نصرالسلطانی، ‌نصیرالدین مُذهّب و کتابخانه ابراهیم سلطان در شیراز

 

نوشته فرانسیس ریشارد

 

چکیده: ابراهیم سلطان، امیرزداه تیموری فارس،‌ خوشنویس و ادب پرور بود و در دوران حکومتش (839-817ـ./1414- 1435م) نسخه‌‎های خطی بسیاری به فرمان او نگاشته شد. فهرست کتاب‌های نسخه‌برداری شده برای او در شیراز هنوز کامل نیست. اما نام بسیاری افراد که از خوش‌نویسان امیرزاده‌اند در نسخه‌ها موجود است.

در این مقاله از دو نسخه به تاریخ820 و 834 هـ./1417 و 1430م. یاد شده است که رقم نصرالسلطانی تذهیب‌کار (مذهب). را برخود دارند و به نظر مؤلّف مقاله، ‌همان نصیرالدین‌ محمد مُذهّب است که ابراهیم سلطان در سال 836هـ./ 1432 م. او را به کلانتری کتب‌خانه خود گمارد. سند این انتصاب محفوظ مانده است (و در مقاله آمده است.)

 

نیازی نیست تعداد بسیار نسخه‌برداران و تذهیب‌کاران شیراز و انبوه نسخه‌های خطی ساخته شده در مرکز فارس را خاطر نشان سازیم. در سده 8هـ. /14م.، آل اینجو و سپس آل مظفر ، یکی پس از دیگری شاهان و امیرزادگان استان فارس شدند. آنان در پایتخت خود، [نشر کتاب] را مورد حمایت و تشویق بسیار قرار دارند.  در سایه ادب‌پروری این امیران و وجود سنت بسیار رایجی که هنرمندان و هنروران را به تربیت شاگردان تشویق می‌نمود، سبک‌‌های نوینی پدیدار گشت، تعداد نسخه‌بردارن ملقّب به «شیرازی» که در سده‌های پیشین بسیار بود در سده 8هـ./14م. بسیار کاستی گرفت: واقعه هجوم و سلطه تیمور، اثری از این سنت بر جای نگذارد. اما گذشته از این هنر، هنرپروری اسکندر، پسر عمر شیخ و نوه تیمور، امیرزاده  فارس در سال‌های 813/تا 817هـ./1410تا 1414 م.، در زمینه کتاب[پردازی] شهرت بسیار دارد.

اندکی پس از سقوط اسکندر،‌ عموزاده‌اش مغیث‌الدین ابوالفتح ابراهیم[1]، برادر بایسنقر به فرمان پدرش، شاهرخ، امیر فارس شد. او که در 796 هـ./1394م. به دنیا آمده بود هنگام مرگ تیمور، یازده سال بیشتر نداشت. او در سال 810هـ./1407م عهده‌دار امور حکومتی شد. دو سال بعد، حاکم بلخ شد و در سال 817هـ.1414م. به حکومت فارس رسید و بر خلاف عموزاده مخلوعش، به پدر وفادار ماند.

اما امارتش با تلخکامی آغاز شد. در سال 818هـ. /1415م.، میرزا بایقرا شهر را تصرف کرد و ابراهیم به ناچار  تا رسیدن سپاهیان در ابرقو پناه گرفت. آنگاه به یاری ایشان شهر را باز پس گرفت. حکومت او، به عنوان امیرزاده، سراسر لشکرنشینی است. سرانجام در سال 838 هـ./ 1435 م. در اثر بیماریی زود هنگام درگذشت و ولایت را برای پسرش، عبدالله، که در آن هنگام هنوز طفلی خردسال بود باقی گذارد.

ابراهیم سلطان، همچون برادرش بایسنقر، به خوش‌نویسی علاقه بسیار داشت و خود نیز خوش‌نویسی پرآوازه و از پیروان مکتب مشهور یاقوت مستعصمی بود.

قرآن‌های خوش‌نویسی شده بسیاری که اغلب تاریخ آنها بین سالهای 825-816 هـ./ 1422-1413م. است، از او یا منسوب بدوست. از این میان می‌توان به قرآن موزه پارس شیراز اشاره کرد. یکی از قرآن‌های خوش‌نویسی شده او به سال 827هـ./1424م، به مناسبت زیارت مشهد نگاشته شده است. او خط خوش را به قلم‌های گوناگون می‌نوشت، اما بیشتر در ثلث مهارت داشت و این شیوه را در فارس، از پیر محمد شیرازی آموخته بود. گذشته از کتابت نسخه‌های قرآنی، طرح و رسم بسیاری از کتیبه‌ بناهای شیراز و اصفهان به دست او انجام شده است. همچنین بنای مدرسه دارالصفا، باغ و چند عمارت دیگر در شیراز از کارهای اوست.

ظاهراً او علاقه داشت دانشمندان و ادیبان را اطراف خود گردآورد. ادیبی به نام شجاع در سال 830 هـ./ 4127م.، کتاب خود، انیس الناس را که برای خزانه (کتابخانه) سلطان در نظر گرفته بود و نیز، شرف‌الدین علی یزدی، ظفرنامه خود را در نظر گرفته بود و نیز، شرف‎الدین علی (د. 858 هـ./ 1454م.) در دبیرخانه ابراهیم [سلطان] خدمت می‌کرد و به کتابت اسناد دیوانی اشتغال داشت.

تاریخ‌نویس معروف، ‌مولانا نورالدین لطف‌الله هروی که بیشتر به حافظ ابرو شهرت دارد مدتی به شیراز آمد و در خدمت او بماند. کمال‌لدین بن غیاث شیرازی، ناظم دیوان، همچنین حاجی منصور که شعری درباره پیامبر به نام نبی نامه[2] به او منسوب است در دربار شیراز می‌زیستند.

ابراهیم همانند امیران مشهوری چون سلطان احمد جلایر، شاعر نیز بود؛ شرف‌الدین علی، مقدمه‌ای بر مجموعه اشعار(دیوان) وی سروده است.

نسخه‌های ساخته شده کتب خانه ابراهیم سلطان

نسخه I-4628 موزه هنر اسلامی برلین که و. اندرلاین [3]V.Enderlein)) آن را مورد بررسی قرار داده، جُنگی است که برای کتابخانه امیر بایسنقر، ولیعهد هرات نگاشته شده، اما در شیراز و در نگارخانه برادرش، ابراهیم ساخته شده و احتمالاً به عنوان هدیه به هرات فرستاده شده است. این کتاب در سال 823 هـ./1420م. به قلم محمود الحسینی خوش‌نویس نسخه‌برداری شده است و دارای نقوش مُذهّب و نقاشی‌هایی است که در کتب‌خانه بایسنقر در هرات تولید می‌شد و با سبک دیگر کتاب‌های ساخته شده در این دوره در شیراز تفاوت بسیار دارد، اما شباهت‌های آن با نقوش مظفری غیرقابل انکار است. متأسفانه نه‌ نام‌(های) پدیدآرنده(گان) 29 نقاشی این نسخه‌شناسایی شده است و نه نام‌(های) سازنده(گان) نقوش مُذهَّب آن.

اما، محمود حسینی، بسیار نام آشناست. [نام] او محمود بن مرتضی بن احمد حافظ حسینی است. در مورد او همچنین می‌دانیم که در سال 817هـ./ 1414م.، پیش از شکست اسکندر سلطان در دربار وی بوده است.[4]

در واقع، این محمود حسینی همان کاتبی است که اسماعیل حسینی در ایجاد مجموعه‌ای از آثار شعر فارسی با وی همکاری داشته است. این مجموعه هم‌اکنون، در موزه‌ هنرهای ترک و اسلامی استانبول به شماره 2044 نگهداری می‌شود[5] و پیش از این در مجموعه ایاصوفیه قرار داشت که از جانب سلطان محمد اوّل به ورث وقف بدانجا سپرده شده بود. آن طوری که نوشته موجود در صفحه مزدوجِ مُذَهَّب برگ1پ-2، نسخه2044 نشان می‌د‌هد، این کتاب برای کتابخانه (خزانه) اسکندر سلطان، کتابت شده و اگر بر اساس نوع تزیین آن داوری کنیم احتمالاً در شیراز به انجام رسیده است. قطع این کتاب، کوچک(19*5/13 سانتیمتر) و دارای 758 صفحه است. [در این کتاب] خمسه نظامی، آثار امیرخسرو خواجوی کرمانی (نک: برگ140پ) با نستعلیق قدیمی، به خط محمد حسینی در 815 و 816 هـ./ 1412-1414م. نگاشته شده است. در این اثر می‌توان انجامه‌هایی را با تاریخ‌های محرم 814-816هـ./1412-1414 م. (برگ95)، 13 صفر816هـ. (برگ250پ)، ربیع‌الاول 815ه. (برگ 277پ)، ذی الحجه 815ه. (برگ336)، ذی الحجه 815ه. (برگ460) و 15 محرم 816ه. (برگ 528پ) مشاهده کرد. بر عکس، آثار عطار که برگ‌های 529 تا 758 را در بر می‌گیرد و نیز متن کامل شاهنامه فردوسی- که نکته قابل توجهی است- در حاشیه برگ‌های 3 پ تا 758 آمده است به خط اسماعیل حسینی است (نک: انجامه برگ 718پ) همراه با تاریخ اتمام کار (همان اثر) که سوم محرم سال نامشخصی (احتمالاً 816ه.) است.

این نسخه فاقد نقاشی است، اما از جنبه تزیین (سرلوح‌های برگ 27پ، 97پ و سرلوح‌های دیگر؛ شمسه‌های برگ‌های 141، 188 پ و موارد دیگر؛ لچکی‌های نقش‌دار همراه با گل در هر صفحه؛ سرسخن‌ها به نسخ و مُذَهَّب، داخل قاب‌های مورب بسیار ظریف)  قابل توجه است.

در فهرست نمایشگاه تیمور و جلوه شاهانه[6] (Timur and princely vision) تیز لنتس (T.Lentz) و جیمز لوری (G.Lowry) ، در کنار فهرست قرآن‌های منسوب به ابراهیم سلطان- که دست کم چهار مورد از آنها می‌تواند معتبر باشد- سیاهه‌یی از کتیبه بناهایی تهیه کرده‌اند که ممکن است از سازندگان آنها باشد و نیز تهیه‌کننده دفتر ثبت نسخه‌هایی که در کتابخانه آن بناها گرد آمده است. در این سیاهه آمده است:

- مثنوی جلال‌الدین رو.می [به شماره].L.A.1681از مجموعه گولبنکیان (Gulbenkian) لیسبون، که در سال 822ه./1419م. در شیراز استنساخ شده است؛[7]

جامع الصحیح، تاریخ کتابت در سال 832ه. 1429م.، در کتابخانه سلیمانیه استانبول، به شماره فیض‌الله 429؛

دیوان یا مجموعه اشعار امیر خسرو، در موزه هنرهای ترک و اسلامی استانبول به شماره 1982، با نقش مُذهَّب و تاریخ  کتابت 8347ه./2-1431م.؛

- جُنگ به شماره فاتح 3682 از کتابخانه سلیمانیه استانبول ، شامل کلیله و دمنه، مرزبان‌نامه و سندبادنامه، بی‌تاریخ، 579 صفحه، دارای 72 نقاشی. نورهان آتاسوی (Nurhan Atasoy) این کتاب را مورد پژوهش قرار داده است و تاریخ تقریبی آن را 829ه./ 1425م. می‌داند؛[8]

شاهنامه،‌از مجموعه 176 کتابخانه بودلیان  اکسفورد، با تاریخ تقریبی 839ه./ 1435م. و ظفرنامه شرف‌الدین علی یزدی از 839ه./1436م. که اکنون به چندین بخش تقسیم شده است. این دو نسخه دارای نقاشی‌هایی است.

به نظر ما[9]، مجموعه‌ای کوچک مرکب از سه دیوان فارسی (خسرو و حسن دهلوی ؛ ناصر بُخاری) به دلیل شباهت بسیار نقش‌های مذهّب آن با نقش نسخه‌های تزیین شده نگارخانه امیرزاده فارس و به ویژه با جُنگ بایسنقر، با نگارخانه ابراهیم ارتباط دارد. این نسخه که به قلم نورالحسینی تحریر شده، دارای تاریخ 820ه./ 1417م. است. امّا هیچ نشانه روشنی دال بر تملق آن به کتابخانه سلطان وجود ندارد.

به سیاهه لنتز و لوری، بدون شک کلیات سعدی را نیز باید افزود که با شماره 318 به کتابخانه دانشگاه پنجاب تعلق دارد. [10]نسخه‌ای با 440 برگ که در صفحه مزدوج مُذهّب آن(برگ 1پ-2) تقدیمیه‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد برای کتابخانه(خزانه) سلطان مغیث‌الدین ابوالفتح ابراهیم کتابت شده است. متن از برگ 2پ- 3، داخل یک [قاب] منقش مذهب آغاز می‌شود. هر یک از صفحات بعد دارای لچکی‌های تزئینی است. 829ه./ 1426م. و برای مظفر بن عبدالله، به درخواست «استادش، خواجه غیاث‌الدین محمد فرج الله» و به خواست شاه کتابت شده است.

قرآنی از مجموعه خلیلی[11] نیز که از کارگاه ابراهیم است، ظاهراً، باید به این سیاهه افزوده شود. این قرآن به خط نسخ تحریر شده و در 823ه./ 1420م. و به احتمال قوی در شیراز، به قلم «محمد المقلب به قطب المغیثی السلطانی» خاتمه یافته است. این خوشنویس، - با نام محمد الملقب به قطب- کاتب جُنگ شماره 5922 کتابخانه ملک تهران[12] نیز هست. این جُنگ نیز مسلماً از شمار نسخه‌‌های تحریر شده در کارگاه  ابراهیم سلطان، در شیراز پس از 817/ 1414 است. این نسخه، جُنگی با قطع کوچک، بی‌تاریخ، اما دارای نقاشی است. به نظر می‌رسد خوش‌نویس آن، همان جلال‌الدین محمد از شاگردان جعفر بایسنقری باشد.

بدون شک پیراستن روشمند و منظم فهرست‌ها سبب هر چه غنی‌تر شدن دانسته‌های ما نسبت به موجودی کتابخانه ابراهیم می‌شود. نسخه‌ای از کتابخانه مجلس تهران[13] دارای دو بخش اسکندرنامه نظامی است که خوش‌نویسی به نام میر علی آن را برای کتابخانه (خزانه­الکتب) سلطان ابراهیم (بر اساس کتیبه خوش‌نویسی شده در صفحه مذهب نخست) استنساخ کرده است. این نسخه که از تزیینی پرکار به ویژه در صفحات نخستین برخوردار است دارای سه نقاشی است و در واقع- کمی پس از مرگ سلطان- در 839ه./1435-1436م. پایان یافته است.

ای. سیمس (E.Sims) نسخه با شکوه و نفیسی را که ده سال پس از اتمام کار ظفرنامه شرف‌الدین علی یزدی انجام گرفته،‌ شناسایی و به دقت بررسی کرده است.[14] این نسخه به فرمان ابراهیم سلطان نسخه‌برداری شده، اما کار خوش‌نویسی آن در 839ه./1436م. تقریباً بیش از یک سال پس از مرگ امیر، پایان یافته است. کتابت این نسخه به قلم یکی از خوش‌نویسان نگارخانه او به رقمِ یعقوب بن حسن، ملقب به سراج الحسینی السلطانی، صورت گرفته است. این اثر که در ابتدا 355 برگ داشته از هم جدا و به دو قسمت تقسیم می‌شود، ‌اما 37 مجلس از نقاشی‌های آن باقی مانده است. این نسخه در 885 ه./ 1480م. به هرات می‌رسد و بخشی از نقوش مذهب آن تکمیل می‌شود و مقدمه‌ای 72 برگی 127 پ فعلی، تنها نقشی باشد که به طور یقین مربوط به دوره کتابت متن در شیراز می‌شود، اما متأسفانه این تزیین فاقد رقم است.

برعکس، خوش‌نویس ظفرنامه دیگر (متعلّق به 839ه.) قابل شناسایی است. او کاتب نسخه مذهب دیگری ( در 840ه./ 1436م.) نیز از همین ظفرنامه است: نسخه شماره 3682 کتابخانه مجلس تهران [15]که در انجامه آن امضاء کرده است:«یعقوب بن حسن المقلب به سراج الحسینی[16] القتانی». اما موضوع بسیار جالب آن که، او مؤلف رساله‌ای درباره خوشنویسی است و تنها یک نسخه از آن تا زمان ما باقی مانده است: رساله تحفه­المحبین، نگارش این رساله که سهم عمده‌ای در سنت خوش‌نویسان فارس دارد در 858ه./1454م. آغاز شده است.[17] مؤلف در مقدمه، نام خود را ابوالداعی یعقوب بن حسن بن شیخ الملقب به سراج الحسینی الشیرازی ذکر می‌کند و اظهار می‌دارد که شاگرد استاد بزرگ خوش‌نویس، صدرالدین روزبهان، خطاط شیرازی است. او از سلطان ابراهیم و استعدادش در خوش‌نویسی و نیز نقش او در بنیان‌گذاری مدرسه دارالصفای شیراز یاد می‌کند.[18] یعقوب هنگام نگارش این رساله، زیارت مکه و مدینه را انجام داده، و در حال سفر به بیدار از خطه محمدآباد هند بوده است. او اثرش را به حبیب‌الله بن برهان‌الدین، امیرزاده خلیل الله بن نورالدین شاه نعمت‌الله کرمانی، نوه عارف مشهور قادری و داماد نوه دختری یکی از سلاطین بهمنی تقدیم کرده است. رساله او سند مهمی درباره اندیشه علمی و عمل خلاق و پرثمر خوش‌نویسان فارس از دوران آل مظفر تا حدود 839ه. 14354م. است.

جُنگی از موزه هنرهای ترکی و اسلامی استانبول (820ه./ 1417م.)

در نسخه 1997 از موزه هنرهای ترک و اسلامی استانبول که ما قصد پرداختن بدان را داریم، تزیینی وجود دارد که به نقوش نسخه‌های نگارخانه ابراهیم شباهت بسیار دارد.

به جز نمونه‌هایی که تا بدین‌‌جا، به صورت بسیار مختصر شرح داده است[19] که تزیین آغازین آن ظرافت و کیفیتی استثنایی دارد. با قطع کوچک (5/198*13سم)، دارای 652 برگ با جزوه‌هایی – مانند نسخه T.L.M.2004 پنج برگی، این نسخه با توجه به مُهر برگ 474، از جانب محمد مراد دامادزاده ، در سال 1193 ه.وقف شده است، حال آن که اثر مُهر گردی قدیم‌تر از آن(متعلق به شده 9ه./15م.؟) در برگ‌های 198، 306 و 511 تراشیده شده است.

نسخه 1979 تقریباً 1979 تقریباً منحصر به دیوان‌های شعر است: در بخش میانی، برگ‌‌های 2 پ تا 198، فصل نخست، دیوان سلمان ساوجی، از برگ 198پ تا برگ 306، غزلیات همین شاعر؛ از برگ 306پ تا 501 پ، دیوان کمال خجندی؛ از برگ 511 پ تا 594 دیوان خواجه عصمت؛ از برگ 594 پ تا 652پ، دیوان نصیری است. آنچه به صورت موربّ در حاشیه‌ها آمده عبارت است از: برگ 2 پ تا 287، دیوان حسن؛ از برگ 287پ تا 383، دیوان ناصر؛ از برگ  383 پ تا 506، دیوان حافظ؛[20] از برگ 506پ تا 511، برخی از اشعار سعدی؛ از برگ 511پ تا 555، دیوان همام تبریزی؛ از برگ 555 پ تا 594، دیوان جهان‌الملک؛ از برگ 594پ تا 631، کلیات جمال‌الدین ابواسحاق ملقب حلاج؛ از برگ 631پ تا 642، اشعاری تقدیم شده به شمس‌الدین صاحب دیوان و از برگ 642 پ تا 652پ، ده فصل از [کتاب] عبید زاکانی.

تزیین این نسخه در برگ‌های 1 پ-2، صفحه مزدوجِ تذهیب‌داری است (تصویر شماره1) با ساختاری بسیار زیبا شامل تقدیمیه‌ای به ابراهیم سلطان، در برگ‌های 2پ-3، آغاز اشعار همراه است با هشت چهار گوش و لوزی منقش (سرلوح) (تصویر2) که آنها نیز بسیار ظریف کار شده‌اند.

همچنین چهارگوش‌ها و لوزی‌های مُذَهَّب نشانگر آغاز قطعه‌ها هستند- در بخش میانی صفحه یا در حاشیه- در برگ 140 پ،198 پ، 287پ، 306 پ، 383پ، 511 پ،555 پ و 564 پ. به علاوه در هر صفحه، در حاشیه، لچکی‌ای زینتی با نقش‌های گل و گیاه دیده می‌شوند.

عناوین قطعات، به دو صورت خوش‌نویسی شده، داخل چهار گوش‌هایی به صورت لکه‌های ابر، بر روی زمینه‌ای با خطوط موازی به رنگ‌های متناوباً زرد، سیاه، سبز یا قرمز برجسته و مشخص شده‌اند.[21]

این نسخه که به خط نستعلیق کتابت شده دارای سه انجامه است. انجامه نخست(برگ 306) نشان می‌دهد که دیوان سلمان برای مغیث‌الدین ابراهیم سلطان، در نیمه ماه ربیع‌الثانی 820ه./ آغاز ژوئن 1417م. به انجام رسیده است.

انجامه دوّم ، در حاشیه برگ 383، تنها به ذکر تاریخ اتمام کار اشاره می‌کند که ابتدای جمادی‌الثانی820ه./ 16 ژوئیه 1417م. است. در آخرین انجامه در برگ 652پ، آمده است که نسخه در سال 820 ه. برای مغیث‌الدین ابوالفتح ابراهیم سلطان به انجام رسید. تنها در انجامه برگ 306 [انجامه نخست] به نام خوش‌نویسی که تحریر (حررّه) تمام متن را به انجام رسانده اشاره شده است: «فیروز بخت السلطانی».

از دیگر سو، می‌توان در قاب‌های طوماری واقع در قسمتِ پایین تزیینِ برگ 1پ و 2، امضای تذهیب‎کار را مشاهده کرد. در واقع، می‌توان نوشته ذهبَهُ (در برگ 1پ) نصرالسلطانی (در برگ 2) را خواند (تصویر شماره1) که ما را از نام تذهیب‌کار (برگ 1پ تا برگ3) آگاه می‌سازد، نه از نام نقش‌آفرین همه تزیین، یعنی نصرالسلطانی.

نسخه‌بردار، فیروزبخت، به یقین، همان فیروزبخت بن اصفهان شاه است که نسخه کلیات سعدی (شماره 287 از مجموعه India office Library لندن[22]) را در محرم819ه./مارس 1416م. به انجام رسانده است. این نسخه 499 برگ دارد، به خط نستعلیق و مُذهب است و به نظر نمی‌رسد نشانی از گیرنده[سفارش‌دهنده] در آن وجود داشته باشد.

رقم نصرالسلطانی «زراندودکار» یا تذهیب‌کار (مُذهب)، در حداقل یک نسخه خطی دیگر می‌شود، در واقع، ‌می‌توان امضای او را در برگ 17پ، شاهنامه Add.179 کتابخانه بودلیان اکسفورد که از آن یاد شد،‌ مشاهده کرد. تقدیمیه به ابراهیم سلطان که کار اوست در برگ 12 این نسخه ‌آمده است. به دلیل دیباچه منسوب به «بایسنقر»، در ابتدای این حماسه مشهور دیده می‌شود، این نسخه- که دارای نقاشی‌هایی است- باید به تاریخی پس از 834ه./ 1430م.، احتمالاً‌ حدود 839ه./1435م.

/ 1 نظر / 32 بازدید
لیلا محرری

با سلام با توجه به موضوع پژوهشم که به نوعی قسمتی از تاریخ تیموری را نیز شامل میشود، به اطلاعاتی در زمینه کتابخانه بایسنقر و ابراهیم سلطان نیاز دارم. اگر ممکن است ارجاع کامل متن اصلی جناب فرانسیس ریشار را برایم بگذارید تا در صورت استفاده از اطلاعات، نام مقاله ی مرجع نیز را ذکر کنم. با تشکر