabi/‎‏)‏
‏6ـ مناره‌های سلجوقی در ایران: تحول طرح‌های تزیینی (جودی مولین‎/Judi Moline/‎‏)‏
‏7ـ مناره واب‌کنت (برنار اوکان ‏‎/Bernard O`Kane/‎‏)‏
‏8ـ مسجد پامنار زواره: سالیابی مجدد و بررسی گچبری اسلامی در سده‌های نخست ‏‏(ساموئل پترسون ‏‎/Samuel R.Peterson/‎‏)‏
‏9ـ اهمیت مسجد جمعه اشترجان در تاریخ کاشیکاری ایرانی (داگلاس پیکت ‏‎/Douglas Pickett/‎‏)‏
‏10ـ تزیینات گچی در گنبد علویان همدان (رایا شانی‎/Raya Shani/ ‎‏)‏
‏11ـ معماری و فضاهای معماری در تصویر‌سازی مقامات حریری در سده ششم قمری، ‏‏(ماریان باروکان ‏‎/Marianne Barrucand/‎‏)‏
‏12ـ تجدید نظر در کتاب صور فلکی سال 400 قمری کتابخانه بادلیان (باربارا برند ‏‎/Barbara Brend/‎‏)‏
‏13ـ مصور‌سازی شاهنامه از دوران فردوسی تا حمله مغول (بازیل گری ‏‎/Basil Gray/‎‏)‏
‏14ـ سبک نقاشی سلجوقی و پاره نسخه‌ای از صور‌الکواکب عبدالرحمن صوفی (جولیان ‏رابی ‏‎/Julian Raby/‎‏)‏
‏15ـ مصور سازی کتاب‌های خطی: منبعی برای نقش مایه‌های فلزگری در اواخر دوران ‏سلجوقی (جیمز آلن ‏‎/James Allan/‎‏)‏
‏16ـ فنون تراش شیشه در دوران سلجوقی (پاتریشیا بیکر ‏‎/Patricia L. Baker/‎‏)‏
‏17ـ ارتباط میان مصور‌سازی کتاب و سفالینه‌های تجملی در ایران سده هفتم (رابرت ‏هیلن براند ‏‎/Robert Hillenbrand/‎‏)‏
‏18ـ نور جهان (اسدالله سورن ملیکیان شیروانی ‏‎/Assadullah Souren Melikian- ‎Chirvani/‎‏)‏
‏19ـ شکسته پیالة مینایی و صحنه‌ای از شاهنامه ( باربارا اشمتیز ‏‎/Barbara Schmitz/‎‏)‏
‏20ـ در جستجوی ماهیت نور (رودلف اشنایدر ‏‎/Rudolf Schnyder/‎‏)‏
‏21ـ مستند مینایی و پیاله‌های ابوزید (اولیور واتسون ‏‎/Oliver Watson/‎‏)‏
‏22ـ جام فیروزة جمشید شاه (جوانا زین نیسن ‏‎/Johanna Zick_Nissen/‎‏)‏
‏23ـ پژوهش مقدماتی در زمینة شمایل‌شناسی طاووس در سده‌های میانی اسلامی ‏‏(عباس دانشوری ‏‎/Abbas Daneshvari/‎‏)‏
‏24ـ حماسه اوقوز و شمایل‌شناسی سلجوقی (امل اسین ‏‎/Emel Esin/‎‏)‏
‏25ـ پارچه‌های سلجوقی ـ پژوهشی در شمایل‌شناسی ( دوروتی شفرد ‏‎/Dorothy G. ‎Shepherd/‎‏)‏
‏26ـ طرح‌های بیگانه و تعبیرهای اسلامی در سیزدهمین سدة فلزگری: یادداشت ‏مقدماتی (اوا بائر ‏‎/Eva Baer/‎‏)‏
‏27ـ تحول در طاق سه پره (میکائیل بورگوین ‏‎/Michael H. Bourgoyne/‎‏)‏
‏28ـ سنت‌گرایی متمایل به شرق در معماری شرقی اسلامی: از خلافت قرطبه تا ‏موحدون (کریستیان اورت ‏‎/Christian Ewert/‎‏)‏
‏29ـ سلاح وزره سلجوقی در هنر و ادبیات (دیوید نیکول ‏‎/David Nicolle/‎‏)‏
‏30ـ گفته‌های اولیا چلبی درباره سلجوقیان روم (اولکو باتش ‏‎/Olku U. Bates/‎‏)‏
‏31ـ معماری سلجوقی آناتولی و ارتباط آن با ایران سلجوقی (هاوارد کران ‏‎/Howard ‎Crane/‎‏)‏
‏32ـ پل‌های آناتولی در دوران سلجوقی (گادفری گودواین ‏‎/Godfrey Goodwin/‎‏)‏
‏33ـ ایلات و ذخایر در دوران سلجوقیان (رودی پل لیندنر ‏‎/Rudi Paul Lindner/‎‏)‏
‏34ـ سفالینه در حفریات ساموساتا 81ـ1978 (گونول اونی ‏‎/Gonul Oney/‎‏)‏
‏35ـ درباره سالیابی خان‌های سلجوقی بدون دربار در آناتولی (رحیم‌حسین اونال ‏‎/Rahim Huseyin Inal/‎‏)‏
‏36ـ شیرـ عقاب ـ سیمرغ با هم (کاتارینا اوتودرن ‏‎/Kathariana Otto-Dorn/‎‏)‏
‏37ـ قلعه‌های اسماعیلیان در ایران (ولفرم کلایس ‏‎/Wolfram Kliss/‎‏)‏

‏ خلاصه مقالات نخست ‏
‏1ـ هنر دوران سلجوقی (بازیل‌گری)‏
‏ براستی ویژگی‌های هنری که در سده ششم قمری در ایران آغاز می‌شود و صد ‏سال بعد در آناتولی ادامه می‌یابد کدام‌اند؟ این خصوصیات هنری تا چه اندازه متأثر از ‏حاکمان ترک سلجوقی بوده است؟
‏ دو گونه اندیشه در برابر این پرسش قرار دارد: نخست آنان که دوره‌های هنری را ‏یک نقطه تلاقی می‌دانند و گروه دیگر، شکل تازة هنر را پیشبرد و تغییر صورت قدیم‌تر ‏می‌دانند. آیا سنت‌های هنری، همراه با مهاجمان ترک، از آسیای میانه به ایران رسید یا ‏این صورت‌های هنری، پیش از آن نیز وجود داشته و تنها حیات تازه‌ای به هنر میزبان ‏دوران عباسی داده است.‏
‏ پرسش دیگر آن که عوامل حکومتی، ارتش، قوانین و مقررات اداری نظام‌الملک ‏در معماری این شالوده‌ها چه اندازه تأثیر داشته است؟ آیا بر آمدن شهرنشینان مرفه ‏عامل حمایت‌کننده و بانی این هنرها بوده است؟ ‏
‏ و آیا تفاوت هنری میان بخش شرقی و غربی جهان ایرانی افزایش یافته بوده ‏است؟ مثلاً به کار بردن کاشی در بناها، ابتدا در اصفهان آغاز شده یا در غزنه؟ و یا ‏اصولاً ظهور ناگهانی کاشی به شیوه حکومتی سلجوقی ارتباط دارد؟ ‏
‏ همان‌طور که می‌دانیم، ذوق هنری عمده در این دوره، گرایش بیشتر به رنگ در ‏معماری، کاشی و نیز تزیینات گچ‌کاری و شکل‌های هندسی در تزیینات معماری، ‏تذهیب نسخه‌های خطی و جلد‌سازی است. اما چطور میان ایران سلجوقی و آناتولی ‏سلجوقی، مشابهت‌هایی در سبک این هنرها ایجاد شده است؟ آیا ظهور الگوهای آجری ‏در بناهای آناتولی، صد سال پس از به کار رفتن آن در ایران به دلیل مهاجرت ‏هنرمندان ایرانی به سوی غرب است؟
‏ آیا تأثیر گذاری‌ها از مصر فاطمیون به سوی سوریه و به طور کلی از مصر به ‏سوی ایران (در سده 6 ق) جریان یافته یا از ایران سده هفتم به سوی غرب سلجوقی ‏گسترش یافته است. آیا برخی مبادلات در مهارت‌های هنری از آسیای میانه ترک به ‏سوی مصر رفته است یا سنت‌های هنری مصر طولونی یا عباسی است؟
‏ آیا می‌توان منشأ سنت‌های نسخه‌پردازی سده ششم و هفتم بین‌النهرین را ‏سلجوقی بدانیم؟ آیا سنت نقاشی‌های دیواری در دوره سلجوقی به بار نشست و یا ‏اصالت آن در سنت‌های عباسی است؟ آیا نقاشی دیواری سنتی عامیانه بود یا جدید و ‏درباری؟
برای پاسخ‌گویی به چنین پرسش‌هایی، شاید بهتر آن است که به جای کاوش در ‏کاروان نظریه‌های تاریخی به پژوهش‌های فنی و مرتبط هنری این دوران مشغول شویم.‏
‏2ـ کتیبه‌ای از بروجرد: داده‌های جدیدی درباره ایوان‌های مساجد در دوران سلجوقی ‏‏(شیلا بلر)‏
در مسجد جامع بروجرد کتیبه‌ای به زبان عربی وجود دارد که در آن نام بانی ساختمان ‏صدر مجدالدین کبیر... ابوالعز محمدبن طاهربن سعید ذکر شده است. در دوران ‏سلجوقی، عنوان صدر نشان‌دهنده وزارت، لقب مجدالدین و کنیه ابوالعز نشان شهرت و ‏قدرت صاحب اسم است. محمدبن طاهر وزیر سلطان مسعودبن ملکشاه بوده و اغلب با ‏لقب عزالملک و با نسبت بروجردی شناخته می‌شده است.‏
در کتبیه یادشده، خطای کاتب احتمالاً سبب نوشتن محد به جای احمد و جابه‌جایی ‏نام پدر و پسر شده است. اشتباهی که در زبان فارسی به دلیل حذف «ابن» چندان ‏غریب نیست. لقب «دوله» در دوران آل بویه، به «دین» در دوران سلجوقی تغییر یافت، ‏زیرا سلجوقیان برخلاف بوییان خود را تابع خلافت می‌دانستند. بنابراین، با توجه به نوع ‏قدرت سیاسی ایشان که بر مشروعیت دینی استوار بود، طبیعی است که در معماری، ‏به‌ویژه معماری مساجد تغییراتی ایجاد شود. این تغییرات از مساجد مرکزی ایران آغاز ‏شد و ویژگی آن احداث چهار ایوان سرپوشیده بود. از نخستین نمونه‌های آن می‌توان به ‏مسجد جامع زواره اشاره کرد.‏
مسجد جامع بروجرد، شاید آخرین نمونه از گونه‌ای معماری در ایران مرکزی، پیش از ‏استاندارد ساخت مساجد باشد که از شرق ایران آغاز شد. طرح چهار ایوان حتی برای ‏کاروان‌سراها و مدارس نیز به کار گرفته شد.‏
‏5ـ مناره پیش از سلجوقیان (جاناتان بلوم)‏
‏ مناره با آجر بزرگ، از مشخص‌های معماری دوران سلجوقی در ایران است که در ‏مساجد زوارة ساوه یا اردستان مشاهده می‌شود. در مساجد فیروز‌آباد و خسروجرد نیز ‏نشانه‌هایی از این معماری وجود دارد.‏
‏ اما کاربرد مناره به چه منظوری وارد معماری سلجوقی شد؟ آیا صورتی نمادین ‏داشت یا کاربردی بود و جزئی از بنای مسجد به شمار می‌آمد.‏
‏ همانطور که می‌دانیم، مکان اذان گفتن در صدر اسلام وسال‌ها پس از آن بام ‏مساجد بوده است. البته ممکن است از برج‌هایی که از دوران پیش از اسلام در دمشق ‏ساخته شده بود نیز برای این کار استفاده کرده باشند. در فسطاط از چهار گوشه بام ‏مساجد اذان می‌گفتند، هارون دستور ساخت محلی بر بام مسجد‌الحرام را صادر کرد تا ‏محل اذان گویی شود، با آن که در مکه برج‌هایی نیز وجود داشته است. منار یا صورت ‏مؤنث آن مناره به مفهوم مکان نور، به معنی نشانه یا علامتی برای تعیین حدود یا نشان ‏دادن راه یا مرز میان دو چیز بوده است.‏
‏ اوایل سده‌های میانه واژه مؤذنه (محل اذان‌گویی) به کار برده شد. محل قرار ‏گرفتن منار، مناره و مؤذنه که بنایی استوانه‌ای شکل است، معمولاً میان دیواری است ‏که مقابل محراب قرار دارد.‏
‏ قدیمی‌ترین مناره بلند در جهان اسلام، مناره سمنان است که در سال‌های ‏‏25ـ421 ق ساخته شده و در کتیبة بنای آن، کلمة منار به کار رفته است. اما قدمت ‏مناره مسجد جامع سیراف، واقع در خلیج‌فارس (210 ق) بیش از سایر مناره‌هاست. ‏پس از آن، مناره مسجد کبیر قیروان (پیش از 221 ق)، مناره مسجد متوکل در سامرا ‏‏(5ـ263 ق)، مسجد ابودلف (247 ق) ، مسجد ابن‌طولون در قاهره (5ـ263 ق) و برج ‏شمالی مسجد بزرگ دمشق را که مقدسی در سال 375 قمری دربارة آن می‌نویسد «به ‏تازگی ساخته شده است». مناره قیروان چهارگوش و مناره سامرا حلزونی است اما بقیه ‏استوانه‌ای شکل هستند. در دوران هارون‌الرشید از برج‌هایی که منصور و مهدی در مکه ‏ساخته بودند، هنوز اذان گفته نمی‌شد. اما پس از حادثه‌ای که برای او پیش آمد، دستور ‏داد تا منارات را در فاصلة اندکی از مسجد بنا کنند و از آن اذان گویند تا مسلمانانی که ‏از مسجد دور هستند زمان صلوة را دریابند. فاطمیون مصر (سده چهارم) اما مناره را ‏بدعت دینی عباسیان بر می‌شمردند و مساجد بدون مناره می‌ساختند. در شرق اسلامی، ‏از آنجا که سلجوقیان به نام خلفای عباسی حکومت می‌کردند. مناره قسمتی از معماری ‏مساجد گردید و مساجد جدید با مناره ساخته شد. برای مساجد قدیم نیز مناره ساخته ‏شد.‏
‏8ـ سلجوقیان آبادگر (باربارا فینستر)‏
‏ نظام‌الملک در سیاست‌نامه به امیران و شاهزادگان توصیه می‌کند برای پیشرفت ‏تمدن به حفر قنات، ساخت نهرها، پل سازی و بازسازی دهکده‌ها، ساخت استحکامات و ‏شهرهای جدید و بناهای بزرگ بپردازند. ‏
‏ اوج قدرت سلجوقیان، روزگار سلطان ملک‌شاه است که به گفتة تاریخ‌نگار معاصرش ‏ابوشجاع می‌توان آن را با حکومت شاهان ایران قدیم، مانند انوشیروان، بهرام، اردشیر یا ‏اسکندر مقایسه کرد. ویژگی حکومت ملکشاه به عنوان یک حاکم عادل به گفته ابن‌اثیر: ‏‏... کاهش مالیات‌ها، ساختن جاده‌ها و آبراهه‌ها، رباط‌ها و... است. ملک‌شاه به بغداد توجه ‏بسیار داشت. در مرکز شهر مسجد جمعه بزرگی ساخت و در مراسم آغاز ساخت آن، ‏همراه با برخی بزرگان شرکت کرد. وزیران خود را واداشت تا کاخ‌هایی برای خود در این ‏شهر برپا سازند. در اصفهان، در کنار زاینده‌رود باغ‌ها و قصرهایی ساخت که شکوه این ‏شهر را به شکوه دوران آل‌بویه و طغرل‌بیک رساند.‏
‏ برنامه‌های ملک‌شاه به همت وزیرش نظام‌الملک طرح‌ریزی می‌شد. نظام‌الملک خود ‏نیز در این آبادانی‌ها نقش داشت. تأسیس مدرسه نظامیه در همة شهرهای مهم، مانند ‏بلخ، آمل، مرو، غزنه، نیشابور، اصفهان، بغداد، موصل - که برخی از این مدارس، مانند نظامیه نیشابور دارای کتابخانه و بیمارستان نیز بود - از ابتکارات این وزیر بود. البته ‏هدف سیاسی اشاعة مذهب شافعی نیز در تأسیس این مدارس بی‌تأثیر نبود. حاکمان ‏شهرها و حتی همسران آنان مانند زاهده خاتون در شیراز در آبادگری مشارکت داشتند. ‏مناره‌های اطراف اصفهان، شاهدان همکاری مردم در آبادانی سرزمین خود است. مناره ‏سین (526 ق) به دست ابواسماعیل محمد‌بن حسین و یا مناره‌گار (515 ق) به همت ‏رئیس‌الرؤسا ابوالقاسم‌بن احمد‌بن ابوالقاسم نمونه‌هایی از این همیاری‌های مردمی است.

 ‏ابن خلدون نقل می‌کند که «... زوال تدریجی خلافت از غیبت خلفا در میان انبوه این ‏کارهای عظیم پیداست».‏
‏ نظام اقطاع سلجوقی که از بوییان بدانها رسیده بود، حاکمان ولایات را مجبور می‌کرد ‏برای بقای حکومت در آبادانی بیشتر به کوشند. آنها برای حفظ بخشی از دارایی‌های ‏خود، بخشی از آنها را وقف می‌کردند که بیشتر برای ساختن مدارس، رباط‌ها و گاه ‏مساجد به کار می‌رفت. در دورة سلجوقی، به‌ویژه دورة ملک‌شاه، شهرها آکنده از ‏مدرسه‌ها، خانقاه‌ها، رباط‌ها و کتابخانه‌ها بود. شاخص‌هایی که نشان از رشد طبقه ‏متوسط و توجه به نیاز آنها و درک ایشان از خویشتن بوده است.‏
‏‏
‏6ـ مناره‌های دوران سلجوقیان در ایران: تحول طرح‌های تزیینی (جودی مولین)‏
‏ مناره‌های سلجوقی ویژگی‌های خاصی دارند: استوانه‌ای شکل‌اند. ایوان‌های بیرون ‏زده در فواصل معینی دارند و پوشیده از نقش مایه‌های تزیینی بر روی آجرهای ‏برهنه‌اند. گل پخته و سفالینه‌های لعابدار از عناصر معمول در برجسته‌سازی نقش ‏مایه‌های آجری طرح این مناره است. گل را به شکل دلخواه در می‌آوردند و سپس در ‏معرض گرما قرار می‌دادند. این شیوه از زمان پارتیان در ایران معمول بود. از اواخر سده ‏چهارم هجری در سازه‌های اسلامی به کار برده شد. سفالینه‌های لعابدار، به عنوان ‏تزیین در دیوارهای آجری به‌کار می‌رفت.‏
‏ چنان که پیداست، در ایران، به دلیل کمبود سنگ‌های ساختمان‌سازی، از آجر ‏استفاده می‌شد. همواره با رشد آجر که فاقد تزیین بود، مصالح لعابدار نیز پیشرفت ‏می‌کرد. در دوران اسلامی کاشی‌های رنگی در بناهای گنبددار، به‌دلیل محافظت بیشتر ‏از بام در برابر تغییرات جوی و نیز قابلیت مشاهده شدن از فواصل دور به کار می‌رفت. ‏مناره مسجد جامع دامغان را می‌توان آغاز پیشرفت در کاربرد سفالینه‌های لعابدار ‏دانست این مناره حدود 450 قمری ساخته شده است. کاربرد سفالینه لعابدار به عنوان ‏تزیین خارجی، بیشتر در مقابر به‌کار رفته است. در مناره‌های ایلخانی نیز در اطراف ‏اصفهان، به مواردی از این گونه کاربرد بر می‌خوریم. ‏
‏ در سده هفدهم قمری، کاربرد کاشی عمومیت یافت. رنگ این کاشی‌ها فیروزه‌ای و ‏کبود بود. کاربرد سفالینه لعابدار، در دوران سلجوقی‌،محدود به روسازی کتیبه‌های ‏کوفی و حاشیه‌های باریک می‌شد. آجر به صورت تخت یا برجسته به کار می‌رفت و در ‏همه مناره‌های این دوره، کاربرد آجر برای تزیین عمومیت داشته است. تعداد نقش ‏مایه‌های آجری مناره نیز محدود است، اما یکنواختی قابل قبولی دارد. معمول‌ترین ‏تزیین سلجوقی، کتیبه‌های مستطیلی شکلی است که بر آنها، اغلب، نقش آیات قران، ‏بسم‌الله و شهادتین دیده می‌شود.‏

‏8ـ مسجد پامنار زواره: سالیابی مجدد و بررسی گچ‌بری در سده‌های نخست (ساموئل ‏پترسون)‏
مسجد پامنار زواره، در مرکز ایران، دارای سه لایه گچ‌بری است که در داخل این مسجد ‏کوچک به کار رفته است. در متن کتیبه تاریخ ساخت بنا وجود ندارد. اما نام بانی آن ‏ابومحمد عبدالله‌بن ابراهیم‌بن علی ذکر شده است. ظاهراً او ناظر ساخت مناره زواره نیز ‏هست، زیرا در کتیبه آن از او با نام محمدبن ابراهیم نام برده شده است. تاریخ کتیبه ‏آن 461 ق است. تاریخ بنای مسجد اندکی با این تاریخ تفاوت دارد. بنابراین ‏این مسجد از مساجد قدیمی ایران و محراب آن قدیمی‌ترین محراب تزیین شده ایرانی ‏است.‏
‏ آندره گوار، این گچ‌بری‌ها را تزیینات مغولی بر روی گچ‌کاری‌های سلجوقی ‏ارزیابی می‌کند. اما این تزیینات نمی‌تواند مغولی باشد زیرا هر سه لایه گچ دارای یک ‏نقش‌اند. و برای ایجاد طاق در محراب تکرار شده است. از طرفی، برخی نقش‌های آن در ‏تزیینات دروازة چهل دختران دامغان وجود دارد که تاریخ بنای آن تنها چند سال با ‏بنای این مسجد اختلاف دارد. ‏

‏‌‏

  نظرات ()
علم و دانش پیش از ابن‌سینا و پس از او (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧


علم و دانش پیش از ابن‌سینا و پس از او

Before and after Avicenna: proceedings of the First Conference of the Avicenna Study ‎Group / edited by David C. Reisman; with the assistance of Ahmed H. Al-Rahim. Leiden; ‎Boston: Brill, 2003. xix, 302 p.; 25cm. (Islamic philosophy, theology, and science; v. 52)‎
ISBN: 9004129782‎

این کتاب حاصل نخستین گردهمایی گروه ابن‌سینا شناسی است ‏که هفدهم و هجدهم مارس سال 2001 در دانشگاه ییل برگزار ‏گردید. مقالاتی که در این کتاب گرد آمده است، به سه ‏دسته تقسیم می‌شوند:‏
‏1ـ بررسی علوم پیش از ابن‌سینا و تأثیر آنها بر اندیشه ‏او،تأثیر فلسفه یونانی و به ویژه ارسطو (چهار مقاله).‏
‏2ـ حیات فکری عصر ابن‌سینا (روش‌های علمی دوران او، ‏نظریه‌های پزشکی، ماوراء الطبیعه، مانند روح و رستاخیز ‏‏(چهار مقاله).‏
‏3ـ شرح و نقد اندیشه‌های ابن‌سینا پس از درگذشت او: ‏موضوعاتی مانند نقد فخرالدین رازی بر برهان ابن‌سینا در ‏کتاب شفا، دربارة یگانگی خدا و دفاع نصیرالدین طوسی از ‏آن (پنج مقاله).‏
‏ دیوید رایسمن، ویراستار کتاب (با دستیاری احمد ح. ‏ابراهیم)، در مقدمه 19 صفحه‌ای خود بر کتاب‌، یکایک ‏مقاله‌ها را مورد شرح و بررسی قرار داده است.‏
این کتاب دارای 302 صفحه، سه نمایه (نام‌ها و مکان‌ها، ‏آثار ابن‌سینا که در مقاله‌ها به آنها استناد شده و کلمات ‏عربی که در متن، آوانگاری شده‌اند) و فهرستی از حدود چهل ‏مقاله در زمینة فلسفه، خداشناسی و علوم اسلامی است.‏
مقالات این مجموعه بدین قرار است:‏

‎1. Avicenna’s Treatment of Aristotelian Modals; a Study based on ‎Conversion Rules and the Barbara Problematic. ASAD Q. AHMED
‏(برخورد ابن‌سینا با منطق ارسطویی. اسد. ق. احمد‎‏)‏
‎ در این مقاله، اسد احمد به تحلیل روشی که ابن‌سینا به ‏جنبه بغرنج قیاس در فرضیه ارسطو می‌پردازد. به عقیده ‏نویسنده، ابن‌سینا پیرو بی‌چون و چرای ارسطو نبود و در ‏پذیرش اندیشه ارسطویی انعطاف داشت.‏

‎2. Some Texts of Aristotle’s Metaphysics in the Ilāhīyāt of Avicenna’s Kitāb ‎aš-Šifā. AMOS BERTOLACCI
‏(برخی متون مابعدالطبیعه ارسطو در الهیات کتاب شفا ابن‌سینا. ‏آموس برتولچی)‏
برتولچی در پی اندیشه‌های ارسطو در آثار ابن‌سیناست. ‏به نظر او، نقل قول‌هایی از ارسطو در کتاب شفا وجود ‏دارد، اما نقل قول‌های بدون منبع در این کتاب نشان ‏دهنده تلقی ابن‌سینا از ارسطوست. با شناسایی در تألیف ‏الهیات، دانشمندان درک بهتری از گزینش اصطلاحات فلسفی او ‏خواهند داشت.‏
ترجمه‌های موازی برتولچی از الهیات ابن‌سینا و مابعد ‏الطبیعه ارسطو، یافتن معادل برخی اصطلاحات ارسطو در کتاب ‏شفا مانند هویت، موجود و اسطاث (به عنوان اصطلاح ‏ابن‌سینایی از مابعد الطبیعه ارسطو) می‌تواند راهگشای ‏آیندگان در بررسی چگونگی تلقی ابن‌سینا از ارسطو خواهد ‏داشت.‏

‎3. Toward a History of Avicenna’s Distinction between Immanent and ‎Transcendent Causes.‎‏ ‏ROBERT WISNOVSKY
‏(تاریخچه تمیز دلایل ابن‌سینا میان حال (کامن) و متعالی ‏‏(فراتجربی). رابرت ویسنوفسکی)‏
نویسنده، تقسیم بندی ابن‌سینا از چهار علت ارسطو که از ‏معلول خود جدایی‌ناپذیرند (علل صوری و مادی) و عللی که ‏از معلول‌های خود جدا هستند(علل غایی و فاعلی) را مطرح ‏می‌کند و اظهار می‌کند، این تقسیم‌بندی از ابن‌سینا در خود ‏مفهوم علیّت ارسطویی وجود دارد.‏
منبع دیگری که بر اندیشه ابن‌سینا تأثیر گذار اما به ‏قدرت تأثیر آثار ارسطو نبود، اندیشه‌های فیلسوف ‏نوافلاطونی، فلوطین است.‏

‎4. Intellect versus Active Intellect: Plotinus and Avicenna.‎‏ ‏RAHIM ACAR
‏ (فلوطین و ابن‌سینا: خرد در برابر ذهن وقاد. اثر رحیم عقار)‏
رحیم عقار از منابع دیگری نام می‌برد که بر اندیشه ‏ابن‌سینا تأثیر گذارده است اما نه به قدرت تأثیر ارسطو. ‏به عقیده او، اندیشه‌های فیلسوف نوافلاطونی، فلوطین، به ‏صورت استفاده از تفاسیری که از عقاید نوافلاطونی بر ‏اندیشه‌های ابن‌سینا، در موارد مختلف مانند روح و غیره مؤثر ‏بوده است.‏

‎5. Stealing Avicenna’s Books: A Study of the Historical Sources for the Life ‎and Times of Avicenna. DAVID C. REISMAN‎
‏(سرقت کتابهای ابن‌سینا: پژوهشی در تاریخچه منابع دربارة زندگی ‏زمان ابن‌سینا. دیوید سی. رایزمن)‏
این مقاله نگاهی اجمالی است بر منابع تاریخ‌نگاری قابل ‏دسترس برای بازسازی ساختار اجتماعی دوران زندگی ‏ابن‌سینا، حادثه خاصی که ابن‌سینا از آن یاد کرده ماجرای ‏غارت آثار او طی یورش سربازان غزنوی در 421 ق به ‏اصفهان است. از این حادثه به عنوان یک سرگذشت پژوهی ‏برای یافتن واقعیت‌هایی برای تاریخ‌نگاران متأخر در خرد و ‏زندگی ابن‌سیناست.‏
برخی تاریخ‌نویسان متأخر به زبان عربی و فارسی درباره ‏غارت آثاری که ابن‌سینا و شاگردانش فراهم آورده بودند ‏مطالبی نوشته‌اند. ابن فُندُق بیهقی در کتاب تتمه صوان ‏الحکمه در این باره مطالبی نوشته است. بدین ترتیب مقداری ‏از آثار ابن‌سینا به غزنه برده می‌شود و در یورش غوریان ‏به این شهر از میان می‌رود. در این گونه و تاریخ ‏نگاری‌ها چهره‌ای از ابن‌سینا ترسیم می‌شود که متأثر از ‏واکنش‌های دوران و زمانه نسبت به اوست.‏

‎6. Rocks in the Heavens?! The Encounter between ‘Abd al- Ğabbār and Ibn ‎sīnā. ALNOOR DHANANI‎
‏(صخره‌های آسمان؟ عبدالجبار و ابن‌سینا. النور ذنانی)‏
ابن‌سینا با الهیون معتزلی ارتباط فکری داشت. اهمیت ‏ابن‌سینا به نگرش معتزلیان به ویژه در طبیعیات و برخی ‏پیش فرض‌های مابعد الطبیعی ایشان به صورت وجود برخی ‏اندیشه‌هایشان در شفا و نجات و آثار دیگرش دیده می‌شود.‏
ابن‌سینا در نامه‌ای به پرسش درباره ماهیت مکان پاسخ ‏می‌دهند که در آن به کلام معتزلی نیز اشاره‌ای می‌کند و از ‏رهبر معتزلیان در آن دوره، قاضی عبدالجبار (415 ق.) نقل ‏می‌شود. برخوردهایی عملی میان ابن‌سینا و عبدالجبار در ‏دربار بوبیان ری اسلامی در سده‌های میانی رو به پیشرفت ‏داشته است.‏

‎7. Medical Theory and Scientific Method in the Age of Avicenna. DIMITRI ‎GUTAS
‏(تئوری پزشکی و روش علمی در زمان ابن‌سینا. دیمیتری گوتاس)‏
نویسنده مقاله درک و برداشت ابن‌سینا از ارتباط میان ‏تئوری و روش در پزشکی مورد بررسی قرار می‌دهد. نویسنده ‏خاطر نشان می‌سازد که علم پزشکی در طبقه‌بندی علوم در ‏سده‌های میانی جایی نداشت و این امر سبب مشکلات شناخت ‏شناسانه برای فیلسوفانی نظیر ابن‌سینا شده بود. ابن‌سینا ‏در این رده‌بندی تغییراتی ایجاد می‌کند اما این امر به معنی ‏تجربی بودن نگاه پزشکان عرب سده‌های میانی نیست.‏

‎ 8. Bodies, Souls and Resurrection in Avicenna’s ar-Risāla al-Adhawīya fī ‎amr al-ma‘ād. TARIQ JAFFER‎
‏(نفس روح و معاد از نگاه ابن‌سینا: الرساله الضحویه فی امر ‏المعاد. از طارق جافر)‏
در این مقاله، ابتدا عقیده ابن‌سینا در مورد معاد ‏جسمانی مطرح و سپس مخالفت او در رساله «ضحویه» با ‏دیدگاه معتزلیان در مورد رستاخیز بررسی می‌شود.‏

‎ 9. Bahmanyār ibn Marzubān: A Faithul Disciple of Ibn Sina? JULES ‎JANSSENS
‏(بهمنیار ابن مرزبان: شاگرد وفادار ابن‌سینا. از یول یانسن)‏
بهمنیار خیلی زود به تغییر در مشی فلسفی ابن‌سینا روی ‏آورد. براساس قراین و شواهد فراهم شده از میان آثار ‏ابن‌سینا، مشخص است که ارتباط بین بهمنیار و ابن‌سینا ‏رابطه معمولی استاد وشاگرد در نظام آموزشی سده‌های میانی ‏اسلامی نبوده است. زیرا بهمنیار به ابوالقاسم کرمانی ‏توجه داشت و تحت تأثیر فکری او بود در حالی که ابن‌سینا ‏نسبت به اندیشه کرمانی دافعه داشت و به گفته یانسن او ‏را به شدت تحقیر می‌کرد و کرمانی نیز متقابلاً با او مخالفت ‏می‌ورزید. بهمنیار در کتاب فلسفی خود، به نام کتاب ‏التحصیل، به ابهاماتی در اعتقادش نسبت به افکار ابن‌سینا ‏اشاره می کند.‏
این گسیختگی‌ها سبب می‌شود از همه مقوله‌های فلسفی ‏ارسطویی و اغلب اندیشه‌های فیزیکی ابن‌سینا که در بخش ‏گفتار مابعدالطبیعه فلسفه او جای می‌گیرد و نیز هر آنچه ‏از الهیات ابن‌سینا که از مابعد الطبیعه‌اش ناشی می شود، ‏جدا شود.‏

‎ 10. Fahr ad-Dīn ar-Rāzī’s Critique of Ibn Sīnā’s Argument for the Unity ‎of God in the Išārā, and Nasīr ad-Dīn at-Tūsī’s Defence. TOBY MAYER‎
‏(نقد فخرالدین ‌رازی بر برهان ابن‌سینا در مورد یگانگی خدا در ‏اشارات ‌و دفاع نصیرالدین طوسی ازآن. توبی مایر)‏
این مقاله به تحلیل برهان متافیزیکی ابن‌سینا در مورد ‏وحدانیت خدا در اندیشه‌های سده‌های میانی اسلامی ‏می‌پردازد. ابتدا برهان طرح می‌شود، سپس فهم رازی از ‏دلایل ابن‌سینا که به عقیده نویسنده مقاله، برخی از آنها ‏را به دلیل دشواری تفسیر کنار می‌گذارد و از این رو، ‏ارتباط کافی با موضوع برقرار نمی شود و نیز ممکن است به ‏دلیل مطالعات آثار ابوالبرکات بغدادی باشد. ‏
در پاسخ نصیرالدین طوسی به رازی، «تشکیک الوجود» را ‏که ابن‌سینا در مباحثات خود آن را به کار ‌برده، طرح ‏می‌شود و ابهام در مفهوم هستی، دلیل عدم فهم کامل برهان ‏ابن‌سینا برمی‌شمرده می شود.‏

‎ 11. The Twelver-Šī‘ī Reception of Avicenna in the Mongol Period ‎AHMED H. AL-RAHIM
‏(تلقی شیعه دوازده امامی دوران مغول از ابن‌سینا. احمد رحیم)‏
در این مقاله، تأثیر اندیشه‌های ابن‌سینا بر نویسندگان ‏شیعه در سده‌های ششم تا هشتم قمری بررسی می‌شود. این ‏سال‌ها به عقیده نویسنده مقاله، دوران طلایی فلسفه اسلامی ‏است و بهمنیار، واسطه انتقال اندیشه ابن‌سینا به سده‌های ‏پس از مرگ او شناخته می‌شود. نویسنده سپس پژوهشی ‏کتابشناختی از مهمترین آثار فلسفی شیعی را معرفی می کند ‏که می شود برای مطالعه ابن‌سینا، به عنوان برنامه درسی ‏مورد استفاده قرار ‌گیرد. این آثار، شامل آثار طوسی و ‏شاگرد شیعه او علامه حلی نیز می‌شود.‏
‎ ‎
‎ 12. Process Metaphysics in Islam? Avicenna and Mullā Sadrā on ‎Intensification in Being. SAJJAD RIZVI‎
‏( فرایند مابعدالطبیعه در اسلام. ابن‌سینا و ملاصدرا در باره ‏تشدید الوجود. سجاد رضوی) ‏
حوضه با اهمیت دیگری برای فهم اندیشه ابن‌سینا، تأمل ‏در سنت اشرافی مکتب اصفهان و به ویژه یکی از مهمترین ‏فیلسوفان این مکتب، ملاصدرا است. به عقیده نویسنده، ‏تشکیک الوجود ملاصدرا با جوهر اساسی فلسفه ابن‌سینا ‏مرتبط است. او همچنین به بررسی نظرگاه صدرا درباره تشدید ‏الوجود می‌پردازد و این جنبه از مابعدالطبیعه او را با ‏اشاره به ریشه‌های نوافلاطونی آن بسط می‌دهد.‏

‎ 13. The Reception of Ibon Sīnā in Syriac: The Case of Gregory ‎Barhebraeus. HIDEMI TAKAHASHI‎
‏(ابن‌سینا در سوریه: قضیه گرگوری بارباروس. ‏ هیدمی تاکاهاشی)‏
این مقاله بر تأثیر جهانی ابن‌سینا با ترجمه و اقتباس ‏از بخش‌های مختلف این اندیشه در سوریه سده‌های میانی تأکید ‏دارد. او شرح حال مختصری از زندگی علمی بارباروس می‌آورد ‏و سپس به شرح مختصری از آثار فلسفی و علمی او که متأثر ‏از اندیشه‌های ابن‌سینا می‌پردازد. ترجمه آثار ابن‌سینا به ‏ویژه اشارات و التنبیهات و رساله‌های ابن‌سینا در باب ‏الهیات از این جهت حائز اهمیت است که در اغلب موارد متن ‏عربی را آورده است. نویسنده مقاله از روش استفاده ‏بارباروس در کتاب خود از کتاب شفای ابن‌سینا به طور ‏اجمالی یاد می‌کند و با ترجمه خود از آثار ابن‌سینا و بیان ‏نگرش خود نسبت به آن کتابها نشان دهندة چگونگی تعبیر و ‏فهم اندیشه ابن‌سینا در سده سیزده میلادی است. مترجم این ‏آثار نیز به عنوان ناقل فلسفه ابن‌سینا به شرق مسیحی ‏شناخته می‌شود.‏
 
این مقاله در ویژه نامه پیام بهارستان بهار ۱۳۸۶ به چاپ رسیده است.

  نظرات ()
هزاره ابن سینا در اسپانیا (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧

هزاره بوعلی در اسپانیا

Milenario de Avicena / A. Badawi ... [et al.]. Madrid: Instituto Hispano-Arabe ‎de Cultura, 1981. 99 p.; 24 cm.‎
ISBN: 847472028‎


این کتاب، مجموعه‌ مقالات سمینار پژوهش‌های فلسفی و اندیشه ‏اسلامی است که در ماه مارس 1980 در مادرید برگزار شد. و ‏دومین اثر از سلسله انتشارات مؤسسه فرهنگی اسپانیایی ـ ‏عربی است که در سال 1981 در مادرید در 99 صفحه به چاپ ‏رسیده است.‏
از پنج مقالة کتاب، چهار مقاله به زبان اسپانیولی و ‏یکی به زبان فرانسه است. ‏
مقاله نخست از پرفسور عبدالرحمن بداوی است، به زبان ‏فرانسه: ابن سینا در اسپانیای اسلامی: نفوذ و مشاجرات ‏قلمی۱ در 17 صفحه.‏
مقاله دوم از میگوئل کروس ارناندس2 به نام «نظریه ‏موسیقایی ابن سینا در کتاب شفا3» مقاله 10 صفحه و شامل ‏چهار مبحث کلی است:‏
الف: ابن سینا و نظریه موسیقایی عرب4‏
ب: نظریه موسیقایی ابونصر فارابی5‏
ج: بنیادهای نظری عمومی در رساله موسیقی ابن سینا6‏
د: موضوع و ساختار صوری دانش موسیقی7‏
مقاله سوم از خوسه آنتونیو خونسدا8 دربارة «دانش ‏هواشناسی» ارسطویی و «کانی‌شناسی» ابن سینایی9، در 27 ‏صفحه؛
‏1ـ درباره موضوع
‏2ـ موضوع از منظر «ارسطوی لاتینی»‏
‏3ـ موضوع و «مجموعه آثار ارسطو به زبان عربی»‏
مقاله چهارم از سالوادور گومس نوگالس10 به نام ‏عرفان ایرانی در آثار ابن سینا و تأثیر آن در عرفان ‏اسپانیایی11.‏
مقاله پنجم از رافائل مونیوس12 با عنوان وجود خدا ‏در آثار ابن سینا13 که شامل دو فصل است:‏
‏1ـ پیشگفتار
‏2ـ بررسی متن که چهار بخش می‌شود:‏
الف) تمایز میان ماهیت و وجود14‏
ب) برهان ابن سینا در زمینه تمایز میان ماهیت و وجود15‏
ج) برهان ابن سینا و سن توماس اکونیاس16‏
د) برهان ابن سینا و سان آنسلمو17‏
هـ) مقاله‌ای درباب مناظره18 که از دوقسمت تشکیل شده ‏است:‏
‏‌1ـ برهان ابن سینا به هیچ روی بسط‌پذیر نیست19.‏
‏2ـ آیا این برهان هستی شناختی است؟20‏

این کتاب، همان طور که عبدالرحمن بداوی در آغاز متن خود ‏گفته است، درباره جنبه‌های مختلف اندیشه‌های ابن سینا در ‏اسپانیا و واکنش فرهنگ اسپانیایی در برابر آن است. ‏بخش‌های دوم و چهارم بیشتر به معرفی گوشه‌هایی از دانش ابن ‏سینا در زمینه موسیقی و عرفان است و در بخش‌های سوم و ‏پنجم نویسندگان کوشیده‌اند به نقد دانش فلسفی و تأثیر ‏ارسطو بر او بپردازند.‏

________________________________________

‎1.‎ AVICENNE EN ESPAGNE MUSUMANE: PÉNÉTATION ET POLÉMIQUE
‎2.‎ Miguel Cruz Hernández
‎3.‎ LA TEORIA MUSICAL DE IBN SĪNĀ EN EL KITĀB AL-ŠIFĀ’‎
‎4.‎ Ibn Siná y la teoría de música arabe
‎5.‎ La teoría musical de Abū Nasr al-Fárábī
‎6.‎ Fundamentos teoréticos generales del tratado aviceniano
‎7.‎ Objeto y estructura formal de la ciencia musical
‎8.‎ José Antonio G.Junceda‎
‎9.‎ LOS ‎‏»‏METEOROLOGICA‏«‏‎ DE ARISTÓTELES Y EL ‎‏»‏DE MINERALIBUS‏ « ‏DE ‎AVICENA
‎10.‎ Salvador Gómez Nogales
‎11.‎ EL MISTICISMO PERS EN AVICENA Y SU INFLUENCIA EN EL MISTICISMO ‎ESPANOL
‎12.‎ Rafael Munoz
‎13.‎ LA EXISTENCIA DE DIOS EN AVICENA
‎14.‎ ‎ La distinción entre la esencia la existencia
‎15.‎ ‎ El argumento de Avicena
‎16.‎ El argumento y Santo Tamás de Aquino
‎17.‎ ‎ El argumento y San Anselmo‎
‎18.‎ ‎ Una aportación al debate
‎19.‎ El argumento de Avicená esta totalmente desarrollado‎
‎20.‎ Es un argumento ontológico

  این مقاله در ویژه نامه پیام بهارستان بهار ۱۳۸۶ به چاپ رسیده است.
  نظرات ()
هزاره ابن سینا در همدان‏ (نقد کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧


هزاره ابن سینا در همدان‏

Avicenna commemoration volume. Xxxv/ Calcutta: Iran Society, c1956. 324 p., [6] leaves ‎of plates: ill. (some col.); 25 cm.‎

یادنامه ابن سینا، مجموعه مقالاتی است که در مراسم ‏یادبود هزارمین سال تولد ابن سینا، در اردیبهشت 1333 ‏‏(آوریل 1954) در همدان، عرضه شده است.‏
مقاله‌های این کتاب به زبان انگلیسی، فارسی، عربی، ‏آلمانی، فرانسه در 324 صفحه همراه با 35 صفحه مقدمه است ‏که در سال 1956 در انتشارات انجمن ایران، در کلکته هند ‏به چاپ رسیده است.‏
این مجموعه مقاله، به چهار بخش تقسیم می شود.‏
بخش اول: پژوهش‌های سرگذشت نامه‌ای و مرتبط؛‌‏
بخش دوم: پژوهش‌های فلسفی؛‌‏
بخش سوم: مطالعات پزشکی و روانپزشکی؛
بخش چهارم: کلیاتی درباره ابن سیناست.‏
پدیدآورندگان بخش اول این مجموعه مقاله، اغلب ‏ایرانی‌اند. سعید نفیسی،‌ پرویز ناتل خانلری، علی اکبر ‏سلیمی، محمدتقی مصطفوی و سیدحسن بارانی (هند) و ریچارد ‏فرای (امریکا). اما بخش دوم که به پژوهش‌های فلسفی مربوط ‏می‌شود، تقریباً همه غربی‌اند: خانم گوشوان (فرانسه)، رمیکر ‏‏(بلژیک)، کروتس هرناندز (اسپانیا)، ویلهلم کاچ (آلمان)، ‏بیمالا چودن (هند)‏
پژوهش‌‌های پزشکی و روانپزشکی نیمه غربی و نیمی ‏شرقی‌اند: هلموت یاتیه و گرنوت راث از آلمان و شفاء‌الملک ‏حکیم عبداللطیف و محمد عبدالمحمدخان از هند بخش کلیات نیز ‏مربوط به نقش تمبرهای تاریخی ایران در زمینه سکه‌های ‏هخامنشی،‌ ساسانی، سلجوقی و سکه‌های سده‌های نهم و دهم و ‏تمبرهایی از ابن سینا، از همدان و آرامگاه قدیمی و جدید ‏ابن سیناست که پژوهشگری هندی به نام اسحاق انجام داده ‏است.‏
پژوهش‌های سرگذشت نامه‌ای و مرتبط
ابن سینا و بیرونی۱ از سیدحسن بارانی2‏
نیمه نخست سده پنجم هجری را عصر بیرونی یا ابن سینا ‏می‌خوانند. ابن سینا 8 سال جوانتر از بیرونی است و 15 سال ‏زودتر از بیرونی درمی‌گذرد. هر دو در سنین جوانی مدارج ‏عالی تحصیلی را می‌گذرانند بیرونی مشاهدات اخترشناسی خود را ‏در 18 سالگی آغاز می‌کند و ابن سینا نیز در همین سنین به ‏استادی در رشته‌های فلسفه و پزشکی دست می‌یابد.‏
پدر ابن سینا از فرقه اسماعیلیه بود و بیرونی نیز در ‏محیطی با همین گرایشات بزرگ شد. هر دوی آنها برای مدت ‏کوتاهی زندانی شدند یکی بدست شمس‌الدوله و دیگری به دست ‏محمود غزنوی و هر دو در زندان به نوشتن کتاب مورد علاقه ‏خود دست یازیدند و ‏‎…‎‏ در این مقاله کوشش شده تا ‏ویژگی‌های مشترک این دو دانشمند هم عصر را شرح دهند.‏

ابن سینا و اروپا3 از ب. م. ‌گای4‏
‏ با آن که این رشد اندیشه یونانی را بار دیگر در برابر ‏اندیشه اسلامی مطرح می‌کند و آن را در اروپا پس می‌راند ‏اما آثار پزشکی ابن سینا تا سده هفدهم از مواد درسی ‏دانشگاه‌های اروپا بود. به گفته سارتن: «ابن سینا ‏مشهورترین دانشمند اسلام و ارزشمندترین‌ در همه نژادها، ‏مکان‌ها و زمانهاست. او علم غرب و دانش شرق را با یکدیگر ‏درهم آمیخت.» در این مقاله جایگاه علمی و تأثیر ابن ‏سینا در غرب مورد بررسی قرار گرفته است.‏

چند نکته تازه درباره ابن سینا5 از سعید نفیسی6 (به زبان فارسی)‏
در این مقاله، نفیسی دربارة کلمه سینا، نام جد سوم ‏ابوعلی، و درباره تاریخ درگذشت او و محل دفن او، به ‏نکته‌های تازه‌ای، از منابع مختلف اشاره می‌کند.‏

سرگذشت شیخ‌الرئیس، ابوعلی سینا7 از علی اکبر سلیمی8 (به زبان فارسی) ‏
این مقاله با سرگذشت ابن سینا، رئیس‌الاطبا، شرف الملک ‏حجه‌الحق از خرمیثن (نزدیک بخارا) آغاز می‌کند و از یکایک ‏اساتید او نام می‌برد. و شرح علومی را که تا 21 سالگی ‏آموخته است به اجمال می‌آورد.‏
پس از آن، به اوضاع سیاسی آن دوره می‌پردازد که گاه ‏سبب زندان و آوارگی و گاه سبب عزت او می‌شد. و سرانجام ‏به طبابت‌های مشهور و برخی حکایات در زندگی علمی او و ‏در پایان، از شاگردان و از چگونگی درگذشت او، یاد می ‏شود.‏

ابوعلی سینا و کتابخانه بزرگ فارسی زمان خود9 از ماکس وایز وایلر10 (به زبان آلمانی)‏
این مقاله درباره کتابخانه نوح بن منصور پادشاه سامانی ‏در بخارا است. در این شرح حال نویسی، ابن سینا از نخستین ‏دیدار خود از کتابخانة سلطنتی که در او تأثیر عمیق‌ برجای ‏گذاشت یاد می کند.‏

جنبه‌هایی از فعالیت‌های ادبی و منظوم ابن سینا ‏11 از محمد بدرالدین علوی12 (به زبان انگلیسی)‏
بدرالدین علوی فهرستی از 22 سروده ادبی نام برده که به ‏ابن سینا نسبت داده می‌شود. اغلب این سروده‌ها از ‏درونمایه های فلسفی، مانند عشق، زندگی، ایثار، روح و ‏موارد دیگر چون شراب که جنبه کفر دارند برخوردارند. ‏برخی از این اشعار عبارتند از: 1. قصیده سیصد بیتی ‏دربارة منطق 2. قصیده 52 بیتی درباره مریخ و بهرام. در ‏اصالت این شعر که به ابن ابی اصیبعه نسبت داده می‌شود ‏تردید وجود دارد. 3. قصیده 43 بیتی در فلسفه عمر 4. ‏قصیده‌ای 28 بیتی دربارة عشق (الحب و الحیاة و الکلام) ‏زندگی و بخشندگی 5. قصیده‌ای 21 بیتی دربارة نفس ناطقه 6. ‏قصید 16 بیتی دربارة زندگی (طریق الحیاة) 7. قصیده‌ای 16 ‏بیتی دربارة کهنسالی، فرزانگی و پرهیزکاری (الشیب و ‏الحکمه و الزهد).‏
همچنین، قطعه‌ای هفت بیتی در پاسخ وزیر ابوطالب علوی، ‏شامل دو قصیده سه بیتی و چند قصیده دو بیتی درباره شراب، ‏یک قطعه دوبیتی در مقایسه خود با آهنربا (مغناطیس) و ‏اشعاری دیگر. که برخی از آنها را دوسلان به انگلیسی ترجمه ‏کرده است و کارادوو نیز برخی اشعار ترجمه شده به فرانسه ‏او را شرح کرده است.‏

رساله مخارج حروف13 از پرویز ناتل خانلری14 (به زبان فارسی)‏
رسالة اسباب حدوث الحروف یا رسالة حدوث الخروف و مخارج ‏الحروف و صفاتها، دو عنوان از یک رساله‌اند و شاید دو ‏تحریر از یک رساله.‏
از دیگر آثار قدیمی‌تر آواشناسی اسلامی، می‌توان از ‏رساله کیفیات حدوث حروف و مخارج اثر سیبویه (د.177هجری) ‏نام برد که برخی از نویسندگان اسلامی از روش دسته بندی ‏حروف او پیروی کرده‌اند. این گروه از نویسندگان، حروف را ‏براساس مخرج آنها و کیفیت شنیدن آنها تقسیم‌بندی می‌کنند.‏
اما ابن سینا کار خود را برمبنای علمی‌تر می‌گذارد. او ‏ابتدا به چگونگی تولید حرف می‌پردازد و پس از آن فصلی ‏را به آناتومی اندام‌های صوتی اختصاص می‌دهد. واژگانی که ‏ابن سینا در این علم به کار برده، در دیگر آثار او ‏دیده نمی‌شود و ممکن است برگردانی از اصطلاحات هندیان باشد ‏بنابراین، چنین به نظر می رسد که ابوعلی سینا از روش ‏هندیان در بحث حروف آگاهی داشته است.‏

گزارش مختصری راجع به آرامگاه ابن سینا15 از محمدتقی مصطفوی16‏
‏"انجمن آثار ملی، از سال 1323 شمسی مجدداً شروع به کار نمود ‏و همت خود را در این دوره به دو امر مقصور نمود: 1ـ بنای ‏جدید آرامگاه سعدی به جای آرامگاه قدیمی 2ـ بنای جدید ‏آرامگاه ابوعلی سینا".‏
نقشه این آرامگاه، با توجه به سبک معماری معاصر ابن ‏سینا، از روی گنبد قابوس (طبق کتیبه بنا، سال 397 قمری ‏‏(مطابق با 375 شمسی) تاریخ این بناست. این نقشه عبارتست ‏از برجی دوازده ترکی به ارتفاع 21 متر (گنبد قابوس به ‏ارتفاع 52 متر و دارای 10 ترک است) با ابنیه تابعه آن ‏شامل کتابخانه و سایر ابنیه فرعی دیگر می شود....‏

تواریخ شهری آسیای میانه و خراسان17 از ریچارد فرای 18‏
هرچند این مطلب مستقیماً به ابن سینا مربوط نمی‌شود، اما ‏به کتاب ملازاده اشاره دارد که برای پژوهش در مورد ‏سرزمین مادری ابن سینا، در دوران پس از سامانیان، سند ‏بسیار با ارزشی است.‏

مقالات دانشمندان آلمانی در شناخت هرچه بهتر ابن سینا و آثار او19 از اوتواسپایز20 (به زبان آلمانی)‏
پژوهش در فلسفه اسلامی در آلمان، از سه جنبه مورد بررسی ‏قرار گرفته است. 1. شرق‌شناسانی که اقدام به بررسی و ‏انتشار متون فلسفی به عنوان بخشی از فرهنگ اسلامی ‏نموده‌اند. 2. تاریخ نگاران فلسفه و به طور خاص اللهیون ‏کاتولیک که علاقه ویژه‌ای به جنبه‌های مدرسی اندیشه اسلامی ‏و تأثیر آن بر متفکران مسیحی در قرون وسطا دارند. 3. ‏تاریخ نگاران علم پزشکی که زمینه فلسفی و ادراکی جهان ‏اسلام را برای تشخیص بهتر نگرش آنها نسبت به علوم طبیعی و ‏پزشکی مورد بررسی قرار می‌دهند.‏
کتابنامه آثار دانشمندان آلمانی، در مورد ابن سینا، ‏دارای حدود 65 موضوع است که اغلب آنها در پنجاه سال اخیر ‏‏(1950ـ1900) انجام گرفته است. اما برخی از آنها بسیار ‏مهم به دوران قدیم‌تر مربوط می‌شود. این مراجع، کتاب، ‏مونوگرف و نیز مقاله‌هایی هستند که در نشریات انجمن‌های ‏علمی منتشر می‌شوند. این فهرست به صورت موضوعی تنظیم ‏شده و هر عنوان به طور خلاصه معرفی شده است.‏

پژوهش‌های فلسفی
‏ فیلسوف هستی21 از دوشیزه گواشون22 (به زبان فرانسه)‏
‏ نویسنده مقاله که در زمینه ابن سینا‌شناسی تخصص دارد، ‏درباره او چنین می نویسد: شهرت ابن سینا در پزشکی و ‏علوم دیگر نیاز به اثبات ندارد، او در زمینه فلسفه و ‏فرهنگ نیز صاحب شهرت است. کتاب قانون محدود به جسم ‏انسان است اما کتاب شفا، نجات و اشارات، گستره ای است ‏نامتناهی که به مابعدالطبیعه توجه دارد. دوشیزه گواشون ‏از شهود به وجود و تمایز میان ماهیت و وجود و مقوله ‏واجب‌الوجوب و ‏‎…‎‏ در اندیشه ابن سینا می‌پردازد. این ‏مطالب به اجمال و به طور مستقل بیان می‌شود.‏

هستی در اندیشه ابن سینا و توماس اکویناس23 ل. دورمیکر24‏
نویسنده در این مقاله به بسط برخی از این مقوله ‌ها، تحت ‏عنوان وجود در اندیشه ابن سینا و توماس اکویناس ‏می‌پردازد. او می‌کوشد مفهوم وجود در این دو تفکر را با ‏یکدیگر مقایسه کند. اکویناس نسبت به این فیلسوف ‏مسلمان، ابن سینا، توجه ویژه‌ای دارد و بیش از چهارصد ‏بار از او نقل قول ‌کرده است. و شالوده نظام اندیشه خود ‏را در مابعدالطبیعه و روانشناسی بر نوشته‌های ابن سینا ‏می‌گذارد.‏

مفهوم تفکر ابن سینایی و تعبیر آن برای فیلسوف غربی 25 از کروتس هرناندز26‏
نویسنده طی تحقیقات خود درباره فلسفه ابن سینا با ‏چهار پرسش عمده روبرو می‌شود: ‏
‏1. آیا هرگز در اندیشه ابن سینا تحولی حاصل شده است؟ ‏اگر چنین است در چه زمینه‌ای؟
‏2. اندیشه فلسفی شخصی ابن سینا چه بوده است؟‏
‏3. کدامیک از تعابیر مختلف از ابن سینا در قرون وسطا ‏را می‌توان پذیرفت: ابن رشد، سن توماس دانس اسکاتوس ‏
‏4. آیا ابن سینا دانشمند متفکر بود یا حامی عرفان و ‏عرفان‌گرایی؟
برخی تحولات در اندیشه ابن سینا در رسالات مختلف او قابل ‏مشاهده است. کتاب شفا را می‌توان به عنوان یک مجموعه ‏مشایی اسلامی در نظر گرفت، درحالی که در گرایشات نو ‏افلاطونی، کتاب نجات و اشارات بیشتر حکمه المشرقیه ابن ‏سینا را نشان می‌دهد که متأسفانه فقط بخش منطق آن (منطق ‏المشرقین) باقی مانده است. این گرایشات متفاوت در ‏نوشته‌های ابن سینا، بیانگر تفسیرهای مختلفی است که نسبت ‏به اندیشه‌های بزرگترین متفکر سده‌های میانی جهان اسلام ‏ابراز می‌شود. نظریه او درباره وجود و ماهیت، عمیقا ‏مورد توجه سن توماس و مکتب او قرار گرفته است. به ‏عقیده نویسنده، برای درک میزان تأثیرات ابن سینا بر ‏جهان اندیشه، لازم است همه آثار او به دقت تصحیح و چاپ ‏شود.‏

بررسی و معرفی رساله النکات و الفوائد27 از ویلهلم کاچ 28‏
‏ رساله رساله النکات و الفوائد را به ابن سینا نسبت می‌دهند. این ‏رساله، به شماره 1217 در کتابخانه فیض الله استانبول ‏نگهداری می شود. نام این رساله نه در کتابشناسی ابن ‏سینا اثر عنواتی (قاهره، 1950) آمده است نه در ‏کتابشناسی ابن سینای یحیی مهدوی (تهران، 1954). نویسنده ‏مقاله در اینجا، پنج بخش فیزیک این رساله را آورده که ‏با نظریات ابن سینا در زمینه روح هم‌خوانی دارد.‏

ابن سینا و نظریه روح29 از لردو30‏
این مقاله، با شرح اشعاری از ابن سینا دربارة روح آغاز ‏می‌شود. آنگاه نویسنده مفهوم روح را در اندیشه او، با ‏اندیشه هندیان قدیم مقایسه می‌کند. در اندیشه‌ء هند قدیم، ‏طبیعت و ماهیت روح، پاک و خدشه‌ناپذیر است. و همه ‏ناپاکی‌های کنش آدمی، آلام و احساسات، قادر به تبدیل بخشی ‏از آن نیز نیست. نویسنده به روح در ادیان بودایی و ‏‎…‎‏ ‏می‌پردازد.‏

رد نظریه فورفریوس از جانب ابن سینا31 جی. فینگان32‏
‏ در این مقاله ابتدا نظریه فورفریوس و پس از آن استدلال ‏ابن سینا مطرح می‌شود.‏

ابن سینا و عرفان33‏ از هوبی34‏
‏ در این مقاله پرفسور هوبی دربارة عقاید شخصی ابن سینا ‏در مورد تصوف که معرفة الله می‌خواند و آن را تحت تأثیر ‏اندیشه‌های افلاطونی و نوافلاطونی می‌داند و به شرح عقاید ‏ابن سینا همراه با نقل قول‌هایی از او می ‍بردازد. عقاید ‏عرفانی ابن سینا، به نظر نویسنده، به طور خلاصه، همان ‏هدف اصلی عرفان یعنی تسلیم آزادانه روح به خداست.‏

مطالعات پزشکی و روانپزشکی
ابن سینا ، پزشک، روانپزشک.‏ ‏35 ازهلموت یاتیه 36‏
نویسنده، ابن سینا را معلم روح و روان می‌خواند و در ‏این زمینه به معرفی رساله تازه یافته ای از او به نام ‏رساله فی ماهیت الحزن و اسبابه می پردازد. این رساله، زمانی که ‏هلموت رویتر و همکارانش بر رساله فی الحیله اثر کندی تحقیق ‏می‌کردند، کشف شد.‏

رساله در باب تعبیر رویا37 از محمد ابوالموید خان38 ‏

تمبرهای یادبود ابن سینا39 از م. اسحاق40‏
بخش کلیات نیز مربوط به نقش تمبرهای تاریخی ایران در زمینه ‏سکه‌های هخامنشی،‌ ساسانی، سلجوقی و سکه‌های سده‌های نهم و ‏دهم و تمبرهایی با تصاویری از همدان، از ابن سینا و از ‏آرامگاه قدیمی و جدید اوست که پژوهشگری هندی به نام ‏اسحاق انجام داده است.‏


‎1.‎ IBN SINA AND ALBERUNI
‎2.‎ ‎ SYED HASAN BARANI
‎3.‎ ‎ IBN SINA AND EUROPE ‎
‎4.‎ B.M.GAI
‎5.‎ CHAND NUKTAH TAZEH DAR BARAH IBN SINA
‎6.‎ SA’ID NAFICY ‎
‎7.‎ SARGUZASHT SHAIKH’AL RAIS ABUL ALI SINA‎
‎8.‎ ALI AKBAR SULAIMI
‎9.‎ AVICENNA UND DIE IRANISCHEN FURSTENBIBLIOTHEKEN SEINER ZEIT ‎
‎10.‎ MAX WEISWEILER
‎11.‎ SOME ASPECTS OF THE LITERARY AND POETICAL ACTIVITIES OF AVICENNA
‎12.‎ MOHD, BADRUDDIN ALAVI
‎13.‎ RISALA MKHARAJ HURUF
‎14.‎ BARWEZ NATAL, KHANLARI
‎15.‎ GUZARISH MUKHTASARI RAJ‘A BA-ARAMGAH IBN SINA
‎16.‎ ‎ M. TAQI MUSTAFAWI‎
‎17.‎ CITY CHRONICLES OF CENTRAL ASIA AND KHURASAN: The Kitab-e Mullazade
‎18.‎ RICHARD N. FRYE
‎19.‎ DER DEUTSCHE BEITRAG ZUR ERFORSCHUNG AVICENNAS
‎20.‎ OTTO SPIES
‎21.‎ THE PHILOSOPHER OF BEING
‎22.‎ A.M. GOICHON
‎23.‎ L’ETRE SELON AVICENNE ET SELON S. THOMAS D’AQUIN
‎24.‎ L. DE RAEYMAEKER
‎25.‎ LA SIGNIFICACION DEL PENSAMIENTO DE AVICENA Y SU INTERPRETACTION ‎POR LA FILSOFIA OCCIDENTAL
‎26.‎ MIGUEL CRUZ HERNANDEZ
‎27.‎ ‎ EIN NEUER TEXT ZUR SEELENLEHRE AVICENNAS
‎28.‎ WILHEM KUTSCH
‎29.‎ AVICENNA AND HIS THEORY OF THE SOUL
‎30.‎ B. C. LAW
‎31.‎ AVICENNA’S REFUTATION OF PORPHYRIUS
‎32.‎ J. FINNEGAN
‎33.‎ AVICENNA AND MYSTICISM
‎34.‎ J. J. HOUBEN
‎35.‎ AVICENNA ALS SEELENARZT
‎36.‎ HELMUT GÄTJE
‎37.‎ A UNIQUE TREATISE ON THE INTERPRETATION OF DREAMS
‎38.‎ MOHD. ‘ABUL MU‘ID KHAN
‎39.‎ THE AVICENNA COMMEMORATION STAMPS
‎40.‎ M. ISHAQUE



این مقاله در ویژه نامه پیام بهارستان بهار ۱۳۸۶ به چاپ رسیده است.
  نظرات ()
مطالب اخیر تبریز در ایام سلطنت محمدعلی شاه (1909-1907) بر اساس اسناد بایگانی وزارت امور خا مقالاتی درباره خواجه نظام الملک طوسی داستان مسیح، داستان سَن ‌پی‌یِر، عنصرهای زبان فارسی دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ مقالاتی درباره غزالی کاتبان دست‌نوشته‌های کهن کتابخانه مجلس آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) Bibligraphie francaise de l,Iran جام جم (معرفی کتاب)
کلمات کلیدی وبلاگ نقد کتاب (۱۱) نسخه خطی (۱٠) نسخه شناسی (۱٠) codicologie (٥) ابن سینا (۳) avicenna (۳) ایران (۳) خواجه نصیرالدین طوسی (۳) فرانسیس ریشاردfrancis richard (۳) vocabulaires codicologiques (۳) نسخه های خطی (۳) قرآن (٢) اسناد دوره قاجار (٢) پادری padery (٢) صفویان (٢) ابن‌سینا (٢) هنر ایران (٢) کتابشناسی (٢) فارسی - فرانسه (٢) سیبویه (٢) مهر شناسی صفوی (۱) آلگ گرابار (۱) نسخه شناسی فرنگی (۱) مُهرشناسی ایرانی (۱) مُهرشناسی دوران صفوی (۱) سلسله پهلوی (۱) اسناد دوره صفوی (۱) امین‌الضرب (۱) قرآن عثمان (۱) احسان یارشاطر (۱) مجموعه خدایان ثمود (۱) وان دن براندن (۱) انقلاب مشروطه (۱) adam gacek (۱) کاتب (۱) کاغذ paper (۱) gazophylacium linguae persarum (۱) محمد‌تقی مسعودیه (۱) ادوارد گرانویل براون (۱) ذبیح‌الله صفا (۱) نسخه خطی فارسی (۱) سلجوقیان (۱) آموزش زبان سومری (۱) گرجستان (۱) کتابخانه ابراهیم سلطان (۱) مکتب شیراز (۱) جام جم (۱) آلبرت هوتم ـ شیندلر (۱) باغنو شیراز (۱) شَدُّ الازار (۱) دنیز اِگْل‏/ denise aigle (۱) هنر قاجار (۱) نظامى گنجوی (۱) چاپ سنگى (۱) ب و رابینسون/ robinson (۱) چرم و مرمت (۱) غزالی (۱) بت پرستی (۱) ابوعلی سینا (۱) سیاست نامه (۱) صفحه آرایی (۱) تورات (۱) شاه عباس (۱) مینیاتور (۱) روسیه (۱) مثنوی معنوی (۱) انجیل (۱) سفرنامه (۱) هند (۱) اصفهان (۱) استعاره (۱) مؤسسه نسخه‌های خطﻰ آکادمی ملی علوم آذربایجان (iman (۱) جلال الدین رومی (۱) نیکلسون nicholson (۱) موسیقی سنتی ایران (۱) محسن صبا (۱) سالتیکوف (۱) آسیای میانه (۱) edisud (۱) کتابخانه ملی مصر (۱) زبان فرانسه (۱) ایرانیکا (۱) آناتولی (۱) ت صباغ (۱) les metaphors de coran (۱) قحطی (۱) manuscrit (۱) جمهوری آذربایجان (۱) جمهوری تاجیکستان (۱) iranica (۱) ehsan yarshater (۱) تشریفات دیپلماتیک (۱) ظل السلطان (۱) فهرست مقاله و کتاب (۱) خواجه نظام الملک طوسی (۱) جنگ اول جهانی (۱) islamic codicology (۱) مینیاتور ایرانی (۱) قراقویونلو (۱) سیداحمدخان - آثار و شرح حال (۱) ریحانه خاتون، (۱) زبان عربی - نحو (۱) زبان عربی - نحو (۱) ژرار تروپو (۱) ژرار تروپو (۱) واژگان ایتالیایی - لاتین - فرانسه-فارسی (۱) کتابخانه مجلس ایران (۱) کاغذ رنگه (۱) فرانسیس ریشار francis richard (۱) داستان مسیح داستان سَن ‌پی‌یِر عنصرهای زبان فارسی (۱) historia christi persice ‎conscripta (۱) خاویر خرومه (۱) چاپخانه الزویر (۱) ایگانی‌های وزارت امور خارجة فرانسه (۱) تبریز در دوران مشروطه (۱) توفیق فهد (۱) سالنامه امیرکبیر (۱)
دوستان من کتابخانه های دیجیتالی جهانی کتابخانه ایرانشناسی مجلس انجمن ایرانشناسی فرانسه نوشته هایی درباره ایران گاهی سرک می کشد دانشگاه آکسفورد ترجمه شعر و ... دانلودهای مفید دانشگاه کمبریج میراث مکتوب پرتال زیگور طراح قالب