آیین شناساندن نسخه‏هاى خطى‏

 

 

آیین شناساندن
نسخه‏هاى خطى‏

جزوه آموزشى دوره‏هاى
تخصصى نسخه‏شناسى‏

پاریس، سال 2003

مؤسسه پژوهش و تاریخ
متون (پاریس CNRS)

 

Le Manuscrit Médiéval en écriture Arabe 8 Novembre 2003, CNRS Institut de Recherche et d'Histoire des Textes,Paris.

 

فرانسوا دروش

    ترجمه: سید محمدحسین مرعشى

چکیده‏

 هدف از این مقاله شناسایى علمى نسخه‏هاى خطى است بدان صورت که هم خود اساس پژوهش‌های تاریخى قرار گیرد و هم به عنوان دانشى کمکى و وابسته در علوم مرتبط به کار آید.  از این رو مسائل مرتبط با شناخت دست‌نویس‌ها در چهار بخش کلى تقسیم و معرفى شده‏اند: مجلد، واحدهاى نسخه شناختى، متن، یادداشت‌ها. در پایان نیز، سه پیوست بدان ضمیمه شده است: نشانه‏هاى مالکیت، کتاب‌نامه شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خط عربى، واژه‏نامه فرانسه فارسى.

 کلیدواژه‏ها: فهرست‌نگاری نسخه‏هاى خطى، متن‏شناسى نسخه‏هاى خطى، نسخه‏شناسى نسخه‏هاى خطى، آموزش فهرست‌نگاری.

 دستنوشته‏هاى سده‏هاى میانى به خط عربی برخلاف کتاب‏هاى چاپى، هر یک از نسخه‏هاى خطى، گواه منحصر به فردى است که بررسى آن نیازمند روش‏هاى گوناگونى است. نسخه‏هاى خطى پیش از همه، کتاب‏هایى هستند که گاه شامل چند اثر متنوعند. نسخه‏بردارى، انتشار، تعلق به مکانى علمى یا شخصیتى شناخته شده یا ناشناس، بیانگر موقعیت علمى زمانه و نشانى از جریان دانش در زمان و مکان خود نیز هست. علاوه بر این، دست‌نوشته یک سند باستان‏شناختى است که مى‏تواند از جنبه تولید، خصوصیات فیزیکى و تزیینات، مورد بررسى قرار گیرد. این امر تنها به نسخه‏هاى خطى عربى محدود نمى‏شود بلکه تمام نسخه‏هاى خطى، صرف نظر از منطقه فرهنگى آنها را در بر مى‏گیرد.

 در اصل، هدف انجمن پژوهشى و تاریخ متون (IRHT = I'Institut Recherche et d'Histoire des Textes) گردآورى متخصصان رشته‏هاى گوناگون و مکمل است که از دو جنبه به پژوهش در تاریخ کتاب مى‏پردازند : به عنوان متنى گواه بر دانش و فرهنگ سده‏هاى میانى و میراث گذشتگان. از این منظر، این نسخه‏ها شامل نسخه‏هاى سده‏هاى میانى به زبان‏هاى عبرى، یونانى، لاتین، فارسى، عربى و فرانسه قدیم نیز مى‏شود، در واقع، آثار بسیارى از گذشتگان وجود دارد که تنها از طریق مکتوبات سده‏هاى میانى انتقال یافته‏اند. مثلاً پژوهش‏هایى که در فیمود (کاربرگه‏هاى نسخه‏هاى تاریخ‏دار خاورمیانه/  FiMMOD = Fichiers des Manuscrits Moyens Orientaux Datés) انجام گرفته است، به جنبه‏هایى از یادداشت‏نویسى در نسخه‏هاى خطى (در انجامه نسخه) مى‏پردازد.

 در پایان به یارى برخى نمونه‏ها به تجزیه و تحلیل مراحل گوناگون شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خطى خواهیم پرداخت. به هر حال، در این مقاله، سعى بر این است تا شناختى علمى از نسخه‏هاى خطى حاصل آید. شناختى که تنها به عنوان دانشى وابسته و کمکى نباشد بلکه خود اساس پژوهش‏هاى تاریخى قرار گیرد.

 

    بخش اول: مجلّد

 1. شماره دستیابى‏

 شهر - محل نگهداری - [مجموعه] - [زبان/ موضوع] - شماره ترتیب. احیاناً شماره (هاى) قبلى.

 

 2 . موارد کلى

 2 - 1. جنس (کاغذ، ورق‏پوستى)

 2 - 2. اندازه صفحه‏ها.
مثال: 140*195 میلى‏متر

    * اندازه صفحه‌ها به میلى‏متر، که تا 5 میلى‏متر گرد مى‏شود، از صفحه‏اى گرفته مى‏شود که به شکل چهارگوش باشد و در آغاز نسخه قرار داشته باشد.

 2 - 3. روشى که تعداد کل ورق‏هاى مجلد را نشان دهد:

    بدرقه ابتداى نسخه با حروف‏1، تعداد برگ‏هاى هر واحد نسخه‏شناختى با ارقام هندى، بدرقه انتهاى نسخه با ارقام رومى، این موارد با نقطه از یکدیگر جدا مى‏شوند. مثال: دو.8.16.52.دو (احیاناً، ورق‏ها یا برگ‏هاى فرد با علامت + مشخص مى‏شوند)

    * در مورد نسخه‏هاى با کاغذهاى گوناگون (یا «مختلط»)، اگر یکى از عناصر دست‏نوشته (جنس، اندازه صفحه‏ها و
غیره) در واحدهاى نسخه‏شناسى با هم تفاوت داشته باشند به بخش واحدهاى نسخه‏شناختى
مربوط مى‏شود نه به این بخش.

 

 3 . شماره‏گذارى‏

 3 - 1. برگ‏شمارى یا
صفحه‏شمارى (ارقام هندى، ابجد)، رنگ، محل قرار گرفتن (اگر جاى دیگرى به جز گوشه
بالاى صفحات رو باشد). احیاناً شماره‏گذارى‏هاى قبلى.

 3 - 1. روش شماره‏گذارى: با
حروف‏1 و عدد، مثال یک - سه، 74-1 - چهار - شش. لت 1 = برگ 16 ب (= لت 1، بلافاصله
بعد از برگ 16 ب قرار دارد)

 

 4 . جلد

 4 - 1. نوع (سرطبله‏دار یا
بدون سرطبله) 2، تاریخ‏گذارى به سده (در صورت امکان). جلد اصل یا غیر اصل (در صورت
امکان).

 4 - 2. اندازه دفه‏ها به
میلى‏متر (اگر با اندازه صفحه‏ها تفاوت داشته باشد).

 4 - 3. قطر مجلّد هنگام بسته
بودن.

 4 - 4. میان جلد (چوب، مقوا)
و روکش جلد (چرم، پارچه، کاغذ ابرى و غیره)، جنس و رنگ. قسمت‏هاى روکش‏شده
(دفه‏ها، لوح‏هاى درون).

 4 - 5. تزیین (نقش‏کوبى
دفه‏ها و لوح‏هاى درون، در منطقه‏هاى مختلف).

 4 - 6. وضعیت نگهدارى و
ملاحظات دیگر.

 

    بخش دوم: واحد (هاى)
نسخه‏شناختى‏

 1 . کاغذ

 1 - 1. ته‏نقش‏دار یا بدون
ته‏نقش. توصیف ته‏نقش‏ها، به اطلس‏هاى کاغذ و سال‌یابی ارجاع شود.

 1 - 2. اندازه پهناى 20 ته
خط افقى.

 1 - 3. جهت ته‌خط‌های افقى:
تاى کاغذ (یک‏تایى، دوتایى، سه‏تایى) ؤ قطع برگ و منشأ کاغذ

 1 - 4. ترتیب (ساده یا گروهى)
و فاصله ته‌خط‌های عمودى از یکدیگر ؤ منشأ کاغذ

 2 . جزوها

 2 - 1. نوع جزوها (دوبرگى،
سه‏برگى، چهاربرگى و غیره)

 2 - 2. مقایسه جزوها با
یکدیگر. شیوه ترکیب‏بندى‏

 مثال: (52) 2 IV - 3(, 30 V )3 (ارقام رومى = تعداد
دو ورقى‏هاى جزو، ارقام عربى مقابل آن = تعداد جزوها؛ مجموع ورق‏ها به رقم عربى
بین دو هلال).

 

 

 1 . در متن اصلى به جاى
شکل حروفى ارقام رومى به کار رفته است.

 2 . طبله یا طبل نیز گفته
مى‏شود.

 2 - 3. ذکر بى‏نظمى‏ها در
ترکیب‏بندى جزوها: تعیین جاى ورق‏هاى افتاده یا افزوده شده. در صورت جابه‏جایى،
پیشنهاد چگونگى بازسازى صحیح بر اساس توالى متن؛ ارائه ترتیب خواندن نسخه.

    مثال: نخستین پنج
برگى: 50 - و - 52 - و - 54 / 53 - 51 - 55 - و - 56 .

 2 - 4. ذکر شماره‏هاى جزوها:
انتهاى گوشه برگ اول صفحه رو، بدون ذکر شماره صفحات پشت: به ابجد یا به حروف.

    (احیاناً، شماره دو
برگى‏هاى درون جزوها).

 2 - 5 . ذکر نشان‏ها و علائم
وسط جزوها، روى دوبرگى‏هاى وسط با توجه به:

    1 . مکان:

    الف. گوشه‏هاى بالاى
صفحه انتهاى سمت راست؛

    ب. پایین، انتهاى سمت
چپ؛

    ج. گوشه‏هاى بالایى
انتهاى سمت راست و پایین انتهاى سمت چپ؛

    د. گوشه‏هاى پایین
انتهاى سمت راست و بالا انتهاى سمت چپ؛

    ه. وسط حاشیه انتهاى
سمت راست؛

    و. وسط حاشیه انتهاى
چپ.

    2 . شکل :

    الف. حرف؛

    ب. خط تیره؛

    ج. خط ممتد؛

    د. نقطه؛

    ه. رقم هندى؛

    و. حرف «میم»؛

    ز. سه نقطه (مثلثى)

    ح. دایره کوچک؛

    ط. موارد دیگر؛

 2 - 6 . رکابه‏ها: وجود یا
فقدان رکابه در همه ورق‏ها، یا در پایان یا در وسط جزو و غیره.

 

 3 . صفحه‏بندى پیش از
نگاشتن‏

 3 - 1. تعیین اندازه نوشته.
مثلاً 140*100 میلى‏متر. تعیین تعداد سطرها در هر صفحه.

 3 - 2. تعیین ابزار
سطراندازى (قلم نوک‏آهنى، مسطر، یا هر دو وسیله).

 3 - 3. تعیین و توصیف آثار
سوزن (به غیر از مسطر).

 

 4 . خط

 4 - 1. شیوه خوشنویسى میزان شتاب‌زدگی
خط. رنگ مرکب، اندازه. ویژگى‏هاى خط، تناسب حروف، اتصال غیر معمول حروف، خمیدگى
خط، دانگ قلم و غیره. احیاناً، ارجاع به مرقعات و اطلس‏هاى خوشنویسى.

 4 - 2. توصیف کاربردهاى
قواعد املایى:

    الف. نشانه‏هاى آوایى
و سکون (زیاد، کم، بدون نشانه)؛

    ب. نقطه‏گذارى حروف
(کامل، ناقص، بى‏نقطه) متناسب با ملاک و معیار، کاربرد علامت اهمال؛

    ج. کاربرد تشدید؛

    د. وجود یا حذف همزه
روی - الفِ ابتداى کلمه - الف، واو، نَبرَه در وسط کلمه‏ها - الف، واو، یاء یا روى
خط زمینه در وسط کلمه. - قواعد مربوط به «کرسى» همزه یا عدم قاعده.

    ه. نقاط زیر «یاء»
پایانى؛ الف مقصوره‏

    و. اختلال در عبارات
متکلف و صامت‏هاى دندانى که بر اساس خاستگاه مکانى کاتبان دریافته مى‏شود.

 

 5 . ترتیب و جابجایى
اوراق نسخه‏

    توصیف اتصال متن‏ها و
فصل‏هاى میان آنها و توصیف درجات زیر بخش‏ها: عنوان‏ها، شنگرف‏نویسى‏ها، خط‌گذارى
بالاى عبارت‏ها و غیره.

    * براى بررسى بیشتر
درباره بخش 4 و 5، یک دست بودن شیوه‏ها در تمام نسخه مورد توجه قرار گیرد. بى‏نظمى
نشانه قطعى تغییر کاتب نیست، خط منظم در ابتدا و سپس شتاب‌زدگی در آن، کاستى گرفتن
نشانه‏گذارى‏ها، تغییر شیوه خوشنویسى در حین کتابت و موارد دیگر ممکن است به دلیل
خستگى کاتب باشد.

 6 . اصلاحات کاتب‏

    شامل تراشیدن، قلم
گرفتن، محو، اصلاح، مقابله، استفاده از نشانه‏ها: صح، ضبّة، ن و غیره.
حاشیه‏نویسى‏ها و نوشته‏هاى بالای سطر.

    * تنها زمانى مى‏توان
از اصلاحات کاتب سخن گفت که بتوان آنها را از یادداشت‏هاى خوانندگان نسخه تشخیص داد.
در صورت تردید، بهتر است این ملاحظات را در بخش مربوط به «یادداشت‏ها»، با ذکر
تردیدى که در مورد آنها وجود دارد، آورد.

 

 7 . نسخه. انجامه (ها).

 7 - 1. استنساخ؛

 7 - 2. شناسایى:

    الف) مکان‏ها؛

    ب) اسم‏ها؛

    ج) تغییر و تبدیل
تاریخ‏ها.

    در صورت نبود تاریخ
مشخص، با مراجعه به دیگر اجزاى نسخه، انجامه پیش از انجام یا پس از انجام کتابت
معلوم شود.

    بخش سوم: متن (ها)

 1. شماره‏گذارى بر اساس
ترتیب قرار گرفتن در مجلد.

 2. نام اثر. به طور
قراردادى و بنا بر هویت جدید.

    الف) ذکر عنوان معمول
اثر. آوردن نام مؤلف به صورت کامل یا ناقص و یا با عنوان یاد شده در کتاب، میان دو
نشانه
<...>.

    مثال: 1. (گ. 1 ر - 54
پ) ابوعلى <الحسین بن >سینا رساله ال<مبدا و ال>معاد

    در صورت نبود نام
مؤلف، اثر، بى‏نام (مؤلف) خوانده مى‏شود. در مورد نسخه‏هاى ناشناس، در صورت وجود
نام نادرست، تمام نام اثر داخل قلاب گذاشته مى‏شود.

    ب. عنوان جایگزین
آورده مى‏شود.

    ج. مشخص کردن محل (هاى)
قرار گرفتن عنوان یا نام در نسخه (صفحه عنوان، سرلوح، آغاز، انجامه، لبه نسخه و
غیره) و ذکر موارد اختلاف یا تفاوت شرح ترتیب کار.

    مثال: عنوان در کتیبه
سرلوح. روى لبه پایین نسخه، نام: معاد ابن سینا.

 3 . مشخص کردن موضوع علمى
یا نوع ادبى متناسب با طبقه‏بندى سنتى علوم اسلامى: فقه، تفسیر، ادب، طب، هیئت و
نجوم، کلام بدیع، معانى، عروض و غیره.

 4 . منابع

    الف. مشخص کردن
انتشار یا عدم انتشار متن؛ استفاده یا عدم استفاده مصحح در چاپ از این نسخه. تعین
چاپ مورد ارجاع، حتى اگر آخرین چاپ نباشد.

    ب. چاپ‏هاى پیشین،
قدیمى (بر اساس فهرست‏هاى آثار چاپ شده).

 4 - 3. به منابع GAL (تاریخ ادبیات عرب
بروکلمان) و GAS(تاریخ دست‏نوشته‏هاى عربى سزگین) در
صورتى که کتاب مورد نظر در آنها وجود داشته باشد ارجاع داده شود. مشخص شود که آیا
این نسخه در آن منابع یاد شده است یا خیر. فهرست نسخه‏هاى خطى را در این دو منبع( GALو GAS)،
در صورت امکان تکمیل کنید.

    * در مورد مؤلفانى که
براى آنها کتاب‌شناسی‌های اختصاصى تهیه شده است (مانند ابن سینا، غزالى، ابن عربی،
ابن حجر عسقلانى، سخاوى) مى‏توان از منبع GAL صرف نظر کرد.
شماره‏هاى آثار بر اساس این منابع تعیین مى‏شود، باید توجه داشت که آیا در آن کتاب‌شناسی‌ها
نسخه مورد نظر شناخته شده است. در صورت لزوم فهرست‏ها تکمیل شود.

 5 . مندرجات متن‏

    الف. مقابله اجمالى
با نسخه چاپى مرجع: (بررسی X سطر از نسخه با X سطر از نسخه مرجع، در
Y صفحه) جهت حصول اطمینان از این که با
همان نسخه سر و کار داریم که در پایان متن مشخص شده است و موارد دیگر. تفاوت‏هاى
قابل توجه ذکر مى‏شوند (حذف یا اضافه کردن بخش‏ها، تفاوت در تقسیم‏بندى فصل‏ها).

    ب. به صورت اختیارى و
متناسب با اهمیت متن، نمونه‏هایى مقابله شوند، متن با شواهد نسخه و نسخه تصحیح شده
مرجع مقایسه شود و اطلاعات پیشنهاد شوند.

    ج. اگر متن چاپ نشده
است، خلاصه‏اى از متن ارائه شود. سرفصل‏ها با توجه به واژه‏هاى مربوط (باب، فصل،
قول و غیره) با تعیین مندرجات استخراج شود. در صورت احتمال نام مؤلفانى که ذکر شده

است و مضمون نقل‏قول‏ها بیان شود. احیاناً بندهایى از متن، و در صورت اهمیت ویژه،
مقدار بیشترى از متن آورده شود.

 

 6 . آغاز و انجام‏

    الف. آغاز: سه بخش،
بسمله، حمد له و ورود به موضوع (بعد از اما بعد یا عباراتى مشابه)، که در صورت
کوتاه بودن به طور کامل و یا بنا بر اهمیت آنها، بخش‏هایى از وسط یا از پایان آن
آورده شود.

    بسم‏اللَّه الذى
لااله‏الاهو [...] مالک الملک القهار. والحمد لاحسن البریة [...] قال مؤلف هذا
القول ان الجواهر ثلاثة منها جسمانیة ...

    * اگر ورود به موضوع
داراى اطلاعات شخصى در مورد شرایط تألیف، قصد مؤلف و موارد دیگر باشد، نباید آن را
حذف کرد. آن‏چه اهمیت دارد باید حفظ شود.

 6 - 2. انجام: آخرین
واژه‏هاى متن پیش از انجامه که قبل از سه نقطه قرار مى‏گیرد.

 

 7 . مؤلف‏

    به تذکره‏هاى مؤلفان
(دایرة‌المعارف اسلام، [معجم المؤلفین] کحّاله، [الاعلام] زِرِکْلى و منابع قدیمى
تذکره‏هاى مؤلّفان) ارجاع شود، به جز در مورد مؤلفان مشهور.

    بخش چهار: یادداشت‏ها

    یادداشت‏ها شامل همه
نوشته‏های خارج از نسخه، در محدوده واحدهاى نسخه‏شناختى یا مجلّد مى‏شوند، برخى از
این یادداشت‏ها، به طور خاص، به یک واحد نسخه‏شناختى ویژه و برخى دیگر به همه
مجلّد مربوط مى‏شوند، اما در بسیارى از موارد نمى‏توان با اطمینان از آنها سخن
گفت. از این رو بهتر است آنها را مورد به مورد با توصیف و بررسى گرد آورد و درباره
آنها اظهار نظر کرد. یادداشت‏هاى مربوط به قرائت، باید از یادداشت‏هایى که درباره
مواردى غیر از قرائت هستند متمایز شوند.

 1 . یادداشت‏هاى مربوط به
قرائت:

    الف. تعلیقات. شرح؛

    ب. تصدیق قرائت؛

    ج. تصدیق مقابله؛

    د. نشانه‏هاى مقابله؛

    ه. سماع؛

    و. اجازه.

    توصیف یا آوردن این
گونه نوشته‏ها با توجه به نوع آنها، همراه با توضیح آنها در صورت لزوم.

    مثال: گ 57 ر، تصدیق
قرائت و مقابله:

    «قرأه و قابله من اوله
الى آخره بنسخته العبد الفقیر الى ربه احمد بن سلیمان النیسابورى».

    گ 28 پ (پایان متن 2)،
نوشته تازه:

    «طالع متن حى بن یقظان
و شرحه و صحّح بعض المواضع الفقیر الیه عزّ شانه محمد شرف‏الدین احمد المدرسین
بکلیة استنبول».

    * تعلیقات خوانندگان [و
صاحبان نسخه] الزاماً آورده نمى‏شود. دست‏کم باید به تحلیل محتوا، ماهیت (تعبیرهاى
واژگانى، ایراد و اشکال‏ها و غیره) و استخراج یادداشت‏هایى پرداخت که در مورد
تاریخ نسخه (مانند خودشرح‏حال‏نویسى) داراى اهمیت است.

    * نشانه‏هاى مقابله که
در حاشیه قرار دارند مى‏بایست در اینجا مانند «یادداشت» در نظر گرفته شوند و به بخش
«متن‏ها» برده شوند تا از جنبه تاریخ متن به آنها پرداخته شود.

    * برخى «یادداشت‏ها» را
مى‏توان «متن» به شمار آورد. مثلاً خواننده‏اى در حاشیه صفحه‏اى یا روى آخرین برگ
سفید یک جزو در یک واحد نسخه‏شناختى قدیمى‏تر فصلى از یک متن دیگر (کما بیش مربوط
به قرائت متن) را استنساخ کرده باشد.

 2 . یادداشت‏هاى مربوط به
مواردى دیگر غیر از قرائت.

    الف. نشانه مالکیت؛

    ب. یادداشت وقف؛

    ج. فهرست مطالب [از
مؤلّف/ از کاتب]؛

    د. اشعار، مربع‏هاى
طلسمات، عبارت‏هاى تهنیت، دعا، تمرین خط و سیاه مشق، بهاى خرید.

    * این عناصر احتمالاً
بر روى آستر، بدرقه و صفحه عنوان نسخه مى‏آید و ممکن است نشانه‏هایى از تاریخ نسخه
را با خود داشته باشند.

    توصیف جداگانه عناصر
الحاقى (لت‏هاى اضافى، برگ‏هاى فرد و غیره) که به مجلّد راه یافته‏اند. برگى از
نسخه‏اى قدیمى که براى جلد در نسخه به کار رفته است نیز عناصر الحاقى محسوب
مى‏شوند.

    پیوست اول‏

 نشان مالکیت‏

 - مالکُهُ.

 - صاحبُهُ فلان.

 - مَلَّکَهُ.

 - صار فی نوبة ...
العبد الفقیر إلى رحمة ربه ... فلان ... ابتیاعا.

 - صار فی نوبة ...
الراجی عفوه و غفره ... بالاشتراء الشرعی/ بالانتفاع.

 

 عبارات مالکیت که پس
از نشان مالکیت آورده مى‏شود

 - [ ...
] ثمّ
آل ابتیاعاً إلى.

 - [ ...
] انتقل
بالشراء الشرعی إلى فلان.

 - [ ...
] دخل
فی ملک.

 - من کتب الفقیر إلى
الغنی فلان بن فلان عفی عنهما ر فی نوبة العبد الفقیر فلان ر ثمّ فی ... نوبة
العبد فلان.

 

 نشان قرائت‏

 - طالع فیه فلان.

 - قرأه.

 - نظر ما فیه فلان.

 

 یادداشت وقف‏

 - قد وقف هذه النسخة
سلطاننا الاعظم و الخاقان المعظم مالک البرین و البحرین خادم الحرمین الشریفین
السلطان بن السلطان السلطان الغازی محمود خان وقفا صحیحا شرعیا لمن طالع و نظر و اعتبر
خلد اللَّه ملکه الامجد حرره الفقیر احمد شیخ‏زاده المفتش باوقاف الحرمین الشریفین
غفر لهما.

 - وقف هذا الکتاب الشیخ
مصطفى عاطف بشرط أن لا یخرج من خزانته.

 

 ترقیمه (انجامه)

 - انتهى الکلام.

 - نجز هذا الکتاب ...
وکان الفراغ من نسخة ... على ید الفقیر ... بمدینة ... سنة ... للهجرة المبارکة و
الحمد للَّه وحده والصلوات على خیر خلقه محمد و آله و سلامه.

 

  پیوست دوم‏

  کتاب‌نامه شناسایى و توصیف نسخه‏هاى خط عربى

فهارس المخطوطات العربیة فی العالم - عواد، کورکیس، کویت، 1984.

BREYDY M., Geschichte der syro-arabischen
Literatur der Maroniten von VII-XVI Jhdt,
Opladen, 1985.

BROCKELMANN C., Geschichte des Arabischen
Literatur, 2e éd., 2 vol. Leyde, 1943-1948,

Supplément, 3 vol., 1937-1942.

GRAF G., Geschichte der Christlichen Arabischen
Literatur, 5 vol.,Vatican, 1944-1953.

SEZGIN F., Geschichte des Arabischen
Schrifttums bis ca 034H, Leyde, à partir de 1967, 11 vol. parus.

STEINSCHNEIDER M., Die arabischen غbersetzungen aus dem Griechischen, réimpr. Graz,
1960.

- Die arabische Literatur der Juden. Ein
Beitrag zur Literaturgeschichte der Araber, grossenteils aus handschriftlichen
Quellen, Francfort, 1902. Réimpr. Hildesheim,
1986.

 

فهرست‏ها
و سیاهه‏هاى کتابخانه‏ها

Déroche, F., Catalogue des Manuscrits arabes. Les Manuscrits du Coran.
Paris, 1983-1985.

GUESDON M.-G. et SAUVAN Y., Catalogue des
manuscrits arabes. Deuxiè‏me partie.

Manuscrits musulmans, t. V, n³ 1465-1685,Paris, 1995.

HUISMAN A., Les Manuscrits arabes dans le
monde. Une bibliographie des catalogues, Leyde, 1967.

ROPER G. , World Survey of Islamic Manuscripts,
4 vol. Londres, 1992.

VAJDA G., Répertoire des catalogues et
Inventaires de manuscrits arabes,Paris, 1949.

 

سیاهه‏هاى
متون چاپ شده‏

 انتشارات متأخر

یوسف
الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیه والمعربه عن یوم ظهور الطباعه الی نهایه
السنه 1919، قاهره 1928.

عراق:
المطبوعات النجفیه، نجف، 1966.

مصر:
الکتب العربیة التی نشرت فی مصر فی القرن التاسع عشر، قاهره، 1990.

مغرب: عبدالرزاق فوزی: ال‍مطبوعات الحجریه فی المغرب فهرس مع
مقدمه تاریخیه، هاروارد، 1989.

Europe: CHAUVIN, V., Bibliographie des ouvrages arabes ou relatifs aux
Arabes publiés in l'Europe chrétienne de 1880 - 1885,
21vol., Liè‏ge, 1982-1922.

France: BALAGNA, J., L'imprimerie arabe en Occident XVIe, XVIIe et XVIIIe
siè‏cles,Paris, 1984.

-Inventaire des Livres arabes imprimés arabes:
1514-1959, Paris, BnF, 1986.

 

انتشارات جدید

عبدالرحمن، عبدالجبار: ذخائر التراث العربی الاسلامی، دلیل ببلیوغرافی للمخطوطات العربیه المطبوعه حتی 1980، بصره، 1982 م.

د. محمد عیسی صالحیه، المعجم الشامل للتراث العربی‌المطبوع، 5 ج، قاهره. 1992 – 1995، و تکمله ای دو جلدی از عمر عبدالسلام تَدمُری، قاهره.

 

آثار کلى نسخه‏شناسى‏

BINEBINE A. C., Le Manuscrit arabe et la
codicologie, Rabat, Publications de la
Faculté des Lettres et Sciences humaines, 1994.Actes d'un colloque tenu
à Rabat du 27 au 29 février 1992.

DـROCHE F., Fichier
des Manuscrits du Moyen-Orient datés (FIMMOD), et Nouvelles des manuscrits du
Moyen-Orient, bulletin bisannuel. d.( Les Manuscrits du Moyen-Orient: essais de
codicologie et de paléographie)

Paris-Istanbul, BnF-CNRS, 1986. Varia Turcica
8. Actes d'un colloque tenu à Istanbul du 26 au
29 mai 1986.

- et all, Manuel de codicologie des manuscrits
en écriture arabe,Paris, BnF, 2000.

- et RICHARD F. éds., Scribes et manuscrits du
Moyen-Orient, Paris, BnF, 1997.

Actes d'un colloque tenu à Paris
les 15-17 juin 1994.

فواد سید، ایمن، الکتاب العربی المخطوط وعلم المخطوط (نسخه های عربی و نسخه
شناسی)، قاهره، الدار المصریه اللبنانیه، 1997.

GACEK A., The Arabic Manuscript Tradition. A Glossary of Technical Terms and Bibliography, Brill, 2001.

HOFFMANN PH. (éd.), Recherches de codicologie comparée: la composition du codex au Moyen-Age en Orient et en Occident, Paris, Presses de l'Ecole normale supérieure, 1998. Actes d'une table ronde tenue à Paris les 5 et 6 décembre 1990.

LEMAIRE J., Introduction à la codicologie (Textes, Etudes, Congrès 9) ,
Louvain-la-Neuve, Publications de l'Institut d'Etudes Médiévales, 1989.

LEWIS B., s. v. ‘‏Daftar’ in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd., Leyde, 1960. MANIACI M.
et MUNAFO P. (éds.), Ancient and Medieval Book Materials and Techniques Studi e
testi 357-358, Vatican, Biblioteca apostolica vaticana, 3991. Actes d'un colloque tenu à Erice, 81-52 septembre 1992.

MUZERELLE D., Vocabulaire codicologique. Répertoire méthodique des termes franµais relatifs aux manuscrits,Paris, 1985.

ORSATTI P., ‘‏Le manuscrit islamique: caractéristiques matérielles et typologie’,
in Maniaci M. et Manafo P.(éds.), Ancient and medieval book materials and
techniques, p.269-331.

PEDERSEN P., The Arabic Book, Princeton, 1984.

SELLHEIM R., s. v. ‘‏Kitab’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd. The Conservation and Preservation of islamic manuscripts. Proceedings ot the third conference ot
al-Furqan Islamic Heritage Foundation, 91-81 novembre 1995. Londres, al-Furqan
islamic Foundation. 1997 Edition en arabe sous le titre صیانت و حفظ
المطبوعات الاسلامیه,
Londres, 1998.

The Codicology of Islamic Manuscripts.
Proceedings of the second conference of al-Furqan Islamic Heritage Foundation,
4-5 dec. 1993, Londres, al-Furqan islamic Foundation, 1995, چاپی از این کتاب،
به زبان عربی وجود دارد.

WITKAM J. J., Arabic Manuscripts in the Library
of the University of Leiden
and Other Collections in the Netherlands. A
General Introduction to the Catalogue, Leyde, 1982.

 

کارمایه‏هاى ساختن کتاب‏

پاپیروس‏

BERTOLINI G., Le papier à travers les Ages. Du Premier Age au recyclage,Paris, 1999.

KHAN G., ‘‏Arabic papyri’, in The Codicology to Islamic manuscripts, p. 1-16.

SELLHEIM R., s.v. ‘‏Kirtas (قرطاس) ’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd,. Leyde, 1960.

TURNER E. G., The Typology of the Early Codex, Philadelphie, 1977.

WOUTERS A., ‘‏From papyrus roll to papyrus codex: some technical aspects of the ancient book fabrication’ in Manuscripts of the Middle East, 1, 1990-91, p. 9-19.

 

پوست، رقّ‏

Déroche, F., ‘‏L'emploi du parchemin dans les manuscrits islamiques: quelques remarques
liminaires’ in The Codicology of Islamic Manuscripts, p. 17-57.

- et RICHARD F., ‘‏Du parchemin au papier: remarques sur quelques manuscrits du Proche-Orient’,
in Hoffmann Ph. (éd.), Recherches de codicologie comparée, p. 183-197.

GROHMANN A., s. v. ‘‏djild’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd.

 

کاغذهاى بدون ته‏نقش‏

BAVAVEAS M. -T. et HUMBERT G., ‘‏Une méthode de description du papier non filigrané
(dit oriental)‘in Gazette du livre médiéval, 17, 1990, p. 24-30.

BEIT-ARIE M., ‘‏The Oriental Arabic Paper’ in Gazette du livre médiéval, 1996, 28,
p. 9-12.

HUART C. et GROHMANN A., s. v. ‘‏Kaghad’, in Encyclopédie de l'Islam, 2e éd.

HUMBERT G., ‘‏Papiers non filigranés utilisés au Proche-Orient jusqu'en 1450:
essai de typologie’, in Journal Asiatique, 1998, p. 1-35.

IRIGOIN J., ‘‏Les papiers non filigranés: état des recherches et perspectives
d'avenir’, in Maniaci, M. et Munafo, P. (éds.), Ancient and medieval book materials
and techniques, I, p. 265-312.

LE LEANNEC-BAVAVEAS M. -T., Les papiers non
filigranés médiévaux de la Perse.

l'Espagne: Bibliographie 1950-1955, Paris, CNRS
Editions, 1998.

 

کاغذهاى ته‏نقش‏دار

BRIQUET CH.-M., Les filigranes. Dictionnaire
historique des marques du papier d ةs leur apparition
vers 1285 jusqu'en 1600, 4 vol. A facsimile edition with supplementary
material, by A. Stevenson, Amsterdam, The Paper
Publication Society, 1968.

HEAWOOD E., Watermarks, mainly of the 17th and 18th
centuries,Hilversum, 1950.

MOSIN V., Anchor watermarks, Amsterdam,
1973.

VELKOV A. et ANDREEV S., Filigranes dans les
documents ottomanas. I: trois croissants, Sofia,
1983.

ZERDOUN BAT-YEOUDA M., Les papiers filigranés
des manuscrits hébreux datés jusqu'a 1450 conservés en France
et en Israel (Bibliologia 16) , Turnhout,
Brepols, 1989.

---, Les papiers filigranés médiévaux: essai de
méthodologie descriptive, Turnhout, Brepols, 1988. (éd.), Le papier au Moyen
Age: histo

/ 0 نظر / 47 بازدید