صفحه آرایی نسخه خطی reglure et mise en page des manuscrits

Francois Deroche

چکیده: محسوس‏ترین نشانه نظم بخشیدن به نوشته‏ها در یک نسخه‏خطى سطراندازی است. منظور از این اصطلاح، سطر یا سطرهاى رسم شده یا آثار آنها بر روى بوم کار (کاغذ یا ورق پوستى) به صورتى است که امکان منظم نوشتن و مستقیم‏نویسى را براى کاتب فراهم مى‏آورد. سطراندازی براى دقت در رسم آرایه‏ها نیز کاربرد داشته است. جلدسازان همچنین پیش از نقش‏کوبى جلد خطوطى روى چرم رسم مى‏کردند. وسایل مورد استفاده کاتبان براى رسم این خطوط عبارت بودند از: مسطَر: قلم نوک آهنى، مداد و گاه ناخن که در مورد اخیر به کمک خطکش یا بدون استفاده از آن انجام مى‏گرفته است. مسطرها به عنوان رایج‏ترین وسیله براى ایجاد اثر خطوط راهنما، داراى طرح‏هاى گوناگونى بوده‏اند. صفحه‏آرایى، با توجه به متن، حاشیه‏ها، آرایه‏ها و ارتباط میان آنها، خیلى زود در نسخه‏هاى اسلامى به‏کار گرفته شد. بررسى نمونه‏ها نشان دهنده اهمیت ساختار هندسى در صفحه‏آرایى است. میان مساحت نوشته و اندازه صفحه نیز نسبت‏هاى هندسى وجود داشته است. براى نوشتن متون نثر از سطرهای ممتد و متون نظم از ستون‏هاى منظم و متوالى استفاده مى‏شد. گاه نیز از تغییر قلم و سبک خط در آراستن صفحه سود مى‏جستند.

 

کلید واژه‏ها: آرایش سطرها؛ تعداد سطرها؛ سطراندازى؛ سطح نوشته؛ صفحه‏آرایى؛ قلم نوک آهنى؛ مسطر؛ سطراندازی؛ واحد سطراندازى.

 

  نسخه‏بردارى از متون پاسخگوى توقعات مختلفى است: طلبه‏اى که رساله مورد نیاز خود را رونویسى مى‏کند و کاتبى که امیرزاده‏اى به او سفارش مجموعه‏اى شعر داده است کار خود را در شرایطى یکسان انجام نمى‏دهند. معرفى پایانى نسخه اغلب، نشانى از این شرایط، به‏ویژه در مورد تناسب و هماهنگى خط به کار برده شده داراست. در واقع، در کار آماده‏سازى، و به خصوص در تعیین محل سطراندازی، تفاوت‏هایى وجود دارد که نسخه‏اى دقیق و منظم را از یادداشت‏هاى درسى متمایز مى‏کنند. همه نسخه‏ها سطراندازی نشده‏اند: اگر پس از مشاهده دقیق یک نسخه بتوان نتیجه گرفت که براى مستقیم‏نویسى تدارکى دیده نشده است بهتر است بررسى کرد که آیا کاتب امکان دیگرى (مانند ته خطهاى افقى کاغذ) براى مستقیم‏نویسى دراختیار داشته است یا برعکس بدون توجه کافى به تناسب و هماهنگى آن کار کرده است. گاه از سطراندازی انجام گرفته استفاده نشده است: در پاره‏نسخه پاریس BNF, arabe 383a,، ورق پوستى با قلم نوک آهنى سطراندازی شده، اما از آن استفاده نشده است؛ و کاتب دیگرى بوم کار را دوباره بریده و قرآن را بدون توجه به خط راهنما1 نگاشته است.  گذشته از آن که سطراندازی براى راست و مستقیم نوشتن مورد استفاده قرار مى‏گیرد، مقیاسى براى اندازه‏گیرى حجم متن‏ها نیز هست. ابن ندیم در بخشى از فهرست خود که به شاعران اختصاص دارد، معیارى را براى سنجش آثارى که به معرفى آنها مى‏پردازد به خوانندگان عرضه مى‏کند: «اگر بگوییم شعر برخى مؤلفان ده ورق را پر مى‏کند، منظور قطع سلیمانیه است که در هر صفحه [فى صفحه الورقه‏] بیست سطر مى‏گنجد.» امکان دارد معیارى نسبى براى طرح‏هاى سطراندازی (رک. صفحات بعد)، در سده چهارم ق وجود داشته است.  سطراندازی، در گام نخست، نشان‏دهنده اندیشه صفحه‏آرایى از جانب کاتب است. در نسخه‏هاى اسلامى صفحه‏آرایى خیلى زود به کار گرفته شد. زیرا در برخى نُسَخِ قرآن به خط اصطلاحاً حجازى که تاریخ آنها اواخر سده اول یا اوایل سده دوم هجرى تعیین شده است هنوز آثار قلم نوک‏آهنى ناشى از سطراندازی بر روى آنها باقى‏مانده است: این صفحه‏آرایى نسبتاً ابتدایى است، زیرا تعداد سطرها به‏طور آشکارى از یک صفحه به صفحه دیگر تغییر مى‏کند. اما کاتبان مسلمان، خیلى زود، احتمالاً از آغاز سده دوم هجرى، در استفاده از شیوه‏هاى پیچیده‏تر سطراندازی که کاتبان دیگر سنت‏هاى نسخه‏نگارى خاورمیانه در آن مهارت داشتند تبحر یافتند و خیلى زود در صفحه‏آرایى‏هاى پیشرفته آزموده شدند. در پاره‏نسخه‏اى از قرآن، صنعا، دارالمخطوطات. 71-51Inv. Nr.، کاتب به شیوه‏اى نوشته‏ها را شکل داده است که بتواند در کل صفحه، نقش‏مایه‏هاى هندسى به وجود آید. در نمونه دیگر، پاره‏نسخه استانبول، TIEM  SE  263، کاتب ترکیب سطراندازی را با دقت رسم کرده است (بنگرید به صفحات بعد)؛ سپس با مرکبى به رنگ دیگر، متناسب با متنى خوش‏طرح، نقش‏مایه‏هاى خانه شطرنجى یا لوزى ساخته است که به دلیل رنگشان نسبت به زمینه، برجسته‏تر نشان مى‏دهند. بنابراین تصمیم به صفحه‏آرایى ممکن است ناشى از شاخص‏هایى باشد که سطراندازی ایجاد مى‏کند و یا وضعیت غیرمعمول متن باشد؛ هرچند تشخیص اصول راهنماى کاتب در آرایش [صفحات‏]، اغلب دشوار مى‏نماید. دستورالعمل‏هایى که هنروران به منظور استفاده کاتبان تألیف مى‏کردند، اطلاعات مفیدى درباره اندازه‏ها و نسبت‏هایى که در قدیم رواج داشت است در اختیار ما قرار مى‏دهد: همان‏طور که در صفحات بعد خواهیم دید، امروزه تنها با یک متن از این گونه آشنایى داریم - که آن هم بسیار مبهم است... دستاورد دیگر مشاهده نسخه‏هاى خطى و مبادرت به بازیابى قواعد به کار رفته در آنها به روش قیاسى است.

 

 سطراندازی

 مفاهیم

 براى پژوهندگان نسخه‏هاى خطى، محسوس‏ترین نشانه نظم بخشیدن به فضاى صفحه، بى‏هیچ تردیدى سطراندازی است؛ منظور از این اصطلاح، سطر یا سطرهاى رسم شده بر روى بوم کار به شیوه‏اى است که امکان نوشتن منظم و تا حد ممکن مستقیم را براى کاتب فراهم مى‏آورد. سطراندازی تنها براى استنساخ به کار نمى‏رفته است در نسخه‏هاى خطى، تذهیب‏کاران نیز براى دقت در رسم آرایه‏ها از آن استفاده مى‏کردند، و جلدسازان اغلب پیش از نقش‏کوبى آرایه‏ها بر روى دفه‏ها خطوطى روى چرم رسم مى‏کردند.

 اندازه نوشته و ابعاد آن

 هرچند سطراندازی با «اندازه نوشته»، یعنى «محدوده‏اى که نوشته در آن قرار مى‏گیرد»، ارتباط دارد، نسخه‏هایى که خطکشى نشده‏اند تمایز این دو اصطلاح را از یکدیگر ایجاب مى‏کنند. علاوه بر این، در نسخه‏هاى به خط عربى، اندازه نوشته را نباید با «چارچوب سطراندازی» اشتباه کرد. چارچوب سطراندازی «مجموعه‏اى است متشکل از چهار خط که محدوده دور نوشته را از چهار جهت کاغذ تعیین مى‏کند و یک چهار ضلعى تشکیل مى‏دهد که مى‏توان آن را به ستون‏هایى تقسیم کرد». در سطوح افقى، تعیین اندازه، در صورتى که متن داخل حاشیه نشده باشد، چندان دشوار نیست؛ نسخه‏ها به استثناى عمدتاً متون منظوم و برخى نسخه‏هاى عربى مسیحى،2 به صورت «سطرهای ممتد» نوشته مى‏شوند. در سطوح عمودى، برعکس، در صورتى که سطراندازی وجود داشته باشد، کار نسخه‏بردار نوشتن بر روى کرسى بالاى (یا سطر اوّل) سطور سطراندازی شده است.9 بنابراین سطحى که عملاً از نوشته پوشیده مى‏شود از سطح سطراندازی شده بیشتر است؛ با توجه به این که در کرسى زیرین (یا سطر پایین) انتهاى حروف از این سطر به طرف پایین امتداد مى‏یابند از چارچوب سطراندازی نیز مى‏گذرند، البته این امر در سطر اول اهمیت کمترى دارد. بنابراین توصیه مى‏شود براى اندازه‏گیرى سطح نوشته به روش زیر عمل شود: فاصله میان خط اول و آخر یک صفحه را در نظر مى‏گیریم و این عدد را جلوى عدد طول سطر مى‏گذاریم. بنابراین، براى مثال در نسخه‏اى که ارتفاع سطح نوشته در آن بیشتر از طول باشد چنین مى‏آید: 5/13 *25 سانتى متر؛ برعکس، عبارت 25*5/13 سانتى‏متر نشان‏دهنده آن است که در نسخه موردنظر، طول نوشته از ارتفاع آن بیشتر است. اندازه‏گیرى ارتفاع سطح نوشته این امتیاز را دارد که مقدار نسبتاً قابل اعتمادى براى ارتفاع سطر به دست مى‏دهد. ارتفاع سطر با تقسیم ارتفاع سطح نوشته (در مثال یادشده: 25 سانتیمتر) بر تعداد سطرها منهاى یک به دست مى‏آید. براى نمونه، فرض کنیم نسخه‏اى در هر صفحه داراى 11 سطر و ارتفاع سطح نوشته 25 سانتیمتر باشد، بنابراین خواهیم داشت: (1-11)25 که مساوى 5/2 سانتیمتر براى هر سطر است. این نتیجه برابر است با «واحد سطراندازی». براى دو مجموعه از قرآن‏هاى خطى قدیمى،  ق B و I D، که از جنبه کهن خطشناسى همخوان هستند، محاسبه این مقدار امکان روشن کردن ویژگى ابعادى هریک از آنها را فراهم مى‏آورد.

 

 طرح کلى سطراندازی

 طرح‏هاى کلى سطراندازی یا به عبارت دیگر «طرحى که از سطرهاى تشکیل‏دهنده سطراندازی به وجود مى‏آید»، در قلمرو جهان اسلام به طور محسوسى با هم تفاوت دارند، به‏ویژه در دوره‏اى که ورق پوستى مورد استفاده بوده است؛ در ادامه همان‏طور که خواهیم دید، ورود ابزارى که ایجادِ سطراندازی نسخه‏هاى خطى از جنس کاغذ را به سادگى فراهم آورد سبب یکسان‏سازى نسبى انواع سطراندازی نیز گردید. سطرهاى افقى که براى نوشتن بر روى کرسى خط به‏کار مى‏روند «سطرهاى راهنما»یى هستند که کاتبان یا بالاى این سطور کتابت مى‏کردند یا بر روى آنها، اما این سطور همیشه رسم نمى‏شدند: در مغرب، تنها علائم مورد استفاده کاتبان اغلب دو خط عمودى بود که اندازه نوشته را در چارچوب قرار مى‏داد. نتیجه عمل سطراندازی، مى‏بایست در عین کارآیى داشتن براى کاتب، تا حد ممکن نامحسوس باشد. روش‏هایى که علائم قابل رؤیت بر بوم کار باقى مى‏گذاردند (مانند مداد، مرکب) شناسایى شده‏اند، اما سطرهاى برجسته که به سادگى قابل تشخیص نیستند کاربرد بیشترى داشته‏اند. در این حالت، ترکیب واحدى همزمان بر هردو طرف بوم‏کار نقش مى‏بست؛ اثرى که به صورت فرورفته به وسیله ابزار ایجاد مى‏شد «سطر فرورفته» و اثرى که به صورت برجسته ایجاد مى‏شد «سطر برجسته» نامیده مى‏شد. سطراندازى با مرکب یا مداد نیازمند سطرکشى در دو طرف برگ است. که مزیت آن، امکان تغییر احتمالى طرح سطراندازی در پشت و روى ورق است. بنابراین بررسى یک نسخه خطى نیازمند مشاهده دقیق آثار موجود بر روى برگ‏هاست. در عمل، تماس و فشار حاصل از استفاده از نسخه خطى ممکن است در کاهش برجستگى‏هاى سطراندازی، به‏ویژه بر روى کاغذ، تأثیر داشته باشد. مشاهده سطرهاى برجسته و فرورفته باقى‏مانده گاه موارد خاصى را آشکار مى‏سازد. همانطور که در سطور پیشین آمد مى‏توان گمان برد که سطراندازی براساس اصولى که تابع صفحه‏آرایى است انجام مى‏شود: بى‏تردید انتخاب تعداد سطرها، ارتفاع سطر یا ("واحد سطراندازی") و یا ارتباط میان پهنا و ارتفاع سطح نوشته تصادفى نیست. بنابراین باید همه این عناصرى که امکان درک بهتر ذهنیت زیبایى‏شناختى کاتبان را فراهم مى‏آورند با دقت مورد توجه قرار داد. در عین حال باید در نظر داشت که دوربُرى نسخه‏ها، ضمن صحافى‏هاى مختلف باعث تغییر در ابعاد ورق‏ها مى‏شود. از این رو امکان برقرارى نسبت میان قطع و اندازه نوشته بسیار کاهش مى‏یابد.

 

 سطراندازی در نسخه‏هاى اسلامى - عربى

 همان‏طور که اشاره شد، کاتبان مسلمان از نخستین سده هجرى از سطراندازی استفاده مى‏کرده‏اند. جاى شگفتى است که اثرى از سطراندازی در بیشتر نسخه‏هاى قرآن بر روى ورق پوستى به خط عباسى قدیم مشاهده نشده است:4 اما نظم و ترتیب این نوشته‏ها این گمان را به‏وجود مى‏آورد که کاتبان براى راست و مستقیم نوشتن، روشى داشته‏اند، که هیچ اثرى از آن بر جاى نمانده است.5 آیا ممکن است آنها پاک شده باشند؟ در مغرب اسلامى، در رساله‏اى دستورالعملى براى ساخت مرکبى ویژه سطراندازی وجود دارد که پس از اتمام کار با خمیر نان پاک مى‏شده است. در قلمرو نسخه‏هاى به خط عربى، کاغذ، از زمان‏هایى قدیم، ماده اصلى رایجى بوده است که قدمت آن مى‏تواند توجیه‏کننده روش‏هاى موفق استفاده از سطور برجسته به‏ویژه در مورد استفاده از مسطر باشد.

 

 سطراندازی هاى برجسته

 قلم نوک‏آهنى‏6 یا ناخن،7 - با استفاده یا بدون استفاده از خطکش - در سطراندازی به کار گرفته مى‏شدند و براى بوم‏هایى متفاوت مانند کاغذ و ورق پوستى قابل استفاده بودند. در حیطه دانسته‏هاى کنونى ما، نشانه‏اى وجود ندارد که کاتبان مسلمان براى سطراندازی همزمانِ چندین برگِ روى هم قرار داده شده از قلم نوک‏آهنى استفاده کرده باشند، بدین صورت که در برگ نخستین، اثر سطراندازی بسیار واضح باشد و در آخرین برگ، آن چندان نمایان نباشد. از طرفى، ابزارهاى مورد استفاده براى سطراندازی برجسته، امکان ایجاد طرح‏هاى متنوع بسیار، و آرایه‏هاى دایره‏اى‏شکل فراهم آوردند. از این رهگذر، کاتبان از آزادى عمل بسیار برخوردار شدند. گونه‏شناسى طرح‏هاى سطراندازی بى‏تردید نتایج جالب توجهى ارائه خواهد داد؛ اما پژوهش در این زمینه در حوزه نسخه‏هاى به خط عربى هنوز در آغاز راه است. روش دیگرى نیز وجود دارد که ردّى برجسته بر جاى مى‏گذارد و بسیار ابتدایى است. این روش عبارت است از تاکردن ورق از راه عمودى بر روى حاشیه بیرونى کاغذ. سطرهاى حاصل از قلم نوک‏آهنى بر روى ورق پوستى اغلب همراه با «اثر سوزن» است که براى تعیین محل سطراندازی به کار مى‏رود.8 از آنجا که مکان آنها بر لبه حاشیه بیرونى صفحه است اغلب آنها هنگام دوربُرى در صحافى از میان مى‏روند.

 

 مسطَر

 ابزار دیگرى که براى ایجاد اثر برجسته در نسخه‏هاى از جنس کاغذ کاربرد بسیار داشته است، مسطر نام دارد. مسطر از یک ورقه مقوا - و شاید چوب [هم‏] - ساخته مى‏شده که بر روى آن نخ‏هایى با ضخامت متغیر کشیده مى‏شده است؛ این نخ‏ها محدوده اندازه نوشته و سطرهاى راهنما را ایجاد مى‏کردند. کاتب مسطر را زیر ورق کاغذى که قصد استفاده از آن را داشته قرار مى‏داده و انگشت شست خود را در امتداد نخ‏ها بر روى کاغذ مى‏کشیده و احتمالاً براى کثیف نشدن کاغذ انگشت خود را با پارچه مى‏پوشانده است - بدین طریق، سطرهایى با اندکى برجستگى حاصل مى‏آمده است. برخى کاتبان مرتباً مسطر را پشت هریک از اوراق جزو قرار مى‏دادند، در حالى که گروهى دیگر، بدون شک، دوورقى‏ها را به طور متوالى خطکشى مى‏کردند: با ملاحظه دقیق حالت سطرهاى فرورفته و سطرهاى برجسته در جزوهاى مختلف مى‏توان به این تفاوت‏ها پى برد. مسطر براى استفاده به راحتى قابل تغییر است: کاربر مى‏تواند طرح‏هاى بسیار پیچیده سطراندازی را در نظر بگیرد و به‏راحتى و سرعت بر روى ده دوازده جزو را صفحه‏بندى کند و در صورت مقتضى، مثلاً با قلم نوک‏آهنى خطهایى اضافى به آن بیفزاید (درباره سطراندازی مختلط در صفحات بعد خواهیم نوشت). عمده سطراندازی در کتاب تخمیس بُردَه اثر بوصیرى در کتابخانه پاریس،  BNF arabe 2706با مسطر انجام گرفته است. پس از آن، کاتب براى تعیین حدود حاشیه‏ها با قلم نوک‏آهنى دو خط عمودى رسم کرده است. در نسخه بروکسل، BR 19991، روش مشابهى به کار برده شده است، در این نسخه، مکان عناصر آرایشى با قلم نوک‏آهنى معین شده است. برخى از نسخه‏هاى خطى دیوان‏هاى شعر را که پائولا اورساتى (Paola Orsatti) بررسى کرده داراى دو، چهار و حتى شش ستون براى متون منظوم است که با دو ستون کوچکتر و یا سطرهاى حاشیه که به صورت چلیپایى قرار گرفته‏اند محصور شده‏اند. نسخه‏اى از خمسه نظامى، نسخه ژنو، Bibliotheca Bodmeriana 325 به تاریخ 889 ق ، نیز داراى سه ستون است. در مورد آثارى که داراى نظم و نثر هستند مانند نگارستان مُعینى، نسخه رم، Accademia dei Lincei, Caetani 26، طرح سطراندازی که به کمک مسطر ایجادشده داراى دو ستون و یک جفت حاشیه است که کاتب تنها براى استنساخ شعر از آنها استفاده کرده است.

 

  دیگر شیوه‏هاى سطراندازی 

 روش‏هاى سطراندازی به موارد یادشده محدود نمى‏شوند؛ در این روش‏ها، همان‏طور که گفته آمد، از مرکب یا مداد نیز استفاده شده است. روى و پشت ورق‏هاى پاره‏قرآن پاریس،  BNF arabe 823c (پایان سده اول هجرى) با مرکب سطراندازی شده است. سطرهاى راهنما و خط عمودى حاشیه بیرونى نیز با مرکب رسم شده‏اند. این روش مختص دوران قدیم نیست: کاتب قرآن سودانى (پاریس، arabe 8835) نیز از این روش در سده سیزدهم هجرى استفاده کرده است. ته‏خطهاى افقى که گاه بر روى کاغذهاى متأخر تولید شده در جهان شرق بسیار واضح است نیز کاتب را هنگام نوشتن سطرهاى افقى یارى مى‏کرد. در اینجا دیگر شیوه سطراندازی مطرح نیست، این شیوه به احتمال بسیار قوى محدود به نسخه‏هاى متون آموزشى مى‏شود.

 

  توصیف انواع سطراندازی: برخى نشانه‏ها

 همه سطراندازی ها یکسان نیست. به جز تفاوت‏هایى که روش‏هاى مختلف با یکدیگر دارند وضعیت ورق‏ها نیز براى سطراندازی تفاوت دارد: در برخى نسخه‏ها، همه ورق‏ها به صورت متوالى سطراندازی مى‏شدند، در حالى که در دیگر نسخه‏ها هر دوورقى، در حالت باز، به‏طور جداگانه سطراندازی مى‏شد. در حالت نخست، نتیجه فرایند، ایجاد سطر بر روى همه ورق‏ها - به صورت فرورفته و برجسته - هم بر روى ورق، هم در پشت آن - به یک صورت انجام پذیرفته است: نسخه پاریس، BNF arabe 6795 نمونه‏اى از این گونه سطراندازی است. در حالت دوّم، مِسطَرزن، سطرهاى یک روى ورق را بر هر دو نیمه یک دو ورقى اعمال مى‏کرد؛ در استفاده از قلم نوک‏آهنى این امکان وجود داشت که در دو ورقى‏ها، سطرهاى راهنما را بدون گسیختگى، به صورت یکسره از یک نیمه تا نیمه دیگر دوورقى رسم کنند، مانند پاره‏قرآن استانبول، TIEM SE 263 (ورق پوستى) و یا در قرآن (کاغذى) لندن،  N. D. Khalili coll. of Islamic art Qur 98 et 98 A مشاهده مى‏شود در مقابل، در کاربرد مسطر، اجباراً هریک از دو نیمه به طور جداگانه آماده مى‏شد. سپس هر جزو شکل مى‏گرفت و تا مى‏خورد، در این جزوها آثار سطراندازی بر روى هر دوورقى باز در نیمه اول، برعکس نیمه دوّم آن است: بدین صورت که در نسخه استراسبورگ  BNU 2524 سطرهاى برجسته در پشت ورق‏هاى 1 تا 5 و پس از آن بر روى ورق‏هاى 6 تا 10 دیده مى‏شود. براى توصیف شیوه‏هاى سطراندازی به صورت برجسته، نشانه‏گذارى زیر ممکن است با نسخه‏هاى به خط عربى، که جهت خواندن آنها از راست به چپ است متناسب باشد: نشانه  >نشان‏دهنده سطر فرورفته بر روى ورق موردنظر و نشانه < براى سطر برجسته در پشت ورق است، در نتیجه، ترتیب معمول ورق‏ها پشت سر هم خواهد بود و مجموع آنها از چپ به راست خوانده مى‏شود: در یک ردیف: <<<<<I<<<<<، یعنى سطرهاى فرورفته در سراسر جزو، پشت ورق قرار گرفته‏اند. براى توصیف یک پنج‏برگى که سطرهاى فرورفته آن، در نیم‏جزو اوّل، روى ورق قرار دارند و در نیم‏جزو دوّم در پشت ورق، چنین مى‏نویسیم:  <<<<<I>>>>>(ورق‏هاى 15 در سمت راستِ نشانه وسط جزو و ورق‏هاى 10 - 6 در سمت چپ آن قرار دارند).

 

  صفحه‏آرایى

 قسمت‏هاى مختلفى که روى صفحه مرتب مى‏شوند به شرح زیر است: عمدتاً نوشته مطرح است، اما حاشیه‏ها و آرایه‏ها و نیز روابط میان این اجزاى مختلف را هم باید در نظر گرفت. بررسى سطراندازی امکان پى بردن به طرح و نقشه کاتب (یا تذهیب‏کار) را فراهم مى‏آورد، اما گسترش بررسى مجموع صفحه و صفحات مزدوج که هنگام باز بودن نسخه در معرض دید قرار مى‏گیرد داراى اهمیت است، زیرا به نظر مى‏رسد به‏طور خاصى مورد توجه نسخه‏پردازان قرار داشته است. از سوى دیگر، احتمال تغییر در توازن کل صفحه را پس از برش حاشیه‏ها [هنگام صحافى‏] نباید از نظر دور داشت: در این صورت، پژوهش در صفحه‏آرایى بسیار پیچیده مى‏شود. قطع نسخه‏ها نیز مطرح است. تحقیقات اندکى در این مورد صورت گرفته است: براى دوره‏هاى متأخر که مستندتر هستند، نتایج چشمگیرى به دست آمده است. از این قرار، تحلیلى از مجلدات ساخته شده در نگارخانه‏هاى قصر توپکاپى حدود سال‏هاى 1520 و 1630 م، وجود سه قطع‏9 (16*5/25 سانتى متر؛ 25*35 سانتى متر؛ 31*5/44 سانتى متر) را نشان مى‏دهد. عبارتى از ابن ندیم که در ابتداى این فصل آمد نشان مى‏دهد که در سده چهارم هجرى مفهوم قطع کتاب به تمام و کمال وجود داشته است.

 

  ملاحظات کلى

 رهیافت‏هاى صفحه‏آرایى

 منابع مکتوب

 براى تعمق در این موضوع ظریف، نسخه‏شناس مى‏تواند اطلاعاتى در منابع اسلامى - عربى بیابد. امروزه، با وجود وفور متون مربوط به خوش‏نویسى و، در حد کمترى، درباره نقاشى، تنها یک متن شناسایى شده که کلیاتى را در این زمینه شامل مى‏شود. این متن دستورالعمل صفحه‏آرایى اثر قَلَلوسى، ادیب اندلسى نیمه دوم سده هفت هجرى است؛ این دستورالعمل را ایوت سووان (Yvette Sauvan) شناسایى و ترجمه کرده است: «کاغذ از طرف ارتفاع تا مى‏شود؛ این تا براى تنظیم حاشیه پایین به‏کار مى‏رود: بدین صورت که حدود حاشیه با خطى که دو نقطه سوراخ شده به وسیله پرگار را در انتهاى دو طرف برگ به هم وصل مى‏کند تعیین مى‏شود. در ارتفاع، حاشیه بالایى موازى با حاشیه پایینى است. خط «شیحه» اندازه نوشته را به دو قسمت مساوى تقسیم مى‏کند: با ترسیم سه نیم‏دایره نقطه‏اى متقارن با نقطه وسط اولین سطر رسم شده در ارتفاع به دست مى‏آوریم. از این دو نقطه که به فاصله مساوى روى نیم‏دایره قرار گرفته است، دو کمان را رسم مى‏کنیم که در یک نقطه با هم تلاقى مى‏کنند. یک خط مستقیم میان این دو نقطه رسم مى‏کنیم. این خط شیحه نام دارد. شیحه اندازه نوشته را به دو قسمت مساوى تقسیم مى‏کند. سطراندازی ها از ابتداى اثرِ سوزن‏هاى کنارى، از یک نیمه به نیمه بعد انجام مى‏شوند». ظاهراً، استنساخ متن، کامل نیست و یک قسمت از توصیف فرایند کار، بدون شک یا افتاده و یا تحریف شده است. این دستورالعمل با وجود ناقص بودن احتمالى، سندى است که نشان مى‏دهد در میان کاتبان براى تعیین سطح نوشته در یک صفحه به کمک ابزارهاى متداول نشانه‏هایى دقیق وجود داشته است. امیدواریم که متن‏هاى دیگر این اطلاعات را کامل کنند.

 

  بررسى نسخه‏ها

 بررسى نسخه‏هاى خطى شیوه‏اى را نشان مى‏دهد که براساس آن، تذهیب یا کتابت یک نسخه خطى نفیس، فضایى را پرمى‏کرده است که تناسب کلى و تقسیمات اجزاى آن براساس یک الگوى دقیق شکل مى‏گرفته است. این روش که دقت خاصى را مى‏طلبد در نسخه خطى پاریس، BNF supplement persan 622، به‏کار گرفته شده و شهریار عدل این مقیاس را که عبارت از نقطه‏هاى متعدد است، و همان‏طور که مى‏دانیم پایه و اساس ساختار خوشنویسى است، شناسایى کرده است. وى در مورد صفحات متن، نشان مى‏دهد که چگونه نظام اندازه‏گیرى یادشده با «اجزاى رسم شده» منطبق است.  با آن که خط، متکى بر تعداد نقاط رسم شده با قلم بر روى کاغذ و جابه‏جایى عمودى آن به اندازه پهناى نوک قلم است. این پژوهش همچنین شاخصى را به‏دست مى‏دهد که به نوعى، مى‏تواند به عنوان وجه مشترک میان اجزاى مختلف کتاب به‏کار رود.

 

  نسبت‏هاى قابل توجه

 نمونه‏هاى یادشده در بالا، نشان‏دهنده اهمیت ساختار هندسى در صفحه‏آرایى است. با بررسى نسخه‏هاى خطى درمى‏یابیم که صنعتگران نسخه‏پرداز از ابزارهاى مبنا براى ایجاد تصویرها سود مى‏جسته‏اند: سطراندازی آرایه پاره‏قرآن استانبول 7 TIME, SE، برگ دوم (سده 3 ق./9 م) تا اندازه‏اى به کمک پرگار انجام گرفته است. خطکش که در زمره وسایل لازم براى خوشنویسى بوده است فقط براى رسم سطرهاى راهنما به کار نمى‏رفته است، در قرآن‏هاى مغربى، براى اتصال حروف «حا» و «میم» در کلمه «رحمن» در بسم‏الله الرحمن الرحیم مورد استفاده قرار مى‏گرفته است. ذوق جامعه فرهنگى قرون وسطایى نسبت به معما، آن طور که والرى پالوسین (Valery Polosin) بیان کرده است، هنرمندان را به ایجاد تذهیب‏هایى که نسبت‏هاى آنها از فرمول‏هاى جالب توجهى برخوردار بود برمى‏انگیخت. به یقین کاتبان نیز به تناسب و توازن توجه بسیار داشته‏اند: با این که ابعاد ورق تا حدودى مشروط به شاخص‏هاى خارجى بود، صفحه‏آرایى، بیشتر به سلیقه کاتب بستگى داشت. اگر کاتب حرفه‏اى بود بى‏شک مى‏توانست ویژگى کمابیش بهتر نسبت‏ها را ارزیابى کند، اما مطمئناً از ابزار ضرورى - از لحاظ عملى یا نظرى - براى فضاسازى اندازه نوشته استفاده مى‏کرده است. امروزه پژوهش در مورد تناسب این فضا در نسخه‏هاى اسلامى امکان پیشرفت اساسى [در شناخت هرچه بیشتر از آن‏] را فراهم نمى‏آورد؛ به غیر از مشاهدات شهریار عدل که در سطرهاى پیشین از آن یاد شد، بررسى مجموعه‏اى از قرآن‏هاى خطى سده سوم هجرى، وجود نسبت 66/0  را میان اندازه سطح نوشته و اندازه صفحه ثابت کرده است. دو تصویر مستطیل شکل توجه را جلب مى‏کنند: مستطیل نسبتِ طلایى و مستطیل فیثاغورس. براى ساختن مستطیل نسبت طلایى ابتدا پاره‏خط AB را انتخاب مى‏کنیم، روى خط عمود  Ax پاره‏خط  AM را انتخاب مى‏کنیم به طورى که  AM= AB2 باشد. یکى از دو سر پرگار را روى نقطه M و سر دیگر آن را

/ 2 نظر / 20 بازدید
هما افراسیابی

برای عرض تبریک خدمت رسیدیم تشریف نداشتید خیلی خوب و عالی است نمره شما بیست ... انشا’الله سال خوبیی داشته باشید صد سال به این سال ها و روز به روز این وبلاگ پر بارتر شود که حتما همینگونه است[نیشخند]