نویسنده (های) وبلاگ سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi
آرشیو وبلاگ
      نسخه شناسی و معرفی کتاب codicology and book reviews ()
آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢

 

 

آیین شناساندن
نسخه‏هاى خطى‏

جزوه آموزشى دوره‏هاى
تخصصى نسخه‏شناسى‏

پاریس، سال 2003

مؤسسه پژوهش و تاریخ
متون (پاریس CNRS)

 

Le Manuscrit Médiéval en écriture Arabe 8 Novembre 2003, CNRS Institut de Recherche et d'Histoire des Textes,Paris.

 

فرانسوا دروش

    ترجمه: سید محمدحسین مرعشى

چکیده‏

 هدف از این مقاله شناسایى علمى نسخه‏هاى خطى است بدان صورت که هم خود اساس پژوهش‌های تاریخى قرار گیرد و هم به عنوان دانشى کمکى و وابسته در علوم مرتبط به کار آید.  از این رو مسائل مرتبط با شناخت دست‌نویس‌ها در چهار بخش کلى تقسیم و معرفى شده‏اند: مجلد، واحدهاى نسخه شناختى، متن، یادداشت‌ها. در پایان نیز، سه پیوست بدان ضمیمه شده است: نشانه‏هاى مالکیت، کتاب‌نامه شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خط عربى، واژه‏نامه فرانسه فارسى.

 کلیدواژه‏ها: فهرست‌نگاری نسخه‏هاى خطى، متن‏شناسى نسخه‏هاى خطى، نسخه‏شناسى نسخه‏هاى خطى، آموزش فهرست‌نگاری.

 دستنوشته‏هاى سده‏هاى میانى به خط عربی برخلاف کتاب‏هاى چاپى، هر یک از نسخه‏هاى خطى، گواه منحصر به فردى است که بررسى آن نیازمند روش‏هاى گوناگونى است. نسخه‏هاى خطى پیش از همه، کتاب‏هایى هستند که گاه شامل چند اثر متنوعند. نسخه‏بردارى، انتشار، تعلق به مکانى علمى یا شخصیتى شناخته شده یا ناشناس، بیانگر موقعیت علمى زمانه و نشانى از جریان دانش در زمان و مکان خود نیز هست. علاوه بر این، دست‌نوشته یک سند باستان‏شناختى است که مى‏تواند از جنبه تولید، خصوصیات فیزیکى و تزیینات، مورد بررسى قرار گیرد. این امر تنها به نسخه‏هاى خطى عربى محدود نمى‏شود بلکه تمام نسخه‏هاى خطى، صرف نظر از منطقه فرهنگى آنها را در بر مى‏گیرد.

 در اصل، هدف انجمن پژوهشى و تاریخ متون (IRHT = I'Institut Recherche et d'Histoire des Textes) گردآورى متخصصان رشته‏هاى گوناگون و مکمل است که از دو جنبه به پژوهش در تاریخ کتاب مى‏پردازند : به عنوان متنى گواه بر دانش و فرهنگ سده‏هاى میانى و میراث گذشتگان. از این منظر، این نسخه‏ها شامل نسخه‏هاى سده‏هاى میانى به زبان‏هاى عبرى، یونانى، لاتین، فارسى، عربى و فرانسه قدیم نیز مى‏شود، در واقع، آثار بسیارى از گذشتگان وجود دارد که تنها از طریق مکتوبات سده‏هاى میانى انتقال یافته‏اند. مثلاً پژوهش‏هایى که در فیمود (کاربرگه‏هاى نسخه‏هاى تاریخ‏دار خاورمیانه/  FiMMOD = Fichiers des Manuscrits Moyens Orientaux Datés) انجام گرفته است، به جنبه‏هایى از یادداشت‏نویسى در نسخه‏هاى خطى (در انجامه نسخه) مى‏پردازد.

 در پایان به یارى برخى نمونه‏ها به تجزیه و تحلیل مراحل گوناگون شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خطى خواهیم پرداخت. به هر حال، در این مقاله، سعى بر این است تا شناختى علمى از نسخه‏هاى خطى حاصل آید. شناختى که تنها به عنوان دانشى وابسته و کمکى نباشد بلکه خود اساس پژوهش‏هاى تاریخى قرار گیرد.

 

    بخش اول: مجلّد

 1. شماره دستیابى‏

 شهر - محل نگهداری - [مجموعه] - [زبان/ موضوع] - شماره ترتیب. احیاناً شماره (هاى) قبلى.

 

 2 . موارد کلى

 2 - 1. جنس (کاغذ، ورق‏پوستى)

 2 - 2. اندازه صفحه‏ها.
مثال: 140*195 میلى‏متر

    * اندازه صفحه‌ها به میلى‏متر، که تا 5 میلى‏متر گرد مى‏شود، از صفحه‏اى گرفته مى‏شود که به شکل چهارگوش باشد و در آغاز نسخه قرار داشته باشد.

 2 - 3. روشى که تعداد کل ورق‏هاى مجلد را نشان دهد:

    بدرقه ابتداى نسخه با حروف‏1، تعداد برگ‏هاى هر واحد نسخه‏شناختى با ارقام هندى، بدرقه انتهاى نسخه با ارقام رومى، این موارد با نقطه از یکدیگر جدا مى‏شوند. مثال: دو.8.16.52.دو (احیاناً، ورق‏ها یا برگ‏هاى فرد با علامت + مشخص مى‏شوند)

    * در مورد نسخه‏هاى با کاغذهاى گوناگون (یا «مختلط»)، اگر یکى از عناصر دست‏نوشته (جنس، اندازه صفحه‏ها و
غیره) در واحدهاى نسخه‏شناسى با هم تفاوت داشته باشند به بخش واحدهاى نسخه‏شناختى
مربوط مى‏شود نه به این بخش.

 

 3 . شماره‏گذارى‏

 3 - 1. برگ‏شمارى یا
صفحه‏شمارى (ارقام هندى، ابجد)، رنگ، محل قرار گرفتن (اگر جاى دیگرى به جز گوشه
بالاى صفحات رو باشد). احیاناً شماره‏گذارى‏هاى قبلى.

 3 - 1. روش شماره‏گذارى: با
حروف‏1 و عدد، مثال یک - سه، 74-1 - چهار - شش. لت 1 = برگ 16 ب (= لت 1، بلافاصله
بعد از برگ 16 ب قرار دارد)

 

 4 . جلد

 4 - 1. نوع (سرطبله‏دار یا
بدون سرطبله) 2، تاریخ‏گذارى به سده (در صورت امکان). جلد اصل یا غیر اصل (در صورت
امکان).

 4 - 2. اندازه دفه‏ها به
میلى‏متر (اگر با اندازه صفحه‏ها تفاوت داشته باشد).

 4 - 3. قطر مجلّد هنگام بسته
بودن.

 4 - 4. میان جلد (چوب، مقوا)
و روکش جلد (چرم، پارچه، کاغذ ابرى و غیره)، جنس و رنگ. قسمت‏هاى روکش‏شده
(دفه‏ها، لوح‏هاى درون).

 4 - 5. تزیین (نقش‏کوبى
دفه‏ها و لوح‏هاى درون، در منطقه‏هاى مختلف).

 4 - 6. وضعیت نگهدارى و
ملاحظات دیگر.

 

    بخش دوم: واحد (هاى)
نسخه‏شناختى‏

 1 . کاغذ

 1 - 1. ته‏نقش‏دار یا بدون
ته‏نقش. توصیف ته‏نقش‏ها، به اطلس‏هاى کاغذ و سال‌یابی ارجاع شود.

 1 - 2. اندازه پهناى 20 ته
خط افقى.

 1 - 3. جهت ته‌خط‌های افقى:
تاى کاغذ (یک‏تایى، دوتایى، سه‏تایى) ؤ قطع برگ و منشأ کاغذ

 1 - 4. ترتیب (ساده یا گروهى)
و فاصله ته‌خط‌های عمودى از یکدیگر ؤ منشأ کاغذ

 2 . جزوها

 2 - 1. نوع جزوها (دوبرگى،
سه‏برگى، چهاربرگى و غیره)

 2 - 2. مقایسه جزوها با
یکدیگر. شیوه ترکیب‏بندى‏

 مثال: (52) 2 IV - 3(, 30 V )3 (ارقام رومى = تعداد
دو ورقى‏هاى جزو، ارقام عربى مقابل آن = تعداد جزوها؛ مجموع ورق‏ها به رقم عربى
بین دو هلال).

 

 

 1 . در متن اصلى به جاى
شکل حروفى ارقام رومى به کار رفته است.

 2 . طبله یا طبل نیز گفته
مى‏شود.

 2 - 3. ذکر بى‏نظمى‏ها در
ترکیب‏بندى جزوها: تعیین جاى ورق‏هاى افتاده یا افزوده شده. در صورت جابه‏جایى،
پیشنهاد چگونگى بازسازى صحیح بر اساس توالى متن؛ ارائه ترتیب خواندن نسخه.

    مثال: نخستین پنج
برگى: 50 - و - 52 - و - 54 / 53 - 51 - 55 - و - 56 .

 2 - 4. ذکر شماره‏هاى جزوها:
انتهاى گوشه برگ اول صفحه رو، بدون ذکر شماره صفحات پشت: به ابجد یا به حروف.

    (احیاناً، شماره دو
برگى‏هاى درون جزوها).

 2 - 5 . ذکر نشان‏ها و علائم
وسط جزوها، روى دوبرگى‏هاى وسط با توجه به:

    1 . مکان:

    الف. گوشه‏هاى بالاى
صفحه انتهاى سمت راست؛

    ب. پایین، انتهاى سمت
چپ؛

    ج. گوشه‏هاى بالایى
انتهاى سمت راست و پایین انتهاى سمت چپ؛

    د. گوشه‏هاى پایین
انتهاى سمت راست و بالا انتهاى سمت چپ؛

    ه. وسط حاشیه انتهاى
سمت راست؛

    و. وسط حاشیه انتهاى
چپ.

    2 . شکل :

    الف. حرف؛

    ب. خط تیره؛

    ج. خط ممتد؛

    د. نقطه؛

    ه. رقم هندى؛

    و. حرف «میم»؛

    ز. سه نقطه (مثلثى)

    ح. دایره کوچک؛

    ط. موارد دیگر؛

 2 - 6 . رکابه‏ها: وجود یا
فقدان رکابه در همه ورق‏ها، یا در پایان یا در وسط جزو و غیره.

 

 3 . صفحه‏بندى پیش از
نگاشتن‏

 3 - 1. تعیین اندازه نوشته.
مثلاً 140*100 میلى‏متر. تعیین تعداد سطرها در هر صفحه.

 3 - 2. تعیین ابزار
سطراندازى (قلم نوک‏آهنى، مسطر، یا هر دو وسیله).

 3 - 3. تعیین و توصیف آثار
سوزن (به غیر از مسطر).

 

 4 . خط

 4 - 1. شیوه خوشنویسى میزان شتاب‌زدگی
خط. رنگ مرکب، اندازه. ویژگى‏هاى خط، تناسب حروف، اتصال غیر معمول حروف، خمیدگى
خط، دانگ قلم و غیره. احیاناً، ارجاع به مرقعات و اطلس‏هاى خوشنویسى.

 4 - 2. توصیف کاربردهاى
قواعد املایى:

    الف. نشانه‏هاى آوایى
و سکون (زیاد، کم، بدون نشانه)؛

    ب. نقطه‏گذارى حروف
(کامل، ناقص، بى‏نقطه) متناسب با ملاک و معیار، کاربرد علامت اهمال؛

    ج. کاربرد تشدید؛

    د. وجود یا حذف همزه
روی - الفِ ابتداى کلمه - الف، واو، نَبرَه در وسط کلمه‏ها - الف، واو، یاء یا روى
خط زمینه در وسط کلمه. - قواعد مربوط به «کرسى» همزه یا عدم قاعده.

    ه. نقاط زیر «یاء»
پایانى؛ الف مقصوره‏

    و. اختلال در عبارات
متکلف و صامت‏هاى دندانى که بر اساس خاستگاه مکانى کاتبان دریافته مى‏شود.

 

 5 . ترتیب و جابجایى
اوراق نسخه‏

    توصیف اتصال متن‏ها و
فصل‏هاى میان آنها و توصیف درجات زیر بخش‏ها: عنوان‏ها، شنگرف‏نویسى‏ها، خط‌گذارى
بالاى عبارت‏ها و غیره.

    * براى بررسى بیشتر
درباره بخش 4 و 5، یک دست بودن شیوه‏ها در تمام نسخه مورد توجه قرار گیرد. بى‏نظمى
نشانه قطعى تغییر کاتب نیست، خط منظم در ابتدا و سپس شتاب‌زدگی در آن، کاستى گرفتن
نشانه‏گذارى‏ها، تغییر شیوه خوشنویسى در حین کتابت و موارد دیگر ممکن است به دلیل
خستگى کاتب باشد.

 6 . اصلاحات کاتب‏

    شامل تراشیدن، قلم
گرفتن، محو، اصلاح، مقابله، استفاده از نشانه‏ها: صح، ضبّة، ن و غیره.
حاشیه‏نویسى‏ها و نوشته‏هاى بالای سطر.

    * تنها زمانى مى‏توان
از اصلاحات کاتب سخن گفت که بتوان آنها را از یادداشت‏هاى خوانندگان نسخه تشخیص داد.
در صورت تردید، بهتر است این ملاحظات را در بخش مربوط به «یادداشت‏ها»، با ذکر
تردیدى که در مورد آنها وجود دارد، آورد.

 

 7 . نسخه. انجامه (ها).

 7 - 1. استنساخ؛

 7 - 2. شناسایى:

    الف) مکان‏ها؛

    ب) اسم‏ها؛

    ج) تغییر و تبدیل
تاریخ‏ها.

    در صورت نبود تاریخ
مشخص، با مراجعه به دیگر اجزاى نسخه، انجامه پیش از انجام یا پس از انجام کتابت
معلوم شود.

    بخش سوم: متن (ها)

 1. شماره‏گذارى بر اساس
ترتیب قرار گرفتن در مجلد.

 2. نام اثر. به طور
قراردادى و بنا بر هویت جدید.

    الف) ذکر عنوان معمول
اثر. آوردن نام مؤلف به صورت کامل یا ناقص و یا با عنوان یاد شده در کتاب، میان دو
نشانه
<...>.

    مثال: 1. (گ. 1 ر - 54
پ) ابوعلى <الحسین بن >سینا رساله ال<مبدا و ال>معاد

    در صورت نبود نام
مؤلف، اثر، بى‏نام (مؤلف) خوانده مى‏شود. در مورد نسخه‏هاى ناشناس، در صورت وجود
نام نادرست، تمام نام اثر داخل قلاب گذاشته مى‏شود.

    ب. عنوان جایگزین
آورده مى‏شود.

    ج. مشخص کردن محل (هاى)
قرار گرفتن عنوان یا نام در نسخه (صفحه عنوان، سرلوح، آغاز، انجامه، لبه نسخه و
غیره) و ذکر موارد اختلاف یا تفاوت شرح ترتیب کار.

    مثال: عنوان در کتیبه
سرلوح. روى لبه پایین نسخه، نام: معاد ابن سینا.

 3 . مشخص کردن موضوع علمى
یا نوع ادبى متناسب با طبقه‏بندى سنتى علوم اسلامى: فقه، تفسیر، ادب، طب، هیئت و
نجوم، کلام بدیع، معانى، عروض و غیره.

 4 . منابع

    الف. مشخص کردن
انتشار یا عدم انتشار متن؛ استفاده یا عدم استفاده مصحح در چاپ از این نسخه. تعین
چاپ مورد ارجاع، حتى اگر آخرین چاپ نباشد.

    ب. چاپ‏هاى پیشین،
قدیمى (بر اساس فهرست‏هاى آثار چاپ شده).

 4 - 3. به منابع GAL (تاریخ ادبیات عرب
بروکلمان) و GAS(تاریخ دست‏نوشته‏هاى عربى سزگین) در
صورتى که کتاب مورد نظر در آنها وجود داشته باشد ارجاع داده شود. مشخص شود که آیا
این نسخه در آن منابع یاد شده است یا خیر. فهرست نسخه‏هاى خطى را در این دو منبع( GALو GAS)،
در صورت امکان تکمیل کنید.

    * در مورد مؤلفانى که
براى آنها کتاب‌شناسی‌های اختصاصى تهیه شده است (مانند ابن سینا، غزالى، ابن عربی،
ابن حجر عسقلانى، سخاوى) مى‏توان از منبع GAL صرف نظر کرد.
شماره‏هاى آثار بر اساس این منابع تعیین مى‏شود، باید توجه داشت که آیا در آن کتاب‌شناسی‌ها
نسخه مورد نظر شناخته شده است. در صورت لزوم فهرست‏ها تکمیل شود.

 5 . مندرجات متن‏

    الف. مقابله اجمالى
با نسخه چاپى مرجع: (بررسی X سطر از نسخه با X سطر از نسخه مرجع، در
Y صفحه) جهت حصول اطمینان از این که با
همان نسخه سر و کار داریم که در پایان متن مشخص شده است و موارد دیگر. تفاوت‏هاى
قابل توجه ذکر مى‏شوند (حذف یا اضافه کردن بخش‏ها، تفاوت در تقسیم‏بندى فصل‏ها).

    ب. به صورت اختیارى و
متناسب با اهمیت متن، نمونه‏هایى مقابله شوند، متن با شواهد نسخه و نسخه تصحیح شده
مرجع مقایسه شود و اطلاعات پیشنهاد شوند.

    ج. اگر متن چاپ نشده
است، خلاصه‏اى از متن ارائه شود. سرفصل‏ها با توجه به واژه‏هاى مربوط (باب، فصل،
قول و غیره) با تعیین مندرجات استخراج شود. در صورت احتمال نام مؤلفانى که ذکر شده

است و مضمون نقل‏قول‏ها بیان شود. احیاناً بندهایى از متن، و در صورت اهمیت ویژه،
مقدار بیشترى از متن آورده شود.

 

 6 . آغاز و انجام‏

    الف. آغاز: سه بخش،
بسمله، حمد له و ورود به موضوع (بعد از اما بعد یا عباراتى مشابه)، که در صورت
کوتاه بودن به طور کامل و یا بنا بر اهمیت آنها، بخش‏هایى از وسط یا از پایان آن
آورده شود.

    بسم‏اللَّه الذى
لااله‏الاهو [...] مالک الملک القهار. والحمد لاحسن البریة [...] قال مؤلف هذا
القول ان الجواهر ثلاثة منها جسمانیة ...

    * اگر ورود به موضوع
داراى اطلاعات شخصى در مورد شرایط تألیف، قصد مؤلف و موارد دیگر باشد، نباید آن را
حذف کرد. آن‏چه اهمیت دارد باید حفظ شود.

 6 - 2. انجام: آخرین
واژه‏هاى متن پیش از انجامه که قبل از سه نقطه قرار مى‏گیرد.

 

 7 . مؤلف‏

    به تذکره‏هاى مؤلفان
(دایرة‌المعارف اسلام، [معجم المؤلفین] کحّاله، [الاعلام] زِرِکْلى و منابع قدیمى
تذکره‏هاى مؤلّفان) ارجاع شود، به جز در مورد مؤلفان مشهور.

    بخش چهار: یادداشت‏ها

    یادداشت‏ها شامل همه
نوشته‏های خارج از نسخه، در محدوده واحدهاى نسخه‏شناختى یا مجلّد مى‏شوند، برخى از
این یادداشت‏ها، به طور خاص، به یک واحد نسخه‏شناختى ویژه و برخى دیگر به همه
مجلّد مربوط مى‏شوند، اما در بسیارى از موارد نمى‏توان با اطمینان از آنها سخن
گفت. از این رو بهتر است آنها را مورد به مورد با توصیف و بررسى گرد آورد و درباره
آنها اظهار نظر کرد. یادداشت‏هاى مربوط به قرائت، باید از یادداشت‏هایى که درباره
مواردى غیر از قرائت هستند متمایز شوند.

 1 . یادداشت‏هاى مربوط به
قرائت:

    الف. تعلیقات. شرح؛

    ب. تصدیق قرائت؛

    ج. تصدیق مقابله؛

    د. نشانه‏هاى مقابله؛

    ه. سماع؛

    و. اجازه.

    توصیف یا آوردن این
گونه نوشته‏ها با توجه به نوع آنها، همراه با توضیح آنها در صورت لزوم.

    مثال: گ 57 ر، تصدیق
قرائت و مقابله:

    «قرأه و قابله من اوله
الى آخره بنسخته العبد الفقیر الى ربه احمد بن سلیمان النیسابورى».

    گ 28 پ (پایان متن 2)،
نوشته تازه:

    «طالع متن حى بن یقظان
و شرحه و صحّح بعض المواضع الفقیر الیه عزّ شانه محمد شرف‏الدین احمد المدرسین
بکلیة استنبول».

    * تعلیقات خوانندگان [و
صاحبان نسخه] الزاماً آورده نمى‏شود. دست‏کم باید به تحلیل محتوا، ماهیت (تعبیرهاى
واژگانى، ایراد و اشکال‏ها و غیره) و استخراج یادداشت‏هایى پرداخت که در مورد
تاریخ نسخه (مانند خودشرح‏حال‏نویسى) داراى اهمیت است.

    * نشانه‏هاى مقابله که
در حاشیه قرار دارند مى‏بایست در اینجا مانند «یادداشت» در نظر گرفته شوند و به بخش
«متن‏ها» برده شوند تا از جنبه تاریخ متن به آنها پرداخته شود.

    * برخى «یادداشت‏ها» را
مى‏توان «متن» به شمار آورد. مثلاً خواننده‏اى در حاشیه صفحه‏اى یا روى آخرین برگ
سفید یک جزو در یک واحد نسخه‏شناختى قدیمى‏تر فصلى از یک متن دیگر (کما بیش مربوط
به قرائت متن) را استنساخ کرده باشد.

 2 . یادداشت‏هاى مربوط به
مواردى دیگر غیر از قرائت.

    الف. نشانه مالکیت؛

    ب. یادداشت وقف؛

    ج. فهرست مطالب [از
مؤلّف/ از کاتب]؛

    د. اشعار، مربع‏هاى
طلسمات، عبارت‏هاى تهنیت، دعا، تمرین خط و سیاه مشق، بهاى خرید.

    * این عناصر احتمالاً
بر روى آستر، بدرقه و صفحه عنوان نسخه مى‏آید و ممکن است نشانه‏هایى از تاریخ نسخه
را با خود داشته باشند.

    توصیف جداگانه عناصر
الحاقى (لت‏هاى اضافى، برگ‏هاى فرد و غیره) که به مجلّد راه یافته‏اند. برگى از
نسخه‏اى قدیمى که براى جلد در نسخه به کار رفته است نیز عناصر الحاقى محسوب
مى‏شوند.

    پیوست اول‏

 نشان مالکیت‏

 - مالکُهُ.

 - صاحبُهُ فلان.

 - مَلَّکَهُ.

 - صار فی نوبة ...
العبد الفقیر إلى رحمة ربه ... فلان ... ابتیاعا.

 - صار فی نوبة ...
الراجی عفوه و غفره ... بالاشتراء الشرعی/ بالانتفاع.

 

 عبارات مالکیت که پس
از نشان مالکیت آورده مى‏شود

 - [ ...
] ثمّ
آل ابتیاعاً إلى.

 - [ ...
] انتقل
بالشراء الشرعی إلى فلان.

 - [ ...
] دخل
فی ملک.

 - من کتب الفقیر إلى
الغنی فلان بن فلان عفی عنهما ر فی نوبة العبد الفقیر فلان ر ثمّ فی ... نوبة
العبد فلان.

 

 نشان قرائت‏

 - طالع فیه فلان.

 - قرأه.

 - نظر ما فیه فلان.

 

 یادداشت وقف‏

 - قد وقف هذه النسخة
سلطاننا الاعظم و الخاقان المعظم مالک البرین و البحرین خادم الحرمین الشریفین
السلطان بن السلطان السلطان الغازی محمود خان وقفا صحیحا شرعیا لمن طالع و نظر و اعتبر
خلد اللَّه ملکه الامجد حرره الفقیر احمد شیخ‏زاده المفتش باوقاف الحرمین الشریفین
غفر لهما.

 - وقف هذا الکتاب الشیخ
مصطفى عاطف بشرط أن لا یخرج من خزانته.

 

 ترقیمه (انجامه)

 - انتهى الکلام.

 - نجز هذا الکتاب ...
وکان الفراغ من نسخة ... على ید الفقیر ... بمدینة ... سنة ... للهجرة المبارکة و
الحمد للَّه وحده والصلوات على خیر خلقه محمد و آله و سلامه.

 

  پیوست دوم‏

  کتاب‌نامه شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خط عربى

فهارس المخطوطات العربیة فی العالم - عواد، کورکیس، کویت، 1984.

BREYDY M., Geschichte der syro-arabischen
Literatur der Maroniten von VII-XVI Jhdt,
Opladen, 1985.

BROCKELMANN C., Geschichte des Arabischen
Literatur, 2e éd., 2 vol. Leyde, 1943-1948,

Supplément, 3 vol., 1937-1942.

GRAF G., Geschichte der Christlichen Arabischen
Literatur, 5 vol.,Vatican, 1944-1953.

SEZGIN F., Geschichte des Arabischen
Schrifttums bis ca 034H, Leyde, à partir de 1967, 11 vol. parus.

STEINSCHNEIDER M., Die arabischen غbersetzungen aus dem Griechischen, réimpr. Graz,
1960.

- Die arabische Literatur der Juden. Ein
Beitrag zur Literaturgeschichte der Araber, grossenteils aus handschriftlichen
Quellen, Francfort, 1902. Réimpr. Hildesheim,
1986.

 

فهرست‏ها
و سیاهه‏هاى کتابخانه‏ها

Déroche, F., Catalogue des Manuscrits arabes. Les Manuscrits du Coran.
Paris, 1983-1985.

GUESDON M.-G. et SAUVAN Y., Catalogue des
manuscrits arabes. Deuxiè‏me partie.

Manuscrits musulmans, t. V, n³ 1465-1685,Paris, 1995.

HUISMAN A., Les Manuscrits arabes dans le
monde. Une bibliographie des catalogues, Leyde, 1967.

ROPER G. , World Survey of Islamic Manuscripts,
4 vol. Londres, 1992.

VAJDA G., Répertoire des catalogues et
Inventaires de manuscrits arabes,Paris, 1949.

 

سیاهه‏هاى
متون چاپ شده‏

 انتشارات متأخر

یوسف
الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیه والمعربه عن یوم ظهور الطباعه الی نهایه
السنه 1919، قاهره 1928.

عراق:
المطبوعات النجفیه، نجف، 1966.

مصر:
الکتب العربیة التی نشرت فی مصر فی القرن التاسع عشر، قاهره، 1990.

مغرب: عبدالرزاق فوزی: ال‍مطبوعات الحجریه فی المغرب فهرس مع
مقدمه تاریخیه، هاروارد، 1989.

Europe: CHAUVIN, V., Bibliographie des ouvrages arabes ou relatifs aux
Arabes publiés in l'Europe chrétienne de 1880 - 1885,
21vol., Liè‏ge, 1982-1922.

France: BALAGNA, J., L'imprimerie arabe en Occident XVIe, XVIIe et XVIIIe
siè‏cles,Paris, 1984.

-Inventaire des Livres arabes imprimés arabes:
1514-1959, Paris, BnF, 1986.

 

انتشارات جدید

عبدالرحمن، عبدالجبار: ذخائر التراث العربی الاسلامی، دلیل ببلیوغرافی للمخطوطات العربیه المطبوعه حتی 1980، بصره، 1982 م.

د. محمد عیسی صالحیه، المعجم الشامل للتراث العربی‌المطبوع، 5 ج، قاهره. 1992 – 1995، و تکمله ای دو جلدی از عمر عبدالسلام تَدمُری، قاهره.

 

آثار کلى نسخه‏شناسى‏

BINEBINE A. C., Le Manuscrit arabe et la
codicologie, Rabat, Publications de la
Faculté des Lettres et Sciences humaines, 1994.Actes d'un colloque tenu
à Rabat du 27 au 29 février 1992.

DـROCHE F., Fichier
des Manuscrits du Moyen-Orient datés (FIMMOD), et Nouvelles des manuscrits du
Moyen-Orient, bulletin bisannuel. d.( Les Manuscrits du Moyen-Orient: essais de
codicologie et de paléographie)

Paris-Istanbul, BnF-CNRS, 1986. Varia Turcica
8. Actes d'un colloque tenu à Istanbul du 26 au
29 mai 1986.

- et all, Manuel de codicologie des manuscrits
en écriture arabe,Paris, BnF, 2000.

- et RICHARD F. éds., Scribes et manuscrits du
Moyen-Orient, Paris, BnF, 1997.

Actes d'un colloque tenu à Paris
les 15-17 juin 1994.

فواد سید، ایمن، الکتاب العربی المخطوط وعلم المخطوط (نسخه های عربی و نسخه
شناسی)، قاهره، الدار المصریه اللبنانیه، 1997.

GACEK A., The Arabic Manuscript Tradition. A Glossary of Technical Terms and Bibliography, Brill, 2001.

HOFFMANN PH. (éd.), Recherches de codicologie comparée: la composition du codex au Moyen-Age en Orient et en Occident, Paris, Presses de l'Ecole normale supérieure, 1998. Actes d'une table ronde tenue à Paris les 5 et 6 décembre 1990.

LEMAIRE J., Introduction à la codicologie (Textes, Etudes, Congrès 9) ,
Louvain-la-Neuve, Publications de l'Institut d'Etudes Médiévales, 1989.

LEWIS B., s. v. ‘‏Daftar’ in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd., Leyde, 1960. MANIACI M.
et MUNAFO P. (éds.), Ancient and Medieval Book Materials and Techniques Studi e
testi 357-358, Vatican, Biblioteca apostolica vaticana, 3991. Actes d'un colloque tenu à Erice, 81-52 septembre 1992.

MUZERELLE D., Vocabulaire codicologique. Répertoire méthodique des termes franµais relatifs aux manuscrits,Paris, 1985.

ORSATTI P., ‘‏Le manuscrit islamique: caractéristiques matérielles et typologie’,
in Maniaci M. et Manafo P.(éds.), Ancient and medieval book materials and
techniques, p.269-331.

PEDERSEN P., The Arabic Book, Princeton, 1984.

SELLHEIM R., s. v. ‘‏Kitab’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd. The Conservation and Preservation of islamic manuscripts. Proceedings ot the third conference ot
al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 91-81 novembre 1995. Londres, al-Furqan
islamic Foundation. 1997 Edition en arabe sous le titre صیانت و حفظ
المطبوعات الاسلامیه,
Londres, 1998.

The Codicology of Islamic Manuscripts.
Proceedings of the second conference of al-Furqan Islamic Heritage Foundation,
4-5 dec. 1993, Londres, al-Furqan islamic Foundation, 1995, چاپی از این کتاب،
به زبان عربی وجود دارد.

WITKAM J. J., Arabic Manuscripts in the Library
of the University of Leiden
and Other Collections in the Netherlands. A
General Introduction to the Catalogue, Leyde, 1982.

 

کارمایه‏هاى ساختن کتاب‏

پاپیروس‏

BERTOLINI G., Le papier à travers les Ages. Du Premier Age au recyclage,Paris, 1999.

KHAN G., ‘‏Arabic papyri’, in The Codicology to Islamic manuscripts, p. 1-16.

SELLHEIM R., s.v. ‘‏Kirtas (قرطاس) ’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd,. Leyde, 1960.

TURNER E. G., The Typology of the Early Codex, Philadelphie, 1977.

WOUTERS A., ‘‏From papyrus roll to papyrus codex: some technical aspects of the ancient book fabrication’ in Manuscripts of the Middle East, 1, 1990-91, p. 9-19.

 

پوست، رقّ‏

Déroche, F., ‘‏L'emploi du parchemin dans les manuscrits islamiques: quelques remarques
liminaires’ in The Codicology of Islamic Manuscripts, p. 17-57.

- et RICHARD F., ‘‏Du parchemin au papier: remarques sur quelques manuscrits du Proche-Orient’,
in Hoffmann Ph. (éd.), Recherches de codicologie comparée, p. 183-197.

GROHMANN A., s. v. ‘‏djild’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd.

 

کاغذهاى بدون ته‏نقش‏

BAVAVEAS M. -T. et HUMBERT G., ‘‏Une méthode de description du papier non filigrané
(dit oriental)‘in Gazette du livre médiéval, 17, 1990, p. 24-30.

BEIT-ARIE M., ‘‏The Oriental Arabic Paper’ in Gazette du livre médiéval, 1996, 28,
p. 9-12.

HUART C. et GROHMANN A., s. v. ‘‏Kaghad’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd.

HUMBERT G., ‘‏Papiers non filigranés utilisés au Proche-Orient jusqu'en 1450:
essai de typologie’, in Journal Asiatique, 1998, p. 1-35.

IRIGOIN J., ‘‏Les papiers non filigranés: état des recherches et perspectives
d'avenir’, in Maniaci, M. et Munafo, P. (éds.), Ancient and medieval book materials
and techniques, I, p. 265-312.

LE LEANNEC-BAVAVEAS M. -T., Les papiers non
filigranés médiévaux de la Perse.

l'Espagne: Bibliographie 1950-1955, Paris, CNRS
Editions, 1998.

 

کاغذهاى ته‏نقش‏دار

BRIQUET CH.-M., Les filigranes. Dictionnaire
historique des marques du papier d ةs leur apparition
vers 1285 jusqu'en 1600, 4 vol. A facsimile edition with supplementary
material, by A. Stevenson, Amsterdam, The Paper
Publication Society, 1968.

HEAWOOD E., Watermarks, mainly of the 17th and 18th
centuries,Hilversum, 1950.

MOSIN V., Anchor watermarks, Amsterdam,
1973.

VELKOV A. et ANDREEV S., Filigranes dans les
documents ottomanas. I: trois croissants, Sofia,
1983.

ZERDOUN BAT-YEOUDA M., Les papiers filigranés
des manuscrits hébreux datés jusqu'a 1450 conservés en France
et en Israel (Bibliologia 16) , Turnhout,
Brepols, 1989.

---, Les papiers filigranés médiévaux: essai de
méthodologie descriptive, Turnhout, Brepols, 1988. (éd.), Le papier au Moyen
Age: histoire et techniques, Turnhout, Brepols, 1999

 

انواع مرکب‏

ABOURICHA N., encre au Maghreb, in Nouvelles des Manuscrits du Moyen-Orient, juin 1993, III/1, p. 3-4

CHABBOUH M., Two new sources on the Art of mixing Ink’, in The odicology of Islamic Manuscripts, p. 59-76

ZERDOUN BAT-YEOUDA M., Les encres noires au Moyen Age jusqu'au 1600 (Documents, études et repertoires), Paris, IRHT, 1983.

 

ترکیب‏بندى کراسه‏ها

GUESDON M.-G., ‘‏Les réclames dans les manuscrits arabes datés antérieurs 1450’, in Déroche
F. et Richard F. (éds.), Scribes et Manuscrits du Moyen-Orient, p. 56-57.

-  ‘‏L'assemblage des cahiers: remarques à propos
d'un échantillon de manuscrits arabes récemment catalogués’ in Binebine A. C. (éd.),
Le Manuscrit arabe et la codicologie, p. 57-68.

SIRAT C., ‘‏Pour quelle raison trouve-t-on au Moyen-Age des quinions et des
quaternions? Une tentative d'explication’, in Hoffmann Ph. (éd.) Recherches de
codicologie comparée, p. 131-135.

 

صفحه‏بندى‏

DUKAN M., La réglure des manuscrits hébreux au Moyen Age,Paris, 1988.

 

صحافى و جلدسازى‏

BARAS E., IRIGOIN J. et VEZIN J., La reliure
médiévale. Trois conférences d'initiation, Paris,
ENS, 1978.

DـROCHE F., ‘‏Quelques reliures médiévales de provenance
damascaine’, in Revue des Etudes islamiques, 1986, p. 85-99.

DOIZY M.-A., et IPERT S., Le Papier marbré,Paris, 1985.

DOIZY M.-A., De la dominoterie à la marbrure:
histoire des techniques traditionnelles de la décoration du papier,Paris, 1996.

DREIBHOLZU., ‘‏Some aspects of early islamic bookbindings from Great Mosque of Sana'a,
Yemen’, in Déroche F. et Richard F. (éds.),
Scribes et manuscrits du Moyen-Orient, p. 15-34.

GACEK A., ‘‏Introduction on the art of bookbinding attributed to the Rasulid
ruler of Yemen al-Malik al-Muzaffar’, in Déroche
F. et Richard F. (éds.), Scribes et manuscrits du Moyen-Orient, p.57-63.

RABY J., Turkish Bookbinding in the 51th
Century: the Foundation of an Ottoman Style, Londres, 1993.

 

دانش‏نامه‏ها، نمایه‏ها و اسامى نویسندگان و آثار

Encyclopédie de l'Islam, 2e édition, Leyde, 1960,
حاجی خلیفه کشف الظنون, 2tomes en 4 vol.,Istanbul, 1941-1947.

Index Islamicus, fondé par J. D. Pearson, Cambridge, 1958-index des publications sur la culture
arabo-musulmane depuis 1906.

کحّاله، معجم المولفین، 15 ج، بیروت، 1957-1967.

اعلام النساء، 5 جلد، دمشق، 1958.

تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، 7 جلد، نجف – بیروت، 1954-1971.

زرکلی، الاعلام، چاپ دوم، 10 جلد، بیروت، 1954-1959.

 

سایت‏هاى مفید براى اسناد و مدارک

براى جستجو در متون عربیwww.al-waraq.com

دانشگاه لیدن‏lbs.leidenuniv.nl 

کتابخانه ملى فرانسه‏www.bnf.fr 

کتابخانه کنگره آمریکاcatalog.loc.gov 

 

مکان نگهدارى میکروفیلم‏هاى نسخه‏هاى خطى‏

Paris: Institut de recherche et d'histoire des textes (IRHT). Section arabe. 25, rue du Cardinal Lemoine, 75005 Paris.

Le Caire: Institut des manuscrits arabes
photographiés (Ligue arabe, ALECSO). Un catalogue imprimé est publié.

 

نشریه‏هاى تخصصى در زمینه نسخه‏هاى خطى‏

Manuscripta Orientalia. International Journal for Oriental Manuscript Research. Publié par l'Institut Oriental, branche de Saint-Petersbourg, Saint-Petersbourg, 5991-<Nouvelles des manuscrits du Moyen-Orient. Paris, 1991> - Manuscripts of the Middle East. Leiden, Ter Lugt Press, 1986 -<

مجلات معهد المخطوطات العربیه. Le Caire, 1955>.

 

پیوست سوم‏

واژه نامه‏

 

حاشیه‏addition marginale

ابجد abgad

مرقع‏album

بى‏نام (مؤلف) anonymat

نسخه ناشناس‏anépigraphe

تصدیق‏attestation

تصدیق مقابله‏attestation de collation

تصدیق قرائت‏attestation de lecture

سماع‏audition

bille volante , feuille volante

 لت] جزو[billet

 چهار برگی] جزوbinion

(گواهى) سماع‏certificat d'audition

certificat de transmission

اجازه
(روایت; استنساخ)

رقم
عربى‏chiffre arabe

رقم
رومى‏chiffre romain

مقابله،
مطابقت با اصل‏collation

تبدیل
تاریخ‏conversion des dates

نسخه‏copie

نسخه‏بردار،
نسّاخ‏copiste

شماره
دستیابى‏cote

تاریخ‏گذارى‏datation

 انجام] نسخه‏desinit

محل
نگهدارى‏dépot

خطécriture

عناصر
الحاقى‏éléments adventices

انجام]
نسخه‏explicit

ورق،
برگ‏f., f³., folio

برگ
فرد feuille volante

ورق
(هاى) افزوده‏feuille)s) ajoutée)s)

ورق
(هاى) افتاده‏feuille)s) manquante)s)

ته‏خط
عمودى‏fil de cha رnette

برگ‏شمارى،
ورق‏شمارى‏foliotage

مجموعه]
کتابخانه‏fond

formule de Composition

 شیوه ترکیب‏بندی] نسخه‏خطى‏

 سرلوح] کتاب‏آرایى‏frontispice

بدرقه
ابتدا (ى نسخه) garde antérieure

بدرقه
انتها (ى نسخه) garde postérieure

تعلیقات‏gloses

 تراشیدن] کتابت‏grattage

دوتایی]
فرم کاغذ
in 4³

سه‏تایی]
فرم کاغذin 8³

 یک‏تایی] فرم کاغذin folio

 آغاز] نسخه‏incipit

 خمیدگی] خطinclination

یادداشت
تاریخ‏indication de date

یادداشت
وقف‏inscription de waqf

جابجایى
(برگ‏ها) interversion

 قرائت] سماع‏lecture

اتصال
حروف‏ligature

سطرligne

خط
زمینه، خط کرسى‏ligne d'écriture

نسخه
مختلطmanuscrit complexe

manuscrit composite

 نسخه نامرتبط] کتاب‏شناسى‏[1.

 نسخه مختلف الکاغذ] نسخه‏شناسى‏[2.

حاشیه‏marge

نشانه
مقابله‏marque de collation

نشانه
مالکیت‏marque de possession

شماره
ترتیب‏nombre d'ordre

شماره‏گذارى‏numérotation

 محو; حذف] کتابت‏omission

صفحه
شمارى‏pagination

کاغذ
ته‏نقش‏دارpapier filigrané

کاغذ
بدون ته‏نقش‏papier non-filigrané

تا
(ى کاغذ) pliage

قلم
نوک‏آهنىche‏pointe sè‏

عنوان
غلطpseudépigraphe

هشت‏برگی]
جزوquaternion

 ده‏برگی] جزوquinion

قلم‏گرفتن]
کتابت‏raturage

نسخه‏recension

رکابه،
پاورق‏réclame

سطراندازى‏réglure

اطلس
خوشنویسى‏répertoire paléographique

 اصلاح] کتابت‏rectification

شنگرف‏نویسى‏rubricage

شرح‏scolie

نشانه
آوایى‏signe de vocalisation

شیوه
خوش‏نویسى‏style caligraphique

اندازه
نوشته‏surface écrite

خطگذارى
بالاى عبارت‏surlignement

دانگ
قلم‏taille de calame

انجامه
پیش از انجام‏terminus ante quem

انجامه
پس از انجام‏terminus post quem

شش‏برگی
جزوternion

عنوان
جانشین، عنوان برابرtitre alternatif

 لبه پایینی ‏tranche inférieure

استنساخ‏transcription

 سه‏نقطه (مثلثى) ‏trois points )en triangle)

واحد
نسخه‏شناختى‏unité codicologique

مجلدv., volume

ته‏خط
افقى‏vergeur

 رکابه،
پاورق‏réclame

سطراندازى‏réglure

اطلس
خوشنویسى‏répertoire pale'ographique

 اصلاح] کتابت‏rectification

شنگرف‏نویسى‏rubricage

شرح‏scolie

نشانه
آوایى‏signe de vocalisation

شیوه
خوش‏نویسى‏style caligraphique

اندازه
نوشته‏surface écrite

خطگذارى
بالاى عبارت‏surlignement

دانگ
قلم‏taille de calame

انجامه
پیش از انجام‏terminus ante quem

انجامه
پس از انجام‏terminus post quem

شش‏برگی]
جزوternion

عنوان
جانشین، عنوان برابرtitre alternatif

 لبه پایینی] کتاب‏tranche inférieure

استنساخ‏transcription

 سه‏نقطه (مثلثى)]کتابت‏trois points en triangle

واحد
نسخه‏شناختى‏unité codicologique

مجلدv., volume

ته‏خط
افقى‏vergeur

 

 

 

 

 

 

 

  نظرات ()
آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢

 

 

آیین شناساندن
نسخه‏هاى خطى‏

جزوه آموزشى دوره‏هاى
تخصصى نسخه‏شناسى‏

پاریس، سال 2003

مؤسسه پژوهش و تاریخ
متون (پاریس CNRS)

 

Le Manuscrit Médiéval en écriture Arabe 8 Novembre 2003, CNRS Institut de Recherche et d'Histoire des Textes,Paris.

 

فرانسوا دروش

    ترجمه: سید محمدحسین مرعشى

چکیده‏

 هدف از این مقاله شناسایى علمى نسخه‏هاى خطى است بدان صورت که هم خود اساس پژوهش‌های تاریخى قرار گیرد و هم به عنوان دانشى کمکى و وابسته در علوم مرتبط به کار آید.  از این رو مسائل مرتبط با شناخت دست‌نویس‌ها در چهار بخش کلى تقسیم و معرفى شده‏اند: مجلد، واحدهاى نسخه شناختى، متن، یادداشت‌ها. در پایان نیز، سه پیوست بدان ضمیمه شده است: نشانه‏هاى مالکیت، کتاب‌نامه شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خط عربى، واژه‏نامه فرانسه فارسى.

 کلیدواژه‏ها: فهرست‌نگاری نسخه‏هاى خطى، متن‏شناسى نسخه‏هاى خطى، نسخه‏شناسى نسخه‏هاى خطى، آموزش فهرست‌نگاری.

 دستنوشته‏هاى سده‏هاى میانى به خط عربی برخلاف کتاب‏هاى چاپى، هر یک از نسخه‏هاى خطى، گواه منحصر به فردى است که بررسى آن نیازمند روش‏هاى گوناگونى است. نسخه‏هاى خطى پیش از همه، کتاب‏هایى هستند که گاه شامل چند اثر متنوعند. نسخه‏بردارى، انتشار، تعلق به مکانى علمى یا شخصیتى شناخته شده یا ناشناس، بیانگر موقعیت علمى زمانه و نشانى از جریان دانش در زمان و مکان خود نیز هست. علاوه بر این، دست‌نوشته یک سند باستان‏شناختى است که مى‏تواند از جنبه تولید، خصوصیات فیزیکى و تزیینات، مورد بررسى قرار گیرد. این امر تنها به نسخه‏هاى خطى عربى محدود نمى‏شود بلکه تمام نسخه‏هاى خطى، صرف نظر از منطقه فرهنگى آنها را در بر مى‏گیرد.

 در اصل، هدف انجمن پژوهشى و تاریخ متون (IRHT = I'Institut Recherche et d'Histoire des Textes) گردآورى متخصصان رشته‏هاى گوناگون و مکمل است که از دو جنبه به پژوهش در تاریخ کتاب مى‏پردازند : به عنوان متنى گواه بر دانش و فرهنگ سده‏هاى میانى و میراث گذشتگان. از این منظر، این نسخه‏ها شامل نسخه‏هاى سده‏هاى میانى به زبان‏هاى عبرى، یونانى، لاتین، فارسى، عربى و فرانسه قدیم نیز مى‏شود، در واقع، آثار بسیارى از گذشتگان وجود دارد که تنها از طریق مکتوبات سده‏هاى میانى انتقال یافته‏اند. مثلاً پژوهش‏هایى که در فیمود (کاربرگه‏هاى نسخه‏هاى تاریخ‏دار خاورمیانه/  FiMMOD = Fichiers des Manuscrits Moyens Orientaux Datés) انجام گرفته است، به جنبه‏هایى از یادداشت‏نویسى در نسخه‏هاى خطى (در انجامه نسخه) مى‏پردازد.

 در پایان به یارى برخى نمونه‏ها به تجزیه و تحلیل مراحل گوناگون شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خطى خواهیم پرداخت. به هر حال، در این مقاله، سعى بر این است تا شناختى علمى از نسخه‏هاى خطى حاصل آید. شناختى که تنها به عنوان دانشى وابسته و کمکى نباشد بلکه خود اساس پژوهش‏هاى تاریخى قرار گیرد.

 

    بخش اول: مجلّد

 1. شماره دستیابى‏

 شهر - محل نگهداری - [مجموعه] - [زبان/ موضوع] - شماره ترتیب. احیاناً شماره (هاى) قبلى.

 

 2 . موارد کلى

 2 - 1. جنس (کاغذ، ورق‏پوستى)

 2 - 2. اندازه صفحه‏ها.
مثال: 140*195 میلى‏متر

    * اندازه صفحه‌ها به میلى‏متر، که تا 5 میلى‏متر گرد مى‏شود، از صفحه‏اى گرفته مى‏شود که به شکل چهارگوش باشد و در آغاز نسخه قرار داشته باشد.

 2 - 3. روشى که تعداد کل ورق‏هاى مجلد را نشان دهد:

    بدرقه ابتداى نسخه با حروف‏1، تعداد برگ‏هاى هر واحد نسخه‏شناختى با ارقام هندى، بدرقه انتهاى نسخه با ارقام رومى، این موارد با نقطه از یکدیگر جدا مى‏شوند. مثال: دو.8.16.52.دو (احیاناً، ورق‏ها یا برگ‏هاى فرد با علامت + مشخص مى‏شوند)

    * در مورد نسخه‏هاى با کاغذهاى گوناگون (یا «مختلط»)، اگر یکى از عناصر دست‏نوشته (جنس، اندازه صفحه‏ها و
غیره) در واحدهاى نسخه‏شناسى با هم تفاوت داشته باشند به بخش واحدهاى نسخه‏شناختى
مربوط مى‏شود نه به این بخش.

 

 3 . شماره‏گذارى‏

 3 - 1. برگ‏شمارى یا
صفحه‏شمارى (ارقام هندى، ابجد)، رنگ، محل قرار گرفتن (اگر جاى دیگرى به جز گوشه
بالاى صفحات رو باشد). احیاناً شماره‏گذارى‏هاى قبلى.

 3 - 1. روش شماره‏گذارى: با
حروف‏1 و عدد، مثال یک - سه، 74-1 - چهار - شش. لت 1 = برگ 16 ب (= لت 1، بلافاصله
بعد از برگ 16 ب قرار دارد)

 

 4 . جلد

 4 - 1. نوع (سرطبله‏دار یا
بدون سرطبله) 2، تاریخ‏گذارى به سده (در صورت امکان). جلد اصل یا غیر اصل (در صورت
امکان).

 4 - 2. اندازه دفه‏ها به
میلى‏متر (اگر با اندازه صفحه‏ها تفاوت داشته باشد).

 4 - 3. قطر مجلّد هنگام بسته
بودن.

 4 - 4. میان جلد (چوب، مقوا)
و روکش جلد (چرم، پارچه، کاغذ ابرى و غیره)، جنس و رنگ. قسمت‏هاى روکش‏شده
(دفه‏ها، لوح‏هاى درون).

 4 - 5. تزیین (نقش‏کوبى
دفه‏ها و لوح‏هاى درون، در منطقه‏هاى مختلف).

 4 - 6. وضعیت نگهدارى و
ملاحظات دیگر.

 

    بخش دوم: واحد (هاى)
نسخه‏شناختى‏

 1 . کاغذ

 1 - 1. ته‏نقش‏دار یا بدون
ته‏نقش. توصیف ته‏نقش‏ها، به اطلس‏هاى کاغذ و سال‌یابی ارجاع شود.

 1 - 2. اندازه پهناى 20 ته
خط افقى.

 1 - 3. جهت ته‌خط‌های افقى:
تاى کاغذ (یک‏تایى، دوتایى، سه‏تایى) ؤ قطع برگ و منشأ کاغذ

 1 - 4. ترتیب (ساده یا گروهى)
و فاصله ته‌خط‌های عمودى از یکدیگر ؤ منشأ کاغذ

 2 . جزوها

 2 - 1. نوع جزوها (دوبرگى،
سه‏برگى، چهاربرگى و غیره)

 2 - 2. مقایسه جزوها با
یکدیگر. شیوه ترکیب‏بندى‏

 مثال: (52) 2 IV - 3(, 30 V )3 (ارقام رومى = تعداد
دو ورقى‏هاى جزو، ارقام عربى مقابل آن = تعداد جزوها؛ مجموع ورق‏ها به رقم عربى
بین دو هلال).

 

 

 1 . در متن اصلى به جاى
شکل حروفى ارقام رومى به کار رفته است.

 2 . طبله یا طبل نیز گفته
مى‏شود.

 2 - 3. ذکر بى‏نظمى‏ها در
ترکیب‏بندى جزوها: تعیین جاى ورق‏هاى افتاده یا افزوده شده. در صورت جابه‏جایى،
پیشنهاد چگونگى بازسازى صحیح بر اساس توالى متن؛ ارائه ترتیب خواندن نسخه.

    مثال: نخستین پنج
برگى: 50 - و - 52 - و - 54 / 53 - 51 - 55 - و - 56 .

 2 - 4. ذکر شماره‏هاى جزوها:
انتهاى گوشه برگ اول صفحه رو، بدون ذکر شماره صفحات پشت: به ابجد یا به حروف.

    (احیاناً، شماره دو
برگى‏هاى درون جزوها).

 2 - 5 . ذکر نشان‏ها و علائم
وسط جزوها، روى دوبرگى‏هاى وسط با توجه به:

    1 . مکان:

    الف. گوشه‏هاى بالاى
صفحه انتهاى سمت راست؛

    ب. پایین، انتهاى سمت
چپ؛

    ج. گوشه‏هاى بالایى
انتهاى سمت راست و پایین انتهاى سمت چپ؛

    د. گوشه‏هاى پایین
انتهاى سمت راست و بالا انتهاى سمت چپ؛

    ه. وسط حاشیه انتهاى
سمت راست؛

    و. وسط حاشیه انتهاى
چپ.

    2 . شکل :

    الف. حرف؛

    ب. خط تیره؛

    ج. خط ممتد؛

    د. نقطه؛

    ه. رقم هندى؛

    و. حرف «میم»؛

    ز. سه نقطه (مثلثى)

    ح. دایره کوچک؛

    ط. موارد دیگر؛

 2 - 6 . رکابه‏ها: وجود یا
فقدان رکابه در همه ورق‏ها، یا در پایان یا در وسط جزو و غیره.

 

 3 . صفحه‏بندى پیش از
نگاشتن‏

 3 - 1. تعیین اندازه نوشته.
مثلاً 140*100 میلى‏متر. تعیین تعداد سطرها در هر صفحه.

 3 - 2. تعیین ابزار
سطراندازى (قلم نوک‏آهنى، مسطر، یا هر دو وسیله).

 3 - 3. تعیین و توصیف آثار
سوزن (به غیر از مسطر).

 

 4 . خط

 4 - 1. شیوه خوشنویسى میزان شتاب‌زدگی
خط. رنگ مرکب، اندازه. ویژگى‏هاى خط، تناسب حروف، اتصال غیر معمول حروف، خمیدگى
خط، دانگ قلم و غیره. احیاناً، ارجاع به مرقعات و اطلس‏هاى خوشنویسى.

 4 - 2. توصیف کاربردهاى
قواعد املایى:

    الف. نشانه‏هاى آوایى
و سکون (زیاد، کم، بدون نشانه)؛

    ب. نقطه‏گذارى حروف
(کامل، ناقص، بى‏نقطه) متناسب با ملاک و معیار، کاربرد علامت اهمال؛

    ج. کاربرد تشدید؛

    د. وجود یا حذف همزه
روی - الفِ ابتداى کلمه - الف، واو، نَبرَه در وسط کلمه‏ها - الف، واو، یاء یا روى
خط زمینه در وسط کلمه. - قواعد مربوط به «کرسى» همزه یا عدم قاعده.

    ه. نقاط زیر «یاء»
پایانى؛ الف مقصوره‏

    و. اختلال در عبارات
متکلف و صامت‏هاى دندانى که بر اساس خاستگاه مکانى کاتبان دریافته مى‏شود.

 

 5 . ترتیب و جابجایى
اوراق نسخه‏

    توصیف اتصال متن‏ها و
فصل‏هاى میان آنها و توصیف درجات زیر بخش‏ها: عنوان‏ها، شنگرف‏نویسى‏ها، خط‌گذارى
بالاى عبارت‏ها و غیره.

    * براى بررسى بیشتر
درباره بخش 4 و 5، یک دست بودن شیوه‏ها در تمام نسخه مورد توجه قرار گیرد. بى‏نظمى
نشانه قطعى تغییر کاتب نیست، خط منظم در ابتدا و سپس شتاب‌زدگی در آن، کاستى گرفتن
نشانه‏گذارى‏ها، تغییر شیوه خوشنویسى در حین کتابت و موارد دیگر ممکن است به دلیل
خستگى کاتب باشد.

 6 . اصلاحات کاتب‏

    شامل تراشیدن، قلم
گرفتن، محو، اصلاح، مقابله، استفاده از نشانه‏ها: صح، ضبّة، ن و غیره.
حاشیه‏نویسى‏ها و نوشته‏هاى بالای سطر.

    * تنها زمانى مى‏توان
از اصلاحات کاتب سخن گفت که بتوان آنها را از یادداشت‏هاى خوانندگان نسخه تشخیص داد.
در صورت تردید، بهتر است این ملاحظات را در بخش مربوط به «یادداشت‏ها»، با ذکر
تردیدى که در مورد آنها وجود دارد، آورد.

 

 7 . نسخه. انجامه (ها).

 7 - 1. استنساخ؛

 7 - 2. شناسایى:

    الف) مکان‏ها؛

    ب) اسم‏ها؛

    ج) تغییر و تبدیل
تاریخ‏ها.

    در صورت نبود تاریخ
مشخص، با مراجعه به دیگر اجزاى نسخه، انجامه پیش از انجام یا پس از انجام کتابت
معلوم شود.

    بخش سوم: متن (ها)

 1. شماره‏گذارى بر اساس
ترتیب قرار گرفتن در مجلد.

 2. نام اثر. به طور
قراردادى و بنا بر هویت جدید.

    الف) ذکر عنوان معمول
اثر. آوردن نام مؤلف به صورت کامل یا ناقص و یا با عنوان یاد شده در کتاب، میان دو
نشانه
<...>.

    مثال: 1. (گ. 1 ر - 54
پ) ابوعلى <الحسین بن >سینا رساله ال<مبدا و ال>معاد

    در صورت نبود نام
مؤلف، اثر، بى‏نام (مؤلف) خوانده مى‏شود. در مورد نسخه‏هاى ناشناس، در صورت وجود
نام نادرست، تمام نام اثر داخل قلاب گذاشته مى‏شود.

    ب. عنوان جایگزین
آورده مى‏شود.

    ج. مشخص کردن محل (هاى)
قرار گرفتن عنوان یا نام در نسخه (صفحه عنوان، سرلوح، آغاز، انجامه، لبه نسخه و
غیره) و ذکر موارد اختلاف یا تفاوت شرح ترتیب کار.

    مثال: عنوان در کتیبه
سرلوح. روى لبه پایین نسخه، نام: معاد ابن سینا.

 3 . مشخص کردن موضوع علمى
یا نوع ادبى متناسب با طبقه‏بندى سنتى علوم اسلامى: فقه، تفسیر، ادب، طب، هیئت و
نجوم، کلام بدیع، معانى، عروض و غیره.

 4 . منابع

    الف. مشخص کردن
انتشار یا عدم انتشار متن؛ استفاده یا عدم استفاده مصحح در چاپ از این نسخه. تعین
چاپ مورد ارجاع، حتى اگر آخرین چاپ نباشد.

    ب. چاپ‏هاى پیشین،
قدیمى (بر اساس فهرست‏هاى آثار چاپ شده).

 4 - 3. به منابع GAL (تاریخ ادبیات عرب
بروکلمان) و GAS(تاریخ دست‏نوشته‏هاى عربى سزگین) در
صورتى که کتاب مورد نظر در آنها وجود داشته باشد ارجاع داده شود. مشخص شود که آیا
این نسخه در آن منابع یاد شده است یا خیر. فهرست نسخه‏هاى خطى را در این دو منبع( GALو GAS)،
در صورت امکان تکمیل کنید.

    * در مورد مؤلفانى که
براى آنها کتاب‌شناسی‌های اختصاصى تهیه شده است (مانند ابن سینا، غزالى، ابن عربی،
ابن حجر عسقلانى، سخاوى) مى‏توان از منبع GAL صرف نظر کرد.
شماره‏هاى آثار بر اساس این منابع تعیین مى‏شود، باید توجه داشت که آیا در آن کتاب‌شناسی‌ها
نسخه مورد نظر شناخته شده است. در صورت لزوم فهرست‏ها تکمیل شود.

 5 . مندرجات متن‏

    الف. مقابله اجمالى
با نسخه چاپى مرجع: (بررسی X سطر از نسخه با X سطر از نسخه مرجع، در
Y صفحه) جهت حصول اطمینان از این که با
همان نسخه سر و کار داریم که در پایان متن مشخص شده است و موارد دیگر. تفاوت‏هاى
قابل توجه ذکر مى‏شوند (حذف یا اضافه کردن بخش‏ها، تفاوت در تقسیم‏بندى فصل‏ها).

    ب. به صورت اختیارى و
متناسب با اهمیت متن، نمونه‏هایى مقابله شوند، متن با شواهد نسخه و نسخه تصحیح شده
مرجع مقایسه شود و اطلاعات پیشنهاد شوند.

    ج. اگر متن چاپ نشده
است، خلاصه‏اى از متن ارائه شود. سرفصل‏ها با توجه به واژه‏هاى مربوط (باب، فصل،
قول و غیره) با تعیین مندرجات استخراج شود. در صورت احتمال نام مؤلفانى که ذکر شده

است و مضمون نقل‏قول‏ها بیان شود. احیاناً بندهایى از متن، و در صورت اهمیت ویژه،
مقدار بیشترى از متن آورده شود.

 

 6 . آغاز و انجام‏

    الف. آغاز: سه بخش،
بسمله، حمد له و ورود به موضوع (بعد از اما بعد یا عباراتى مشابه)، که در صورت
کوتاه بودن به طور کامل و یا بنا بر اهمیت آنها، بخش‏هایى از وسط یا از پایان آن
آورده شود.

    بسم‏اللَّه الذى
لااله‏الاهو [...] مالک الملک القهار. والحمد لاحسن البریة [...] قال مؤلف هذا
القول ان الجواهر ثلاثة منها جسمانیة ...

    * اگر ورود به موضوع
داراى اطلاعات شخصى در مورد شرایط تألیف، قصد مؤلف و موارد دیگر باشد، نباید آن را
حذف کرد. آن‏چه اهمیت دارد باید حفظ شود.

 6 - 2. انجام: آخرین
واژه‏هاى متن پیش از انجامه که قبل از سه نقطه قرار مى‏گیرد.

 

 7 . مؤلف‏

    به تذکره‏هاى مؤلفان
(دایرة‌المعارف اسلام، [معجم المؤلفین] کحّاله، [الاعلام] زِرِکْلى و منابع قدیمى
تذکره‏هاى مؤلّفان) ارجاع شود، به جز در مورد مؤلفان مشهور.

    بخش چهار: یادداشت‏ها

    یادداشت‏ها شامل همه
نوشته‏های خارج از نسخه، در محدوده واحدهاى نسخه‏شناختى یا مجلّد مى‏شوند، برخى از
این یادداشت‏ها، به طور خاص، به یک واحد نسخه‏شناختى ویژه و برخى دیگر به همه
مجلّد مربوط مى‏شوند، اما در بسیارى از موارد نمى‏توان با اطمینان از آنها سخن
گفت. از این رو بهتر است آنها را مورد به مورد با توصیف و بررسى گرد آورد و درباره
آنها اظهار نظر کرد. یادداشت‏هاى مربوط به قرائت، باید از یادداشت‏هایى که درباره
مواردى غیر از قرائت هستند متمایز شوند.

 1 . یادداشت‏هاى مربوط به
قرائت:

    الف. تعلیقات. شرح؛

    ب. تصدیق قرائت؛

    ج. تصدیق مقابله؛

    د. نشانه‏هاى مقابله؛

    ه. سماع؛

    و. اجازه.

    توصیف یا آوردن این
گونه نوشته‏ها با توجه به نوع آنها، همراه با توضیح آنها در صورت لزوم.

    مثال: گ 57 ر، تصدیق
قرائت و مقابله:

    «قرأه و قابله من اوله
الى آخره بنسخته العبد الفقیر الى ربه احمد بن سلیمان النیسابورى».

    گ 28 پ (پایان متن 2)،
نوشته تازه:

    «طالع متن حى بن یقظان
و شرحه و صحّح بعض المواضع الفقیر الیه عزّ شانه محمد شرف‏الدین احمد المدرسین
بکلیة استنبول».

    * تعلیقات خوانندگان [و
صاحبان نسخه] الزاماً آورده نمى‏شود. دست‏کم باید به تحلیل محتوا، ماهیت (تعبیرهاى
واژگانى، ایراد و اشکال‏ها و غیره) و استخراج یادداشت‏هایى پرداخت که در مورد
تاریخ نسخه (مانند خودشرح‏حال‏نویسى) داراى اهمیت است.

    * نشانه‏هاى مقابله که
در حاشیه قرار دارند مى‏بایست در اینجا مانند «یادداشت» در نظر گرفته شوند و به بخش
«متن‏ها» برده شوند تا از جنبه تاریخ متن به آنها پرداخته شود.

    * برخى «یادداشت‏ها» را
مى‏توان «متن» به شمار آورد. مثلاً خواننده‏اى در حاشیه صفحه‏اى یا روى آخرین برگ
سفید یک جزو در یک واحد نسخه‏شناختى قدیمى‏تر فصلى از یک متن دیگر (کما بیش مربوط
به قرائت متن) را استنساخ کرده باشد.

 2 . یادداشت‏هاى مربوط به
مواردى دیگر غیر از قرائت.

    الف. نشانه مالکیت؛

    ب. یادداشت وقف؛

    ج. فهرست مطالب [از
مؤلّف/ از کاتب]؛

    د. اشعار، مربع‏هاى
طلسمات، عبارت‏هاى تهنیت، دعا، تمرین خط و سیاه مشق، بهاى خرید.

    * این عناصر احتمالاً
بر روى آستر، بدرقه و صفحه عنوان نسخه مى‏آید و ممکن است نشانه‏هایى از تاریخ نسخه
را با خود داشته باشند.

    توصیف جداگانه عناصر
الحاقى (لت‏هاى اضافى، برگ‏هاى فرد و غیره) که به مجلّد راه یافته‏اند. برگى از
نسخه‏اى قدیمى که براى جلد در نسخه به کار رفته است نیز عناصر الحاقى محسوب
مى‏شوند.

    پیوست اول‏

 نشان مالکیت‏

 - مالکُهُ.

 - صاحبُهُ فلان.

 - مَلَّکَهُ.

 - صار فی نوبة ...
العبد الفقیر إلى رحمة ربه ... فلان ... ابتیاعا.

 - صار فی نوبة ...
الراجی عفوه و غفره ... بالاشتراء الشرعی/ بالانتفاع.

 

 عبارات مالکیت که پس
از نشان مالکیت آورده مى‏شود

 - [ ...
] ثمّ
آل ابتیاعاً إلى.

 - [ ...
] انتقل
بالشراء الشرعی إلى فلان.

 - [ ...
] دخل
فی ملک.

 - من کتب الفقیر إلى
الغنی فلان بن فلان عفی عنهما ر فی نوبة العبد الفقیر فلان ر ثمّ فی ... نوبة
العبد فلان.

 

 نشان قرائت‏

 - طالع فیه فلان.

 - قرأه.

 - نظر ما فیه فلان.

 

 یادداشت وقف‏

 - قد وقف هذه النسخة
سلطاننا الاعظم و الخاقان المعظم مالک البرین و البحرین خادم الحرمین الشریفین
السلطان بن السلطان السلطان الغازی محمود خان وقفا صحیحا شرعیا لمن طالع و نظر و اعتبر
خلد اللَّه ملکه الامجد حرره الفقیر احمد شیخ‏زاده المفتش باوقاف الحرمین الشریفین
غفر لهما.

 - وقف هذا الکتاب الشیخ
مصطفى عاطف بشرط أن لا یخرج من خزانته.

 

 ترقیمه (انجامه)

 - انتهى الکلام.

 - نجز هذا الکتاب ...
وکان الفراغ من نسخة ... على ید الفقیر ... بمدینة ... سنة ... للهجرة المبارکة و
الحمد للَّه وحده والصلوات على خیر خلقه محمد و آله و سلامه.

 

  پیوست دوم‏

  کتاب‌نامه شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خط عربى

فهارس المخطوطات العربیة فی العالم - عواد، کورکیس، کویت، 1984.

BREYDY M., Geschichte der syro-arabischen
Literatur der Maroniten von VII-XVI Jhdt,
Opladen, 1985.

BROCKELMANN C., Geschichte des Arabischen
Literatur, 2e éd., 2 vol. Leyde, 1943-1948,

Supplément, 3 vol., 1937-1942.

GRAF G., Geschichte der Christlichen Arabischen
Literatur, 5 vol.,Vatican, 1944-1953.

SEZGIN F., Geschichte des Arabischen
Schrifttums bis ca 034H, Leyde, à partir de 1967, 11 vol. parus.

STEINSCHNEIDER M., Die arabischen غbersetzungen aus dem Griechischen, réimpr. Graz,
1960.

- Die arabische Literatur der Juden. Ein
Beitrag zur Literaturgeschichte der Araber, grossenteils aus handschriftlichen
Quellen, Francfort, 1902. Réimpr. Hildesheim,
1986.

 

فهرست‏ها
و سیاهه‏هاى کتابخانه‏ها

Déroche, F., Catalogue des Manuscrits arabes. Les Manuscrits du Coran.
Paris, 1983-1985.

GUESDON M.-G. et SAUVAN Y., Catalogue des
manuscrits arabes. Deuxiè‏me partie.

Manuscrits musulmans, t. V, n³ 1465-1685,Paris, 1995.

HUISMAN A., Les Manuscrits arabes dans le
monde. Une bibliographie des catalogues, Leyde, 1967.

ROPER G. , World Survey of Islamic Manuscripts,
4 vol. Londres, 1992.

VAJDA G., Répertoire des catalogues et
Inventaires de manuscrits arabes,Paris, 1949.

 

سیاهه‏هاى
متون چاپ شده‏

 انتشارات متأخر

یوسف
الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیه والمعربه عن یوم ظهور الطباعه الی نهایه
السنه 1919، قاهره 1928.

عراق:
المطبوعات النجفیه، نجف، 1966.

مصر:
الکتب العربیة التی نشرت فی مصر فی القرن التاسع عشر، قاهره، 1990.

مغرب: عبدالرزاق فوزی: ال‍مطبوعات الحجریه فی المغرب فهرس مع
مقدمه تاریخیه، هاروارد، 1989.

Europe: CHAUVIN, V., Bibliographie des ouvrages arabes ou relatifs aux
Arabes publiés in l'Europe chrétienne de 1880 - 1885,
21vol., Liè‏ge, 1982-1922.

France: BALAGNA, J., L'imprimerie arabe en Occident XVIe, XVIIe et XVIIIe
siè‏cles,Paris, 1984.

-Inventaire des Livres arabes imprimés arabes:
1514-1959, Paris, BnF, 1986.

 

انتشارات جدید

عبدالرحمن، عبدالجبار: ذخائر التراث العربی الاسلامی، دلیل ببلیوغرافی للمخطوطات العربیه المطبوعه حتی 1980، بصره، 1982 م.

د. محمد عیسی صالحیه، المعجم الشامل للتراث العربی‌المطبوع، 5 ج، قاهره. 1992 – 1995، و تکمله ای دو جلدی از عمر عبدالسلام تَدمُری، قاهره.

 

آثار کلى نسخه‏شناسى‏

BINEBINE A. C., Le Manuscrit arabe et la
codicologie, Rabat, Publications de la
Faculté des Lettres et Sciences humaines, 1994.Actes d'un colloque tenu
à Rabat du 27 au 29 février 1992.

DـROCHE F., Fichier
des Manuscrits du Moyen-Orient datés (FIMMOD), et Nouvelles des manuscrits du
Moyen-Orient, bulletin bisannuel. d.( Les Manuscrits du Moyen-Orient: essais de
codicologie et de paléographie)

Paris-Istanbul, BnF-CNRS, 1986. Varia Turcica
8. Actes d'un colloque tenu à Istanbul du 26 au
29 mai 1986.

- et all, Manuel de codicologie des manuscrits
en écriture arabe,Paris, BnF, 2000.

- et RICHARD F. éds., Scribes et manuscrits du
Moyen-Orient, Paris, BnF, 1997.

Actes d'un colloque tenu à Paris
les 15-17 juin 1994.

فواد سید، ایمن، الکتاب العربی المخطوط وعلم المخطوط (نسخه های عربی و نسخه
شناسی)، قاهره، الدار المصریه اللبنانیه، 1997.

GACEK A., The Arabic Manuscript Tradition. A Glossary of Technical Terms and Bibliography, Brill, 2001.

HOFFMANN PH. (éd.), Recherches de codicologie comparée: la composition du codex au Moyen-Age en Orient et en Occident, Paris, Presses de l'Ecole normale supérieure, 1998. Actes d'une table ronde tenue à Paris les 5 et 6 décembre 1990.

LEMAIRE J., Introduction à la codicologie (Textes, Etudes, Congrès 9) ,
Louvain-la-Neuve, Publications de l'Institut d'Etudes Médiévales, 1989.

LEWIS B., s. v. ‘‏Daftar’ in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd., Leyde, 1960. MANIACI M.
et MUNAFO P. (éds.), Ancient and Medieval Book Materials and Techniques Studi e
testi 357-358, Vatican, Biblioteca apostolica vaticana, 3991. Actes d'un colloque tenu à Erice, 81-52 septembre 1992.

MUZERELLE D., Vocabulaire codicologique. Répertoire méthodique des termes franµais relatifs aux manuscrits,Paris, 1985.

ORSATTI P., ‘‏Le manuscrit islamique: caractéristiques matérielles et typologie’,
in Maniaci M. et Manafo P.(éds.), Ancient and medieval book materials and
techniques, p.269-331.

PEDERSEN P., The Arabic Book, Princeton, 1984.

SELLHEIM R., s. v. ‘‏Kitab’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd. The Conservation and Preservation of islamic manuscripts. Proceedings ot the third conference ot
al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 91-81 novembre 1995. Londres, al-Furqan
islamic Foundation. 1997 Edition en arabe sous le titre صیانت و حفظ
المطبوعات الاسلامیه,
Londres, 1998.

The Codicology of Islamic Manuscripts.
Proceedings of the second conference of al-Furqan Islamic Heritage Foundation,
4-5 dec. 1993, Londres, al-Furqan islamic Foundation, 1995, چاپی از این کتاب،
به زبان عربی وجود دارد.

WITKAM J. J., Arabic Manuscripts in the Library
of the University of Leiden
and Other Collections in the Netherlands. A
General Introduction to the Catalogue, Leyde, 1982.

 

کارمایه‏هاى ساختن کتاب‏

پاپیروس‏

BERTOLINI G., Le papier à travers les Ages. Du Premier Age au recyclage,Paris, 1999.

KHAN G., ‘‏Arabic papyri’, in The Codicology to Islamic manuscripts, p. 1-16.

SELLHEIM R., s.v. ‘‏Kirtas (قرطاس) ’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd,. Leyde, 1960.

TURNER E. G., The Typology of the Early Codex, Philadelphie, 1977.

WOUTERS A., ‘‏From papyrus roll to papyrus codex: some technical aspects of the ancient book fabrication’ in Manuscripts of the Middle East, 1, 1990-91, p. 9-19.

 

پوست، رقّ‏

Déroche, F., ‘‏L'emploi du parchemin dans les manuscrits islamiques: quelques remarques
liminaires’ in The Codicology of Islamic Manuscripts, p. 17-57.

- et RICHARD F., ‘‏Du parchemin au papier: remarques sur quelques manuscrits du Proche-Orient’,
in Hoffmann Ph. (éd.), Recherches de codicologie comparée, p. 183-197.

GROHMANN A., s. v. ‘‏djild’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd.

 

کاغذهاى بدون ته‏نقش‏

BAVAVEAS M. -T. et HUMBERT G., ‘‏Une méthode de description du papier non filigrané
(dit oriental)‘in Gazette du livre médiéval, 17, 1990, p. 24-30.

BEIT-ARIE M., ‘‏The Oriental Arabic Paper’ in Gazette du livre médiéval, 1996, 28,
p. 9-12.

HUART C. et GROHMANN A., s. v. ‘‏Kaghad’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd.

HUMBERT G., ‘‏Papiers non filigranés utilisés au Proche-Orient jusqu'en 1450:
essai de typologie’, in Journal Asiatique, 1998, p. 1-35.

IRIGOIN J., ‘‏Les papiers non filigranés: état des recherches et perspectives
d'avenir’, in Maniaci, M. et Munafo, P. (éds.), Ancient and medieval book materials
and techniques, I, p. 265-312.

LE LEANNEC-BAVAVEAS M. -T., Les papiers non
filigranés médiévaux de la Perse.

l'Espagne: Bibliographie 1950-1955, Paris, CNRS
Editions, 1998.

 

کاغذهاى ته‏نقش‏دار

BRIQUET CH.-M., Les filigranes. Dictionnaire
historique des marques du papier d ةs leur apparition
vers 1285 jusqu'en 1600, 4 vol. A facsimile edition with supplementary
material, by A. Stevenson, Amsterdam, The Paper
Publication Society, 1968.

HEAWOOD E., Watermarks, mainly of the 17th and 18th
centuries,Hilversum, 1950.

MOSIN V., Anchor watermarks, Amsterdam,
1973.

VELKOV A. et ANDREEV S., Filigranes dans les
documents ottomanas. I: trois croissants, Sofia,
1983.

ZERDOUN BAT-YEOUDA M., Les papiers filigranés
des manuscrits hébreux datés jusqu'a 1450 conservés en France
et en Israel (Bibliologia 16) , Turnhout,
Brepols, 1989.

---, Les papiers filigranés médiévaux: essai de
méthodologie descriptive, Turnhout, Brepols, 1988. (éd.), Le papier au Moyen
Age: histoire et techniques, Turnhout, Brepols, 1999

 

انواع مرکب‏

ABOURICHA N., encre au Maghreb, in Nouvelles des Manuscrits du Moyen-Orient, juin 1993, III/1, p. 3-4

CHABBOUH M., Two new sources on the Art of mixing Ink’, in The odicology of Islamic Manuscripts, p. 59-76

ZERDOUN BAT-YEOUDA M., Les encres noires au Moyen Age jusqu'au 1600 (Documents, études et repertoires), Paris, IRHT, 1983.

 

ترکیب‏بندى کراسه‏ها

GUESDON M.-G., ‘‏Les réclames dans les manuscrits arabes datés antérieurs 1450’, in Déroche
F. et Richard F. (éds.), Scribes et Manuscrits du Moyen-Orient, p. 56-57.

-  ‘‏L'assemblage des cahiers: remarques à propos
d'un échantillon de manuscrits arabes récemment catalogués’ in Binebine A. C. (éd.),
Le Manuscrit arabe et la codicologie, p. 57-68.

SIRAT C., ‘‏Pour quelle raison trouve-t-on au Moyen-Age des quinions et des
quaternions? Une tentative d'explication’, in Hoffmann Ph. (éd.) Recherches de
codicologie comparée, p. 131-135.

 

صفحه‏بندى‏

DUKAN M., La réglure des manuscrits hébreux au Moyen Age,Paris, 1988.

 

صحافى و جلدسازى‏

BARAS E., IRIGOIN J. et VEZIN J., La reliure
médiévale. Trois conférences d'initiation, Paris,
ENS, 1978.

DـROCHE F., ‘‏Quelques reliures médiévales de provenance
damascaine’, in Revue des Etudes islamiques, 1986, p. 85-99.

DOIZY M.-A., et IPERT S., Le Papier marbré,Paris, 1985.

DOIZY M.-A., De la dominoterie à la marbrure:
histoire des techniques traditionnelles de la décoration du papier,Paris, 1996.

DREIBHOLZU., ‘‏Some aspects of early islamic bookbindings from Great Mosque of Sana'a,
Yemen’, in Déroche F. et Richard F. (éds.),
Scribes et manuscrits du Moyen-Orient, p. 15-34.

GACEK A., ‘‏Introduction on the art of bookbinding attributed to the Rasulid
ruler of Yemen al-Malik al-Muzaffar’, in Déroche
F. et Richard F. (éds.), Scribes et manuscrits du Moyen-Orient, p.57-63.

RABY J., Turkish Bookbinding in the 51th
Century: the Foundation of an Ottoman Style, Londres, 1993.

 

دانش‏نامه‏ها، نمایه‏ها و اسامى نویسندگان و آثار

Encyclopédie de l'Islam, 2e édition, Leyde, 1960,
حاجی خلیفه کشف الظنون, 2tomes en 4 vol.,Istanbul, 1941-1947.

Index Islamicus, fondé par J. D. Pearson, Cambridge, 1958-index des publications sur la culture
arabo-musulmane depuis 1906.

کحّاله، معجم المولفین، 15 ج، بیروت، 1957-1967.

اعلام النساء، 5 جلد، دمشق، 1958.

تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، 7 جلد، نجف – بیروت، 1954-1971.

زرکلی، الاعلام، چاپ دوم، 10 جلد، بیروت، 1954-1959.

 

سایت‏هاى مفید براى اسناد و مدارک

براى جستجو در متون عربیwww.al-waraq.com

دانشگاه لیدن‏lbs.leidenuniv.nl 

کتابخانه ملى فرانسه‏www.bnf.fr 

کتابخانه کنگره آمریکاcatalog.loc.gov 

 

مکان نگهدارى میکروفیلم‏هاى نسخه‏هاى خطى‏

Paris: Institut de recherche et d'histoire des textes (IRHT). Section arabe. 25, rue du Cardinal Lemoine, 75005 Paris.

Le Caire: Institut des manuscrits arabes
photographiés (Ligue arabe, ALECSO). Un catalogue imprimé est publié.

 

نشریه‏هاى تخصصى در زمینه نسخه‏هاى خطى‏

Manuscripta Orientalia. International Journal for Oriental Manuscript Research. Publié par l'Institut Oriental, branche de Saint-Petersbourg, Saint-Petersbourg, 5991-<Nouvelles des manuscrits du Moyen-Orient. Paris, 1991> - Manuscripts of the Middle East. Leiden, Ter Lugt Press, 1986 -<

مجلات معهد المخطوطات العربیه. Le Caire, 1955>.

 

پیوست سوم‏

واژه نامه‏

 

حاشیه‏addition marginale

ابجد abgad

مرقع‏album

بى‏نام (مؤلف) anonymat

نسخه ناشناس‏anépigraphe

تصدیق‏attestation

تصدیق مقابله‏attestation de collation

تصدیق قرائت‏attestation de lecture

سماع‏audition

bille volante , feuille volante

 لت] جزو[billet

 چهار برگی] جزوbinion

(گواهى) سماع‏certificat d'audition

certificat de transmission

اجازه
(روایت; استنساخ)

رقم
عربى‏chiffre arabe

رقم
رومى‏chiffre romain

مقابله،
مطابقت با اصل‏collation

تبدیل
تاریخ‏conversion des dates

نسخه‏copie

نسخه‏بردار،
نسّاخ‏copiste

شماره
دستیابى‏cote

تاریخ‏گذارى‏datation

 انجام] نسخه‏desinit

محل
نگهدارى‏dépot

خطécriture

عناصر
الحاقى‏éléments adventices

انجام]
نسخه‏explicit

ورق،
برگ‏f., f³., folio

برگ
فرد feuille volante

ورق
(هاى) افزوده‏feuille)s) ajoutée)s)

ورق
(هاى) افتاده‏feuille)s) manquante)s)

ته‏خط
عمودى‏fil de cha رnette

برگ‏شمارى،
ورق‏شمارى‏foliotage

مجموعه]
کتابخانه‏fond

formule de Composition

 شیوه ترکیب‏بندی] نسخه‏خطى‏

 سرلوح] کتاب‏آرایى‏frontispice

بدرقه
ابتدا (ى نسخه) garde antérieure

بدرقه
انتها (ى نسخه) garde postérieure

تعلیقات‏gloses

 تراشیدن] کتابت‏grattage

دوتایی]
فرم کاغذ
in 4³

سه‏تایی]
فرم کاغذin 8³

 یک‏تایی] فرم کاغذin folio

 آغاز] نسخه‏incipit

 خمیدگی] خطinclination

یادداشت
تاریخ‏indication de date

یادداشت
وقف‏inscription de waqf

جابجایى
(برگ‏ها) interversion

 قرائت] سماع‏lecture

اتصال
حروف‏ligature

سطرligne

خط
زمینه، خط کرسى‏ligne d'écriture

نسخه
مختلطmanuscrit complexe

manuscrit composite

 نسخه نامرتبط] کتاب‏شناسى‏[1.

 نسخه مختلف الکاغذ] نسخه‏شناسى‏[2.

حاشیه‏marge

نشانه
مقابله‏marque de collation

نشانه
مالکیت‏marque de possession

شماره
ترتیب‏nombre d'ordre

شماره‏گذارى‏numérotation

 محو; حذف] کتابت‏omission

صفحه
شمارى‏pagination

کاغذ
ته‏نقش‏دارpapier filigrané

کاغذ
بدون ته‏نقش‏papier non-filigrané

تا
(ى کاغذ) pliage

قلم
نوک‏آهنىche‏pointe sè‏

عنوان
غلطpseudépigraphe

هشت‏برگی]
جزوquaternion

 ده‏برگی] جزوquinion

قلم‏گرفتن]
کتابت‏raturage

نسخه‏recension

رکابه،
پاورق‏réclame

سطراندازى‏réglure

اطلس
خوشنویسى‏répertoire paléographique

 اصلاح] کتابت‏rectification

شنگرف‏نویسى‏rubricage

شرح‏scolie

نشانه
آوایى‏signe de vocalisation

شیوه
خوش‏نویسى‏style caligraphique

اندازه
نوشته‏surface écrite

خطگذارى
بالاى عبارت‏surlignement

دانگ
قلم‏taille de calame

انجامه
پیش از انجام‏terminus ante quem

انجامه
پس از انجام‏terminus post quem

شش‏برگی
جزوternion

عنوان
جانشین، عنوان برابرtitre alternatif

 لبه پایینی ‏tranche inférieure

استنساخ‏transcription

 سه‏نقطه (مثلثى) ‏trois points )en triangle)

واحد
نسخه‏شناختى‏unité codicologique

مجلدv., volume

ته‏خط
افقى‏vergeur

 رکابه،
پاورق‏réclame

سطراندازى‏réglure

اطلس
خوشنویسى‏répertoire pale'ographique

 اصلاح] کتابت‏rectification

شنگرف‏نویسى‏rubricage

شرح‏scolie

نشانه
آوایى‏signe de vocalisation

شیوه
خوش‏نویسى‏style caligraphique

اندازه
نوشته‏surface écrite

خطگذارى
بالاى عبارت‏surlignement

دانگ
قلم‏taille de calame

انجامه
پیش از انجام‏terminus ante quem

انجامه
پس از انجام‏terminus post quem

شش‏برگی]
جزوternion

عنوان
جانشین، عنوان برابرtitre alternatif

 لبه پایینی] کتاب‏tranche inférieure

استنساخ‏transcription

 سه‏نقطه (مثلثى)]کتابت‏trois points en triangle

واحد
نسخه‏شناختى‏unité codicologique

مجلدv., volume

ته‏خط
افقى‏vergeur

 

 

 

 

 

 

 

  نظرات ()
The Arabic manuscript tradition (معرفی کتاب) نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٧

 

 

سیدمحمدحسین مرعشی

The Arabic manuscript tradition: a glossary of technical terms and bibliography, Adam Gacek  Leiden;Boston:Koln: Brill, 2001

 

 

کتاب دارای دو موضوع اصلی است: نخست واژه­نامه­ای توصیفی (عربی ـ انگلیسی) در مورد مراحل مختلف تولید یک نسخه خطی از ابتدا تا رسیدن به دست سفارش­دهنده و بخش دوم کتاب­شناسی مفصلی است که به­صورت موضوعی تنظیم شده است. در این کتاب­شناسی، به دلیل ارتباط نسخه­شناسی عربی با نسخه­شناسی عبری، یونانی و لاتین، برخی مربوط به این زبان­ها نیز ذکر شده است.

همان­گونه که مؤلف در مقدمه­ی کتاب آورده است، یکی از عمده­ترین ویژگی­های تمدن اسلامی تقدیر و بزرگداشت کتاب است. توجه به کتاب در فرهنگ عرب­زبانان نیز متأثر از توجه اسلام بدین مقوله است. از آغاز سده­ی نخست تا پایان سده­ی سیزدهم هجری صدها هزار دست­نوشته، در موضوع­های دینی و علمی، در سرزمین­های اسلامی تألیف و میلیون­ها نسخه از آن به صورت دست­نویس تکثیر شده است که بسیاری از آن­ها در کتاب­خانه­های ملی، دانشگاهی و یا در مجموعه­های شخصی نگه­داری می­شود.

در میان این آثار بی­شمار، مطالب بسیاری درباره­ی ساخت و تزیین کتاب وجود دارد که عمده­ی آن­ها در دوران ممالیک نگاشته شده است. نویسنده اظهار می­دارد که منابع مهم عبارت است از: 1. عمدة­الکُتّاب، اثر معزبن بادیس (د. 454هـ.) 2. المخترع فی فنون من السنة، منسوب به ملک المظفر یوسف غسانی (د. 694 هـ.) 3. النجوم الشارقات، اثر محمدبن ابی الخیر حسنی دمشقی (سده­ی دهم هجری). به غیر از کتاب­های یادشده، نویسنده­ی کتاب از کتاب­های دیگر نام می­برد، مانند: تیسیر [فی صناعة­التسفیر]، اثر اشبیلی (د. 628 هـ.)؛ تدبیرالسفیر، اثر ابن ابی حمیده (سده­ی نهم هجری)؛ صناعة­التسفیرالکتب، اثر سفیانی (1029 هـ.). در این کتاب­ها به فنون و ابزار صحافی اشاره شده است. افزون بر این آثار، کتاب تحف­الخواص، اثر ابوبکر محمد قَلَلوَسی (د. 707 هـ.) است که به روش تولید مرکب و در فصلی نیز به مسطره (سطراندازی) پرداخته است. کتاب بدرالدین غزّی (د. 984 هـ.) نیز کتابی آموزشی است به نام دررالنضید که بخش عمده­ی آن به آداب کتابت، مقابله و تصحیح مربوط می­شود. کتاب یادشده از جمله کتاب­هایی است که از اصطلاحات به­کاررفته در آن، در کتاب حاضر، بیشتر استفاده شده است.

چنان­که گفته شد، بخش اول کتاب مربوط به اصطلاحات فنی رشته­ی نسخه­شناسی است. این اصطلاحات به نقل از مؤلف کتاب، از متون متنوعی استخراج شده است که از آن جمله­اند: متون کلاسیک، متون سده­های میانه، متون سده­های پس از آن، پژوهش­های معاصر و فهرست نسخه­های خطی.

به­گفته­ی مؤلف، این کتاب در کنار کارهای اصلی او، به صورت یک کار جنبی، مدت­ها ادامه داشته است. بنابراین، کاری چندان جدی نمی­نماید. اما گستره­ی زمانی منابع مورداستفاده می­تواند تصویری از فرهنگ مربوط به کتاب، در دوران پیش از پذیرش کتاب­های چاپی در سرزمین­های اسلامی (در این­جا منظور نویسنده سرزمین­های عربی و ترک­زبان است) باشد. واژه­های کتاب، شامل اصطلاحاتی نیز می­شود که گروه­های مختلف فرهنگی و اداری به کار می­برده­اند: این گروه­ها به­طور عمده عبارتند از «کتّاب» (منشیان و مأموران دیوانی)، «محدثّون» (راویان اخبار و سنت)، «خطاطون» (خوش­نویس­ها)، «لغویون» (واژه­نگاران) و «علما» (دانشمندان).

جست­وجو در این زمینه­ها، برای فهم بهتر از انواع خط، بوم­های نوشتار و انواع رایج آن­ها و طرز نسخه­برداری، مقابله، صحافی و جلدسازی و تزیین، مصورسازی و آرایه­بندی نسخه­ها بسیار مفید خواهد بود.

در بخش واژه­شناسی، واژه­ها و اصطلاحات را معنا و گاه تعریف کرده است، اما همان­طور که در مقدمه کتاب می­گوید: به معنی برخی واژه­ها اعتماد ندارد، زیرا کاربرد آن­ها در متون مورداستفاده ابهام داشته و یا تنها در یک دست­نوشته یافت شده است. برخی از این واژه­ها، به­ویژه آن­هایی که به قطع کتاب مربوط می­شوند، در منابع مختلف ضبط شده­اند، اما برابر دقیقی در زبان انگلیسی برای این واژه­ها وجود ندارد و این شاید بدان علت باشد که هنوز معنای دقیق این کلمه­ها روشن نشده است. بدین قرار ترجمه کردن قطع­الربع و قطع­الثمن به quarto و octavo کاملاً اشتباه است.

به­عقیده­ی مؤلف فقدان نام خوش­نویسان و دست­کم مشهورترین آن­ها در یک واژگان نسخه­شناسی، نقص به شمار می­آید. هنر خوش­نویسی، هنری همچنان زنده است و انواع خط بنا بر نوع آن و منطقه­ای که در آن به کار می­رفته است، تغییر و تحول داشته است. برای نمونه خط­های نسخ یا رقاع در دوران ممالیک و دوران پس از آن، بسیار تفاوت یافته­اند؛ اما هنوز دقیقاً مشخص نیست که این خطوط چگونه تغییر یافته­اند. بنابراین، تعاریفی که در این کتاب به کار رفته است، بسیار کلی و گاه به یک دوره یا منطقه محدود می­شود و از این­رو، قطعی نیست.

بسیاری از اصطلاحات به کاررفته در این کتاب، به نسخه­های عربی مربوط می­شود. برخی نیز از منابع اداری و دیوانی گرفته شده­اند که تنها در این محدوده­ها به کار می­رفته­اند.

واژه­های فنی مربوط به ترکیبات مرکب­ها و استفاده از رنگ­مایه­ها در این کتاب نیامده است. این واژه­ها در کتاب نسخه­پردازی عربی سده­های میانه (Medieval Arabic Bookmaking)، اثر مارتین لوی (Martin Levy) آمده است.

از آن­جا که بیشتر واژه­های این کتاب از متونی به دست آمده که به مناطق مختلف و ادوار تاریخی متفاوت در سرزمین­های عربی تعلق دارد، بدین ترتیب مترادف­های بسیاری به آن­ها راه یافته است. برای نمونه: سرطبل (envelope flap) معادل­های اُذن (در اندلس و شمال افریقا)، مَرجِع (مغرب)، لِسان (سرزمین­های مرکزی عربی)، مِقلَب (شرق مدیترانه، عراق)، رَدّه (شرق مدیترانه)، ساقطَه (یمن) و موارد دیگر. جالب توجه آن­که برخی از این واژه­ها از بخش­های مختلف بدن انسان گرفته شده است. این واژه­ها بیشتر در توصیف ظاهری یک نسخه­ی خطی به کار رفته است. مانند: اُذن (گوش: flap)، لِسان (زبان: envelope flap)، رأس (سر: upper margin)، وجه (صورت: upper cover, recto)، عَقب، عَقِب (پاشنه: catchword)، صدر (سینه: incipit, recto)، خَدّ (گونه: outer or inner margin)، شِدق و فکّ (آرواره: book cover). بدیهی است که بسیاری از این کلمات در سده­های میانه اسلامی کاربرد داشته­اند و تنها برخی از آن­ها باقی مانده است.

لازم به یادآوری است که برخی واژه­ها از منابع عربی استخراج نشده، بلکه از کتاب­های مرجع مانند دایرةالمعارف اسلام یا ایرانیکا به دست آمده است. واژه­هایی مانند زلف، درفش، سرلوح، شیرازه، افشان و...

بخش دوم کتاب شامل دوقسمت است:

الف) پژوهش­های کلی و مقدماتی، شامل:

 

1.کتاب­نامه­ها

2. نشریات ادواری

3. مقالات همایش­ها و آثار گوناگون

4. پژوهش و تحقیقات کلی

5. گزیده پژوهش­ها در مورد یک یا چند نسخه خطی

6. تولید و فرهنگ نسخه­های خطی (وراقه)

7. گزیده­ی کتاب­شناسی و پژوهش­ها

8. تاریخ نسخه­های خطی (تملک­نامه­ها، نقش­مهرها، وقف­نامه­ها و غیره)

9. فرهنگ عامیانه در مورد نسخ خطی

10. جعل نسخ خطی

11. واژگان

 

ب) بوم­های نوشتار و ابزارها

1. پژوهش­های کلی و عمومی  2. پاپیروس   3. پارشمن    4. کاغذ (دو بخش: کاغذهای بدون آب­نقش و کاغذهای تولیدشده در سرزمین­های اسلامی که در این بخش کتاب­نامه، دستورالعمل­ها و آداب کاغذسازی و پژوهش­ها آمده است؛ بخش دوم شامل کاغذهای آب­نقش­دار و آب­نقش­شناسی است)   5. مرکب، دوات، قلم و دیگر لوازم کتابت

 

بخش سوم به مخطوطات اعم از کراسه، رقم و غیره پرداخته است.

بخش چهارم خود به زیربخش­های زیر تقسیم می­شود:

الف) متن، ترکیب و ترتیب آن (شامل: انواع ترکیب، اجزای آن و...؛ صفحه­آرایی؛ انجامه و رقم کاتب؛ تاریخ، تاریخ­گذاری و اعداد؛ اختصارات؛ نام­ها و عناوین عربی؛ آوانویسی، تصحیحات و آداب آن)

بخش پنجم با عنوان انتقال دانش به موضوعات زیر می­پردازد:

الف) پژوهش­های کلی     ب) انتقال آثار شخصی   ج) اجازات و سماعات

بخش ششم به خط­های عربی، کاتبان و کهن­خط­شناسی اختصاص دارد و در آن مرقعات و فهرست نسخ­خطی نمایشگاه­ها و کتاب­خانه­ها آورده شده است).

بخش هفتم به هنرهای نسخه­نگاری مانند مرقعات و خوش­نویسی، تزیین و تصویرگری، کاغذهای تزیینی، صحافی و جلدسازی و دیگر موضوعات مربوطه می­پردازد.

بخش هشتم شامل قران­های خطی از قبیل قران­های اولیه و پاره­قران­ها، قران­های متأخر و نسخه­های چاپ عکسی است.

بخش نهم به نقد و تصحیح اختصاص دارد و بخش دهم به فهرست­نگاری. بخش یازدهم به چگونگی حفظ و نگهداری نسخ خطی می­پردازد. بخش دوازدهم و پایانی کتاب از فهرست­های نسخ خطی و مجموعه­ها می­گوید.

 

 

  نظرات ()
واژگان نسخه شناسی پنج زبانه در زمینه چرم و مرمت نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧

 

حفظ و نگهداری کتاب و شیوه های آن، عوامل آسیب کاغذ و چرم و مرمت آنها از موضوعات علم نسخه شناسی به شمار می­روند در واقع، کلیه عناصری که به فیزیک یا جسم یک نسخه خطی مربوط می­شود در حیطه این علم قرار دارد

آسیب شناسی و مرمت نسخه های خطی هر چند به مراکز دانشگاهی و تخصصی محدود می­شود، اما به دلیل کاربردی بودن، از دیگر جنبه های نسخه شناسی پیشتر است

به طور کلی، پژوهش های نسخه شناسی در ایران، اغلب جنبه تجربی دارند و بسیار پراکنده و فاقد روش اند از این رو، در آغاز، باید به دو مقوله توجه بیشتری داشت: دسته بندی موضوع های نسخه شناسی و تعریف واژه های نسخه شناسی

ما در اینجا می­کوشیم با اقتباس از نسخه شناس معاصر فرانسوی، دنیس موزرل (Denis Muzerelle)، نمونه ای از دسته بندی در بخش بوم های نوشتار چرم را همراه با شیوه او در تعریف واژگان بیاوریم

در این واژگان، در برابر واژه فارسی، معادل آن به زبان فرانسه و سپس به ترتیب به زبان های ایتالیایی، اسپانیایی و در آخر به زبان انگلیسی آمده است هر گاه در یکی از این زبان ها معادل مناسبی یافت نشده است به جای آن از علامت ستاره (* * *) استفاده کرده اند

 

الف – انواع پوست (ورق پوستی)

1. پوست

Fr- Parchemin

It- Pergamena, Membrana,Pergamino

Es- Cartapecora

En- Parchment (from sheep or goat

پس از مو زدایی و پرداخت پوست دباغی نشده، ( یا با دباغی بسیار سطحی ) آن را تحت کشش قرار داده، خشک می­کنند تا هر دو روی آن را قابل نوشتن شود

 

2.  ورق پوستی (رق) - چرم تحریر

 Fr- Vélin

It- Vitela vitela –velino uterina

 Es- a) Abortive, Still-born, Uterine vellum b) Vellum (calf) –Superior En- parchment 

الف) [به معنای خاص] ورق پوستی (رق) بدست آمده از پوست گوساله تودلی ( مرده متولد شده ) یا بسیار جوان

ب) [به معنای عام] ورق پوستی (رق) با کیفیت عالی که ویژگی آن سپیدی و لطافت بسیار است

 

3. گوساله تودلی

 Vélot Fr-

 It- Vello uterino–Vitelino abortivo

 * * * -E

 En- Still – born calf

 گوساله مرده متولد شده که پوست آن، برای ساختن ورق پوستی (رق) مرغوب به کار می­رود

 

4. تیماج

 Fr- Demi vélin, Parchemin vièrge

 It- Pergamina virginea

Es- Pergamino avitelado – Media vitela– Pergamino virgen

* * * -E 

ورق پوستی (رق) از پوست بز جوان با کیفیت مشابه تیماج

 

5. چرم ساغری

 Fr- Peau d’âne

 It- * * *

 Es- Piel de asno

 En- Ass's skin

لفظ تحقیر آمیزی برای انواع بد کیفیت ورق پوستی (رق) به رنگ زرد، سفت و شکننده

 

6. [کاغذ] دسته، بند

 Fr- Botte

It- Botte

Es- * * *

 En- Bale – Bundle – Lot – Batch

واحد شمارش چرم تحریر است که اغلب در مورد سه (گاهی دو) جین یا ۶۳ (یا ۲۴) جلد به کار می­رود.

 

ب – اجزای پوست

7. بشره، رو پوست

 Fr- Epiderme, Peau morte

It- Epidermide – Pelle morta

Es- Epidermis – Piel muerta

En- Epidermis – Top layer

 لایه سطحی و بیرونی پوست، تشکیل شده از سلولهای شاخی بدون آب و آکنده از رنگدانه که با دباغی از میان می­رود

 

۸. پوست اصلی، میان­پوست

 Fr- Derme, Peau vive, Peau vraie, Chorion

 It- Derme – Corio – Pelleviva, vera

 Es- Dermis – Piel viva – Corion

 * * * -E

لایه درونی پوست که عمدتآًاز تارهای ارتجاعی شکل گرفته اند که پس از دباغی شدن به چرم یا پوست تبدیل می­شوند

 

9. رگه

 Fr- Fleur

It- Strato papillare – Fiore

 Es- Dermis papilar

 * * * -E

لایه سطحی زیر پوست متشکل از برآمدگی های کوچکی که روی پوست را به میان­پوست پیوند می­دهد

 

10. پس­رگه

 Fr- Arrière fleur

 It- Strato reticolare – Carne

 Es- Dermis reticular

 * * * -E

قسمتی از میان پوست که زیر رگه قرار می­گیرد این لایه پس از پرداخت، به سطح پوست می­رسد

 

11. زیرپوست

 Fr- Hypoderme, Tissu sous–cutane

 It- Ipoderma – Tessuto sottocutaneo – Tela subcutanea

 Es- Hipodermis – Tejido subcutaneo

 * * * -E

لایه زیرین پوست که با گوشت پیوند دارد و دارای سلول های اشباع شده چربی است این لایه با لش­زدایی و دباغی از میان می­رود

 

12. کبیبه ، دانه پوست

 Fr- Papille

 It- Papilla

 Es- Papila

 * * * -E

هریک از برآمدگی های کوچک زیر پوست که رگه پوست را تشکیل می­دهند و دانه را شکل می­دهند

 

13. پیاز مو

 Fr- Follicule

 It- Follicolo

 Es- Foliculo

 En- Follicle

اندامی در زیر پوست که مو یا پشم از آن می­روید

 

14. پشم، مو

 Fr- Poil

 It- Pelo

 Es- Pelo

 En- Hair

اندامی شاخی و نخ مانند که از پوست پستانداران میروید و بدن آنها را می­پوشاند.

 

15. ریشه مو

 Fr- Racine

 It- Radice

 Es- Raiz

 En- Root

بخشی از مو که پس از اصلاح، در میان پوست باقی می­ماند

 

16. خواب مو

 Fr- Implantation

 It- Arrangiamento follicolare, pilifero, tricologico – Impianto

 Es- Implantacion

 En- Hair pattern – Implantation

حالتی که ریشه مو در پوست قرار می­گیرد و بر اساس نوع و ناحیه پوست تغییر می­کند

 

17. خواب پوست

 Fr- Sens de la peau

It- Senso della pelle

 Es- Sentido de la piel

 En- Bias of the skin

جهت محوری که روی پوست، به طور طبیعی، تمایل به لوله شدن به دور آن را دارد و با جهت گیری ستون فقرات مطابق است

 

18. طرف رخ، روی پوست

 Fr- Cote poil, Cote fleur (!)

It- Lato pelo

 Es- Cara de pelo – ‘Pars pili‘ – Flor

 En- Hair side – Grain side

سطح بیرونی پوست که پشم حیوان روی آن قرار دارد

 

19. طرف لش، پشت پوست

 Fr- Cote chair, Dos (!)

 It- Lato carne

 Es- Cara de carne – ‘Pars munda‘

 En- Flesh side

سطح زیرین پوست که به لاشه حیوان چسبیده است

 

20. رنگ پوست

Fr- Pigmentation

 It- Pigmentazione

 Es- Pigmentacion

 En- Pigmentation – Natural coloring

رنگ طبیعی پوست که به نوع سلول های رنگدانه دار در لایه های عمیق رو پوست و در پیاز مو بستگی دارد

 

ج_ پوست

21. الف- خام­چرم، ‍پوست (دباغی نشده) ب-  پوست­کنی

Fr- dépouille

It- Spoglia

 Es- Despojo

En- a) Hide – Skin – Pelt – b) Flaying – Skinning

الف ) پوست، پیش از انجام عملی بر روی آن، به همان شکلی که از لاشه حیوان جدا می­شود ب) عمل جدا کردن پوست از لاشه

 

22. پوست کندن

Fr- Écorcher, Dépouiller

It- Scuoiare – Scortcare – Spellare

Es- Despellegor – Desarollar – copinar

En- To flay – To skin

جدا کردن پوست از لاشه حیوان

 

23. پارگی

Fr- Pourfente, *Perfente

It- Intaglio – Taglio di apertura

Es- Incision

En- Skinning cut

ایجاد بریدگی در پوست حیوان برای کندن آن

 

24. ضایعات پوست

Fr- Émouche

It- Cascame

 Es- Despojos

 En- Off-cuts – Discards

قسمت های غیر قابل استفاده پوست (سر، اعضا، دم و) که هنگام جدا کردن پوست از لش، پیش از دباغی، حذف می­شود

 

25. دور پوست

Fr- Lisière

It- Cimosa – *Lisiera

 Es- Orilla

 En- Natural, Untrimmed edge

لبه طبیعی پوست

 

26. مربع بریدن

Fr- Crouponner

It- * * *

 Es- Recortar

 En- Trim (to) – Square off (to)

بریدن پوست به صورت مربع با دورگیری آن

 

27. پوست گرده

Fr- Croupon

It- Groppone

 Es- Cerrada – Lomo

 En- Saddle

بخش مرکزی پوست حیوان که بهترین جنس را دارد

 

28. پوست گردن

Fr- Collet

It- Collo – Collottola

 Es- Pezcuezo

 En- Collar – Shoulder – Neck

 بخش بالای پوست که قسمت گردن حیوان است

 

29. پوست دمگاه

Fr- Culée

It- Culatta

 Es- Cuartos traseros

 En- Butt – Rump

بخش پایین پوست که قسمت کفل حیوان است

 

30. [چرم] زیرشکمی

Fr- Flanchet, Flanc, *Boudine, *Tetine

It- Pancetta – Fianco

Es- Falda

En- Flank – Belly

بخش جانبی پوست که برابر شکم حیوان است

 

31. پوست سردست

Fr- Epaule

It- Spalla

Es- Paletilla

En- Shoulder

بخشی از پوست که مطابق قسمت گردن حیوان است

 

32. پوست کفل

Fr- Hanche

It- Anca

Es- Cadera

En- Haunch

بخشی از پوست که با قسمت پایین پوست مطابق است

 

33. پوست کناره

Fr- Briset

It- Scalfo

 Es- Costado

 En- Chine

بخشی از پوست که در محل اتصال پهلوها با دست ها یا کفل ها قرار دارد و از باریک شدن پوست و از بریدگی هلالی شکلی که به جهت شکاف لازم برای جدا کردن پوست پاهای حیوان، هنگام کندن پوست ایجاد می­شود این بخش از پوست با قسمت داخلی پای حیوان مطابق است

 

34. مازه، تیره پشت

Fr- Échine

It- Schiena – Linea dorsale – Spina dorsale

 Es- Espinazo

En- Spine

محور طولی پوست، مطابق با ستون مهره های حیوان که معمولاً با خطی از پشم محکم و فشرده مشخص می­شود

 

د- کار با پوست

35. آش­گری کردن، آش کردن

Fr- Mégisser, Mégir

It- Conciare

Es- Curtir – Adobar

En- Taw (to

آماده کردن پوست با روشی غیر از دباغی (یا با یک دباغی سطحی) به صورتی که نرمی پوست حفظ شود

 

36. دباغی کردن

Fr- Tanner

It- Tannere

 Es- * * *

En- Tan (to

قراردادن پوست حیوان در معرض مواد طبیعی یا شیمیایی برای استحکام بخشی و جلوگیری از پوسیدن آن

 

37. پوست ساختن

Fr- Parcheminer

It- * * *

* * * -E

 En- Make parchment (to)

ساختن ورق پوستی (رق) از پوست خام یا پوست آشگری شده

 

38. پوست تازه، پوست خام

Fr- Peau verte, Peau crue

It- Pelle cruda, verde, grezza

Es- Piel virgen

En- Raw skin – Green skin

پوست خام که هیچ گونه عمل دباغی یا آش­گری روی آن انجام نشده است و در معرض تجزیه قرار دارد.

 

39. ترنمک­زنی

Fr- Salage

It- Salatura

Es- Saladura

En- Salt curing

آغشتن پوست­های تازه با نمک برای جلوگیری از فاسد شدن آنها

 

40. تخته­پوست، پوستینه

Fr- Peau en blanc

It- Pelle allumata, Bianca, a concia Bianca

Es- Piel en blanco

En- Untanned skin – Untreated skin

پوست آماده شده، بدون دباغی

 

41. لش زنی کردن، لش گیری کردن

Fr- Écharner

It- Scarnire, -nare

Es- Descarnar

En- Deflesh (to)

جدا کردن گوشت و لایه چربی از داخل پوست به کمک ابزاری برنده

 

42. عرام­کاری کردن

Fr- Dépiler, Peler, Raser

It- Depilare – Spelare

Es- Depilar – Pelar – Zurrar

En- Strip (to) – Dehare (to) – Shave (to)

جدا کردن مو از سطح پوست

 

43. مو زدایی کردن

Fr- Debourrer, Pelaner

It- Sborrare

Es- Apelambrar

 * * * -E

بیرون کشیدن مو از پوستی که در معرض مواد شیمیایی قرار داده شده تا پیوند مو با پوست را از میان ببرد

 

44. محلول آهکی

Fr- Pélain

It- * * *

Es- Pelambre

En- Lime pit

محلولی که عمدتاً از آب آهک تشکیل شده است برای ریختن موها، پوست را در این محلول می­خیسانند.

 

45. آب آهک

Fr- Lait de chaux, Eau de chaux, Bain de chaux

It- Latte di calce – Bagno di calce

Es- Lachada – Agua de cal – Bano de cal

En- Lime wash

آهک کشته (ئیدراکسید کلسیم) محلول در آب را گویند که ماده اصلی محلول آهکی را تشکیل می­دهد

 

46. آهک­زدایی کردن

Fr- Déchauler, Purger

It- Decalcinare – Scalcinare – Purgare

Es- Limpiar – Purgar

En- Delime (to)

بیرون کشیدن آب آهک به کمک شستشو و تنظیم کننده های شیمیایی از پوستی که مدتی در محلول آهکی قرار داشته است

 

47. دار چرم، قاب چرم

Fr- Herse, Chassis

It- Telaio

Es- Bastidor

En- Hearse – Frame

قابی چوبی که پوست را بر روی آن، تحت کشش قرار می­دهند تا خشک شود و مورد پرداخت قرار گیرد

 

48. مصقل چرم

Fr- Chevalet

It- Cavalletto

Es- Caballete

En- Horse

نوعی میز کار دارای سطحی صاف یا منحنی که پوست را برای آماده سازی روی آن می­اندازد

 

  49. سنگ زنی 

Fr- Raturer, Araser, Racler

It- Raschiare – Rasare – Radere – Smerigliare – Pareggiare

Es- Rasurar – Raspar – Remellar

En- Scrape off (to) – Abrade (to)

زدودن قسمتهای اضافی روی پوست با کشیدن ابزاری برنده

 

50. پرداخت کردن

Fr- Effleurer

It- Sfiorare

 * * * -E

En- Shave (to)

زدودن رگه های پوست با سائیدن با سائیدن آنها

 

51. عمل آوردن

Fr- Parer

It- Raffinare

Es- Chiflar

En- Pare (to

نازک کردن پوست با تراشیدن آن

 

52. سمباده زدن

Fr- Poncer

It- Pomiciare – Imopomiciare – Levigare

 * * * -E

 En- Pounce (to)

تنظیف سطح پوست با مالیدن سنباده یا ابزار ساینده.

 

هـ : ویژگی ها و نقایص ورق پوستی

53. دانه

Fr- Grain

It- Grana

Es- Grano

En- Grain

مجموعه برجستگی های بسیار کوچکی که سطح کاغذ، پوست، چرم و را می­پوشاند این برجستگی ها به سطوح یادشده منظری کمابیش صاف و نیز ظریف، فشرده و منظم می­دهد

 

54. رگه­دار، رگه رگه

Fr- Grenu, Granuleux

It- Granuloso

Es- Granuloso

En- Grainy

سطحی که رگه های آن کاملاً قابل مشاهده یا لمس باشد

 

55. پوست کدر ، پوست نا مرغوب

Fr- Vitreux

It- Vetroso

Es- Vidrioso

En- Glassy – Translucent

به پوست با کیفیت پائین گفته می­شود که اغلب به دلیل چربی زدایی نادرست پوست، تا حدودی نیمه شفاف و زرد رنگ شده باشد

 

56. کارد خوردگی

Fr- Coutelure

It- Taglio di scuoiatura – Lacerazione

Es- Tajo

En- Scar – Nick – Puncture

شکافی که اغلب به طور اتفاقی در پوست حیوان، هنگام کندن آن ایجاد می­شود این شکاف، هنگام خشک کردن با کشش پوست، سبب به وجود آمدن حفره چشم مانند می­شود

 

57. کاردمالی

Fr- Baisse

It- Cucchiaiata – Intacco del macellaio

Es- Rebaje

En- Weakness – Depression

هنگام کندن پوست از لش، مقداری از زیرپوست با کارد جدا می­شود این محل، هنگام خشک کردن و کشش پوست، سبب ایجاد فرورفتگی در آن می­شود

 

58. لکه

Fr- Oeil, Tâche vitreuse

It- Occhio vetroso

Es- Ojo – Defecto vidrioso

En- Eye

مساحت کوچکی به شکل بیضی یا دایره که در داخل آن، پوست قطر کمتری دارد و یک لایه نازک و کدر را ایجاد می­کند

 

59. خون­مردگی

Fr- Mort – de – sang

It- Macchia di sangue

Es- Mancha de sangre

En- Death stain

لکه یا رگه سیاهی که به سبب ماندن خون در پوست حیوانی که درست ذبح نشده باشد و یا به ویژه در مورد حیوانی که در اثر بیماری یا تصادف مرده باشد ایجاد می­شود

 

60. لکه رنگدانه ای ، لکه رنگی

Fr- Tâche pigmentaire

 It- * * *

Es- Defecto pigmentario

En- Pigment mark

 

61. گره

Fr- Callosite, Nodosite, Noeud, Durillon

It- Nodo – Durone – Callosita

Es- Callosidad – Nudosidad

En- Callus – Nodule

 

62. جای زخم

Fr- Cicatrice

It- Cicatrice

Es- Cicatriz

En- Scar

 

63. تخم انگل

Fr- Varron

It- Ipoderma

Es- Rezno

En- Warble

 

64. وصله

Fr- Mouche

It- Mosca

Es- Mosca

En- Patch

         

65. درزگیری

Fr- Reprise, Ravaudage

 It- Ramendo – Ripresa

 Es- Zurcido – Remiendo

 En- Darn – Suture – Join

 

 

 

 

  نظرات ()
صفحه آرایی نسخه خطی reglure et mise en page des manuscrits نویسنده: سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi - پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٧

Francois Deroche

چکیده: محسوس‏ترین نشانه نظم بخشیدن به نوشته‏ها در یک نسخه‏خطى سطراندازی است. منظور از این اصطلاح، سطر یا سطرهاى رسم شده یا آثار آنها بر روى بوم کار (کاغذ یا ورق پوستى) به صورتى است که امکان منظم نوشتن و مستقیم‏نویسى را براى کاتب فراهم مى‏آورد. سطراندازی براى دقت در رسم آرایه‏ها نیز کاربرد داشته است. جلدسازان همچنین پیش از نقش‏کوبى جلد خطوطى روى چرم رسم مى‏کردند. وسایل مورد استفاده کاتبان براى رسم این خطوط عبارت بودند از: مسطَر: قلم نوک آهنى، مداد و گاه ناخن که در مورد اخیر به کمک خطکش یا بدون استفاده از آن انجام مى‏گرفته است. مسطرها به عنوان رایج‏ترین وسیله براى ایجاد اثر خطوط راهنما، داراى طرح‏هاى گوناگونى بوده‏اند. صفحه‏آرایى، با توجه به متن، حاشیه‏ها، آرایه‏ها و ارتباط میان آنها، خیلى زود در نسخه‏هاى اسلامى به‏کار گرفته شد. بررسى نمونه‏ها نشان دهنده اهمیت ساختار هندسى در صفحه‏آرایى است. میان مساحت نوشته و اندازه صفحه نیز نسبت‏هاى هندسى وجود داشته است. براى نوشتن متون نثر از سطرهای ممتد و متون نظم از ستون‏هاى منظم و متوالى استفاده مى‏شد. گاه نیز از تغییر قلم و سبک خط در آراستن صفحه سود مى‏جستند.

 

کلید واژه‏ها: آرایش سطرها؛ تعداد سطرها؛ سطراندازى؛ سطح نوشته؛ صفحه‏آرایى؛ قلم نوک آهنى؛ مسطر؛ سطراندازی؛ واحد سطراندازى.

 

  نسخه‏بردارى از متون پاسخگوى توقعات مختلفى است: طلبه‏اى که رساله مورد نیاز خود را رونویسى مى‏کند و کاتبى که امیرزاده‏اى به او سفارش مجموعه‏اى شعر داده است کار خود را در شرایطى یکسان انجام نمى‏دهند. معرفى پایانى نسخه اغلب، نشانى از این شرایط، به‏ویژه در مورد تناسب و هماهنگى خط به کار برده شده داراست. در واقع، در کار آماده‏سازى، و به خصوص در تعیین محل سطراندازی، تفاوت‏هایى وجود دارد که نسخه‏اى دقیق و منظم را از یادداشت‏هاى درسى متمایز مى‏کنند. همه نسخه‏ها سطراندازی نشده‏اند: اگر پس از مشاهده دقیق یک نسخه بتوان نتیجه گرفت که براى مستقیم‏نویسى تدارکى دیده نشده است بهتر است بررسى کرد که آیا کاتب امکان دیگرى (مانند ته خطهاى افقى کاغذ) براى مستقیم‏نویسى دراختیار داشته است یا برعکس بدون توجه کافى به تناسب و هماهنگى آن کار کرده است. گاه از سطراندازی انجام گرفته استفاده نشده است: در پاره‏نسخه پاریس BNF, arabe 383a,، ورق پوستى با قلم نوک آهنى سطراندازی شده، اما از آن استفاده نشده است؛ و کاتب دیگرى بوم کار را دوباره بریده و قرآن را بدون توجه به خط راهنما1 نگاشته است.  گذشته از آن که سطراندازی براى راست و مستقیم نوشتن مورد استفاده قرار مى‏گیرد، مقیاسى براى اندازه‏گیرى حجم متن‏ها نیز هست. ابن ندیم در بخشى از فهرست خود که به شاعران اختصاص دارد، معیارى را براى سنجش آثارى که به معرفى آنها مى‏پردازد به خوانندگان عرضه مى‏کند: «اگر بگوییم شعر برخى مؤلفان ده ورق را پر مى‏کند، منظور قطع سلیمانیه است که در هر صفحه [فى صفحه الورقه‏] بیست سطر مى‏گنجد.» امکان دارد معیارى نسبى براى طرح‏هاى سطراندازی (رک. صفحات بعد)، در سده چهارم ق وجود داشته است.  سطراندازی، در گام نخست، نشان‏دهنده اندیشه صفحه‏آرایى از جانب کاتب است. در نسخه‏هاى اسلامى صفحه‏آرایى خیلى زود به کار گرفته شد. زیرا در برخى نُسَخِ قرآن به خط اصطلاحاً حجازى که تاریخ آنها اواخر سده اول یا اوایل سده دوم هجرى تعیین شده است هنوز آثار قلم نوک‏آهنى ناشى از سطراندازی بر روى آنها باقى‏مانده است: این صفحه‏آرایى نسبتاً ابتدایى است، زیرا تعداد سطرها به‏طور آشکارى از یک صفحه به صفحه دیگر تغییر مى‏کند. اما کاتبان مسلمان، خیلى زود، احتمالاً از آغاز سده دوم هجرى، در استفاده از شیوه‏هاى پیچیده‏تر سطراندازی که کاتبان دیگر سنت‏هاى نسخه‏نگارى خاورمیانه در آن مهارت داشتند تبحر یافتند و خیلى زود در صفحه‏آرایى‏هاى پیشرفته آزموده شدند. در پاره‏نسخه‏اى از قرآن، صنعا، دارالمخطوطات. 71-51Inv. Nr.، کاتب به شیوه‏اى نوشته‏ها را شکل داده است که بتواند در کل صفحه، نقش‏مایه‏هاى هندسى به وجود آید. در نمونه دیگر، پاره‏نسخه استانبول، TIEM  SE  263، کاتب ترکیب سطراندازی را با دقت رسم کرده است (بنگرید به صفحات بعد)؛ سپس با مرکبى به رنگ دیگر، متناسب با متنى خوش‏طرح، نقش‏مایه‏هاى خانه شطرنجى یا لوزى ساخته است که به دلیل رنگشان نسبت به زمینه، برجسته‏تر نشان مى‏دهند. بنابراین تصمیم به صفحه‏آرایى ممکن است ناشى از شاخص‏هایى باشد که سطراندازی ایجاد مى‏کند و یا وضعیت غیرمعمول متن باشد؛ هرچند تشخیص اصول راهنماى کاتب در آرایش [صفحات‏]، اغلب دشوار مى‏نماید. دستورالعمل‏هایى که هنروران به منظور استفاده کاتبان تألیف مى‏کردند، اطلاعات مفیدى درباره اندازه‏ها و نسبت‏هایى که در قدیم رواج داشت است در اختیار ما قرار مى‏دهد: همان‏طور که در صفحات بعد خواهیم دید، امروزه تنها با یک متن از این گونه آشنایى داریم - که آن هم بسیار مبهم است... دستاورد دیگر مشاهده نسخه‏هاى خطى و مبادرت به بازیابى قواعد به کار رفته در آنها به روش قیاسى است.

 

 سطراندازی

 مفاهیم

 براى پژوهندگان نسخه‏هاى خطى، محسوس‏ترین نشانه نظم بخشیدن به فضاى صفحه، بى‏هیچ تردیدى سطراندازی است؛ منظور از این اصطلاح، سطر یا سطرهاى رسم شده بر روى بوم کار به شیوه‏اى است که امکان نوشتن منظم و تا حد ممکن مستقیم را براى کاتب فراهم مى‏آورد. سطراندازی تنها براى استنساخ به کار نمى‏رفته است در نسخه‏هاى خطى، تذهیب‏کاران نیز براى دقت در رسم آرایه‏ها از آن استفاده مى‏کردند، و جلدسازان اغلب پیش از نقش‏کوبى آرایه‏ها بر روى دفه‏ها خطوطى روى چرم رسم مى‏کردند.

 اندازه نوشته و ابعاد آن

 هرچند سطراندازی با «اندازه نوشته»، یعنى «محدوده‏اى که نوشته در آن قرار مى‏گیرد»، ارتباط دارد، نسخه‏هایى که خطکشى نشده‏اند تمایز این دو اصطلاح را از یکدیگر ایجاب مى‏کنند. علاوه بر این، در نسخه‏هاى به خط عربى، اندازه نوشته را نباید با «چارچوب سطراندازی» اشتباه کرد. چارچوب سطراندازی «مجموعه‏اى است متشکل از چهار خط که محدوده دور نوشته را از چهار جهت کاغذ تعیین مى‏کند و یک چهار ضلعى تشکیل مى‏دهد که مى‏توان آن را به ستون‏هایى تقسیم کرد». در سطوح افقى، تعیین اندازه، در صورتى که متن داخل حاشیه نشده باشد، چندان دشوار نیست؛ نسخه‏ها به استثناى عمدتاً متون منظوم و برخى نسخه‏هاى عربى مسیحى،2 به صورت «سطرهای ممتد» نوشته مى‏شوند. در سطوح عمودى، برعکس، در صورتى که سطراندازی وجود داشته باشد، کار نسخه‏بردار نوشتن بر روى کرسى بالاى (یا سطر اوّل) سطور سطراندازی شده است.9 بنابراین سطحى که عملاً از نوشته پوشیده مى‏شود از سطح سطراندازی شده بیشتر است؛ با توجه به این که در کرسى زیرین (یا سطر پایین) انتهاى حروف از این سطر به طرف پایین امتداد مى‏یابند از چارچوب سطراندازی نیز مى‏گذرند، البته این امر در سطر اول اهمیت کمترى دارد. بنابراین توصیه مى‏شود براى اندازه‏گیرى سطح نوشته به روش زیر عمل شود: فاصله میان خط اول و آخر یک صفحه را در نظر مى‏گیریم و این عدد را جلوى عدد طول سطر مى‏گذاریم. بنابراین، براى مثال در نسخه‏اى که ارتفاع سطح نوشته در آن بیشتر از طول باشد چنین مى‏آید: 5/13 *25 سانتى متر؛ برعکس، عبارت 25*5/13 سانتى‏متر نشان‏دهنده آن است که در نسخه موردنظر، طول نوشته از ارتفاع آن بیشتر است. اندازه‏گیرى ارتفاع سطح نوشته این امتیاز را دارد که مقدار نسبتاً قابل اعتمادى براى ارتفاع سطر به دست مى‏دهد. ارتفاع سطر با تقسیم ارتفاع سطح نوشته (در مثال یادشده: 25 سانتیمتر) بر تعداد سطرها منهاى یک به دست مى‏آید. براى نمونه، فرض کنیم نسخه‏اى در هر صفحه داراى 11 سطر و ارتفاع سطح نوشته 25 سانتیمتر باشد، بنابراین خواهیم داشت: (1-11)25 که مساوى 5/2 سانتیمتر براى هر سطر است. این نتیجه برابر است با «واحد سطراندازی». براى دو مجموعه از قرآن‏هاى خطى قدیمى،  ق B و I D، که از جنبه کهن خطشناسى همخوان هستند، محاسبه این مقدار امکان روشن کردن ویژگى ابعادى هریک از آنها را فراهم مى‏آورد.

 

 طرح کلى سطراندازی

 طرح‏هاى کلى سطراندازی یا به عبارت دیگر «طرحى که از سطرهاى تشکیل‏دهنده سطراندازی به وجود مى‏آید»، در قلمرو جهان اسلام به طور محسوسى با هم تفاوت دارند، به‏ویژه در دوره‏اى که ورق پوستى مورد استفاده بوده است؛ در ادامه همان‏طور که خواهیم دید، ورود ابزارى که ایجادِ سطراندازی نسخه‏هاى خطى از جنس کاغذ را به سادگى فراهم آورد سبب یکسان‏سازى نسبى انواع سطراندازی نیز گردید. سطرهاى افقى که براى نوشتن بر روى کرسى خط به‏کار مى‏روند «سطرهاى راهنما»یى هستند که کاتبان یا بالاى این سطور کتابت مى‏کردند یا بر روى آنها، اما این سطور همیشه رسم نمى‏شدند: در مغرب، تنها علائم مورد استفاده کاتبان اغلب دو خط عمودى بود که اندازه نوشته را در چارچوب قرار مى‏داد. نتیجه عمل سطراندازی، مى‏بایست در عین کارآیى داشتن براى کاتب، تا حد ممکن نامحسوس باشد. روش‏هایى که علائم قابل رؤیت بر بوم کار باقى مى‏گذاردند (مانند مداد، مرکب) شناسایى شده‏اند، اما سطرهاى برجسته که به سادگى قابل تشخیص نیستند کاربرد بیشترى داشته‏اند. در این حالت، ترکیب واحدى همزمان بر هردو طرف بوم‏کار نقش مى‏بست؛ اثرى که به صورت فرورفته به وسیله ابزار ایجاد مى‏شد «سطر فرورفته» و اثرى که به صورت برجسته ایجاد مى‏شد «سطر برجسته» نامیده مى‏شد. سطراندازى با مرکب یا مداد نیازمند سطرکشى در دو طرف برگ است. که مزیت آن، امکان تغییر احتمالى طرح سطراندازی در پشت و روى ورق است. بنابراین بررسى یک نسخه خطى نیازمند مشاهده دقیق آثار موجود بر روى برگ‏هاست. در عمل، تماس و فشار حاصل از استفاده از نسخه خطى ممکن است در کاهش برجستگى‏هاى سطراندازی، به‏ویژه بر روى کاغذ، تأثیر داشته باشد. مشاهده سطرهاى برجسته و فرورفته باقى‏مانده گاه موارد خاصى را آشکار مى‏سازد. همانطور که در سطور پیشین آمد مى‏توان گمان برد که سطراندازی براساس اصولى که تابع صفحه‏آرایى است انجام مى‏شود: بى‏تردید انتخاب تعداد سطرها، ارتفاع سطر یا ("واحد سطراندازی") و یا ارتباط میان پهنا و ارتفاع سطح نوشته تصادفى نیست. بنابراین باید همه این عناصرى که امکان درک بهتر ذهنیت زیبایى‏شناختى کاتبان را فراهم مى‏آورند با دقت مورد توجه قرار داد. در عین حال باید در نظر داشت که دوربُرى نسخه‏ها، ضمن صحافى‏هاى مختلف باعث تغییر در ابعاد ورق‏ها مى‏شود. از این رو امکان برقرارى نسبت میان قطع و اندازه نوشته بسیار کاهش مى‏یابد.

 

 سطراندازی در نسخه‏هاى اسلامى - عربى

 همان‏طور که اشاره شد، کاتبان مسلمان از نخستین سده هجرى از سطراندازی استفاده مى‏کرده‏اند. جاى شگفتى است که اثرى از سطراندازی در بیشتر نسخه‏هاى قرآن بر روى ورق پوستى به خط عباسى قدیم مشاهده نشده است:4 اما نظم و ترتیب این نوشته‏ها این گمان را به‏وجود مى‏آورد که کاتبان براى راست و مستقیم نوشتن، روشى داشته‏اند، که هیچ اثرى از آن بر جاى نمانده است.5 آیا ممکن است آنها پاک شده باشند؟ در مغرب اسلامى، در رساله‏اى دستورالعملى براى ساخت مرکبى ویژه سطراندازی وجود دارد که پس از اتمام کار با خمیر نان پاک مى‏شده است. در قلمرو نسخه‏هاى به خط عربى، کاغذ، از زمان‏هایى قدیم، ماده اصلى رایجى بوده است که قدمت آن مى‏تواند توجیه‏کننده روش‏هاى موفق استفاده از سطور برجسته به‏ویژه در مورد استفاده از مسطر باشد.

 

 سطراندازی هاى برجسته

 قلم نوک‏آهنى‏6 یا ناخن،7 - با استفاده یا بدون استفاده از خطکش - در سطراندازی به کار گرفته مى‏شدند و براى بوم‏هایى متفاوت مانند کاغذ و ورق پوستى قابل استفاده بودند. در حیطه دانسته‏هاى کنونى ما، نشانه‏اى وجود ندارد که کاتبان مسلمان براى سطراندازی همزمانِ چندین برگِ روى هم قرار داده شده از قلم نوک‏آهنى استفاده کرده باشند، بدین صورت که در برگ نخستین، اثر سطراندازی بسیار واضح باشد و در آخرین برگ، آن چندان نمایان نباشد. از طرفى، ابزارهاى مورد استفاده براى سطراندازی برجسته، امکان ایجاد طرح‏هاى متنوع بسیار، و آرایه‏هاى دایره‏اى‏شکل فراهم آوردند. از این رهگذر، کاتبان از آزادى عمل بسیار برخوردار شدند. گونه‏شناسى طرح‏هاى سطراندازی بى‏تردید نتایج جالب توجهى ارائه خواهد داد؛ اما پژوهش در این زمینه در حوزه نسخه‏هاى به خط عربى هنوز در آغاز راه است. روش دیگرى نیز وجود دارد که ردّى برجسته بر جاى مى‏گذارد و بسیار ابتدایى است. این روش عبارت است از تاکردن ورق از راه عمودى بر روى حاشیه بیرونى کاغذ. سطرهاى حاصل از قلم نوک‏آهنى بر روى ورق پوستى اغلب همراه با «اثر سوزن» است که براى تعیین محل سطراندازی به کار مى‏رود.8 از آنجا که مکان آنها بر لبه حاشیه بیرونى صفحه است اغلب آنها هنگام دوربُرى در صحافى از میان مى‏روند.

 

 مسطَر

 ابزار دیگرى که براى ایجاد اثر برجسته در نسخه‏هاى از جنس کاغذ کاربرد بسیار داشته است، مسطر نام دارد. مسطر از یک ورقه مقوا - و شاید چوب [هم‏] - ساخته مى‏شده که بر روى آن نخ‏هایى با ضخامت متغیر کشیده مى‏شده است؛ این نخ‏ها محدوده اندازه نوشته و سطرهاى راهنما را ایجاد مى‏کردند. کاتب مسطر را زیر ورق کاغذى که قصد استفاده از آن را داشته قرار مى‏داده و انگشت شست خود را در امتداد نخ‏ها بر روى کاغذ مى‏کشیده و احتمالاً براى کثیف نشدن کاغذ انگشت خود را با پارچه مى‏پوشانده است - بدین طریق، سطرهایى با اندکى برجستگى حاصل مى‏آمده است. برخى کاتبان مرتباً مسطر را پشت هریک از اوراق جزو قرار مى‏دادند، در حالى که گروهى دیگر، بدون شک، دوورقى‏ها را به طور متوالى خطکشى مى‏کردند: با ملاحظه دقیق حالت سطرهاى فرورفته و سطرهاى برجسته در جزوهاى مختلف مى‏توان به این تفاوت‏ها پى برد. مسطر براى استفاده به راحتى قابل تغییر است: کاربر مى‏تواند طرح‏هاى بسیار پیچیده سطراندازی را در نظر بگیرد و به‏راحتى و سرعت بر روى ده دوازده جزو را صفحه‏بندى کند و در صورت مقتضى، مثلاً با قلم نوک‏آهنى خطهایى اضافى به آن بیفزاید (درباره سطراندازی مختلط در صفحات بعد خواهیم نوشت). عمده سطراندازی در کتاب تخمیس بُردَه اثر بوصیرى در کتابخانه پاریس،  BNF arabe 2706با مسطر انجام گرفته است. پس از آن، کاتب براى تعیین حدود حاشیه‏ها با قلم نوک‏آهنى دو خط عمودى رسم کرده است. در نسخه بروکسل، BR 19991، روش مشابهى به کار برده شده است، در این نسخه، مکان عناصر آرایشى با قلم نوک‏آهنى معین شده است. برخى از نسخه‏هاى خطى دیوان‏هاى شعر را که پائولا اورساتى (Paola Orsatti) بررسى کرده داراى دو، چهار و حتى شش ستون براى متون منظوم است که با دو ستون کوچکتر و یا سطرهاى حاشیه که به صورت چلیپایى قرار گرفته‏اند محصور شده‏اند. نسخه‏اى از خمسه نظامى، نسخه ژنو، Bibliotheca Bodmeriana 325 به تاریخ 889 ق ، نیز داراى سه ستون است. در مورد آثارى که داراى نظم و نثر هستند مانند نگارستان مُعینى، نسخه رم، Accademia dei Lincei, Caetani 26، طرح سطراندازی که به کمک مسطر ایجادشده داراى دو ستون و یک جفت حاشیه است که کاتب تنها براى استنساخ شعر از آنها استفاده کرده است.

 

  دیگر شیوه‏هاى سطراندازی 

 روش‏هاى سطراندازی به موارد یادشده محدود نمى‏شوند؛ در این روش‏ها، همان‏طور که گفته آمد، از مرکب یا مداد نیز استفاده شده است. روى و پشت ورق‏هاى پاره‏قرآن پاریس،  BNF arabe 823c (پایان سده اول هجرى) با مرکب سطراندازی شده است. سطرهاى راهنما و خط عمودى حاشیه بیرونى نیز با مرکب رسم شده‏اند. این روش مختص دوران قدیم نیست: کاتب قرآن سودانى (پاریس، arabe 8835) نیز از این روش در سده سیزدهم هجرى استفاده کرده است. ته‏خطهاى افقى که گاه بر روى کاغذهاى متأخر تولید شده در جهان شرق بسیار واضح است نیز کاتب را هنگام نوشتن سطرهاى افقى یارى مى‏کرد. در اینجا دیگر شیوه سطراندازی مطرح نیست، این شیوه به احتمال بسیار قوى محدود به نسخه‏هاى متون آموزشى مى‏شود.

 

  توصیف انواع سطراندازی: برخى نشانه‏ها

 همه سطراندازی ها یکسان نیست. به جز تفاوت‏هایى که روش‏هاى مختلف با یکدیگر دارند وضعیت ورق‏ها نیز براى سطراندازی تفاوت دارد: در برخى نسخه‏ها، همه ورق‏ها به صورت متوالى سطراندازی مى‏شدند، در حالى که در دیگر نسخه‏ها هر دوورقى، در حالت باز، به‏طور جداگانه سطراندازی مى‏شد. در حالت نخست، نتیجه فرایند، ایجاد سطر بر روى همه ورق‏ها - به صورت فرورفته و برجسته - هم بر روى ورق، هم در پشت آن - به یک صورت انجام پذیرفته است: نسخه پاریس، BNF arabe 6795 نمونه‏اى از این گونه سطراندازی است. در حالت دوّم، مِسطَرزن، سطرهاى یک روى ورق را بر هر دو نیمه یک دو ورقى اعمال مى‏کرد؛ در استفاده از قلم نوک‏آهنى این امکان وجود داشت که در دو ورقى‏ها، سطرهاى راهنما را بدون گسیختگى، به صورت یکسره از یک نیمه تا نیمه دیگر دوورقى رسم کنند، مانند پاره‏قرآن استانبول، TIEM SE 263 (ورق پوستى) و یا در قرآن (کاغذى) لندن،  N. D. Khalili coll. of Islamic art Qur 98 et 98 A مشاهده مى‏شود در مقابل، در کاربرد مسطر، اجباراً هریک از دو نیمه به طور جداگانه آماده مى‏شد. سپس هر جزو شکل مى‏گرفت و تا مى‏خورد، در این جزوها آثار سطراندازی بر روى هر دوورقى باز در نیمه اول، برعکس نیمه دوّم آن است: بدین صورت که در نسخه استراسبورگ  BNU 2524 سطرهاى برجسته در پشت ورق‏هاى 1 تا 5 و پس از آن بر روى ورق‏هاى 6 تا 10 دیده مى‏شود. براى توصیف شیوه‏هاى سطراندازی به صورت برجسته، نشانه‏گذارى زیر ممکن است با نسخه‏هاى به خط عربى، که جهت خواندن آنها از راست به چپ است متناسب باشد: نشانه  >نشان‏دهنده سطر فرورفته بر روى ورق موردنظر و نشانه < براى سطر برجسته در پشت ورق است، در نتیجه، ترتیب معمول ورق‏ها پشت سر هم خواهد بود و مجموع آنها از چپ به راست خوانده مى‏شود: در یک ردیف: <<<<<I<<<<<، یعنى سطرهاى فرورفته در سراسر جزو، پشت ورق قرار گرفته‏اند. براى توصیف یک پنج‏برگى که سطرهاى فرورفته آن، در نیم‏جزو اوّل، روى ورق قرار دارند و در نیم‏جزو دوّم در پشت ورق، چنین مى‏نویسیم:  <<<<<I>>>>>(ورق‏هاى 15 در سمت راستِ نشانه وسط جزو و ورق‏هاى 10 - 6 در سمت چپ آن قرار دارند).

 

  صفحه‏آرایى

 قسمت‏هاى مختلفى که روى صفحه مرتب مى‏شوند به شرح زیر است: عمدتاً نوشته مطرح است، اما حاشیه‏ها و آرایه‏ها و نیز روابط میان این اجزاى مختلف را هم باید در نظر گرفت. بررسى سطراندازی امکان پى بردن به طرح و نقشه کاتب (یا تذهیب‏کار) را فراهم مى‏آورد، اما گسترش بررسى مجموع صفحه و صفحات مزدوج که هنگام باز بودن نسخه در معرض دید قرار مى‏گیرد داراى اهمیت است، زیرا به نظر مى‏رسد به‏طور خاصى مورد توجه نسخه‏پردازان قرار داشته است. از سوى دیگر، احتمال تغییر در توازن کل صفحه را پس از برش حاشیه‏ها [هنگام صحافى‏] نباید از نظر دور داشت: در این صورت، پژوهش در صفحه‏آرایى بسیار پیچیده مى‏شود. قطع نسخه‏ها نیز مطرح است. تحقیقات اندکى در این مورد صورت گرفته است: براى دوره‏هاى متأخر که مستندتر هستند، نتایج چشمگیرى به دست آمده است. از این قرار، تحلیلى از مجلدات ساخته شده در نگارخانه‏هاى قصر توپکاپى حدود سال‏هاى 1520 و 1630 م، وجود سه قطع‏9 (16*5/25 سانتى متر؛ 25*35 سانتى متر؛ 31*5/44 سانتى متر) را نشان مى‏دهد. عبارتى از ابن ندیم که در ابتداى این فصل آمد نشان مى‏دهد که در سده چهارم هجرى مفهوم قطع کتاب به تمام و کمال وجود داشته است.

 

  ملاحظات کلى

 رهیافت‏هاى صفحه‏آرایى

 منابع مکتوب

 براى تعمق در این موضوع ظریف، نسخه‏شناس مى‏تواند اطلاعاتى در منابع اسلامى - عربى بیابد. امروزه، با وجود وفور متون مربوط به خوش‏نویسى و، در حد کمترى، درباره نقاشى، تنها یک متن شناسایى شده که کلیاتى را در این زمینه شامل مى‏شود. این متن دستورالعمل صفحه‏آرایى اثر قَلَلوسى، ادیب اندلسى نیمه دوم سده هفت هجرى است؛ این دستورالعمل را ایوت سووان (Yvette Sauvan) شناسایى و ترجمه کرده است: «کاغذ از طرف ارتفاع تا مى‏شود؛ این تا براى تنظیم حاشیه پایین به‏کار مى‏رود: بدین صورت که حدود حاشیه با خطى که دو نقطه سوراخ شده به وسیله پرگار را در انتهاى دو طرف برگ به هم وصل مى‏کند تعیین مى‏شود. در ارتفاع، حاشیه بالایى موازى با حاشیه پایینى است. خط «شیحه» اندازه نوشته را به دو قسمت مساوى تقسیم مى‏کند: با ترسیم سه نیم‏دایره نقطه‏اى متقارن با نقطه وسط اولین سطر رسم شده در ارتفاع به دست مى‏آوریم. از این دو نقطه که به فاصله مساوى روى نیم‏دایره قرار گرفته است، دو کمان را رسم مى‏کنیم که در یک نقطه با هم تلاقى مى‏کنند. یک خط مستقیم میان این دو نقطه رسم مى‏کنیم. این خط شیحه نام دارد. شیحه اندازه نوشته را به دو قسمت مساوى تقسیم مى‏کند. سطراندازی ها از ابتداى اثرِ سوزن‏هاى کنارى، از یک نیمه به نیمه بعد انجام مى‏شوند». ظاهراً، استنساخ متن، کامل نیست و یک قسمت از توصیف فرایند کار، بدون شک یا افتاده و یا تحریف شده است. این دستورالعمل با وجود ناقص بودن احتمالى، سندى است که نشان مى‏دهد در میان کاتبان براى تعیین سطح نوشته در یک صفحه به کمک ابزارهاى متداول نشانه‏هایى دقیق وجود داشته است. امیدواریم که متن‏هاى دیگر این اطلاعات را کامل کنند.

 

  بررسى نسخه‏ها

 بررسى نسخه‏هاى خطى شیوه‏اى را نشان مى‏دهد که براساس آن، تذهیب یا کتابت یک نسخه خطى نفیس، فضایى را پرمى‏کرده است که تناسب کلى و تقسیمات اجزاى آن براساس یک الگوى دقیق شکل مى‏گرفته است. این روش که دقت خاصى را مى‏طلبد در نسخه خطى پاریس، BNF supplement persan 622، به‏کار گرفته شده و شهریار عدل این مقیاس را که عبارت از نقطه‏هاى متعدد است، و همان‏طور که مى‏دانیم پایه و اساس ساختار خوشنویسى است، شناسایى کرده است. وى در مورد صفحات متن، نشان مى‏دهد که چگونه نظام اندازه‏گیرى یادشده با «اجزاى رسم شده» منطبق است.  با آن که خط، متکى بر تعداد نقاط رسم شده با قلم بر روى کاغذ و جابه‏جایى عمودى آن به اندازه پهناى نوک قلم است. این پژوهش همچنین شاخصى را به‏دست مى‏دهد که به نوعى، مى‏تواند به عنوان وجه مشترک میان اجزاى مختلف کتاب به‏کار رود.

 

  نسبت‏هاى قابل توجه

 نمونه‏هاى یادشده در بالا، نشان‏دهنده اهمیت ساختار هندسى در صفحه‏آرایى است. با بررسى نسخه‏هاى خطى درمى‏یابیم که صنعتگران نسخه‏پرداز از ابزارهاى مبنا براى ایجاد تصویرها سود مى‏جسته‏اند: سطراندازی آرایه پاره‏قرآن استانبول 7 TIME, SE، برگ دوم (سده 3 ق./9 م) تا اندازه‏اى به کمک پرگار انجام گرفته است. خطکش که در زمره وسایل لازم براى خوشنویسى بوده است فقط براى رسم سطرهاى راهنما به کار نمى‏رفته است، در قرآن‏هاى مغربى، براى اتصال حروف «حا» و «میم» در کلمه «رحمن» در بسم‏الله الرحمن الرحیم مورد استفاده قرار مى‏گرفته است. ذوق جامعه فرهنگى قرون وسطایى نسبت به معما، آن طور که والرى پالوسین (Valery Polosin) بیان کرده است، هنرمندان را به ایجاد تذهیب‏هایى که نسبت‏هاى آنها از فرمول‏هاى جالب توجهى برخوردار بود برمى‏انگیخت. به یقین کاتبان نیز به تناسب و توازن توجه بسیار داشته‏اند: با این که ابعاد ورق تا حدودى مشروط به شاخص‏هاى خارجى بود، صفحه‏آرایى، بیشتر به سلیقه کاتب بستگى داشت. اگر کاتب حرفه‏اى بود بى‏شک مى‏توانست ویژگى کمابیش بهتر نسبت‏ها را ارزیابى کند، اما مطمئناً از ابزار ضرورى - از لحاظ عملى یا نظرى - براى فضاسازى اندازه نوشته استفاده مى‏کرده است. امروزه پژوهش در مورد تناسب این فضا در نسخه‏هاى اسلامى امکان پیشرفت اساسى [در شناخت هرچه بیشتر از آن‏] را فراهم نمى‏آورد؛ به غیر از مشاهدات شهریار عدل که در سطرهاى پیشین از آن یاد شد، بررسى مجموعه‏اى از قرآن‏هاى خطى سده سوم هجرى، وجود نسبت 66/0  را میان اندازه سطح نوشته و اندازه صفحه ثابت کرده است. دو تصویر مستطیل شکل توجه را جلب مى‏کنند: مستطیل نسبتِ طلایى و مستطیل فیثاغورس. براى ساختن مستطیل نسبت طلایى ابتدا پاره‏خط AB را انتخاب مى‏کنیم، روى خط عمود  Ax پاره‏خط  AM را انتخاب مى‏کنیم به طورى که  AM= AB2 باشد. یکى از دو سر پرگار را روى نقطه M و سر دیگر آن را روى نقطه  B قرار مى‏دهیم و روى پاره‏خط  AX یک کمان (MC) رسم مى‏کنیم به طورى که MC=MB باشد. آنگاه [نقطه‏] D را روى نیم‏خط By، موازى با  Ax طورى انتخاب مى‏کنیم که  BD = AC باشد در مستطیل ABCD، نسبت عرض به طول (lL)، 618/0 است (در مقابل 1618=Ll ). در مستطیل فیثاغورس نسبت اضلاع به یکدیگر 75/0 است. براساس قطرها نیز مى‏توان یک شکل هندسى جالب به دست آورد، شکل نخستین یک مربع با ضلع  Aاست: مربع را تبدیل به مستطیلى مى‏کنیم که طول آن برابر با قطر مربع باشد. در عین حال، اندازه عرض آن  aباشد، به همین شکل باز هم مستطیل‏هایى مى‏سازیم که طول آنها برابر با قطر مستطیل قبلى آن باشد. ‏در عمل، پژوهشگر از سویى باید برخى تقریب‏ها را که کاتبان قرون وسطایى هنگام صفحه‏آرایى و در عین حال دگرگونى‏هاى مربوط به بوم نوشتار، براى نمونه، جمع‏شدگى ورق پوستى را نیز در نظر داشته باشد. این میدان تحقیق باید با احتیاط مورد استفاده قرار گیرد: گذشته از آن که نسبت‏هاى دیگرى ممکن است به‏کار گرفته شده باشند، جدول بالا نشان مى‏دهد که همپوشى‏هایى وجود دارد که امکان دارد نسخه‏شناس را دچار سردرگمى سازد. در عمل، هنگام بررسى یک نسخه خطى، به راحتى مى‏توان بررسى کرد که آیا این دستاورد را باید در مورد تقسیم طول شکل مورد نظر به عرض آن نیز به کار برد: در این صورت، نسبت طول به عرض به دست آمده ما را به نسبت‏هایى که در جدول بالا نشان داده شده وجود دارد، با خطاى مجاز 2%، که پیش از این به آن اشاره شد، نزدیک مى‏سازد.

 

  کاربرد واحد اندازه‏گیرى

 در مغرب اسلامى، کاتبان قرون وسطا با نسبت‏هایى که بدانهاپرداختیم آشنا بوده‏اند و سطوحى را به کمک ابزارهایى از قبیل پرگار و خطکش ایجاد مى‏کردند. گاه نیز براى طرح سطراندازی خود از واحدهاى اندازه‏گیرى محیط خود استفاده مى‏کردند. پژوهشگر مى‏تواند روى تنها یکى از خطهاى معین‏کننده سطح صفحه، یا بر روى دو خط، مقادیرى را بیابد که با یکى از واحدهاى اندازه‏گیرى مورد استفاده در دوره یا منطقه‏اى خاص مطابق است. این جهت‏گیرى پژوهشى، در حال حاضر، در بررسى نسخه‏هاى به خط عربى مطرح نشده است، به غیر از مقاله والرى پالوسین که در حقیقت تذهیب را مورد بررسى قرار داده است. بنابراین نسخه‏شناس باید به دقت متوجه این احتمال باشد، و همان‏طور که ژاک لومر (Jacques Lemaire) تأکید دارد، هنگام استفاده از این دستاورد بسیار مراقب باشد.

 

 آراستن سطرها

 قدیمى‏ترین نسخه‏هاى به خط عربى، قرآن‏هاى به خط حجازى که تاریخ آنها را نیمه دوّم سده اول تا آغاز سده دوّم هجرى تعیین کرده‏اند، نشان مى‏دهند که نخستین کاتبان سطرهای ممتد را برمى ‏گزیدند: مانند نسخه‏هاى پاریس، BNF arabe 823 a یا لندن BL or. 5612. این شیوه در مورد نسخه‏هاى غیر قرآنى نیز، مانند نسخه‏هاى تاریخدار سده سوم هجرى، دیده مى‏شود.10 در ادامه، سنت نسخه‏نویسى در نسخه‏هاى به خط عربى در مجموع به این الگو وفادار مانده‏اند و، بنابر قاعده کلى، از جنبه عام، سطرها در کل یک نسخه ثابت هستند. تجربه‏هاى پالوسین در مورد تراکم متن نشان مى‏دهد که در نمونه‏هاى مورد بررسى او، تعداد حروفى که در یک خط یا در یک صفحه جاى گرفته‏اند تقریباً ثابت است‏. در مورد نسبت این قاعده، تغییرات یا اختلاف‏هایى وجود دارد که باید ذکر شود. در مورد وجود ثابت سطرهای ممتد، شعر به دلیل ساختارش و به‏ویژه وجود قافیه‏ها استثناست. این ساختار داراى آرایشى است که قسمت‏هاى تکرارشونده را درمعرض دید قرار مى‏دهد. به همین دلیل، اشعارى که در دو ستون یا بیشتر نوشته شده‏اند به فراوانى مشاهده مى‏شود. به نظر مى‏رسد در حوزه فرهنگ ایرانى براى تأکید بر تقسیم اجزاى متن از جدول استفاده مى‏شده است‏. در نسخه‏هاى عربى مسیحى نیز، البته به دلایل دیگر، متن گاه در ستون‏هایى نوشته مى‏شد. بر اساس قاعده کلى، سطرهاى نوشته، عمود بر حاشیه درون قرار مى‏گرفتند و به عبارت دیگر، افقى هستند. موارد استثنا در درجه اوّل مربوط به نسخه‏هاى خطى منظوم هستند: جنگ فارسى پاریس،   S.P. 3741BNF داراى سه ستون است و ستونى که مماس با حاشیه بیرونى است داراى سطرهاى مورّب است. کاتب غزلیات کاتبى (پاریس، BNF S.P. 6771) نیز جهت مورب سطور را به همین صورت اما بر روى یک ستون به کار برده است، سطرى نیز به‏صورت عمودى سمت چپ اندازه نوشته قرار گرفته است. کاتبان براى متون دیگر نیز سطرهاى مورّب را برمى‏گزیده‏اند: چنانکه احادیث با ترجمه فارسى منظوم تابع شیوه کتابت شعر است، اما در نسخه‏اى از شرح الحکم العطائیه اثر بُرنُسى (تونس، کتابخانه ملى احمدیه 12320/3616) آرایش سطرها در همه متن به صورت مورّب است. هنگامى که کاتب در نظر داشت متن دوّم و حتى سومى را در حاشیه کتابت کند، مسطرى بدین منظور تهیه مى‏دید که تنظیم خطوط آن نشان‏دهنده انطباق با دشوارى‏هاى فضایى نسبتاً تنگ است؛ براى این متون، معمولاً سطرهاى مورّب در نظر گرفته مى‏شد اما این قاعده‏اى همیشگى نبود. قرآن پاریس، BNF arabe 5594، همراه تفسیرى است که متن آن به صورت سطرهاى مورب که با مسطر، مطابق یک طرح که کلیت دارد رسم شده‏اند استنساخ گردیده است.

 

 دگرگونى‏ها

 در دورانى قدیم، در طول نیمه دوم سده سوم یا آغاز سده چهارم هجرى، کاتبان به دنبال راهى براى کاستن از اندازه نوشته در نسخه‏هاى قرآن‏هاى با استنساخ به خط ریز بودند، E I: مشخصه بسیارى از نسخه‏هاى به این سبک، وجود تنها یک سطر در صفحه، اغلب در وسط صفحه، است که عمده فضاى این سطر را کشیدگى بسیار زیاد یک حرف پر مى‏کند. این روش احتمالاً شیوه‏اى از گونه‏اى استنساخ است که در حدود سال‏هاى 400 ق برخى کاتبان نسخه‏هاى فقهى مسجد بزرگ قیروان به کار مى‏بردند و یوزف شاخت (Joseph Schacht) از آن سخن مى‏گوید؛ در واقع، نسخه‏هاى متعدد مورد بررسى این دانشمند داراى اندازه نوشته‏اى است که هر سطر - یا قسمتى از یک سطر - به دو قسمت مساوى «بریده» به‏گونه‏اى که فضایى خالى مانده بى‏آنکه در متن افتادگى ایجاد شده باشد. روش مشق یا به عبارت دیگر امکان کشیدن خط اتصال حروف که آنها را به یکدیگر متصل مى‏کند (نگاه کنید به برخى حروف مجزا) این نوع ترکیب‏بندى را امکان‏پذیر مى‏کند؛11 در صفحه، یک یا چند سطر (خواه کرسى وسط، خواه کرسى اول و آخر، یا ترکیبى از این دو) شامل تعداد اندکى حروف، اما داراى یک و گاه چند کشیدگى قابل توجه است. کاتبان از امکان تغییر قلم و سبک از سطرى به سطر دیگر نیز استفاده مى‏کردند. در قرآن دوبلین، CBL 8341، مورخ 582 ق، براى نخستین بار شاهد یک الگوى ثابت هستیم که در آن دو ردیف سطر با ابعاد کوچک قبل و بعد از سه سطر با قلم درشت آمده است. این روش متضمن رعایت هیچ سلسله مراتبى میان اجزاى گوناگون نیست، براى نمونه در اختلاف نسخه‏هاى 7533 یا الصادقیه 263 ق کتابخانه ملى تونس. این روش را نباید با برجسته‏سازى اتصالات متن - عناوین، سر فصل‏ها و غیره - اشتباه کرد.

 

  تعداد سطرهاى یک صفحه‏

 تعداد سطرها داده‏اى بسیار متغیر است. در یک نسخه خطى ممکن است در این مورد هیچ نظمى وجود نداشته باشد، حتى اگر کاتب از خطکشى نیز استفاده کرده باشد. یکى از قدیمى‏ترین نمونه‏هاى نسخه‏هاى سطرکشى شده پاره‏نسخه پاریس، BNF arabe 823 a است که هر صفحه داراى 22 تا 26 سطر است. در سنت نسخه‏نگارى اسلامى ما شاهد این تحول هستیم که اعداد فرد بیش از پیش مورد توجه قرار مى‏گیرند. بى تردید، بیشتر اوقات، وجود کرسى وسط براى صفحه‏آرایى یک امتیاز محسوب مى‏شود: کاتب پاره‏قرآن استانبول، TIEM SE 263، که پیش‏تر ذکر گردید، در ساختن صفحات الوان ناتوان بوده است. انتخاب 14 سطر براى ورق 8 پ نمونه آن است. برعکس، کرسى وسط (3.1) قرآن الجایتو (براى نمونه نسخه لایپزیک،  UniversitatsbibK1liothek xxxvll) که با آب طلا رسم شده، محور ثابتى براى کل صفحه‏آرایى ارائه مى‏کند.

 

  حاشیه‏ها

 در سطور قبل، اهمیت حاشیه‏ها را به طور اجمال مشاهده کردیم. این بخش از صفحه همیشه آسیب‏پذیر است: این فرسودگى به دلیل مراجعه مکرر و مرمت‏هایى است که سبب آسیب‏هاى محدود و حتى از بین رفتن تمام حاشیه مى‏شود. در این حالت، بازآفرینى صفحه‏آرایى غیرممکن است. نمونه‏اى از این موارد، قرآن‏هاى لندن، BL OR. 612S، یا قرآن پاریس، arabe 423 BNF، است که در حالت کنونى، متن عملاً به لبه ورق رسیده است. دشوار بتوان گفت که کاتبان مسلمان، از ابتدا حاشیه مناسبى براى متن در نظر مى‏گرفته‏اند: قدیمى‏ترین پاره‏قرآن‏ها، در وضعیت کنونى‏شان، تنها پیرامون سطح نوشتار، فضاى اندکى وجود دارد. البته باید احتمال برش لبه‏هاى نسخه را نیز در نظر داشت. به‏هرحال، صنعتگران کتاب‏پرداز خیلى زود به امکان درج نکاتى را مربوط به تکمیلى متن در حاشیه‏ها پى‏بردند.12 قدیمى‏ترین تذهیب‏هاى قرآنى گاه در حاشیه - اغلب حاشیه بیرون و گاه نیز حاشیه درون - که در آنجا تذهیب‏ها، بارزترند و به خوبى نشانه‏گذارى را انجام مى‏دهند. پس از آن نقاشان از این فضا به صورت بسیار ماهرانه‏اى استفاده کردند در نسخه‏هاى گران‏بها، حاشیه‏ها زمینه دلخواه براى تذهیب‏کاران و آرایه‏سازان فراهم مى‏آورد؛ فن وصالى، به‏ویژه استفاده از کاغذهاى زینتى بسیار مختلف را ممکن مى‏ساخت.  با وجود این، حاشیه‏ها، تنها قلمرو تذهیب‏کاران و نقاشان نبودند: تحشیه و تعلیقات و تفسیرها نیز معمولاً در حاشیه انجام مى‏گرفت؛ کاتب در آغاز کار این افزوده‏ها را پیش‏بینى مى‏کرد، اما آنها اغلب با سفارش یا نیاز خواننده تنظیم مى‏شد. هر چند برخى مؤلفان قرون وسطایى، مانند العلموى، به محدود کردن حاشیه‏نویسى‏ها سفارش مى‏کردند تا صفحه از نوشته آکنده نشود، در برخى نسخه‏ها حاشیه‏نویسى به صورت گسترده‏اى همه فضاهاى موجود را در برگرفته است. نسخه‏اى از کتاب انوارالتنزیل و اسرارالتأویل‏ (ریاض، مرکز ملک فیصل 4249 نمونه بارزى است که) حاشیه‏هاى آن از نوشته پر شده است، بى آن که شکل خاصى از صفحه‏آرایى مَد ّنظر بوده باشد. نسخه‏اى از لوایح جامى (لندن، BL Add. 02861) با شکلى مشخص مى‏شود که حواشى شرح متن، مانند خط - نقاشى‏هاى واقعى تنظیم شده است.

 

 برخى صفحه‏آرایى‏ها

 به دلایلى که در سطور قبل ذکر گردید، براى آشنایى اجمالى با روشى که کاتبان براى استفاده از حداکثر فضایى که در اختیار داشته‏اند فعلاً راهى جز نمونه‏هاى صفحه‏آرایى وجود ندارد. نسخه‏هاى خطى مصور یا نسخه‏هایى که داراى تعداد بسیارى نقاشى یا تصویر بودند مسائل خاص خود را داشتند که از موضوعات مورد نظر مادر اینجا دور است. نمونه‏ها عمدتاً از نسخه‏هاى دقیق و منظم برگرفته شده‏اند، اما الگوهایى که در این نسخه‏ها وجود دارد در نسخه‏هاى با ساختار ساده‏تر نیز مشاهده مى‏شود. در سطرهاى پیشین، از برخى صفحه‏آرایى‏هاى خاص یادشده است: «نقاشى - خط»هاى قدیمى نشان‏دهنده آن است که تفکر درباره زیبایى‏شناسى صفحه بسیار زود آغاز شد. پاره نسخه استانبول، TIEM SE 263، شاهدى است بر این مدعا که کاتب در هر بار سطراندازی تنها یک صفحه را در نظر مى‏گرفته است. اندکى بعد به صفحه مزدوج پرداخته مى‏شود مانند تلاش‏هاى ضعیفى که در سده سوم براى ترازبندى کتابت انتهاى قرآن انجام گرفته است پاره‏نسخه‏اى از این دوره (استانبول TIEM SE 2002، گ 4 پ تا 7 پ) گواهى است بر کوشش بسیار کاتب، جهت به قرینه درآوردن عناوین سوره‏ها در چهار صفحه مزدوج، نتیجه این کوشش را به کمال رسانده است. این امر با پى‏گیرى بسیار مورد بررسى قرار گرفت و جالب‏ترین نمود آن را مى‏توان در قرآن‏هاى عثمانى یا تحت تأثیر عثمانى مشاهده و کرد. کاتبان نسخه‏هاى خطى استانبول، 964 TIEM، لندن،  Islamic art QUR33 N.D. Khalili coll. of و تونس، BN 64241 موفق شده‏اند کلمه(ها)ى واحدى را، با شنگرف، بر روى یک خط واحد در صفحه سمت راست و قرینه همان خط در صفحه سمت چپ به گونه‏اى نشان دهند که نسبت به محورى که از وسط کتاب مى‏گذرد در یک فاصله قرار گیرند. متن یادشده آیه‏هایى از سوره 26 (شورى) است که به صورت قرینه کتابت شده‏اند. این نمونه نشان‏دهنده نقش صفحه‏آرایى در اقداماتى است که کاتبان مسلمان براى انسجام بخشیدن به ساخت نسخه‏هاى خطى انجام مى‏داده‏اند. برداشت هایى که در بالا به آن پرداختیم مبتنى بر بخش‏هایى از متن قرآن در واحدهاى هم اندازه است: کاتبان عثمانى به‏خوبى از عهده این کار برآمده‏اند و از تقسیم‏بندى کلاسیک به جزء و حزب به تعیین صفحات 15 سطرى، براى قطعى که اغلب در حدود 12*18 سانتى متر است رسیده‏اند؛ به غیر از صفحات آغازین و پایانى، آرایه‏ها در باقى صفحات یکى است و نسبتاً مطابق معیار (جدول، نشانه‏هاى جداسازى آیه‏ها و غیره). متون دیگرى  که از آنها بسیار نسخه بردارى مى‏شده است صفحه‏آرایى مشابهى داشته‏اند. هنگامى که نسخه‏هاى مشابه را بررسى مى‏کنیم این نکته را باید کاملاً در نظر داشت که الگو به شدت به کاتب تحمیل مى‏شود. ر. زلهایم (R. Sellheim) تعداد شش نسخه از کتاب النقایه مختصر کتاب وقایه الروایه فى مسائل الهدایه اثر صدرالشریعه الثانى را که در سده سیزدهم هجرى نسخه‏بردارى شده‏اند بررسى کرده است و شباهت‏هاى بسیار بین آنهاست. از این رو مى‏توان نتیجه گرفت که احتمال دارد به قلم کاتبان متعددى، در یک مدرسه یا خانقاه در آسیاى میانه (بخارا یا سمرقند؟) استنساخ شده باشند. حواشى اندازه نوشته، به استثناى برخى قرآن‏هاى قدیمى‏ یا قرآن‏هایى که منشأ مغربى دارند13 مستطیل شکل است و در میان آنها شکل نزدیک به مربع نیز مى‏توان یافت. آیا به خاطر پرهیز از صفحه‏آرایى بسیار تکرارى بود که کاتبان به تناوب سبک‏ها و قلم گرایش پیدا کردند؟ از آغاز سده هشتم هجرى، به‏ویژه در قلمرو جهان ایرانى، قرآن‏هاى بسیارى وجود دارد که داراى سه سطر درشت‏نویس‏اند که معمولاً هر یک از آنها داخل یک باریکه [جدول] نوشته مى‏شود که در بالا، وسط و پایین صفحه قرار مى‏گیرد؛ در وسط دو باریکه اول و دوم و نیز دوم و سوم دو سطر با خط ریز قرار دارد که معمولاً با مرکب سیاه نوشته مى‏شود، در حالى که نوشته‏هاى دیگر، اغلب با مرکب رنگى - آبى یا طلایى - کتابت مى‏شوند. محل قرار گرفتن متن در قرآن‏هاى هشت ضلعى قطع کوچک استثناست: به دلیل شکل خاص آن، مساحت نوشته گاه دایره‏اى و گاه هشت ضلعى است.  13انجامه‏ها گاه به شیوه‏اى خاص نگاشته شده‏اند. به‏ویژه، اغلب، در یک فضاى سه گوش در پایان نسخه مشاهده مى‏شوند. نسخه لندن،  5695.BL Add، به تاریخ 626 ق (گ 88 پ) نمونه‏اى قدیمى از این مورد است. اما انجامه نسخه‏اى از کتاب اللمع فى النحو اثر ابن جنى (برلین، SB, Or. Oct. 8353، گ 70 به تاریخ 488 ق) ممکن است شاهدى از مرحله پیشین به سوى این شکل سه‏گوش باشد؛ به نظر مى‏رسد این هردو، سرچشمه‏اى ایرانى داشته باشند. از این پس، انجامه‏ها[ى کاتبان‏] شکل‏هاى متنوع‏ترى مى‏یابند - دایره‏اى (نسخه لندن،  N.D. Khalili coll. of Islamic art QUR 72)، بیضى بادامى کنگره‏دار (مجموعه تبریز، ش 51) و موارد دیگر.

 

 پانویس ها

 1. به هریک از سطرهاى افقى که براى مستقیم نوشتن به کار مى رود «خط راهنما» گفته مى‏شود: D. Muzerelle, Vocabulaire, p. 701

8. Par exemple le ms. Paris, BNF arabe 181 FiMMOD 13.

 2. استثناهایى وجود دارد: از کرسى اعلى (یا سطر اول) استفاده نشده و به عنوان «خط بالاى متن» به کار رفته است. در قرآن لندن، N. D. Khalili coll. of Islamic art QUR 4، سطراندازی بنابر قاعده شامل سه سطر مى‏شود که سطر بالا، انتهاى فوقانى صعود حروف را تعیین مى‏کند و نقش «خط بالاى متن» را نیز دارد

 )D. James, After Timur, Londres, 2991, p. 24, no 9; la copie est attribuee aux annees 0841-0941(.

 در نسخه‏اى ایرانى (به تاریخ سده ششم یا هفتم هجرى) از تفسیر طاهر بن محمد الاسفراینى، چهار سطر به عنوان کرسى خط درشت جهت کتابت قرآن در نظر گرفته شده است: دو سطر، در بالاى سطر راهنما، یکى از آن‏ها (بلندترین آن‏ها) ارتفاع صعودهاى حروف و دیگرى ارتفاع دندانه‏هاى حروف را نشان مى‏دهد. یک سطر زیرتر نشاندهنده حداکثر کشیدگى است که به سمت پایین سطر راهنما نزول مى‏کنند.

3. در اینجا باید به دو پدیده که با وضعیت پیشین تناقض دارد اشاره کرد: 1) نسخه‏هاى استنساخ شده بر روى ورق‏هاى پوستى رنگى (که مورد خاص آن قرآن کبود است) داراى آثارى از یک اسلوب کامل سطراندازی است؛ 2) تذهیب‏کاران اغلب اثر سطراندازی مقدماتى آرایه‏ها را بر روى نسخه‏هایى که اصلاً مسطر نخورده است برجاى مى‏گذارند.

 4. براساس مقاله‏

 E. Whelan Writing the word of God: some early Qur'an manuscripts and their milieux, part I, Ars Orientalis, 02, 0991, p. 511.

 وجود سطراندازی براى آرایه‏ها و نیز مختصر بى‏نظمى‏هاى کرسى حروف ممکن است دلیل آن باشد که سطراندازی اصولاً وجود نداشته است بلکه کاتب بیشتر به چشم خود اعتماد مى‏کرده است. این امر به نظر ما منتفى نیست: که گفته شده است سطر یا خط رسم شده بر روى ورق پوستى (یا کاغذ) تنها یک راهنماست که مانع لغزیدن کم و زیاد دست نسبت به آن مى‏شود. وانگهى به نظر ما شباهت میان روش‏هاى تذهیب‏کار و کاتب به‏گونه‏اى نیست که مسئله را حل و فصل کند.

  5. براى قلم نوک‏آهنى از فلزات مختلفى استفاده مى‏شده است: برخى از آن‏ها که انعطاف بیشترى دارند (مانند سرب، نقره و غیره) اثرى که روى بوم کار به جا مى‏گذارند در معرض هوا کم رنگ مى‏شود.

 6. ما سطراندازی با ناخن را در نیافتیم: العلموى این روش را بیان مى‏کند و توصیه مى‏کند باید مراقب بود کاغذ پاره نشود

 )F. Rosenthal. The technique and approach of Muslim scholarship, p.11(.

 7. اثر سوزن در نسخه‏هاى استنساخ شده بر روى کاغذ دیده مى‏شوند: در دو قرآن، برلین  Kunst Inv. Nr. I. 24/86Museum fur islamische

 )Museum fur islamische Kunst Berlin, Katalog 9791, 2e إd, Berlin-Dahlem, 9791, p. 9-11. no. 1 et p1. 1. 1.(.

 و نسخه پاریس، BNF arabe 814 به نظر مى‏رسد این آثار سوزن به رسم آرایه‏ها مربوط باشند:

 )cf. F. Deroche, Cat. I/2, p. 821-921, no 535 et pl. I(.

8. یا «شیوه سطراندازی»: فرایند مکرر ایجاد طرح سطراندازی بر روى همه ورق‏هاى یک جزو است، این اثر ممکن است بر روى هر ورق یا هر دو ورقى ایجاد شود.»

 )D. Muzerelle, Vocabulaire, p. 401(.

30. Z. Tanindi, »Manuscript production in the Ottoman Palace workshop«, MME 5, 0991-1991, p. 07 et fig. 32.

9. فهرست نسخه‏هاى خطى تاریخدار سده سوم هجرى را ژ. اندرس (G. Endress) منتشر ساخته است.

 Handschriftenkunde«, GAP I. p. 182( et F. Dإroche )»Les manuscrits arabes dates du IIIe/IXe Sicle«, REI 55-75, 7891-9891, p. 343-973(.

 10. در این معنا، مشق یک روش است و نوعى خط نیست. این معنا در تفسیرهاى اغلب انتقادى، در منابع عربى (براى نمونه در الصولى، ادب الکتّاب، چاپ م. ب. الاطارى، با بازنگرى م. ش. الالوسى، قاهره، 1922 م/1341 ق، ص 56 - 55)؛ مشاهده مى‏شود ابن ندیم از مشق به عنوان نوعى خط یاد کرده است.

 )op. cit.,ed. G. Flدgel, p. 6; إd. R. Tagaddud, p. 9; trad. dans B. Dodge, op. cit, p. 11(.

 11. از وضعیت قدیمى‏ترین نسخه‏هاى عربى، از قرآن، نمى‏توان دریافت که آیا داراى حاشیه به معنى واقعى کلمه بوده‏اند (به عنوان نمونه رک.

 W, Wright, Facsimiles of manuscripts and inscriptions, pl. LIX; F. Dإroche et S. Noja Noseda, Le manuscrit arabe 823 )a( de la Bibliothque nationale de France(.

12. قطع خشتى قرآن‏هاى مغربى استنساخ شده بر روى ورق‏پوستى، کاملاً رایج است و نیازى به پرداختن به آن در اینجا نیست.

 13. این دو آرایش، در فهرست خرید سات‏بى (Sotheby)، در کنار هم آمده است (خرید 16 اکتبر 1996، بخش 25 و 26)

 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تبریز در ایام سلطنت محمدعلی شاه (1909-1907) بر اساس اسناد بایگانی وزارت امور خا مقالاتی درباره خواجه نظام الملک طوسی داستان مسیح، داستان سَن ‌پی‌یِر، عنصرهای زبان فارسی دستورالعملی به فارسی برای رنگ کردن کاغذ مقالاتی درباره غزالی کاتبان دست‌نوشته‌های کهن کتابخانه مجلس آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏ دو پژوهش درباره الکتاب (معرفی کتاب) Bibligraphie francaise de l,Iran جام جم (معرفی کتاب)
کلمات کلیدی وبلاگ نقد کتاب (۱۱) نسخه خطی (۱٠) نسخه شناسی (۱٠) codicologie (٥) ابن سینا (۳) avicenna (۳) ایران (۳) خواجه نصیرالدین طوسی (۳) فرانسیس ریشاردfrancis richard (۳) vocabulaires codicologiques (۳) نسخه های خطی (۳) قرآن (٢) اسناد دوره قاجار (٢) پادری padery (٢) صفویان (٢) ابن‌سینا (٢) هنر ایران (٢) کتابشناسی (٢) فارسی - فرانسه (٢) سیبویه (٢) مهر شناسی صفوی (۱) آلگ گرابار (۱) نسخه شناسی فرنگی (۱) مُهرشناسی ایرانی (۱) مُهرشناسی دوران صفوی (۱) سلسله پهلوی (۱) اسناد دوره صفوی (۱) امین‌الضرب (۱) قرآن عثمان (۱) احسان یارشاطر (۱) مجموعه خدایان ثمود (۱) وان دن براندن (۱) انقلاب مشروطه (۱) adam gacek (۱) کاتب (۱) کاغذ paper (۱) gazophylacium linguae persarum (۱) محمد‌تقی مسعودیه (۱) ادوارد گرانویل براون (۱) ذبیح‌الله صفا (۱) نسخه خطی فارسی (۱) سلجوقیان (۱) آموزش زبان سومری (۱) گرجستان (۱) کتابخانه ابراهیم سلطان (۱) مکتب شیراز (۱) جام جم (۱) آلبرت هوتم ـ شیندلر (۱) باغنو شیراز (۱) شَدُّ الازار (۱) دنیز اِگْل‏/ denise aigle (۱) هنر قاجار (۱) نظامى گنجوی (۱) چاپ سنگى (۱) ب و رابینسون/ robinson (۱) چرم و مرمت (۱) غزالی (۱) بت پرستی (۱) ابوعلی سینا (۱) سیاست نامه (۱) صفحه آرایی (۱) تورات (۱) شاه عباس (۱) مینیاتور (۱) روسیه (۱) مثنوی معنوی (۱) انجیل (۱) سفرنامه (۱) هند (۱) اصفهان (۱) استعاره (۱) مؤسسه نسخه‌های خطﻰ آکادمی ملی علوم آذربایجان (iman (۱) جلال الدین رومی (۱) نیکلسون nicholson (۱) موسیقی سنتی ایران (۱) محسن صبا (۱) سالتیکوف (۱) آسیای میانه (۱) edisud (۱) کتابخانه ملی مصر (۱) زبان فرانسه (۱) ایرانیکا (۱) آناتولی (۱) ت صباغ (۱) les metaphors de coran (۱) قحطی (۱) manuscrit (۱) جمهوری آذربایجان (۱) جمهوری تاجیکستان (۱) iranica (۱) ehsan yarshater (۱) تشریفات دیپلماتیک (۱) ظل السلطان (۱) فهرست مقاله و کتاب (۱) خواجه نظام الملک طوسی (۱) جنگ اول جهانی (۱) islamic codicology (۱) مینیاتور ایرانی (۱) قراقویونلو (۱) سیداحمدخان - آثار و شرح حال (۱) ریحانه خاتون، (۱) زبان عربی - نحو (۱) زبان عربی - نحو (۱) ژرار تروپو (۱) ژرار تروپو (۱) واژگان ایتالیایی - لاتین - فرانسه-فارسی (۱) کتابخانه مجلس ایران (۱) کاغذ رنگه (۱) فرانسیس ریشار francis richard (۱) داستان مسیح داستان سَن ‌پی‌یِر عنصرهای زبان فارسی (۱) historia christi persice ‎conscripta (۱) خاویر خرومه (۱) چاپخانه الزویر (۱) ایگانی‌های وزارت امور خارجة فرانسه (۱) تبریز در دوران مشروطه (۱) توفیق فهد (۱) سالنامه امیرکبیر (۱)
دوستان من کتابخانه های دیجیتالی جهانی کتابخانه ایرانشناسی مجلس انجمن ایرانشناسی فرانسه نوشته هایی درباره ایران گاهی سرک می کشد دانشگاه آکسفورد ترجمه شعر و ... دانلودهای مفید دانشگاه کمبریج میراث مکتوب پرتال زیگور طراح قالب